شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان

شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان

حنیف حیدرنژاد، سایت حیدر نژاد، شانزدهم می 2014: …  سوال اینجاست که پس چرا در همین اطلاعیه همزمان انتقال سریع ساکنین لیبرتی به کشورهای ثالث درخواست نمی شود؟ چرا درحالی که شرایط امنیتی عراق هر روز وخیم تر شده و آتش درگیری های قومی و مذهبی بیشتر زبانه می کشد، ساکنین لیبرتی باید در آنجا بمانند؟ همین امروز سایت سازمان مجاهدین از درگذشت خانم راضیه کرمانشاهی در آلبانی خبر داد و با اشاره …

UNAMI: continued concerns about abuses committed by the PMOI/MeK leadership

لینک به منبع

شلیک سلاح سبک به ساکنین لیبرتی، نشانی از وخامت بیشتر امنیت آنان

شورای ملی مقاومت در اطلاعیه خود به تاریخ 24 اردیبهشت 1393/ 14 مه 2014 خبر داد که “يک گلوله کلاشنيکف که از جنوب شرقی ليبرتی شليک شده، به يکی از بنگالها اصابت کرده و پس از عبور از سقف بنگال، يکی از ساکنان را از ناحيه سر مجروح کرد که بلافاصله به کلينيک عراقی کمپ منتقل شد.”

اگر چه همین اطلاعیه به موارد دیگری از این قبیل که “تاکنون بارها اتفاق افتاده” اشاره می کند، اما مشخص نیست که پس چرا تاکنون در مورد آن موارد دیگر اطلاعیه صادر نشده است.

شلیک گلوله از سلاح سبک که از فاصله نزدیکتری نسبت به سلاح های نیمه سنگین و خمپاره انداز انجام می شود، نشان از تنگتر شدن حلقه خطر بر گِرد ساکنین لیبرتی می دهد. به گزارش رسانه های خبری در همین روز شلیک به لیبرتی “رشته انفجارهای خودروهای بمب گذاری‌شده در بغداد و یک شهر دیگر دست‌کم ۳۴ کشته برجای گذاشت. انفجار ۹ خودروی بمب گذاری‌شده در مناطق عمدتا شیعه‌نشین بغداد دست‌کم ۲۸ کشته بر جای گذاشت که بیشترین تلفات مربوط به شهرک صدر بوده است. این انفجارها همزمان با آیین‌های مذهبی ولادت امام اول شیعیان، روی داده است”

شورای ملی مقاومت در همین اطلاعیه خود ابتدا تاکید می کند “این اتفاق بار دیگر زنگ خطر را در مورد آسيب پذيری و عدم امنيت ليبرتی و تهديدات مبرمی که متوجه ساکنان است، به صدا در می آورد.” اطلاعیه پس از به صدا در آوردن این “زنگ خطر”، به نقل از مریم رجوی می افزاید “خانم مريم رجوی رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران، توجه آمريکا و ملل متحد را که بارها و به صورت مکتوب در قبال امنيت و سلامت ساکنان متعهد شده اند، اکيداً به آسيب پذيری و وضعيت خطرناک ليبرتی جلب نمود و خواستار تأمين الزامهای حداقل امنيتی در ليبرتی، به خصوص بازگرداندن 17500 تی وال و انتقال کلاهها و جليقه های حفاظتی ساکنان، از اشرف به ليبرتی شد.”

تاکید بر تی وال ها یا همان دیواره های بتونی حفاظتی و کلاه و جلیقه های حفاظتی، کاملا بجا و درست است، اما سوال اینجاست که پس چرا در همین اطلاعیه همزمان انتقال سریع ساکنین لیبرتی به کشورهای ثالث درخواست نمی شود؟ چرا درحالی که شرایط امنیتی عراق هر روز وخیم تر شده و آتش درگیری های قومی و مذهبی بیشتر زبانه می کشد، ساکنین لیبرتی باید در آنجا بمانند؟

همین امروز سایت سازمان مجاهدین از درگذشت خانم راضیه کرمانشاهی در آلبانی خبر داد و با اشاره به سابقه “بیماری طولانی او در شرایط محاصره پزشکی در اشرف و لیبرتی”، علت فوت او را پس از یک عمل جراحی “ایست قلبی” عنوان کرد.

در حالی که ساکنین لیبرتی به دلیل میانسالی و انواع بیماری ها و شرایط خراب زیستی و درمانی به مرگ فرسایشی دچار شده اند، و در حالی که شلیک سلاح های سبک “زنگ خطر” وخیم تر شدن اوضاع امنیتی بر گِرد آنها را به صدا در آورده است، چرا باید آنان در عراق بمانند؟

اگر رهبری سازمان مجاهدین ادعا می کند که موانع خروج ساکنین لیبرتی نه از سوی آن، بلکه از جانب سازمان ملل و دولت ایالات متحده آمریکا و دولت عراق می باشد، در این صورت باید با شفافیت رفتار کند. رهبری مجاهدین باید یک گاهشمار و ساعت شمار خبری بر روی سایت رسمی مجاهدین ایجاد کند. در آنجا باید به صورت شفاف و مسئولانه ساعت به ساعت و روز به روز تمام ارتباطات رسمی انجام شده با مقامات سازمان ملل، دولت عراق و دولت ایالات متحده آمریکا برای انتقال ساکنین لیبرتی شامل: تلفن های انجام شده، نامه یا ایمیل های های ارسالی، ملاقات های انجام شده، همراه با پاسخ های دریافتی را به اطلاع افکار عمومی برساند. در غیر اینصورت انتشار چنین اخبار هشدار دهنده ای، تنها موجب شک بیشتر نسبت به نیّات رهبری مجاهدین خواهد شد.

حنیف حیدرنژاد

14.05.2013

http://www.hanifhidarnejad.com

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقنگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

کریم قصیم: پاسخگویی محول به بعد از سرنگونی نمی شود. سرنگونی بهانه نیست. رهبران مجاهدین خلق امروز جواب دهند

همچنین:

“خیانت به اعتماد” و پیامدهای فردی آن

حنیف حیدرنژاد، سایت حیدر نژاد، سوم آوریل 2014: … برای بسیاری این سوال مطرح است که چرا عده ای از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق پس از سال های طولانی جدائی از این سازمان زبان به سخن باز کرده و یا هنوز هم بخش دیگری همچنان سکوت می کنند؟ دلایل مختلفی را می توان تصور نمود، یکی از این دلایل، درک

مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»

ایرج مصداقی، پژواک ایران، بیست و ششم مارس 2014: … مجاهدین در دهلی نو، «پروفسور راج بالدو» را به تور انداختند (۱) و او راضی شد با کمترین هزینه و قیمت جایزه‌ای را دست‌‌ و پا کرده و به مسعود رجوی اهدا کند. به این ترتیب «روغن چراغ ریخته نذر امامزاده شد». خدا را شکر که مسعود رجوی در ازای این لطف و کرامت مجبور نشد

نگاهی به سالی که گذشت؛ ما یاد گرفتیم که آزاد بیاندیشیم و با صدای بلند حرفمان را بزنیم چاپ ارسال به دوست

حنیف حیدرنژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و چهارم مارس 2014: … ما خود را باز یافتیم. آنچه در بالا آمد حقوق شناخته شده ی هر شهروند در کشورهای آزاد است. اینکه هر فرد آزاد است که هر فکر و اندیشه ای که می خواهد داشته باشد، آن را بیان کند، هر وقت که می خواهد به یک تشکیلات یا حزب سیاسی بپیوندد و هر وقت

نقد و بررسی استثمار زنان توسط اعضای سابق تشکیلات رجوی – قسمت سوم

زنان_مجاهدین خلق_فرقه رجویزنان ایران، بیست و دوم مارس 2014: … عاطفه و اندیشه . ما کجا صاحب عاطفه و اندیشه خودمان بودیم، وقتی که به ما گفته می شد که عاطفه های شما همه باید کانالیزه بشه به طرف رهبری و باید مال رهبری باشه به ما گفته می شد که حق ندارید به خانواده خودتون محبت داشته باشید،