عاقبت كار رهبرى مجاهدین

عاقبت كار رهبرى مجاهدین

احمد هاجری، ایران فانوس، بیست و دوم اوت 2015:… مسعود و مریم رجوی را میتوان به صراحت به عنوان احمقترین فرمانده احزاب و گروه های حال حاضر معرفی کرد. فرماندهانی که یک عمر، از طلوع غمگین تا غروب مرگبار ارتش آزادی بخش را در بیابانهای عراق به سر بردند. فرماندهی که هیچگاه دوره نظامی گری ندید و ناکامیهای جنگ پیاده و زرهی را پاس نکرده، عروسک و اسباب بازیهای جور وا جور به نیروهایش …

 از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

عاقبت كار رهبرى مجاهدین

مسعود و مریم رجوی را میتوان به صراحت به عنوان احمقترین فرمانده احزاب و گروه های حال حاضر معرفی کرد. فرماندهانی که یک عمر، از طلوع غمگین تا غروب مرگبار ارتش آزادی بخش را در بیابانهای عراق به سر بردند. فرماندهی که هیچگاه دوره نظامی گری ندید و ناکامیهای جنگ پیاده و زرهی را پاس نکرده، عروسک و اسباب بازیهای جور وا جور به نیروهایش میدهد تا با خود سوغات ببرند. همه را به ستون یک وارد مرزهای ایران میکند تا با عبور از تنگه چهار زبر خود را به تهران برسانند. چرا صدای دختری که در جوابت گفت کسی ما را نمیشناسد و از ما حمایت نخواهند کرد با هزار نیرنگ و ایجاد هیاهو و صدا در سالن خفه کردی و بحث را به جای دیگری کشاندی؟ نگفتی این همه آدم با وسایل چگونه ممکن است از یک سوراخ رد شده و خود را به تهران برسانند؟ ارتش بعث توانست که شما دومین باشید؟ دیدی عدم درایت به همراه حماقت چگونه تمام آرزوها و آمالت را بر سرت آوار کرد و چهار زبر همه چیز را زیر و زبر کرد و فریاد آتش را در گلویت برای همیشه خفه کرد؟ عجب حکایتی دارد این رهبری فرقه به خیال خود به عراق آمده بود تا با ایجاد توازن قوا به نفع حزب بعث ایران را به نوعی شکست و وادار به پذیرش قطعنامه کند. صاحب خانه را چنان دچار نحسی و بد شگونی کرد که صدام را قبل از مهمان رخت سفر بست؟! باید پرسید طبق کدام استراتژی و حکمت و عقل و منطق عراق را انتخاب کردی و هم پیمان دشمن ناموس و مملکت خود شدی؟ شدی آنکه نباید میشدی، ستون پنجم و دست راست حزب بعث! پایگاهها یکی پس از دیگری با ورود یانکیها از هم پاشید. در کدام انقلاب برای رسیدن به هدف سگ را وسیله قرار میدهند؟ آیا با بغل کردن یک سگ توسط فهیمه اروانی و خوش و بش کردن با افسران آمریکایی میتوان دموکراسی را به دیگری نشان داد. هزار و یک نفر که میتوانستند نیروی کار و فکری یک مملکت باشند و در دیگر کشورها مایه سرافرازی ایران، یا به نابودی کشاندید و یا دچار هزار بیماری روانی و معلولیت کردید! آخر مجاهدت، انقلاب و جنگ برای برپایی دموکراسی و سرنگونی نظامی که مدعی دیکتاتوری بودنش را دارید، واپسگرایی است؟ رهبر فرقه ای که برای کاهش درد مردم هزاران برنامه در دستور کار خود داشت و حالا با گذشت سالیان تنها چیز به جا مانده از این زوج کارنامه ای سرشار از خیانت، تباهی و فساد است. سازمان با رهبریتی خائن چنان دچار گیجی و سردرگمی شده که البانی را به جای مرزهای ایران اشتباه گرفته و قصد برپا کردن پایگاهی در نزدیکترین نقطه به ایران را دارد!؟ جل وپلاس جمع کرده و در میروی ویا خود را به حماقت میزنی؟ صبر کن، ماشینها جا ماند، اتوبوسها، نفر برها، زرهی ها، ژنراتورها، فرودگاه خیابان صد را به کدام شرکت هواپیمایی واگذار کردی، تکلیف زیارتگاه اشرف و چاه ضلع جنوب را روشن نکردی، مردمی که با پرواز مستقیم برای بازدید از اشرف خواهند را چه کسی راهنمایی میکند؟ نه می شنوند و نه مدعی تجهیزاتند.!

شاید زیباترین خاطراتت بعد از جنگها و شکستهای متوالی زیباترین حوادث برایت رژه خودروها برای شکست دادن خانواده‌ها درب قرارگاه اشرف بود، که ماهها با فیلم هایش مانور کردی. از تانکهای به جا مانده فقط تانکر آب و سبتیک است که بیشتر به چشم میخورد، شاید روزی هوای سان و رژه در البانی به سرت زد، دنیا را چه دیدی؟ حالا با ورود به مرزهای اسپانیا دادگاههای آن دیار هم همیشه در دسترست خواهند بود!؟ دیدی یک عمر کوچک و بزرگ، زن ومرد را به قربانگاه و وادی الموتی خود بردی و غرق در دریای امیال کثیف خود کردی و در سوگ کشته هااشک تمساح ریختی؟ و این اشک نه از برای قربانیان و هر چه بود برای طرح هایی بود که هیچگاه درست از آب در نیامدند. سازمانی که میتوانستند جایگاه مردمی داشته باشد و بازویی برای مردم و ایران باشد به قعر ذلت و نیستی کشاندی. سالها یک مشت انسان را با سیاستهای احمقانه در ته چاهی انداختیدکه هیچگاه بیرون نیامدند. حالا معنای واقعی نخ پوسیده را درک کردی و یا باز هم بگویم؟ رهبری پوسیده با تفکرات و سیاستهای پوسیده. و نفرات چه با خوش باوری وچه با زور در این سالها به چه کسانی دل خوش کرده بودند. کسانی که تحمل بار خود را نداشتند، چه برسد به اینکه دست کسی را گرفته و به جایی برسانند. چه قدر طرح، نقشه، برنامه وهزارویک پست و لقب مسخره.! ته انقلاب مریم چه بود که هیچگاه به آن نرسید؟ هزارویک مدل فساد و زن بارگی رهبری و در آخر فرار به ماورای مرزهای مدیترانه. شاید هم قصد ساخت سریال جدید طارق را دارد که با تمام قوا قصد تصرف تنگه جبل‌الطارق را کرده. شاید دوباره قصد احیای پروژه تنگه وتوحید را دارد؟ فعلا هرچه هست فرار است و بس. انتقال از کمپ به دیگر کمپ، ازاین بیابان به دیگر بیابان، کوه به کوه.جایی که تفکری به غیر از این تفکر وجود نداشته باشد. چون این تفکر پوسیده یارای شکست و مقابله بابدوی ترین تفکرات و فرهنگهای نا شناخته بشری را ندارد و در برابر هر منطق و ایدئولوژی به سادگی شکست را پذیرفته و سر تعظیم فرود می آورد. گریزی بی پایان برای ایجاد رای و ایده غالب بر جامعه‌ای رو به تحلیل که در کمتر از 10سال میانگین سنی مردانش به 60رسیده و زنانی که از امروز دیگر هیچگاه باردار نخواهند شد و نیروی جدیدی که حاضر نیست به قفس خفتگان وارد شده و عمر خود را تباه نماید. حتی ناشناخته ترین قبایل با کهنه ترین فرهنگها، تاب و تحمل اشخاصی همچون رهبری سازمان را ندارند. خیانت و مزدوری چیزیست که در هر جامعه ی انسانی آشنا ونا آشنا، منفور و محکوم به شکست است. از وحشی ترین تا مدرنترین جوامع بشری همگی نیاز به ایجاد ارتباط با اقوام وتمدنها ی بالا و پایین دست خود را دارند و همیشه برای ایجاد ارتباطات بیشتر تلاش میکنند. چه سیاست دیکتاتوری احمقانه ای سران این فرقه در پیش گرفته اند و از کدام کتاب سرمشق میگیرند در عقل ناقص خودشان نمی گنجد و ما بهتر است به موضوعی که خودشان زیاد اهمیت نمی دهند فکر نکنیم. از چه فرار میکنی و میلیونها دلار پول تاسیسات ودیگر اقلام منقول و غیر منقول را رها میکنی و قید همه چیز را زده ای؟ فرار از خانواده ای که همانندسازی درپی توست و یا دروغهایی که یک عمر به اسم انقلابهای گوناگون به خورد خودی و غیرخودی دادی و بارها با خودی و غیر خودی کردن تعدادی را سربه نیست و از گردونه خارج کردی.! در این گیر و دار، لیبرتی و کمپ تازه تاسیس آلبانی لنگ در هوا آویزان به شخصیت منفور وبی هویت رهبری فرقه است تا هر آن با حوادث روزگار با سر نقشه بر زمین شوند و آخرین استراتژی و خام پردازیهای رهبری دروغگو را به باد فنا بسپارند. انسانی پوسیده با تفکرات، راهبردها دیپلماسی ارتجاعی ونه نماید شده. به عقبه و حال خود نگاه کن، ببین چه کسی خود کامه، مستبد و تا ته انقلابش کلکسیونی ازقدیمی و مدرنترین فجایع انسانی و دیکتاتوری موج میزند.؟! به عنوان دیکتاتور، با یک سر و گردن اضافی بالاتر از هر دیکتاتوری خودنمایی میکنی؟! همیشه سکوت و خفقان بوده که بر نفرات حکمفرما بوده و مرگ و سر به نیستی تنها پاسخی بوده که نصیب افراد معترض به سیاستهای داخلی فرقه میشده است. افکار فاسد آینده‌ای به جز زوال و نیستی پیش روی خود و دیگران نخواهد گذاشت وبه زودی خواهی دید تمام رشته هایت در واپسین روزهای عمر سیاسی و خیانت چه زود پنبه میشود.! تنها برای چند دلار اضافی، در موقع تحویل خودروهای زرهی نفرات را مجبور به باز کردن دهلیزها کردید و آنها را به صورت ضایعات فروختید. مگر این عزیزان قرار نبود شما را به تهران برسانند، چه شد که این خر لنگ را به قصاب سپردید و قیدش را زدید؟ از همان آغاز به این مهم رسیده بودید که شکست سنگینی گریبانت را گرفته و دیر یا زود زانو خواهی زد، ولی خودباوری های کاذب باعث شد تا مدام بر طبل حماقت خود بکوبی و از موضع شکست عقب نکشی. چرا واقعیت مبارزه را فراموش کرده ای و مبارزه را در برده داری و به اسارت گرفتن نفرات تحت امر خود میبینی؟ چرا پرچمی را در دست می گیری که بزرگترین دیکتاتورها و فاشیستها سالیان سال است که آن را بر زمین گذاشته اند؟ چرا همه در برابر قانون از حقوق یکسان برابرند را فراموش کرده و مدام از لایه لایه کردن جوامع بشری در نشستهای لایه ای صحبت میکنی؟ واقعا روی هر نژاد پرستی را در وقاحت سفید کرده ای؟ چرا در حال فراری و فریاد دزد دزد سرکشیده ای و دم از حقوق بشر میزنی؟ مگر در قاموس تو شکست به چه معنی است؟ به غیر از این است که همه چیز و همه کس و وجهه خود را از دست داده ای و تعدادی از همان نفرات به بند کشیده شده که توانسته اند آزادی خود را به دست آورند، طناب بر گردنت انداخته و تو را به تمسخر گرفته اند؟! باز بوسه بر تانک بزن، این بار نه بر زرهی که بر دیگر تانک باید بوسه بزنی؟! فریاد کن بیا بیا ولی دیگر کسی نخواهد آمد تا در دام تو گرفتار شود، حاضرها هم یکی یکی در کلاست غایب خواهند شد و تو می مانی و کلاس درسی که معلم و شاگردش رهبری به گل نشسته است. به چه میزان یک ایدئولوژی میتواند منسوخ و از واقعیات به دور باشد، تنها چیزی که در این سالها نصیب تئوریسینها و افراد در رده های مختلف نموده فقط شکست بوده و تا جایی این تفکر پیش رفت داشته که هیچ راه گریزی از مصیبتهای احتمالی در آن متصور نشده بوده و دریغ از یک پیروزی! حتی اگر در این سالیان از خود تحرکی هم نداشتند میشد آن را به حساب پیروزیشان در تاریخ ثبت کرد! عقب گرد و عقب گرد؟! این همه اصرار بر جنگ برای چه و خوش خدمتی برای که؟ شاید میخواهد بعد از هیتلر کتاب جنگ دیگری به رشته تحریر در آورد؟ چرا این همه به اسم مبارزه و پیروزی بر شکستهای متوالی اصرار می ورزی و سخت احساس رضایت و سرمستی میکنی؟ چرا بر خون یارانت موج سواری میکنی و ارابه مرگ را بر بدن بی جان انسانهای وامانده ای می رانی که با هست و نیست و بود و نبود خود نیز دچار تناقض شده‌اند؟ رهبری فرقه به تلافی شلیکهای ناخواسته ای که بارها قلب و سر ناراضیان را هدف قرار داد، و برای خفه کردن صدای اعتراضی که معترض را سر در چاه کرد، باید بارها سر در چاه به خیانت خود اعتراف و در دادگاه خلقی که خودشان سنگ آن را بر سینه میزنند، محاکمه و مجازات شود تا طعم واقعی خیانت به خلق را از نزدیک لمس کند!؟ چرا ساز بی صدا این همه هول و هراس به جانت انداخته وبه تکاپو افتادی هر چه سریعتر لیبرتی را تخلیه کنی؟ مدیر و رهبری با افکار عصر حجر ی به نام مریم قجر، سالیان سال گذشته و آینده انسانهایی که قصد خدمت به تو را داشتند به آتش کشیدی. چه چیز شهوت سیری ناپذیرت را ارضا میکند؟ مریم قجر، نیازی نیست به دور دستها نگاه کنی تا تعبیری برای نخ پوسیده پیدا کنی. تمام واقعیت تو هستی.! در آینه که نگاه کنی همه چیز را خواهی دید. خموده، وارفته، و به معنای کامل کلمه نابود شده، هم از نظر جسمی و هم از نظر اخلاقی وفکری منهت و فسادی که سخت وجودت را فرا گرفته است. باز هم به آینه بیشتر نگاه کن تا شقاوت، سنگ دلی و نکبتی که وجودت را گرفته بهتر ببینی.

خود باوری وخود بزرگ بینی دیگر به پایان راه رسیده و هر آن چه به جا مانده چیزی نیست به غیر از فرار از جنایات مرتکب شده در گذشته حال و مجازاتی که در آینده ای بسیار نزدیک انتظارت را می کشد. این سازی نیست که انتظار صدایش رادر آینده داشته باشی، این واقعیتی است که شمارش معکوس شروع شده و نمیتوان برای تو و سازمانت در منطقه متصور شد. چه می توان گفت، مهره سوخته، دستمال یک بار مصرف، دور ریز و تاریخ گذشته. واقعا چرا کسی حاضر به استخدام تروریست و ستون پنجمی با شکل و شمایل و اوصاف یک عمر حلقه به گوشی و نوکری تو نیست؟ چقدر بر طبل جنگ هسته‌ای کوبیدی و آب در آسیاب اسراییل و دیگر جنگ طلبان ریختی و تابلو و نقشه در سمینارهایت نشان دادی و حرف مفت به خورد این وآن دادی تا کشورت را طعمه جنگی کنی که فقط تو تعداد اندکی جنگ طلب بر آن اصرار داشتید؟ ولی هیچگاه نه آمریکا و نه هیچ دولت دیگری حاضر نشدند با طناب تو به این چاه بیافتند. و به قول دولتمردان آمریکا جنگ با ایران و رود به طوفانی است که خروج از آن بسیار مشکل خواهد بود. پس خواهشمندم تو در این طوفان بادبادک هوا نکن! چرا این همه اصرار بر جنگ و عرض ارادت بندگی به این و آن و خفت پذیری؟ برای در آخرین درخواست رذیلانه به سراغ شیخ آل سلول در سواحل فرانسه رفتی و پیشانی جلو بردی تا داغ بردگی و خوش خدمتی بر پیشانیت بزند؟ تو که خود عمری بر این و آن داغ تایید میزدی! خفت پذیری و پستی تا کی؟ چرا اینقدر دچار تزلزل روحی و حقارت شخصیتی شده ای؟ شاید هر غریقی هم در موقعیت تو بود به هر اشغالی برای نجات خود متوصل میشد. ولی به عنوان نصیحت و هر چه میخواهی حساب کنی، البته شاید یک حدس و گمان و یا پیش بینی باشد. دنیا را چه دیده ای شاید در گوشه ای از توافقات منطقه ای و فرا منطقه ای حسابی هم برای تو باز شده باشد. چون جنگ با تروریست و جمع آوری رهبران گروههای تروریستی و مبادله آنها بخشی از سیاست بین ملتها و دولتها ی معتبر دنیاست. و توافقات و همکاری قضایی فی ما بین کشورها هر غیر ممکنی را ممکن میسازد. پس برای خودت تا دیر نشده جایی در کشوری غیر قابل دسترس و خارج از تمام کنوانسیون های دست و پا کن، چون فردا روز بسیار دیر خواهد بود! و حرف آخر اینکه درب های بازی که سالیان متمادی به اسرا نشان دادی و بعد با قساوت هر چه تمامتر بستی تا عذابشان دهی و دل خود را راضی نگه داری باز کن و آینده اشان را به دست خودشان بسپار تا خود برای چند صباح عمرشان تصمیم بگیرند. ترس از همین به بند کشیده شدگان به کسی ضرر نمی زند پس سخت مواظب باش که همین مورچگان آرام، پوستت را روزی خواهند کند؟!

“پایان”

Families of MEK hostages in Camp Liberty June 2015


https://youtu.be/2cexIQcI9UQ

مریم رجوی حقوق بشربازهم قافیه است که بر فرقه ی رجوی تنگ میآید! (دفتر مطبوعاتی پارلمان بریتانیا: چنین قطعنامه ای وجود خارجی ندارد)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19346

شکوفه های باغ گیلاس، ناله های مریم رجوی

احمد هاجری، نیم نگاه، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۵:…  هنوز حرکت خانواده ها به سوی لیبرتی آغاز نشده بود که مریم قجر شروع به نالیدن کرد. فرقه ای با این همه برو بیا و مردان جنگی و وجود گوهران بی بدیل چه شد که در مقابل چند نفر خانواده پا به سن گذاشته کم آورد و شمشیر بیابیا غلاف کرد (حال) نوای نیانیا سرمیدهد؟ هراس از ریزش نیروها خواب وخوراک را ازسران (فرقه رجوی) تا بناگوش غرق در فساد و …

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیلیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

لینک به منبع

شکوفه های باغ گیلاس، ناله های مریم رجوی

احمد هاجری برادر (علی هاجری تحت اسارت فرقه مخوف رجوی در لیبرتی ، عراق)

آبادان

خانواده ای که تنها دلخوشیش نشستن پشت دروازه های بسته است و سران فرقه ای (مجاهدین خلق) که تاب وتحمل هیچ ساز مخالفی را ندارند. مسخره است که بیابیا و مبارزه طلبیدن به یکباره خاموش شد و از خر اشرف پیاده شدید.

هنوز حرکت خانواده ها به سوی لیبرتی آغاز نشده بود که مریم قجر شروع به نالیدن کرد. فرقه ای با این همه برو بیا و مردان جنگی و وجود گوهران بی بدیل چه شد که در مقابل چند نفر خانواده پا به سن گذاشته کم آورد و شمشیر بیابیا غلاف کرد (حال) نوای نیانیا سرمیدهد؟

هراس از ریزش نیروها خواب وخوراک را ازسران (فرقه رجوی) تا بناگوش غرق در فساد و جنایت را گرفته است. چرا این همه اصرار در حماقت؟ جنگ صدبرابر به کدام پستو خزید؟ یک اشرف هزار اشرف لای کدام پرونده بایگانی شد؟ انقلاب و سرنگونی به کدامیک از حوادث کهکشانها گره خورده است؟ اشرف شهر رویاهای بزرگ خاندان تروریسم درکدام بلای طبیعی بزیر آب رفت؟ پول عایدی از فروش تاسیسات و خودروها چه شد؟

تغییر استراتژی و پیش بسوی جنگ صدبرابر دیگر چرا؟ این سالها ماهرچه دیدیم حماقت چندصد برابر فرقه بود و بس! یادگاران برای ایران و ایرانی نسلی سوخته است. تروریست بی سلاح مدتی است که از رقبا درکشتار مردم منطقه عقب مانده و درخواست سلاح میکند. رهبری، این همه احمق و ناپرهیزی؟ (رجوی) دلت برای چکاندن ماشه و کشتار تنگ شده؟

ولی ما چشمانی که ایران را هدف بگیرد کور و انگشتی را که قصد چکاندن داشته باشد از بازو قطع میکنیم! وافعا چرا با توهمات کور کننده درعین بزرگسالی راه گم کرده و به ناکجا آباد میروید؟ چرا با خانم توکلی و دیگر خانواده ها که قصد ملاقات عزیزانشان درلیبرتی را داشته اند، بد برخورد کرده و این همه مطالب تند برعلیه آنها نوشته و باعث رنجش خاطر آنها شده اید؟

آقای احمد هاجری (به همراه دخترش فاطمه) از ۹فروردین 1389 تا ۲۹اسفند 1391 در درب ورودی اشرف ، خواسته ی مشروع و قانونی شان مبنی بر ملاقات با برادرش علی هاجری را فریاد زد ولی سران مجاهدین اهمیتی ندادند و امکان ملاقات را فراهم نکردند براستی چرا؟

آقای احمد هاجری (به همراه دخترش فاطمه) از ۹فروردین ۱۳۸۹ تا ۲۹اسفند ۱۳۹۱ در درب ورودی اشرف ، خواسته ی مشروع و قانونی اش مبنی بر ملاقات با برادرش علی هاجری را فریاد زد ولی سران مجاهدین اهمیتی ندادند و امکان ملاقات را فراهم نکردند براستی چرا؟

و چرا با چند درجه تخفیف از من بعنوان برادر علی هاجری نامبرده و نابرادری را فراموش کرده اید؟ بگذارید با صراحت بگویم این حرکات احمقانه وموضع گیریهای کور نه دردهایتان درفروپاشی اشرف را التیام میبخشد و نه جدایی و نه ریزش نیروها را در لیبرتی و آلبانی کند. وتنها ثمره این حماقت مجدد، سرعت بخشیدن حرکت خانواده ها به سمت لیبرتی خواهد بود. این دیکته ها برای اعضا و کتاب و شوهای تلویزیونی نه تنها راه حلی برای مشکلات سران نخواهد بود بلکه گره کوری بر معضلات گرفتاریهای این فرقه تروریستی خواهد بود.

تهدیدها و تعقیبها و گریزها و مزاحمتهای تلفنی ، بگذار به رهبری فرقه بگویم اشرف که بگذشت ، لیبرتی هم که سهل و در دستان ماست و برای آخرین برنامه پیش روی خانواده ، مقر سران فرقه در اورسوراوازهم قابل دسترسی است.

مارال دختر خردسال احمد هاجری ، مشاهداتش  در رابطه با سیم خاردارهای محل اسارت عمویش علی دراسارتگاه  اشرف و واکنش های خشمگینانه و سنگ پراکنی های اعضای فرقه رجوی به سوی خانواده ها و پدرش را به تصویر کشیده است

مارال دختر خردسال احمد هاجری ، مشاهداتش  در رابطه با سیم خاردارهای محل اسارت عمویش علی دراسارتگاه  اشرف و واکنش های خشمگینانه و سنگ پراکنی های اعضای فرقه رجوی به سوی خانواده ها و پدرش را به تصویر کشیده است

مارال دختر خردسال احمد هاجری ، مشاهداتش در رابطه با سیم خاردارهای محل اسارت عمویش علی دراسارتگاه اشرف و واکنش های خشمگینانه و سنگ پراکنی های اعضای فرقه رجوی به سوی خانواده ها و پدرش را به تصویر کشیده است

چرا نفراتی را که نگهداری میکنید هنوز گذشته و آینده اش را طلاق نداده و با خاطرات شما ، که هرچه هست با خاطرات خانواده و دوستانش زندگی میگند! آیا بازهم خانواده ها را به مبارزه میطلبید و نغمه بیا بیا سر میدهید؟ وشاید بهتر باشد سران غرق درحماقت خفه شده و لباس سفید به نشان تسلیم بالا ببرند.

عدم پاسخگویی (سران فرقه رجوی) نشانه شکست قطعی سران در برابر خانواده است. خانواده ای که به حرکت درآمده و هیچ نیروی زمینی یارای توقف آن را ندارد. چه شده که سران فرقه ناله بلندگو و شکنجه سرداده اند. بگذار برای راحتی خیالتان بگویم فروریختن حصارهای لیبرتی نه به بلندگو بلکه به یک نخ پوسیده متکی است. من این ساز را زدم سران منتظر باشند تا در روزهای پیش رو صدایش را بشنوند.

ما در لیبرتی صدای عزیزانمان خواهیم بود و آنچیزی که بر وجود ناموزون مریم سنگینی میکند سایه پرمعنی خانوادهاست.

Hajari 5 Matn

چه شده رهبر خودخواه و دموکراتیک ، چرا تحمل تعدادی از بستگان اسرای در زنجیر را نداری؟ دموکراسی و حسن همجواری را چکار کرده ای که تحمل تعدادی خانواده را در خارج از تشکیلات و درهمسایگی خود نداری؟ آیا این نوع دموکراسی که تو دم از آن میزنی چیزی غیراز یک دیکتاتوری افراطی از نوع خود آزار ودیگر آزاری از نوع پیشرفته است؟ سیاستها ارزانی خودت که ما را با آن کاری نیست.

و با تو و سایر سران فرقه ات ، چنان خواهیم کرد که به احترام خانواده خبردار بایستی و در مدح آن سخن بگویی. باید به شما سران فاسد فرقه بگویم هرنوع سوءاستفاده سیاسی و ابزاری از عزیزانمان ممنوع و به زودی شما را از تخت که نه بلکه از چهارپایه شکسته ای که به خیال خود برآن تکیه زده اید به زیر خواهیم کشید تا درس عبرتی برای دیگر خائنین باشد.

مریم قجر بخوبی خاطره باغ شکوفه های گیلاس و بیماری روانیت از حضور خانواده ها دراشرف را به خاطر داشته باشی و به زودی خواهی دید این بار چنان شکست هولناکی به تو و دیگر سران احمق فرقه ، با آزادی عزیزانمان تحمیل خواهیم کرد که نه باغ شکوفه های گیلاس اثرات روانی آن را درمان و نه مربای آن کامتان را شیرین کند!

لینک مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=14084

نامه سرگشاده خانم سکینه عوض زاده، مادر(علی هاجری تحت اسارت در لیبرتی ـ عراق) به سران مجاهدین خلق ـ هشتمین نامه در طی ۵ ماه اخیر

رهبرعقیدتی فرقه مجاهدین از دیدار ساکنین کمپ لیبرتی با خانواده هایشان وحشت دارد؟ خانواده ها براین باورند که مسعود رجوی ذهنی بیمار دارد

رهبرعقیدتی فرقه مجاهدین از دیدار ساکنین کمپ لیبرتی با خانواده هایشان وحشت دارد؟ خانواده ها براین باورند که مسعود رجوی ذهنی بیمار دارد

خانواده های ایرانی خواستار آزادی و نجات فرزندان و بستگانشان از اسارتگاه رجوی در عراق هستند

خانواده های ایرانی خواستار آزادی و نجات فرزندان و بستگانشان از اسارتگاه رجوی در عراق هستند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19021

خانواده کانون فساد و نابودی فرقه رجوی

احمد هاجری، پیوند رهایی، یازدهم ژوئن ۲۰۱۵:…  سران فرقه رجوی از بدو تاسیس تشکیلات وجذب نیرو،گوشه گیری را انتخاب کرده وسعی در دور نگه داشتن اعضااز اجتماع را داشتند.از خانه های تیمی تا جنگلهای شمال وکوههای غرب ودست آخر بیابانهای عراق.در تمام موارد سران فرقه یک هدف را دنبال میکردند،ایزوله نگه داشتن نفرات مغز شویی شده جهت انجام عملیاتهای خودزنی تا دیگر عملیاتها.؟! فرقه مجاهدین …

 خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیتحصن خانواده ها، ورودی کمپ ترانزیت لیبرتی، عراق (تنها و تنها خواسته متحصنین یک ملاقات است. همین)

لینک به منبع

خانواده کانون فساد و نابودی فرقه رجوی

به قلم: احمد هاجری

سران فرقه رجوی از بدو تاسیس تشکیلات وجذب نیرو،گوشه گیری را انتخاب کرده وسعی در دور نگه داشتن اعضااز اجتماع را داشتند.از خانه های تیمی تا جنگلهای شمال وکوههای غرب ودست آخر بیابانهای عراق.در تمام موارد سران فرقه یک هدف را دنبال میکردند،ایزوله نگه داشتن نفرات مغز شویی شده جهت انجام عملیاتهای خودزنی تا دیگر عملیاتها.؟! فرقه مجاهدین بعد از ترورهای کور داخلی واز دست دادن جایگاه مردمی رسما هم پیمان دشمن خونی ایران شده ودر آغوش سران حزب بعث جای گرفت.خیانت به ایران و ایرانی بود که شکستهای پیاپی را به دامن سران فرقه سرازیر کرد.

هر روز وعده ای تازه از سران فرقه برای نیروهای سرخورده و ناکامیهای مداوم در “جنگ صد برابر” و تغییر رژیم وسرنگونی نظام ایران؟!سرکرده فرقه در اقدامی رو به جلو بعد از انقلاب ایدئولوژیک،خانواده را کانون فساد اعلام کرد.اینک دشمن اصلی انقلاب رهبری فرقه خانواده بود!طلاقهای اجباری.

هرآنچه در سر داریدطلاق دهید.جدایی زنان و مردان گرفتار در فرقه ،سرخوردگی برای میخهای سازمان به عنوان نرینه ها و انتقال قدرت «هژمونی»به زنان و اعضای آینده شورای رهبری.رهبری فرقه هرآنچه در توان داشت بکار بست تا نظام خانواده و هر آنچه افراد را به خانواده هایشان وصل میکرد از بین ببرد .اینک میتوانست به عنوان تنها نرینه فرقه انتخاب کرده و یکه تازی کند.؟!به عنوان آخرین سیاست تمام کننده ودر دست گرفتن کل قدرت فرقه توانسته بود شرافت تمام اعضای گرفتار در فرقه را لکه دار کرده و زنان را بعد از به چنگ آوردن ،به عنوان قدرت برتر و زندان بان بر مردان مسلط کرده و نفرت دو جانبه را بین زنان ومردان حکمفرما نماید.

تفرقه بیانداز و حکومت بکن.در گوشه ای دیگر ودور از تشکیلات الموتی رجوی،خانواده هایی بودند که هیچگاه نه در ایدئولوژی ونه در تشکیلات داخلی فرقه گرفتار بودند.خانواده هایی که فرزندانشان اسیر جنگی ویا در راه مهاجرت ویا کاریابی در مسیرهای مختلف به دام تاجران افتاده و ربوده شده بودند.این خانواده ها قطعه گم شده پازل رجوی بودند.خانواده هایی که هیچگاه دست رجوی به آنها تا آنها را نابود و متلاشی کند .پدران ،مادران،خواهران و برادرانی که سران فرقه از آن سخت در هراس بودند و انتظار خورد ن آخرین ضربه را ازاین کانون میکشیدند.خانواده های که رجوی ها به محض دیدنشان ،بیا بیایشان کم رنگ و تمام شعارهایشان را غلاف کردند.کانونی که رهبری فرقه مرکز فساد مینامید وقصد داشت با متلاشی کردن آخرین اعضای آن تمام قدرت را به تصاحب درآورد ،آمده بود تاحرف آخر را به رهبری فرقه بزند.خانواده کانون فساد است؟!خانواده ای که رهبری فرقه ازآن هراس داشت ودر کمین نشسته بود با قدرت به حرکت درآمده بود،دشمنی قدرتمند که رهبری فرقه سخت ازآن بیم داشت و هیچگاه و تحت هیچ شرایطی دسترسی به آن برایش میسر نبود.اینک به حرکت درآمده بود تا رهبران فرقه ای را که تنها یادگارشان برای خودی و غیر خودی ،قتل و خیانت بوده هدف قرار دهد .آخرین قطعه گمشده پازل رجوی که به میدان آمد به ناگاه تمام معادلات سران فرقه به هم ریخت و خانواده ها اقدامات فساد و درهم کوبیدن آخرین کانون رهبران فرقه را مهیا کردند.با قرار گرفتن قرارگاه اشرف در ته دره سقوط و گذشت بیش از دو سال جابه جایی و به خیال پیدا کردن مکان ایزوله ای دیگر برای به بند کشیده شدگان و خلاصی از دست خانواده ها و قول و قرارها برای بردن اعضا به اروپا و عدم پاسخگویی مناسب از سوی سران کشورهای غربی به فرقه رجوی ، خانواده ها مجددا کمر همت بسته تا بار دیگروسایل فساد (چرا که خود رجوی همیشه گفته: خانواده کانون فساد است!!) وجمع آوری کانون بازماندگان سران فرقه را فراهم کرده و در حرکتی بزرگ آخرین اسرای در بند فرقه رجوی را رهایی بخشند.و من الله توفیق

احمد هاجری

امارات متحده عربی

***

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیخانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18865

نقض توافق از سوی سران فرقه و درخواست حضور خانواده در لیبرتی (+ توافق با تروریستها، چرا؟)

احمد هاجری، پیوند رهایی، امارات متحده عربی، چهارم ژوئن ۲۰۱۵:… به راستی با این همه عهد شکنی از سوی سران فرقه، تا کی می بایست نفرات چوب جاه طلبی وندامت کاری و حماقت سران فرقه را بخورند؟! آیا با این نقض توافقات وقت آن نرسیده برای مقابله با این سران فرقه چاره ای عاجل اندیشیده شود؟ سرانی که خود تکلیفشان مشخص نیست ،ما تا کی باید منتظر تعیین تکلیف عزیزانمان از سوی سران جنایتکار …

خواسته بحق خانواده ها از ارگانهای بین المللی (آلبانی ۸۰۰ نفر دیگر را قبول کرد. رجوی سنگ اندازی می کند)

نقض توافق از سوی سران فرقه ودرخواست حضور خانواده در لیبرتی

به قلم احمد هاجری
لینک به منبع

از آخرین توافق سران فرقه با دولت عراق و پادرمیانی سازمانهای بین المللی بیش از ۲سال میگذرد. خروج از قرارگاه جهنمی اشرف و ورود به کمپ ترانزیت لیبرتی در فرودگاه بغدادقول و قرارهایی بود که تمام امید خانواده های چشم به را تبدیل به یاس کرد و چه بسیار مادران و پدرانی که چشم به راه فرزندانشان دار فانی را وداع گفتند. سران فرقه نه تنها در این مدت تلاش جدی برای خروج از عراق انجام ندادند، بلکه همچنان چشم امید به اتفاقات و هرج و مرج جاری در کشور عراق را دارند تا از یک سو با این توافق سعی در گریز از کمند خانواده را داشته و از سوی دیگر به صورت مشروط انگ تروریست را از پیشانی پاک کنند.

باید توجه داشت که شرط خروج سازمان از اشرف و خاک عراق با پادرمیانی سازمانهای بین المللی، خروج سازمان از لیست تروریستی بود تا با این امتیاز، خروج و اقامت آنها در کشور ثالث آسانتر انجام گیرد. با انجام این اقدامات و خروج از لیست سیاه نه تنها از عراق خارج نشد، بلکه همچنان ماند تا پایگاه خود را در نزدیکی مرزهای ایران حفظ کرده باشد و این یکی دیگر از نقض توافقات با نیروهای اسیر در فرقه بود. دربهای بازی که تا تعیین تکلیف قرارگاه اشرف به اسرای دربند نشان میدادند! این دربها نه تنها بسته شد بلکه مجددا از نفرات تعهد ماندن در کمپ لیبرتی تا تعیین تکلیف بعدی را گرفتند. به راستی با این همه عهد شکنی از سوی سران فرقه، تا کی می بایست نفرات چوب جاه طلبی وندامت کاری و حماقت سران فرقه را بخورند؟! آیا با این نقض توافقات وقت آن نرسیده برای مقابله با این سران فرقه چاره ای عاجل اندیشیده شود؟ سرانی که خود تکلیفشان مشخص نیست ،ما تا کی باید منتظر تعیین تکلیف عزیزانمان از سوی سران جنایتکار فرقه رجوی ها باشیم؟ ما خانواده ها ،انتظار اقدام فوری دولت عراق و سازمانهای بین المللی برای پیگیری هر چه سریعتر موضوع و فراهم نمودن تسهیلات حضور خانواده و آزادی و دیدار با عزیزانمان را داریم. باشد تا با تلاش و پیگیری مستمر شما عزیزان این مهم میسر شود.

احمد هاجری

توافق با تروریستها چرا؟

به قلم احمد هاجری
لینک به منبع

با توجه به اینکه سران سازمان مجاهدین خلق به کرات از گروههای تروریستی موجود در کشورهای منطقه هواداری خود را رسما اعلام نموده وبارها با سران این شبکه های مرگ عکس یادگاری گرفته وابراز همدردی نموده واین شبکه های مخوف را انقلابی و به عربی ثوار خطاب کرده اند آیا دیگر میتوان جایی برای سرکردگان این فرقه در منطقه حساس خاور میانه تصور کرد؟. مروری به گذشته نشان می دهد که دست سرکردگان وگردانندگان این فرقه تروریستی به خون دو ملت ایران وعراق آغشته شده وتمام اسناد ومدارک وشهود آن دال بر همکاری این سازمان با رژیم صدام حسین در موجود می باشد . براستی آیا دیگر جایی برای توافق با سران این سازمان باقی می ماند؟.

جای تعجب دارد که در آخرین موضع اعلام شده از سوی رهبری این فرقه در دیدار با سفیر عربستان در فرانسه امادگی خود را برای همکاری با عربستان در کشتار مردم بی دفاع یمن اعلام کرده و در یک نا پرهیزی احمقانه مجددا آن روی خود که همان تروریستی ومزدور بودن سران این فرقه است را به حامیان منطقه ای وفرا منطقه ای خود گوشزد میکند. آیا توافق با گرگ زاده ای که مدام شم خون خواری خود را به رخ دیگران می کشد جای تامل ندارد؟

آیا با توجه به میل سران این فرقه به کشتار ملتهای منطقه و اعلام آمادگی مداوم این فرقه برای همکاری با شبکه های ترور و مرگ، هرگونه توافقی با سران این فرقه به خودی خود از درجه اعتبار ساقط نمی گردد؟ .ما خانوده های اسرای در بند با توجه به اوضاع حساس وخطیر کشور همسایه خود عراق ،حاضریم کلیه خطرات را باجان ودل پذیرفته وبرای آزادی عزیزانمان در لیبرتی حاضر شده و فرصت هر گونه سوءاستفاده سران این فرقه از عزیزانمان را بگیریم.

احمد هاجری

امارات متحده عربی

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

آن خدابنده سرگی بلیسکوPresident of MIVILUDES Serge Blisko with Anne Khodabandeh (Singleton) of the FST

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16243

نامه سرگشاده خانم شهین هاجری، خواهر علی هاجری، به مسعود رجوی

نیم نگاه، هشتم فوریه ۲۰۱۵:…  آقای رجوی شما که دم از آزادگی میزنی گناه برادرهای ما چیه که باید تا آخرعمر در اسارتگاههای شما بپوسند! برادر من یک اسیر جنگی در اردوگاه رمادی ۱۰عراق بود که شما بخاطر افزایش نیرو از برادرم و تعدادی دیگر را از اردوگاه اسرا به اشرف منتقل کردی.۲۳سال از آن زمان گذشته! آیا کافی نیست؟! حداقل این اجازه را بده که مادرانشان با آنها دیدار کنند! در کدام قانون آمده که …

علی هاجرینامه خانم سکینه عوض زاده به فرزند عزیزش علی هاجری (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

لینک به منبع

نامه سرگشاده خانم شهین هاجری خواهر (علی هاجری تحت اسارت فرقه مجاهدین در لیبرتی) به مسعود رجوی

آبادان

۱۳۹۳/۱۱/۱۸

آقای رجوی شما که دم از آزادگی میزنی گناه برادرهای ما چیه که باید تا آخرعمر در اسارتگاههای شما بپوسند!

برادر من یک اسیر جنگی در اردوگاه رمادی ۱۰عراق بود که شما بخاطر افزایش نیرو از برادرم و تعدادی دیگر را از اردوگاه اسرا به اشرف منتقل کردی.۲۳سال از آن زمان گذشته! آیا کافی نیست؟!

حداقل این اجازه را بده که مادرانشان با آنها دیدار کنند! در کدام قانون آمده که نباید به خانوادت فکرکنی نباید به پدر و مادرت عشق داشته باشی! در دوران بت پرستی و قرون وسطی هم چنین قوانینی نبوده که شما برای یک عده که تمام اختیاراتشان را سلب کرده ای وضع نموده ای!!! تمام افرادی که از اسارتگاهت فرار کرده اند ظلمهایی که در حقشان روا داشته ای به گوش دنیا رسانده اند و ما هم به کمک سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری به تمام دربندان کمک میکنیم. شما که دم از امام حسین میزنی چرا خودت کنارشان نیستی! مگر تو کی هستی که برای برادر من و دیگری تعیین تکلیف میکنی بجز یک جنایتکار که به هموطنانش خیانت کرد و با دشمن ایران ، صدام همکاری میکرد!

Shahin Hajari 2 Matn

برادرم ۳سال ، پشت درب اشرف نشست انشاالله که نیاز به آمدن نباشه وگرنه اینبار تمام اعضای خانواده پشت در زندان لیبرتی می نشینیم. حتما صلیب سرخ و سازمان ملل با خانواده ها همکاری میکنند. مادرمن یک زن سال خوردست که فقط چشم انتظار تماس فرزندش می باشد. آیا گناه مادر من چیه که اجازه دیدار جگرگوشه اش را ندارد! فکر نمیکنم دربرابر جنایات شما که درحقشان کرده ای یک تماس با خانواده چیز زیادی باشد و گرنه به سازمان ملل شکایت می کنیم حتما راه حل بهتری وجود دارد اصلا ناامید نمی شویم و تا آزادی تمام اسیران خانواده ها تلاش میکنن!

من خواهر علی هاجری از کمیته بین المللی صلیب سرخ و سازمان ملل درخواست میکنم به کمک برادران ما بشتابند و این افراد را از دست رجوی جنایتکار و سرکردگانش نجات دهند!

شهین هاجری

رونوشت به :

کمیته بین المللی صلیب سرخ

فدراسیون بین المللی حقوق بشر

دیده بان حقوق بشر

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16136

نامه خانم شهین هاجری به برادرش علی هاجری (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

نیم نگاه، پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  برادر عزیزم تمام خانواده و فامیل نگرانت هستند و اگر فکر میکنی سالهای زیادی گذشته و ما فراموشت میکنیم سخت دراشتباهی، شما همان علی عزیزدل تمام خانواده ای ، کسی که درهر جمع و محفلی خنده ها را برلبها مینشاند! کسی که به تمام فامیل سرمیزد و جویای حال همه بود! تعجب میکنم رجوی با شما چکار کرد کسی که تا مادرش کنارش نبود لب به غذا نمیزد وقتی به خاطرات …

لینک به منبع

نامه خانم شهین هاجری به برادرش علی هاجری (تحت اسارت فرقه رجوی در لیبرتی ـ عراق)

آبادان

علی جان سلام امیدوارم که در پناه خدا خوب و خوش باشی خیلی دلم برایت تنگ شده عزیزم و لحظه به لحظه انتظارآمدنت هستم!

علی جان نمیدانم این نامه هم مثل بقیه نامه ها بدستت میرسد یا نه! ولی حداقل کاری که ما از دستمان برمیاد همین نامه نگاری است که امیدوارم سازمان ملل و کسانی که دم از حقوق بشر میزنند صدای ما را به گوش شما برسانند!

برادر عزیزم تمام خانواده و فامیل نگرانت هستند و اگر فکر میکنی سالهای زیادی گذشته و ما فراموشت میکنیم سخت دراشتباهی، شما همان علی عزیزدل تمام خانواده ای ، کسی که درهر جمع و محفلی خنده ها را برلبها مینشاند! کسی که به تمام فامیل سرمیزد و جویای حال همه بود!

تعجب میکنم رجوی با شما چکار کرد کسی که تا مادرش کنارش نبود لب به غذا نمیزد وقتی به خاطرات گذشته برمیگردم قلبم بدرد میآید. برادرجان تمام دوستانت که از دستگاه رجوی جداشدند ، آزادانه زندگی میکنند. به روح بابا قسم خبری از اعدام و زندان نیست نمونه افرادی که از مجاهدین جدا شدند و به ایران آمدند محمود دشتستانی است و خیلی های دیگه که من خودم حضوری با اینها ملاقت کردم.

علی جان طنابی که رجوی به دورگردنتان تابیده کم کم همه شما را نابود خواهد کرد خودت را از یوغ این شیطان نجات بده.

کسی که تو را از خانوادت و تمام لذتهای زندگیت جدا کرده! زندگیت با ارزشتر از این حرفهاست که ۲۳سال عمرت را تلف کردی. بخاطر من و دیگری نه ، بخاطر خودت و بخاطر مادر سالخوردمون خودت را نجات بده.

برادرم دیگر باید برایت مشخص شده باشد تمام دنیا از جنایات رجوی باخبر شدند که اینها همش وعده سرخرمن به شما دادند. خدا حق شما را از این جنایتکار خواهد گرفت خیلی دوستت دارم و همیشه آرزوی سلامتی برایت میکنم ما تا اونجا که ممکنه تلاشمون را برای آزادیت میکنیم واز خدا میخواهم به همه شما کمک کند! به امید دیدار

خواهرت شهین

۱۳۹۳/۱۱/۱۵

رونوشت به :

کمیته بین المللی صلیب سرخ

عفو بین الملل

فدراسیون بین المللی حقوق بشر

***