طرح ده ماده ای مریم رجوی را باور می کنم اگر … ا

طرح ده ماده ای مریم رجوی را باور می کنم اگر … ا

طرح ده ماده ای مریم رجوی را باور می کنم اگر ... اف. م. سخن، خبرنامه گویا، بیستم اوت 2019:… صادر کننده ی چک، آدمی ست که در نزد گیرنده ی چک و بسیاری از همکاران او معتبر نیست و به عنوان شخصی حقه باز و دروغگو شناخته می شود که بارها چک هایش برگشت خورده. طبیعی است که او، چک را نپذیرد و به صادر کننده ی چک بگوید که برو با پول نقد برگرد بیا! و این پول نقد در این مثال چیزهایی ست که من از خانم رجوی می خواهم و اگر این چیزها را انجام دهد، به احتمال قوی چک اش را می پذیرم: ۱- بساط اردوگاه و اردوگاه بازی در آلبانی و هر جای دیگر دنیا بر چیده شود و مجاهدین ساکن در اردوگاه، بدون هیچ محدودیتی مثل تمام انسان های آزاد، بروند زندگی شان در هر جای دنیا که می خواهند ادامه دهند. طرح ده ماده ای مریم رجوی را باور می کنم اگر …

طرح ده ماده ای مریم رجوی را باور می کنم اگر ... امریم رجوی و خودسوزی ها . چهره واقعی فرقه مجاهدین

طرح ده ماده ای مریم رجوی را باور می کنم اگر … 

«برای دوست دوران دبیرستان ام، دکتر ترشیزی، که حکومت اسلامی، جان سه برادرش را گرفت. او مرا همیشه دعوت به خواندن طرح ده ماده ای مریم رجوی می کند و نظر م را جویا می شود. این هم نظر من…. ف. م. سخن»

ترشیزی عزیز
در گفت و گوهای فیس بوکی که با هم داشتیم، شما به من اصرار می کردی که طرح ده ماده ای مریم رجوی را بخوانم و نظرم را در باره ی آن بنویسم.

با وجود این که این طرح را خوانده بودم، سعی می کردم از پاسخ دادن به شما خودداری کنم چون نمی خواستم خاطر رنجیده ات از شهادت برادران را بیشتر برنجانم. اما اصرار شما، همچنان ادامه یافت و من اکنون نظرم را برایت می نویسم.

طرح ده ماده ای مریم رجوی -جز موضوع «ملیت»ها- کاملا متین و صحیح و به گمان من مطابق با خواست اکثریت مردم اهل فرهنگ ایران است و در این هیچ تردیدی نیست!

حتما می خواستی از من این جواب را بشنوی که من دقیقا جواب ام به تو همین است.

مجاهدین خلق ایران، فرقه مریم رجوی در آلبانی

برای این که خوانندگان مطالب من، با این طرح ده ماده ای آشنا شوند، آن را ذیل همین مطلب منتشر می کنم.

اما این همه ی ماجرا نیست…

برای روشن شدن موضوع و بیان لُب کلام، این مثال را می زنم که کسی به کس دیگر چک مدت دار می دهد (صرف نظر از این که دادن چک مدت دار قانونی نیست ولی این فقط یک مثال است و در مثل مناقشه نیست).

قطعه چک داده شده کاملا اصل است، و در ارقام ثبت شده در آن هیچگونه خدشه ای نیست.

اما صادر کننده ی چک، آدمی ست که در نزد گیرنده ی چک و بسیاری از همکاران او معتبر نیست و به عنوان شخصی حقه باز و دروغگو شناخته می شود که بارها چک هایش برگشت خورده. طبیعی است که او، چک را نپذیرد و به صادر کننده ی چک بگوید که برو با پول نقد برگرد بیا!

و این پول نقد در این مثال چیزهایی ست که من از خانم رجوی می خواهم و اگر این چیزها را انجام دهد، به احتمال قوی چک اش را می پذیرم:
۱- بساط اردوگاه و اردوگاه بازی در آلبانی و هر جای دیگر دنیا بر چیده شود و مجاهدین ساکن در اردوگاه، بدون هیچ محدودیتی مثل تمام انسان های آزاد، بروند زندگی شان در هر جای دنیا که می خواهند ادامه دهند.

۲- بساط فرماندهی، به شکل نظامی در میان مجاهدین برچیده شود، و این سازمان، از یک سازمان شبه نظامی، تبدیل به یک سازمان کاملا سیاسی شود که هر کس خواست و شرایط اش را داشت بتواند عضو آن شود و هر کس نخواست از آن خارج شود.

۳- برای جدایی دین و دولت، ابتدا باید خواهنده ی چنین کاری نشان دهد که دین را قاطی مسائل سیاسی از جمله مسائل داخلی خودش نمی کند. بنابراین این که رهبران سازمان مجاهدین یونیفرم نظامی به تن کنند و لچک اسلامی بر سر داشته باشند باید بساط اش برچیده شود.

۴- یک کشور آزاد متکی بر حقوق بشر و آزادی بیان و رسانه باید همین امروز نشان دهد که چنین آزادی هایی را در عمل می پذیرد. بنابراین مجاهدین محترم، باید بساط فحاشی و تهدیدهای جانی و تهمت وابسته به حکومت اسلامی بودن را بر چینند و نشان دهند که واقعا به این موضوعات معتقد اند.

۵- مصیبت بزرگی که جامعه ی ما با آن روبه رو ست، دروغگویی بی شرمانه ی حکومت است. مجاهدین خلق که در بسیاری موارد دروغ گفته اند و دروغ می گویند باید بساط دروغگویی را جمع کنند و به تاریخ بسپارند.

…..

بسیار خب. حال خلاصه ی نظرم را می گویم:
اگر مجاهدین خلق موضوعات بالا را جدی بگیرند و در عمل آن ها را به اجرا بگذارند، من قطعا و یقینا برنامه ی مریم رجوی را باور می کنم و خواهان پیاده کردن آن در کنار مجاهدین خلق می شوم.
در غیر این صورت چک را با نهایت قاطعیت و بدون تعارف به خانم رجوی بر می گردانم…

تارنمای آمریکایی لوبلاگ : منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) به آخر خط رسیده اند

****

طرح ده ماده ای مریم رجوی

۱- از نظر ما آرای مردم، تنها ملاك سنجش است و بر همين اساس، خواهان يك حكومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستيم.

۲- ما خواهان يك نظام كثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستيم. در ايران فردا ما به كليه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاريم و بر آزادی بيان و آزادی كامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قيد و شرط همگان به فضای مجازی تأكيد داريم.

۳- ما در ايران آزاد شده فردا، از لغو حكم اعدام دفاع می‌كنيم و نسبت به آن متعهديم.

۴- مقاومت ايران از جدايی دين و دولت، دفاع خواهد كرد. هرگونه تبعيض در مورد پيروان كليه اديان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.

۵- ما به برابری كامل زنان و مردان در كليه حقوق‌سياسی، اجتماعی و مشاركت برابر زنان در رهبری‌ سياسی، معتقديم و هر گونه اَشكال تبعيض عليه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصيل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.

۶- ايران فردا، كشور عدالت و قانون است. ما خواهان ايجاد يك نظام قضايی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاكمه علنی و استقلال كامل قضات هستيم. هم‌چنين قانون شريعت آخوندی، در ايران فردا جايی نخواهد داشت.

۷- ايران فردا كشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بيانيه جهانی حقوق بشر» و ميثاق ها و كنوانسيون‌های بين‌المللی از جمله: «ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی»، «كنوانسيون عليه شكنجه» و «كنوانسيون حذف كليه اشكال تبعيض عليه زنان» می‌باشيم.
ايران فردا، كشورِ برابری همه مليت‌هاست. ما بر خودمختاری كردستان ايران كه طرح آن را شورای ملی مقاومت تصويب كرده، تأكيد داريم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر مليتی كه هستند، در زمره سرمايه‌های انسانی تمام مردم اين كشور است كه بايد در ايران فردا ترويج شود و گسترش پيدا كند.

۸- ما مالكيت شخصی، سرمايه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسميت می‌شناسيم و اين اصل را پيشاروی خود داريم كه چه در اشتغال و چه در كسب و كار، تمام مردم ايران بايد از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.
از نظر ما ايران فردا كشور حفاظت از محيط زيست و احيای آن خواهد بود.

۹- سياست خارجی ما مبتنی بر همزيستی مسالمت‌آميز، صلح و همكاری‌های بين‌المللی و منطقه‌ای و احترام به منشور ملل‌متحد خواهد بود.

۱۰- ايران آزاد فردا يك كشور غيراتمی و عاری از سلاح‌های كشتار جمعی خواهد بود.

(پایان)

طرح ده ماده ای مریم رجوی را باور می کنم اگر

لینک به منع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/معرفی-ف-م-سخن-به-عنوان-نامزد-حضور-در-جمع/

معرفی ف. م. سخن به عنوان نامزد حضور در جمع «راه رهایی ایران» همراه با مریم رجوی!

مسعود رجوی صدام حسین مریم رجوی بن سلمان سعودی مجاهدین خلق تروریسم خشونت وطن فروشی مزدوریشف. م. سخن، خبرنامه گویا، سی ام مارس 2019:… بزرگ ترین اِشکالِ من به این جمع، حضور امثال مریم رجوی ها هستند. دوستان «راه رهایی ایران» نشان می دهند که دموکراسی و آزادی انتخاب را با نامزد کردن امثال رجوی و مجاهدین خلق درست درک نکرده اند. احتمالا آن ها نگرانند که با کنار گذاشته شدن این دار و دسته، و دار و دسته های از درون جمهوری اسلامی بر آمده، انگ دیکتاتوری و مشابهت روش ها با نظام اسلامی به آن ها بخورد و به همین خاطر، هر بد اندیشی را به جمع شان راه می دهند.

مسعود رجوی صدام حسین مریم رجوی بن سلمان سعودی مجاهدین خلق تروریسم خشونت وطن فروشی مزدوریشصابر تبریزی: باند رجوی با رژیم های دیکتاتوری متعارف؟! مشکلی ندارد!

لینک به منبع

معرفی ف. م. سخن به عنوان نامزد حضور در جمع «راه رهایی ایران» همراه با مریم رجوی!؛ ف. م. سخن

ف. م. سخن - مریم رجوی - انتخابات آپوزیسیون خارج از کشور

ف. م. سخن – مریم رجوی

به کوشش برخی از فعالان محترم سیاسی، سایتی طراحی شده با برنامه ای معین برای برگزاری انتخابات آزاد در میان مردم ایران. امشب در برنامه ی «آخرین لحظه» جناب شهرام همایون، ایشان نام افرادی را که به عنوان نامزدهای اولیه معرفی شده اند و تقریبا تمام طیف های سیاسی از چپ و راست و میانه و اهل قلم و هنرمند و اهل رسانه را در بر می گیرد و تعداد نسبتا زیادی هم بودند در تلویزیون «کانال یک» خواندند که نام من هم یکی از آن ها بود.

من مدت هاست احساس می کنم که با تلخی و حرف های ناامید کننده ام، شبیه کسانی شده ام که از هر چیز و هر کاری ایراد می گیرند و هنوز اتفاقی نیفتاده با یک «نه» ی بزرگ، حس خرابکاری به تلاش کنندگان برای زیر یک سقف جمع کردن اپوزیسیون جمهوری اسلامی می دهند، بنابراین، سعی کرده ام و سعی می کنم که جلوی زبان ام را بگیرم، و اگر کاری قرار است صورت بگیرد، بدون این که حرفی بزنم که باعث از هم پاشیدگی و ایجاد نا امیدی در جمعی شود بگذارم آن کار انجام شود و نتیجه کارها در عمل مشخص شود.

اول از همه در اینجا ضمن تشکر از کس یا کسانی که نام مرا در فهرست فوق که همه از نام آوران هستند گذاشته اند سپاسگزاری می کنم. من سال هاست فقط نویسندگی سیاسی می کنم و مطلقا وارد فعالیت های سیاسی نمی شوم. علت هم دارد، که آن را بارها نوشته ام، و مهم ترین این علت ها، احساس به سرانجام نرسیدن کارها، با فرهنگ تشتت خواه و همه چیز خواه ما، و در نهایت اتلاف وقت و انرژی ست که می تواند صرف کارِ مهم تری، یعنی آگاهی دادن از طریق نوشتن شود.

بنابراین بدون این که قصد ناز و نوز کردن و از هم پاشاندن جمعی محترم داشته باشم، با نهایت تشکر، از حضور در این جمع خودداری می کنم.

من می توانستم به همین اندازه بنویسم و دیگر زیاد به عمق ماجرا نروم. خاصه این خروج و عدم حضور را کمی دیرتر اطلاع دهم. ولی برای این که این احساس به وجود نیاید که تحت تاثیر جریانی خاص، بر این جمع، اِشکال وارد می کنم، تصمیم گرفتم، خیلی سریع علت عدم حضور خود و بی فایده بودن این جمع به این شکل را بیان کنم. قطعا امکان اشتباه من بسیار است و ابدا اصراری ندارم که کسی دلیل مرا بپذیرد یا بپسندد. قصد شلوغ کاری نوشتاری هم ندارم و از صمیم قلب آرزو می کنم نهاد «راه رهایی ایران» به رهایی ایران دست پیدا کند.

بزرگ ترین اِشکالِ من به این جمع، حضور امثال مریم رجوی ها هستند.

دوستان «راه رهایی ایران» نشان می دهند که دموکراسی و آزادی انتخاب را با نامزد کردن امثال رجوی و مجاهدین خلق درست درک نکرده اند. احتمالا آن ها نگرانند که با کنار گذاشته شدن این دار و دسته، و دار و دسته های از درون جمهوری اسلامی بر آمده، انگ دیکتاتوری و مشابهت روش ها با نظام اسلامی به آن ها بخورد و به همین خاطر، هر بد اندیشی را به جمع شان راه می دهند. حذف این ها که قصد دارند با روی کار آمدن شان، بساط دمکراسی و سکولاریسم را جمع کنند، اسم اش دیکتاتوری نیست بلکه حفاظت از دمکراسی و منافع مردم ایران است. این کار با حذف آزادی خواهان توسط ج.ا. زمین تا آسمان فرق دارد و در همه ی دمکراسی های واقعی جهان هم این حذف وجود دارد.

عذر می خواهم از این زبان و نحوه ی گفتار صریح و بی پروایم ولی حقیقت برای من همین است.

این که امثال مریم رجوی، از اوج آسمان ها، به زمین بیایند و بپذیرند که در چنین جمعی به عنوان یک گروه سیاسی عادی حضور یابند، در باور من نمی گنجد. این ها برای خود خواب ها دیده اند و آرزوهای دور و درازی برای بعد از حکومت اسلامی دارند.

من، به عنوان یک ایرانی، به هیچ وجه نمی توانم بپذیرم، که به نام دمکراسی، اشخاص لچک به سر مذهبی یی که قرآن بر سر می گذارند و سیاست را توام با سینه زنی و نوحه خوانی و آدم کشی می کنند در چنین جمعی حضور یابند و من بخواهم یا بتوانم به اشخاصی از این گروه رای بدهم و به جمعی که دار و دسته ای خطرناک مثل مجاهدین خلقِ امروز، حضور دارند اِعتبار و امتیاز بدهم.

مجاهدین خلق، یک گروه سرکوبگر بسیار خطرناک هستند که ظاهرشان با یک عالمه مشاطه گری هم تبدیل به موجودات دمکرات و آزادی خواه نخواهد شد.

این ها بر اساس اصولی که برای من، معنای اپوزیسیون واقعا ایرانی و تحول خواه را تعریف می کنند، قابل هیچ مذاکره و همراهی یی نیستند. هرگاه، راس تا ذیل این سازمان، در هنگام فعالیت سیاسی، لچک های سازمانی شان را از سر بر داشتند، و شعار فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما را به تاریخ گذشته شان سپردند، و اصول اولیه ی دمکراسی و آزادی را در درون سازمان خود به اجرا در آوردند، آن گاه شاید بتوان باب مذاکرات اولیه را با آن ها گشود.

ما نمی خواهیم که از چاه خمینی در بیاییم و در گودال عمیق رجوی بیفتیم.

به همین ترتیب، حضور کسانی که خواهان تجزیه ی ایران هستند، در جمع ایران دوستان و آزادی خواهان بی معنا ست. حال هر که می خواهند باشند، و تعدادشان هر قدر می خواهد باشد.

اگر اتحاد، معنی اش نشستن در کنار مریم رجوی و آدم های تجزیه طلب باشد، من هرگز به چنین اتحادی تن نخواهم داد. دیگران البته هر چه بخواهند می کنند و ما هم همچنان بر حرف و نظر صحیح خودمان پای می فشاریم.

حال دیگر از نتیجه ی کار چنین جمعیتی چیزی نمی گویم که پاک ما را ناامید خواهد کرد. مثل جریان «فرشگرد» که انگار دیگر وجود ندارد و مثل جریان «ققنوس» که تا چندی بعد او هم وجود خارجی و موثری نخواهد داشت.

با پوزش از بدبینی خودم که به نظرم بر اساس منطق است.

اگر غیر از این باشد، من از اشتباه خود، عذر خواهم خواست و بسیار خوشحال خواهم شد که کار دوستان به نتیجه ی عملی برسد.

(پایان)

***

کنفرانس ورشو شکست دشمنان ایران مجاهدین خلق مریم رجویThe Proof of US Cold shoulder to Maryam Rajavi

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32369

لیبرمن جان! جمهوری اسلامی بس نبود، حالا می خواهید مجاهدین خلق را بگذارید در کاسه ی ما؟!ا

Majid_Sadeghpour_Mojahedin_Khalq_MEK_Maryam_Rajavi_Saddam_Terrorism_2ف. م. سخن، خبرنامه گویا، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۷:…  این از این. داشتم می گفتم که گذشتگان شما، حکومتِ به قولِ هخا «آخوندان» را کردند در پاچه ی ما. حالا این بس نیست، شما هم می خواهید بعد از این چهل سال شیرین (!) دوباره یک سِری «آخوندان» جدید بکنید در پاچه ی ما. مگر ما چه هیزم تری به شما فروخته ایم که شما با ما این جوری می کنید؟ همین دیگه … 

برادران مجاهد خلق مجید صادقپور و جو لیبرمن برادران مجاهد خلق جو لیبرمن و مجید صادقپور (لابی تروریسم مریم رجوی، سازمان جوامع ایرانیان آمریکا – اویاک)
Organisation Of Iranian American Communities- U.S

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست (نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا 

لینک به منبع

لیبرمن جان! جمهوری اسلامی بس نبود، حالا می خواهید مجاهدین خلق را بگذارید در کاسه ی ما؟!

ف. م. سخن – خبرنامه گویا

در خبرها آمده است که:

«…جوزف لیبرمن، نامزد پیشین معاونت ریاست جمهوری آمریکا در سخنان خود ضمن آنکه خواستار تشدید تحریم علیه جمهوری اسلامی‌ایران، و بازرسی گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌از مراکز نظامی ‌در ایران شد، از کاخ سفید خواست که از «شورای ملی مقاومت ایران» که سازمان مجاهدین خلق ستون اصلی آن است حمایت کند…»

البته واضح و مبرهن است که در جهان خر تو خر ما، آن چه به جایی نرسد فریاد است! آن هم فریاد یک نویسنده ی معمولی، که صدایش دو کوچه آن ور تر هم نمی رود چه برسد به دی.سی.!

ولی ما به هر حال فریاد و بلکه جیغ مان را می زنیم بلکه یک نفر در امریکا پیدا شود آن را بشنود و به داد ما «پِرِس شدگان» ۴۰ سال اخیر برسد.

می دانم تا به اینجا برسم، مجاهدین خلق ایران، مرا لت و پار خواهند کرد، ولی بگذار بکنند! جمهوری اسلامی کرد، این ها هم بکنند! فعلا معیار خوب و بد شده است تعداد کشته شدگان! آن هم ۳۰ هزار تن! گیرم از این ۳۰ هزار تن چند نفر هم غیر مجاهد بوده اند.

لیبرمن جان!
صلاح مملکت خویش نمایندگان کنگره دارند. ما که کاره ای نیستیم، ولی جان هر که دوست داری، یک فرجه ای بده، تا ما هم انتخاباتی ولو صوری داشته باشیم و در این سی چهل پنجاه سال باقی مانده ی عمر با این خیال خوش باشیم که برای انتخاب نوع حکومت و اشخاص حکومت کننده، می توان از چیزی به نام رای استفاده کرد. آخر در این ۴۰ سال، عقده شده است برای ما رای دادن و مطابق رای اکثریت، چیزی را انتخاب کردن.

لیبی جون!
در سال ۱۹۷۹، شاه ایران یک خرده رفت تو و اعصاب شما امریکایی ها و انگشت به جلیقه زد و گفت ما چرا نفت مان را مفت به امریکایی ها بدهیم و آن ها جنس هایشان را به ما گران بدهند.

این تووی اعصاب رفتن، هزینه ی سنگینی برای او و برای ما مردم ایران داشت. گوادلوپ را که خاطر مبارک تان هست. همه دست به دست هم دادند و شاه بیچاره را از اریکه ی قدرت به زیر کشیدند.

حالا این یه طرف ماجرا بود! بعدش آقایان روحانی، خرامان خرامان وارد تشکیلات حکومت شدند و همه چیز را شش قبضه مال خود کردند. نتیجه اش این شد که می بینید. اژدهایی از دل انقلاب بیرون آمد که هشت سر داشت و یکی از کارهایش، پیچیدن به پر و پای شما امریکایی ها بود. ما هم که جهنم! مردم یک کشور که مهم نیستند! گیرم ۴۰ سال تمام دهن-مَهَن برای کسی نگذاشته باشند باقی بماند. من هم که دارم این ها را می نویسم، چشم حسین شریعتمداری کور، یه سی چهل پنجاه سال دیگر بیشتر در خدمت شما نخواهم بود و بعید می دانم در این سی چهل پنجاه سال، اتفاق خوبی را در کشورم شاهد باشم!

این از این. داشتم می گفتم که گذشتگان شما، حکومتِ به قولِ هخا «آخوندان» را کردند در پاچه ی ما. حالا این بس نیست، شما هم می خواهید بعد از این چهل سال شیرین (!) دوباره یک سِری «آخوندان» جدید بکنید در پاچه ی ما. مگر ما چه هیزم تری به شما فروخته ایم که شما با ما این جوری می کنید؟

همین دیگه. میخواستم بیشتر بنویسم دیدم فایده ای نداره! فعلا همین قدر رو از من داشته باشید تا ببینیم بزرگان دیگه ی امریکا برای ما ایرانیان صغیر و بدبخت و محجور چه تصمیمی می گیرند!

(پایان)

*** 

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

امریکا علت حمله به عراق را پشتیبانی صدام از مجاهدین خلق اعلام کردHow do you explain this to the families of over 4000 US servicemen Killed in Iraq?

همچنین: