شکست دستگاه اهریمنی مجاهدین در برار ایستادگی آقای بهزاد علیشاهی

شکست دستگاه اهریمنی مجاهدین در برار ایستادگی آقای بهزاد علیشاهی

Karim%20Gholami%2012کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم ژوئن 2016:…  ابتدا با تبریک به آقای بهزاد علیشاهی بخاطر پیروزیش در روند دادگاه، هر چند طی این مدت ایشان در زندگیشان آسیب های بسیاری دیده، ولی جا دارد که از او بخاطر مقاومتش تقدیر به عمل آورد. پرونده سازی توسط سازمان مجاهدین یک امر جدیدی نیست، این روش کثیفی است که مجاهدین طی سالیان از آن بهره جسته اند تا هر صدای هر منتقد و مخالف را سرکوب کنند … 

احسان بیدی سیاوش رستاراحسان بیدی: تبریک به آقای بهزاد علیشاهی بخاطر شکستن توطئه های رجوی (از قهرمان کرمانشاهی جز این انتظار نبود)

لینک به منبع

شکست دستگاه اهریمنی مجاهدین در برار ایستادگی آقای بهزاد علیشاهی

 کریم غلامیابتدا با تبریک به آقای بهزاد علیشاهی بخاطر پیروزیش در روند دادگاه، هر چند طی این مدت ایشان در زندگیشان آسیب های بسیاری دیده، ولی جا دارد که از او بخاطر مقاومتش تقدیر به عمل آورد.

پرونده سازی توسط سازمان مجاهدین یک امر جدیدی نیست، این روش کثیفی است که مجاهدین طی سالیان از آن بهره جسته اند تا هر صدای هر منتقد و مخالف را سرکوب کنند. درون تشکیلات مجاهدین این روش کاربرد داشت و موثر هم بود. این روش، پرونده سازی در تشکیلات مجاهدین دو کاربرد جدی داشت، یا افراد را تبدیل به مهره ها و دست آموزهای خود می کردند تا آنها را تبدیل به شکنجه گر و یا جنایت کار می کردند تا بتوانند کارهای خود را انجام بدهند، گروه دوم کسانی بودند که بخاطر گرفتن آتو از آنها، آنها را همیشه سرکوب می کردند. درست کردن پاپوش، بخصوص خطاهای جنسی در تشکیلات مجاهدین یک امر کاملا رایج بود.

سیستم کاری مجاهدین در رابطه با ضربه هایی که می خورند، به این شکل است که کاملا سکوت بکنند و یا حتی آن را به عنوانی یک پیروزی نشان بدهند. به عنوان مثال، اولین دوری که مجاهدین موشک باران شدند، البته این را هم اضافه بکنم که مجاهدین بخصوص مسعود رجوی بشدت ترسیده بود و برای پوشاندن ترس خود آن را بهار استراتژیک خواند و یا خبر دستگیری یکی از اعضای ارشد مجاهدین و ارتباط او با بمب گذاریهای سال 1360 که در این رابطه مجاهدین کاملا سکوت کردند و حتی کوچکترین واکنشی هم نشان ندادند. اما وقتی که مجاهدین دیوانه وار نسبت به موضوعی واکنش نشان می دهند، به این معنی است که آنها به شدت ترسیده اند. اگر مجاهدین در رابطه با هر جدا شده ای واکنش نشان می دهند، به این معنی است که آن فرد جدا شده در مسیر بسیار درستی است و افشاگری هایش روزگار را برای مجاهدین سخت کرده است و چه برسد که مجاهدین بخواهند برای کسی پرونده سازی بکنند. پس تبریک به آقای علیشاهی که مجاهدین توان و تحمل افشاگری های او را نداشتند و می خواستند به هر شکلی او را از صحنه خارج بکنند.

از روزی که با مجاهدین آشنا شدم، به چشم خود دیدم که آنها همیشه تلاش دارند که هر صدای افشاگر و منتقدی را به هر قیمت سرکوب و یا خفه کنند. برای این کار آنها هر چه که در توان دارند، به کار می گیرند و از هیچ رذالتی فروگذار نمی کنند. مجاهدین، ما جدا شدگان را به خیانت و مزدوری وزارت اطلاعات رژیم ایران محکوم می کنند. البته جالب اینجا است که در هیچ مدرکی هم نشان نداده اند که یکی از ما جداشدگان عضو وزارت اطلاعات باشیم و پیروزی آقای علیشاهی خود به تنهایی گواه این امر است.

خود فریفتگی مسعود رجوی چنان او را از دنیای واقعی جدا کرده که او حتی توان دیدن مصالح خودش را هم ندارد. اگر مجاهدین و بخصوص مسعود رجوی حتی به درصد کمی از انتقادهایی که به آنها می شد، گوش فرار میدادند و با منتقدین خود دشمنی نمی ورزیدند، الان در جایگاه بهتری بودند و نه به عنوان یک خائن به کشور و مردم ایران شناخته می شدند و نه اینکه در این شرایط بسیار اسفبار می بودند و آنها مجبور نبودند که با پرداخت پول برای متینگ های خود نیرو جمع بکنند. نوشته های جداشده ها چیزی نیست جزع بیان خاطرات تلخ و دردها و رنج هایی که طی سالیان در مجاهدین متحمل شده اند و انتقادات و سئوالات آنها جنبه سازنده دارد. متاسفانه گوش و مغز مجاهدین بخاطر سالیان مزدوری و خیانت گچ گرفته شده و تاثیر گذار نیست. با این حال ما جدا شده ها هرگز در مقابل شیطان سازی و توطئه چینی های مجاهدین کوتاه نیامده و خسته نخواهیم شد.

با تبریک مجدد به آقای بهزاد علیشهای و ایستادگی او در مقابل دستگاه اهریمنی مجاهدین.

پایان

*** 

بهزاد علیشاهی مسعود خدابندهحسن پیرانسر: بهزاد جان خوش آمدی

بهزاد علیشاهیتشکر از پیامهای شادباش و نکته ای مهم

بهزاد علیشاهیزالوی مجاهدین وسرخ رگ مسئله پناهندگی

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

قربانیان رجوی پاریسبهزاد علیشاهی: چرا سازمان مجاهدین یک” فرقه ” خطرناک است و یک سازمان سیاسی نیست؟

تبلیغ شامپو، تالیف کتاب و تحلیل سیاسی

تیمسار مسعود رجوی،همسرش و آقای خزایی گماشته اشتیمسار مسعود رجوی،همسرش و آقای خزایی گماشته اش

بهزاد علیشاهی فعال حقوق بشرفرهنگ خواهر کشی در سازمان مجاهدین (فرقه رجوی)

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت سی ام)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24908

روابط ایران و جهان بعد شکسته شدن تحریم ها 

Karim%20Gholami%2012کریم غلامی، ایران فانوس، سوم می ۲۰۱۶:…  بعد از گذشت چندین سال نهایتا طی ماه های گذشته تحریم های اقتصادی از ایران برداشته شد. این تحریم ها طی سالیان گذشته ضربه سختی به اقتصاد ایران وارد کرد و عمده بار این تحریم ها بر دوش مردم ایران بخصوص قشر کم درآمد ایران بود. اما بعد از برداشته شدن تحریم ها با واکنش های بسیار متفاوتی روبرو بودیم، می توان گفت بجز اسرائیل هیچ کشور دیگری واکنش منفی نشان نداد … 

Christine Defraigne Hassan Rouhaniدکتر روحانی در دیدار رییس مجلس سنا بلژیک: ایران آماده توسعه همکاری ها با اتحادیه اروپا از جمله بلژیک است/ برجام تنها با اجرای دقیق تعهدات مستحکم خواهد شد/ نباید برای منافع کوتاه مدت تروریست ها را به خوب و بد تقسیم کرد

لینک به منبع

روابط ایران و جهان بعد شکسته شدن تحریم ها

(احیای روابط اقتصادی و مالی و فرهنگی و تاثیرات آن)

بعد از گذشت چندین سال نهایتا طی ماه های گذشته تحریم های اقتصادی از ایران برداشته شد. این تحریم ها طی سالیان گذشته ضربه سختی به اقتصاد ایران وارد کرد و عمده بار این تحریم ها بر دوش مردم ایران بخصوص قشر کم درآمد ایران بود. اما بعد از برداشته شدن تحریم ها با واکنش های بسیار متفاوتی روبرو بودیم، می توان گفت بجز اسرائیل هیچ کشور دیگری واکنش منفی نشان نداد و از برداشته شدن تحریم ها علیه ایران انتقاد کرد و همچنین می توان گفت در بین ایرانیان تنها سازمان مجاهدین بود واکنش منفی نشان داد. با همه این واکنش های منفی و مثبت می توان گفت که این یک پیروزی بزرگ برای مردم ایران بود.

هر چند بعد از گذشت چند ماه نمی توان گفت که شرایط زندگی در ایران بهتر شده است، زیرا تاثیرات این تحریم ها که باعث افت کیفی ارزش پول ایران شده و پایه های اقتصادی ضربه شدیدی خورده است، بنابراین بازسازی آن نیاز به زمان و تلاش دولت و مردم ایران دارد. متاسفانه از آنجایی که امکان مسافرت به ایران وجود ندارد، نمی توانم گزارش دقیقی از شرایط داخل ایران و زندگی مردم بدهم. ولی در صحبت های تلفنی که با ایران داشتم، مردم هنوز از شرایط بد اقتصادی ناراضی هستند و همچنان بیکاری درصد بالایی دارد و تاثیر جدی در زندگی آنها به وجود نیامده است. قطعا این تاثیر کیفی را باید در آینده دید.

در اولین اقدام ایران به دنبال برنامه ای بر جذب منابع مالی، گسترش همکاری های اقتصادی و جذب سرمایه گذاری های خارجی است.

کشور آلمان یکی از مهمترین کشورهایی است که با ایران روابط اقتصادی و فرهنگی طولانی مدتی داشته است و کشور آلمان در این دوران تحریم ها متحمل ضرر شده است. برای همین آلمان واکنش مثبتی نسبت به لغو تحریم ها نشان داد. وزیر اقتصاد آلمان گفت: بدین ترتیب این امکان به وجود آمده که فصل جدیدی در روابط اقتصادی ایران و آلمان شروع شود.

پس از انتشار بیانیه آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر اینکه ایران به تمام تعهدات توافق وین در ماه ژوئیه ۲۰۱۵ عمل کرده، اتحادیه اروپا و آمریکا به تحریم های مالی و اقتصادی خود علیه ایران پایان دادند. با لغو تحریم های یاد شده از سویی ایران می تواند از جمله بار دیگر نفت و گاز به اتحادیه اروپا صادر کند و در پیوند با بازار مالی جهانی قرار گیرد. از سوی دیگر شرکت های غربی امکان انجام معامله با ایران را پیدا می کنند.

اکبر ترکان مشاور رییس جمهور ایران در دیدار با هیات اقتصادی آلمان در محل هتل هما مطرح کرد: جمهوری اسلامی ایران در برخی از زمینه ها دارای مزیت اقتصادی است که این موضوع می تواند باعث سهولت سرمایه گذاری خارجی در ایران شود. او با بیان آنکه ایران در پنج حوزه خودروسازی، پتروشیمی، برق، فولاد و سیمان دارای مزیت نسبی است، اظهار داشت: ایران در حوزه خودرو دارای مزیت است و به کشوری نظیر آلمان که در صنعت خودروسازی پیشرفت چشمگیری دارد، برای همکاری بیشتر خوشآمد می گوید. او افزود: در صنعت برق توان مهندسی طراحی و ظرفیت ساخت تجهیزات را داریم و همواره از مشارکت شرکت آلمانی زیمنس بهره مند شده ایم و از این همکاری بسیار خوشحالیم.

البته باید این را مطرح بکنم که عمر روابط اقتصادی ایران و آلمان بیش از ۸۰ سال است. اکبر ترکان مشاور رییس جمهور ایران خطاب به وزیر کار و حمل و نقل آلمان و همچنین هیات همراه وی، اظهار داشت: ایران هیچگاه موضع آلمان در دوره تحریم را فراموش نمی کند. شرکت های حاضر در این نشست هر برنامه ای که دارند، در صورت سرمایه گذاری باید در وهله نخست به سازمان سرمایه گذاری مراجعه کنند.

شبکه دویچه وله آلمان گزارش داد: شرکت‌های آلمانی امیدوارند پس از لغو تحریم‌ها بتوانند به روابط تجاری پیشین خود با ایران جان تازه‌ای ببخشند. پس از آن که ایران و گروه ۱+۵ به یک چارچوب برای حصول توافق هسته‌ای نهایی دست پیدا کردند، امیدواری نسبت به لغو تحریم‌های غرب علیه ایران افزایش یافته است. از این رو شرکت‌های آلمانی چشم خود را به شکوفایی ایران پس از لغو تحریم‌ها دوخته‌اند.

سفر روحانی به رم و پاریس و امضای تفاهم نامه های مهم اقتصادی در زمینه های مختلفی از جمله حمل و نقل، انرژی، بهداشت و سلامت و دیگر عرصه ها، بازتاب گسترده ای در رسانه های خارجی داشت تا جایی که بسیاری از رسانه ها این مهم را نشان از احیای دوستی قدیمی ایران و اروپا دانسته و بر تغییر اقتصاد ایران در دوران پسا تحریم تاکید کردند. چنانکه سر تیتر این رسانه چنین نوشته اند: تهران به سرمایه گذاری خارجی و اروپا به بازار ایران چشم دوخته است.

رادیو بی بی سی فارسی در گزارشی گفت: آغاز سفر روحانی به ایتالیا و فرانسه نشان می دهد که رئیس جمهوری ایران دنبال احیای دوستی های قدیمی در اروپا است. این رسانه افزود: یک هیات عالی رتبه و پر تعداد اقتصادی با حسن روحانی رییس جمهوری ایران در سفر به اروپا همراه شده که نشانه ای از سطح تمایل ایران برای کلید زدن مناسبات اقتصادی پساتحریم با اروپا به شمار می آید.

این نکته را باید اضافه بکنم که سفر روحانی به فرانسه این اولین سفر یک رئیس جمهوری ایران به فرانسه از سال ۱۹۹۹ تا کنون است. می توان گفت که سفر روحانی به اروپا به معنی باز گشت ایران به دوران پیش از تحریم ها است. سیاست محوری دولت روحانی جذب سرمایه گذاری و فنآوری پیشرفته غربی برای تولید مشترک در ایران و افزایش اشتغال و صادرات است. سفر روحانی رییس جمهور به ایتالیا و فرانسه و دیدار با مقامات ارشد ایتالیایی و فرانسوی در این برهه زمانی از نظر دیپلماتیک اهمیت ویژه ای دارد. این را هم باید یادآوری بکنم که روحانی با پاپ فرانسوا رهبر کاتولیک های جهان ملاقات جداگانه ای انجام داد.

قرارداد های اقتصادی روحانی در بخش های توسعه انرژی های پایدار از جمله انرژی های خورشیدی و بادی و همچنین ساختمان سازی و احداث پنج بیمارستان بزرگ در ایران به شمار می روند. آلمان، ایتالیا و فرانسه در این میان تلاش می کنند تا مبادلات تجاری شان با ایران را از سطح کنونی ۷ میلیارد و ۶۰۰ میلیون یورو در سال به دوران پیش از تحریم یعنی ۲۸ میلیارد یورو در سال برسانند. با این حال تحریم های حقوق بشری اتحادیه اروپا علیه ۸۲ مقام ایرانی تمدید شده است. ایران در بلبشوی خاورمیانه خود را جزیره ثبات نشان داد. به باور بسیاری ایران می تواند نقشی سازنده در ثبات خاورمیانه بازی کند.

این روزها تاثیر برداشته شدن تحریم ها را می توان در تلویزیون های آلمان هم مشاهده کرد. به عنوان مثال گزارش های مثبتی که از ایرانیان ورزش کار یا هنرمندان نشان می دهد و همچنین برنامه های که مجریان آن ایرانیان آلمانی تبار هستند. باید منتظر ماند تا در روزهای آینده دید که روند بهبود سازی رابط ایران و غرب به چه سمتی پیش می رود.

پایان

*** 

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَمریم رجوی و بیان استیصال به زبان ساده مادری

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24653

هرز نامه یا وبسایت سیاسی (نگاهی به سایت های مجاهدین خلق) 

 کریم غلامی، ایران فانوس، هجدهم آوریل ۲۰۱۶:… به راستی چه کسی می تواند به خواهر خود “ماماچه پلیدک” بگوید و او را “خودفروش” صدا بزند، قطعا موجود فاسد و منحرفی مثل “محمد اقبال” می تواند چنین حرفی بزند. از فرهنگ حرف زدن این موجود می توان فهمید که رهبر عقیدتی او تا کجا ذهن فاسد و کثیف دارد. محمد اقبال، یکی از صدها نفری است که در سازمان مجاهدین هویت انسانی خود را از دست داده است … 

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقازظرف ایدئولوژیک ” اشرف ” تا کمپ آوارگان ” لیبرتی ( بخش نخست نگاهی به عملیات فروغ)

لینک به منبع

هرز نامه یا وبسایت سیاسی

(نگاهی به وب سایت های مجاهدین و محتوای مطالب آن)

اگر بخاطر موضوع مسئولیتی که بر دوشم است یعنی افشا کردن دروغ های مجاهدین به عنوان یک فرد جدا شده از مجاهدین هرگز هیچ کدام از وبسایت های مجاهدین را نگاه نمی کردم. هر بار که سایت های مربوط به مجاهدین را نگاه می کنم تا چند ساعت اعصاب هیچ چیزی را ندارم. این سئوال برام پیش آمد که مجاهدین بجز فحاشی و دروغ گفتن و تهمت زدن به دیگران، آیا به شکل دیگری هم می توانند حرف بزنند؟ بعد از کمی فکر کردن یادم افتاد که مجاهدین به شکل دیگری هم بلد هستند که حرف بزنند و آن هم وقتی است که می خواهند در رابطه با رییس جمهور برگزیده خودشون برای خودشون، حرف بزنند، چنان تملق گویی می کنند که اگه حواسمان نباشد فکر می کنیم که او یک رییس جمهور منتخب است و از دنیای سیاست چیزی هم سرش می شود. البته اگر منظور از سیاست وطن فروشی و خیانت و پاچه خواری قدرت های دیگر باشد، البته که این خانم برگزیده سیاست مدار خبره ای هستند. یا آنجا که از موش فراری خودشان یعنی مسعود رجوی به عنوان “شیر همیشه بیدار” حرف می زنند، حالت تهوع میگیرم که اون موجود کوتوله و گرد را با شیر مقایسه می کنند، از همه شیرها بطور جد باید پوزش خواست.

به راستی چه کسی می تواند به خواهر خود “ماماچه پلیدک” بگوید و او را “خودفروش” صدا بزند، قطعا موجود فاسد و منحرفی مثل “محمد اقبال” می تواند چنین حرفی بزند. از فرهنگ حرف زدن این موجود می توان فهمید که رهبر عقیدتی او تا کجا ذهن فاسد و کثیف دارد. محمد اقبال، یکی از صدها نفری است که در سازمان مجاهدین هویت انسانی خود را از دست داده است. بعضی ها مثل عادل و یا مختار و رحمان و خراسانی و سید رحیم و … تبدیل به شکنجه گر شده اند و یا تبدیل به مهره های بی هویت و بی خاصیت و هزل شده اند که کارشان بلندگوی تبلیغاتی و فحاشی اربابشان، مسعود رجوی است. محمد اقبال که مثلا یکی از اعضای اولیه شورا بوده و همچنین سخنگوی مجاهدین در عراق نیز بود، بدون هیچ توضیحی پر واضح است که سخنگوی سازمان کسی مثل محمد اقبال باشد، وای به حال این سازمان.

هر چند تا کنون بسیار در رابطه با ایدئولوژی سازمان و انقلاب ایدئولوژیک نوشته ام، اما هر بار درک تازه تری نسبت به این ایدئولوژی پیدا می کنم. “همه کس و همه چیز برای من” این خلاصه ای از ایدئولوژی سازمان مجاهدین است و اگر کسی در خدمت مسعود رجوی نباشد و از طرف او منافعی برای سازمان نداشته باشد، ابتدا باید ترور شخصیتی شود، به وسیله موجوداتی مثل محمد اقبال و یا ابریشمچی، مورد فحاشی قرار بگیرد و نهایتا هم ترور فیزیکی. اما افرادی که درون سازمان هستند، داستان بسیار متفاوت و دردناک تر است. فردی که فریب خورده و وارد سازمان می شود، از همان لحظه اول هویت و شخصیت او سرکوب شده و در قدم بعد یک به یک عواطف فرد از او گرفته می شود. این فرد بطور کامل از دنیای بیرون از سازمان قطع می شود و بطور روزانه و مستمر بمباران تبلیغاتی می شود. طوری که افراد به یقین می رسند که “هر که با ما نیست بر ما است”. در قدم بعد فرد در راستای انقلاب ایدئولوژیک باید انقلاب بکند، یعنی اینکه باید تا آخرین و عمیق ترین ذرات عاطفی و انسانی خود را به دست خود بکشد و در هجوم و زیر مشت و لگد و ناسزا گویی در جلسات شستشوی مغزی باید تمامی لحظات عاطفی و احساسی خود را بیان بکند و از ترس اینکه مجددا زیر مشت و لگد قرار بگیرد، با هر لحظه از احساس های خود بجنگد و آنها را از بین ببرد. نهایتا این افراد تبدیل به چیزی می شوند که عاری از هر گونه شخصیت و احساس و عاطفه و زنده بودن و انسان بودن می شوند. به نظر من این بزرگترین جنایت مسعود رجوی و خیانت او به انسانیت است. به همین دلیل است که سخنگوها و وبسایت های سازمان (ظاهر بیرونی سازمان) چیزی جز هرز نامه و هرز گویی نیست.

در کشورمان ایران وقایع بسیار اتفاق می افتد چه خوب چه بد. من تا کنون ندیده ام که سازمان مجاهدین تا الان یک موضوع مثبت در رابطه با ایران نشر بدهند. چه از موفقیت های علمی و یا هنری و بسیاری از موضوعات دیگر. اما مسائل بسیار معمولی روزانه سیاسی در ایران را بزرگ کرده و مطرح می کنند. در همه کشورهایی که در آن پارلمان وجود دارد، بحث و جدل کردن و گزارش خواستن از دولت و یا مخالفت کردن با یک سری از کارهای دولت روزانه به چشم می خورد. زیرا پارلمان برای همین کار ساخته شده است. اما وقتی در پارلمان ایران یکی از همین موضوعات روتین اتفاق می افتد، مجاهدین آن را “سگ دعوای گرگ ها” می خواند. از آنجایی که در سازمان مجاهدین چیزی به نام انتخابات و گفتگو و رای گیری و یا مخالفت کردن وجود خارجی ندارد، و هر فردی بخواهد با سیاست های مسعود رجوی مخالفت بکند با زندانی شدن و شکنجه و یا حتی مرگ روبرو می شود و همه بایستی بدون هیچ گونه مخالفت و درنگ، دستورات مسعود رجوی را اجرا بکند، در نتیجه از نظر مجاهدین انتقاد کردن و بحث کردن و مخالفت با سیاست های رهبران کشور، سگ دعوا به حساب می آید.

قطعا در کشور ما ایران آزادی و دمکراسی به آن شکلی که من می شناسم وجود ندارد و به امید روزی که کشور ما غرق در آزادی و شکوه و پیشرفت بشود، متاسفانه در ایران، بعضا ما اخباری در رابطه با اعدام می شنویم و البته که مجاهدین آن را در بوق و کرنا می کنند. اما وقتی که در عربستان گردن فردی به جرم بسیار ساده دزدی با شمشیر قطع می شود، هیچ خبری از آن در رسانه های مجاهدین به چشم نمی خورد و یا وقتی که می شنویم همین عرب های شیخ نشین با پول های کلانی که از فروش نفت به دست می آورند، از پسر بچه ها سوء استفاده جنسی می کنند و در حرم سرای خود ده ها زن جوان را خریداری کرده اند و صدها نمونه دیگر از کارهای غیر اخلاقی و ضد انسانی آنها، اما حتی یک مورد در رسانه های مجاهدین انعکاس پیدا نمی کند. ولی وقتی همین عرب شیخ نشین در رابطه با کشور ما شکر اضافی می خورد، مجاهدین آن را در بوق و کرنا می کنند.

باشد که روزی مردم ایران خود در این مورد قضاوت بکنند.

پایان

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24242

هذیان نویسی های یک مزد بگیر رجوی (نگاهی به نوشته های پرویز خزایی) 

کریم غلامی، ایران فانوس، هجدهم مارس ۲۰۱۶:… یک پیشنهاد برای تو دارم، بجای ادعای سیاسی بودن و مبارزه با رژیم ایران، جوک بنویس، شاید به این شکل به یک دردی بخوری. ” مسعود رجوی- فرمانده ارتش آزادیبخش” این جمله را باید به عنوان خنده دار ترین جمله سال معرفی کرد. این ارتش آزادیبخش که می گویید کجا هستش، یک نکته را باید یاد آوری بکنم که بعد از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ طبق قرار دادی که ارتش آمریکا با … 

مزدور پرویز خزایی مجاهدین خلق ارتش خصوصی صدام حسینگزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟

لینک به منبع

هذیان نویسی های یک مزد بگیر رجوی

(نگاهی به نوشته های پرویز خزایی)

ابتدا می خواهم یک خبر خوب به آقای مزدور پرویز خرایی بدهم که تو کاملا در رهبری عقیدتی ات یعنی مسعود رجوی فراری ذوب شده ای و شاهد آن همین نوشته های تو است. خواندن نوشته های تو دقیقا به همان اندازه حال بهم زن و زجر آور است که خواندن نوشته های مسعود رجوی فراری. به عنوان مثال می توان لومپن و مزدور بودن تو را در همان ابتدای نوشته ات دید:

” یا ایهالحاج سید محمود علوی دامت فشلک! و سلام علی شعب الایرانی و لعنت الله علی نظام الملالی الحاکمین فی ایران! حاج اقا گشتاپو!. بعد از تحیات فوق الذکر- و بر سیاق پیامی که ……”

این لومپن مزدور یعنی آقای پرویز خزایی که به عنوان سفیر ایران در کشورهای نورودیک منصوب شده بود، ولی این لومپن مزدور بجای حفظ آبروی ایران و ایرانی از فرصت به دست آمده سوء استفاده کرده و به عیاشی و خوش گذرانی در اروپا پرداخت با این که مسئولین دولت چند بار به او تذکر دادند ولی او همچنان به عیاشی خود ادامه می داد که تصمیم گرفته شد او به ایران برگردد و فرد دیگری را جای گزین او بکنند. او هم که می دید خوش گذرانی در اروپا به پایان خودش رسیده است، تصمیم می گیرد که خودش رو به مجاهدین بفروشد و مجاهدین هم در ازای پرداخت ماهیانه ۵ تا ۱۰ هزار دلار برای تامین عیاشی های، از این لومپن مزدور استفاده های خودشان را بکنند.

صحبت ها و نوشته های این لومپن مزدور ارزش جواب دادن ندارد. ولی از آنجایی که او مدعی شده که نوشته های ما همگی توسط وزارت اطلاعات دیکته می شود، نوشته اش با این مضمون شروع می شود که “راستی چرا بنام خودت به نوشتن ادامه نمیدهی؟!”. آقای مزدور چرا این سئوال رو از ارباب و رهبر عقیدتی ات نمی پرسی که چرا بعد از گذشت ۱۳ سال هنوز در سوراخ موش است و بیرون نمی آید و چرا حرفهایش را مستقیم خودش نمی گوید و مزدورانی مثل تو بجای او حرف می زنید. البته از ترس، نه تو و نه ارباب تو و نه سایر مزدورانی مثل تو شهامت نمی کنید که رو در رو با ما جداشدگان قرار بگیرید.

در ابتدای نوشته هایت یک جوک گفته بودی که من چند دقیقه به آن خندیدم. برای همین هم یک پیشنهاد برای تو دارم، بجای ادعای سیاسی بودن و مبارزه با رژیم ایران، جوک بنویس، شاید به این شکل به یک دردی بخوری. ” مسعود رجوی- فرمانده ارتش آزادیبخش” این جمله را باید به عنوان خنده دار ترین جمله سال معرفی کرد. این ارتش آزادیبخش که می گویید کجا هستش، یک نکته را باید یاد آوری بکنم که بعد از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ طبق قرار دادی که ارتش آمریکا با سران سازمان مجاهدین بست، سازمان مجاهدین و نام دوم آن “ارتش آزادیبخش ملی ایران” در عراق منحل گردد و مسئولین سازمان مجاهدین هم این قرار داد را امضاء کردند. از همان زمان هم است که مسعود رجوی خائن فراری شد و طبق این قرار داد ارتش آمریکا از پیگرد مسعود رجوی خود داری کرد. قطعا سازمان مجاهدین متلاشی شده با مزدوران وطن فروشی مانند پرویز خزایی فرمانده بزدل و فراری مانند مسعود رجوی نیاز دارد.

در پایان به این لومپن مزدور باید یاد آوری بکنم که هم کاسه های تو مانند آقایان روحانی و قصیم هم تا همین چند سال پیش مانند تو عریضه نویسی می کردند و ادعا می کردند که دارند مبارزه می کنند و سیاسی هستند و “مسعود رجوی- فرمانده ارتش آزادیبخش” است و پاچه خواری های دیگر یادت باشد که پول باد آورده مجاهدین روزی به پایان خواهد رسید و آن وقت می خواهی چکار بکنی، مزدور چه کسی خواهی شد و پول عیاشی هایت را از کجا خواهی آورد.

“پایان”

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق اکتبر 2015از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی(قسمت بیست و نهم)

مهدی خوشحال ویرانسازی نیرولینک به متن کامل بحث  مسعود رجوی (جزوه پرچم) که در سال ۱۳۸۲  توسط آقای مهدی خوشحال در کتاب ایشان تحت نام “ویرانسازی نیرو” منتشر شد (انتشارات پیوند، هلند، پاییز ۱۳۸۲)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21807

پایداری پرشکوه یا حماقتی ابلهانه (+ نامه خانواده دهشت نیا)

کریم غلامی، ایران فانوس، هفتم نوامبر ۲۰۱۵:… از سال ۲۰۰۳ به بعد مسعود رجوی صحنه مبارزه را ترک کرده و پا به فرار گذاشت نکته قابل توجه اینجا است که مسعود رجوی چگونه و چطور در آن شرایط توانست از چشم نیروهای آمریکایی مخفی بماند در حالی که ارتش آمریکا بارها و بارها بدون اطلاع قبلی تمامی اردوگاه اشرف را جستجو کرد. در کشوری که حتی صدام حسین نتوانست مدت طولانی از چنگ نیروهای آمریکایی …

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق اکتبر 2015نگاهی به نتایج و تبعات حمله اخیر به لیبرتی؛ کنترل الحریه را از رجوی بگیرید!

لینک به منبع

سئوال از مجاهدین، پایداری پرشکوه یا حماقتی ابلهانه

این روزها کشور آلمان با موجی از فاجعه هجوم پناهنده ها روبه رو است، از یک طرف یورش سوریه ای های مسلمان افراطی (بدون هیچ حساب و کتابی می توان فهمید که نود درصد آنها اعضای داعش هستند) که چهره شهر های آلمان را تغییر داده است بشکلی که مردم آلمان و حتی فعالین حقوق پناهدگی مثل اکتیوست های آنتی فا پاسیو شده اند و مانند گذشته از پناهنده ها حمایت نمی کنند و حتی بعضا ابراز تنفر می کنند که ما از پناهنده ها حمایت می کنیم از از تروریست های مسلمان. از طرف دیگر طبق یک بند و بست سیاسی بین دولت آلمان و دولت افغانستان، دولت افغانستان اعلام کرده است که افغانستان یک کشور امن است به همین دلیل دولت آلمان قصد دارد که بسیاری از پناهنده های افغان را به افغانستان دیپورت بکنند و همچنین شاهد رشد و قوت گرفتن فاشیست ها در آلمان شده ایم گروه های مثل پگیدا و نئونازیست ها که تقریبا طی سال گذشته بشدت تضعیف شده بودند، اکنون با یورش مسلمانان افراطی به آلمان و گشترش دزدی و تجاوز به زنان و کودکان و ضرب و شتم مردم توسط همین مسلمانان آنها شنونده های بسیاری پیدا کرده اند و همچنین می بینیم که در آلمان ترورهای سیاسی رو به گسترش است چنانکه صدای مطبوعات آلمان مانند اشپیگل نیز درآمده است و در گزارشهایی نشان داده که چگونه روی بسیاری از ترورهای سیاسی در آلمان که توسط نئونازی ها انجام شده است سرپوش گذاشته شده است.

قصد من از گفتن این مطالب تحلیل حول وضعیت سیاسی روز آلمان و پناهنده ها نیست بلکه می خواهم بگویم پشت همه اتفاقات و فاجعه های که روزانه با آن روبرو هستیم یک سیاست و یک قدرت خوابیده است که بطور عموم ما توان دیدن آن را نداریم و حتی در بسیاری از موارد بعد از گذشت سالیان در پشت پرده ابهام باقی مانده اند. به نظر من به وضعیت امروزی سازمان مجاهدین را نیز از این دریچه نگاه بکنیم. اگر کمی با نگاه دقیق به پروسه سازمان مجاهدین از تاسیس بخصوص بعد از سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) بیندازیم بسیاری از نمونه ها را خواهیم دید که در پس پرده ابهام باقی مانده است. به گفته خود مسعود رجوی او تنها بازمانده از کادر مرکزی سازمان مجاهدین در سال ۱۳۵۲ است و حکم اعدام او به حبس ابد تقلیل پیدا کرده است. این داستان برای همه بخصوص برای اعضای سازمان مجاهدین پشت پرده ابهام بوده و هنوز هست هر چند مسعود رجوی تلاش کرده که با درست کردن یک سری مطالب به نام برادر خود کاظم رجوی منتشر کرده است وقتی این کتاب را خواندم ابهام نسبت به این موضوع بیشتر شد که چطور می شود با نوشتن یک یا دو نامه و چند ملاقات حکم اعدام یک فرد را به زندان حبس ابد تقلیل داد.

وقتی مسعود رجوی از پروسه به اصطلاح مبارزاتی خود در زمان شاه تعریف می کرد چیز چندان چشمگیری برای گفتن نداشت، فقط خاطراتی از مطالعه و دوران دستگیری و دادگاه داشت بخصوص بعد از سال ۱۳۵۲ اساسا چیزی به نام مبارزه در رابطه با مسعود رجوی وجود نداشت. بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ دوران به اصطلاح فضای باز سیاسی بود و فقط در این سالیان بود که مسعود رجوی کمی در ارتباط با مردم بود از سخنرانی ها تا کلاس تبیین جهان و بعد از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ که به اصطلاح دوران مبارزه مسلحانه شروع شد اولین اقدام مسعود رجوی فرار از ایران بود. هر چند مسعود رجوی برای توجیح فرار خود از صحنه مبارزه آقای بنی صدر را به همراه برد و بهانه ای به نام ارائه الترناتیو به جهان و سایر بهانه های دیگر، که هرگز هیچ کدام از این بهانه ها نتوانست مورد قبول مردم و بسیاری از مجاهدین بشود.

دادن پناهندگی به مسعود رجوی در فرانسه و اخراج او در سال ۱۳۶۵، حمایت قدرت های غربی از سازمان مجاهدین در دوران جنگ ایران و عراق و بعد از آتش بس چنانکه محمد محدثین وزیر خارجه به اصطلاح شورای ملی مقاومت مستقیما با بیل کلینگ تون ملاقات کرد و نامه مسعود رجوی را به او داد. اما مدت کوتاهی بعد در آغاز دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی همین مجاهدین در لیست سیاه تروریستی آمریکا قرار گرفت. طی سالیان همواره یک بخش از جناح جنگ طلب آمریکایی از مجاهدین حمایت کرده است. بخصوص در سال ۲۰۰۳ همه گروه های تروریستی در عراق منهدم شدند و تمامی ارگانهای نظامی و غیر نظامی عراقی منحل و یا نابود شد ولی مجاهدین دست نخورده با همان استقلال تشکیلاتی و نظامی باقی ماند. در این معامله مجاهدین تمامی سلاح های خود را بدون کوچکترین مقاومتی به آمریکایی ها تحویل دادند.

از سال ۲۰۰۳ به بعد مسعود رجوی صحنه مبارزه را ترک کرده و پا به فرار گذاشت نکته قابل توجه اینجا است که مسعود رجوی چگونه و چطور در آن شرایط توانست از چشم نیروهای آمریکایی مخفی بماند در حالی که ارتش آمریکا بارها و بارها بدون اطلاع قبلی تمامی اردوگاه اشرف را جستجو کرد. در کشوری که حتی صدام حسین نتوانست مدت طولانی از چنگ نیروهای آمریکایی مخفی بماند. بدون شک مسعود رجوی تحت حمایت و زیر چتر همین قدرت ها فرار کرده و تقریبا هیچ کس از موقعیت او خبری ندارد. خارج شدن نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی و بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن به نوبه خود نشان دهنده یکی از همین معامله هایی است که مسعود رجوی و سازمان با همین قدرت های غربی انجام داده اند.

سیاست عمومی قدرت های غربی همواره نا امن نگه داشتن کشورهای مثل ایران است، این قدرت ها همواره با کمک های مالی و تسلیحاتی و لجستیک و سیاسی گروه های تروریستی را حمایت کرده اند تا آن کشورها هرگز نتوانند در صلح و دوستی به رشد و پیشرفت برسند یک روز ایران و یک روز دیگر افغانستان و یا یک روز دیگر لبنان و یا عراق و یا سوریه و ده ها کشور دیگر، برای قدرت های غربی حقوق بشر و دمکراسی پوشی برای نا امن کردن و تحت فشار قرار دادن این کشور ها بوده است. سازمان مجاهدین به رهبری مسعود رجوی نیز از یک سازمان سیاسی تبدیل به یک فرقه مذهبی و دست نشانده قدرت های غربی شده است، یک سئوال بسیار ساده سازمان مجاهدین هزینه ها خود را از کجا تامین می کنند؟ هر چند که آنها مدعی هستند که از کمک های مالی مردم مخارجشان را تامین می کنند ولی این یک ادعای خنده دار بیش نیست، با یک حساب سر انگشتی به سادگی می توان دریافت که چنین چیزی هرگز امکان ندارد بگذریم از اینکه سازمان مجاهدین و مسعود رجوی در بین مردم ایران و مردم جهان بسیار منفور است.

تقریبا نمی توان به این سئوال پاسخ داد که مسعود رجوی کجاست، قطعا مسعود رجوی تحت حمایت قدرت های غربی و تحت پوشش آنها است به همین دلیل است که طی ۱۳ سال گذشته ما هیچ تصویر و عکسی از او ندیده ایم زیرا این موضوع می تواند یکی از پروتوکول های تحت پوشش قرار گرفتن آنها باشد. مسعود رجوی و سازمان مجاهدین سالیان است که برای مردم ایران یک برگه سوخته است و به همین دلیل همه خواهان آن بودم که مسعود رجوی سالم و زنده بماند تا در یک دادگاه عادلانه پاسخ گوی مردم ایران باشد آن وقت است که می توانیم ببینیم پشت پرده همه این بازیهای سیاسی چه بوده است. یک جمله برای همه کسانی که هنوز در اسارت مجاهدین هستند خودتان به آن سئوال های که از داشتید پاسخ پیدا کنید اصلی ترین سئوال شما بعد از سال ۲۰۰۳ این بود که “مسعود رجوی کجا است؟” و من خوب می دانم که همیشه این سئوال توسط سران فرقه سرکوب شده است، در نتیجه خودتان پاسخ را پیدا کنید آن زمان است که خواهید فهمید آیا شما در حال مقاومتی پر شکوه هستید یا یک حماقت ابلهانه.

پایان

نامه سرگشاده به مسئولین محترم

لینک به منبع

حضور محترم سازمانهای ملل متحد، کمیساریای عالی پناهدگان، صلیب سرخ جهانی، دیده بان حقوق بشر و جناب نخست وزیر محترم عراق!

با توجه به نا امن بودن منطقه و حملات موشکی به کمپ لیبرتی، ما خانواده بیژن دهدشت نیا(که بعد از پایان جنگ ایران و عراق با فریب و نیرنگ سازمان وارد این گروه شد)خواستار انتقال سریع فرزندمان به جایی دور از خطر و کشوری امن میباشیم. لذا از آن سازمان و جناب وزیر محترم عراق خواهشمندیم که شرایط جابجایی و انتقال افراد سازمان با سرعت هر چه بیشتر انجام بگیرد تا باری دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم! جناب آقای رجوی اگر جان اعضا گروه برایتان ارزشی داشت با توجه به احتمال چنین حوادثی در جابجایی اعضا حداکثر سعی و تلاش خود را میکردند چه بسا که جان بقیه ساکنان در لیبرتی هیچ ارزشی نداشته و آنها را به حال خود رها کرده اند. ما بهمراه دیگر خانواده های باقیمانده در کمپ لیبرتی بار دیگر عاجزانه از رؤسای محترم آن سازمانها و جناب آقای نخست وزیر محترم عراق، تقاضای مساعدت و همکاری داشته و امیدواریم که روند جابجایی هرچه زودتر انجام گرفته و آنها به کشوری امن منتقل شوند. انشاالله که این امرمهم پیگیری شود.

با تشکر خانواده دهشت نیا

(پایان)

***

مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی مزدوران مخابرات صدام حسینبحث های ایدئولوژیک رجوی یا منتسب کردن خود به امام زمان – قسمت اول و پایانی

***

همچنین:

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به آقایان ایرج علیشاهی و محمد حسینی

کریم غلامی، ایران فانوس، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  به تازگی خبردار شدم که شما عزیزان به اروپا رسیده اید و این خبر بسیار خوشحال کننده ای که مرا شاد می سازد. از این که می بینم شما زنده هستند، بسیار امیدوار کنند است. هیچ کس به اندازه من نمی داند که شما عزیزانم در این سالیان چه سختی و رنجی کشیده اید. خوشا که سالیان دراز اسارت به پ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام ژانویه ۲۰۱۵:…  ابراز همدردی و تاسف مرا بخاطر کشته شدن ۱۲ ژورنالیست و پلیس در شهر پاریس، مهد دمکراسی و آزادی را بپذیرید. تفکرات افراط گرایانه مذهبی که همیشه برای پیشبرد اهدافشان متوسل به خشونت می شوند، تحمل شنیدن کوچکترین انتقاد و ایراد را ندارند و جواب هر انتقادی را با خشونت و ترور پاسخ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۵:…عملیات آفتاب، در ۷ فروردین سال ۱۳۶۷ انجام شد و عملیات چلچراغ در ۲۸ خرداد همان سال یعنی بین عملیات آفتاب تا عملیات چلچراغ، فقط دو و نیم ماه فاصله وجود داشت. در این دو و نیم ماه، نیروها باید استراحت می کردند، جمع بندی صورت می گرفت و سازماندهی جدید شکل می گرفت و نیروها آموزشها
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۵:… از سال ۱۳۷۲ به بعد، در سازمان مجاهدین، شاهد گسترش ورود افراد معتاد و قاتل و حتی افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت بودیم. یکی از همین حمایت ها که در درون سازمان مجاهدین با واکنش بسیار شدیدی روبرو شد، حمایت مجاهدین از چند جنایتکار بود. دقیقا بخاطر ندارم در چه سالی بود، ولی فکر کنم