صورت مجاهدین با آتش چهارشنبه سوری هم سرخ نمی‌شود

صورت مجاهدین با آتش چهارشنبه سوری هم سرخ نمی‌شود

 Maryam Rajavi fake 1سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، یازدهم مارس 2016:… ولی آنچه قابل تامل است تناقض آشکار در رفتارهای دیوانه‌وار این گروه است. مجاهدین به خوبی می‌دانند که برگزاری مراسم‌های ملی و آئینی و باستانی هیچ نقطه تلاقی با مشروعیت نظام حاکم ندارد. ولی بدلیل نیازِ مبرمِ درون گروهی، رهبران مجاهدین مجبورند حتی شده با آتش چهارشنبه سوری هم صورت ناپاک خود را سرخ نگه دارند. و این فکر را القا کنند که مردم … 

مریم رجوی عکس جعلی هویت جعلی

چهارشنبه سوری مجاهدین خلق در داخل ایران سال ۲۰۱۵ (عکس جعلی، خبر جعلی، هویت جعلی)

لینک به منبع

صورت مجاهدین با آتش چهارشنبه سوری هم سرخ نمی‌شود

سیدحجت سیداسماعیلی
عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

در روزهای منتهی به پایان سال، مناسبت چهارشنبه سوری که بعنوان یکی از برنامه‌های هر ساله ایرانیان به حساب می‌آید همواره مورد طمع رهبران خیالپرداز مجاهدین بوده است.

سیلی محکم و معنادار مردم ایران بر بناگوش رهبر کوتوله و رئیس جمهور خودخوانده مجاهدین در جریان انتخابات هفتم اسفند، چنان عرصه را بر آنان تنگ نمود که رهبر خیالپرداز را به سکوت و رئیس جمهور باسمه‌ای را به هذیان‌گویی و تلاش مذبوحانه برای بهره برداری از روز چهارشنبه سوری بعنوان یک مناسبت ملی وادار کرده است.

اینجا این سوال مطرح میشود آیا سازمانی که مدعی قرار گرفتن در نوک پیکان تکامل است، چرا باید اینقدر دیوانه‌وار و با جعل و دروغ بر سر اجرای یک مراسم سنتی و کاملا غیر سیاسی یک روزه این همه سرمایه‌گذاری کند؟!!

واقعیت این است؛ مجاهدین بدلیل مناسبات فرقه ای، استراتژی خشونت آمیز، تروریسم و وطن فروشی‌های بی حد و حصر از کمترین وجاهت، مقبولیت و مشروعیتی در بین ملت ایران برخوردار نیستند.

مجاهدین طی دهه‌های گذشته تلاش کرده است به هر شکل ممکن مردم را در راستای اهداف شیطانی‌شان به صحنه بکشانند ولی هرگز موفق به اینکار نشده‌اند.

نتیجه اینکه : مجاهدین فاقد سرمایه اجتماعی هستند توان بسیج توده مردم را ندارند و هر سال نیز با بی‌اعتنایی کامل مردم ایران مواجه می‌شوند.

به همین دلیل تنها راه حفظ پرستیژ نداشته، آویختن و متوسل شدن به مناسبت‌های مختلف اجتماعی، ملی و مذهبی از جمله چهارشنبه سوری پیش روی برای کشاندن مردم به صحنه است. تا با مخدوش کردن فضای شادی مردم چند صباحی دیگر اعضای نگون بختِ در بند تشکیلات شان را به آینده‌ی نامعلوم این گروه امیدوار کنند.

در همین راستا رهبران مجاهدین برای خروج از فضای سنگین بی توجهی مردم به این گروه در جریان انتخابات هفتم اسفند، با تمام قوا دست به دامن چهارشنبه سوری شده اند.
تشکیلات مجاهدین با بسیج تمامی امکانات و جعل دهها خبر و گزارش ‌های دروغ و پخش آن‌ها در شبکه های اجتماعی و سایت های خبری وابسته به خود و نهایتا در سیمای شیطان منظرشان سعی دارند چهارشنبه‌سوری را به صحنه مقابله با نظام تبدیل کرده و بنوعی ایرانیت را در مقابل اسلامیت قرار دهند.

اطلاعیه‌هایی مانند؛ بیانیه جمعی از فروشندگان لوازم الکتریک لاله‌زار جنوبی، بیانیه جمعی از جوانان پاساژ امجد ، بیانیه حمایت از فراخوان چهارشنبه‌سوری توسط جمعی از جوانان منطقه غرب شهر تهران و . . . ؟؟!! از جمله دروغ‌هایی است که توسط مجاهدین در فضای مجازی پراکنده شده است. جالب اینکه رهبران این گروه آنقدر در چنین فضای غیر واقعی غرق شده‌اند که خودشان هم آن همه دروغ پراکنی را باورشان شده است.

ولی آنچه قابل تامل است تناقض آشکار در رفتارهای دیوانه‌وار این گروه است. مجاهدین به خوبی می‌دانند که برگزاری مراسم‌های ملی و آئینی و باستانی هیچ نقطه تلاقی با مشروعیت نظام حاکم ندارد. ولی بدلیل نیازِ مبرمِ درون گروهی، رهبران مجاهدین مجبورند حتی شده با آتش چهارشنبه سوری هم صورت ناپاک خود را سرخ نگه دارند. و این فکر را القا کنند که مردم با فراخوان رهبران مجاهدین به خیابانها آمده اند.

ولی کو آن شرف و وجدانی که به خطاهای راهبردی این گروه ورشکسته و فرقه‌ای اعتراف کند و از گذشته سراسر خیانت بار خود در حق مردم ایران درس عبرت بگیرد.

نکته حائز اهمیت اینکه بقول یکی از دوستان ذائقه مردم ایران در سالهای اخیر به نحوی بر برنامه‌های غیرمخاطره‌آمیز گرایش پیدا کرده است که ضمن کاهش آسیب‌های ناشی از اقدامات غیرعقلانی در آتش بازی آخر سال، سعی می‌کنند این روز را با مهمانی های خانوادگی سپری می کنند. ولی رهبران نادان مجاهدین همچنان با حفظ خوی وحشی و خشونت آمیز خود و بدلیل پرت افتادگی از ملاء اجتماعی ایران از درک این مهم عاجزند.

*** 

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

پارلمان عراق در حمایت از خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتیIraqi Parliament take action to aid families of Liberty residents Iraq

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23577

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛ چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟ 

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته … 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003منت بر “آزادی” نگذارید. خون شما بخاطر “رجوی” ریخته می شود

لینک به منبع

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛
چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟

سیدحجت سیداسماعیلی
عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

در تاریخ ۱۵/۱۱/۹۴ در سایت آفتابکاران،از سایت‌های وابسته به مجاهدین، مقاله‌ای تحت عنوان «دموکراسی منجمد» به قلم اسماعیل محدت به چاپ رسید. در ارتباط با این مقاله ذکر چند نکته ضروری است:

در این مقاله غرب را به دلیل نزدیکی به جمهوری اسلامی ایران و یا آنچه که ایشان آنرا « . . . روحیاتِ کنونی کشورهای دمکراتیک غربی؛ همزیستی مطبوعات غربی با قدرتهای حاکم؛ زورگوئی رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه به دولتهای غربی و اجابت آن از طرف این دولتها . . . » می خواند مورد انتقاد قرار داده است.

در جای دیگری نیز آقای محدث با شماتت غرب بدلیل بی وفایی در حق آنچه که ایشان آنرا «جنبش مقاومت» میخواند میگوید:

« . . . مطبوعات بزرگ غربی در مورد اپوزیسیون رژیم سرکوبگر حاکم تقریباً به اجماع سکوت می کنند. در مورد نقص حقوق بشر نیز هر از گاهی مطالبی می نویسند و نقض آن را با رندی به طرف خبیث رژیم نسبت می دهند و به این ترتیب طرف “خوب” را به دربرده و با آن تمامیت رژیم را به درمی برند. دولتهای دمکراتیک غربی جنبش مقاومت را در لیست گروه های تروریستی قرار داده بودند و مطبوعات غرب وجود مقاومت را انکار کرده و آن را نادیده می گیرند…»

بنظر میرسد نویسنده تلاش میکند هرم را با نوک آن و نه بر قاعده آن نگه دارند یعنی همان کاری که بیش از سه دهه رجوی تلاش کرد انجام دهد. ولی نشد. ایشان از این موضوع غفلت میکند که اگر این دولت های غربی بودند که به خاطر منافعشان به جمهوری اسلامی نزدیک شدند و باب تجارت با آن را گشودند، در آن سر طیف، این مجاهدین بودند که با زیر پا گذاشتن اصول اساسی مبارزه یعنی استقلال فکری ، سیاسی و حب به وطن و مردم و دوری از بیگانگان و تنها برای رسیدن به اهداف سیاسی، تحت پوشش «مبارزه» و «آزادی خلق» آن خطای استراتژیک و بی بازگشت را مرتکب شدند.

مجاهدین با چنین خطایی ابتدا با سر به دامن صدام حسین بعنوان ارباب دست چندم منطقه ای و سپس در فاز تکاملی به دامن آمریکا بعنوان یک ابر قدرت در غلتیدند و در این مسیر چه جنایات بی شماری را که در حق مردم ایران و اعضای تشکیلات خود مرتکب نشدند.

اسماعیل محدث در این مطلب در رابطه با علت و چرایی بی اثر بودن تبلیغات گسترده و سنگین و خرج پولهای کلان برای پیداکردن موقعیت اجتماعی شان در داخل کشور و موقعیت سیاسی شان در سطح بین الملی کاملا سکوت کرده و چیزی را بیان نمی‌کنند. مجاهدینی که روزی با اتکاء به صدام حسین، در بغداد شاخ و شانه می‌کشیدند، حال چگونه به وطن فروشی در تمامی ابعاد نظامی – سیاسی و اطلاعاتی آن روی آوردند.

من باب یادآوری به اسماعیل محدث، که بنظر میرسد از تاریخچه مجاهدین در دوران حضور این گروه در خاک عراق و خط و خطوط درون سازمانی مجاهدین بی خبر است باید گفت : در سی خرداد سال ۱۳۶۰ رجوی اعلام جنگ مسلحانه کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران را شش ماهه ساقط خواهد کرد! بعد هم به بهانه های دیگر و با کمک جُستن از ضرب المثل؛ از ستون به ستون فرجی است روزگار سپری کرد.

جنگ عراق علیه ایران بهترین بهانه را بدست رجوی داد تا بگوید: «. . . حیات رژیم بر دو پایه استوار است؛ سرکوب داخلی و جنگ. که هرکدام را از دست بدهد سرنگون خواهد شد . . . » . جنگ هم تمام شد ولی از سرنگونی خبری نشد.

بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته ایشان را توجیه کنند.

بنابراین باید گفت : تمامی مقدمه چینی های آقای محدث در ابتدای مقاله شان برای همین نتیجه گیری دو خط آخر مقاله شان باشد. ایشان میگوید: « . . . حیات این رژیم پوسیده و فاسد بر روی دو پایه سوار می باشد: سرکوب خشن و عریان در داخل ایران و سیاست لعنتی مماشات دولتهای غربی . . . »

حال باید از وی پرسید: آیا بهتر نیست متهم کردن کشورهای غربی، که اولویت دادن به منافع شان امری طبیعی است را کنار گذاشت و بجای توجیه شکست های مجاهدین روی به سوی تجزیه و تحلیل علل و چرایی شکست آنچه که شما آنرا «جنبش آزادیخواهی مردم ایران» می خوانید، پرداخت؟

نتیجه اینکه این نوع تفکر و دادن ایده و خط و استراتژی به خلق الله به سان گربه‌ای می‌ماند که بدنبال گرفتن دم خویش است، که هرگز موفق نمی شود.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21459

هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت

سید حجت سید اسماعیلی، ایران اینترلینک، هجدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.  البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندانند که رجوی با تنها عضو این خانواده که روزی با عنوان مبارزه به این تشکیلات پیوست چه کرده اند. و چگونه از این فرد …

شکنجه گران تحت تعقیب فرقه رجوی مجاهدین خلقتلاش برای بدر بردن افراد وانتد (تحت تعقیب) به جایی نخواهد رسید

https://iran-interlink.org

هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت

در تاریخ ۲۴/۰۷/۹۴ سازمان مجاهدین اطلاعیه ای تحت عنوان «دستگیری خانواده‌های مجاهدین و ساکنان لیبرتی و زندانیان سیاسی آزاد شده» صادر نمود و اعلام کرد: ” . . . طی روزهای اخیر وزارت اطلاعات رژیم آخوندی شماری از خانواده‌های مجاهدین و ساکنان لیبرتی و زندانیان سیاسی آزاد شده را دستگیر کرده است . . . “.

ولی هرچه در متن اطلاعیه گشتیم هیچ نام و نشانی از دستگیر شدگان ساکنان لیبرتی در ایران یافت نکردیم که این هم یکی از شگردها و فریبکاریهای مجاهدین برای جلب مخاطب برای اطلاعیه های بی خاصیت این گروه است.

ولی آنچه مرا وا داشت تا چند کلمه ای در رابطه با این اطلاعیه بنویسم موضوع دیگری است. در بخشی از این طلاعیه آمده است:

” خانم فاطمه مثنی، مادر دو فرزند، در روز ۱۳مهر، توسط عوامل اطلاعاتی رژیم در منزل مسکونی‌اش در تهران بازداشت شد . . . مرتضی، علی و مصطفی مثنی سه برادر خانم مثنی در سالهای ۶۰ و ۶۱ توسط رژیم آخوندی به‌شهادت رسیدند. مرتضی مثنی در زمان شاه نیز زندانی سیاسی بود و تحت شکنجه قرار داشت. برادر دیگر خانم مثنی در زندان لیبرتی است.

ولی سوال این است که چرا مجاهدین در این اطلاعیه از نوشتن نام کوچک آقای مثنی – یعنی اسدالله امتناع کرده است.

باید گفت این کار تنها یک دلیل دارد و آن اینکه این فرد یکی از شقی ترین شکنجه گران و دست پرورده ایدئولوژی رجوی در تشکیلات مجاهدین است. هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت. به این دلیل مجاهدین نمی خواهند زیاد نام این مزدور که وجهه خوبی در بین ایرانیان و اعضای جدا شده ندارد برجسته شود.

سازمان در چندین مرحله و به بهانه های مختلف سعی کرد با بزک کردن چهره کریه این شکنجه گر و آوردن وی به برنامه تلویزیونی این گروه در «سیمای آزادی» ، باصطلاح از وی اعاده حیثیت کرده و سابقه شکنجه گری او را ذهن مخاطبین خود پاک کند.

البته در رابطه با اسدالله مثنی حرف های زیادی توسط جداشدگان و کسانی که مستقیم و غیر مستقیم تحت شکنجه و بازجوییِ این فرد بوده اند گفته شده است ولی جای دارد برخی سوابق و اعمال کثیف این شکنجه گر مجددا یادآوری شود.

اسدالله مثنیاسدالله مثنی

اسدالله مثنی از دانشجویان دوران قبل از انقلاب است که مدتی در صفوف دانشجویان خط امام نیز فعالیت داشته و در اواخر سال۱۳۵۸توسط تعدادی از دوستانش با سازمان آشنا می گردد و بدلیل جو سیاسی خانواده و همچنین سر سپردگی مفرط و اطاعت کور کورانه اش از سازمان بسرعت مسیر رشد را طی میکند و بنا به گفته خودش با تعدادی از مسئولین امروزه از جمله ژیلا دیهیم و مهدی براعی موسوم به احمد وا قف و تعدادی دیگر در خانه های تیمی فعالیت مشترک داشته اند و مجددا بنا به گفته خود او در بسیاری از ملاقات های شخص رجوی در سمت پیش خدمت و یا گارد حفاظتی شرکت داشته است و در سال ۱۳۶۰ در تیم های عملیات شهری سازمان داده شده و در چند رشته عملیات نیز شرکت داشت و پس از ۳۰ خرداد ۶۰ به کردستان اعزام میگردد. در آنجا نیز مدتی نقش پشتیبانی و پس از آن در گردان های عملیاتی برای خرابکاری در داخل کشور و کشتار مردم بی گناه سازمان داده می شود نامبرده برای مدت کوتاهی نیز به فرانسه اعزام میشود و بعد از آن مجددا به عراق آمده و در بخش اطلاعات و افسر عملیات فعالیت داشته و همچنین با جلال منتظمی معروف به کاک جعفر و حسین ادیب تحت فرماندهی مهری حاجی نژاد با امرای ارتش عراق از جمله ژنرال ماهر عبدالرشید و لواء کریم محمد ناصر و فرمانده فیلق ۴ در جنوب و ۲فیلق در جلولا و فیلق ۵ در بصره ارتباط نزدیکی جهت هماهنگی برای جمع آوری اطلاعات و طراحی و اجرای عملیات که تماما توسط نیروهای مرزی ارتش بعث پشتیبانی میشدند ارتباطات نزدیکی داشتند.

نامبرده همچنین در سال ۱۳۷۳ که حدود ۴۰۰ تن از اعضای سازمان تحت اتهام دروغین نفوذی به زندان های مخوف سازمان برده شدند از سربازجوها و شکنجه گران اصلی این زندان ها بود که نام او در کنار نام سیدالسادات دربندی (عادل شکنجه گر) و مجید عالمیان و نقی اروانی – محمدرضا محدث در اذهان صدها عضو شکنجه شده در نقش کابوس عمل میکند و آن عده از زندانیان سال ۷۳ که موفق به رهایی از چنگال سازمان شده اند و هم اکنون در ایران و یا خارج کشور بسر میبرند شاکیان خصوصی اسدالله مثنی و سایر شکنجه گران می باشند مثنی که نقش آفرینی های فراوانی داشته مدتی نیز در موضع اطلاعات پذیرش و ورودی اعضای جدیدالورود را مجبور به اعتراف مینمود و از آنها کتبا و یا توسط فیلم اعتراف می گرفت که آنها نفوذی اطلاعات ایران و یا معتاد یا دزد و خرابکار بوده اند که این اعتراف نقطه ضعفی در پرونده آنها باقی بماند تا در فردای روزگار جرات عرض اندام در مقابل سازمان را نداشته باشند.

حال باید گفت: اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.

البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندانند که رجوی با تنها عضو این خانواده که روزی با عنوان مبارزه به این تشکیلات پیوست چه کرده اند. و چگونه از این فرد مبارز یک جانی و شکنجه گر قهار و بی رحم ساخته اند که کارش در تشکیلات مجاهدین، زندانی و شکنجه کردن انسانهای بی گناهی بود که با خط و مشی رجوی مخالفت میکردند.

نتیجه اینکه: کارکرد ایدئولوژی رجوی که طی دههای گذشته نیز بخوبی اثبات شده همین است که میتواند انسانهای بیگناه را در راه اهداف فرقه ای و خشونت طلب خود که جز به قدرت به چیز دیگری فکر نمی کند تباه سازد. عده ای را تحت عنوان عملیات در جبهه های مرگ به کشتن دهد، عده ای را بعنوان مزدور و خائن به زندان و شکنجه گاه بفرستد. به عده ای تجاوز جنسی کند و عده ای را بعنوان شکنجه گر و بازجو تربیت کند و الباقی را در گورستانی به نام لیبرتی گرد هم آورد.

حجت سیداسماعیلی – ۲۶/۰۷/۹۴

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

***

***

همچنین:

ریشه تحلیل های آبکی رجوی کجاست

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … وجود چنین شکاف عمیق برای رجوی آنقدر جدی و ملموس است که او را وادار کند تا با تولید بحران های مجازی و یادآوری آن ها، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی به سکوت
 
 
ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم اوت ۲۰۱۴: …  بدین ترتیب باید گفت این اطلاعیه بهترین سندی است که نشان میدهد مجاهدین تلاش میکنند جنایات گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث را تحت عنوان جنگ فرقه یی و جنگ شیعه علیه اهل تسنن که همان
 
 
رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۱۴: … اسنودن گفت سرویس‌های اطلاعاتی سه کشور، با استفاده از استراتژی که از آن با نام “لانه زنبور سرخ” یاد می‌شود، این سازمان تروریستی را تشکیل دادند تا قادر باشند تمامی‌افراط گرایان جهان را در یک جا جمع و ب
 
 
رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … بنظر میرسد علت این همه تاخیر در انتشار اطلاعیه فوق الذکر ، درگیر بودن شبانه روزی این اوباش و سایت ها و وبلاگهای رسمی و غیر رسمی و برنامه تلویزیونی آنان در انعکاس اخبار مربوط به فعالیت گروههای تروریستی د