شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیست

شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیست

شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیستصابر تبریزی، ایران اینترلینک، پانزدهم ژوئیه 2020:… او خطاب به خوانندگان نوشته اش – ودراصل برای تبلیغ بنفع فرقه ی رجوی با مقصد استعمال داخلی- مینویسد : ” ساعت، ساعت سرنوشت است. آیا به آن پاسخ می‌دهیم؟ باید ندای وجدان و تاریخ را با گوش جان شنید و به آن سلام کرد. زمان، زمان تحقق امیدهای همهٔ سرداران و پیشوایان ملی ایران است “. یعنی اینکه با شرکت ویدئویی در کنفرانس مریم ، سرنوشت کشور ما تعیین خواهد شد ؟! آیا مشارکت تمام عیار در جنایات رجوی که شما ازپیشتازان این مشارکت بودید، وجدانی برای شما باقی گذاشته است یا این  ندای وجدان را انسان های فسیل شده ی سازمان بشنوند؟ آیا این وجدان ها در روسپیان سیاسی است که قبل از شرکت دراین شوی مسخره ،  کمی تا قسمتی از حق وحسابشان را دریافت کرده و پیشاپیش اظهار نظر های باب دل رجوی را زده اند و شماها آنها را منتشر کرده اید؟! شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیست 

مرید ارشد مریم رجوی ، احتیاج به اینهمه پرگوئی نداشتتوهین بزرگ به زن نامدار اسپانیایی در مقایسه کردن او با مریم رجوی!ا

شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیست 

شما بعنوان میرزا بنویس فرشته یگانه جلاد، نمیتوانید وجدان داشته باشید!

25/04/1399

درزمانی که قراراست شوی سالیانه ی مریم رجوی واین بار بصورت ویدئو کنفرانس برگزار گردد، سیمای ضد آزادی ومروج خشونت ووطن فروشی رجوی آرام وقرارندارد تا این خیمه شب بازی توجیه شود و شرکت کنندگان آنچنانی بیشتری داشته باشد، رسانه های مجازی رجوی هم براه افتاده اند و صفحات زیادی را به این مورد اختصاص داده و مثلا مقاله نوشتند.

شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیست

درمیان این نویسنده های رجوی ، مهدی خدائی صفت که میرزا بنویس خانم فرشته یگانه جلاد است ، تلاش کرده که به نوشته اش وصله های علمی زده  وصحبت طبقات اجتماعی ایران و آغاز قریب الوقوع انقلاب را پیش بینی کند.

او خطاب به خوانندگان نوشته اش – ودراصل برای تبلیغ بنفع فرقه ی رجوی با مقصد استعمال داخلی- مینویسد :

” ساعت، ساعت سرنوشت است. آیا به آن پاسخ می‌دهیم؟ باید ندای وجدان و تاریخ را با گوش جان شنید و به آن سلام کرد. زمان، زمان تحقق امیدهای همهٔ سرداران و پیشوایان ملی ایران است “.

یعنی اینکه با شرکت ویدئویی در کنفرانس مریم ، سرنوشت کشور ما تعیین خواهد شد ؟!

آیا مشارکت تمام عیار در جنایات رجوی که شما ازپیشتازان این مشارکت بودید، وجدانی برای شما باقی گذاشته است یا این  ندای وجدان را انسان های فسیل شده ی سازمان بشنوند؟

آیا این وجدان ها در روسپیان سیاسی است که قبل از شرکت دراین شوی مسخره ،  کمی تا قسمتی از حق وحسابشان را دریافت کرده و پیشاپیش اظهار نظر های باب دل رجوی را زده اند و شماها آنها را منتشر کرده اید؟!

توقع داشتن وجدان ازروسپیان سیاسی بمعنای آنست که برداشت شما ازمقوله ی وجدان ، آن چیزی نیست که انسان های متعارف دارند.

اگر ما مردم ساکن ایران قرار است که به ندای وجدان خود گوش فرادهیم، درخواست شما دراین مورد را بجان ودل خریده و درنتیجه به توصیه های احمقانه ی شما توجهی نمیکنیم !!

ضمنا اگر قرار است که امیدهای پیشوایان ملی ایران را محقق سازیم، باید که ازشما بعنوان عمله های باند رجوی ، اظهار برائت کنیم!

مرید ارشد مریم رجوی ، احتیاج به اینهمه پرگوئی نداشت

دوباره :

“ آیا شک دارید که در ایران به‌قول دکتر هزارخانی یک انقلاب واقعی در حال وقوع است؟ و به یمن خون و رنج و فدا، حاکمیت اهریمنی آل خمینی را به نقطهٔ لرزان کنونی رسانده است “؟

اینکه دکتر هزارخوانی به مرید مفلوک رجوی تبدیل شده ، نظراو درمورد انقلاب واقعی که نوید داده، نمیتواند صائب باشد وبرای دلخوشی شما ها وگذران زندگی پیرسرانه اش، چنین افاضاتی فرموده است.

انقلابی که مورد نظر این پیر خائن باشد، باانقلاب مردم فرسنگ ها فاصله دارد وبنابراین ارزشی برای حرف های او گذاشته نمیشود.

بازهم :

” بگذارید همین‌جا به این نکته هم اشاره و تأکید کنم که ما به‌عنوان مجاهدین آنطور که رهبر مقاومت، مسعود رجوی بارها اعلام کرده اگر فی‌الواقع در پیشاپیش ما نیروی دیگری وجود می‌داشت که قادر به سرنگونی این رژیم می‌بود (و ای کاش که وجود می‌داشت) در این صورت وظیفه ما بود که بی‌شکاف رهبری آن را بپذیریم و تمام نیرو و امکانات خود را در اختیارش قرار دهیم “.

شما مثل یک شریرترین ودروغگو ترین فرد حرف میزنید.

چرا که میدانیم که مسعود کشور ورهبری آنرا تنها وتنها برای خودش میخواست و البته شما هم بعنوان پادوان حقیر او ، مزایایی بدست میآوردید که توازن نیرو چه درگذشته وچه در حال حاضر بنفع این امیال متوهمانه وخائنانه  نبوده ونیست .

شما ها بعنوان ادوات یک فرقه ی مستبد وتمامیت خواه به چیزی جز تسلیم کامل همه دربرابر خودتان راضی نیستید وما عملا درستی این نظرمان را درطول چند دهه مشاهده کرده ایم.

یکی ازشعارهای کلیدی شما درسال های اول انقلاب بهمن این بود : ” خون حنیف میجوشد / رجوی میخروشد “. والبته گور پدر مردم ودیگر جریانات سیاسی!

سپس :

” آنچه زمانی طبقه متوسط نامیده می‌شد از زاویه اقتصادی ـ اجتماعی فرو ریخته و به سوی طبقه فرودست تحلیل رفته، هرم طبقاتی جامعه متلاشی شده، بجز ۴ درصدیها (همان مافیای حاکم)، که همهٔ ثروت و سود و سرمایهٔ جامعه را در دست دارند. جامعه به‌لحاظ طبقاتی و شاخصهای اقتصادی ـ اجتماعی نیز به دو قطب و یا دو طبقهٔ مشخص تقسیم شده است یکی طبقه بالایی که همان باندهای حاکمیت یعنی بیت ولایت و سپاه و وابستگان آنها هستند و همهٔ ثروت و درآمد ملی را در دست دارند. در طرف دیگر یک طبقه عمودی که اکثریت جامعه را شامل شده و تحت ستم و اجبارات و استثمار آن طبقه حاکم قرار دارد”.

شایسته تر بود که به بحثی که درآن سررشته ندارید وارد نمیشدید آقا مهدی!

ایران قبل از اشغال بنادر خود درخلیج فارس ( حدود 400 سال پیش ) کشوری بالنده ، نوعی ابرقدرت با توازن مثبت مبادلات با خارجی ها بود.

یعنی طبقه ی متوسط تولید کننده وکسبه ی همگرا با این تولید کنندگان، بزرگی داشت که این طبقه با شروع رسمی استعمارکم کم روبه زوال رفت.

طبقه ی متوسطی که به بهای ریخت وپاش های درآمد نفت ودر اواخر دهه ی 1340بوجود آمد، وآنهم درقسمتی جامعه ی شهری بعنوان 35درصد ازاهالی ایران ، بیشتر مصرف کننده کالای خارجی بود ه و ازاصالت کافی برخوردار نبود ودیدیم که این طبقه دربزنگاه های سخت تاریخی جازد و موفق به حفظ خود بعنوان طبقه ای که ایفای نقشی بعهده ی اوست،  نشد!

طبقه ی متوسط زمانی ازاستحکام کافی برخوردار است که متصل به تولید وخدمات درخدمت تولید باشد وما درایران – بشرحی که رفت- نداشتیم!

سی خرداد شصت، انتخاب راه خیانت به انقلاب بود!!ا

همینطور :

” اما از نظر سیاسی و اجتماعی روشن است که حداقل از ۳۰خرداد۶۰ جامعهٔ ما صحنه رویارویی دو جبهه متخاصم است. یکی جبهه خمینی و دیگری جبهه ضد خمینی. جبهه آزادی، دموکراسی و سکولاریسم”.

رجوی که به کسی اجازه ی یک صحبت خصوصی نمیدهد ، هرگز اجازه ی سئوال ازخود راصادر نمیکند ، هیچ کس وجریانی بغیر از خودش را برسمیت نمیشناسد وهر منتقد را مزدور معرفی میکند و درسوء استفاده ازمذهب خود را نماینده ی خدا و تلویحا بالاتر ازامامان معرفی میکند، چگونه میتواند رئیس تشکیلاتی آزادیخواه، دموکراتیک وسکولاریزم داشته باشد؟؟

ودر نهایت :

” اکنون روز میعاد در گردهمایی ۱۷ژوئیه فرا رسیده، آیا شکار این لحظه و حضور به هرقیمت در آن به‌خاطر عشق شعله‌ورمان، ایران، فوری‌ترین وظیفه ملی و میهنی نیست ” ؟!

نوع  مستقیم وحضوری اش را سالهای سال دیده ایم که سودی جز هدردادن پول های ارباب وریخته شدن قسمتی از این پول ها به جیب عوامل ارباب بزرگتر که روسپیان سیاسی باشند و اقامت درهتل و تغذیه ی خوب عده ای از آوارگان کشورهای جهان سومی نداشت و مسلما امسال هم معجزه ای رخ نخواهد داد!

صابر  تبریزی

ثریا عبداللهی، مسعود خدابنده، رادیو تلویزیون جوانان امروز

شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیست

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تحلیل-های-که-مجاهدین-را-به-خاک-سیاه-نشان/

تحلیل های که مجاهدین را به خاک سیاه نشاند ( + سامع و خدایی صفت)

مجاهدین خلق بفرقه رجویانجمن نجات، مازندران و آذربایجان شرقی، هفدهم فوریه 2016:…  رجوی فریبکار که اکنون شما اینگونه سنگ او را به سینه می زنید در نشست درونی اش همیشه دار و دسته تان را مشتی مفت خور و اینکه به بهانه مبارزه طلبی در اروپا لم داده نام می برد حال شما با این گفتار رجوی فریبکار باز هم از مریم قجر این زن داعشی و تکفیری برای چند دلار گدایی نموده تا مفت خورهایی همانند شما بتوانند در اروپا برای چند صباحی راحت زندگی کنند … 

سی و هشت سال حسرت – سی و هشت سال حسرت فرقه رجوی و سالگرد انقلابی که نتوانستند سرقت کنندسی و هشت سال حسرت – سی و هشت سال حسرت فرقه رجوی و سالگرد انقلابی که نتوانستند سرقت کنند

تازه ترین ابتکار مجاهدین در مبارزه با عکس مسعود رجویتازه ترین ابتکار مجاهدین در مبارزه

سیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی
لینک به منبع

این نوع تحلیل ها بود که مجاهدین را به خاک سیاه نشاند!

داستان معروف ” گوبلز- وزیر تبلیغات آلمان هیتلری ” را ازیاد که نبرده اید ؟

او همان شعبده باز ودروغگوی معروفی بود که وقتی نیروهای پیاده ی ارتش شوروی سابق در کنار دروازه های برلین وبرای اشغال نهایی پایتخت آلمان اردو زده بودند ، باحضور دررادیوی آلمان اعلام میکرد که ساعاتی دیگر شهر مسکو سقوط خواهد کرد ومردم آلمان باید آماده ی برگزاری جشن وچراغانی مربوط به این پیروزی ارتش آلمان باشد!

این شخصیت ماکیاول گونه ، مدعی بود که دروغ هرچه بزرگتر باشد وبیشتر تکرار گردد، مردم بهتر باورش خواهند کرد!

رجوی درس گرفته ازاین جنایتکار تاریخی وآن نظریه پرداز ضد مردمی ، چهار دهه ایست که براین راه میرود و باوجود اینکه این روش ضربات خردکننده ای بر سازمان داشت، اما ظاهرا برای خودش خوب بوده است!

البته دراین میان ، رجوی شرایط زمانی ومکانی رادرنظر نگرفته وبا گرفتار شدن دردام دگماتیزم غلیظ، هنوز هم خیال میکند که تنها تعداد اندکی از مردم صاحب رادیو هستند ومیتوان تا مدتی آنها رابازی داد!!

این خودشیفته وکوتولوی سیاسی باوجود اینکه ازبالاترین تکنیک های خبر رسانی ( دروغ پردازی) استفاده میکند ، هنوز هم انفجار اطلاعاتی بنفع مردم را قبول ندارد!

درتحلیل گونه ی ” چشم‌انداز توفان منطقه‌یی و سمت آن ” منتشرشده دررسانه های این باند مخرب آمده است:

” اگر خبرها رو دنبال کرده باشید لابد می‌دانید که یک توفان عظیم در افق سیاسی منطقه در حال شکل‌گیری است که عبارت است از تشدید و گسترش دامنه جنگ در سوریه “.

روند جنگ درسوریه برخلاف نظر شما به سمت وسویی برای اعاده ی تمامیت ارضی این کشور وایجاد حداقل ثباتی که بموجب آن بشود که یک انتخابات درست وتحت نظر سازمان ملل متحد برگزار کرده تا مردم سوریه حکومت دلخواه خود را برسر کار آورند، درحرکت است واین به

منزله ی تشدید دامنه ی جنگ که نه، بلکه در راستای برقراری ثبات درسوریه میباشد.

درادامه میخوانیم:

” این روزها با اعلام آمادگی ارتشهای عربستان و ترکیه و کشورهای متحد آنها برای اعزام نیروی زمینی به سوریه، توفان عظیمی در افق سیاسی منطقه در حال شکل‌گیری است “.

دولت قانونی سوریه ومتحدانش هم دست شان سرگرم ” پلو خورانی ” نیست واتفاقا نشان داده اند که درآزاد سازی سوریه، قوی تر از گروه بندی آمریکا عربستان عمل کرده اند و عربستان ومتحدانش ، عملا حضور نظامی غیر مستقیم وشدید در سوریه داشتند که شکست خوردند واراضی تحت تصرفشان را که تا حومه های دمشق گسترش داشت، ازدست داده اند.

حالا هم این شاخ وشانه کشیدن ها، صرفا به خاطر لاپوشانی بحران های داخلی خودشان و بعضا دوشیدن عربستان شیرده ازیک طرف وتلاش برای بسته شدن مرز سوریه با ترکیه ازطرف دیگر است که این بسته شدن ، راه های لجستیکی گروه های تکفیری را میبندد و دولت های مورد نظر شما موفق نمیشوند که به هدف استراتژیک خود که سقوط بشار اسد به دست تکفیری ها ست ، برسند!

این ائتلاف دلخوش کننده ی شما دراصل می خواهند اگر قرار است بشار اسد کنار برود، ازطرف مردم نباشد که دراین حالت حکومت آتی سوریه دموکرات تر ازحالا شده و عربستان و… بازنده تر ازحالا باشند!!

تمام تعلل های اخیر شما از اعزام لیبرتی نشینان مفلوک به اروپا، سرمایه گذاری براین تحلیل بود که مانند حبابی میل دائم به ترکیدن دارد، درست همین مسئله است!!

بدین ترتیب است که ” آفتاب آمد دلیل آفتاب” و باند رجوی به مشکل واقعی عربستا و… درمورد سوریه اذعان نمود:

” …هم ترکیه که همجوار سوریه است و هم عربستان تحولات سوریه را تهدید مستقیم امنیتی برای خود محسوب می‌کنند، از آنجا که عربستان به خوبی تشخیص داده که محور جبهه شری که برای حفظ دیکتاتوری خونریز اسد شکل گرفته، رژیم آخوندی است، استراتژی خودش را بر اساس خلع‌ید از رژیم در منطقه و کشورهای عربی بنا کرده، بنابراین سمت این توفان، بی‌تردید علیه رژیم است و همین مسأله رژیم را دچار وحشت کرده است. رژیمی که در چنبره تضادها و بحرانهای متعدد گرفتار است به خوبی می‌داند که قبل از هر چیز به‌خاطر مقاومت قهرمانانه مردم سوریه و رزمندگانش هیچ شانسی برای یک پیروزی بلندمدت و پایدار در سوریه ندارد” !

دراین میان تقصیر مردم ایران ویا سوریه چیست که رژیم عربستان میخواهد همه جا را وهابی مذهب کرده وتحت انقیاد مستبدانه ی خود درآورد و دولت ترکیه هم درانتظار موهوم تشکیل امپراطوری اسلامی است!

شما که خود را طرفدار جدائی دین از سیاست میدانید، چرا باید شاه عربستان مستبد را بر رئیس جمهور سکولار سوریه – گیرم مستبد- ترجیح میدهید؟!

سیروس غضنفری

هادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران
لینک به منبع

مهدی سامع مفت خور ، شما را چه به شعار به اصطلاح سرنگونی !!

به مناسبت سالگرد درگیری نظامی در روستای سیاهکل گیلان سر دسته گروهک اقلیت یکسری کلماتی را سر هم کرده و بعد هم آنرا جمع بندی نموده که پرداختن به آن اباطیل خالی از لطف نیست .

اگر کسی از وضعیت و سابقه به اصطلاح مفت خوری مهدی سامع اطلاع نداشته باشد فکر می کند که وی چیزی در چنته داشته که اکنون لغز به اصطلاح سرنگونی سر می دهد .

اگر وی به سابقه نیروهای چپ مارکسیستی می نازد و اینکه ادامه دهنده راه شان است این موضوع اصلا ربطی به ایشان ندارد و نام بردن از آنها یعنی سوء استفاده تمام عیار .

اگر شما و دار و دسته تان که به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد این گونه ادعای به اصطلاح سرنگونی و مبارزه !! دارید بسیار خنده آور است و بهتر است که گذشته نکبت بار خود در کردستان عراق را نقد کنید که چگونه به جان همدیگر می افتادید و بعدا برای اینکه راهی برای رفتن به اروپا پیدا کنید نزد رجوی پلید گردن کج کرده تا شما را به همراه زن و بقیه دوستانتان راهی اروپا نماید تا در کنار امپریالیسم شعار مبارزه با او و دیگر ایسم ها را سر دهید .

برای اطلاع باید یادآور شد که رجوی فریبکار که اکنون شما اینگونه سنگ او را به سینه می زنید در نشست درونی اش همیشه دار و دسته تان را مشتی مفت خور و اینکه به بهانه مبارزه طلبی در اروپا لم داده نام می برد حال شما با این گفتار رجوی فریبکار باز هم از مریم قجر این زن داعشی و تکفیری برای چند دلار گدایی نموده تا مفت خورهایی همانند شما بتوانند در اروپا برای چند صباحی راحت زندگی کنند..

در میان اراجیفی که مهدی سامع سر هم کرده یک نکته ای بسیار جالب می باشد و آن این که در روزهای بهمن سال 1357 سازمان وی، از نظر اجتماعی به نیروی دوم پس از نیروهای انقلاب اسلامی تبدیل شد . حال باید کدام حرف را باور کنیم از طرف دیگر رجوی مدعی است که وی به اصطلاح عامل انقلاب در بهمن 57 بوده !! و نیروی اول این انقلاب.، حال حرف کدام یک از این دروغگوها را باید باور کرد .

تازه اگر به فرض محال شما نیروی به اصطلاح انقلاب بودید اکنون در کجا قرار دارید ؟ از شما چه مانده است جز تعداد انگشتان یک دست که اکنون پز آن دوران را می دهید ؟

از قدیم یادمان هست که وقتی تعداد اعضای شما به ده نفر می رسید دست به انشعاب زده و یک گروه دیگر تولید می کردید و به کشتار همدیگر می پرداختید بهتر است همانند همسرتان فقط دلتان را به پولهای سران فرقه خوش کنید که حداقل این اسم بی مسما از روی شما برداشته نشود .

این خوش خیال که فکر می کند به اصطلاح در غرب برای خودش کسی است اکنون مدعی می شود که ما انتخابات روز 7 اسفند 1394 را تحریم می کنیم. واقعا خیلی خنده دار است اصلا کسی شما را به حساب می آورد و مورچه گان را چه به سیلاب انتخابات مردم ایران . بهتر است شما دلتان را به اینگونه اراجیف خوش کنید چرا که اکنون در دنیای فعلی برای همه روشن شده است و کسی دیگر به ایدئولوژی مارکسیستی اعتقادی ندارد و هر کشوری که این خط را دنبال می کند دنباله رو و سینه چاک غرب شدند. بهتر است شما در همان غرب بمانید و مانند آنان شعار حکومت کارگری و سکولار سر دهید !!.

به مهدی سامع باید گفت که شما مانند دیگر رهبران فرقه فقط تبحری خاص در ردیف کردن یک مشت اراجیف دارید که به درد شما و سران فرقه می خورد . حالا که در اروپا لم داده و حمام آفتاب می گیرید بهتر نبود شیوه و نوع به اصطلاح مبارزه را مشخص می کردید و اینقدر مانند رجوی فریبکار شعار وظیفه به اصطلاح مردم ایران و نیروهای مقاومت سازمان یافته و اینکه ما تمامی اشکال به اصطلاح مبارزه را حق مسلم مردم ایران می دانیم را ردیف نکنید. اگر واقعا شما به این حرف اعتقاد دارید بدانید که مردم ایران از دست شما جانیان خسته شدند و دیگر حتی حاضر نیستند نام کثیف شما را یاد کنند چرا که هم مانند دارو دسته رجوی جنایت کار به زباله دان تاریخ ریخته شدید .

اگر شما در مورد حکومت سکولار و به اصطلاح دمکراتیک و مستقل حرف می زنید واقعا خنده دار است از کدام استقلال حرف می زنید شما که هیچ اراده ای از خودتان نداشته و هر چه که سر دسته فرقه رجوی جنایت کار بگوید باید آن را نشخوار کنید پس دیگر معنی استقلال برای شما ارزشی نداشته و همانند دیگر رهبران تان لاشه ای بیش نیستید که فقط بوی گندتان به مشام مان می رسد .

هادی شبانی

نوید، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی
لینک به منبع

مهدی خدایی صفت، انقلاب 57 را بسود رجوی مصادره کرد!

این طبیعی بود که فرقه ی رجوی هم بمناسبت فرا رسیدن سالگرد انقلاب بهمن 1357 مطلبی بنویسد وطبیعی تر بود هم بود که اکثریت فعالیت های مربوط به شکل گیری انقلاب را بخود نسبت دهند که درغیر این صورت صفت فرقوی وانحصار طلبی خود راازدست میداد!

دراین میان، برای درگیر نشدن با فدائیان – مثلا مهدی سامعی ها را نرنجاند- قدری هم آنها را دراین افتخارات سهیم گرداند!

این سهیم کردن ، دلیل دیگری هم دارد وآن عبارتست از تلاش این فرقه برای قائل شدن نقش ممتاز بر نهضت چریکی است که درآن صورت هم ، این مصادره شکل زشتی پیدا میکند وچرا؟

برای اینکه نقش اول را درجنگ چریکی ، جریانی غیر از مجاهدین بعهده داشت وازنظر آمار تلفات، زندانیان و شروع جنبش ، بر مجاهدین برتری داشت . جریانی که اکثریت نزدیک به وابستگانش، خود دهه هاست درستی این راه را نمی پذیرد!!

گویا وابستگان فرقه ی رجوی فراموش کرده اند که درمواجهه با آمریکائی ها در کمپ اشرف اذعان نموده اند که ترورها واقدامات مسلحانه مربوط به گروه منحرف وچپ گرایی بوده که سازمان مجاهدین رادرقبضه ی خود گرفته بود و ربطی به آنها نداشت !

با این حال ادعای پیشتاز بودن ازطرف او دراین عرصه ، حرف عبث وادعای دروغینی است!!

خدایی صفت بدون توجه به این مسائل ومخصوصا درک اینکه انقلاب بهمن ماحصل مبارزات چریکی نبوده و سازمان او هم نقش درجه اولی درنهضت چریکی نداشته ، در یک نوشته ی 9صفحه ای ، به نقل حوادثی ازانقلاب پرداخته وبدون آنکه درک واعلام کند که چرا این حوادث به میل رجوی پیش نرفت، یکباره مدعی مصادره شدن انقلاب ازطرف دیگران شد!

گویا که انقلاب یک سیب رسیده ای بود که اتفاقا فردی زرنگی کرد ویا با خوش شانسی ، آنرا تصاحب نمود!

درارزیابی این مرید رجوی، تحلیل مناسبات اجتماعی وتوازن قوای داخلی وخارجی علت و چرائی آنها ابدا مورد توجه نبوده که اگر بود، نامبرده این حرف ها را نمیزد وبجای آن درمی یافت که نوبت سازمان مجاهدین نبود که قدرت را بدست بگیرد !

آقای مهدی خدایی صفت از دبيران شوراي ملي مقاومت در رزمگاه ليبرتي در نوشته ی مبسوط اش با نام ” نگاهی تازه به شناسنامه انقلاب ضدسلطنتی؛انقلاب ایران، حقیقت کتمان شده ” مینویسد:

” …راستی اگر به راهی که طی این 36سال رویارویی طی شده، نگاهی بیندازیم و فقط برای لحظاتی، مجاهدین را از صورت مسأله ایران حذف کنیم، در این صورت چه خواهیم دید؟! آیا رژیم خمینی که هم‌اکنون در بحران سرنگونی هم‌چنان به‌عنوان اصلی‌ترین تهدید تروریزم، بنیادگرایی و سلاح اتمی در سراسر دنیا شناخته شده، با فراغ بال رویاهای شوم خود را محقق نمی‌کرد؟! آیا از ایران و ایرانی و آرمانهای رهایی بخش اسلامی چیزی در این کشور باقی می‌ماند؟ آیا خمینی برای تحقق رویای به‌اصطلاح ”حکومت جهانی اسلام ”خود سراسر این منطقه و جهان اسلام را به اقلیم ولایت سفیانی خود تبدیل نمی‌کرد؟! آیا کشوری به‌نام عراق اساساً بر روی نقشه جغرافیا باقی می‌ماند؟ آیا میخهای یک امپراطوری سیاه برای نه دهه‌ها بلکه شاید سده‌های متوالی در این منطقه کوبیده نمی‌شد؟! آیا و آیا… “؟!

جواب این ادعا – با تساهل وتسامحی که خواستم بنفع شما انجام میگیرد- این است که ” فرقی نمیکرد بود ونبودش “!

دخالت شما درمسائل اتمی اگر کاری کرد ، کارستانی بود برعلیه مردم  وتحریم ظالمانه ی آن !! وگرنه هم جمهوری اسلامی بطور رسمی وبرابر فتوای معتبرعدم احتیاج خود وممنوعیت شرعی آنرا بیان داشته وازدیگر سو، هیچک یک از دوستان ایران مانند چین وروسیه هم با تولید سلاح اتمی ایران مخالف بودند وایران عملا نمیتوانست این کار را انجام دهد!

البته ممکن است مثل بعضی ازهموطنان دیگر بگویید که اگر کره شمالی بدون توجه باین تهدیدات ، سلاح های اتمی لازم را ساخت ، ایران هم میتوانست!!

دراین صورت به شما جواب خواهم داد که کشور کره شمالی کشور کوچکی است تقریبا خودکفا ودربرابر ایرانی که بزرگتر است وبسیار حساس با بزرگترین روابط تجاری و … با جهان ، فرق اساسی دارد وایران هرگز نمیتواند با وضعی که دارد، خود را محصور نماید وبنابراین بدون توجه بنظر شما، عملا سلاح اتمی نخواهد ساخت!

نوید

تفاوت آنجلا و خانم رجویتفاوت آنجلا و خانم رجوی

درخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتیدرخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتی

***

همچنین: