ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق

منصور براهویی ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلقمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و چهارم آوریل 2021:… یکی از ضوابط ورزش کردن دو نفره بود! فرماندهان فرقه رجوی بعد از اینکه تعداد زیادی از افراد فرار کردند و خودشان را به تیپ آمریکایها رساندند از ترس و وحشت برای جلوگیری از فرار افراد به تیپ آمریکایی‌ها که در اشرف مستقر بودند به بهانه های مختلف ضوابط ورزش فردی ممنوع  را به افراد ابلاغ کردند تا نفرات نتوانند فرار کنند و خودشان را از جهنمی که رجوی برایشان ساخته بود نجات دهند. یکی دیگر از ضوابط این بود که افراد بدون اجازه فرمانده قرارگاه حق خارج شدن از مقر را نداشتند . ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق 

برده داری در آلبانی - منصور براهوییبرده داری در آلبانی – منصور براهویی تحت فشار فرقه مافیایی رجوی – از متهم کردن بی بی سی به مزدوری برای حکومت ایران تا متهم شدن به مزدوری برای حکومت ایران

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 23.04.2021

فرقه رجوی از ترس و وحشت برای اینکه ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق افراد با هم رابطه نداشته باشند هربار به بهانه های مختلف ضوابط تعیین می کرد تا ازاین طریق جلو نفرات را بگیرد که نتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و از این طریق کنترل کامل افراد را بدست بگیرند.

در اینجا می خواهم به چند نمونه از این ضوابط جنایتکارانه فرقه رجوی اشاره مختصری بکنم.

یکی از ضوابط ورزش کردن دو نفره بود!

فرماندهان فرقه رجوی بعد از اینکه تعداد زیادی از افراد فرار کردند و خودشان را به تیپ آمریکایها رساندند از ترس و وحشت برای جلوگیری از فرار افراد به تیپ آمریکایی‌ها که در اشرف مستقر بودند به بهانه های مختلف ضوابط ورزش فردی ممنوع  را به افراد ابلاغ کردند تا نفرات نتوانند فرار کنند و خودشان را از جهنمی که رجوی برایشان ساخته بود نجات دهند.

یکی دیگر از ضوابط این بود که افراد بدون اجازه فرمانده قرارگاه حق خارج شدن از مقر را نداشتند درحالیکه فرماندهان مجاز بودند به هر کجا که دلشان می خواست تردد کنند اما افراد رده پایین حق و اجازه خروج را نداشتند و در محوطه محدود که فرماندهان فرقه رجوی برای آنها مشخص کرده بودند در زمانهایکه خودشان مشخص و بصلاح خودشان بود به افراد اجازه می‌دادند که تردد کنند.

برده داری در آلبانی – منصور براهویی : پس از سی سال خدمت به رجوی گرسنه در غار میخوابیدم

یکی دیگر از ضوابط جنایتکارانه فرقه رجوی تحت پوشش ضابطه اجازه ندادن به افراد برای مراجعه به دکترهای متخصص عراقی بود که دولت عراق در کمپ لیبرتی برای درمان بیماران گذاشته بود فرقه رجوی بدلیل اجازه ندادن به افراد که نزده دکترهای عراقی بروند باعث مرگ افراد زیادی شد و با فریب کاری مدعی شده بود که دولت عراق اجازه دسترسی بیماران را برای درمان نمی دهد!  که تماماً دورغ بود.

هر کسی که در لیبرتی و اشرف جانش را از دست داد باعث مرگش خود فرقه رجوی بوده و هست.

چراکه من که خودم شاهد بودم که دکترهای عراقی چقدر انسانهای با شرفی بودند و با برخوردهای بسیار محترمانه و دلسوزانه با افراد که بیماربودند برخورد می کردند ولی فرقه رجوی سعی می کرد  که با دورغ و فریبکاری واقعیت ها را بپوشاند و مرگ افرادی که بیمار بودند که خود فرقه رجوی باعث مرگشان شده بود به گردن دولت عراق و دکترهای عراقی بیندازند در حالی که دولت عراق بهترین دکترهای متخصص را در اشرف و لیبرتی برای درمان مجاهدین گذاشته بود ولی فرقه رجوی که در فریبکاری لنگه ندارد انعکاس منفی می داد تا سواستفاده های سیاسی از مرگ افراد بی گناهی که خود فرقه رجوی باعث مرگشان شده بود؛ ببردو مرگ بیماران را بگردن دولت و دکترهای متخصص عراقی بیندازد.

ببینید که این جنایتکاران برای به قدرت رسیدن و حمایت سیاسی دست به چه جنایت ضد بشری می زنند!

مرگ مشکوک منصور کوفه ای و علی سالاری از جمله این جنایت‌ها ی این فرقه رجوی است.

رجوی و همسرش مریم خانم بارها در نشستها و پیام های که ارسال می کردند می گفتند برای رسیدن هدف؛ بردن مریم به تهران ( به قدرت رسیدن رجوی) شما باید بیشتر و بیشتر قیمت بدهید و از جان و زندگی و خانواده خودتان بزنید تا مریم  بشود رییس‌جمهور! اگر شما قیمت ندهید بدرد چه میخورید. و علنا می گفت تنها رسالت و ارزش شما فدا شدن در این راه است که در این صورت رستگار می شوید.

این ماهیت واقعی رجوی و مریم رجوی بوده و هست و تا همه افراد را بکشتن ندهند دست از این جنایت ضد بشری خودشان بر نخواهند داشت.

لینک به منبع

خنجری به نام پول برای سرکوب اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/آقازاده-های-فرقه-رجوی/

آقازاده های فرقه رجوی

اشرف ابریشمچی آقازاده های فرقه رجویمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم مارس 2021:… مریم و مسعود رجوی که هر کدامشان یک بچه داشتند، آنها غذایشان ویژه بود، در بهترین خانه ها با بهترین امکانات زندگی می کردند. همچنین فرزندان مسولین بالای سازمان از جمله عباس داوری با اسم مستعار رحمان، احمد واقف و سایر مسولین بالای فرقه رجوی در خانه های شیک و با بهترین امکانات زندگی می کردند و بهترین ماشین هارادر اختیار داشتند. اما طرف دیگر اسیران جنگی من و دوستانم بودیم که از هیچ حقی برخوردار که نبوده و از هیچ امکاناتی هم برخوردار نبودیم و حتی حق بیان کردن حقایق را نیز از ما گرفته بودند این در حالی بود که فرقه رجوی در برنامه دوازده ماده ای خود جهت ژست سیاسی و فریب افکار عمومی مدعی آزادی بیان برای همگان شده بود؛ ما این را بعینه  در عمل دیدیم و با گوشت وپوست لمس کردیم که همه چیز هایی که فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی و مریم رجوی مدعی آن بودند  مزخرفاتی بیش نبودند. آقازاده های فرقه رجوی 

آقازاده های فرقه رجویفرزندان مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو

آقازاده های فرقه رجوی 

امکانات و پول در فرقه رجوی برای آقازاده ها

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی  ـ 14.03.2021

باسلام به دوستان گرامی؛.

من منصور براهویی هستم که اخیراً جدایی رسمی خودم را از فرقه رجوی اعلام نموده ام.

می خواهم به یکی دیگر از جنایت‌های فرقه رجوی جهت آگاهی شما دوستان گرامی اشاره مختصری کرده و آنچه در طول این سی سال مشاهده نموده ام را به عرض شما دوستان عزیز برسانم.

فرقه رجوی با فریبکاری در برنامه دوازده ماده ای شورای ملی ضد مردمی خود مدعی حقوق و برابری زن و مرد شده است! چیزیکه با آنچه من در طول مدت سی سال از نزدیک مشاهده کردم هیچ واقعیتی که ندارد هیچ همه این حرفها دروغی بیش نیست چراکه من که خودم از نزدیک شاهد نابرابر های زیادی در فرقه رجوی بودم هیچ وقت حقوق برابر در تشکیلات فرقه رجوی ندیده ام و هر چه مشاهده کردم نابرابر ی مطلق در فرقه رجوی بود وبس.

مریم و مسعود رجوی که هر کدامشان یک بچه داشتند، آنها غذایشان ویژه بود، در بهترین خانه ها با بهترین امکانات زندگی می کردند. همچنین فرزندان مسولین بالای سازمان از جمله عباس داوری با اسم مستعار رحمان، احمد واقف و سایر مسولین بالای فرقه رجوی در خانه های شیک و با بهترین امکانات زندگی می کردند و بهترین ماشین هارادر اختیار داشتند.

اما طرف دیگر اسیران جنگی من و دوستانم بودیم که از هیچ حقی برخوردار که نبوده و از هیچ امکاناتی هم برخوردار نبودیم و حتی حق بیان کردن حقایق را نیز از ما گرفته بودند این در حالی بود که فرقه رجوی در برنامه دوازده ماده ای خود جهت ژست سیاسی و فریب افکار عمومی مدعی آزادی بیان برای همگان شده بود؛ ما این را بعینه  در عمل دیدیم و با گوشت وپوست لمس کردیم که همه چیز هایی که فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی و مریم رجوی مدعی آن بودند  مزخرفاتی بیش نبودند.

زمانیکه آقازاده‌های خودشان از فرقه جداشدند در همین کشور آلبانی همه امکانات و پول در اختیاراین آقازاده‌های خودشان قرار دادند و بعد هم آنها را به کشورهای اروپایی منتقل کردند و آنجا هم امکانات و پول بی حساب و کتاب(فراوان)سهم این آقازاده‌ها بود. همه مسایل آنها را حل و فصل کردند.

اما فرقه رجوی که در نوشتار مدعی حقوق برابر و برابری و حق مساوی برای همه  شده بود برای ما نه تنها کاری انجام نداد بلکه با توطئه و فریبکاری رابطه کمیساریا و رمسا را برای همیشه با ما قطع کردند! و بعد سر کرده فرقه مسعود رجوی و مریم رجوی پیام تبریک هم دادند و جشن هم گرفتند!

بله باند رجوی که با ما بپاس اینکه سی سال از عمر مان را برای خدمت به این فرقه جنایتکار از دست دادیم چنین کرد؛ مدعی آزادی بیان و حقوق برابر هم هستند!!!

باید بگویم که شما جنایتکاران هیچ وقت به حاکمیت نخواهید رسید.

برنامه ده ماده ای تان بدرد عمه تان می خورد چون  الان طرف حساب شما جنایتکاران، ما اسیران جنگی هستیم که خواب را ازچشم شما خواهیم گرفت. شما دیگر قادر نیستید مردم ایران را فریب بدهید.

تف برشما بی شرفهای کثافت که در حق ما اسیران جنگی چنین کردید.

وشماهموطنان و دوستان گرامی خارج کشور اگر تا الان شناختی از جنایت‌های فرقه رجوی نداشتید و فریب مزخرفات مریم رجوی را خوردید بعنوان  کسی که 30سال از نزدیک شاهد ترفندها و جنایت‌های این فرقه بودم، از شما میخواهم که این  فرقه جنایتکار و ضد بشر را بیشتر بشناسید و پول و امکانات خودتان را که با زحمت بدست می آورید به این فرقه بدنام ندهید.

لینک به منبع

آقازاده های فرقه رجوی

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق 

***

مصطفی رجوی، آقازاده های فرقه رجویزندگی اشرافی تحصیلی پسر مسعود رجوی در نروژ ، جوانان کمپ اشرف و آلبانی محروم از تحصیلات

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/شیوه%e2%80%8cهای-کنترل-و-سرکوب-در-فرقه-مجاهدی/

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق (1)

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلقمنصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، نوزدهم فوریه 2021 :…  من به فرمانده ام گفتم چرا زور می گوید فرمانده ام به من گفت خفه شو میزنم دهنت را خرد می کنم من به فرماندهام گفتم باشه من از خوردن شام منصرف شدم میروم و رفتم پیش فرمانده قرارگاه رفتم داخل اتاق و سلام کردم فرمانده قرارگاه که تازه عضو شورای فرقه رجوی شده بود بجای اینکه جواب سلام من را بدهد به من گفت سلام و کوفت ، سلام و زهره مار. امروز با علی سالاری چکار داشتی  بگو بینم باهم چه محفلی داشتید ؟ او به تو چه گفت تو به او چه گفتی ؟ من که تحت فشار روحی  قرار گرفته بودم و از حرفهای او داشتم دیوانه می شدم به او گفتم کدام محفل آیا سلام کردن و احوالپرسی آن هم بعد از یک سال با همشهریم جرم است؟ شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق 

رجوی و حقوق بشر - اعترافات اجباری اعترافات اجباری اسیر جنگی صدام و رجوی، رسول شخصی زاده

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق (1)

منصور براهویی ، تیرانا،  سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

من منصور براهوئی که اخیرا اعلام جدایی خود را از  فرقه جنایتکار و ضد انسانی رجوی اعلام کردم.  در این مقاله می خواهم مختصری در باره شیوه سر کوب افراد با شیوه عملیات جاری و غسل هفتگی را که خود من بارها مورد سرکوب و توهین قرار گرفته و توسط فرمانده های بالای فرقه رجوی کتک خوردم را برای آگاهی بخشی اجتماعی به اطلاع عموم برسانم .

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق

هدف فرقه رجوی از برگذاری این نشست‌ها این بود که از این طریق افرادی که مخالف فرقه رجوی هستند را شناسایی کنند و او را زیر نظر داشته باشند و از طرفی می خواستند بدانند که در درون افراد جه جیز های در طول شبانه روز می گذرد با چه کسانی در تشکیلات دوست است کجاها همدیگر را می بینند و در باره چه موضوعاتی با هم صحبت می کنند بعد طرفی که این رابطه ها را داشته است توسط فرمانده همان آف صدا می زنند و مورد سوال جواب قرار میدهند و بشدت افراد را سرکوب می کنند و هرچه حرف زشت از دهن کثیفشان در می آید به افرآدی که دوستش را بعد از مدتها دیده است می زنند و بعد از افرادی که مرتکب چنین رابطه ای بآ دوستش شده است از تعهد می گیرند و او را تهدید می کنند این موضوع فقط به رابطه داشتند با دوست نیست حتی با یک خانم و همشهری هم ممنوع بود بعد از تعهد یکی از فرماندهان  را صد می زنند و. به او ابلاغ می کنند که  او را زیر نظر داشته باشد و هر کاری می کند با چه کسانی رابطه دارد کجاها می رود در برنامه های جمعی شرکت می کند چه ساعتی غذا می خورد و چه ساعتی می رود بعد از غذا کجا می رود و چکار می کند نماز می خواند یا نمی خواند صبح موقع بیدار باش زود از خواب بیدار می شود یا دیر از خواب بیدار میشود بعد که از خواب بیدار شد چکار می کند در یک کلام همه کارهای او را چک می کند و بعد از خاموشی به فرمانده بالا گزارش می کند بعد تازه بعد از همه این کارها از فردی که با دوستش رابطه سلام و احوال پرسی داشته  خواسته می‌شود که برود فاکتهایش تو رابطه با دوستش را بنویسید و برای نشست فردا بیاورد .

این نشست فقط برای سرکوب کردن این فرد می با شد که با دوستش یا همشهریش یا با یک خانم در درون تشکیلات سلام و احوالپرسی داشته است بعد از فرد خواسته می شود که بیاید پست میکروفن و فاکتهایش را در جمع بخواند اگر فرد بگوید که فاکتی ندارم یک جمع پنجاه نفره و خیلی وقتها در نشست‌های بیرون از قرارگاه یک جمعیت 600 نفره با تحریک مسول نشت   می ریزند بسر نفر و هر فوش و توهینی به فرد می زنند و خیلی وقتها نفر را کتک هم می زنند بطوری که طرف مجبور می شود بگوید غلط کردم و گوه خوردم که من از این موارد خیلی زیاد در فرقه رجوی به چشم دیده‌ام و در این سالیان خون و دل خوردم. انقلاب ایدئولوژیک وسیله ای برای سر کوب کردن افراد به شیوه عملیات جاری و غسل هفتگی بود بگذارید چند مورد از همین برخوردهای ضد بشری که زمانی که در فرقه رجوی بودم بر سر من آوردن را برای عمو دوستان تشریح کنم و به عرض شما دوستان عزیز برسانم که این فرقه که دم از حقوق بشر و آزادی بیان و غیره می زند در این سالیان با ما که عمر جوانی و پدر و مادر و خواهر و برادرمان بخاطر فریبکاری های فرقه رجوی از دست دادیم  چه بلاها ی برسر ما آوردند خدمت دوستان برسانم تا ماهیت این فرقه رجوی برای شما دوستان عزیز روشن شود.

من بعد از یک سال  بطور ناگهانی یکی از همشهریهایم را در مسیرم در قرارگاه اشرف بنام علی سالاری دیدم و شروع به احوالپرسی با او کردم و بعد محل خودمان بر گشتم شب داشتم برای خوردن شام به سالن غذا خوری می رفتم که فرمانده ام مرا صدا زد و از من پرسید کجا میروی به او گفتم دارم میروم سالن غذا خوری شام بخورم چطور؟

فرمانده ام گفت شام نمی خواهد بروی فرمانده قرارگاه گفته است همین الان بروی اتاقش  من به فرمانده ام گفتم الان زمان شام است من بعد از شام می آیم فرمانده ام با عصبانیت به من گفت اینجا تو تعیین نمی کنی  هر چه من میگویم تو اطاعت می کنی من به فرمانده ام گفتم چرا حرف زور می زنی الان زمان شام است بعد از شام میروم فرمانده ام به با پرخاشگری گفت شام بی شام همین الان میروی من به فرمانده ام گفتم چرا زور می گوید فرمانده ام به من گفت خفه شو  میزنم دهنت را خرد می کنم من به فرماندهام گفتم باشه من از خوردن شام منصرف شدم میروم و رفتم پیش فرمانده قرارگاه رفتم داخل اتاق و سلام کردم فرمانده قرارگاه که تازه عضو شورای فرقه رجوی شده بود بجای اینکه جواب سلام من را بدهد به من گفت سلام و کوفت ، سلام و زهره مار امروز با علی سالاری چکار داشتی  بگو بینم باهم چه محفلی داشتید ؟ او به تو چه گفت تو به او چه گفتی ؟ من که تحت فشار روحی  قرار گرفته بودم و از حرفهای او داشتم دیوانه می شدم به او گفتم کدام محفل آیا سلام کردن و احوالپرسی آن هم بعد از یک سال با همشهریم جرم است؟

هرچه من قسم خوردم که من هیچ محفلی با همشهری ام نزدم کوتاه که نمی آمد هیچ به گفت تا تو بالا نیاوری که با هم چه حرفهای زدی من تا پنج صبح می شینم تا تو به من بگوی که با علی سالاری باهم سر چه موضوعاتی محفل زدی من هم به گفتم من صادقانه گفتم می خواهید قبول کنی یا نکنی فرمانده قرارگاه  گفت الان  ساعت  پنج صبح است من می خواهم بروم کار دارم تو می روی فا کتهایت را می نویسی ساعت چهار بعد ظهر  عملیات جاری تو و همه لایه ام جدید منظورش اسیران جنگی با من  است و من می دانم تو من که تحت فشار روحی قرار گرفته بودم می خواستم دست به خودکشی بزنم ولی این کار را نکردم و رفتم آسایشگاه و روی تختم دراز کشیدم از شدت خستگی خوابم برد یک مرتبه شنیدم که یک نفر دارد من را صدا می زند بلند شو الان زمان استراحت نیست که خوابیدی مگر اینجا خانه خاله ات هست که خوابیدی من که قادر نبودم بدلیل خستگی زیاد چشمها یم را باز کنم به گفتم من دیشب تا پنج صبح پیش فرمانده قرارگاه بودم تازه آمدم.

گرفتم خوابیدم او به من گفت به من چه که نخوابیدی من که بشدت تحت فشار قرار داشتم و از اینکه دیدم مرا دارند شکنجه روحی می کنند مجبور شدم که بیدار شوم وقتی که چشمهایم را بزور باز کردم  دیدم که فرمانده ام است او که خودش هم تحت فشار این برخوردها ی زشت فرقه رجوی. که با من می شود قرار داشت به من گفت من میدانم که تو دیشب تا پنج صبح بیدار بودی و تو را درک می کنم ولی اگر بیایند ببیند تو خوابیدی خودت بهتر میدانی که یقه من را می گیرند و پدر من را هم در می آورند   طفلکی راست می گفت من به فرمانده ام  گفتم باشه بخاطر تو هم که شده بیدار می شوم تو را درک میکنم خلاصه کنم ساعت چهار بعد ظهر شد من بون اینکه حتی یک فاکت بنویسم با این که می دانستم که زنکه فرقه رجوی با من چه خواهد کرد وارد. نشست عملیات جاری شدم و خودم را آماده جنگ با زنکه فرقه رجوی کردم بعد از نیم ساعت پیدایش شد و آمد بعد رو به من کرد و به من گفت بیا پشت میکروفن من رفتم پشت میکروفن از من پرسید فاکتهایت را نوشتی من هم گفتم که کدام فاکتها گفت فاکتهای محفلی که با همشهریت داشتی من به او گفتم که من با همشهریم هیچ محفلی نداشتم زنکه فرقه رجوی که دید اوضاع خراب است و زورش به من هم نمی رسد و جمع هم هیچ واکنشی از خودشان نشان نمی دهند و بد جوری بهش خورده با تر قندی از نشست خارج شد و رفت بیرون و بعد از بیست دقیقه برگشت و رو به جمع کرد و گفت که من الان برایم کاری پیش آمده باید بروم و به من گفت شانس آوردی ولی فردا ادامه دارد و رفت و گورش را کم کرد و دیگه هیچ وقت من را سر این موضوع صدا نزد که هیچ او را از آنجا به قرارگاه دیگه ای منتقل کردند.

ادامه دارد

لینک به منبع

شیوه‌های کنترل و سرکوب در فرقه مجاهدین خلق (1)

ضوابط کنترل نیرو در فرقه مجاهدین خلق

***

همچنین: