طبل توخالی شورای رجوی

طبل توخالی شورای رجوی

طبل توخالی شورای رجویادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، هشتم آوریل 2021:…  به شورایی ها بایستی گفت که بهتر است حضرات چشمانشان را باز کنند و سرشان را از آخور فرقه بیرون کنند و ببینند که آیا آب و خاک ایران و نیز فرهنگ و جوانان ایران برای رجوی ارزشی داشته؟ آیاشما از هم پاشاندن خانواده ها را در اردوگاه اشرف ندیدید؟ آیا طلاق های اجباری را ارزش فرهنگی می نامید؟ آیا کشوری به پهناوری ایران با فرهنگ کهنش به زیر پاهای ننگین صدام انداختن را دشمنی با ایران و ایرانی نمی پندارید؟ آیا سرکوبی منتفدین و تهدید به مرگ آنان را حتی در اروپا ارزش فرهنگی می نامید؟ آیا منع ملاقات پدران و مادران و فرزندان را با عزیزانشان ارزش می نامید؟  طبل توخالی شورای رجوی 

ادوارد ترمادو : طبل توخالی شورای رجویمجاهدین خلق از عراق تا آلبانی

طبل توخالی شورای رجوی

اجلاس شورای رجوی اینبارهم طبل توخالی!

وبلاگ ادوارد 06.04.2021

ادوارد ترمادو پارلمان اروپا

آقای ادوارد ترمادو

چندی پیش شورای دست ساز ناکارامد رجوی در پاریس جلسه مجازی تشکیل داد که گرداننده آن خانم مریم عضدانلو بود، رئوس جلسه را هم سایت تفرقه افکن نا همبستگی فرقه رجوی به نمایش گذاشت، تمام متن را خواندم اما چیز جدیدی در آن به چشم نمی خورد، تمامآ مشتی چرندیات تکراری که طی سالیان و چند دهه از سوی این فرقه و سران حقه بازش تکرار شده.

خانم رجوی اما طبق سنت دیرینه فرقه رجوی، مانند همسر غایب و چاچولبازش دست به تحلیل های آنچنانی زد که البته تنها برای تشکیلاتش قابل باور است آنهم برای در صدی از افراد مانند خودشان نه برای همه.

خانم رئیس جمهور مادام العمر شورای کذایی در ابتدا سال جدید ۱۴۰۰ را سالی تعیین کننده خواند و مدعی شد در این چند سال تحول مهم با تآثیرات سیاسی و اجتماعی در پیش است، البته به نوعی به نیروی از کار افتاده خود حالی میکند که تا چند سال از سرنگونی خبری نیست و بایستی با همین دروغ و دغلبازی در آلبانی اسیر بمانید.

در جایی دیگر ایشان چنین می گویند:

چهل سال پس از سی خرداد و مقاومت در برابر دیکتاتوری ولایت فقیه و ۱۲۰ هزار شهید حالا دیگر رآی هر ایرانی سرنگونی است،

 خانم رجوی می گوید که مردم یک جمهوری دمکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت می خواهند.


وصله کردن شورا به مبارزین راستینراه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در دشمنی با روش دکتر مصدق است


مجاهدین قرص ۱۲۰ هزار خورده اند، تمام تجمعاتشان را ۱۲۰ هزار اعلام می کنند و هنوز هم بعد از چهار دهه تعداد قربانیان خود را همان ۱۲۰ هزار اعلام می کنند، اما  این که مردم ایران چه می خواهند خود مردم ایران می توانند و قدرت آنرا هم دارند که هم بگویند و هم اینکه عمل کنند، اولآ استفاده از کلمه دمکراتیک و دمکراسی ووو کار شما نیست و فرقه سرکوبگر ضد آزادی مانند فرقه شما اجازه بکار بردن این کلمات را ندارد، چرا که ما در درون مناسبات چند هزارنفره شما جز سرکوب آزادی ها و به غیر از بت پرستی و تحمیل و خیانت به مردم ایران و استسمار ( خصوصآ در مورد زنان ) چیز دیگری ندیده ایم، دومآ شما و فرقه ضد بشری شما از تمام قوانین انسانی و عاطفه و مردمی بودن سالهای نوری به دور هستید و می توان به جرآت گفت تنها گروه سیاسی که در تاریخ ایران  قله شقاوت و ضد انسانیت را طی کرده شما و همسر شما و فرقه به گل نشسته شماست.

لازم به توضیح است که سران فرقه رجوی و در رآسشان خود مسعود رجوی زمانی در قرارگاه باقرزاده در عراق اعضای شورا را در نشست های خود به سخره می گرفت و هنگامی که قرار بود کسی از اعضای شورا به قرارگاه بیاید مسئولین و فرمانده هان مستمر به افرادشان می گفتند مواظب این شورایی ها باشید چون اینها خودی نیستند و غریبه هستند، اما وقتی همان عضو شورایی میامد همان فرمانده هان چنان چاپلوسی می کردند که حد و حساب نداشت و تلاش می کرندن تا با صحنه سازی تشیلات را آزاد جلوه بدهند.

خانم عضدانلو در نشست میان دوره ای می گوید: آینده ایران، آزادی و دمکراسی مبتنی بر جدایی دین از دولت و برابری زن و مرد و همه ادیان و اقلیها و ملیت هاست،

البته در شعار هرگز کم نمیاورند و اما همانطوریکه گفتم فرقه رجوی اساسآ اجازه نام بردن واژه های ابینچنینی را ندارد زیرا تشکیلاتشان کاملآ دیکتاتوری و تحمیلی است و اصلآ بویی از دمکراسی نبرده، در ضمن معلوم نمی کنند که منظور از دمکراسی کدام دمکراسی است؟ در رابطه با آزادی ادیان هم کذا می بافد چون شخصآ به عنوان یک مسیحی در درون مجاهدین شاهد سرکوبی و به تمسخر گرفتن پیروان ادیان دیگر را در درونشان دیده ام بایستی گفت حنای شما رنگ ندارد و کمی خجالت هم چیز خوبی است، از آزادی و برابری زن و مرد هم تا کنون هزاران با نفرات جدا شده از فرقه رجوی در این مورد افشاگری کرده اند، در تشکیلاتی که مدعی برابری زن و مرد است و همین خانم رجوی هم شعارش را سر می دهد سرکوبی زن و مرد مدام در جریان است و در مورد خصوصیترین موارد هم برای مردان و هم برای زنان فرقه تصمیم می گیرد، هیچکسی در تشکیلات فرقه رجوی اجازه تصمیم گیری در مورد خصوصی ترین مسائل خود ندارد.


قتل خاشقچی قاشقچی مجاهدین خلق مریم رجوی عربستان سعودی جنایت قتل خاشقجی، معیاری جهت سنجش ارزش ها


اعضای شورا هم برای اینکه از غافله عقب نمانند و چاپلوسی خود را به خانم نشان دهند چونان ملیجک به میدان آمده و ادعا کردند که بله در سال ۹۹ خانم جان گفته بودند که برای سران رژیم ایران نه جان و سلامتی مردم ایران ، نه آب و خاک و نه فرهنگ و منافع ملی کمترین ارزشی ندارد.

 به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمبم، حالا اگر خانم رئیس جمهور یک حرفی زد چه کسی غیر از اعضای دست دراز شورا باید تآیید کند؟ اگر نکنند فرقه آنان را به روز جداشدگان در آلبانی خواهد انداخت،به هر حال زندگی خرج دارد و بایستی طوری چرخ زندگی بچرخد، اما به شورایی ها بایستی گفت که بهتر است حضرات چشمانشان را باز کنند و سرشان را از آخور فرقه بیرون کنند و ببینند که آیا آب و خاک ایران ونیز فرهنگ و جوانان ایران برای رجوی ارزشی داشته؟ آیاشما از هم پاشاندن خانواده ها را در اردوگاه اشرف ندیدید؟ آیا طلاق های اجباری را ارزش فرهنگی می نامید؟ آیا کشوری به پهناوری ایران با فرهنگ کهنش به زیر پاهای ننگین صدام انداختن را دشمنی با ایران و ایرانی نمی پندارید؟ آیا سرکوبی منتفدین و تهدید به مرگ آنان را حتی در اروپا ارزش فرهنگی می نامید؟ آیا منع ملاقات پدران و مادران و فرزندان را با عزیزانشان ارزش می نامید؟ و خیلی از موارد دیگری که خودتان خوب آگاه هستید اما متاسفآنه هنوز سرتان زیر برف است.

در پایان هم خانم رجوی کانون های شورشی را که در واقع وجود خارجی ندارند جهت شیره مالی بر سر اعضای نگونبخت خود به رخ کشیده و گمان کرده که مردم هم مانند اعضای اسیر در تیرانا مجبور هستند تا این مزخرفات را باور داشته باشند،بار دیگر تآکید می کنم که چیزی به نام کانون شورشی وجود ندارد و این همان سیاست دوران اردوگاه اشرف است که ستاد کذایی داخله که مقرش در اردوگاه اشرف بود را طوری تحمیل می کردند که همه براین باور باشند که مجاهدین در درون ایران ستاد داخله دارند، کانون های شورشی هم در آلبانی و دراردوگاه اشرف سه مشغول است وهراز گاهی عکس هایی از بیابان های مانز را به عنوان شهرهای ایران غالب می کنند.

 در مجموع اجلاس میاندوره ای شورا اینبار هم چونان گذشته پشیزی ارزش نداشت و مانند طبل تو خالی بود که صدایش تنها به گوش اعضای گرفتار در اردوگاه مرگ در آلبانی می رسد.    

لینک به منبع

(پایان)

طبل توخالی شورای رجوی 

*** 

اجلاس میان‌دوره ای شورا مریم رجوی این تحرکات باند رجوی ، ازسر استیصال است !

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ادوارد-ترمادو-اسیر-جنگی-صدام-و-رجوی/

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجویکانون آوا، سی ام اکتبر 2020:… مستند «ادوارد» به کارگردانی آفای محمد باقر شاهین، روایتی از زندگی پرفراز و نشیب شخصیتی به نام ادوارد است که 38 سال از زندگی‌اش را در غربت و اسارت گذرانده است. او در سال 1359 یعنی اوایل جنگ ایران و عراق اسیر می‌شود و ۹ سال از عمر خود را در زندان‌‌های عراق سپری می‌کند. او به ناگاه به سازمان مجاهدین می‌پیوندد و حدود 12 سال را در اردوگاه اشرف می‌گذارند. ادوارد پس از خروج از سازمان مجاهدین به آلمان می‌رود و در آن‌جا زندگی می‌کند. در این فیلم مستند داستان زندگی ادوارد و ماجرای رهایی او از دست مجاهدین روایت می‌شود، او از روزهای تلخی حرف می‌زند که اسیر تفکر و ایدئولوژی سازمان مجاهدین بوده و حالا نیز دوری از وطن را تجربه می‌کند. .لازم به توضیح است که این مستند تمامآ در آلمان تهیه شده است . ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجویوحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

مستند «ادوارد» به کارگردانی آفای محمد باقر شاهین، روایتی از زندگی پرفراز و نشیب شخصیتی به نام ادوارد است که 38 سال از زندگی‌اش را در غربت و اسارت گذرانده است. او در سال 1359 یعنی اوایل جنگ ایران و عراق اسیر می‌شود و ۹ سال از عمر خود را در زندان‌‌های عراق سپری می‌کند. او به ناگاه به سازمان مجاهدین می‌پیوندد و حدود 12 سال را در اردوگاه اشرف می‌گذارند. ادوارد پس از خروج از سازمان مجاهدین به آلمان می‌رود و در آن‌جا زندگی می‌کند. در این فیلم مستند داستان زندگی ادوارد و ماجرای رهایی او از دست مجاهدین روایت می‌شود، او از روزهای تلخی حرف می‌زند که اسیر تفکر و ایدئولوژی سازمان مجاهدین بوده و حالا نیز دوری از وطن را تجربه می‌کند. .لازم به توضیح است که این مستند تمامآ در آلمان تهیه شده است

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

بی بی سی فارسی: ادوارد تِرمادو، مهمان برنامه به عبارت دیگر، زندگی پرماجرایی را از سر گذرانده است. او 9 سال اسیر عراقی ها بوده، در زندان ابوقریب زندانی بوده، به ارتش سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق پیوسته، بعد زندانی آنها شده، سر از زندان اوین درآورده است. او می گوید از رفتن به جبهه پشیمان نیست ولی پیوستن به مجاهدین خلق بزرگترین اشتباه زندگی اش بوده است. چرا و چگونه یک مسیحی جذب سازمانی با تفکر اسلامی شد؟ با او اخیرا در خانه اش در شهر کلن آلمان صحبت کردم. تاریخ پخش: 2011/03/22

لینک به منبع

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

***

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

ادوارد ترمادو: از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نماندهادوارد ترمادو: از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

دروغهای مسخره فرقه رجوی در پرونده افشاگرخندیدن ممنوع بود. به دوران اسارت غبطه میخوردم

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اسرای-جنگی-سازمان-مجاهدین-خلق/

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقژیار گل ، بی بی سی، بیستم سپتامبر 2020:…  پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد. عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود. در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت. آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”. اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ 

داستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمارداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

چهل سال پیش نیروهای عراقی در چندین جبهه به ایران حمله کردند. این حملات جرقه جنگی را زد که هشت سال طول کشید. در جنگ ایران و عراق صدها هزار نفر کشته، مفقود و اسیر شدند. هزاران اسیر ایرانی در عراق به سازمان مجاهدین خلق پیوستند. بعضی از این اسرای سابق می‌گویند که دوباره به اسارت گرفته شدند. ژیار گل سالها است که داستان اسیران ایرانی و سازمان مجاهدین خلق در عراق را دنبال کرده است. این گزارش درباره سرنوشت دو اسیر سابق ایرانی در عراق است.

همین فیلم در یوتیوب:

ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

غلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراقغلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراق

مسعود خدابنده بی بی سیمسعود خدابنده، بی بی سی : پایان سی سال حضور مجاهدین خلق در عراق

لینک به منبع

***

همچنین: