صمد نظری: از خداي خود خواستم كه تنم ذره‌اي از خاك وطن شود

صمد نظری: از خداي خود خواستم كه تنم ذره‌اي از خاك وطن شود

انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و چهارم نوامبر 2014:… آقای نظری چهره زحمت کش و استوار صحنه های درد و رنج اسارت و گرفتاری در دورانی از حیات فرقه تروریستی مجاهدین می باشد که با عنایت الهی توانست در سال72 از فرقه جدا و با گذراندن شرایطی سخت به ایران بازگردد. صمد متولد 1338می باشد و از بدو ورود به انجمن نجات شاخه مازندران با تلاش خستگی ناپذیر کوشید تا با جلسات و مصاحبه ها …

صمد نظری

لینک به منبع

صمد نظری: از خداي خود خواستم كه تنم ذره‌اي از خاك وطن شود

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ

کسانی که چون مصيبتی به آنها رسيد گفتند : ما از آن خدا هستيم و به او باز می گرديم .” سوره البقرة آیه 156 “

متاسفانه آقای صمد نظری مولف کتاب ردپای اهریمن « خیانت و جاسوسی فرقه تروریستی مجاهدین » در روز جمعه 30/8/93 بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت .

آقای نظری چهره زحمت کش و استوار صحنه های درد و رنج اسارت و گرفتاری در دورانی از حیات فرقه تروریستی مجاهدین می باشد که با عنایت الهی توانست در سال72 از فرقه جدا و با گذراندن شرایطی سخت به ایران بازگردد. صمد متولد 1338می باشد و از بدو ورود به انجمن نجات شاخه مازندران با تلاش خستگی ناپذیر کوشید تا با جلسات و مصاحبه ها چهره زشت و کریه رهبران فرقه را برملا سازد و بتواند به قوه الهی وسیله ای باشد برای آگاهی افراد گرفتار در فرقه و راه خروج یا فرار آنها از مناسبات تشکیلاتی قرارگاه اشرف و لیبرتی در عراق و آگاهی رساندن به خانواده های آنها .

آقای صمد نظری زندگی نامه و چگونگی جذب شدن و خروج خود از فرقه تروریستی مجاهدین را چنین نقل می کند :

در يكي از روزهاي تابستان 1338 در بابل به دنيا آمدم. در آن سال‌ها اگرچه در خانواده‌اي مذهبي بزرگ مي‌شدم اما فقر حاكم بر خانواده‌، تخم كينه‌ي ناشي از تبعيض رژیم شاه را در دل ما كاشت. پدرم كشاورزي ساده‌ بود و از صبح تا شب‌هنگام براي تأمين حداقل خرج و مخارج خانواده تلاش مي‌كرد و مادر از فرزندان مراقبت مي‌كرد.

سال 1350، دوازده ساله بودم كه طعم تلخ‌ترين خبر را چشيدم. چشم‌هاي مادر گريان بود و اندوه و ترس از آينده‌اي مبهم در چهره‌ي برادرانم موج مي‌زد. پدر فوت كرد و اوضاع مالي ما بدتر از گذشته شد.

اگرچه برادر‌هاي بزرگ‌تر هم دوست داشتند برادر كوچكشان تنها به تحصيل بپردازد، شرايط مانع از تحقق اين آرزو ‌شد. از دوازده سالگي بايد پا به پاي برادران كار مي‌‌كردم. وضع مالي خانواده بد بود و نگرانی در چهره‌ي تك‌تك اعضاي خانواده موج مي‌زد.

روزها، بعد از آن كه كلاس و درس تعطيل مي‌شد، يك‌راست پيش برادرانم مي‌رفتم‌ و به كشاورزي مشغول مي‌شدم و شب‌ها اگرچه از فرط خستگي پلك‌هايم سنگين مي‌شد و درد تمام بدنم را فرا‌مي‌گرفت، به ناچار بيدار مي‌ماندم و درس مي‌خواندم.

متنفر از رژیمی بودم كه چنان موقعيتي را برايمان ساخته بود. تنفر از آن‌ها كه نمي‌دانستند با پول‌هايشان چه كنند و درس خواندن و گرفتن نمره ده برايشان بالاترين زحمت بود و تنفر از هر آنچه پيرامونم مي‌ديدم؛ از فقر، تبعيض، ظلم و اندوه از شرايط خانواده و اوضاع روزگار كه حتي مجال تهيه‌ي لباس به من و خانواده‌ام نمي‌داد.

هر شب وقتي كار و درس تمام مي‌شد دراز مي‌كشيدم و با خود فكر مي‌كردم كه چرا بايد در كشوری اين همه بي‌عدالتي باشد و چرا من حتي بعد از چند سال هم نتوانم يك دست لباس بخرم و بعضي‌ها اين توان را داشته باشند كه هر ماه لباسي بخرند و…

آن روزها تفكرات كمونيستي در ميان جوانان رواج يافته بود. كمونيسم با ظاهري زيبا و با شعار برابري و عدالت آرام آرام جاي خود را در ميان جوانان باز مي‌كرد و افرادي مثل من كه از ظلم و ستم شاه به ستوه آمده بودند جذب بعضي گروه‌هاي انحرافي‌ مثل سازمان مجاهدين، پيكار يا انجمن‌هاي كمونيستي مي‌شدند و به خيال اينكه عضو گروهي شده‌اند كه ناجي عدالت است، وارد منجلابي مي‌شدند كه رهايي از آن امكان‌پذير نبود و هر چه مي‌گذشت بيشتر مي‌فهميدند كه چه فريبي خورده‌اند و چگونه با ندانم‌كاري پل‌هاي پشت سر را يك ‌به يك خراب كرده‌اند.

در دوران دبیرستان و در هنرستان نوشیروانی بابل دوستانم كتاب‌هايي درباره‌ي سازمان مجاهدین براي من می آوردند من هم آنها را می خواندم. زندگينامه‌ي بنيان‌گذاران و شهداي سازمان را كه ‌خواندم شيفته‌ي آن‌ها ‌شدم و آرزو مي‌‌كردم كه من نيز روزي بتوانم مثل آن‌ها به گمان و خيال خام خودم جانم را در راه وطن فدا كنم.

كم‌كم كار به جايي رسيد كه شيفته‌ي سازمان شدم. حتي وقت و پول و خورد و خوراكم را به كتاب اختصاص مي‌دادم و درباره‌ي سازمان مطالعه مي‌كردم و آرام آرام جذب سازمان شدم.

شور انقلابي تمام جودم را فرا گرفته بود. شعار‌هایي مثل‌ « اسلام انقلابي»، «برابري و عدالت»، «برپايي جامعه‌ي بي‌طبقه توحيدي» و شعار‌هاي پوچ ديگري از اين دست كه در كتاب‌ها و جزوات سازمان موج مي‌زد، هر روز آتش وجودم را شعله‌ور‌تر مي‌ساخت و نادانسته و از روي احساس تا به خود‌آمدم، ديدم كه جذب فرقه مجاهدين خلق شده‌ام.

مدت 10 سال را در خدمت این فرقه بودم و در سال 72 و در یکی از روزها به دور از حصار‌هاي تشكيلاتي سازمان يكبار ديگر به گذشته‌ام فکر کردم. با انديشيدن به 10 سالی که گذشته بود و به سازمان كه جز وطن‌فروشي و خيانت، بهخصوص در جنگ ايران و عراق، چيز ديگري را براي مردم ايران به ارمغان نیاورده بود دچار فشار روحي عجيبي مي‌شدم و هر بار به طريقي تلاش میکردم خود را از اين فشار خلاص كنم، تلاشی که خود بیش از هر کس دیگری به بی‌حاصل بودن آن واقف بودم.

اکنون بعد از گذشت سال‌ها و فارغ شدن از این مناسبات جهنمی، وقتی به گذشته‌ي خود و حضور در تشکیلات می‌اندیشم و خاطرات خود را مرور میکنم به انبوهی از سوالاتی مواجه مي‌شوم که مدت‌ها بدون اینکه پاسخی برايشان بيابم با آن‌ها سر کرده ام و حتی لجوجانه بنا به خصیصه‌اي كه اعضا فرقه‌ي رجوی دارند در همراهی با خود سازمان در سرکوب این سوالات کوشیده ام. پرسش‌هایی که روز به روز بیشتر و بیشتر شد و به جایی رسید که ذهنم گنجایش آن را نداشت، همچون کوهی بر دوشم سنگینی كرد و اكنون تمامی وجودم را خرد کرده است. آن‌چه در درونم مي‌گذشت با عملکرد بیرونی‌ام در تناقض بود و ديگر نمي‌توانستم اين تناقضات را تحمل كنم‌، تناقضاتی که اطمینان و باور را گرفت و حاصل امر شک و تردیدی بود که دمادم رشد ‌کرد و تمامی وجودم را در برگرفت. در نهايت، به جایی رسیدم که دیگر خواسته‌ام تحقق آرمان‌ها و شعارهایی نبود که بعدها بر پوچ بودنشان در نزد مدعيان آن اعتراف كردم بلکه تنها به فکر رهایی از ساختاری بودم که برای خود ساخته بودم و رهایی از آن غیرممکن می‌نمود؛ رهایی از سازمان و تشکیلاتی که هرگونه ضدارزشی را ارزش و هر ضدهنجاری را هنجار و در نهایت توسل به هرگونه جنایتی در نزد رهبر آن مجاز شمرده می‌شد، چنانكه پیمان با شیطان را نیز برای مبارزه با دشمنش مجاز شمرد.

از سوي ديگر، با تصويري كه در طول چندین سال گذشته سازمان از نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران ترسيم كرده بود و با توجه به سابقه‌ي ده‌ساله‌ام در تشکیلات، چنين فكر مي‌كردم كه بلافاصله بعد از ورود به ايران دستگير، اعدام يا حداقل به حبس ابد در اوين محكوم مي‌شوم . سازمان با ترسیم اين تصوير برای اعضا و تأکید مدام بر آن، سال‌ها اعضا را در چنبره‌ي خود اسیر نگاه داشت. تصویرسازی سازمان تنها محدود به نظام سیاسی جمهوري اسلامي ايران نمی‌شد بلکه حتی افراد خانواده و دوستان و آشنایان را نیز در بر می‌گرفت و بر کل روابط اعضا با دنیای بیرون سایه میانداخت.

با اين همه، تصميم گرفتم به ايران بازگردم. در واقع جسارت درهم شکستن اين تصویر از فروریختن داشته‌های ذهنی ام در سازمان آمده بود، امری که تا پیش از این حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد. پس از تماس تلفني با سفارت ايران، مستقيماً به سفارت مراجعه و با معرفي خودم به كمك سفارت به وطنم برگشتم. از من استقبال شد. بعد از ده سال پيشاني بر خاك وطنم ايران ساييدم، آن را بوسيدم و از خداي خود خواستم كه در هرحالت مرگم در ايران فرا رسد تا گوشت و پوست و استخوانم در خاك وطن بپوسد و ذره‌اي از خاك آن شود.

با این همه در اینجا نيز گرفتار کابوسی شدم که گویی پایانی برای آن متصور نيست. تمام تلاش من امروز برای رهایی از این کابوس‌ها است، کابوس همراهی با رجویها، این خائنین به خلق و … با چنین عذاب مکرری بود که تصميم گرفتم پرده از تشکیلات و چهره‌ي رجوی که عامل همه‌ي اين جنایت‌ها و خیانت‌ها است بردارم، باشد که اگر نه تسکینی، عاملی باشد برای رهایی هر چه زودتر كساني که کماکان در چنبره‌ي این فرقه اسیرند و به این امید که خیانت‌های این فرقه و به‌ویژه رهبری آن در سينه‌ي تاریخ ثبت شود.

روحش شاد و یادش گرامی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14251

ادامه پیامهای تسلیت و چند خاطره بمناسبت فقدان زنده یاد صمد نظری

دوستان و همکاران زنده یاد صمد نظری از داخل و خارج از کشور، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴: … شادی روح وعلو درجات این یار بزرگوارهمه خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی را مسئلت میکنم واطمینان خاطردارم که درچشم اندازی نه چندان دور زحمات بی شائبه و بی چشم داشت همیشگی او برای رهایی اسیران گرفتار در قلعه الموت رجوی و بازگشت به دنیای آزاد و کانون گرم و پرمهرخانواده با اضمحلال …

نظری مرادیلینک جهت دانلود کتاب “رد پای اهریمن” نوشته زنده یاد صمد نظری

علی مرادی، انجمن نجات، مرکز لرستان، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

صمد جان سلام

سلام ….!!!! آهای دوست ، برادر ، یار دیرین سلام ….

چرا پاسخی نمیشنوم ؟؟؟ ، آها ……

پاسخم را از پژواک صدایت در انحنای کوه و امواج دریا شنیدم .!!!!

اما چرا اینقدر زود ، چه با شتاب مثل سایر کارها و فعالیت هایت ؟؟؟ و چه بی صبرانه ما را ترک کردی و این دیار را وداع گفتی ؟؟؟؟

یادت باشد که یادت ما را به آرزو کشت .

راستی صمد جان : مهربانی و گشاده رویی ، چهره متبسم و شوخ طبعی ، و حرارت و تلاش هایت را در کجای این دل غمزده ام پنهان کنم .؟؟؟؟

آخه فقط ساعاتی پیش از اینکه رخت بربندی با هم تلفنی صحبت کردیم ،کلی شوخی کردیم ، همان شب قراربود پاسخ درخواستم را بدی !!! چه شد ؟؟؟؟

انگار خدا هم نمیخواست بی خداحافظی و بی وداع از هم جدایمان کند .

نمیدانم بعد از تو فرصتی برای زیستن این حقیر هست یا خیر اما در کنار خودت نوبتم را به کسی مسپار .

یادت گرامی و روحت قرین رحمت الهی باد .

آری در اوج بهت و ناباوری روز جمعه خبر درگذشت دوست ، برادر و همکار خوبم صمد نظری را شنیدم .

بی هیچ کلامی غرق ماتمم و ناباورانه به جاده های باریک و پرتلاطمی خیره شده ام که با هم از آن گذشتیم .

بار خدایا عاجزانه تقاضا دارم غم فراق صمد را بر خانواده و بازماندگانش بویژه دختر دلبندش سهل و آسان بگردان . الهی آمین یا رب العالمین .

علی مرادی

*

پور احمد، انجمن نجات، مرکز گیلان، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

صمد جان بدرود… ولیکن آسوده بخواب

درگسستن از فرقه بدنام رجوی ازهمه پیشی گرفتی و درتاسیس انجمن نجات برای رهایی اسیران نگون بخت تشکیلات مافیای رجوی هم از بنیانگزارن بودی. دست مریزاد و خدا بیامرزی برای تو که در این کارزار سهمگین علیه یک فرقه مخرب کنترل ذهن و انسان ربای تاریخ معاصرازهیچ کوششی فروگزار نکردی و تمام هتاکی و فحاشی رجوی خائن را با جان و دل خریدار بودی و با قاطعیت و سختکوشی و البته با روی گشاده با رویکرد شوخ طلبی ومهربانی با دوستان وخانواده های مرتبط با انجمن نجات تا واپسین لحظات عمر زیبایت روزگار گذراندی .

ناله را هر قدر میخواهم که پنهان برکشم سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن

واقعا فاصله مرگ و زندگی به یک تار مو و پوست پیاز بند است و نفس ما ازآن خدای تبارک وتعالی است . آخه خستگی راه هنوز از تنم نرفته بود که صبح جمعه گذشته دوست عزیزم هادی شعبانی بهم زنگ زد وگفت که آقا صمد ازمیان ما رفت ……..اولین بار بود که با تمام وجودم شوک را حس کردم و بی آنکه اندک تاملی کرده باشم ناباورانه به ایشان گفتم هادی جان شوخی نکن . همین دیروزمن افتخار داشتم با آقا رضا جهت ملاقات حضوری با خانواده های مرتبط با انجمن نجات مازندران خدمت آقا صمد و سایردوستان جداشده باشم . درادامه از من حاشا و انکار ولیکن از آقا هادی تایید و تکرار که ” آقا صمد ازمیان ما رفت “.

کاش میشد اشک را تهدید کرد فرصت لبخند را تمدید کرد

کاش میشد درغروب لحظه ها لحظه دیدار را تجدید کرد

با جان وخرد پرواز غمساز یار و دلبندم آقا صمد را قبل ازهمه و به طور مضاعف به همسر مهربان و با وفایش وآن یگانه مروارید دختر دلبندش و سایراعضای خانواده و همچنین به تمام دوستان وآشنایان خصوصا اعضای جداشده عضوانجمن نجات مازندران صمیمانه تسلیت عرض میکنم .

شادی روح وعلو درجات این یار بزرگوارهمه خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی را مسئلت میکنم واطمینان خاطردارم که درچشم اندازی نه چندان دور زحمات بی شائبه و بی چشم داشت همیشگی او برای رهایی اسیران گرفتار در قلعه الموت رجوی و بازگشت به دنیای آزاد و کانون گرم و پرمهرخانواده با اضمحلال نهایی فرقه بدنام رجوی محقق خواهد شد و آنگاه خواهیم دید که آقا صمد درجشن بزرگ پیروزی حی و حاضر و زنده خواهد شد وبه همگان لبخند تسلیم و رضا خواهد داشت .

روحش شاد

پوراحمد

عکس صمد یک روز قبل ازدرگذشتش درجلسه با رضا رجب زاده وعکس دیگرش با خودم …

*

انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

در گذشت آقای صمد نظری ما را در غمی جانکاه فرو برد

انا لله و انا الیه راجعون

با کمال تأسف و تأثر درگذشت برادر، همکار، دوست مهربان، یار و یاور اسیران و خانواده های دردمند انجمن نجات را تسلیت عرض نموده و برای آن عزیز سفر کرده علو درجات را از خداوند منان طلب می‌کنیم. خبر فوت این عزیز برایمان باور کردنی نبود و ما را در غمی جانکاه فرو برد چرا که او برای همه دوستان جداشده و خانواده ها چهره ای محبوب و دوست داشتنی بود، بدون شک راهش که کمک به آزادی اسیران در بند فرقه رجوی بود را همواره ادامه خواهیم داد.

*

انجمن نجات، مرکز خوزستان، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

به مناسبت فقدان دوست وهمرزم عزیزمان آقای صمد نظری

انا لله واناالیه راجعون

صمد نظری

با نهایت تاسف و تالم باخبر شدیم که آقای صمد نظری دوست عزیز، همرزم و از پیشتازان مبارزه درعرصه افشاگری برعلیه فرقه تروریستی رجوی در بامداد روزجمعه ۳۰ آبان دارفانی وداع وبه ملکوت اعلاء پیوست .

صمد نظری از چهره های زحمت کش و استوارصحنه های درد و رنج و اسارت و گرفتاری در دوره ای از حیات فرقه جهنمی رجوی بود که درنهایت سال ۷۲ بعد از تحمل سالیان اسارت وشکنجه های روحی و جسمی درزندانهای مخوف رجوی وگذراندن شرایطی سخت توانست به اغوش گرم خانواده ومیهن خود بازگردد . وی از بدو شکل گیری انجمن در کسوت مسئول انجمن نجات شاخه مازندران با تلاشی خستگی ناپذیرکوشید تا با برگزاری جلسات ومصاحبه ها چهره زشت و کریه رجوی ها را برملا سازد . و بدینوسیله راه آزادی ونجات اعضای گرفتار دربند فرقه مخوف رجوی را فراهم آورد و بیهوده نبود که سرکردگان این فرقه و بویژه شخص رجوی کینه عجیبی ازوی به دل داشتند زیرا جرمش این بود که اصرارخیانت و جاسوسی این فرقه را هویدا و ردپای رجوی اهریمن را درمعرض انظار جهانیان قرار می داد .

صمد علیرغم شرایط نامناسب جسمی که ناشی ازتحمل سالیان شکنجه در زندانهای رجوی بود لحظه ای دست ازتلاش وفعالیت خستگی ناپذیرخود برنمی داشت . وی مبارزی نستوه درعرصه اجتماعی وصحنه دانشگاهها وفضای مجازی بود .

اگرچه فقدان صمد ضایعه جبران ناپذیری برای خانواده بزرگ انجمن نجات ،وخانواده های اسیران دربند فرقه می باشد ولی بدون شک سنگر وی هرگزخالی نخواهد ماند وهم سنگران او در انجمن نجات راه مقدس وی را تا اضمحلال و فروپاشی فرقه رجوی و آزادی اسیران دربند این فرقه ادامه خواهند داد .

بار دیگر ما اعضای انجمن نجات شاخه خوزستان فقدان این یارصدیق ودوست عزیزخود را به خانواده بزرگ انجمن نجات وهم رزمان وی درانجمن مازندران وعلی الخصوص همسر ، فرزند دلبندش و دیگر بستگان وی تسلیت می گوئیم .

روحش شاد ویادش گرامی باد .

*

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

تسلیت به خانواده داغدار آقای نظری

مطلع شدیم آقای صمد نظری که سالیان است برای رهایی همسنگران و دوستان خود در حصار فرقه رجوی تلاش می کند دارفانی را وداع گفت .

انجمن استان کرمانشاه غم از دست دادن این عزیز سفرکرده را به خانواده ی آن مرحوم تسلیت گفته و خود را در غم از دست دادن آن مرحوم شریک می داند.

همچنین انجمن استان کرمانشاه این واقعه را به خانواده بزرگ انجمن نجات و به سایر دوستان و خانواده های ساکن مازندران که مرحوم صمد نظری برای رهایی فرزندانشان هرگز از پای ننشست تسلیت می گوید.

*

انجمن نجات، مرکز لرستان، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

پیام تسلیت انجمن نجات لرستان به مناسبت در گذشت آقای صمد نظری

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

گفتن و نوشتن از کسی که تا چند روز پیش با وی صحبت نموده و زندگی را تفسیر مینمود بسیار سخت و جانکاه میباشد ؛ نوشتن از کسی که زلال بود و مانند دریا با سخاوت و پاک ؛ کسی که در هر دیدار به راحتی میتوانستی مهر و محبت را درچهره اش ببینی و امید را در کنارش لمس نمایی .

صمد جاری بود بمانند رودی در تلاطم بود و در خروش ؛ صمد آرام بود و متبسم ؛ غیر ممکن بود وی را ببینی و لبخندی بر لب وی نباشد و این گونه بود که در برابر هر بی ملایمتی ؛ سختی و طوفان روزگار براحتی میشد با وی به ساحل امید و رهایی رسید .

صمد مهربان بود و دوست داشتنی ؛ چرا که صادق بود و امیدوار . امید وار به آینده و رهایی دیگر دوستانش و صادق به راهی که قدم در آن نهاده و با تمام وجود در آن پا نهاده بود و سختی آن را به جان میخرید و به تهمت ها و اراجیف آنان وقعی نمی نهاد و خالصانه از جان و مال خود در این راه مایه نهاد ؛

در رفتن جان از بدن گویند چندین نوع سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جان میرود

آری صمد عزیز پر کشید و چه پرواز زود هنگامی ؛ در هنگام پاییز برگریزان و در روزی که ترنم باران میشوید غبارهای زمان را و امید که خدا از وی راضی و او از ما راضی در راهی که با هم بودیم .

خسروپور

*

انجمن نجات، مرکز گلستان، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

پیام تسلیت انجمن نجات گلستان به مناسبت در گذشت آقای صمد نظری

انالله و انا الیه راجعون

با نهایت تاسف و تالم از درگذشت همکار و دوست عزیزم مرحوم صمد نظری مطلع شدم.

مرحوم صمد نظری یکی از دلسوزان انجمن نجات بوده و فعالیتهای بسیار زیادی در زمینه افشاگری جنایات مجاهدین داشت و از طرفی زحمات بسیار زیادی برای رهایی زندانیان دربند فرقه رجوی می کشیدند .

در اخرین باری که در نشست انجمن نجات تهران با وی هم صحبت شدم از بیماری دیابت بسیار رنج می برد و من به آن مرحوم گفتم چرا با وجود اینهمه ناراحتی به اینجا آمده ای که جواب داد رهایی زندانیان و دوستانم که در چنگال فرقه رجوی گرفتار می باشند بسیار ارزشمندتر است .

دفتر انجمن نجات استان گلستان درگذشت مرحوم صمد نظری که از همکاران صمیمی بنده بود را به خانواده بزرگ انجمن نجات و بخصوص خانواده آن مرحوم تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان آن مرحوم آرامش و تسلی خاطر را از خداوند خواستار است .

روحش شاد و یادش گرامی باد .

*

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

پیام تسلیت انجمن نجات آذربایجان شرقی به مناسبت در گذشت آقای صمد نظری

با قلبی آکنده از حزن و اندوه ، درگذشت نابهنگام دوست وهمکار عزیزمان آقای صمد نظری را به تمامی اعضای خانواده ی محترم ایشان ، دوستان وهمکاران انجمن نجات و خانواده هایی که هریک بنحوی عضو یا اعضایی ازخود را درمناسبات فرقه ی رجوی ازدست داده و یا اسیر واسرایی در آنجا دارند، عرض تسلیت میگوییم.

برابر اطلاع ، ایشان درروز جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳دراستان مازندران دچار ایست قلبی شده ودار فانی را وداع گفته است.

خاطره اش گرامی ومزارش پرنور باد!

ازطرف:

خانواده های مربوطه در استان آذربایجان شرقی

رها شدگان از اسارت ومناسبات غیر انسانی فرقه ی رجوی

*

ایران دیدبان، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:
لینک به منبع

تسلیت درگذشت آقای صمد نظری

درگذشت آقای صمد نظری را به خانواده، دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت عرض می نماییم و از خداوند رحمان و رحیم برای ایشان رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و بردباری بر این اندوه را خواستاریم.

*

آرش صامتی پور، صفحه فیسبوک، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

از شنیدن خبر درگذشت دوست و همرزم دیرینه ام صمد نظری در اندوه هستم. صمد از مسولین مجاهدین خلق بود که در برابر دیکتاتوری حاکم بر ایران و دیکتاتوری رجوی ایستاد، رزمید و حتا شکنجه شد اما هیچگاه از آرمان خوبش دور نماند. رجوی ها تلاش بسیاری داشتند که او را وادار به سکوت کنند اما هماره بر سنگ کوفتند و بی نتیجه بر گشتند.

روان و فروهر او شاد باد.

*

ایران اینترلینک، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

تسلیت بمناسبت فوت دوست و همکار گرامی آقای صمد نظری

با کمال تاسف از درگذشت دوست صمیمی مان آقای صمد نظری مطلع شدیم. از خداوند متعال برای خانواده و دوستان صبر جمیل و برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی مسالت داریم. ما را نیز در این غم شریک بدانید. یادش گرامی باد (ایران اینترلینک، ییست و دوم نوامبر ۲۰۱۴)

پیام تسلیت انجمن نجات:
لینک به منبع

به یاد دوست و همکار عزیزمان صمد نظری

انا لله و انا الیه راجعون

… هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید.

با کمال تاسف و تاثربه اطلاع می رسانیم ، دوست گرامی مان آقای صمد نظری در بامداد روز جمعه ۳۰ آبان ۹۳ بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفتند.

آقای صمد نظری که از فعالین و پایه گذاران انجمن نجات بودند ، از هیچ اقدامی برای افشای ماهیت تروریستی و فرقه ای رجوی فروگذار نکردند و برای آنانی که عزیزی در بند رجوی دارند قطعا اسمی آشنا است .

خوشا آن کس که نیکی حاصل اوست …………….. پیاپی عشق یزدان در دل اوست

خوشا آنکس که بعد از ترک دنیا ………………….. بهشت جاودانی منزل اوست

فراق این عزیز از دست رفته را به همه خانواده های چشم انتظار و دوستان و همکاران و خانواده محترم شان تسلیت می گوییم .

برای آن عزیز ازدست رفته علو درجات و برای بازماندگان صبرجمیل آرزو داریم .