صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل 2017:… سه مقاله از یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با عنوان الف دال با رده M جدید که فردی قدیمی در سازمان مجاهدین خلق است به دستمان رسید که هر سه مقاله را عینا در زیر نقل می کنیم: مدت چند ماهی است که از بعد از رهایی از قتلگاه لیبرتی بمحض آمدن به کشور آلبانی بلافاصله از این فرقه جدا شدم. در ابتدای امر آنها مرا به هتلی که خودشان … 

camp_tirana_albania_mojahedin_khalq_rajavi_cultMojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) members in Albania feel invisible, they go unheard by the authorities 

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت اول، دوم و پایانی)

سه مقاله از یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با عنوان الف دال با رده Mجدید که فردی قدیمی در سازمان مجاهدین خلق است به دستمان رسید که هر سه مقاله را عینا در زیر نقل می کنیم:

مقاله اول: پرداخت پول ماهانه پناهندگان

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل 2017:
لینک به منبع

باعرض سلام خدمت مسئولین بنیاد خانواده سحر، مطالبی که در این مقاله میخوانید واقعیت تلخ اما عبرت آموز ما جداشدگان از فرقه رجوی میباشد. صرف نظر از اینکه چه کسی درست میگوید و چه کسی خود شیطان مجسم است، ولی تمامی تلاشم را خواهم نمود تا در سلسله مقالاتی قضاوت واقعی را برعهده خوانندگان بگذارم تا عصیانی براینهمه ستم و باج خواهی این فرقه حتی الان که جدا شده ام و یک شخص حقیقی مستقل میباشم باشد.

مقاله نخست در خصوص فریب کاری فرقه رجوی مبنی بر قبول هزینه ماهانه جدا شدگان است.

من الف دال میباشم. مدت چند ماهی است که از بعد از رهایی از قتلگاه لیبرتی بمحض آمدن به کشور آلبانی بلافاصله از این فرقه جدا شدم. در ابتدای امر آنها مرا به هتلی که خودشان از مدتها قبل روی آن کار کرده بودند معرفی و فرستادند. نام این هتل آلبریا واقع در خیابان الباسان است.

مرا بمدت سه روز در این هتل نگاه داشتند تا اینکه یکی از جدا شدگان متوجه موضوع شد و شبانه با تاکسی مرا به خانه خودش برد. موضوع حالا به این صورت بود، همه اش طرح و برنامه رذیلانه برای درس عبرت دادن به جداشدگان و تحت فشاد قرار دادن هرچه بیشتر از نظر مالی.

هتل را خودشان قرارداد بسته اند که ما برایتان نفر می آوریم. سپس نفر جدا شده از همه جا بی خبر چند شب را در آنجا اقامت میکند. بی خبر از اینکه همان چند شب کلی از پولش بابت پرداخت به هتل را از دست میدهد. سپس اگر خوش شانس باشد یکی از همین جداشدگان دلش را به دریا میزند و شبانه سراغش می آید و موضوع را به فرد میگوید. ولی اگر نبود بعد از سه روز در هتل همان نفر دفتر فرقه زنگ میزند و میگوید ما برایت پیش یکی از جداشده ها خانه گرفتیم و بدین ترتیب با منت گذاری و برای اینکه ظلمی که در همان ابتدا در حق جدا شده کرده اند را بپوشانند راهی خانه و دنیای بیرون میشوی. ای بابا این فرقه چقدر حقوق ما به اصطلاح جدا شده ها را ارج و احترام میگذارد!

موضوع اما باز متاسفانه فاجعه بارتر از این حرفهاست. در معامله و قراردادی که بین خودشان و سازمان ملل و دولت آلبانی امضا نمودند با فریب کاری و دجالگری تمام به آنها تضمین دادند که ما خودمان هزینه هر جداشده را طبق استانداردهای سارمان ملل فراهم میکنیم. هزینه قبلا 500 یورو بود با یک دستگاه آپارتمان با امکانات زندگی و رفاه نسبی. بعد از چند ماه که دیدند اوضاع خیلی خراب است و تشکیلات این فرقه هر روز در حال ریزش انسانی و نیرویی است 500 یورو را به 330 یورو تنزل دادند آپارتمان و امکانات استقرای را هم حذف نمودند.

فرد جدا شده الان با 320 یورو باید اجاره خانه را بدهد، هزینه خورد و خوراک یکماه را هم بدهد، دست آخر اگر پولی باقی ماند یک دست پیراهن برای خودش بخرد، چرا که هزینه آب و برق و اینترنت نیز برعهده خود فرد است و این تمام ماجرا نیست، و حالا از این نقطه فقط ملاحظه کنید که چه بر سر جداشدگان در می آوردند آنهم هر ماه.

همه جای دنیا یک روز مانده به آخر ماه هزینه ماهیانه فرد پناهنده را پرداخت میکنند. در این فرقه اما سرماه که هیچ میگذارند سه الی چهار روز از سرماه میگذرد سپس زنگ میزنند میگویند فلان ساعت بیا دفتر وقتی آنجا رفتی فردی به نام عبدالله اول صدایت میکند و سوالات خودش را شروع میکند. فلانی با چه کسی هست؟ خانه فلانی کجاست؟ فلانی با فلانی چه رابطه ای دارد؟ تو آیا مشکلی نداری؟ تو اگر کارکرد خودت را بهتر بکنی ما کمک کارت خواهیم بود و …!

بدین ترتیب زمان پرداخت کمک مالی تبدیل به گزینش انتخاب مزدوری برای آنها میشود. اگر پاسخ مثبت دهی طبیعی است که وسط ماه صدایت خواهند کرد و ابتدا بعنوان کمک هزینه به تو پرداخت میکنند. اگر هم که در همان اولین جلسه توی دهنشان بزنی در ماه بعد حالت را خواهند گرفت، و تو آخرین نفری خواهی بود که پولت را دریافت خواهی نمود. آری حقایقی که به دلیل گرو گرفتن نیاز مالی نفرات کمتر کسی حاضر به بیان آنها میباشد، یا اگر هم گفته میشود از طریق غیر مستقیم تا کمک مالی ماهانه اش آسیبی نبیند.

ولی تف به این زندگی، تف به این روزگاری که برایمان تبدیل به جهنم نموده اند، بدون شک هر انسان آزاده ای روزی براین زورگویی این باند مافیائی شورش خواهد نمود، چراکه ابعاد کار و نیرنگ کثیفی که برعلیه ما اعمال نموده اند تنها به اینجا ختم نمی شود و پهنه گسترده تری دارد که ذیلا چند نمونه را برایتان بازگو مینمایم.
با اعمال این ترفند کثیف، اولین نمود بیرونی آن تفرقه اندازی بین جدا شدگان، تولید خبرچین بین جداشدگان، گرفتن قدرت انتخاب از فرد و از همه مهمتر جلوگیری از اتحاد و شکل گیری هرگونه تشکلی که مخالف این فرقه در بیرون میباشد است. این بالاترین خیانتی است که در حق ما قبل از بحث مالی در حال حاضر اعمال میکنند. همان بحثی که تا روزی که در آن فرقه هستی از قبل تو نانش را میخورند، همان بحث جمع، همان بحثی که هر گاه فرد طغیان می کرد به میان جمع میکشانندش و میگفتند جمع معجزه میکند، همان بحث جمعی که هرگاه زبان اعتراض بلند میکردی با فحش و ناسزا میگفتند این موضوع را جمعی بکن، سیاسی بکن، ببین دیگر چه میماند.

حالا دست برقضا روزگار را ببین که این فرقه تا چه حد حتی از تشکیل یک تشکل دونفره ترس و وحشت دارد. واقعیت اینست که اساس این فرقه بر جهل و دروغ و تفرقه افکنی بنا شده است. دروغ مجسم.

ادامه دارد……………

الف – دال
تیرانا – آلبانی

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت دوم)

مقاله دوم: پرداخت پول ماهانه پناهندگان

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل 2017:
لینک به منبع

در قسمت اول مقاله جهت اطلاع خوانندگان نحوه به زنجیر کشیدن اعضای جدا شده را به عرض رساندم. در این قسمت اما نمی دانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه خبر جدیدی را دوستانم به من رساندند که میخواهم در قسمت دوم این مقاله به عرض شما برسانم.

با آمدن به آلبانی و رو شدن فریبکاریها و دجالگریهای فرقه رجوی، هرروز که میگذرد موج معترضین و جداشدگان بیشتر و بیشتر میشود تا جاییکه مریم رجوی بعد از تعطیلات نوروزی مجبور به زمین گیر شدن در آلبانی شده و از کاخ اورسورواز خود جدا گردیده و به ناچار در دهکده فرقه در تیرانا اقامت گزیده است، شاید که با حضور خود مانع خروج روزمره نوامیس ایدئولوژیک و گوهران بی بدلیل مسعود رجوی گردد.

در همین خصوص در سلسله اقدامات ادامه دار باج گیری این فرقه از اعضای ناراضی و جدا شده مستقر در آلبانی، در یک اقدام زشت و بغایت ضدانسانی دیگر به اعضایی که جدیدا جدا میشوند گفته اند که حقوق ماهانه شما 220 یورو در ماه میباشد و طی یک هفته اخیر همین مبلغ را پرداخت نموده اند و این سناریو را از سال گذشته یعنی 500 یورو به 330 یورو و اکنون به 220 یورو کاهش دادند بدین صورت راه را برای گسترش این زورگویی آشکار به روی سایر جدا شدگان سابق نیز باز و هموار نموده اند. در همین راستا درخواست از خوانندگان گرامی اینست که زبان اعتراض بگشایید و ندای ما جداشدگان را به گوش جوامع حقوق بشری جهان برسانید.

این موضوع به همین جا هم ختم نمی شود و توجه شما را به موضوع دیگری که در خلال نوشتن مقاله اتفاق افتاد جلب مینمایم.

همین دیروز مجددا یکی از جداشدگان را در همان محلی که اسمش دفتر است و محل باج خواهی این فرقه است، فردی که آنرا اداره میکند و خط و خطوط کثیف این فرقه را اعلام و به نفرات ابلاغ میکند فردیست بنام عبداله تهرانچی – یکی از جداشدگان را صدا نمودند و به او با فحاشی و اهانت گفته اند که تو رفته ای با ایران همکاری کردی لذا از این لحظه به بعد دیگرما با تو رابطه ای نداریم و پول ماهیانه تو را هم قطع میکنیم. او در پاسخ به این حق خوری و زورگویی آشکار اعتراض کرده و بیان نموده است که مدرک و سند شما مبنی بر این کارتان چیست و یا مگرشما میتوانید جلوی نفرات جدا شده را بگیرید که با چه کسی قدم بزند یا با چه کسی راه نرود در ثانی مدرکتان چیست؟ که مجددا توهین نموده و به او گفته اند که ما فقط به تو ابلاغ میکنیم و دیگر کاری و رابطه ای با تو نداریم.

آری این است واقعیت تلخ ما جداشدگان در این کشور غریب. یادم هست که یکی از حرفها و تکیه کلام همان مریم رجوی این بود که به نفرات میگفت دنیا خبر دار نشد که بر ما چه گذشت. آیا بحق و بجا نیست که همین گفته خودش را جلوی رویش بگذاریم و به او بگوییم دنیا هم خبر دار نشد که شما فرقه جهنمی در آلبانی چه ظلم و ستمی که در حق ما روا نکردید. معذالک خوانندگان عزیز میخواهم بگویم که سالیان بر ما ستم رفت تنها و تنها شما بی طرفانه شاهد باشید که ما فقط بعد از نمایان و عریان شدن فریبکاری های این فرقه تنها و تنها بدنبال زندگی مطلوب خود بوده و هستیم ولی چنگالهای این فرقه همچنان بر پیکر تک تک ما فرو رفته است.

بی گمان تا آنجا که مقدور ما باشد ما نیز در صدد برخاستن و بلند نمودن صدای اعتراض خود خواهیم بود ولو در یک اجتماع کوچک و اندک ولی مطمئن باشید همگیمان دست در دست هم شورش و طغیان خواهیم نمود.

ادامه دارد……………
الف – دال
تیرانا – آلبانی

صدای جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی را به گوش جهانیان برسانید (قسمت سوم)

مقاله سوم: صدا زدنهای روتین مرکز باج خواهی فرقه رجوی

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل 2017:
لینک به منبع

این مرکز با موج فزاینده جداشدگان براه افتاده و در منطقه ای بنام کشار واقع در مجموعه آپارتمانی مسکونی از شهروندان آلبانیائی تشکیل شده است. این مرکز شامل سه اتاق، اول محل به اصطلاح پذیرش است که فرد وارد میشود و تا یک حتی دو ساعت آنجا معطل می ماند و با پخش مراسم آن فرقه و اخبار جعلی و دروغ سعی در به یاد آوردن گذشته در درون فرد را میکنند و بدین ترتیب هم شکنجه روانی میدهند و هم زیر نظر دارند که آیا فرد توجهی به پخش برنامه ها میکند یا خیر تا بدین ترتیب تحلیل خود را از نزدیک به روی فرد داشته باشند.

اتاق دوم مربوط به پرداخت حق پناهندگی جداشدگان میباشد که به ناحق در دستان این حق خوران افتاده است. اتاق سوم اما اتاق محل تطمیع و تهدید اعضای جداشده است که همان فرد یعنی عبداله تهرانچی صحنه گردان آن میباشد در حالیکه این کارشان هم بلحاظ قانونی جرم محسوب شده و میتوان اعتراض و شکایت رسمی به یک ارگان بین المللی نمود ولی بدلیل در گرو نگه داشتن هزینه ماهانه افراد کسی حاضر به اینکار نمیشود.

به طور خاص در این اتاق سوم در ساعات غیراداری هم نفرات نفوذی خودشان را صدا میکنند و هم آخرین اطلاعات جداشدگان را از فرد خودشان میگیرند و هم آخرین توجیهات و خطوط جدید را برای اعمال فشار بیشتر بر روی افراد جدا شده به عمل آورده و فرد خودشان را توجیه و در آخر هم حق مزدوری و فروختن جداشدگان به این فرقه را به فرد جدا شده پرداخت می نمایند.

بطور خاص در این هفته چندین تن از نفرات جدا شده که اتفاقا هیچ ربطی به یکدیگر ندارند را صدا زده و به آنها ابلاغ نموده اند که دیگر به شما هزینه ماهانه نخواهیم داد و به اینجا مراجعه نکنید.

من از بیان اسامی خودداری میکنم چون نمی خواهم دوستان خودم را روی آنتن ببرم ولی میخواهم دراین مقاله که قسمت سوم است شما را به موضوع جالبی توجه دهم تا عمق کینه و البته وحشت این فرقه از ما جداشدگان بیشتر برایتان روشن گردد.

دقیقا بعد از حدود یکماه یکی از نفرات با یکی از شهروندان آلبانیایی ازدواج نمود و عکس و فیلم مراسم ازدواجش را هم در فیس بوک قرار داد. بعد از چند روز او را به همین دفتر صدا نمودند و گفته اند تو با ایران همکاری داری بهمین خاطر هزینه ماهانه ترا دیگر نمی دهیم.

بی گمان برای همگان روشن است که از کجای قضیه در حال سوختن میباشند. آری نفری که هنوز یکماه بیشتر نیست که آزاد شده و پا به دنیای بیرون نهاده است برخلاف اراجیف آنها که مستمر به نفرات داخل تشکیلات دروغ میگویند و آماج لجن پراکنی قرار میدهند که جداشدگان بدبخت و فاسد شده اند، معتاد و بی خانمان شده اند، آری وقتی چنین سنت شکنی و تودهنی محکمی آنهم از طرف جداشده ای که هنوز یکماه نیست که بیرون آمده نوش جان و دریافت میکنند، بله اینچنین بغض و کینه حیوانی خود را بر سر این فرد تخلیه میکنند و بر همگان مخصوصا افراد جدا شده پر واضح است که آنها چقدر به خود پیچیده و در خود میسوزند.

الف – دال
تیرانا – آلبانی

(پایان)

*** 

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29040

فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم آوریل ۲۰۱۷:…  بر اساس اطلاعات واصله از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، به دنبال دیدار مریم رجوی با عنصر جنگ طلب و حامی عینی و عملی داعش و القاعده یعنی سناتور جان مک کین آمریکائی، نارضایتی اعضا به اوج خود رسیده و به نوعی تمامی رشته های تشکیلاتی و کار روانی مریم رجوی طی این ماه ها برای حفظ نیروها و ممانعت از خروج آنها و فرونشاندن موج روز افزون مسئله داری پنبه شده است … 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکا

عکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

لینک به منبع

فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی

تیرانا – ۲۹ فروردین ۱۳۹۶

در مقاله قبلی با عنوان “دعوت مریم رجوی از مک کین و خشم اعضا” به تاریخ ۲۷ فروردین سال جاری به شمه ای از واکنش اعضای فرقه رجوی به دیدار مریم رجوی با مک کین در تیرانا اشاره کردیم.

جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم

بر اساس اطلاعات واصله از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، به دنبال دیدار مریم رجوی با عنصر جنگ طلب و حامی عینی و عملی داعش و القاعده یعنی سناتور جان مک کین آمریکائی، نارضایتی اعضا به اوج خود رسیده و به نوعی تمامی رشته های تشکیلاتی و کار روانی مریم رجوی طی این ماه ها برای حفظ نیروها و ممانعت از خروج آنها و فرونشاندن موج روز افزون مسئله داری پنبه شده است.

یکی از اعضا گفته بود: “سالن اصلی را طوری تزیین کرده و طوری تدارک چیده بودند که برخی حتی تصور کرده بودند که شاید قرار است مسعود رجوی بیاید.”

از قبل همه نفرات را نسبت به حضور مک کین توجیه کرده و نسبت به اهمیت این دیدار توضیح داده بودند. جالب است که این اقدام را برداشتن گامی کیفی به سوی سرنگونی رژیم برای اعضا عنوان نموده بودند که البته موجب تمسخر آنان در محافل خودشان شده بود.

در گزارشات آمده است که حتی تعدادی در گوشه و کنار بی آنکه کسی بفهمد بعد از تجلیلی که مریم رجوی از مک کین جنگ طلب و حامی تروریسم نمود گریه می کردند. برخی می گفتند که شهدا از محمد حنیف نژاد و موسی خیابانی گرفته تا شهدای ۱۹ فروردین و قرارگاه اشرف باید باشند و ببیند که سازمان مجاهدین خلق به چه روزی افتاده است.

جان مک کین مجاهدین خلق داعش تروریسم

همچنین اطلاع داریم که تعدادی حاضر به شرکت در جلسه نشدند و فشار و تهدید مسئولین هم کارساز نبود. برخی عنوان نموده بودند که از اینهمه چاپلوسی نسبت به کسی که جانی تر و جنگ طلب تر از او در دستگاه امپریالیسم یافت نمی شود حالت تهوع پیدا کرده اند. ظاهرا خود مک کین هم از اینهمه تملق گوئی مریم رجوی تعجب کرده بود.

جالب است که هنگام سخنرانی مک کین مدام پرچم آمریکا را روی صفحه ویدئویی بزرگ به نمایش در می آوردند و افراد را وادار می کردند تا کف زده و ابراز احساسات نمایند که واقعا رقت انگیز ترین و دردناکترین صحنه ای بود که خواهران و برادران انقلابی مجاهد خلق که عمری را در مبارزات ضد امپریالیستی صرف کرده اند می توانستند مشاهده کنند.

از قرار معلوم مسئولین در تیرانا همچنان مشغول مقابله با تبعات حضور مک کین در کنار مریم و خصوصا تعریف و تمجید های مریم رجوی از وی هستند. ظاهرا کادرهای قدیمی و باسابقه بیش از همه در این خصوص مسئله دار شده اند.

بنیاد خانواده سحر
۲۹ فروردین ۱۳۹۶

با ما در ارتباط باشید و نظرات خود را برای ما ارسال نمائید.
[email protected]

*** 

در رابطه با امریکایی هاای که برای لابی کردن قاتلین سربازانشان زیر پرچم مجاهدین خلق می ایستند چه باید گفت؟!!

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

McCain Is the MEK’s Newest Fan (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsgrooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29028

حربه ای به نام مستمری پناهندگی 

 Ehsan Bidi Siavosh Rastarبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۷:… بعد از تحقیق از نفرات دیگر فهمیدم که قبلا کمیساریا خودش نزدیک به ۵۰۰ دلار در ماه به نفرات پول میداد و سازمان به دنبال این موضوع بود که این را از دست کمیساریا در بیاورد و خودش پول جدا شده ها را بپردازد و طبق توافقاتی که در ژنو با کمیساریا امضا شد قرار شد که تا موقعی که نفرات جدا شده در آلبانی هستند ماهیانه حقوق آنان را پرداخت کند … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیSahar Family Foundation: Letter to the Albanian Prime Minister

لینک به منبع

حربه ای به نام مستمری پناهندگی

تیرانا – ۱۹ اسفند ۱۳۹۵

مطلب حاضر توسط یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی مدت ها قبل نوشته شده و به مسئولین بنیاد خانواده سحر تحویل گردیده است که ضمن پوزش از بابت تأخیر، با قدری ویراستاری در زیر نقل می شود. ما برای پرهیز از بروز هرگونه مشکل، نگارنده را با عنوان ز. ش. معرفی می کنیم.

حربه ای به نام مستمری پناهندگی

تیرانا – ۱۹ اسفند ۱۳۹۵

تک تک کلماتی را که میگویم عین حقیقت است. مسئولین سایت سحر قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم اولین جمله ای را که گفتند این بود: “ما از تو فقط حقیقت را میخواهیم ونه چیز دیگری.” بعد از شنیدن این جمله از مسئولین سایت ذهنم در لحظه به جملاتی رفت که موقعی که در سازمان مجاهدین خلق بودم همیشه در نشستها تاکید میکردند که مقاله هایی که در سایت سحر و دیگر سایت ها نوشته میشود همه اش دروغ و با فشار گذاشتن و ترساندن نفرات جدا شده این مقاله ها نوشته میشود ولی الان که خودم با آن مواجه شدم فهمیدم برعکس است و موضوعاتی که در سایت های سازمان نوشته میشود دروغ و از روی اجبار است و من به خودم اجازه نخواهم داد که نوشته ای اگر مینویسم از روی اجبار باشد بلکه عین حقیقت است که الان هم با این مشکلات مواجه هستیم.

من یکی از جدا شده های سازمان مجاهدین خلق هستم که از روز اول که فهمیدم این سازمان با نفرات چکار میکند تصمیم گرفتم که از سازمان جدا شوم، ولی به هر دلیلی نمیشد یا شاید میترسیدم که بعد از جدا شدن برای من چه اتفاقی خواهد افتاد. موقعی که از جهنم لیبرتی رها شدیم و به کشور آلبانی آمدیم دیگر برای خودم بهترین زمان را برای رها شدن از دست این فرقه میدیدم ولی باز هم مردد بودم که بعد از جدایی مشکلات مالی خود را چگونه تامین کنم. بعد شنیدم که کمیساریا به نفرات جدا شده به عنوان حق پناهندگی پول میدهد و بعد از تحقیق در این مورد کار خود را عملی کرده و از دست این فرقه آزاد شدم.

ولی موقعی که بیرون آمدم فهمیدم که پول پناهندگان را در نهایت خود فرقه میپردازد. شک کردم که چرا سازمان باید پول را بدهد و بعد از تحقیق از نفرات دیگر فهمیدم که قبلا کمیساریا خودش نزدیک به ۵۰۰ دلار در ماه به نفرات پول میداد و سازمان به دنبال این موضوع بود که این را از دست کمیساریا در بیاورد و خودش پول جدا شده ها را بپردازد و طبق توافقاتی که در ژنو با کمیساریا امضا شد قرار شد که تا موقعی که نفرات جدا شده در آلبانی هستند ماهیانه حقوق آنان را پرداخت کند. اول از همه حقوق نفرات از ۵۰۰ دلار به ۳۵۰ دلار تنزل پیدا کرد. دلایل پرداخت پول توسط این فرقه این بود که در آن زمانی که کمیساریا حقوق نفرات را پرداخت میکرد نفرات آزادانه حرفهای خودشان را میزدند و واقعیاتی که در سازمان بود را افشا میکردند و از لحاظ اجتماعی چهره واقعی سازمان را در بین مردم آلبانی نشان می دادند و همینطور از لحاظ سیاسی به ضرر این فرقه بود که مشکلات متعددی برای سازمان ایجاد شده بود. الان با دادن پول توسط این فرقه به نفرات، دیگر هر کسی کمترین جمله ای را علیه این سازمان بگوید حقوقش قطع خواهد شد و نفرات هم از ترس نداشتن پول و آوارگی در کشور غریب مجبور به سکوت شدند در صورتی که همین نفرات که در حال حاضر تعدادشان در آلبانی نزدیک به ۱۵۰ نفر میشود حقایقی برای گفتن دارند که اگر به گوش مردم برسد این سازمان دیگر منفورتر از قبل میشود ولی الان با امضا کردن زوری برگه هواداری دیگر مجبور به سکوت میشوند.

خودم از جمله این نفرات هستم که ترس دارم. سازمان با صدا کردن نفرات به آنها گوشزد میکند که نباید با هم بگردید و نباید دور هم جمع شوید و سازمان با تفرقه انداختن بین نفرات و به دروغ حرفهای ضدی از این نفر به آن نفر گفتن امیال شوم خودش را پیش برده که الان که در اینجا هستم قبلا نفرات با هم دوست بودند و برای هم جان میدادند الان طوری شده که نفر جرات نمیکند به برادرش هم اعتماد کند و دیگر کمک کردن به هم آرزو شده و این فرقه با کارکردن روی چند نفر آنها را جذب کرده و با دادن حقوقی بالاتر آنها را به استخدام خود در آورده که بین نفرات تفرقه انداخته و به دروغ حرفهایی بگویند که ترس بین نفرات ایجاد شود و با نشستن در کافه هایی که نفرات جدا شده بخاطر کارهای خودشان بیشترین رفت و آمد را میکنند نفرات را زیر نظر داشته باشند که نفرات چکار میکنند و اطلاعات تک تک نفرات را به سازمان داده و با خود شیرینی و رذالت پیشگی حقوق و مزایای بیشتر خود را دریافت کنند ولی این نفرات باید بدانند که این کارشان مکیدن خون جداشدگان است که حتی بعد از آزادی حق گفتن جمله ای را ندارند.

این بیشترین درگیری ذهنی نفرات جدا شده است که بعد از آزادی از زندان رجوی هنوز گرفتار هستند و روزانه خودم و نفرات دیگر که با همه آنها در ارتباط هستیم مشغله ذهنی ما این است و اگر ما نفرات جدا شده میتوانستیم ترس را به کنار گذاشته و با جمع شدن در کنار هم نه تنها حقمان را میگرفتیم بلکه این امید را به نفرات داخل مناسبات میدادیم چون خودم رفقا و دوستان بسیار زیادی دارم که میخواهند از این فرقه جدا شوند ولی ترس از دنیای بیرون و همین مشکلاتی که ما داریم باعث وحشت آنان هم شده ولی باید به همین رهبر فرقه گفت با هر فشاری که روی ما میگذاری نمیتوانی انسانیت ما را بخری و من این حق را دارم که اتفاقاتی که چه در داخل فرقه و چه در بیرون فرقه افتاده را افشا کنم و درخواست من و همه نفرات جدا شده از سازمانهای بین المللی مخصوصا کمیساریا این است که مثل قبل مستمری پناهندگی ما را پرداخت کند و نگذارد که این سازمان با پرداخت پول هویت یک انسان را به لجن بکشاند.

من از همه ارگان های حقوق بشری و جداشدگان در اروپا می خواهم که به کمیساریا مراجعه کنند و بپرسند که چرا فرد در آلبانی حتی وقتی از سازمان جدا میشود اختیارش باید همچنان در دست سازمان باشد و چرا کمیساریا اینقدر به رجوی باج می دهد و چرا خلاف قوانین عمل میکند. جداشدگان در آلبانی عاجزانه می خواهند که کمیساریا به وظیفه قانونی خود عمل کند.

نگارنده : ز. ش.

بنیاد خانواده سحر – مطالب خود را برای ما ارسال نمائید

[email protected]

***  

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2مزدور کیست؟ من یا مسعود و مریم رجوی؟!ا

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد 

فرقه ی رجوی ، سرهنگ سناتور جان مک کین و حمایت از وجدان بشری؟!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28949

نامه یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی به بنیاد خانواده سحر

 Ehsan Bidi Siavosh Rastarبنیاد خانواده سحر، آلبانی، نهم آوریل ۲۰۱۷:… من یکی از جداشده های مجاهدین خلق در آلبانی هستم که مدت کوتاهی است که آزاد شده ام و الان هم در آلبانی بسر می برم. میخواستم مواردی که در تشکیلات مجاهدین خلق می گذشت را مختصرا برای سایت سحر بازگو کنم. تشکیلات مجاهدین خلق تشکیلاتی است پلیسی و با زیر نظر داشتن نفرات و مارکهای مختلف به نفرات زدن و ترساندن آنها به هر طریق و …

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

لینک به منبع

ش. ف. آلبانی – یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۶ نجات یافتگان

نامه یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی به بنیاد خانواده سحر:

یکی از جداشده های مجاهدین خلق هستم.

سلام این مقاله ای است که در رابطه با خانواده ها نوشتم. احساس میکنم برای چاپ در سایت بنیاد خانواده سحر مناسب است ولی باز تاکید و خواهش دارم بخاطر مسائلی که خودتان میدانید و بخوبی در جریان هستید با اسم مستعار ش. ف. چاپ شود.

با تشکر از شما

من یکی از جداشده های مجاهدین خلق در آلبانی هستم که مدت کوتاهی است که آزاد شده ام و الان هم در آلبانی بسر می برم. میخواستم مواردی که در تشکیلات مجاهدین خلق می گذشت را مختصرا برای سایت سحر بازگو کنم.

تشکیلات مجاهدین خلق تشکیلاتی است پلیسی و با زیر نظر داشتن نفرات و مارکهای مختلف به نفرات زدن و ترساندن آنها به هر طریق و همینطور مغزشویی نفرات از طریق نشستهای مستمر تشکیلاتی بسیار قوی و استوار به نظر می رسد که به هیچ طریقی نمی شود مخالفتی کرد که در لحظه فرد سرکوب میشود و نفرات دیگر هم با دیدن این نوع طرز رفتار جرات حتی یک انتقاد ساده را هم ندارند؛ انتقادی که به گفته رهبری فرقه اگر همین انتقاد نباشد تشکیلات متلاشی میشود. درست است، انتقاد فقط برای نفرات پایین است و نه برای مسئولین و رهبران سازمان چون رهبری به گفته خودش اشتباه نمیکند و معصوم است.

منظورم در کل این است که فضای بغایت پلیسی و وحشت تشکیلاتی حاکم است که مخالفت در آن محال است و حتی با حمله فیزیکی و مسائل سیاسی و حقوقی مواجه میشود. این را طی تجربه سالها و دیدن و لمس کردن آن و حتی تجربه نفرات بالاتر که آنها هم میگفتند که مخالفت کنی بعدش باید اشهدت را بخوانی. درست میگفتند حتی اگر کسی کوچکترین مخالفتی یا انتقادی نسبت به رهبری داشت زندانی میشد و زیر فشار می رفت. حال میخواهم به کسانی که چه در تشکیلات به آن پی بردند و دیدند که یک نقطه ضعف بعد از سالیان در این تشکیلات فرقه نمایان شد حتی برای خواننده گرامی عرض کنم و شاید هم برای شما غیر باور باشد که تشکیلاتی که خیلی مستحکم به نظر می رسید چگونه به این شکل پیکره اش سست شد و هنوز هم ادامه دارد تا نابودیش بله تنها نقطه ضعف این تشکیلات خانواده است. کلمه ای که مثل کابوس برای رهبران این فرقه است و با شنیدن آن افسار را پاره میکنند. کلمه ای که توانست تشکیلات ظاهرا بغایت محکم فرقه را به تلاطم بیندازد.

خود من که در تشکیلات بودم دیدم که تمامی نشستهای مستمر بخاطر این است و آنجا بود که همه از جمله من فهمیدیم که سازمانی که اینقدر ادعا میکرد چگونه وارفت و زنجیرهایی که طی سالیان در دستان ما بود چگونه دارد باز میشود. شاید بگویید چه ربطی دارد بله قبل از آمدن خانوادها به عراق ما که ارتباطی با بیرون خود نداشتیم و با خبرهایی که در فرقه گفته میشد فکر میکردیم که خانواده اصلی ما همین نفرات فرقه هستند و خانواده اصلی مانع ما هستند و اصلا باید آنها را طلاق داد و این موضوع در ذهن ما شکل گرفته بود که دیگر خانواده ای برای ما وجود ندارد و پدر و مادر ما همین رهبری فرقه است. ولی با آمدن خانواده ها به اشرف و لیبرتی مجبور شدند سخت گیریها را کم کنند چون تازه فهمیدیم که ما کسانی را داریم که ما را فراموش نکرده اند و چیزهایی که سران فرقه میگفتند کشک و پوشال بود و همین که احساس کردیم تنها نیستیم و کسی هست که در بیرون ما را حمایت کند فرقه مجبور شد نه اینکه خودش این کار را کند که سخت گیریها را کم کند و ما هم فهمیدیم که میتوانیم راحت حرفمان را بزنیم و خواسته خود را بگوییم و آنها هم که ناچار بودند بخاطر فرار ما همه جوره کوتاه بیایند بله این لطف و دلسوزیهای خانواده ها بود که جرات به ما داد.

همین خانواده ای که در دولت سابق عراق یعنی صدام حسین جرات آمدن به عراق را نداشت بله این خواست خدا بود که دیکتاتور عراق سرنگون شود و فرقه هم در ادامه آن به نابودی نزدیک شود و من که در تشکیلات بودم از همه نفرات که سوال میکردم از آمدن خانواده ها ابراز خوشحالی میکردند ولی جرات بیان آن را نداشتند. درست است که زنجیرها باز شده بود ولی هنوز در خیلی از موارد دست بالا را فرقه داشت آن هم به پشتوانه دولت آمریکا وعربستان ولی این را بگویم که الان در تشکیلات فرقه دیگر ترس و واهمه ای افراد ندارند و راحت تمام حرفها و انتقادات خود را میکنند آن هم نه بخاطر دلسوزی مسئولین فرقه بلکه آنها ناچار شده اند.

بله همه خوشحال از آمدن خانواده ها وجرات این را هنوز نداشتیم که چرا نمی گذارید دیداری با خانواده ها داشته باشیم برعکس سران فرقه هر گونه دیدار با خانواده را ممنوع کرده بود و حتی در خیلی از موارد باید به خانواده های خود دشنام بدهیم و آنها را سنگ بزنیم چون طبق دین رجوی اینها از کافر بدترند و با القابی از جانب رهبری فرقه که در شان خودش است از قبیل خانواده الدنگ و یا مزدور و یا خانواده پولکی به آنها میداد ولی باز این را بگویم که قبل از آمدن خانواده ما با دنیای بیرون هیچ ارتباطی نداشتیم و یا خبرهایی که از درون فرقه به ما میدادند تماما سانسور شده و همه اش در رابطه با شورای به اصلاح ملی مقاومت بود. ما که با اینترنت هیچ رابطه ای نداشته و یا این کلمه را خیلیها اصلا نشنیده بودند بله خبرها سانسور نشده از طریق آنها به ما گفته میشد و تازه فهمیدیم که تمام خبرهای فرقه ساختگی یا سانسور شده و دروغ است و همین خبرها را که میشنیدیم از خانواده ها بین افراد مخفیانه پخش میکردیم و دیگر مسئولین و سران فرقه خواب راحتی نداشتند.

تمام نشستهای ما سر همین خانواده بود و اینکه اینها را بایدبا سنگ زد و تمام نشستهای مسئولین با رهبری فرقه که به گوش ما میرسید تماما در رابطه با خانواده و اینکه چگونه افراد را علیه آن بسیج کرد و چگونه افراد را از خانواده هایشان دور کرد بله مگر سران فرقه میتوانستند جلوی طغیان را بگیرند و این جرات را به نفرات داده بود که روزانه تعدادی فرار کنند. قبلش کسی جرات این کار را نداشت. آخر فهمیدیم و نفراتی که فرار کردند هم همینطور که آنها نیستند و جراتی پیدا کرده بودند ولی رهبری فرقه که از مسئولین گلایه داشت که جلوی فرار افراد را بگیرند. مسئولین فرقه هم جز سنگ زدن و یا دشنام دادن و یا زنجیر کردن افراد که به زور بود و فیلم گرفتن از آنها و امضاهای زورکی و طومارهایی را که جمع میکردند که خدا را شاهد میگیرم که اگر کسی امضا نمیکرد آنقدر با او حرف میزدند و شکنجه روحی می دادند که طرف سردرد میگرفت و مجبور به امضا میشد و بردن نفراتی که خانواده آنها به پشت سیاج اشرف می آمد به تلویزیون خود فرقه که حتی برگه هایی هم به افراد میداند که آنها را حفظ کرده و در تلویزیون بگویند دیگر هیچ روشی نداشتند که جواب بدهد. این را هم بگویم که قضیه بردن افراد به تلویزیون فرقه و یا نوشتن نامه به سازمانهای مختلف از قبیل ملل متحد و کمیساریا یا صلیب سرخ به خواسته افراد نبود و مجبور به این کار بودند مثل جملاتی که میگفتند و با احساسات افراد بازی کردند که تو انقلابی بزرگی هستی یا اینکه اثبات کن که از مایی و دادن بسته های خوراکی و لباس و پوشاک چون آنها نقطه ضعف افراد را میدانستند و از آن طریق وارد میشدند و افراد را مجبور به این کار میکردند و افرادی هم که زیر بار این گونه مسائل نمیرفتند تهدید و زدن مارکهایی از قبیل مزدور و ترد شدن آنها را هم مجبور به این کار میکردند.

آری سازمانی که سر لوحه اش صداقت و فدا است و ظاهرا هیچ چیزی زور نیست و همه چیز طبق تمایل افراد هست اینگونه با نفراتش برخورد و یا خانواده ها را کافر میدانست بله دیگر همه روشها را فرقه رفته بود ولی جوابی که نگرفت بلکه عزم و جزم خانواده ها بیشتر شد و قبل که خانواده ها بدون برنامه ای می آمدند مسئولی برای خود انتخاب میکردند و با برنامه وارد میشدند و این را بدون هیچ اغراقی میگویم که علت جا کن شدن فرقه از اشرف همین خانواده ها بودند چون خود دولت عراق که با این فرقه ضدیت داشت و میدانست کشتار وسیعی در دولت سابق توسط فرقه شده است ولی نه آن که کشور اشغالگر یعنی آمریکا و همچنین عربستان پشت آنها بود نمیتوانست علیه آن کاری بکند با سماجت و پشتکار و هزاران کاری که انجام دادند مجبور کردند که حتی آمریکا هم با رفتن آنها به لیبرتی موافقت کند.

بله اشرفی که طبق صحبتهای مسعود رجوی که میگفت که اگر اشرف بایستد جهان پشت سر آن است و ایستادگی میکند و یا قلب تپنده و یا شهر شرف و هزاران القابی که داده بود به یکباره جا کن شد. بله این حرف تنها من نیست حرف تمام افراد در تشکیلات فرقه بود که تماما دست روی آن میگذاشتند که خانواده ها باعث و بانی آن است و با رفتن به لیبرتی هم همین داستان ولی بخاطر مکانش کمتر که مجبور کردند که فرقه را که از عراق هزاران کیلومتر دورتر از میهن بروند و تازه اینکه در آلبانی هم که شنیدیم بعد از مدتی احتمال دارد خانواده ها به اینجا بیایند احسنت گفتیم و در مقابل سران فرقه هم میگفتند که کجا برویم که از اینها در امان باشیم. خانواده ای که دشنام و فحش های فراوانی را تحمل کرد و سنگهایی که جراحتهای فراوانی را بر چهره آنها بوجود آورده بود و روزها و ساعتها در سرما و در گرمای ۵۰ درجه عراق و هزاران مشکلات و برخوردها برای دیدن فرزندان خود بعد از سالیان طولانی لحظه شماری میکردند باید ما نفرات جداشده یا داخل فرقه تا به ابد مدیون خانواده های خود باشیم. انشالله که مقدمات سفر خانواده ها به آلبانی فراهم شود که پیکره نیمه جان فرقه به زباله دان تاریخ بپیوندد و این را گواه میدهم که تنها راه سرنگونی این فرقه و رهائی اعضا همین خانواده است بله همین خانواده.

ش. ف. آلبانی ۶ فروردین ۱۳۹۶

*** 

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionQytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacion

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28851

پیام تبریک “بنیاد خانواده سحر” به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۶ هجری شمسی (پایان وقفه شش ماهه فعالیت)ا 

 بنیاد خانواده سحر، نوزدهم مارس ۲۰۱۷:… “بنیاد خانواده سحر” بعد از یک وقفه ۶ ماهه از زمان خروج کامل نیروهای سازمان مجاهدین خلق از عراق مجددا فعالیت خود را در جهت اطلاع رسانی به خانواده ها آغاز می نماید و تلاش دارد با توجه به محدودیت های متعدد، تا حد امکان خانواده ها را در جریان امور قرار دهد. امید است همیشه خبرهای خوب برای … 

احسان بیدی سیاوش رستاربنیاد خانواده سحر: نامه به نخست وزیر آلبانی

لینک به منبع

پیام تبریک “بنیاد خانواده سحر”

به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۶ هجری شمسی 

“بنیاد خانواده سحر” آغاز سال ۱۳۹۶ هجری شمسی را به عموم ملت ایران، خصوصا خانواده های محترم و نجات یافتگان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی مملو از خیرات و برکات همراه با آزادی اسیران در بند فرقه رجوی آرزو می کند.

این بنیاد نزدیک به ۱۰ سال پیش در بغداد به منظور کمک به جداشدگان فرقه رجوی و همچنین خانواده های دردمند و رنج کشیده ای که مایل به برقراری ارتباط با عزیزانشان در درون فرقه بودند تأسیس شد و فعالیت خود را به یاری خدا و پشتیبانی خانواده ها آغاز نمود.

طی این مدت یک فراز شکوهمند تحصن نزدیک به ۴ سال مادران و خانواده ها در مقابل دروازه های پادگان اشرف را تجربه کردیم که نهایتا رجوی را مجبور به ترک اشرف و رفتن به اردوگاه لیبرتی، البته با این شرط که آنجا دیگر خبری از خانواده ها نباشد، نمود. انتقال ساکنان پادگان اشرف به اردوگاه موقت انتقالی لیبرتی گامی در جهت از هم گسستن بندهای مناسبات ظالمانه فرقه ای بود. بلندگو تنها وسیله ارتباطی خانواده ها با عزیزانشان بود که بسیاری با شنیدن همین صدا ها تصمیم به خروج گرفتند.

خانواده ها بعد از یک وقفه طولانی نهایتا توانستند خود را به اردوگاه لیبرتی نیز برسانند و جمعا در ۶ نوبت در مقابل دروازه های این اردوگاه تجمع نمودند که انعکاسات گسترده ای در داخل و خارج از عراق داشت. بار آخر تعداد آنان به بیش از ۲۰۰ نفر رسید که لاجرم رجوی را مجبور به خروج سریع و ناگهانی نیروهایش از عراق با کمک ارتش آمریکا کرد. رجوی، که قصد کرده بود نیروهایش را آنقدر در عراق نگاه دارد تا تک به تک به کشتن دهد، وقتی حضور خانواده های مصمم را در نزدیکی نیروهایش دید، خصوصا اینکه صدایشان به گوش عزیزانشان می رسید، تن به انتقال کامل آنان به آلبانی داد و تسلیم شد.

در تابستان گذشته، اعضای گرفتار در فرقه رجوی با خروج از عراق و انتقال به آلبانی، نه تنها به مکانی امن تر رفتند بلکه قطعا به درب های خروجی فرقه نیز نزدیک تر شدند چرا که با دنیای بیرون از فرقه آشناتر گشتند و شعار همیشگی “پیام ما امید – نوید ما آزادی” بیش از پیش قوت گرفت و شعله های امید در دلهای خانواده ها برای آزادی عزیزانشان زبانه کشید.

این روزها هفته ای نیست که شاهد جدا شدن یکی از عزیزان در آلبانی نباشیم و فی الواقع به این شعار همیشگی خود رسیده ایم که “اندکی صبر سحر نزدیک است”.

تاکنون حدود ۲۷۰ نفر از اعضای فرقه رجوی در کشور آلبانی از این فرقه جدا شده اند. برخی توانسته اند به کشورهای اروپائی بروند و برخی به ایران بازگشته اند و البته اغلب در کشور آلبانی در شرایطی نه چندان مطلوب به سر می برند و فرقه رجوی همچنان تلاش می کند به اشکال مختلف مزاحم زندگی عادی آنان گردد.

جداشدگان در آلبانی متفق القول هستند که روند فروپاشی فرقه از درون آغاز شده و سفرهای مریم رجوی و نشست های تشکیلاتی و داغتر کردن نشست های دیگ هم دیگر کارساز نیست. در میان جداشدگان افرادی دیده می شوند که سوابق طولانی با فرقه داشته و جزو مسئولین قدیمی به حساب می آیند.

اخیرا کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان طرحی را ارائه داده که مجددا با اعضای فرقه رجوی مستقر در آلبانی به صورت تک به تک مصاحبه داشته باشد که با مخالفت جدی سران فرقه مواجه شده است. این اعتقاد عمومی هر روز بیشتر قوت می گیرد که بسیاری در داخل سازمان بالاجبار نگاه داشته شده اند و اگر شرایط فراهم شود مایل به ترک سازمان می باشند.

همچنین افکار مردم آلبانی که ابتدا شناختی نسبت به فرقه مخرب رجوی نداشتند روز به روز با ماهیت و عملکرد این سازمان بیشتر آشنا می شود و اکثریت مردم و نمایندگان آنان با حضور چنین فرقه ای در خاک خودشان که توسط آمریکا به کشور آنان تحمیل گردیده مخالف هستند. حضور یک فرقه بسته در خاک اروپا که اعضای خود را همچون فرقه های قرون وسطائی به اسارت گرفته است برای هیچ کس پذیرفته نیست و این شرایط قطعا دوام نخواهد داشت.

“بنیاد خانواده سحر” بعد از یک وقفه ۶ ماهه از زمان خروج کامل نیروهای سازمان مجاهدین خلق از عراق مجددا فعالیت خود را در جهت اطلاع رسانی به خانواده ها آغاز می نماید و تلاش دارد با توجه به محدودیت های متعدد، تا حد امکان خانواده ها را در جریان امور قرار دهد. امید است همیشه خبرهای خوب برای خانواده ها داشته باشیم و دل آنان را به وصل ارتباط با عزیزانشان روشن نمائیم.

هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر

با ما در ارتباط باشید

[email protected]

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26388

نامه جمعی از خانواده ها به مجامع بین المللی 

 بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم اوت ۲۰۱۶:…  تعدادی از خانواده های دردمند و رنجکشیده اعضای فرقه رجوی، که در این فرقه به اسارت ذهنی و عینی گرفتار شده اند، نامه ای خطاب به مجامع بین المللی و حقوق بشری نوشته اند که این نامه با اسامی امضاء های آن برای این مراجع ارسال گردیده است. به نام او که همه را آزاد آفرید نامه ای برای دیدار با عزیزانمان. این نامه از سوی خانواده های چشم انتظار نوشته میشود تا به همه ی جهانیان … 

کمپ لیبرتی اوت 2016سفرنامه هجران و حرمان – قسمت اول، دوم و آخر

لینک به منبع

نامه جمعی از خانواده ها به مجامع بین المللی

تعدادی از خانواده های دردمند و رنجکشیده اعضای فرقه رجوی، که در این فرقه به اسارت ذهنی و عینی گرفتار شده اند، نامه ای خطاب به مجامع بین المللی و حقوق بشری نوشته اند که این نامه با اسامی امضاء های آن برای این مراجع ارسال گردیده است.

به نام او که همه را آزاد آفرید

نامه ای برای دیدار با عزیزانمان

این نامه از سوی خانواده های چشم انتظار نوشته میشود تا به همه ی جهانیان، ظالم و ستمگری به نام رجوی که طبیعی ترین حق ما را سلب نموده معرفی گردد.

خانواده هایی که چشم انتظارفرزندان خود میباشند. فرزندانی که میبایست عصای پیریشان باشند حال در زندان رجوی جوانیشان پشت دیوارآرزوهای پوچ به باد میرود.

فرقه ای که دم از آزادی میزند ولی حتی ملاقات با خانواده را برای افرادش فراهم نمیکند. حتی ازدواج راهم برای افرادش ممنوع کرده است. آخر این چه آزادی است؟ در هر قانون و مملکتی به هر مجرمی، حتی به قاتل هم حق ملاقات میدهند ولی مریم این حق را هم از افرادش میگیرد. آری این است آزادی از نوع رجوی.

ای جهانیان بدانید که عزیزان ما نه قاتل نه مجرم نه خیانتکار نه هیچ چیز دیگرند. بعضی ها اسیر جنگی بودند که از طریق صدام به رجوی فروخته شدند و بعضی ها هم که برای شغل به کشورهای دیگر سفر کرده توسط این فرقه ربوده شدند و بعضی دیگر هم گول سخنان فریبکارنه این فرقه را خورده اند، همین.

ولی خانواده ها روز به روز مصمم تر از قبل پیش میروند و خواهان آزادی و ملاقات با فرزندانشان هستند، پشت درب های اشرف و لیبرتی تمام سختی ها و گرما و سرمای عراق را به جان خریدند و این عشق به فرزند و دیدار، سختی ها را همچون عسل برای خود ساختند تا فقط یک بار، فقط یک بار فرزندان خود را در آغوش بگیرند. آری این سختی ها فقط با عشق تحمل میشود.

این مادران و پدران هر روز به امید دیدن فرزندانشان نفس میکشند و چشم انتظارند، انتظاری از جنس مرگ، و چه انتظاراتی که تا نفس آخر همراه این پدران و مادران بود و نفس آخرشان را هم با انتظار کشیدند و ابدی شدند .

جواب آه های جانسوز این پدران و مادران را چه کسی میدهد؟

جواب خون دل خوردن برادرانی که از دوری برادر یا خواهرش، یا خواهرانی که ناله هایشان جان از دل میکند، چه کسی جواب گوی اینهاست؟

چرا جهانیان چشم هایشان را به این همه ظلم در عالم میبندند؟

این سازمان هایی که اسمشان در کل عالم پرشده سرشان به کجا گرم است که اینها را نمیبینند و این صدا های آزادی خواهان را نمی شنوند؟

ای سازمان ملل متحد، ای سازمان های حقوق بشر، حق بشری دارد به تباهی میرود. کجایید؟ کجایید که اینها را نمی بینید؟

این خانواده ها مگر چیز زیادی از شما خواستند که عاجزشده اید؟

این خانواده ها فقط یک خواسته دارند در این عالم. آن هم ملاقات با عزیزان بیگناهشان است. از سازمان ملل متحد، سازمان های حقوق بشری، صلیب سرخ جهانی، رئیس جمهور کشور آلبانی و تمامی سازمان های دیگر این خواهش را داریم تا آخرین آرزوی این پدران و مادران چشم انتظار را برآورده کنند و ترتیب قرار ملاقاتی با این عزیزان را بدهند.

این نامه از طرف خانواده های چشم انتظار زیر به امضاء رسیده است :

ثریا عبداللهی
صبورا شعبانی
رقیه شعبانی
مدینه کریمی
زینب کریمی
صادق زبیدی
مهوش جهانبانی وشاره
عادل کشمیری
ذبیح‌الله کاربخش
احمد هاجری
امیرحسین ابریشم‌کار
عارف مقدم
حسین زارع
دلبر شجاعی برجویی
حمیدرضا نریمی
ناصر تلاوتی
هاجر امدادی
مرتضی پورحسن
جعفر حسن زاده
ابراهیم آقاجانی
علیرضا یوسفی
سیدطاهر محمدزاده
فرزانه‌ دولت پور
فاطمه قاسمی‌پور
محمد بهشتی
نرگس بهشتی
شعبان شعبان‌پور
حسین شعبان‌پور
علیرضا رضایی
محمود اسماعیل‌پور
مریم کاظمی
مهدی مالکی
اولیاء حیدرزاده نشلی
عیسی محمدزاده نشلی
محمدعلی نیکزاد
حسن ثابت رستمی
سید محمد یعقوبی
نرگس سعیدی
حمید فرخی
نسیبه آهنگر
سکینه آهنگر
فاطمه سهرابی
سهیلا سلمان‌زاده
محمدرضاتوکلی جمنانی
زهرا رجب‌پور جمنانی
موسی شیرگاهی
فریده زرافشان نژاد
ملوک برمخ
کاظم بهشتی زاده
صدیقه مسیح
محمد دهقانی زاده
ربابه کربلایی صباغ
حیدر زارع زاده،عموی
مژگان قانع
سکینه محمدی
غلامرضا جعفری
عباس صادقی مقدم
معصومه کریمی
محمد سلطانی
محمدعلی سلطانی
ناصر تلاوتی
هاجر مرادی
جعفرحسن زاده
فاطمه قاسم پور
تاج الدوله حیدری
مریم کردامیر
رباب رضوی زاده
زمرد امینی
بی بی جان فدایی جهرمی
طاهره فدایی جهرمی
احترام فدایی جهرمی
علی مرادی
جیران محمدی
نادر محمدی
سیمین‌دخت طالبی میان‌ده
پروین طالبی میان‌ده
سخاوت طالبی میان‌ده
مصطفی طالبی میان‌ده
نوری جان نصیری
رخساره کوه‌پیما
شهنواز کوهپیما
حسینعلی طاهری
سرایل صفری
محمد رحیمی پور
مصطفی رحیمی پور
ماه‌منیر ایران‌پور
راحله ایران‌پور
هما ایران‌پور
محمد ملکی
محمدشریف دامنی
محمدرحیم دهواری
محمدرحیم دهواری
فاطمه اربابی
زهرا عرب درگی
دوست محمد ملازهی
آمنه بلوچی
رستم بلوچی
گل بی بی نارویی مقدم
دلبر شجاعی
زینب کریمی
مدینه کریمی
صدیقه عباسی موجنی
یوسف علی‌میرزایی
سید سخی سعیدفر
حسین حاجی‌لی دوجی
عبدالرحیم عابدی
علی سرایی
حمیدرضا کیانی‌فر (ریگی)
محمد آق آتابای
طاهره خمری یادگار

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26213

حضور خانواده ها در پارلمان عراق (+ نامه به نخست وزیر عراق) 

Families_Parliament_Baghdad_03082016بنیاد خانواده سحر، بغداد، سوم اوت ۲۰۱۶:…  آقای عدنان شهمانی نماینده مجلس و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در کمیسیون حقوق بشر پارلمان عراق در جمع خانواده ها سخنرانی نمود. او به آنان اطمینان داد که هر آنچه در توان او و همکارانش باشد برای احقاق حق مسلم خانواده ها یعنی دیدار با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی انجام خواهد داد. او گفت که پرونده مجاهدین خلق … 

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حضور خانواده ها در پارلمان عراق

لینک به منبع

امروز سه شنبه ۲ اوت ۲۰۱۶، خانواده های دردمند و رنج کشیده اسرای گرفتار در چنگ رجوی در اردوگاه لیبرتی در یکی از سالن های ساختمان پارلمان عراق حاضر شده و با نمایندگان مجلس دیدار و گفتگو کردند. تعدادی از خبرنگاران نیز در این دیدار حضور داشتند.

آقای عدنان شهمانی نماینده مجلس و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در کمیسیون حقوق بشر پارلمان عراق در جمع خانواده ها سخنرانی نمود. او به آنان اطمینان داد که هر آنچه در توان او و همکارانش باشد برای احقاق حق مسلم خانواده ها یعنی دیدار با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی انجام خواهد داد. او گفت که پرونده مجاهدین خلق در کمیسیون حقوق بشر مجلس عراق در حال بررسی است و قطعا موضع مشخص در این خصوص اتخاذ خواهد شد.

خانواده ها تأکید کردند که خواسته ای به غیر از دیدار با عزیزان خود و کسب اطلاع از احوال آنان ندارند که این ابتدائی ترین حقشان توسط فرقه رجوی نادیده گرفته میشود و متأسفانه کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان که مسئول مستقیم اردوگاه است نیز نه تنها از انجام وظایف خود طفره رفته بلکه عملا به سود رجوی وارد میشود.

در این جلسه چند تن از نمایندگان خانواده ها به بیان درخواسته های جمع پرداختند و سپس برخی از پدران و مادران دل سوخته در گفت و گویی صمیمی از رنج هایی که در این سال ها کشیده اند سخن گفتند. جناب شهمانی نیز در پاسخ به خانواده ها، روند طی شده در خصوص تلاش های دولت عراق برای به سرانجام رساندن پرونده ی مجاهدین خلق را تشریح نمود. خانواده ها در این ملاقات بر خواسته ی همیشگی خود یعنی ملاقات با عزیزانشان تاکید کردند.

جناب شهمانی ضمن ابراز همدردی با خانواده ها و خصوصا مادران چشم انتظار مجددا قول مساعدت و یاری داد و تأکید کرد از هیچ کوششی برای گرفتن اجازه ملاقات با اسیران گرفتار در فرقه رجوی دریغ نخواهد کرد.

در پایان این دیدار، نامه زیر به نمایندگان و اعضای کمیسیون حقوق بشر تحویل گردید:

نماینده گان محترم مجلس عراق و کمیسیون حقوق بشر

ما امضاء کنندگان ذیل این نامه، خانواده هایی هستیم که فرزندان و بستگان ما هم اکنون در کمپ لیبرتی تحت نظارت کمیساریا و دولت عراق ساکن هستند.

فرزندان ما در حصار تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق به دام افتاده اند و شما مسئول حفاظت از آنان هستید.

ما از نمایندگان محترم مجلس و کمیسیون حقوق بشر عراق و کمیساریای ملل متحد برای پناهندگان در بغداد می خواهیم بدرخواست ملاقات ما با فرزندانمان ترتیب اثر بدهند و اقدام جدی بعمل آورند.

ما خانواده ها دو و بعضا سه دهه است که با فرزندانمان هیچ ملاقاتی نداشته ایم و این ناشی از کنترل ذهن و جسم سازمان مجاهدین خلق بر روی فرزندانمان بوده است.

درخواست ما خیلی واضح و صریح است. ما خواستار دیدار با عزیزانمان هستیم که بخاطر این موضوع هزاران کیلومتر رنج سفر را بجان خریده ایم تا بلکه فرزندانمان را در آغوش بکشیم. آیا این حق مسلم و طبیعی مادران و پدران و فرزندان و خواهران و برادران آنها نیست؟

ما طبق موازین و منشور ملل متحد و کنوانسیونهای حقوق بشری درخواست دیدار می نماییم. خواهشمندیم اقدام کنید. ما با فرزندانمان تنها چند ده متر فاصله داریم. آیا این درخواست کمک در راستای اهداف انساندوستانه انسانهای آزادیخواه و خواهان استقلال واقعی نیست؟ ما منتظریم و به اقدامات فوری خیر خواهانه شما در این زمینه چشم امید دوخته ایم.

درست است که کار انتقال شروع گردیده ولی این از نقطه نظر ما خانواده ها کافی نیست. اولا به دلیل شرایط امنیتی حاضر در عراق خصوصا” گلوله باران اخیر لیبرتی و حوادث مشابه آن و ثانیا به دلیل شرایط طاقت فرسای آب و هوایی و امکان بخطر افتادن جان عزیزانمان بر اثر گرما و شیوع بیماری ناشی از آلودگی محیط زندگی شان.

ما خانواده ها نگرانی عمیق خودرا از شرایط نگهداری فرزندانمان در لیبرتی و پروژه بسیار کند روند انتقال آنان به کشورهای ثالث اعلام می کنیم.

در پایان خاطر نشان می سازیم ملاقات و دیداری صمیمانه بدور از ترتیبات تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق در لیبرتی، خواست ما خانواده ها است که هزاران کیلومتر دور تر و با هزاران امید بدینجا روانه شده ایم.

ما خانواده‌ها توجه مسئولین و دولتمردان عراق، کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان را به خواسته هایمان جلب نموده و پاسخ عاجل به این درخواست را خواستاریم.

رونوشت

کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR
صلیب سرخ جهانی ICRC
دیدبان حقوق بشر HRW

خانواده های عزیمت کننده به درب کمپ لیبرتی جهت دیدار حضوری با فرزندانمان

اسامی و امضاهای خانواده ها

نامۀ خانواده های متحصن جلوی لیبرتی به نخست وزیر عراق

لینک به منبع

بسم الله الرحمن الرحیم

عالیجناب دکتر حید رالعبادی

نخست وزیر محترم دولت جمهوری عراق

با درود فراوان، بطوریکه مستحضر هستید ما امضا کنندگان این درخواست شمار کثیری از خانواده ها و بستگان اعضای سازمان مجاهدین خلق هستیم که هم اینک در کمپ الحریه (لیبرتی) تحت نظارت کمیساریا و تحت حفاظت پلیس محترم عراق مستقر هستند.

ما شهروندان ایرانی مهمان دولت و ملت عراق هستیم و تنها برای جامۀ عمل پوشاندن به یک درخواست بدینجا آمده ایم و آن درخواستی ساده و صریح تنها ملاقات و دیدار با عزیزانمان می باشد.

ما مدت سه روز است از طرق قانونی در بغداد حضور داریم و جهت دیدار فرزندانمان مدت دو روز است به کمپ موسوم به الحریه مراجعه نموده ایم ولی با سه مانع جدی مواجه شدیم که امکان این دیدار را به صفر می رسانند.

مانع اول کمیساریای امور پناهندگان سازمان ملل مستقر در بغداد همسو و تامین کننده منافع سازمان مجاهدین خلق و نه خانواده ها و بستگان اعضای کمپ.
مانع دوم پلیس محترم عراق مامور حفاظت کمپ.

مانع سوم سازمان مجاهدین خلق می باشد که با ایجاد موانع بتونی و سیم های خاردار ورودی کمپ را به میدان جنگی تبدیل کرده و عده ای از مأموران خود را با سنگ و چوب و چماق در پشت این موانع مستقر نموده است.

تنها خواسته بحق ما خانواده ها که با تحمل سختیهای فراوان سفر , خودرا بدرب کمپ لیبرتی رسانده ایم، دیدار یکساعته با فرزندانمان پس از دو و یا سه دهه تحمیل محرومیت ملاقات از جانب سازمان مجاهدین خلق می باشد.

عالیجناب،

متاسفانه در برخورد خشن گارد داخلی وابسته به سازمان مجاهدین خلق که با سنگ پرانی و با چوب و چماق به جنگ عاطفۀ انسانی خانواده های خواستار دیدار با عزیزانشان برخاسته اند پیر مردی که فرزندی در داخل کمپ دارد سنگباران شده و بشدت مجروح و مصدوم شد و این درحالی است که پلیس حفاظت موسوم به سوات مستقر در صحنه همسو با گارد مجاهدین افراطی و خشن کمپ گام برداشته و نتوانسته است موانع فیزیکی را برطرف و شرایط دیدار را برقرار نماید.

ما خواستار تحقیق وبرخورد قانونی با مسببان این حادثه تروریستی علیه خانواده ها هستیم وخواستار رفع موانع موجود و مشکلات بوجود آمده بوده دست یاری بسوی شما نخست وزیر محترم عراق دراز می کنیم.

ما اعتقاد داریم مسئولان محترم عراقی حامی این دیدار انساندوستانه ما خانواده ها با فرزندانمان در کمپ لیبرتی هستند لذا خواستار رفع موانع قانونی و اجرایی این دیدار هستیم.

خانواده های ایرانی که هریک فرزندان و بستگانی در کمپ الحریه دارند

بغداد – ۳ اوت ۲۰۱۶

(پایان)

*** 

خانواده های گروگانهای رجوی مجاهدین خلق در کمپ لیبرتیتلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی

خانواده های گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتیتلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی – روز دوم

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجوی می 2016تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی (روزهای سوم و چهارم)

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی ماه می 2016تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی (روز پنجم)

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی 2016اغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتی 22 می 2016چرا به خانواده ام فحاشی کردم (نامه رسیده از قرارگاه لیبرتی در عراق)

رجوی و گروگانهاخروج از عراق کاملا عملی است

همچنین:

  • Families_Parliament_Baghdad_03082016بنیاد خانواده سحر، بغداد، سوم اوت ۲۰۱۶:…  آقای عدنان شهمانی نماینده مجلس و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در کمیسیون حقوق بشر پارلمان عراق در جمع خانواده ها سخنرانی نمود. او به آنان اطمینان داد که هر آنچه در توان او و همکارانش باشد برای احقاق حق مسلم خانواد

    Camp Liberty 03082016ینیاد خانواده سحر، بغداد، سوم اوت ۲۰۱۶:… و باز هم تنها بدرقه کننده خانواده های بی دفاع آفتابی بود که از شرم رفتارهای وحشیانه سوات کم مقدار مدافع ناحق فرقه با پشتیبانی کمیساریا که حایل عشق و محبت بودند به سرخی میزد و به آن سوی دنیا پناه میبرد. بنیاد خانواده سحربار دیگر از تمامی فعالا

    Camp Liberty 02082016بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم اوت ۲۰۱۶:… خواهران غریب این برادر تمام مسیر را اشک ریختند و بقیه هم سفرهای صبور و دوست داشتنیشان به دلداری شان پرداختند. بخصوص سیستانیهای با محبت وبا صفا و دوست داشتنی و در این فضا با تمام وجود حس شد که هیچ نیرویی نمیتواند بین اهل تسنن و شیع جدایی بینداز

    کمپ لیبرتی اوت 2016بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول اوت ۲۰۱۶:… گروهی شامل حدود ۲۰۰ تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزاشن خود به بغداد آمده و امروز بعد از ظهر به عنوان ششمین تلاش مستمر خانواده ها به مقابل درب اردوگاه مراجعه کردند. این خانواده ها ک

    مادر اسیر نوری در کمپ مجاهدینانجمن نجات، تهران، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۶:… خانم فاطمه جعفری، مادر طیبه نوری میگوید: چهارده سال است که سران فرقه رجوی دخترم را به اسارت گرفته اند و طی این سال ها به او اجازه نداده اند تا با من تماس بگیرد. دخترم را با فریب از ترکیه به عراق بردند. دختر من شناختی از ا

    mojahedin khalq rajavi cult camp liberty Xبنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و هفتم می ۲۰۱۶:…  بلافاصله بعد از این واقعه درگیری بوجود آمد و در این حین تعداد دیگری از اعضای فرقه رجوی خود را به محل درگیری رساندند. در خلال این ماجرا سایر پرده ها هم توسط بقیه خانواده‌ها کنده شد. کنترل اوضاع از دست پ

    mojahedin khalq rajavi cult camp liberty 270520161بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و هفتم می ۲۰۱۶:… عصر ۶/۳/۹۵ در میان جمع خانواده ها از خودروی ون پیاده شدم. پس از کسب اجازه از نظامیان عراقی وارد ورودی درب جنوب غربی لیبرتی گردیدم. دستانم را برای دوربین به دستان آماده به تصویر برداری بالا بردم. س

    camp liberty may26 20161بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم می ۲۰۱۶:… دیروز برخی از خانواده ها تعدادی ملاقات از پیش برنامه ریزی شده در بغداد انجام دادند که نتایج بسیار خوبی داشت. گزارش این ملاقات ها و دستاوردها و تصمیمات گرفته شده در فرصت مناسب گزارش خواهد شد. امروز خانواده ها از ساعت ۳ بعد از ظهر تا غرو

     

    Mojahedin Khalq Rajavi cult Families 240520167بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم می ۲۰۱۶:… خانواده ها باز مثل روز قبل گل و شیرینی و بسته‌هایی از خاک مقدس وطن را سوغات آورده‌ بودند. پس با اذن افسر عراقی جلو رفتند اما باز با عتاب و هتاکی برخی از ساکنان مغزشوئی شده اردوگاه روبرو شدند. آنان ناگزیر بست

    mojahedin khalq rajavi cult families 22 may 20162بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و دوم می ۲۰۱۶:… یکی از آنان با لگد زیر ظرف شیرینی و گل ها زد و آنان را لگدمال نمود و شروع به فحاشی کرد.  خانواده ها همچنان با متانت و خونسردی و البته با منتهای مهربانی خواسته های خود را باز هم تکرار نمودند و اعلام

    Camp Liberty Mojahedin Khalq Rajavi cult families may22-20162بنیاد خانواده سحر، کمپ لیبرتی، عراق، بیست و دوم می ۲۰۱۶:… امروز یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، برای پنجمین بار جهت دیدار با عزیزانشان و کسب اطلاع از وضعیت جسمی و روحی آنان به مقابل این اردوگاه مراجعه کرده و بار دیگر خواست برحق خود را در این رابطه مطرح 

    Majaid_Rouhiمجید روحی، ایران اینترلینک، نوزدهم آوریل ۲۰۱۶:…  حاج مسعود رجوی هیچگاه از تجربه صدام حسین درس نگرفتند و نخواهد گرفت چرا که حاج مسعود رجوی ماهیت و خوی انسانی خود را از دست داده. کسی که پدر و مادران سالخورده را با موهای سفیدشان و با عصا در دستان شان مورد هتاکی قرار میدهد بی شک دیگر انسانی با طینت

    ساسان (امضاء محفوظ)، سی ام مارس ۲۰۱۶:… آقای رجوی و شاخه اطلاعات فرقه و صادر کنندگان این بیانیه عمدا یا سهوا فراموش کرده اند که اطلاعات ریزتر و دقیق تر و مهمتر مربوط به هتل مهاجر بغداد را بیان کنند. از جمله اینکه این هتل یک هتل معمولی در وسط شهر بغداد است که روزانه م

     liberty_camp_families March 2016راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دهم مارس ۲۰۱۶:…  از حال و روز برادران جدا شده ام که در چند روز گذشته به همراه بعضی از اعضای خانواده شان در هتل اقامت داشتند و اکنون باید خداحافظی کنند نمی دانم چه بگویم، مانند پرندگان سرکنده بی قرار، چون پروانه دور شمع وجود خانو

     بنیاد خانواده سحر، بغداد، ششم مارس ۲۰۱۶:…  حدود ۳۰ سال پیش پس از چند سال بی خبری, خبر آوردند که عمویم (اسم عمویم عبدالرضا زبیدی است) که برای تحصیل به آمریکا رفته بود اکنون در عراق و با گروهک منافقین است. این برای همه خانواده شوک بزرگی بود. از آن روز کابوس ها شروع شد که سرانجام

     liberty_camp_families March 2016بنیاد خانواده سحر، بغداد، پنجم مارس ۲۰۱۶:…  روز جمعه ۲۲۵ خانواده ایرانی اسرای دست سازمان تروریستی مجاهدین خلق ضد رژیم سیاسی ایران که تعدادشان بالغ بر ۲۰۰۰ اسیر دست این سازمان در اردوگاه لیبرتی می باشد با حضور چندین کانال تلویزیونی به این اردوگاه رسیدند ولی این سازمان به 

    liberty_camp_families March 2016راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم مارس ۲۰۱۶:…  از پنجره یکی از بنگال ها اسیری مخفیانه ما را نگاه می کند. پیداست که عزیزانمان هم مشتاق دیدار با ما هستند. تنها خدا می داند که ما رسولان عشق با حضور پر شور خود و با فریاد های جگر سوز خود تا چه اندازه امید به رهایی را

     Mojahedin Khalq_Feb20162راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  خواهر مجاهدم، مهر خواهریت کجاست، آیین مادری چه شد، رسم همسری کجا رفت؟ باز آ و دلتنگ مرا مونس جان باش. وین سوخته را محرم اسرار نهان باش. مجاهدین در سکوت به مقابله می آیند و پلاکاردهای عریض خود را در مقابل دیدگانمان م

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:…  اصغر باباپور، در میان عطر صلوات، برای دیدار با خواهر و برادرش، با بار بیست و هشت سال ندیدنشان بر دوش، از زمان سربازی و اسارت و انتقال سیاه به پادگان اشرف، به جمع خانواده‌های اسیران سازمان مجاهدین خلق در هتل وارد شد.گفت که چقدر از دیدار خانواده ها خوش

    Mojahedin Khalq_Feb20162راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۶:…  بازهم خانواده هاوسوالهای پیاپیشان از تازه جدا شده ها درباب عزیزانشان وبازهم جوابهای دل نشین وآرامش بخش آقایان. این چهار مرد  امشب با هنر گفتمانشان آرامش را برای خانواده ها به ارمغان آوردند.توانستند ثابت کنند که بعدا

    Ashour Varshi Baghdad 250220161راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۶:…  گریستند به پهنای صورت جمع بیش از صد نفره خانواده‌های اسیران در بند فرقه رجوی. خانواده ها همراهیشان کردند با های های گریستن برای پدر و مادر و برادر و خواهر و فرزندان اسیر خود. های های گریستند بجای پدر و مادر از 

    Mojahedin Khalq Rajavi cult families Liberty Feb20165بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… تعداد ۱۱۱ نفر از خانواده ها از سراسر ایران و از استان های مختلف در اقدامی هماهنگ و البته ستودنی دیشب وارد بغداد شده و امروز صبح عازم اردوگاه لیبرتی، محل استقرار افراد گرفتار در فرقه رجوی، در عراق شدند. 

    آشور ورشیبنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۶:…  در زمانی که در اردوگاه لیبرتی بودم، سران فرقه رجوی در نشست ها توصیف شان از هتل مهاجر یک زندان مخوف با اتاقهای باریک و تنگ و تاریک بود که پلیس عراق هم مدام با آنها بد رفتاری می کند. آنها می گفتند: “هر کس که آنجاست دائما تحت فشار است تا با رژیم ایر

    Ashur_Varshi_1بنیاد خانواده سحر، بغداد، نوزدهم فوریه ۲۰۱۶:… رای من هر روز شکنجه روانی درست می کردند که از حرف های خود دست بردارم. من همیشه از اتاق نشست آنها بیرون می رفتم چون برایم مسجل شده بود که فقط شکنجه ام می کنند. ترجیح می دادم هرروز موشک بخورم و به سمتم گلوله شلیک شود ولی با یک مشت آدم مغز شویی شده 

    راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوم فوریه ۲۰۱۶:…  ما در ماشین نشسته و منتظریم .لحظه به لحظه زمان می گذرد. نفر عراقی که قرار است با ما همراه شود تا بتوانیم وارد مقر نظامی شده و به لیبرتی برویم نمی آید. لحظه ها سنگین می شوند، ثانیه ها کند می گذرند و انت

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۶:… خانم رقیه گویا خواهر محمد رضا گویا داستان واقعا غم انگیز خود را اینگونه تعریف می کند که برادرش قبل از پایان جنگ عراق و ایران در سال ۱۹۸۸ به اسارت درآمد و او در سازمان مجاهدین خلق اسیر بود. در سال ۲۰۰۲ ا

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۶:…  طی روزهای گذشته فعالیتها و نامه های سری سوم خانواده های متحصن در جلوی کمپ لیبرتی در بغداد در تلاش برای دیدار با عزیزان اسیرشان در دست فرقۀ رجوی که سران آن اجازۀ دیدار خانوادگی به افراد را نمی دهند

    ۲۰۱۶/۰۱/۲۸ سری سوم خانواده ها در لیبرتی – گزارش چهارم (+ بیانیه خواهران ایران پور)

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۶:…  به قرار اطلاع سران فرقه رجوی که به شدت از حضور خانواده ها به وحشت افتاده بودند دست به دامان سفارت آمریکا در بغداد شدند تا به عراقی ها فشار بیاورند تا مانع از حضور خانواده ها در مقابل اردوگاه لیبرتی بشوند. ظاهرا سفار

    راحله ایرانپور، بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۶:…  ساعت ۹ صبح است. به همراه پدران و مادران پیر و دلخسته و خواهران مظلوم و غمگین عازم لیبرتی می شویم. ساعت کمی از ۱۰ گذشته است. از دیوارهای بتنی تو در تو و پیچ در پیچ می گذریم، خدایا برادران غریب

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۶:…  خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای مجاهدین خلق که برای دیدار با عزیزان گرفتارشان در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی به بغداد سفر کرده اند امروز به هتل مهاجر، محل استقرار جداشدگان فرقه رجوی مراج

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۶:… آسمان قدم های ما را تر کرد و بر غریبی ما گریست، باران زیبا و پر باری می بارید. جاده های ویرانه و خیابان های گل آلود ما را به بغداد و کاظمین رساندند تا در جوار حرمین شریف جوادالائمه و امام موسی کاظم چندی مقیم شویم. خانواده های خسته از رنج سفر با دلهایی درد