ضد دیکتاتور شدن رجوی وطن فروش

ضد دیکتاتور شدن رجوی وطن فروش

ضد دیکتاتور شدن رجوی وطن فروشصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هشتم فوریه 2022:… آیا برقراری جشن طلاق اجباری وازهم پاشاندن اساس خانواده های مجاهدین ، تعرض همه جانبه به تمامی حقوق انسانی وسلب مالکیت کامل از آنها ، ورود به جنگ علیه میهن وکشته واسیر نمودن سربازان وطن ، جاسوسی همه جانبه برعلیه منافع ملی کشور ، دعوت مکرر از سلطه گر اعظمی بنام هیئت حاکمه ی آمریکا که تروریزم اقتصادی برعلیه ما ایرانی ها را تشدید کند، استحاله ی سازمان مجاهدین مربوط  و متعلق به سران جانباخته و پیروان اصیل آنها که استقلال کشورشان را به هر قیمتی پاس میداشتند و و و ، ازنشانه های ضد دیکتاتوری است یا عکس قضیه درست است؟! ضد دیکتاتور شدن رجوی وطن فروش 

ضد دیکتاتور شدن رجوی وطن فروشباند رجوی با رژیم های دیکتاتوری متعارف؟! مشکلی ندارد!

ضد دیکتاتور شدن رجوی وطن فروش 

19/11/1400

اوکه به اذعان خودش ایام نوجوانی خود را درهمکاری با حزب توده گذرانیده و اعتراف میکند که دراصل جاسوس ک.گ. ب بوده وسپس توفیق یافته وبه سازمان مجاهدین خلقی که به باند یا فرقه ی منحط ومنحوس رجوی تبدیل شده بود ، پیوسته است.

او درجوار حزب توده مطالب پراکنده ای ازماتریالیزم تاریخی را یاد گرفته وازاین آموخته های ابتدائی ودرهم وبرهم خود برای اظهار لحیه و هم درمداحی بنفع رجوی مرتجع بهره میبرد که البته ماهیت این نوع بهره بردن ها چنان است که با مقداری چاشنی دروغ عجین شود.

استفاده مقطعی وگزینشی ازمارکس برای توجیه ماکیاول وفرزند خلف او بنام مسعود رجوی ،عمده ترین کار آقا رحمان است!

با وجود اینکه نوشته های او هم آلوده به تحریفات است وهم سطحی ، بعلت بی سوادی آزار دهنده ای که گریبانگیر مجاهدین خلق است ، این نوشته های کج ومعوج رحمان کریمی که لعاب نازک  و بی دوام علمی برروی آن کشیده میشود، دراین تشکیلات، مهم تلقی میشود.

چرا که اگر در ده کوره ای گوسفندی پیدا نشود، بزغاله ی موجود به لقب پرافتخار ” عبدالکریم خان” مفتخر میشود.

رحمان کریمی طی نوشته ای به عبث خواسته است که بمناسبت فرار رسیدن انقلاب 22 بهمن 1357ثابت کند که بدست گرفتن رهبری این انقلاب حق مجاهدین وفدایی ها بوده واین حق ازآنها دزدیده شده وبرای دادن حقانیت به نظرات شلم شوربای خود سیری سطحی ودرحد بضاعت علمی ناتوانش ، درتاریخ تطورات ایران وجهان کرده ونوشته است :

” کاوه برخلاف تصور بسیاران یک کارگر ساده نبوده است. آهنگری تا به دوران سلاح‌های گرم رسیدن، به منزله معتبرترین کارگاه تأمین نیازهای حربی و غیر حربی نقش ایفا می‌کرده است. از سپر تا شمشیر و خنجر و نیزه و زوبین و نعل و رکاب و… می‌ساخته است. اگر بخواهیم در یک مطابقه با امروز بیان کنیم در حقیقت کارگاه آهنگری نقش کارخانه‌های بزرگ اسلحه‌سازی و دیگر نیازهای عمومی داشته است. و در حقیقت کاوه نمایندگی بورژوا ملی امروز را ایفا می کرده است “.

پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد

البته کاوه در زمانی زندگی نمیکرده که این کارگاه ( مانو فاکتور) او- بطریقی که دراروپا شد-  بتواند به کارخانه تبدیل شود تا بتوان نام صاحب این کارخانه را یک نماینده ی بورژوازی ملی دانست.

تجارب تاریخی پرشمار نشان داده که نیت وهدف عدالت خواهانه ی سران جنبش های اجتماعی درعهد قدیم ، تنها ازبار ” سوسیالیزم تخیلی” برخوردار بوده وچون تخیلی بوده اهداف اغلب مقدس رهبران نهضت ها را برآورد نساخت.

آقای کریمی بطور جسته وگریخته ای ازنظریه ی تئوری پردازان انقلاب آگاه است و ازنظر مثبت آنها نسبت به نقش مثبت ودرعین حال لرزان بورژوازی ملی چیزهایی میداند ولی ازاین موضوع مهم که درطول یکصد سال اخیر سیستم بورژوازی درایران بروز کرده وبه لحاظ تسلط استعمار هرگز نتوانسته نضجی بایسته گرفته وهمان نقشی را بازی کند که مثلا بورژوازی ملی غرب ایفا کرده ، چیزی نمیداند و البته لازم هم نیست بداند و دانستن چیزهایی برای او مهم است که درخدمت توجیه دستگاه حقیر ودرعین حال فرعونی رجوی باشد!

مجاهدین دستبوس اسرائیل روزگاری در اردوگاههای فلسطین آموزش میدیدند

درادامه :

” حکومت فعلی نتیجه یک توطئه ضد مردمی در گوادلوپ بود و نه اینکه بی‌مقدمه، انقلاب را از دست انقلابیون واقعی چون مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق در ربود و بر مسند نشست. او سر آغاز یک استراتژی گمراه کننده مردم و بس شوم برای ملل مسلمان بود. بحث در این باره مفصل است و در این نوشتار محدود، جای آن نیست”.

حکومت بوجود آمده در درجه ی اول حاصل تناسب قوای موجود درایران بود وبقیه ی مسائل فرع برقضیه است.

مجاهدین وفدایی ها تنها درمیان اقشار دانشجویی ودانش آموزی حضور نسبتا چشمگیری داشتند که این اقشار هنوز تعیین تکلیف نشده ازنظر طبقاتی، هرگز نمیتوانند درهیچ کشوری بقدرت برسند.

رهبران این دو جریان چریکی عمدتا توسط ساواک قلع وقمع شده بودند و رهبران درجه دوم آنها هم که اززندان آزاد شده بودند، قادر به ایفای نقشی نبودند که رهبران اصلی وآنهم با شرط داشتن پایگاه وسیع اجتماعی ، بودند.

شما ها بجای ستیز با واقعیات که این ستیز وعناد گری سودی برایتان نداشته وندارد ، بهتر است قبول کنید که بدون توجه به خوب وبد بودن نتیجه ی انقلاب بهمن 1357، کسانی میتوانستند به حاکمیت برسند که رسیدند.

آیا سازمان مجاهدین فعلی سرموضع است؟

درادامه :  

“زمان بی‌کار نمی نشیند. برای هر تز، آنتی‌تز وجود دارد. قهرمانی چون مسعود رجوی را در میدان نبرد اهورا با اهریمن آماده مقابله تمام و کمال دارد. مسعود قهرمان تا به امروز فرمانده و چاووش خوان آزادی و آزادیخواهان می‌شود”.

درست است که زمان بیکار نمی نشیند اما اگر حکومت مستقر خوب نیست، طبعا طبق نظریه ی تز وآنتی تز شما، اگر قرار باشد جانشینی برای او لحاظ گردد، این جانشین مسعود رجوی مرتجع وضد بشر نیست.

بعبارت دیگر، اگر ” تز” نامناسب است ، ” آنتی تز” باید مطلوب ومناسب باشد وازاین رو ، رجوی که به مال وجان وناموس همرزمانش تجاوز کرده وحقی برای آنها قایل نیست ، ” آنتی تز ” ی نیست تا شما به خوانندگان نوشته ی خود قالب کنید!

مجددا :

” مسعود ضد دیکتاتورهاست. این رهبر سترگ و خستگی و خلل ناپذیر، پرچم عزم و رزم را در صحنه ملی و بین‌المللی بدست صالح‌ترین و شایسته ترینی چون مریم قهرمان سپرد. این کار از یک دیکتاتور برنمی آید مگر از یک رهبر آزادیخواه و در اندیشه رهایی ملت در بندش “.

شرم آور نیست خواننده ی محترم؟

مسعود رجوی وضد دیکتاتور بودن؟

آیا برقراری جشن طلاق اجباری وازهم پاشاندن اساس خانواده های مجاهدین ، تعرض همه جانبه به تمامی حقوق انسانی وسلب مالکیت کامل از آنها ، ورود به جنگ علیه میهن وکشته واسیر نمودن سربازان وطن ، جاسوسی همه جانبه برعلیه منافع ملی کشور ، دعوت مکرر از سلطه گر اعظمی بنام هیئت حاکمه ی آمریکا که تروریزم اقتصادی برعلیه ما ایرانی ها را تشدید کند، استحاله ی سازمان مجاهدین مربوط  و متعلق به سران جانباخته و پیروان اصیل آنها که استقلال کشورشان را به هر قیمتی پاس میداشتند و و و ، ازنشانه های ضد دیکتاتوری است یا عکس قضیه درست است؟!

به مریم که میرسیم ، تنها به یک شرط تعریفات آقا رحمان را درمورد او قبول میکنم وآن موقعی است که قبول کنم که مسعود کارهایی را که بطوراجمالی انجامش را به او نسبت دادم تایید کرده وسهمی درجنایات او داشته باشم!

صابر  تبریزی

خر داغ میکنند آقای رحمان کریمی!ا

ضد دیکتاتور شدن رجوی وطن فروش

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کردکشی-مجاهدین-خلق/

کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی

کردکشی مجاهدین خلق صابر تبریزی، ایران اینترلینک، بیستم آوریل 2021:…  مهمتر آنست که او ابدا اشاره ای به این موضوع که جنگ بین کردها که روانه ی بغداد بقصد تصرف آنجا وبرانداختن حکومت صدام بودند و لشکریان رجوی در حوالی کمپ اشرف جلوی آنها را گرفته وطی جنگی شدید که همراه با کشتار مردم روستاهای کرد بود  وآنهم با مدرنترین سلاح های تحویل گرفته ازصدام ، مانع سقوط بغداد  وصدام شدند ، نکرده ومسئله  را چنانکه روال دائمی کار باند رجوی است ، وارونه نشان داده است. کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی 

رژه نظامی مجاهدین خلق و کشتار اکراد عراقرژه نظامی مجاهدین خلق و کشتار اکراد عراق

کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی

کاری که این مرید رجوی کرده ، وارونه نشان دادن کرد کشی توسط مجاهدین است!

26/01/1400

از گفتار طولانی این آقا سیف اینطور بر میآید که  همزمان با کردکشی مجاهدین درعملیات مروارید ، راه را درنوار مرزی ایران گم کرده وبه اسارت آنها درداخل کردستان عراق درآمده است.

البته جنبه ی مهم قضیه این نیست.

مهمتر آنست که او ابدا اشاره ای به این موضوع که جنگ بین کردها که روانه ی بغداد بقصد تصرف آنجا وبرانداختن حکومت صدام بودند و لشکریان رجوی در حوالی کمپ اشرف جلوی آنها را گرفته وطی جنگی شدید که همراه با کشتار مردم روستاهای کرد بود  وآنهم با مدرنترین سلاح های تحویل گرفته ازصدام ، مانع سقوط بغداد  وصدام شدند ، نکرده ومسئله  را چنانکه روال دائمی کار باند رجوی است ، وارونه نشان داده است.

از نوشته ی 9 صفحه ای این مرید رجوی بخوانیم :

” از خواب که بیدار شدم همه‌جا تاریک بود. به‌حساب اینکه به سمت شرق حرکت می‌کنم مسیری را در پیش گرفتم. چند ساعت بعد با شنیدن صدای چند نفر متوقف شدم … لحظاتی بعد متوجه شدم بجای اینکه به سمت ایران بروم به سمت یکان‌های مجاهدین حرکت کرده‌ام. به مسیرم ادامه دادم و به چند قدمی مجاهدین که در حال نظافت زرهی‌هایشان بودند رسیدم. یکی از آن‌ها که تازه متوجه من شده بود با تعجب گفت تو اینجا چکار می‌کنی؟ تو هم جزء این دیروزی‌ها هستی؟ گفتم آره…و گفت شانس آوردی که اسیر مجاهدین شدی. چون رهبری ما به ما گفته هرکس که اسیر شما می‌شود میهمان من است!! از طرفی احساس آرامش و امنیت کردم و به خودم گفتم چنین رهبری باید خیلی انسان والایی باشد که به نیروهایش فرمان می‌دهد که با اسیران جنگی این برخورد انسانی را داشته باشند!!”

بعد ازاینکه مدتی ماندی چه شد؟ آیا بازهم همان رفتارهای خوب ساختگی را تجربه کردی و یا آنطور که میدانیم شستشوی مغزی ات کرد ه و ازحق داشتن کمترین آزادی بی بهره شدی؟

کردکشی مجاهدین خلق

کردکشی مجاهدین خلق

عملا اینطور شد که من گفتم وتو اگر شستشوی مغزی نشده ای ، باید ازنظر اولیه ات که رجوی انسان والایی است ونه یک حقه باز بزرگ، برگشته باشی که نوشته ی طولانی ات نشان میدهد که توفیقی درکارت که آرزوی انسانی من تحقق آن بود، پیدا نکردی.

ضمنا ، تو عمدا یا سهوا باین مسئله توجه نداری که رجوی بدنبال ازدست دادن هزاران نیروی خود در عملیات  فروغ جاویدان بی فروغ ، چاره ای جز خوب پذیرایی کردن ازامثال تو وپرکردن خلاء وحشتناک نیرو نبود و وزمانی که موفقیتی کم وبیش دراین خیانت کاری هایش بدست آورد، چهره ی واقعی خود را در برده وفسیل کردن شما بنمایش گذاشت!

بازهم :

” آن روزها ایام ماه مبارک رمضان بود… ابتدا صدای گاری از داخل راهرو شنیده شد و لحظاتی بعد درب اتاق باز شد و چند سینی پر از غذا به ما دادند و گفتند بیایید سحری آورده‌ایم. با تعجب غذاها را همراه دسر و میوه تحویل گرفتیم و از این نحوه تنظیم مجاهدین مات و مبهوت مانده بودیم. با خودم می‌گفتم بالاخره آن شکنجه و گوش بریدن و چشم درآوردن را باور کنیم یا این برخورد گرم و این رسیدگی‌ها را؟!!”

سیاست شلاق وشیرینی که نام دیگرش چماق وهویج است ، درست همین است!

اسرای جنگی دیگر هم این حرف را زده اند ولی آن دسته که رهایی یافتند، درمصاحبه های خود بالاتفاق اظهار نموده اند که مدتی بعد از حضور درمناسبات رجوی وزمانی که تمام پل ها پشست سر این قربانی ها خراب میشد ، حسرت به دل میشدند تا تکه ای گوشت درست وحسابی در غذاهایشان ببینند.

شما شبیه آخرین لحظات یک گوسفند قربانی با محبت و احترام آب و … دریافت میکردید ولی بعد چی؟

این گوسفندان بعد از خوردن آب و نوازش شدن، سرشان بریده میشد.

آیا شما درمتون تاریخی نخوانده اید که به یک محکوم اعدام چلوکباب وقلیان داده میشد ووعده ی معافیت از مجازات باوداده وسپس به دار آویخته میشد یا سرش رامیبریدند.

کاری که عینا باشما ها کردند!

سپس :

“چندی بعد صلیب به دیدار ما آمد. گفت مشکلی ندارید گفتیم نه همه‌چیز حل است. یک نفر از ما که حسین شهبازی نام داشت گفت: تعدادی کتاب انگلیسی برای یادگیری زبان می‌خواهم. در ملاقات بعدی داده شد. مجموعه این مناسبات باعث شد که ما رفته‌رفته پی ببریم که در مورد مجاهدین تا کجا به ما دروغ گفته شده و ماهیت واقعی مجاهدین ۱۸۰درجه عکس آن چیزی است که به خورد ما داده ‌شده بود. روزبه‌روز احساس نزدیکی بیشتری به مجاهدین می‌کردیم “.

ازاظهارات صدها جدا شده چنین برمیآید که وقتی رجوی میخ قدرتش را با شستشوی مغزی دادن شما ها در زمین محکم کرد ، دستور به جمع آوری کتاب ها داد ومخصوصا کتاب های مفیدی مانند ” اقتصاد بزبان ساده ” نایاب شد و جزو کتاب های ضاله ای گردید که دسترسی بدانها غیر ممکن شد.

حالا چطور؟

آیا کتاب های لازم را میتوانید دریافت کنید و قادر به حرف زدن با خانواده های خود درمحیطی بدون کنترل وخالی ازاغیار هستید؟

مطمئنا وضعیت نهائی همان شد که دوراندیشان  وطن قبل از پیوستن به فرقه ی رجوی ادعا داشتند.

همینطور :

” وقتی اولین بار سخنرانی برادر مسعود با عنوان چه باید کرد؟ را شنیدم تازه متوجه شدم که مجاهدین چقدر مظلوم واقع شده‌اند. تا قبل از آن فکر می‌کردم که مجاهدین برای به دست آوردن قدرت با این رژیم می‌جنگند ولی در آن سخنرانی فهمیدم که مجاهدین چقدر در مقابل مزدوران چماق‌دار متانت و بردباری و سعه‌ صدر به‌خرج داده‌اند… “.

درست همان بوده وهست که قبلا میدانستید!

یعنی رهبری مجاهدین درد دیگری غیر از کسب قدرت انحصاری درایران نداشتند.

قدرتی که رجوی درایران نتوانست صاحبش شود و ناچار به عراق وآلبانی قناعت کرد وازاربابان گلایه دارد که چرا نمیتوانند کمک کنند قدرتی داشته باشد که ازابتدای انقلاب برایش له له میزد!

مجددا :

” نهایتا تصمیم خود را علنی کرده و تقاضای پیوستن کردم. آن مجاهد که از تصمیم من برانگیخته‌شده بود ضمن تبریک، گفت: «این تصمیم‌گیری و انتخاب تو مبارک است ولی بدان که مبارزه سخت است. بهتر است بروی خوب فکرهای خودت را بکنی و عجولانه تصمیم‌گیری نکنی. ضمن اینکه تو مجبور نیستی حتماً به مجاهدین بپیوندی، می‌توانی به داخل بروی زندگی‌ات را بکنی و همین حقیقتی را هم که از مجاهدین دیدی به دوستان و آشنایانت بگویی “.

هرگز کسی جرات نمیکرد بتو بگوید که میتوانی دوباره به خانه وزندگی ات برگردی واحیانا اگر کسی قهرمانی کرده واین حرف را مطرح کرده ، فورا به مزدوری و … متهم میشد واگر شانس  خارق العاده داشت در جلسات جمعی تف به رویش انداخته نمیشد وزندانی نمیگردید.

ما سراغی ازچنین فردی که شانس فوق العاده ای داشته باشد وبا اعلام قصد جدایی ، هزینه های سختی را تحمل نکرده وتف باران  ومشت باران نگردد ، نداریم!

وایضا :

” همان‌جا فهمیدم که مجاهدین دنبال سیاهی‌لشکر و جمع‌کردن نیرو نیستند “.

کمتر دروغ بگو پسر!

دراین بین،  چیزی جز جمع کردن سیاهی لشکر وبخط کردن آنها دربرابر مریم ومسعود و روسپیان سیاسی که ازاین لشکر سان دیده و یک کلاغ وچهل کلاغ کرده ومریم ( دراصل عربستان ) را بدوشند  وبرای خود یک وجهه ی سیاسی بتراشند، نمیخواهند!

صابر  تبریزی

کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی 

ايران اينترلينک خواستار محاکمه مسعود رجوی رهبر مجاهدين شد (لندن 2005) 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سالگرد-کشتار-اکراد-عراقی-توسط-سازمان-م/

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین محمد کرمی، وبلاگ عیاران، چهارم آوریل 2020:… مسعود رجوی چنین بیان کرد: ” حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است” . سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

پیام نوروزی مریم عضدانلو رجویبی بی سی: مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

این مقاله را سال هاقبل نوشتم . که به مناسب بسالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین است . میز گردی سه سال قبل به همراه تعداد ی از دوستان در رابطه با مسله کرد کشی و مستند های هم در فیلم ضمیمه می باشد.این مصاحبه سند زنده ای است از جنایتی که مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو انجام داده است

محمد کرمی فعال حقوق بشر پاریس

آقای محمد کرمی

من مسول تاسیسات ستاد قرارگاه اشرف بودم ،در آن زمان که مسئول قرارگاه خانم ثریا شهری ( طاهره ) بود در بحبوحه جنگ و بمباران ها من مشغول انتقال وسا ئل تاسیساتی از قرارگاه حنیف به قرارگاه اشرف بودم . یک روز به عید نوروز مانده بود که من ساعت ۰۱ از ماموریت برگشتم که در درب وردی قرارگاه یک یاداشت از ثریا شهری به من داده شد . مستقیم به اتاق کار وی مراجعه کردم به من ماموریت جدید را ابلاغ کرد که فردا ساعت ۰۶ در جلو درب قرارگاه آماده حرکت باشم صبح که در سر قرارآماده شدم دیدم که بجز ما یاسر (مسئول مالی سازمان در آن زمان ) هم با ما می اید . برای اولین بار بود که من نام فیلق دوم ( سپاه دوم ارتش صدام ) را می شنیدم بالاخره با اکیپ حرکت کردیم وبعد از یک ساعت به مقصد رسیدیم . در ان محل من بچه های نیرو هوائی را دیدم که همه را می شناختم که این افراد عبارت بودند از : رحیم با طبی فرمانده نیرو هوائی – وجیهه کربلائی – احمد طبائی – فاطمه علیزاده – منصوره رضائی – مژگان زمانی – انسیه گلدوست – گلناز تمیزی – که این خانم ها تازه داشتند دوره آموزش خلبانی هلی کوپتر را طی میکردند .آقایان خلبان عبارت بودند از : فرید ماهوتی – امیربهمن بهادری – مسعود فرشچی – بهمن عظیمی – محمد اکبریان – جمشید کارگر- هادی لاری – علیرضا معصومی – امیر حسین افضل نیا – سعید زرگر – وحید دولت شاهی – سعید واجد – نفرات مهندسی : محمد صادقی – اسماعیل مختار بورانی – احمد مندی – جعفر تهرانی – حبیب همتی – عبدالاحد دهداری – علیرضا خوشنویس .

پس از دو روز به ما گفته شد که باید این ساختمان ها تخلیه شود و این جا تبد یل به ستاد مرکزی میشود که کار من شروع شد . یکی دوروز بعد تیپ حفا ظتی مسعود و مریم به همراه انها در آنجا مستقر شدند که بیش از چهل دستگاه خودروکه بعضا مجهز به سلاح های ضد هوائی دو لول و چهار لول و موشک های زمین به هوا بود . (در حالی این ستون نظامی در جاده ها به حرکت در می آمد که به دلیل نبودن سوخت در آن زمان بندرت خودرو د رجاده ها دیده میشود . ) تمامی ستاد های ارتش در عرض دو روز همه به فیلق دوم گسیل شدند که سگ صاحب خودش را نمی -شناخت . جاده های کنار فیلق تبدیل یک دژ عظیم شده بود که انواع تانکها و نفربر های متفاوت بود با انواع توپ های ۱۳۰ میلیمتری و ۱۵۵میلیمتری کاتیوشاها و یکسری از نفربر ها هم روی انها سلاح های۲۳میلیمتری و بعضا دو دستگاه مینی کاتیوشا و یکسری هم خمپاره طراحی و نصب شده بود . تا چشم کار میکرد دریای از فولاد سرد و بی روح و در این میان تعدادی از افراد در میان این دریای سرد و بی روح ول می خوردن و بعضی هم از فرط خستگی خوابیده بودند .

چند روز بعد که به بیرون فیلق امدم خبری از ان دریای فولاد نبود انها به سمت منطقه آق داق صغیرو آق داق کبیر برای ……….رفته بودند .

مقر فرماندهی مسعود و مریم در وسط فیلق بود و مقر فرماندهی طه ها یاسین رمضان و فرمانده نیروهوائی عراق ۵۰۰متر بالاتر از مقر مسعود بود . یک روز قبل از شروع عملیات مروارید ۱ طه ها یاسین رمضان دو بار به ملاقات مسعود به ستاد فرماندهی امد ویک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . ودر روز عملیات هم طه هایاسین رمضان در ستاد فرماندهی مسعود مستقر بود تا عملیات تمام شد . نکته که خیلی برای من جالب بود این بود که طه ها یاسین رمضان معاون اول صدام حسین بود او وقتی که برای ملاقات به نزد مسعود می امد با چهار یا پنج محافظ و ماکزیمم با دو اتومبیل می آمد . اما وقتی که مسعود برای ملاقات نزد او می رفت با حداقل ده خودرو می رفت و ان هم مسلح دوره زمانه عکس شده بود . در روز های معمول هر سه چهار روز یک بار ملاقات هم می رفتتند در عملیات مروارید ۲ هم یک بار طه ها یاسین رمضان به ملاقات مسعود امد و یک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . در هر دو این عملیات ها پرواز هلی کوپترها به دست خلبان های سازمان بود که انها را به پرواز در می اوردند یعنی همان اقایانی که در بالا از انها نام بردم و انها تا مدت ها پس از عملیات ها از شاهکارها ویا رجو یکارهای خود تعریف می کردند که چگونه افراد کرد را با تیربار یا راکت می زدند . به نمونه های از تعاریف نفرات که از عمل کرد خود تعریف می کردند توجه کنید . محمد اکبریا ن میگفت این راکت های راکه شلیک می کنیم اینها اغشته به سیانور است وقتی که ترکش ان به فردی اصابت کند اورا می کشد یا اینکه در روی روستا که پرواز می کردند چند تن از کرد های پاسدار نما را در جائی گیر اوردیم که دیگر نمی توانستند فرار کنند با تیر بار کارشان را تمام کردیم . سعید واجد از این شیرین کاریها خیلی زیاد داشته که هر از گاهی تعریف می کرد که چطور کردها را درو می کرده است و اکثر بچه های پذیرش هم که سعید مسئول انها بوده شاهد تعاریف وشاهکارهای او هستند . وحید دولت شاهی علی رغم اینکه خودش کرد است اما به شد ت ضد کرد است از قتل عامی که از کردها کرده بود با افتخار تعریف می کرد . یا اینکه توپ ۱۳۰ میلیمتری را با نفربر به بالای تپه های مسلط به روستا بردند و کردهای که در مسجد سنگر گرفته بودند را زدند . یا اینکه مینی بوسی که کرد های مسلح را داشت در منطقه طوز جابجا می کرد در زیر درخت با ۲۳ میلیمتری زده بودند وقتی که بالای سر اجساد رفته بودند می گفت انگار نفرات را با اره دو قطعه کرده اند . یا وقتی که در روستای خرمال از خانه ای به سمت انها شلیک شده بود با تانک ان خانه را زده بودند . در روستای طوز یکی از مسئولین یکتی به یکی از فرماندهان مجاهدین مراجعه می کند و میگوید برای مذاکره امده است که صحبت کند و اجازه عبور بگیرد که از این منطقه عبور کنند انها با مجاهدین کاری ندارند می گوید باشد به ایست بروم به مسئولم بگویم و جواب بیاورم که می اید به توپچی تانک می گوید ان فردی که کنار دیوار ایستاده را نشانه بگیر و شلیک کن و فرد مذبور هم فرمان را اجرا می کند . از این شاهکارها زیاد بود و نقل نبات محفل ها شده بودکه دستور تشکیلاتی دادند که دیگر در این رابطه ها صحبت نشود .

در همان ایام تلویزیون سیمای حقارت تا مدت ها از شاهکارهای هلیکوپترها در آن درگیری ها که دارند شلیک می کنند ویا با نفربر از روی اجساد عبور کرده و….. را نشان می داد و بعد به خاطر واکنش های منفی در بیرون از مناسبات و در مناسبات انها را دیگر پخش نکرد .

اما از همه مهمتر و شیرین تر سخنان خود مسعود خان در پیش ارباب است که در باره این خوش خدمتی ها و بظل و بخشش خون رشیدترین فرزندان ایران زمین که به خاطر حفظ ارباب ریخته شده است را بشنویم ( پیشنهاد م این است که یک بار این قسمت از فیلم را حتما ببینید .)

نقل از مسعود رجوی است که در این ملاقات رجوی – ابریشم چی – داوری هستند و نفر مخاطب سپهبد طاهر حبوش است :

( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . )

هم وطنان عزیز : برای این فرقه فقط ارباب عوض شده است اتفاقا این یکی ها خیلی بهتر از ان قبلی ها است اینها غرب گرا هستند و مدرن زبان هم را بهتر می فهمند به خصوص به لحاظ مالی و…..

لینک به منبع

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

***

همچنین: