عرضه ی متاع بنجل باند رجوی! روکه نیست، سنگ پای قزوین است!ا

عرضه ی متاع بنجل باند رجوی! روکه نیست، سنگ پای قزوین است!ا

 alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviایران قلم، هفتم دسامبر 2017:… البته آن مختصات تاریخی که ذکرشان رفته ، برای زمان حاضر افاقه نمیکند و به اصطلاح محبوب شما ” تغییر دوران هایی ” درکار بوده و ازنظر من ، قرینه سازی تاریخی یک عمل ضدعلمی است! در زمانهایی که شما بدان اشاره داشتید ، افکار عمومی مطالبه محور وحقوق شهروندی وسازمان های جهانی مربوطه بوجود نیآمده بود و حمله به خاک … 

فرامرز دادرسمصاحبه فرامرز دادرس درباره مجاهدین خلق در آلبانی با رادیو صدای ایران در آمریکا 

لینک به منبع

ارسال شده از طرف آقای نوید ـ با تشکر از ایشان ـ 06.12.2017

عرضه ی متاع بنجل باند رجوی!

روکه نیست، سنگ پای قزوین است!

مردم هرچقدر نشان میدهند که دوست ومتحدی بنام باند رجوی ندارند وخانواده ها هرچه فریاد میکشند که سران این فرقه بخاطر به بند کشیدن فرزندانشان- کشتن وشکنجه ی انها درموارد متعدد-  قابل تعقیب جنایی بوده ودشمنان بی همتای آنها هستند،  با تمام این اوصاف ، قلم بدستان این باند، همه ی اینها را پشت گوش انداخته و با وقاحتی که خاص خودشان است ونظیری ندارد ، همچنان ادعا دارند که امید وسرمایه ی مردم اند ومرهم تمام دردهایی که ” خلق قهرمان ” دارد!

درنوشته ای منتشر شده در رسانه های رجوی میخوانیم :

“در تاریخ کشور ما هرگاه که کشور دچار چنین وضعیتی بوده، کار به حمله خارجی و نابودی بخش اعظم ثروت و جانهای هموطنان بی گناه و تجزیه کشور کشیده شده است. نمونه هایش شرایط و فسادی بود که به حمله چنگیزخان در زمان سلطان محمد خوارزمشاه …منجر شدند “.

البته آن مختصات تاریخی که ذکرشان رفته ، برای زمان حاضر افاقه نمیکند و به اصطلاح محبوب شما ” تغییر دوران هایی ” درکار بوده و ازنظر من ، قرینه سازی تاریخی یک عمل ضدعلمی است!

در زمانهایی که شما بدان اشاره داشتید ، افکار عمومی مطالبه محور وحقوق شهروندی وسازمان های جهانی مربوطه بوجود نیآمده بود و حمله به خاک دیگران کار عادی بود وحساسیت چندی را بر نمی انگیخت!

حمله ی چنگیز خان به ایران ، دلایل مختلفی داشت و در زمره ی کارهای عادی آن روزها بود و تحریکات خلیفه ی مزور عباسی و غرور بیش ازحد سلطان محمد خوارزمشاه مزید برعلت بود والبته قرار نیست که آن وقایع تکرار شود!

دربرابر، حملات خارجی دراین دوره سخت است واتفاقا اگر روی دهد ، برعلیه کشورها وملت هایی است که سلطه را آنطور که سلطه گران توقع دارند ، بر نمی تابند!

همینطور:

” یک سناریو اینست که مردم به کمک و با رهبری اپوزیسیون توانمند و جدی و جان برکف، قیام کنند و همه دسته بندیها و تمامیت نظام را به زباله دانی تاریخ بیندازند و از شر این جنایتکاران خلاص شوند “.

با چراغ قوه هم بگردیم ، در وضعیت فعلی ایران  چنین نیروی مردمی وتوانمند پیدا نمیشود و بنابراین دور این ” سناریو ”  را خط بکشید!

درادامه :

” سناریوی دیگر کشیده شدن کشور به یک جنگ وحشتناک داخلی است. جنگی که از یکطرف بین باندهای حاکم؛ بر سر قدرت و ثروت به راه می افتد و از طرف دیگر بین مردم و بخصوص اقلیتهای قومی (که سالها سرکوب شده اند) با حکومت مرکزی. جنگی که بسیار وحشتناک و ویرانگر خواهد بود. و تنها در صورتی که یک اپوزیسیون و نیروی ملی انقلابی جان برکف در صحنه باشد میتواند به سرعت با نابودی جنایتکاران حاکم و بدون آنکه کشور تجزیه شود به پایان برسد “.

آ بارک اله!

این شد یک حرف منطقی !

اگر اوضاع ایران بخواهد ” قارشمیش ” باشد ، این سناریو، عملی ترین سناریوی ممکن در مقابل ملت ایران است که به جنگ های بی پایان منجر شده وهمه ی دستآوردهای اقتصادی- صنعتی کشور را – وبدتر نیروی انسانی اش را که بقدر کافی تحصیل کرده اند – ازبین میبرد وازهمین روست که وظیفه ی هرانسان باشرف ومیهن دوستی است که بکوشد که با تمام قوا از پدید آمدن این خطر جلوگیری کند!

ونیز :

“این اپوزیسیون و نیروی انقلابی و ملی همان مقاومت ایران یعنی شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق است که اگر نبودند صحنه شکل دیگری می داشت.  بنابراین میتوان به جرات مدعی شد که شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق تنها تضمین موجود برای خلاصی مردم از دست جنایتکاران حاکم و مانع اصلی تجزیه شدن کشور به خاطر بی لیاقتی و فاسد بودن نظام حاکم است. و به همین دلیل شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق گنجینه های بی بدیل ملی، در شرایط فعلی کشورمان ایران هستند. حفظ آنها و حمایت از آنها یک وظیفه ملی است “.

رهبراین اپوزیسیون درشکل مسئول یک تشکیلات مافیایی ودربده وبستان های دائم با سرسخت ترین دشمنان مردم ایران است واعضای آن اسرایی هستند که درگوشه ی دورافتاده ای ازجهان زمنگیر شده و بخاطر مسخ اراده ای که ازآنان شده وزندگی فسیل گونه ای برآنان تحمیل شده است ، فاقد خصــلت دفاع ازمردم ومنافع ملی آنها بوده و کاری جز اضافه کردن به مشکلات مردم نخواهند داشت !

سازمان استحاله شده ی مجاهدین خلق و … ،  بعلت بنجل بودن خود، کالایی نیست که قابل عرضه دراین نوع بازارها باشد!

نوید

علامه حسینی مشاور مریم رجوی اعلام جدایی کردچند سوال از مریم رجوی در مورد اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضد تروریستی اش

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31677

هموطنان رجویست! خودتان پایبند باشید!ا 

 ایران قلم، دوازدهم اکتبر ۲۰۱۷:… بعضی از آدمکشان فاشیست که بد جوری معروف بودند وآنهم براثر فشار شوروی سابق ومردم ستمدیده ی اروپا به مجازات رسیدند اما افسران وکارشناسان آلمانی برجسته ای به آمریکا برده شده وازآنها درایجاد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا ) بزرگترین بهره برداری ها شد ودراصل گشتاپوهای آلمانی ، پدرخوانده ی سازمان اطلاعات آمریکا هستند! ازطرف دیگر ، شرکت های معتبر آلمانی ( فیلیپس و…) که … 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

لینک به منبع

هموطنان رجویست! خودتان پایبند باشید!

ارسال شده از طرف آقای نوید ـ با تشکر از ایشان ـ  ۱۰٫۱۰٫۲۰۱۷

با امضای حمیدرضا طاهرزاده نامی ازاصحاب رجوی نوشته ی بلند بالایی در رسانه های مربوطه منتشر شده که عمده قسمت اش مربوط به نقل حمایت سازمان های خارجی – که اگربفرض خیانتی نکرده باشند هیچ سابقه ای در خدمت به مردم ایران ندارند – ازمریم رجوی بوده ومن بخاطر پیش پا افتاده بودن مطالب  از یک طرف و آگاهی ازاین مسئله که این بیانیه دهندگان ومصاحبه کنندگان بنفع مریم رجوی ، و ازطرف دیگر هیچگونه سابقه ی دوستی با مردم ایران ندارند – توجهی بدانها نمیکنم وتنها به  بیان  ونقد چند پاراگراف آن اکتفا میکنم!

اونوشته است :

“اگر امروز ماشین اعدام و شکنجه در ایران رکورددار جهانی است و این دژخیمان بی محابا به کشتار و شکنجه بطور روزمره و سیستمایتک ادامه میدهند دقیقا به این دلیل ساده است که دولتهای غرب به پرنسیبهای حقوق بشری خود در قبال این رژیم سفاک وقعی نمیگذارند و منافع اقتصادی خود را به هرچیز دیگر ولو منافع بلندمدت خویش مرجه می شمارند “!

زمانی یک اندیشمند مطرح جهانی گفته بود که برای بررسی وضعیت دموکراسی انگلستان ، باید به هندوستان تحت استعمار این کشور مراجعه کرد وگرنه درخود انگلستان یک دموکراسی فرمالی برپا میکنند وازاموال غارت شده ی دیگر کشورها مقداری هم بین تهی دستان تقسیم میکنند و ظاهری خوش به دموکراسی خودشان میدهند!

بااین شرح ، چرا باید دولت های غرب به پرنسیب های فرمال حقوق بشری خود درکشورهای پیرامونی اهمیتی بدهند و شماها چرا این توقع بیجایی را ازآنها دارید؟!

میدانم چرا!

برای اینکه روابط درون تشکیلاتی وبین المللی شما  نشان میدهد که دشمن سر سخت دموکراسی واقعی وعدالت بوده و خواستار بدست گرفتن قدرت با این نوع دموکراسی هستید که  در هندوستان قرن ۱۸و۱۹ بود و نتایج فاجعه آور وجنایتکارانه ی این عوامفریبی دموکراتیک!! برهمگان آشکار است!

همینطور :

” موضوع اجرای عدالت در هرزمان و برای هر جنایتکار در هر موقعیت سنی و غیره تعطیل بردار نیست. لازم به ذکر است که مردم اروپا هیچگاه حامیان و همدستان حکومتهای دست نشانده فاشیسم هیتلری را نه بخشیده و نه فراموش میکنند. آنها هر آیینه بدنبال دستگیری این جانیان و سپردن آنان به دستگاه عدالت بوده اند. در سمیناری که تحت همین عنوان چندی پیش در پارلمان اروپا با حضور مبارزان و آزادیخواهان اسبق و جوانانی از کشورهای گوناگون اروپا برگزار شد، شخصیتهای حقوق بشری و پیشتازان نهضت های آزادیبخش در کشورهای اروپایی که با دیکتاتوریهای حاکم در کشورهای خود جنگیده بودند، به نسل جوان خود موکدا میگفتند که آنها باید تاریخ مقاومت نیاکان خود را همواره در ضمیرشان زنده نگاه دارند زیرا که بدون اشراف عمیق بر تاریخ خود هرگز نمیتوان چشم انداز آینده را بروشنی دریافت. نباید هیچگاه ظلم و سرکوبگریهای خائنین و جانیان و دیکتاتورها را از خاطره تاریخی خود پاک نمود. دیکتاتورها را نه میتوان بخشید و نه باید فراموش کرد. همیشه باید بدنبال تحقق عدالت برای قربانیان این حکومتهای سرکوبگر و در هر کجای جهان که ظلمی صورت گرفته باشد، آماده بود “.

بعضی از آدمکشان فاشیست که بد جوری معروف بودند وآنهم براثر فشار شوروی سابق ومردم ستمدیده ی اروپا به مجازات رسیدند اما افسران وکارشناسان آلمانی برجسته ای به آمریکا برده شده وازآنها درایجاد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ( سیا ) بزرگترین بهره برداری ها شد ودراصل گشتاپوهای آلمانی ، پدرخوانده ی سازمان اطلاعات آمریکا هستند!

ازطرف دیگر ، شرکت های معتبر آلمانی ( فیلیپس و…) که نقش برجسته ای در براه انداختن جنگ جهانی دوم داشتند ، بعد از درهم کوبیده شدن فاشیزم قرن ۲۰( فاشیزم هیتلری ) دوباره بدست همان صاحبان اصلی خود برگردانده شد وعملا ثابت شد که تشویق جانیان، جای مجازات را دراین تغییر وتحولات که آمریکا بر سر آن بود ، گرفته است!

میلیتاریزم ژاپن هم بجای مجازات ، قدر دید وبر صدر نشست وآمریکا به سران این کشور متجاوزوشکست خورده دستور اکید داد که بجای انحلال ارتش ژاپن ، آنرا برای حمله به چین وکره تقویت وحفظ کند که اکنون نتایج مصیبت بار آنرا در اوضاع کره شمالی مشاهده میکنیم!

آمریکا سفارش های نظامی متعددی به صنایع درهم ریخته ی ژاپن داد وگذاشت که این کشور که منابعی برای غارت کردن نداشت ، به رشد اقتصادی رسیده و موی دماغ چین و روسیه گردد!

بدین ترتیب ، مجازات سطحی درکنار تشویق ها وحمایت های جدی وعمیق موجودیت پیدا کرد ودراصل مانند انقلاب مشروطه ی ما ، این مستبدین بودند که درنهایتدر صندلی های قدرت نشستند!!

همینطور:

” حال هر ایرانی که به منشور تاریخی حقوق بشری کوروش خود میبالد باید در این مسیر برای سپردن جانیان به پشت میز عدالت از هیچ تلاش و کوششی فروگذاری نکند. البته بدون تردید آنگاه که دستگاه سفاک و خونریز ولایت فقیه از هم دریده شود، روز تحقق عدالت واقعی برای این جانیان فراخواهد رسید. بدون شک این زمان در تقدیر این میهن محقق خواهد شد. پس بکوشیم تا سازمان ملل را موظف به انجام وظیفه تاریخی خود در این امر بنماییم تا هم از این دستگاه بین المللی در این زمینه اعاده حیثیت شود و هم عدالت در مورد قربانیان و جلادان آنها در یک محکمه بین المللی اعمال و اجرا گردد “.

انتساب چنین منشوری به کوروش- بعنوان  یک فرمانروای عهد برده داری- محل شک وتردید زیاد است واگر فرضا من درستی این منشور را بپذیرم ، آنگاه از شما رجوی ها خواهم پرسید که چرا این کار را برای تشکیلات خود نمیکنید وعدالت را به کنار میگذارید؟!

وقتی در تشکیلات شما هیچ التزام عملی به عدالت وآزادی را نمیتوان سراغ گرفت ، چگونه آنرا  بدست کشورهایی که شرح شان رفت ، اجرا خواهید کرد؟!

نوید

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31608

جریانی مرده تر از فرقه ی رجوی سراغ دارید؟ 

 Maryam Rajavi news of Massoud Rajavi deathایران قلم، دوم اکتبر ۲۰۱۷:… از آغاز ۱۳۶۰، دیگر جنبش مجاهدین خلقی وجود ندارد که بخواهد روبه بالندگی هم بیآورد وشما زحمت کشیده وجستجو کنید تا ببینید این بالندگی شگفت انگیز ازطرف چه جریانی صورت گرفته که چشم قاصر ما قادر به رویت آن نبوده است! شما تشکیلات خود را با مناسبات برده داری اداره میکنید و رژیم حداقل یکی دو مرحله ی تاریخی پیشرفته … 

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

لینک به منبع

جریانی مرده تر از فرقه ی رجوی سراغ دارید؟

ارسال شده از طرف آقای نوید ـ با تشکر از ایشان ـ ۰۲٫۱۰٫۲۰۱۷

درتفسیر گونه ی باند رجوی که ” شکست خفت‌بار دروغ در برابر حقیقت “ عنوان گرفته ، آمده است:

” واماندگی نظام ولایت‌فقیه در تحلیل رویانی و بالندگی شگفت‌انگیز جنبش «مجاهدین خلق ایران» آن را به درنوردیدن مرزهای جنون کشانده است. چرائی این رویکرد ریشه در حقایق سرسخت دنیای واقعی نبرد مأیوسانه بین «یک جریان مرده تاریخی» با «نیرویی آینده‌دار، صاحب ایده، حرف جدید و پویا، با راه گشایی اجتماعی» دارد “.

از آغاز ۱۳۶۰، دیگر جنبش مجاهدین خلقی وجود ندارد که بخواهد روبه بالندگی هم بیآورد وشما زحمت کشیده وجستجو کنید تا ببینید این بالندگی شگفت انگیز ازطرف چه جریانی صورت گرفته که چشم قاصر ما قادر به رویت آن نبوده است!

شما تشکیلات خود را با مناسبات برده داری اداره میکنید و رژیم حداقل یکی دو مرحله ی تاریخی پیشرفته تر از شماست واگر این رژیم را ” میرنده ” حساب کنیم ، چاره ای جز ” میرنده تر ” دانستن شما نداریم!

ما  که چیزهایی از تطورات علمی تاریخ خوانده و آموخته ایم ، قادر به هضم پویایی و راهگشایی درنظام برده داری وعهد عتیقی رجوی نیستیم!

این فرقه ی منحط و درعین حال ماکیاولیست ، از زبان آقای سبحانی که ازاهداف چشمگیر خشونت گرایی وخونخواری رجوی بوده وآزار واذیت های عمده ای درزندان رجوی وابو قریب را متحمل شده ، مینویسد :

” ولی سازمان مجاهدین درهمین برنامه تبلیغاتی خودش نشان داد که میتواند وقدرت دارد به لحاظ تشکیلاتی خودش را بازسازی بکند وهمچنین میتواند … هرازگاهی این برنامه های تبلیغاتی را ، راه بیندازد، بنابراین اینها نقاط قوت سازمان مجاهدین است، در آلبانی درحال بازسازی خودش است و نباید فکر کرد که سازمان مجاهدین به پایان راه رسیده است، ولی سازمان مجاهدین در محتوا، در عمق و از هر جنبه ای که سازمان مجاهدین را به لحاظ سیاسی، اجتماعی، دیدگاههای ایدئولوژیک آن در نظر بگیریم، دیدگاههای استراتژیک درنظر بگیریم … برای روز مبادا خودش را درواقع درحال بازسازی و حفظ کردن است “.

گناه آقای سبحانی در این قسمت  نوشته اش دراین است که نخواسته ویا فراموش کرده که واژه ی استحاله شده را درانتهای  ” سازمان مجاهدین ” قرار داده وبطور شفاف بگوید که منظورش همان باند رجوی است که محصول استحاله شدن هولناک سازمان مجاهدین حنیف نژاد هاست!

وگرنه منهم مانندآقای سبحانی میدانم که باند رجوی بخاطر امکانات خوبی که مرتجعین منطقه دراختیارش قرار میدهند ، قادراست این قبیل کارناوال ها را براه اندازد.

من با نوشته ی آن دوست گرامی که زمانی اظهار نظر کرده بود که با نصف این مبلغ که دراختیار مدیر آن سالن قرار میگرفت ، کارناوالی با شکوه تر ازاین برگزار میشد ، موافق ترم ومراسمی که پایه واساس آن باپول باشد ، احتیاجی به تشکیلات  چندانی ندارد!

درادامه :

” چنین پیشروی وموفقیتی البته مرهون ریشه‌های عمیق اجتماعی این مقاومت و شکست دشمن ضدبشر در هماوردی با آن در چهاردهه گذشته در پهنه جامعه است. با چنین اشرافی است که سرکردگان وزارت اطلاعات برای مقابله با پیشروی‌های روزافزون مقاومت به چنین تشبثات مذبوحانه و طرح‌های جنگ روانی مفتضحی تحت عنوان «فروپاشی!» و غیره ناگزیر شده بودند …”.

این نبرد درذهن علیل رجوی سانان جریان دارد وجهان واقعی فارغ از احساس آنست!

جدا شدگانی مانند من و آقای سبحانی برای افشاگری ای که قادر باشد قدری به آزادی اسرای رجوی کمک کند ، وظیفه دارند که چنین کنند وشما هم آزادید که نام آنرا جنگ روانی بنامید!

برغم فحاشی های باند رجوی ، این افشاگری ها ادامه خواهد یافت وهمت بزرگ خانواده ها برقدرت این افشاگری ها خواهد افزود و علیرغم موانع سختی مانند برخورد دولت های ذینفع ، کمک شایانی به اعاده ی حقوق اسرای رجوی خواهد کرد!

این اقدامات ظاهر کوچک ما ، مانند قطراتی به سیل بنیان کنی تبدیل خواهد شد وبساط خودکامگی رجوی ها را درهم خواهد کوبید!

نتیجه دادن کار تک تک ما ، دیر وزود دارد ولی سوخت وسوز هرگز!

نوید

*** 

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی وعده “سرنگونی” پس از صدام و جولیانی و … این بار توسط ترکی الفیصل (+ الفیصل: مسعود رجوی مرده است)

مریم رجوی به خبر مرگ مسعود رجوی گوش میدهدThe man whose midwife was Saddam Hussein, announced dead by Saudis!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31477

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم 

 Mohammad_Sobhani_poitical_analyst_Cologne_Germanyمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و یکم سپتامبر ۲۰۱۷:… سلام می کنم خدمت بینندگان عزیز ، در قسمت گذشته این سلسله گفتارها بحث مختصری در مورد سی خرداد ۱۳۶۰ و سرآغاز مبارزه مسلحانه توسط  سازمان مجاهدین خلق آغاز کردیم و پرسش هایی را مطرح کردیم که چرا مجاهدین خلق به شرایطی رسیدند که نه تنها  نتوانستند به دمکراسی در درون جامعه ایران کمک کنند …

فرقه ها چه عیبی دارند؟ (فرازی از کتاب خداوند اشرف از ظهور تا سقوط)ا

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا ـ قسمت دوم

https://youtu.be/8MAV3-4ddvQ

سلام می کنم خدمت بینندگان عزیز ، در قسمت گذشته این سلسله گفتارها بحث مختصری در مورد سی خرداد ۱۳۶۰ و سرآغاز مبارزه مسلحانه توسط  سازمان مجاهدین خلق آغاز کردیم و پرسش هایی را مطرح کردیم که چرا مجاهدین خلق به شرایطی رسیدند که نه تنها  نتوانستند به دمکراسی در درون جامعه ایران کمک کنند ، بلکه حتی خودشان در درون مناسبات تشکیلاتی خودشان زندان های انفرادی درست کردند و زندان سازی و زندان بانی راه انداختند؟ یا چرا سازمان مجاهدین خلق که قرار بود جمهوری اسلامی را در سال ۱۳۶۰ سرنگون بکند، از تهران به تیرانا در آلبانی رسیده است و متعجبانه کماکان به جای ارزیابی گذشته ، همچنان مانند سی و شش سال گذشته رهبری سازمان مجاهدین بر مشی خشونت و ترور باور دارد. این ضرورت را مطرح کردیم که لازم است  سی خرداد ۱۳۶۰ مورد نقد و بررسی جدی قرار بگیرد ، چرا که بسیار مهم و عبرت آموز است تا نسل جوان ایران بیشتر بداند و از تجربیات آن پند و درس بگیرد و با آگاهی که کسب می کند جامعه در مقابل خشونت و راه حل های مسلحانه برای حل و فصل مشکلات سیاسی اجتماعی واکسینه شود. اما سازمان مجاهدین خلق چگونه شکل گرفت و بنیان گذاشته شد؟

قبل از شروع به بحث لازم است این یادآوری را داشته باشم که هدف من از این سلسله گفتارها صرفا نگاه گذرا به رویدادهای تاریخی و بیان آنها نیست ، ضمن اینکه این رویدادهای تاریخی را بررسی می کنیم ، اما نقد هایم را هم در مورد این رویدادها مطرح می کنم و آن را با شرایط فعلی سازمان مجاهدین و جامعه ایران انطباق می دهیم و مقایسه می کنیم ، بنابراین صرفا یک بحث انتزاعی تاریخی نیست و در خلال بحث سوالات و پرسش هایی را که وجود دارد، مطرح می کنیم و نقدهایی که خودم دارم را نیز مطرح می کنم و از شما  بینندگان هم دعوت می کنم که  اگر نقد و نکته ای دارید مطرح کنید و یا در صورتیکه به نقد های من انتقاداتی دارید مطرح کنید و به ایمیل من بفرستید و با کمال میل آنها را جمع بندی و در خلال این بحث ها مطرح می کنم. اما سازمان مجاهدین خلق چگونه پایه ریزی شد؟

تقریبا همه منابع موثق و مستقل و همچنین خود سازمان مجاهدین اعتقاد دارند که تفکر بنیانگذاران اولیه سازمان مجاهدین ریشه در نهضت آزادی داشته است. براساس کتابهای آموزشی و تاریخچه سازمان مجاهدین ، بنیانگذاران اولیه سازمان شامل ، محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اضغر بدیع زادگان بوده اند و من هم که عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق بودم هم تا قبل از آزادی از زندان های انفرادی سازمان و زندان ابوغریب چنین تصوری داشتم؛ اما بعد از جدایی از سازمان و مطالعات مستقل پیرامون تاریخچه سازمان متوجه شدم فرد دیگری نیز به نام عبدالرضا نیک بین نیز در حلقه اولیهبنیانگذران  سازمان بوده است و این موضوع را منابع مستقل زیادی  و حتی در بازجویی های محمد حنیف نژاد و سعید محسن نزد توسط ساواک به  عبدالرضا نیک بین اشاره می شود ، تایید می کند. اما اینکه چرا سازمان مجاهدین خلق در کتب آموزشی و تاریخچه خود بطور واضح و روشن به نام عبدالرضا نیک بین و جدایی آن اشاره نمی کند می تواند مورد بحث و بررسی قرار بگیرد و احتمالا در قسمت آینده به آن بپردازیم . اما بنیانگذران اولیه سازمان بطور واقعی محمد حنیف نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک بین بوده اند که بعد ها علی اصغر بدیع زادگان نیز به این جمع اضافه می شود و …

… سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ توسط رژیم شاه سر فصل تاریخی مهمی برای بخشی از فعالین مبارزاتی علیه رژیم شاه بوده است و  این بخش از فعالین ،از جمله محمد حنیف نژاد، سرکوب جنبش اعتراضی در  ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را پایان راه حل های مسالمت آمیز در مبارزه علیه رژیم شاه ارزیابی می کنند. محمد حنیف نژاد این ارزیابی را ابتدا با سعید محسن و سپس با عبدالرضا نیک بین مطرح می کند و  اینکه روش های مسالمت آمیز  در نهضت آزادی برای مبارزه علیه دستگاه سیاسی رژیم شاه دیگر جوابگوی این مقطع از مبارزات مریم ایران نیست، بنابراین تنها راه حل ” مبارزه مسلحانه ” است و این حلقه اولیه متشکل از محمد حنیف نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک بین شکل می گیرد و … هر چند که سازمان مجاهدین بعد ها در اسناد کتبی و شفاهی خود به این موضوع اشاره می کند که مهندس بازرگان از روش  ” مبارزه مسلحانه ” حمایت می کرده است ، اما منابع مربوط به نهضت آزادی این موضوع را تایید نمی کند . در مجموع اما به نظر می رسد نهضت ازادی و مهندس بازرگان به این نظریه جدید آنها احترام می گذاشته و  نقدی نسبت به این موضوع و اتخاذ روش ” مبارزه مسلحانه ” به محمد حنیف نژاد و یارانش نداشته اند. . نکته دیگر در مورد نزدیکی و دوری محمد حنیف نژاد ، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان به نهضت آزادی می باشد. مهدس بارزگان رهبر نهضت آزادی در یادداشت های زندان خود به این موضوغ غیر مستقیم اشاره کرده است. بازرگان در یادآوری نام کسانی که برای درگذشت مادر او تسلیت گفتهبودند از عبدالرضا نیک بین رودسری به عنوان ” غیر نهضتی ” یاد می کند که نشان می دهد عبدالرضا نیک بین برخلاف محمد حنیف نژاد و سعید محسن ارتباط قوی تشکیلاتی با نهضت ازادی و رهبران آن مهندس بازرگان و  مهندس سهابی نداشته است. اما در مورد …

ادامه این بحث را می توانید در ویدئوی زیر دنبال کنید

https://youtu.be/8MAV3-4ddvQ

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31396

پیشنهاد محمد حسین سبحانی به مریم رجوی 

 Mohammad_Sobhani_poitical_analyst_Cologne_Germanyمحمد حسین سبحانی، ایران قلم، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… پیشنهاد بعدی من به خانم مریم رجوی این است که  اگر می خواهد از روی دست جمهوری اسلامی تقلب بکند یا دیکته بنویسد، خوب بنویسد، الان چند دوره است که در انتخابات ریاست جمهوری ایران مناظره تلویزیونی برگزار می شود، کاندیداها برنامه هایشان ر ا می گویند و مناظره می کنند و  جدی هم هست ، خوب من پیشنهاد می کنم  سازمان … 

فروغ جاویدان مجاهددین خلق مسعود رجوی مریم رجویفروغ خاموش جاویدان

انتصاب زهرا مریخی بعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق چگونه و با چه روندی؟ 

لینک به منبع

پیشنهاد محمد حسین سبحانی به مریم رجوی

۱۵٫۰۹٫۲۰۱۷ ـ ایران قلم

محمد حسین سبحانی فرقه رجوی مجاهدنی خلق

https://youtu.be/d5PLybhgQtM

بخشی از متن پیاده شده از روی نوار

…  با توجه به توضیحات داده شده همه این خیمه شب بازی های سازمان مجاهدین تحت عنوان ” انتخاب مسئول اول ” هم تنها به خاطر تاثیرات انتخابات ریاست جمهوری ایران است و لاغیر ، بدون تردید و بدون شک . اینکه سازمان مجاهدین با نیرنگ و فریب مطرح می کند ابتدا ۱۲ کاندیدا بودند و بعد رقابت کردند و ۴ کاندیدا ماندند و … همه و همه برای عقب نماندن از جمهوری اسلامی است که البته به نظر من با همه ترفند ها و نمایش های مضحک و دروغین هنوز از جمهوری اسلامی عقب تر است.

اما چون خودشان ( سازمان مجاهدین ) می گویند ” انتخابات ” آنها با سازمان ها و احزاب سیاسی  فرق دارد، همچنین خودشان می گویند:

” در درون سازمان ( مجاهدین ) پدیده ای به اسم مبارزه انتخاباتی یا رقابت کاندیداها با همدیگر وجود ندارد و به جای مبارزه انتخاباتی تلاش هر کاندیدا برای معرفی هر چه بیشتر و بهتر کاندیدا های دیگر به جای خودش دیده می شود ”

خوب حالا که سازمان مجاهدین می خواهد از جمهوری اسلامی عقب نماند ، ما که بدمان نمی آید واقعا در سازمان مجاهدین ” انتخابات ” وجود داشته باشد، خیلی هم خوبه چه اشکالی داره؟ حالا که بعد از ۲۸ سال از اولین باصطلاح ” انتخاب مسئول اول ” یعنی مریم رجوی در سال ۱۳۶۲  تا به حال، یک گام شکلی و خنده دارو به دروغ  ( چون خودشان می گویند در سازمان  مجاهدین مبارزه انتخاباتی و رقابت انتخاباتی وجود نندارد ) برای هم سنگ شدن و عقب نماندن از جمهوری برداشته اند و می گوید که ما ۱۲ تا کاندیدا داشته ایم و بعد ۴ تا شدند و …

با همه اینها، ما که بدمان نمی آید ، من پیشنهاد می کنم چه خوب است که در نوبت بعد، هر چند گفته اند که ” انتخاب مسئول اول ” بعد از دو سال هم قابل تمدید است، البته مشخص نکرده اند تا کی قابل تمدید است و چرا قابل تمدید است، در هر صورت خوب است در ” انتخابات ” بعدی تان این کاندیداهای شما برنامه هایشان را بگویند، مثلا بگویند چرا مبارزه مسلحانه را آغاز کرد؟ بنابراین برنامه یکی شان می تواند این باشد که بله مبارزه مسلحانه غلط بود و من می خواهم یک خط و مشی جدیدی را می خواهم در سازمان مجاهدین دنبال بکنم یا یکی بگوید من هنوز طرفدار مبارزه مسلحانه هستم و همینطور افراد دیگر برنامه های شان را مشخص کنند. خوب اگر اینها انجام بشود یک گام به جلو است، ولی آیا سازمان مجاهدین ، مسعود رجوی و مریم رجوی که یک سازمان بالنسبه سیاسی را به یک فرقه تما عیار تبدیل کرده اند، شهامت و چنین جسارتی را دارند که اجازه بدهند حتی به لحاظ شکلی چنین فراکسیون بندی در سازمان مجاهدین شکل بگیرد؟  ما بدمان نمیاد، ولی اگر نظر من را بخواهید اساسا چنین چیزی غیر ممکن است، ولی همانطور که گفتم ما بدمان نمیاد.

پیشنهاد بعدی من به خانم مریم رجوی این است که  اگر می خواهد از روی دست جمهوری اسلامی تقلب بکند یا دیکته بنویسد، خوب بنویسد، الان چند دوره است که در انتخابات ریاست جمهوری ایران مناظره تلویزیونی برگزار می شود، کاندیداها برنامه هایشان ر ا می گویند و مناظره می کنند و  جدی هم هست ، خوب من پیشنهاد می کنم  سازمان مجاهدین این بار که گذشت، گفته دو سال بعد، البته یادتان باشد قابل تمدید است و ما نمی دانیم تا کی، اما فرضا دو سال بعد  ، آن موقع کاندیداهایشان بیایند مثل جمهوری اسلامی مناظره تلویزیونی برگزار کنند و هر کدام برنامه هایشان را بگویند و حداقل به جمهوری اسلامی نزدیک تر شوند، من از زاویه طنز نمی گویم ، واقعا اگر سازمان مجاهدین به این نقطه برسد واقعا یک گام به پیش است ، چرا که نه؟ امیدواریم که دفعه بعد رجوی این کار را بکند، ببینیم.

بقیه این بحث  را می توانید در  ویدئوی زیر مشاهده کنید

(پایان)

***

همچنین:

حبس اعضای منتقد مجاهدین در زندان ابوغریب توسط مسعود رجوی و صدام حسین

https://youtu.be/Fv7HcZ6-5Ek

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31325

دیدگاه محمد حسین سبحانی در مورد ” انتخاب مسئول اول ” در سازمان مجاهدین 

Mohammad_Sobhani_poitical_analyst_Cologne_Germanyایران قلم، دهم سپتامبر ۲۰۱۷:… اما نکته جالب که عمق ماجرا را نشان می دهد در ادامه همین اطلاعیه سازمان امده است.  سازمان مجاهدین نوشته است: ” البته تا کنون و در عمل مشاهده شده این بوده که در هیچ دوره یی کاندیداهایی که در شور اول معرفی شده و هر کدام به تعدادی رای آورده اند هرگز خودشان را کاندیدای این مسئولیت نکرده اند و خود پیشقدم اشغال این موضع مسئولیت نشده اند . این یکی از مهمترین … 

زهرا مریخی بعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب شد

لینک به منبع

دیدگاه محمد حسین سبحانی در مورد ” انتخاب مسئول اول ” در سازمان مجاهدین

محمد حسین سبحانی تحلیلگر سیاسی کلن آلمان

۰۹٫۰۹٫۲۰۱۷ ـ ایران قلم

با سلام به شما دوستان گرامی ، مجاهدین خلق خبری را منتشر کرده است که مناسب است در این مورد با هم گفتگویی داشته باشیم. سازمان مجاهدین اعلام کرده است که خانم زهرا مریخی را به عنوان مسئول اول این سازمان انتخاب کرده است، یعنی در سازمان مجاهدین ” انتخابات ”  وجود دارد و  این خانم هم  آنتخاب شده است. من مایل هستم قبل از وارد شدن به این بحث شما قسمتی از فیلمی که سازمان مجاهدین در رسانه های تبلیغاتی خودش منتشر کرده است ، مشاهده کنید و بعد بحث را ادامه بدهیم.

https://youtu.be/p8pWdOKCwng

انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

خوب این فیلم را شما مشاهده کردید، دیدید که با صد در صد آرا ، بدون مخالف ، و بدون حتی یک رای ممتنع ، ایشان ، یعنی خانم زهرا مریخی در حضور خانم مریم رجوی و غیبت ” مرحوم مسعود رجوی ” که در ” کمای مغزی ” بسر می برد، به قول خودشان این ” انتخاب ” صورت گرفته است. گردهمایی سازمان مجاهدین در تیرانا ـ آلبانی بوده  و مریم رجوی از فرانسه به آنجا رفته بوده  و طبق آن چیزی که خود سازمان مجاهدین اعلام کرده یک پروژه یک ماهه برای  ( این برنامه تبلیغاتی ) داشته است.  من برای ورود به بحث ترجیح می دهم خاطره ای را  زمانیکه در زندان ابوغریب بودم برای شما نقل کنم که به بحث ما ارتباط دارد. من بعد از هست سال که در زندانهای انفرادی سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف بودم سرانجام من را برای ادامه حبس به زندان ابوغریب فرستادند و  تعداد زیادی دیگر از اعضای جداشده از مجاهدین نیز در آنجا بودند. یکی از این قربانیان و دوست عزیز ما فردی به نام مصطفی غنیمتی بود . ایشان عضو شورای مرکزی اسزمان بود و تقریبا بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر از اعضای جداشده در زندان ابوغریب من و مصطفی غنیمتی و چند تن دیگر سابقه تشکیلاتی بیشتذری داشتیم. آقای مصطفی غنیمتی تازه از تشکیلات سازمان جداشده بود و به دلیل اطلاع صدام حسین از ایجاد زندان در داخل قرارگاه اشرف ، دیگر  مسعود رچوی افراد را بعد از چند ماه در زندان انفرادی به زندان ابوغریب می فرستاد و به همین دلیل مصطفی غنیمتی اطلاعات دست اول از اخبار سازمان داشت  . او می گفت در سازمان انتخابات برگزار شده  و خانم مژگان پارسایی به عنوان مسئول اول سازمان انتخاب شده است. ( به همان ترتیب قیام و قعود و تنها کاندیدای موجود و معرفی شده از طرف مسعود رجوی ) من به دوستمان مصطفی غنیمتی بحث کردیم و گفتم ، این که دیگه اسمش انتخابات نیست به نظر می رسد شورای نگهبان جمهوری اسلامی از سازمان مجاهدین مترقی تر باشد چون حداقل  اگر فرضا ۵۰۰ نفر کاندیدا می شود ، اگر همه را هم حذف می کند حداقل ۳، ۴ نفر را باقی می کذارد که رقابت کنند و این رقابت هم حداقل از سال ۱۳۷۶ جدی و رقابتی بوده است و هر چه جلو تر آمده این جدی تر شده  و این رقابت شکلی هم نبوده است بلکه واقعی بوده و الان هم واقعی هست. من به دوستمان مصطفی گفتم که از نظر من سازمان مجاهدین عقب تر از رژیم جمهوری اسلامی هست ، الان هم که ۱۶ سال از آن تاریخ گذشته است فکر می کنم سازمان مجاهدین هنوز از جمهوری اسلامی عقب تر است .

اما سازمان مجاهدین برخلاف خیمه شب بازی های گذشته اش در مورد ” انتخاب مسئول اول ” این بار  به شکل دیگری عمل کرده است. همانطور که در فیلم دیدید خانم زهرا مریخی با صد در صد آرا و بدون مخالف و بدون رای ممتنع انتخاب شده است که همه چیز در آن روشن هست و این هم خیمه شب بازی دیگری توسط مسعود رجوی و مریم رجوی می باشد برای سرگرم کردن اعضای قربانی در تشکیلات مجاهدین شکل می دهد و سازماندهی می کند. اما چرا سازمان مجاهدین این بار بحث انتخاب مسئول اول را بر خلاف دفعات قبل با یک چاشنی همراه کرده است و گفته که ابتدا کاندیدا ها ۱۲ نفر بودند و بعد در یک رقابت ۴ نفر شدند و سرانجام خانم زهرا مریخی انتخاب شده است . اگر اجازه بدهید من از روی متن اطلاعیع خود سازمان می خوانم:

” در ۲۹ مرداد خواهر مجاهد زهرا مریخی ۸۶ در صد آرای  شورای مرکزی را به دست آورد. شورای مرکزی ۱۲ کاندیدا داشت که ۴ نفر اول برای دفعه بعد انتخاب شدند. ”

اما نکته جالب که عمق ماجرا را نشان می دهد در ادامه همین اطلاعیه سازمان امده است.  سازمان مجاهدین نوشته است:

” البته تا کنون و در عمل مشاهده شده این بوده که در هیچ دوره یی کاندیداهایی که در شور اول معرفی شده و هر کدام به تعدادی رای آورده اند هرگز خودشان را کاندیدای این مسئولیت نکرده اند و خود پیشقدم اشغال این موضع مسئولیت نشده اند . این یکی از مهمترین تفاوت های مجاهدین با دیگر سازمان ها و احزاب سیاسی مشابه بوده و هست “

البته جالب است که فرقه مجاهدین خودش را مشابه  سازمان ها و احزاب سیاسی اعلام کرده است . اگز انها سازمان و حزب سیاسی  هستند که افراد خودشان را کاندیدا می کنند و رقابت می کنند در  سازمان ها و احزاب سیاسی فراکسیون وجود دارد و هر کدام برنامه ای خود را تبلیغ می کنند. خود سازمان مجاهدین در همین مطلب اعتراف می کند که ما مثل سازمان های و احزاب سیاسی نیستیم  و در پایین تر اشاره می کند:

خوب شما دیگر می توانید تا پایان این ماجرای را بخوانید که چقدر این خیمه شب بازی مضحک است که تازه همه این خیمه شب بازی هم تنها به خاطر تاثیرات انتخابات ریاست جمهوری ایران است ، بدون تردید و بدون شک  و …

ادامه این بحث را می توانید در ویدئوی زیر مشاهده کنید

انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

(پایان)

*** 

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

زهرا مریخی در آلبانیزهرا مریخی قبل از فرار از عراق مسئول اول سازمان تروریستی مجاهدین خلق و  تحت الامر سیستم اطلاعاتی نظامی صدام حسین بود

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30186

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا

Mohammad_Houssein_Sobhani_2017محمد حسین سبحانی، ایران قلم، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین می گفت و می گوید که دیگر قبل از سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه   فضاییی برای مبارزه مسالمت آمیز و سیاسی وجود نداشت و به همین دلیل در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ در یک اطلاعیه سیاسی ، نظامی آغاز فعالیت مسلحانه خود را رسما اعلام کرد و در روز سی خرداد ۱۳۶۰  به آن عمل کرد  من می خواهم این بحث … 

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

محمد حسین سبحانی :

مجاهدین خلق ، از تهران تا تیرانا 

چرا سازمان مجاهدین خلق به موقعیت کنونی رسیده است؟ 

آیا آنطور که مسعود رجوی بارها گفته است سی خرداد ۱۳۶۰ تردیدبردار نیست؟

ایران قلم  ـ ۳۰٫۰۶٫۲۰۱۷

https://youtu.be/_4ci8JsiR60

با سلام به بینندگان و دوستان گرامی

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانامن محمد حسین سبحانی هستم. امروز سی خرداد ۱۳۹۶ هست و یادآور یک روز تاریخی در وقایع سیاسی ایران به نام سی خرداد ۱۳۶۰ می باشد. روزی که سازمان مجاهدین خلق مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه را آغاز کرد و جامعه ایران دچار خسارت های زیادی در حوزه های سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی شد. از این روز بود که چرخه ترور و اعدام آغاز شد و فزونی گرفت و شکاف های بسیار عمیق اجتماعی در جامعه را منجر شد و بدون تردید همه محققین و پژوهشگران عقیده دارند که این رویداد ، سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه ، موجب شد که جامعه ایران از پیشرفت های سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی عقب بماند، هر چند که ممکن است عده ای اعتقاد داشته باشند که سی خرداد ۱۳۶۰ یک ضرورت تاریخی بوده است و در وقوع آن نمی توان تردید کرد. در واقع این تفکر را مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق نمایندگی کرده و می کنند. مسعود رجوی اعتقاد دارد که سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه یک ضرورت تاریخی بوده است و این مبارزه نباید یک روز زودتر و نه یک روز دیرتر این مبارزه مسلحانه  آغاز می شده است. (  به نقل از جمع بندی یکساله مقاومت. مسعود رجوی. سال ۱۳۶۱)

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانا

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانا

آیا آنچه که مسعود رجوی می گوید درست است؟ اگر درست است، چرا سازمان مجاهدین خلق از تهران در ایران ، به تیرانا در آلبانی رسیده اند؟

مگر قرار نبود مجاهدین خلق در سی خرداد ۱۳۶۰ جمهوری اسلامی را با مبارزه مسلحانه سرنگون کنند؟ پس چرا نشد؟

آیا جمهوری اسلامی در هل دادن سازمان مجاهدین به سمت آغاز مبارزه مسلحانه نقش داشت؟ آیا جمهوری اسلامی نمی توانست این روند را به تاخیر بیندازد؟ سازمان مجاهدین خلق چطور؟

تا قبل از سی خرداد ۱۳۶۰ تقریبا می توان گفت تمام احزاب و سازمان های سیاسی روزنامه و نشریه اختصاصی داشتند، متینگ های سیاسی اجتماعی داشتند، هر چند که این آزادی ها قانونمند و نهادینه نشده بود، ولی وجود داشت. اما بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ همه این آزادی ها به محاق فرو رفت و سازمان مجاهدین خلق خود مجبور شد، شاید نتوان گفت مجبور شد، باید بررسی کرد، ولی در هر صورت بعد از این مقطع یک روند وابستگی را طی کرد و با صدام حسین که در حال جنگ با مردم ایران بود پیوند سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک برقرار کرد.

در فیلم های ملاقات های مسعود رجوی با فرماندهان امنیتی و سرویس های اطلاعاتی صدام حسین که منتشر شده است، به روشنی مسعود رجوی می گوید که خون ما با خون اعضای حزب بعث و صدام حسین گره خورده و به لحاظ تاریخی در هم تنیده شده است.

آیا به واقع نمی شد جلوی وقوع سی خرداد ۱۳۶۰ را گرفت؟ روزی که هم اکنون نیز سازمان مجاهدین آن را گرامی می دارد و عرج  می گذارد، با اینکه سلاح ندارد و سلاح را از دست داده است و توسط ارتش آمریکا در پادگان اهدایی صدام حسین در عراق خلع سلاح شد ولی همچنان با شعار های خشونت طلبانه و مبارزه مسلحانه سر می دهد و به آن اعتقاد و باور دارد و با اینکه دیگر ارتش آزادی بخشی وجود ندارد، کماکان در شعار های  درونی و بیرونی اش خودش از ارتش آزادی بخش  نام می برد.

اما چرا من می خواهم به این بحث و نقد بپردازم؟  زیرا به نظر من سی خرداد ۱۳۶۰ یک روز تاریخی است و بدون تردید می توان گفت در میان چند روز تاریخی چند دهه گذشته مردم ایران جای دارد، و با روز های تاریخی مانند ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ، ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ، ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روزهای دیگر مقایسه کرد. بحث و بررسی و نقد سی خرداد ۱۳۶۰ از آن زاویه  اهمیت دارد که جامعه کنونی ایران نیاز دارد که  از آن روز و تجربه تلخ و غم انگیز درس و عبرت بگیرد تا امکان تکرار آن وجود نداشته باشد، چرا که ترور و خشونت در جامعه ، همه جوامع را در کلیه پهنه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی  به شدت به عقب می برد و متوقف می کند.

من به دلیل همین اهمیت است که قصد دارم بر اساس تجربیات  تشکیلاتی خودم در بیش از دو دهه همراهی و همکاری با سازمان مجاهدین خلق و حضور در عراق و همچنین بعد از آزادی از زندان های انفرادی  مجاهدین و زندان ابوغریب  به مدت ۱۵ سال در امور سازمان مجاهدین خلق و سایر فرقه های تروریستی تحقیق و پژوهش کردم و  اعتقاد دارم باید این تجربه ها را در اختیار عموم و دیگران قرار داد تا این تجربیات تلخ  تکرار نشود .

سازمان مجاهدین می گفت و می گوید که دیگر قبل از سی خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مبارزه مسلحانه   فضاییی برای مبارزه مسالمت آمیز و سیاسی وجود نداشت و به همین دلیل در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ در یک اطلاعیه سیاسی ، نظامی آغاز فعالیت مسلحانه خود را رسما اعلام کرد و در روز سی خرداد ۱۳۶۰  به آن عمل کرد  من می خواهم این بحث و سایر مسائل مرتبط با آن را  در سلسله گفتارهایی مورد بحث و بررسی قرار بدهم زیرا اعتقاد دارم نقد ترور و خشونت جامعه  ما را در مقابل حرکت های تند و خشونت طلبانه واکسینه می کند ، چه در لباس اپوزیسیون و چه در لباس حکومت،  و  فکر می کنم این بحث ها لازم است و تاثیرات خودش را می گذارد،  بنابراین باید دنبال کرد  که:

چرا سازمان مجاهدین خلق به موقعیت کنونی رسیده است؟ آیا آنطور که مسعود رجوی بارها در نشست های شورای مرکزی مجاهدین گفته است سی خرداد ۱۳۶۰ تردیدبردار نیست؟ آیا در سال ۱۳۶۰ راه دیگری جز مبارزه مسلحانه وجود نداشت؟

آیا اساسا رهبری سازمان مجاهدین خلق بعد از آزادی از زندان های رژیم شاه ، توهم و سودای رهبری انقلاب ۱۳۵۷  را نداشت؟ آیا واقعا مجاهدین خلق از درون و با دل و قلب از اینکه انقلاب ۱۳۵۷ پیروز شد، خرسند بودند یا اینکه مایل بودند مبارزه به درازا بکشد و از مدار راهپیمایی و تظاهرات مسالمت آمیز به مبارزه مسلحانه و راه های خشونت امیز برای سرنگونی رژیم شاه بکشد؟

آیا آنچنان که مسعود رجوی مدعی است، رهبری انقلاب ۱۳۵۷ ربوده و  سرقت شده بود؟ چه کسی سرقت کرده بود؟ از چه کسی این رهبری سرقت شده بود؟

تاریخچه مجاهدین خلق ایران مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی

محمد حسین سبحانی مجاهدین خلق از تهران تا تیرانا

چرا سازمان مجاهدین خلق همکار و مزدور صدام حسین شد؟ چرا هم اکنون این سازمان  پادو سرویس های اطلاعاتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دشه است؟ این ناشی از چه بوده است؟

آیا اتخاذ استراتژی مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه آنها را به این سمت سوق نداده است؟ سهم ایدئولوژی این سازمان مجاهدین خلق در این انحراف چه بوده است؟ در این انحراف کدام سهم بیشتری داشته اند ؟

آیا هم اکنون سازمان مجاهدین در تیرانا ، آلبانی چه می کند؟ براساس اخبار و  اطلاعاتی که وجود دارد سازمان مجاهدین در حال بازسازی و آماده سازی تشکیلاتی خودش هست و و براساس همان توهم هایی که رهبری این سازمان دارد، منتظر فرصت برای آغاز مجدد خشونت و ترور می باشد. آیا آنها در آلبانی خود را برای مبارزه مسلحانه و به قول مسعود رجوی برای استراتژی قیام آماده می کنند؟

آیا آنچه که داعش در چند هفته قبل در عملیات تروریستی که  در دو نقطه تهران صورت داد به ما یادآوری و گوشزد نمی کند که باید مداوم ترور و خشونت را نقد کرد تا جامعه به ریشه های این حرکت های تروریستی پی ببرد؟

چرا  سازمان مجاهدین خلق  بعد از گذشت سی و شش سال  از سی خرداد ۱۳۶۰ روش های مسلحانه  خشونت طلبانه را ترک نمی کند؟

آیا مشی مسلحانه پیوند تنگاتنگ و مستقیم با ایدئولوژی این سازمان دارد؟

آیا واقعا سازمان مجاهدین خلق دارای یک ایدئولوژی التقاطی از مارکسیسم و اسلام هست؟

آیا اگر بنیانگزاران سازمان مجاهدین خلق زنده بودند و هم اکنون حضور داشتند و همچنان به مشی مبارزه مسلحانه اعتقاد داشتند، راهی را جز آنچه که مسعود رجوی پیموده است، آنها می پیمودند؟

آیا مجاهدین که بخش زیادی از مردم ایران و جوانان را در فاصله زمانی ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ توانستند جذب خود کنند، توانستند از این بنیه اجتماعی برای تغییرات مثبت و تقویت دمکراسی در جامعه ایران استفاده بکنند؟ چرا نتوانستند استفاده بکنند؟

چرا مجاهدین خلق به شرایطی رسیدند که نه تنها به دمکراسی در درون جامعه کمک کنند ، حتی خودشان در درون مناسبات تشکیلاتی خودشان زندان های انفرادی درست کردند و زندان سازی و زندان بانی راه انداختند؟

آیا اینکه هر ساله سازمان مجاهدین خلق سی خرداد ۱۳۶۰ را با هزینه های هنگفتی که از کشورهای عربی و اموال به یغما برده مردم عراق هزینه می کند، گرامی می دارد ، آیا برای مردم ایران فایده ای دارد؟

من تلاش می کنم در سلسله گفتارهایی به این بحث بپردازم که چرا سازمان مجاهدین خلق که قرار بود جمهوری اسلامی را سرنگون بکند، از تهران به تیرانا در آلبانی رسیده است و متعجبانه کماکان به مانند سی و شش سال گذشته رهبری سازمان مجاهدین بر مشی خشونت و ترور باور دارد و اصرار دارد که مرغ یک پا دارد و استراتژی مبارزه مسلحانه تردید بردار نیست. اگر اجازه بدهید تا اینجای بحث که به عنوان یک مقدمه مطرح بود ، را متوقف بکنیم و ادامه بحث را در قسمت آینده پی بگیریم.

*** 

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

***

همچنین:

مصاحبه با آقایان عیسی آزاده و محمد حسین سبحانی در حاشیه آکسیون سن میشل پاریس، دادگاه مهدی ابریشمچی

ایران قلم، سیزدهم می ۲۰۱۵:… من یک آرزو بیشتر ندارم ارزویم اینست که تمام آن افرادی که الان در لیبرتی اسیر فرقه رجوی هستند اینها بیایند به دنیای آزاد و اروپا و خودشان انتخاب کنند و بیایند به دنیای آزاد وصل شده و خودشان هر که خود می خواهند انتخاب کنند و خودشان آزادآنه؛ ولی واقعیت اینست

قسمت پنجم و آخر مصاحبه خانم سنجابی با آقای محمد حسین سبحانی

ندای حقیقت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)ندای حقیقت، بیست و یکم مارس ۲۰۱۵:… به نظر من پایه بحث اینجاست که از بالا فرقه رجوی به استخدام موساد در آمده و هماهنگی های لازم شده است ، حال در پایین رجوی ها برای اینکه خودشان را هم کمی گنده و بزرگ جلوه دهند، به مستخدمین هدایت شده از طرف موساد به سمت مجاهد

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت پایانی

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  بله پاسخ این سوال را دادم که الان در آنجا بچه‌های ما را که فریب داده و به عراق بردند الان بین سی و پنج تا چهل ساله هستند و پدران و مادران آنها که افرادی مثل من هستند از سن پنجاه و پنج شروع شده و تا هشتاد ساله می رسد و شما این تصاویری که در این نوار صوتی ملاحظه می فر

پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی ۱۱ آبان

ایران قلم، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۴:… رجوی با ایجاد رعب و وحشت و وصیت کردن قتل اعضای جداشده این پیام را به شنوندگان این پیام صوتی ، یعنی قربانیان لیبرتی ، منتقل می کند اگر به فکر جدا شدن از سازمان افتاده اید مواظب باشید سازمان و من با آنها چگونه رفتار خواهم کرد. البته این شگرد همیشگی رجوی در سرفصل های مشابه بوده است من

وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  چرا نوشتم این فرقه ها چه بسا بسیار بیشتر از دولت ها و حکومت های مستبد و دیکتاتور، نقض کننده حقوق بشر میباشند؟ زیرا این فرقه ها نقش دروغین اپوزیسیون و ناجی مردم را هم بازی می کنند و خود را آلترناتیو “استبداد و ارتجاع “معرفی می کنند. رهبری این فرقه ها خود را ” سید الرج