شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق (1)

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق (1)

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلقمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم فوریه 2021 :…  من به فرمانده ام گفتم چرا زور می گوید فرمانده ام به من گفت خفه شو میزنم دهنت را خرد می کنم من به فرماندهام گفتم باشه من از خوردن شام منصرف شدم میروم و رفتم پیش فرمانده قرارگاه رفتم داخل اتاق و سلام کردم فرمانده قرارگاه که تازه عضو شورای فرقه رجوی شده بود بجای اینکه جواب سلام من را بدهد به من گفت سلام و کوفت ، سلام و زهره مار. امروز با علی سالاری چکار داشتی  بگو بینم باهم چه محفلی داشتید ؟ او به تو چه گفت تو به او چه گفتی ؟ من که تحت فشار روحی  قرار گرفته بودم و از حرفهای او داشتم دیوانه می شدم به او گفتم کدام محفل آیا سلام کردن و احوالپرسی آن هم بعد از یک سال با همشهریم جرم است؟ شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق 

رجوی و حقوق بشر - اعترافات اجباری اعترافات اجباری اسیر جنگی صدام و رجوی، رسول شخصی زاده

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق (1)

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

من منصور براهوئی که اخیرا اعلام جدایی خود را از  فرقه جنایتکار و ضد انسانی رجوی اعلام کردم.  در این مقاله می خواهم مختصری در باره شیوه سر کوب افراد با شیوه عملیات جاری و غسل هفتگی را که خود من بارها مورد سرکوب و توهین قرار گرفته و توسط فرمانده های بالای فرقه رجوی کتک خوردم را برای آگاهی بخشی اجتماعی به اطلاع عموم برسانم .

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق

هدف فرقه رجوی از برگذاری این نشست‌ها این بود که از این طریق افرادی که مخالف فرقه رجوی هستند را شناسایی کنند و او را زیر نظر داشته باشند و از طرفی می خواستند بدانند که در درون افراد جه جیز های در طول شبانه روز می گذرد با چه کسانی در تشکیلات دوست است کجاها همدیگر را می بینند و در باره چه موضوعاتی با هم صحبت می کنند بعد طرفی که این رابطه ها را داشته است توسط فرمانده همان آف صدا می زنند و مورد سوال جواب قرار میدهند و بشدت افراد را سرکوب می کنند و هرچه حرف زشت از دهن کثیفشان در می آید به افرآدی که دوستش را بعد از مدتها دیده است می زنند و بعد از افرادی که مرتکب چنین رابطه ای بآ دوستش شده است از تعهد می گیرند و او را تهدید می کنند این موضوع فقط به رابطه داشتند با دوست نیست حتی با یک خانم و همشهری هم ممنوع بود بعد از تعهد یکی از فرماندهان  را صد می زنند و. به او ابلاغ می کنند که  او را زیر نظر داشته باشد و هر کاری می کند با چه کسانی رابطه دارد کجاها می رود در برنامه های جمعی شرکت می کند چه ساعتی غذا می خورد و چه ساعتی می رود بعد از غذا کجا می رود و چکار می کند نماز می خواند یا نمی خواند صبح موقع بیدار باش زود از خواب بیدار می شود یا دیر از خواب بیدار میشود بعد که از خواب بیدار شد چکار می کند در یک کلام همه کارهای او را چک می کند و بعد از خاموشی به فرمانده بالا گزارش می کند بعد تازه بعد از همه این کارها از فردی که با دوستش رابطه سلام و احوال پرسی داشته  خواسته می‌شود که برود فاکتهایش تو رابطه با دوستش را بنویسید و برای نشست فردا بیاورد .

شکرخوریهای اضافی رجوی در دستگاه مزدور سازی

این نشست فقط برای سرکوب کردن این فرد می با شد که با دوستش یا همشهریش یا با یک خانم در درون تشکیلات سلام و احوالپرسی داشته است بعد از فرد خواسته می شود که بیاید پست میکروفن و فاکتهایش را در جمع بخواند اگر فرد بگوید که فاکتی ندارم یک جمع پنجاه نفره و خیلی وقتها در نشست‌های بیرون از قرارگاه یک جمعیت 600 نفره با تحریک مسول نشت   می ریزند بسر نفر و هر فوش و توهینی به فرد می زنند و خیلی وقتها نفر را کتک هم می زنند بطوری که طرف مجبور می شود بگوید غلط کردم و گوه خوردم که من از این موارد خیلی زیاد در فرقه رجوی به چشم دیده‌ام و در این سالیان خون و دل خوردم. انقلاب ایدئولوژیک وسیله ای برای سر کوب کردن افراد به شیوه عملیات جاری و غسل هفتگی بود بگذارید چند مورد از همین برخوردهای ضد بشری که زمانی که در فرقه رجوی بودم بر سر من آوردن را برای عمو دوستان تشریح کنم و به عرض شما دوستان عزیز برسانم که این فرقه که دم از حقوق بشر و آزادی بیان و غیره می زند در این سالیان با ما که عمر جوانی و پدر و مادر و خواهر و برادرمان بخاطر فریبکاری های فرقه رجوی از دست دادیم  چه بلاها ی برسر ما آوردند خدمت دوستان برسانم تا ماهیت این فرقه رجوی برای شما دوستان عزیز روشن شود.

من بعد از یک سال  بطور ناگهانی یکی از همشهریهایم را در مسیرم در قرارگاه اشرف بنام علی سالاری دیدم و شروع به احوالپرسی با او کردم و بعد محل خودمان بر گشتم شب داشتم برای خوردن شام به سالن غذا خوری می رفتم که فرمانده ام مرا صدا زد و از من پرسید کجا میروی به او گفتم دارم میروم سالن غذا خوری شام بخورم چطور؟

فرمانده ام گفت شام نمی خواهد بروی فرمانده قرارگاه گفته است همین الان بروی اتاقش  من به فرمانده ام گفتم الان زمان شام است من بعد از شام می آیم فرمانده ام با عصبانیت به من گفت اینجا تو تعیین نمی کنی  هر چه من میگویم تو اطاعت می کنی من به فرمانده ام گفتم چرا حرف زور می زنی الان زمان شام است بعد از شام میروم فرمانده ام به با پرخاشگری گفت شام بی شام همین الان میروی من به فرمانده ام گفتم چرا زور می گوید فرمانده ام به من گفت خفه شو  میزنم دهنت را خرد می کنم من به فرماندهام گفتم باشه من از خوردن شام منصرف شدم میروم و رفتم پیش فرمانده قرارگاه رفتم داخل اتاق و سلام کردم فرمانده قرارگاه که تازه عضو شورای فرقه رجوی شده بود بجای اینکه جواب سلام من را بدهد به من گفت سلام و کوفت ، سلام و زهره مار امروز با علی سالاری چکار داشتی  بگو بینم باهم چه محفلی داشتید ؟ او به تو چه گفت تو به او چه گفتی ؟ من که تحت فشار روحی  قرار گرفته بودم و از حرفهای او داشتم دیوانه می شدم به او گفتم کدام محفل آیا سلام کردن و احوالپرسی آن هم بعد از یک سال با همشهریم جرم است؟

هرچه من قسم خوردم که من هیچ محفلی با همشهری ام نزدم کوتاه که نمی آمد هیچ به گفت تا تو بالا نیاوری که با هم چه حرفهای زدی من تا پنج صبح می شینم تا تو به من بگوی که با علی سالاری باهم سر چه موضوعاتی محفل زدی من هم به گفتم من صادقانه گفتم می خواهید قبول کنی یا نکنی فرمانده قرارگاه  گفت الان  ساعت  پنج صبح است من می خواهم بروم کار دارم تو می روی فا کتهایت را می نویسی ساعت چهار بعد ظهر  عملیات جاری تو و همه لایه ام جدید منظورش اسیران جنگی با من  است و من می دانم تو من که تحت فشار روحی قرار گرفته بودم می خواستم دست به خودکشی بزنم ولی این کار را نکردم و رفتم آسایشگاه و روی تختم دراز کشیدم از شدت خستگی خوابم برد یک مرتبه شنیدم که یک نفر دارد من را صدا می زند بلند شو الان زمان استراحت نیست که خوابیدی مگر اینجا خانه خاله ات هست که خوابیدی من که قادر نبودم بدلیل خستگی زیاد چشمها یم را باز کنم به گفتم من دیشب تا پنج صبح پیش فرمانده قرارگاه بودم تازه آمدم.

آوارگی را بر جاسوسی و خودفروشی ترجیح میدهیم

گرفتم خوابیدم او به من گفت به من چه که نخوابیدی من که بشدت تحت فشار قرار داشتم و از اینکه دیدم مرا دارند شکنجه روحی می کنند مجبور شدم که بیدار شوم وقتی که چشمهایم را بزور باز کردم  دیدم که فرمانده ام است او که خودش هم تحت فشار این برخوردها ی زشت فرقه رجوی. که با من می شود قرار داشت به من گفت من میدانم که تو دیشب تا پنج صبح بیدار بودی و تو را درک می کنم ولی اگر بیایند ببیند تو خوابیدی خودت بهتر میدانی که یقه من را می گیرند و پدر من را هم در می آورند   طفلکی راست می گفت من به فرمانده ام  گفتم باشه بخاطر تو هم که شده بیدار می شوم تو را درک میکنم خلاصه کنم ساعت چهار بعد ظهر شد من بون اینکه حتی یک فاکت بنویسم با این که می دانستم که زنکه فرقه رجوی با من چه خواهد کرد وارد. نشست عملیات جاری شدم و خودم را آماده جنگ با زنکه فرقه رجوی کردم بعد از نیم ساعت پیدایش شد و آمد بعد رو به من کرد و به من گفت بیا پشت میکروفن من رفتم پشت میکروفن از من پرسید فاکتهایت را نوشتی من هم گفتم که کدام فاکتها گفت فاکتهای محفلی که با همشهریت داشتی من به او گفتم که من با همشهریم هیچ محفلی نداشتم زنکه فرقه رجوی که دید اوضاع خراب است و زورش به من هم نمی رسد و جمع هم هیچ واکنشی از خودشان نشان نمی دهند و بد جوری بهش خورده با تر قندی از نشست خارج شد و رفت بیرون و بعد از بیست دقیقه برگشت و رو به جمع کرد و گفت که من الان برایم کاری پیش آمده باید بروم و به من گفت شانس آوردی ولی فردا ادامه دارد و رفت و گورش را کم کرد و دیگه هیچ وقت من را سر این موضوع صدا نزد که هیچ او را از آنجا به قرارگاه دیگه ای منتقل کردند.

ادامه دارد

لینک به منبع

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق (1)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/برده-داری-در-آلبانی-منصور-براهویی/

برده داری در آلبانی – منصور براهویی : پس از سی سال خدمت به رجوی گرسنه در غار میخوابیدم

برده داری در آلبانی - منصور براهوییمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و هشتم ژانویه 2021:… من بعد از سی سال خدمت به رجوی و مجاهدین خلق بدلیل نبود کار و پول اجاره خانه و مایحتاج روزانه مجبور بودم که به خواسته های آنها تن بدهم . در سه ماه گذشته هیچ پولی به من داده نشد ولی از طریق دوستانم به من کمک میشد که اموراتم را سپری بکنم . در این مدت بدلیل نداشتن پول کافی برای اجاره خانه و غذا مجبور شدم به مدت یک ماه و شش روز در غارهای ارتفاعات تیرانا در منطقه کشار و مدتی هم در کنار خیابان شب را به صبح سپری میکردم و در این مدت هیچ پولی نداشتم که مایحتاج را تامین کنم .در همین ایام از مردم آلبانی کمک غذایی و غیره را می‌گرفتم و مغازه داران به من کمک میکردند. برده داری در آلبانی – منصور براهویی : پس از سی سال خدمت به رجوی گرسنه در غار میخوابیدم

برده داری در آلبانی - منصور براهوییبرده داری در آلبانی – منصور براهویی تحت فشار فرقه مافیایی رجوی – از متهم کردن بی بی سی به مزدوری برای حکومت ایران تا متهم شدن به مزدوری برای حکومت ایران

برده داری در آلبانی – منصور براهویی : پس از سی سال خدمت به رجوی گرسنه در غار میخوابیدم 

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق 

اعلام جدایی رسمی آقای منصور براهویی از فرقه سازمان مجاهدین در آلبانی

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

برده داری در آلبانی - منصور براهویی

آقای منصور براهویی

اینجانب منصور براهویی متولد ۱۳۴۷ ساکن بندر عباس در تاریخ ۱۸/۱۰/۱۳۶۶به خدمت سربازی اعزام شدم دوره آموزشی را در پادگان ۰۶ لشکرک تهران بودم و پس از آن به جبهه جنگ در صالح آباد مهران اعزام شدم یک ماه در جبهه بودم که فرقه مجاهدین با کمک ارتش صدام عملیات بر علیه ما انجام داد و من در آن عملیات اسیر شدم ( عملیات چهل چراغ) بعد ما را به اردوگاه فرقه در کرکوک منتقل کردند بعد از مدتی به ما ابلاغ شد اگر در عملیات شرکت کنید آزاد خواهید شد و من در عملیات فروغ جاویدان شرکت کردم و بعد از عملیات ابلاغ شد هر که میخواهد میتواند به ایران برگردد تعدادی به ایران برگشتند ولی من اعلام پیوستگی کردم تا سال ۱۳۶۸همزمان با اعلام انقلاب درونی مجاهدین من اعلام جدایی کردم بعد از یک ماه در قرنطینه من را از طریق اردن به ترکیه اعزام کردند .

بعد از دوسال اقامت در ترکیه به ما ابلاغ شد اگر میخواهید میتوانید به عراق برگردید به ما گفته شد اگر در ترکیه بمانید شما را ترور میکنند من هم به عراق برگشتم من از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۹۶ در سازمان مجاهدین بودم در همین سالیان من یک بار اعلام جدایی کردم ولی فرقه از درخواست من سر باز زد و از اعزام من به خارج اعتنایی نکرد و من مجبور شدم در فرقه بمانم .در این سالیان چند مورد برخورد زننده با من داشتند در یک مورد توسط فردی به نام غلامرضا اسفندیاری مورد ضرب و شتم قرار گرفتم . چند مورد از من تعهد گرفتند که در فرقه مخالفت نکنم در صورتیکه مقصر من نبودم و مریض بودم .

در این پروسه در اشرف و لیبرتی و بعد از اعزام به آلبانی بعد از چندین ماه در آلبانی خواستار خروج از سازمان شدم و بعد از مدتی توانستم تشکیلات فرقه مجاهدین را ترک کنم و به مدت شش روز در هتلی در تیرانا ماندم و بعد از آن خودم را به کمیساریا معرفی کردم از سال ۱۳۹۶ تا سال ۱۳۹۹من مستمری را از سازمان می‌گرفتم و لی در زمان گرفتن مستمری از من خواسته میشد و تعهد می‌گرفتند باید در رابطه با دوستانم جاسوسی بکنم و هر روز خبر های آنها را به سازمان اطلاع بدهم در چند مورد بدلیل مخالفت من مستمری من را تعلیق کردند ولی دوباره با گرفتن تعهد پول را پرداخت کردند . من بدلیل نبود کار و پول اجاره خانه و مایحتاج روزانه مجبور بودم که به خواسته های آنها تن بدهم . در سه ماه گذشته هیچ پولی به من داده نشد ولی از طریق دوستانم به من کمک میشد که اموراتم را سپری بکنم . در این مدت بدلیل نداشتن پول کافی برای اجاره خانه و غذا مجبور شدم به مدت یک ماه و شش روز در غارهای ارتفاعات تیرانا در منطقه کشار و مدتی هم در کنار خیابان شب را به صبح سپری میکردم و در این مدت هیچ پولی نداشتم که مایحتاج را تامین کنم .در همین ایام از مردم آلبانی کمک غذایی و غیره را می‌گرفتم و مغازه داران به من کمک میکردند من بعد از حدود ۳۰سال خدمت کردن به این سازمان باید آواره و گرسته در خیابان می ماندم  در صورتیکه سازمان تعهد داده بود که در هر شرایطی من را تامین مالی کند ولی من را در کشوری که نه کار هست و نه کمیساریای عالی پناهندگان که ما را تامین کند رها کرد .

قابل ذکر است تا زمانیکه کمیساریا ما را تامین میکرد سازمان دست به چنین حماقتی نمی‌زد ولی از آنجاییکه میداند من هیچ پناهی ندارم مستمر من و دیگر دوستانم را زیر فشار قرار میدهید . لازم است چند نکته را یاد آور بشوم سازمانی که خود را مدافع حقوق بشر , سازمانی که خود را آزادی‌خواه میداند و برای آزادی مردم ایران تلاش میکند اینچنین من را در غربت رها کرد تا مجبور شوم دست به سمت مردم آلبانی دراز بکنم .من بدین وسیله جدایی رسمی خودم را اعلام میکنم و هیچ ارتباطی با این سازمان ندارم .

منصور براهویی

لینک به منبع

برده داری در آلبانی – پس از سی سال خدمت به رجوی گرسنه در غار میخوابیدم

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خنجری-به-نام-پول-برای-سرکوب/

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانینجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم ژانویه 2021:… رجوی با دادن رشوه و همدستی با باند هایی در دولت آلبانی و سازمان کمیساریای عالی پناهندگان وظیفه آنها را خریده است تا بتواند خنجر پول را بر بالای سر اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی نگاه دارد تا آنها مطیع و رام شوند . رجوی خنجر خود را  تنها  با دروغ و نیرنگ و زدن اتهامات دروغین تیز می کند تا روند جدایی اعضای ناراضی و منتقد از فرقه مجاهدین خلق را کند کند. رجوی امضای متن زیر را شرط دادن ماهیانه حدود 200 یورو به اعضای جداشده ای که ده ها سال برای وی بطور شبانه روی مجانی کار می کردند، قرار داده است. خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی 

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانیخود افشاگری فرقه رجوی – از حق السکوت به موازات بستن راه ارتباط با خانواده ها استفاده می کنیم

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

زانو زدن و امضای متن فرقه رجوی شرط کمک ماهیانه 200 یورو

رجوی خنجر خود را  تنها  با دروغ و نیرنگ و زدن اتهامات دروغین تیز می کند تا روند جدایی اعضای ناراضی و منتقد از فرقه مجاهدین خلق را کند کند.

در حالیکه اعضای سازمان مجاهدین خلق چندین دهه با گذشتن از میهن ، جان ، خانواده ، و کار و سرمایه خود  ، بطور شبانه روی آگاهانه یا ناآگاهانه برای پیشبرد خط فرقه مجاهدین خلق به رهبری رجوی تلاش می کردند و رجوی هم با دادن  لیست تعداد آنها  از صدام حسین و بعد ها عربستان سعودی و اسرائیل پول یومیه دریافت می کرد، اما همچنان مصمم در تیز کردن خنجری به نام پول است تا بر تارو پود باقی مانده ار چندین دهه بیگاری اعضای سازمان مجاهدین خلق است . رجوی با دادن رشوه و همدستی با باند هایی در دولت آلبانی و سازمان کمیساریای عالی پناهندگان وظیفه آنها را خریده است تا بتواند خنجر پول را بر بالای سر اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی نگاه دارد تا آنها مطیع و رام شوند . رجوی خنجر خود را  تنها  با دروغ و نیرنگ و زدن اتهامات دروغین تیز می کند تا روند جدایی اعضای ناراضی و منتقد از فرقه مجاهدین خلق را کند کند.

رجوی امضای متن زیر را شرط دادن ماهیانه حدود 200 یورو به اعضای جداشده ای که ده ها سال برای وی بطور شبانه روی مجانی کار می کردند، قرار داده است.

تیرانا، هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 14.01.2021

درخواست تمديد كمك مالي در 6 ماهه اول سال 2021

سال گذشته در بحران بی سابقه کرونا  در جهان ، سازمان تلاش کرد که به هر ترتیب در ورای تمام مشکلات مالی مسئله حداقل هزينه هاي مرا  تأمین كند. ميدانم كه  سازمان کماکان  با محدوديتهاي  مالي  در شرايط كرونا روبروست ، با اينحال تقاضا دارم سازمان مجاهدين خلق ايران كمك هزینه مالي به اينجانب ………..را از ابتداي سال 2021 به مدت ششماه ديگر تمديد كند. من اين مبلغ را قرض تلقي ميكنم و در اولين فرصتي كه بتوانم بر ميگردانم و مي دانم سازمان آن را در مسير سرنگوني هزينه مي كند.

همچنانكه قبلاً هم نوشتم حق سازمان است كه سازمان به محض اطلاع از هرگونه ارتباط مشكوك و آلوده با مأموران و مزدوران و مرتبطين با دشمن هرگونه كمك و رابطه اي را با هر كس قطع كند.

البته من با مرز بندي كه با رژيم و عوامل آن دارم  در هرحال تعهد خود ميدانم كه مستمرا در برابر سفارت رژيم و مزدوران اطلاعات و سپاه قدس که هدف آنها ایجاد ناامنی و فضای مسموم سیاسی در آلبانی است ، افشاگري و موضعگيري كنم و هرگونه اطلاع از تحركات جاسوسي و شيطان سازي و توطئه هاي تروريستي آنها را  با سازمان در ميان بگذارم .

اسم-امضا-تاريخ

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

برده داری در آلبانی – مجاهدین خلق ایران

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خنجری-در-دست-رجوی-برگلوی-نجات-یافتگان-ا/

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان از مجاهدین

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگانمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم ژانویه 2021:… باید از آقای ابر استراتژیست پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟ خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

مالک بیت مشعل- خنجری در دست رجویخاطرات مالک بیت مشعل :  مغز شویی در سازمان مجاهدین خلق

خنجری در دست رجوی  بر گلوی اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی

برده داری در آلبانی – مجاهدین خلق ایران 

مالک بیت مشعل ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.01.2021

در هر کجای دنیا وقتی فردی به استخدام یک شرکت و  یا موسسه ای در میآید آن شرکت موظف به پرداخت حقوق ماهیانه و در نهایت بعد از گذشت مثلاً ۳۰ سال حقوق بازنشستگی به فرد مزبور تا زنده است پرداخت کند. بعلاوه دیگر مزایا که همه از آن اطلاع دارند . در این دنیا نفراتی هستند که بر اثر یک اشتباه و یا عدم شناخت و یا فریب وعده های فرقه ای را خوردن و بیش یا کم سه دهه برای این فرقه کار کردند جان کندن و در همه شرایط این فرقه را همراهی کردند سالیان به عنوان یک رباط شبانه روزی در زیر بمباران و موشک باران گوش بفرمان بودند . علیه خانواده و خویشان خود قلم فرسایی کردند سنگ پرتاب کردند و در تلویزیون با خانواده اتمام حجت کردند . در جنگ‌های نابرابر با دست خالی مطیع بودند جلو خودرو  زرهی و رگبار مسلسل سینه سپر کردند . در مصاحبه‌های مختلف حرفهای دروغ فرقه را دیکته کردند و از فرصتهایی که در مقابلشان بود چشم پوشی کردند .جوانی را سفر کردن تا مرگ و پیری بدون چشم داشت و مستمر لبیک گفتند . به همه سیاستهای غلط رهبری فرقه به دید مثبت نگاه کردند و اطاعت کور کورانه کردند . سالیان در جاده های تنگ و تاریک در پی روشنایی دویدند که وعده آن را داده بودند .  و چه سان به خواست رهبری در شبهای ظلمانی پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ هشت ساله گذاشتند و گاه با یک پای قطع شده برگشتند .

آنها سالیان سال در دهلیزهای تانک و نفربر در گرمای بالای ۵۰ درجه سانتی گراد فرمانها را مو به مو اجرا کردند . بالاتر از هر چیز دیگری گفتند که بر سر لوحه سازمان نوشته فدا و صداقت همه با فدا و صداقت سالیان را سر کردن ولی در نهایت همه دیدند که نه سازمان و نه رهبری پاکبازش از فدا و صداقت سالیان نوری فاصله دارند و همه دیدند برای بقای خود و حفظ جان خود منطقه خطر ترک و به ساحل امن پناه بردند وقتی فردی سئوال کرد  که رهبری کجاست در جواب گفتند برای هدایت جنبش از منطقه جنگی خارج شده در سال ۱۳۶۰ هم به همین منوال با جا گذاشتن زن و بچه خود جان خود را برداشت و در کنار ساحل امن در فرانسه پناه گرفت و وقتی به عراق رفت به طعنه می‌گفت این چه مبارزه ایی است که مدعیان میکنند در کنج قهوه خانه نشستن نشد مبارزه . آنهایی که  به رجوی در آن سالیان در زندان  پشت کردند  خائن و مهدور الدم و محکوم به مرگ شدند و آنهایی که از مرگ جستند رجوی باز طلبکار بود که شما چرا اعدام نشدید یکی نبود از حضرت عالی سئوال کند شاه چرا تو را اعدام نکرد و حالا بعد از چهار دهه باز آقا طلبکار است که چرا بعد از این همه سالیان په من پشت کردید و مبارزه را ترک کردید .

باید از آقای ابر استراتژیست مسعود رجوی پرسید کدام مبارزه در آن زمان که تانک و توپ داشتید و یا در دوران بقول خودتان فاز نظامی چکار کردید چه رسد حالا که نه مرز دارید نه جایگاهی در بین ملت و نه کسی شما را میشناسد و گذشته از آن آقای رهبر که ناپدید شده و بقیه هم همه بالای ۵۵سال سن دارند خب میتوانید جواب بدهید چه مبارزه ایی باید  این مبارزان پیر مرد و پیر زن بکنند؟ پس لطفاً واقع بین باشید و قبول کنید که همه چیز تمام شده است یعنی در واقع از مرداد ماه ۱۳۶۷ شما در کما رفتید و این دست و پا زدنها و تقلا ها مثمر الثمر نبوده و فقط درجا زدن هم  نبوده بلکه برگشت به عقب داشتید پس چه انتظاری از اعضای نگون‌بخت دارید که از شما پیروی کنند . مگر خود شما نگفتید ورود به سازمان سخت است ولی خروج سهل و آسان پس چرا در همین ایام با دوز و دغل و نیرنگ مانع خروج افراد از اسارتگاه میشوید و هر آنکس که به هر ترتیب خارج میشود را باز میخواهید در چنگال خود اسیر کنید از خنجری بنام پول بر گلوی جدا شده ها استفاده میکنید آخر شما چه انقلابی هستید که با تهدید میخواهید حرف خود را به کرسی بنشانید ؟

بله گذر زمان  همه چیز را مثل روز روشن میکند و زشتیها را عیان میکند . شما که در سال ۱۳۵۸ می‌گفتید ای حسین ما صدای تو را به گوش مظلومان در هر کجای دنیا که باشند می‌رسانیم ولی دیدیم در گذر زمان شما مظلوم کش شدید همان کسانی که خود گوهر بی بدیل نام گذاری کردید و همان افرادی که شبانه برای اجرای دستورات شما در ظلمات شب پا در میدان‌های مین بجا مانده از جنگ گذاشتند . همین انقلابیون سابق با اهرم پول در برابر مزدوری و یا بهتر پول در برابر پنهان کردن تمام اشتباهات رجوی در این چند دهه گذشته . براستی این اهرم فشار تا چه اندازه میتواند روی افراد تاثیر گذار باشد لاجرم این تیر به سمت خود فرقه برمیگرددو گریبان آنها را میگیرد . اگر از توطئه‌های فرقه علیه جدا شده ها هر چه  بگویم کم گفته ام از برچیدن کمیساریا و رمسا و درخواست از دولت برای دستگیری افراد جدا شده در آلبانی و هزاران توطئه دیگر با هزینه‌های هنگفت ولی با این همه تاثیری نداشته .

بله رجوی که خود را  روزی ضد استثمار و غیره می‌دانست حالا ببینید چه سان با خنجری بنام پول افراد را استثمار میکند و با شعار هر که با ما نیست بر ماست فشار را بر افراد میآورد . ولی رجوی طرفی از این کار بی حاصل نخواهد بست و شکست محتوم و اضمحلال این فرقه در چشم انداز می‌باشد.

خنجری در دست رجوی برگلوی نجات یافتگان 

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/محاسبه-کالری-مصرفی-،-معیار-ارزش-زنده-ما/

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحمیرا محمد‌نژاد، بسوی آزادی، دوازدهم ژانویه 2021:… به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

آنچه که امروز بر فرقه می‌گذرد

حمیرا محمدنژاد آلمان

خانم حمیرا محمدنژاد آلمان

شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید.

در پی شیوع بیماری کرونا هر روز شاهد کشته شدن تعداد بیشتری از افراد در بند فرقه رجوی هستیم. آنچه که بوضوح بر بی‌کفایتی این فرقه در محار شیوع هر چه بیشتر آن در اردوگا ههای خود را نشان می‌دهد. و اما شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید. در همین راستا اسامی افرادی همچون سعیده شا هرخی ما را بیشتر از پیش به تأمل وادار می‌کند. خانم سعیده شاهرخی که از بیماری پارکینسون رنج می‌برد و سالیان آخر عمرش را بر روی صندلی چرخدار می‌گذراند، فردی بدون مرز بندی انسانی در مناسبات رجوی یکی از عوامل سرکوب سازمان بوده و همواره در آزار و اذیت اعضای این فرقه نقش مهمی را ایفا می‌کرد. خانم شاهرخی بنا به دستور رجوی هر گاه که فردی مخالف ایدئولوژیک فردی رجوی صحبت و یا اعتراضی می‌کرد فرد را به ترور روحی و شخصیتی گرفته و بدترین مارکهای مختلف را به افراد میزد. و حال می‌بینیم که چگونه خود در تنهایی و بدون اینکه فرقه رجوی اهمیتی به مریضی پیشین او ودر نتیجه حفظ ایشان از بیماری کرونا جانش را برای هیچ از دست داد.

همه ما به وضوح می‌دانیم که افراد با سوء بیماری حفاظت بیشتری در مقابل این بیماری نیاز داشته و در محیط بهداشتی با امکانات مناسب باید بسر ببرند. آنچه که در اینجا شاهد آن هستیم و شاید هشداری برای شکنجه گران دیگری همچون مهوش سپهری، کبری طهماسبی و دیگر شکنجه گران این فرقه باشد. با تاسف می‌توان گفت که تاریخچه سیاه سازمان مجاهدین هر روز نشانگر متوالی شدن بیشتر این فرقه و رو به سیاهی رفتن بیشتر آن را در پی دارد. فرقه ای که سالیان سال با اعمال خود نشان داد ه که پایه و مبنای استواری نداشته و فرد طلبی و قدرت طلبی تنها رهرو این فرقه بوده و است. فرقه ای که همیشه به دروغ و تزویر و سانسور واقعیت‌ها ی بیرونی، افراد خود را در تاریکی مطلق نگه داشته تا بتواند صباحی بیشتر بر آنها حکومت کند. براستی که هر چه زمان می‌گذرد با نگاه به پروسه درونی و بیر ونی این فرقه روزنه روشنی در آن نمی‌یابیم. فرقه ای که دستش به خون همو طنان خود و اجیر کردن افراد بسیاری در اردوگاههای اجباری آغشته میباشد. و هر چه بیشتر با مغز شویی افرادی همچون سعیده شاهرخی و ساختن جلادانی از این افراد در آرزوی ثبات میباشد.

فرقه رجوی در حالی که سنگ مردم ایران را به سینه می‌زند لیاقت و شایستگی یک بهداشت مناسب برای افراد نگون بخت خود را ندارد. باید در اینجا به مریم اعضدانلو و مسعود رجوی تاکید کرد که مردم ایران در سه دهه گذشته تاوان بی لیاقتی و خطا های سیاسی و خودمحوری شما را داده‌اند که تماما نتیجه آن فریبکاری ها و شعر و شعارهای حقوق بشری شما بوده و اکنون خودتان در زیر بار یک بیماری اپیدمی کمر خم کرده و هیچ راه حلی برای آن ندارید. واین در حالی است که برای تبلیغات فرقه ای خود میلیونها هزینه میکنید و اما برای بهداشت افراد خود هیچ تمایلی نشان نمیدهید. افرادی که به دلیل سنی بالا به طور مضاعف نیاز به رعایت بهداشت و درمان دارند. افرادی که چه جوان و چه پیر به دلیل فشارهای روانی و روحی و جسمی فر سوده شده و ایمنی بسیار پایینی در قبال انواع امراض و بخصوص ویروس کرونا را دارند.

به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو (رجوی)  که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. و بدین گونه می‌بینیم که رجوی یک نسل رو به تباهی کشوند نسلی که بدنبال یک آرمان بلند زمانی تصمیم به پیوستن به این سازمان را گرفتند. و متاسفانه الان وضع اسف بار اونو به وضوح همه می‌بینیم، شاید تا دیروز در لابلای اشرف در عراق می توانست مخفی کاری کرده و آمار کشته شدگان را مخفی نگه دارد و اما در کشور آلبانی با توجه به اینکه لیست اسامی تمامی افراد به ثبت رسیده امکان این را به فرقه برای مخفی نگه داشتن اسامی را نمی‌دهد و دیر یا زود مجبور به آشکار کردن اسامی کشته شدگان میباشد.

و در اینجا به تمامی شکنجه‌ گرانی چون مهوش سپهری و امثال آن هشدار میدهم که تا هنوز فرصتی برایتان باقی مانده از سرنوشت سعیده و سعیدها عبرت گرفته و دست از کارهای گذشته خود برداشته و اگر نمی‌خواهید پلی باشید حداقل مانع نباشید و بگزارید افراد به راحتی دنبال زندگی مور دلخواه خود بروند شاید که باشد در تاریخ یک عمل کرد درست از شما به ثبت برسد. در اینجا باز از تمام سازمان های بشردوستانه و بهداشت آلبانی و بهداشت اروپا در خواست رسیدگی به افراد در پشت حصار این فرقه را دارم.

حمیرا محمدنزاد  11.01.2021

لینک به منبع

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق

هادی ثانی خانی 

***

همچنین: