عضو رهبری مجاهدین: امریکا مجددا عراق را اشغال کند!

عضو رهبری مجاهدین: امریکا مجددا عراق را اشغال کند!

ایران دبدبان، سی ام نوامبر 2015:… مجاهدین عادت کرده اند لقمه را دور سرشان بچرخانند و در دهانشان بگذارند، اصولاً سرراست نیستند و ذاتاً دروغگو؛ تا خرخره گرفتار در منجلاب بدبختی و بحران هستند و محتاج آویزان شدن به کشوری که آنها را مثل صدام زیر بال و پر بگیرد، اما به طرف مقابل می گویند که برای نجات خودت بیا و ما را حمایت کن. انگار که بقیه اوضاع زار آنها را نمی‌بینند و منتظرند که دستور از جانب

اگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

مریم رجوی علی صفوی تروریسماسرائیل، عربستان و منافقین بزرگترین بازندگان توافق ایران و قدرت های جهانی

لینک به منبع

عضو رهبری مجاهدین از آمریکا خواست؛

آمریکا مجدد عراق را اشغال کند!

اول: فقط یک فرض می‌توان برای مقاله نوشتن اعضای اصلی مجاهدین با نام مستعار پیدا کرد، این که اقرار به اوضاع نابسامان و وضعیت بغرنجی که در آن گیر افتاده اند و لازمه برخی از تحلیل هاست و بایستی در جایی به آن اشاره شود، می تواند یک اعتراف رسمی و مستند از جانب مجاهدین به حساب آید و مورد استفاده قرار گیرد، لذا از آنجا که ممکن است رجوی فردا بخواهد حرف دیگری بزند به این زبان بسته‌ها اجازه نمی‌دهد با نام و نشان خودشان مطلب بنویسند، پس بهتر است در قالب یک فرد همه چیزدان و تحلیل گر سیاسی عجز و ناله سر دهند که فردای روزگار راحت بتوانند زیر همه چی بزنند و گاف‌های داده شده را ترمیم نمایند.

دوم:مجاهدین عادت کرده اند لقمه را دور سرشان بچرخانند و در دهانشان بگذارند، اصولاً سرراست نیستند و ذاتاً دروغگو؛ تا خرخره گرفتار در منجلاب بدبختی و بحران هستند و محتاج آویزان شدن به کشوری که آنها را مثل صدام زیر بال و پر بگیرد، اما به طرف مقابل می گویند که برای نجات خودت بیا و ما را حمایت کن. انگار که بقیه اوضاع زار آنها را نمی‌بینند و منتظرند که دستور از جانب رهبری عقیدتی صادر شود تا اجابت کنند!

سوم: آخرالامر اما مجبورند به اعتراف به درماندگی، اعتراف هم نکنند، هستند کسانی که زبان وارونه آنها را به زبان سره تبدیل کنند و نشان دهند که رجوی با قمپز درکردنهایش در این 13 سال، فقط و فقط حس لجاجتش را ارضا کرد و البته تعدادی افراد مفلوک را قربانی کرد و نتیجه همان بود که از روز اول سرنگونی صدام همه به صدای بلند گفتند که کار مجاهدین تمام است و حالا خودشان درمانده تر از آنند که بتوانند آن را پنهان کنند.

چهارم : برای این همه نگاه کنید به مطلبی با عنوان «تروریسم در یازده سپتامبر 2001، نیویورک و پیامدها» به قلم «هادی محسنی» !

در بند آخراین نوشته، پس از سوز و گداز از خروج نظامیان آمریکایی از عراق که چترحفاظتی مجاهدین بودند چنین نوشته است:

«نتیجه اینکه جنگ! تروریستی امریکا بعد از 11 سپتامبر 2001 این پیامدها را داشت:

– تولید و تکثیر بنیادگرایی وحشی که در شرایط فعلی معروفترین اش “داعش” نام دارد که بخاطر همین اشتباهات دامن کشورهای امن را هم گرفته و ناامنی جهانی را دامن زده است.

” تونی بلر، نخست وزیر پیشین بریتانیا، با اذعان به تاثیر حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ در پیدایش گروه حکومت اسلامی (داعش)، نسبت به برخی از اشتباهات در جنگ عراق عذرخواهی کرده است.” ۱۳۹۴/۰۸/۰۴ – رادیو فردا

– آرامش و امنیت منطقه خاورمیانه بهم خورده و کشتار و هرج و مرج تمامی مردم منطقه را دربدر کرده است. »

در این دو مورد احتمالاً نویسنده ظاهراً از یاد برده است که رهبری مجاهدین، پس از آن که رفتن صدام را قطعی دیدند در صف کسانی که برای اشغال عراق سوت و هورا کشیدند قرار داشتند و در سیطره‌های عراق همراه و همپای سربازان آمریکایی مستقر شدند و برخلاف آن عملکرد، ریاکارانه برآمدن داعش را نتیجه حمله آمریکا به عراق و اشغال این کشورمی‌داند، در نتیجه گیری رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته و درخواست اشغال دوباره عراق را به عنوان استراتژی برون رفت مجاهدین از بحران مطرح می سازد، استراتژیی که با توجه به وضع فلاکت‌بار این گروه بسیارقابل فهم است و درخواست وارونه از آمریکا برای پرکردن خلاء عراق، مصداق بارز همان چرخاندن لقمه دور سر می‌باشد:

«بنابراین اگر سیاستی با بنیادگرایی به مماشات پرداخته و با معامله با آن خطی را پیش ببرد قطعا بر علیه خود و منطقه ای عمل خواهد کرد که این سیاست در آنجاها جاری گردد.بی جهت نیست که اغلب سیاستگذاران فعلی و سابق امریکا نوعی بن بست در سیاست منطقه ای و در مبارزه با داعش را به نمایش می گذارند که خیلی قابل توجه و درس آموز است.

رودی جولیانی که در زمان حادثه 11 سپتامبر امریکا شهردار نیویورک بود در مصاحبه با تلویزیون فاکس نیوز 26 آبان 1394 ـ 17 نوامبر 2015 از جمله گفت: “اگرما نیروهای خود را از عراق و افغانستان بیرون نکشیده بودیم، داعش هرگز ظهور پیدا نمی کرد. داعش خلایی را پر میکند که دراثر سیاست خارجی ما ایجاد شد. داعش خلق شده توسط اوباماست”. »

اما از همه مهمتر اعتراف این عضو رهبری مجاهدین به برنده شدن ایران و اذعان به باختن مجاهدین در خلال تحولات ده سال اخیر منطقه است:

«خلاصه اینکه عملیات اشغال عراق” برد” برای رژیم بنیادگرای ایران, هرج و مرج در منطقه و صدمه بر مقاومت سازمانیافته مردم ایران بود. »

***


https://youtu.be/26Mps-OQLTU

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

***

همچنین:

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22186

درخواست باند رجوی از غرب؛ به خاک ایران حمله کنید!

ایران دیدبان، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۵:…  اما غربیها نه آنقدرابله اند و نه دلشان می خواهد که فریب دار و دسته منفور رجوی را بخورند، زیرا می دانند که اولاً ایران، عراق نیست، دوماً آن «ارتش تروریستی» تحت حمایت اربابان وهابی – تکفیری رجوی است. در پایان این عضو باندرجوی، عاجزانه و ملتمسانه می خواهد که غربیها نه تنها به ایران حمله کنند، بلکه با پس زدن شورای ملی مقاومت ( که این روزها به جای آنکه …

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

لینک به منبع

درخواست باند رجوی از غرب؛ به خاک ایران حمله کنید!

پس از سرنگونی صدام و خلع سلاح مجاهدین و از دست رفتن امکانی که از نظر رجوی قرار بود برای راه انداختن جنگی دیگر علیه ایران به کار گرفته شود؛ رهبری مجاهدین برای به راه انداختن چنین جنگی به سراغ کشورهای غربی رفت و برتحریک قدرتهای غربی با انواع بهانه ها برای حمله به ایران متمرکز شد و در این مسیرهیچ گاه متوقف نشده است.

گفتن این که رجوی و دار و دسته اش آرزوی جنگ دارند و هرترفندی را برای رسیدن به این آرزو به کار می بندند، پرده از واقعیت پنهانی برنمی دارد، هم طرفهای غربی و هم جمهوری اسلامی می دانند که مجاهدین پس از حمله آمریکا به خاک افغانستان و عراق، برای حمله به ایران روزشماری کردند. حتی قبل از تجاوز به خاک سوریه این مریم رجوی بود که آشکارا از غرب خواست که به جنگ سوریه به عنوان باب حمله به ایران بروند. اما رهبری منافق این گروه تروریستی است که با شکلک‌های فریبکارانه‌ای مثل رفراندم (هذیانی که مجاهدین از فرط هول و هراس ناشی از سقوط صدام به زبان آوردند)، راه حل سوم، خطر هسته‌ای ایران، قیام مردمی… مذبوحانه می‌کوشد که نیات جنگ طلبانه و ضدانسانی‌اش را پنهان سازد؛ از این رو وقتی تمنیات و آرزوهای دل آنها برای تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران برملا می شود و آشکارا از قدرتهای غربی می خواهند که به ایران حمله کنند، بایستی اهداف اصلی این گروه را افشا نمود.

اخیراً یکی از اعضای رهبری گروه تروریستی مجاهدین مستقر در پاریس که با نام مستعار «هادی محسنی» در سایتهای این گروه مقاله می نویسد، در مطلبی با عنوان «جمعه سیاه فرانسه و جنگ در پاریس»، صراحتاً درخواست مجاهدین برای حمله به خاک ایران را مطرح ساخته و به پیشینه دو دهه ای آن از سوی مجاهدین اشاره می کند.

وی که به بهانه حوادث پاریس عقده های دل رجوی را بیرون ریخته است، ضمن یادآوری صحبتهای رئیس جمهور فرانسه می نویسد:« رئیس جمهور فرانسه خطاب به مردم کشورش گفت: وقایع جمعه شب در پاریس اقدامی جنگی است که یک ارتش تروریستی آن را انجام داده است. یک ارتش اسلامگرا علیه فرانسه و ارزش‌هایی که ما در سراسر جهان آنها را به پا داشته‌ایم. کشور در مواجهه با اقدامی جنگی، اقداماتی مقتضی را انجام خواهد داد.»

وی رئیس جمهور فرانسه را مخاطب قرار داده می نویسد:« وقتی صحبت از ” جنگ” است باید خاک آن و حاکمیت کشور جنگ کننده را نهایتا نشانه رفت. اگر این جنگ بنیادگرایانه با کشتار وحشیانه در منطقه خاورمیانه و اروپا و جهان شعله ور شده است لازمه اش اقدام فوری و اقدامات پیشگیرانه است. آنهم امکان پذیر نیست مگر پدرخوانده تروریسم و خاکی که این جرثومه فساد در آن خاک حکومت می کند را معرفی کرد. مجاهد خلق محمد محدثین سال ۷۱ در کتابش گفت: ” بدون رویارویی مستقیم با بنیادگرایی، که قلبش در تهران می تپد و بازوانش از مغرب عربی تا اندونزی و مالزی گسترش دارد” امکان خاموشی این جنگ جهانی امکانپذیر نیست.»

البته طرف از شدت ناکامی و سرخوردگی در به راه انداختن جنگ علیه ایران، ابلهانه کوشیده است که واژه مورد استفاده رئیس جمهور فرانسه را از «ارتش تروریستی» به «کشور جنگ کننده» تغییر دهد!

این که محدثین و رهبرعقیدتی اش از سال ۷۱ ذلیلانه در انتظار جنگی به سر می برند که تشکیلاتشان را از گرداب فروماندگی و بدبختی نجات دهد بر کسی پوشیده نیست، اما انگار او و رهبر عقیدتی اش هوشمندی غربیها را دست کم گرفتند، اگر غربیها فریب چلبی را خوردند، به این خاطر بود که دلشان می خواست فریب بخورند و اطمینان داشتند که صدام آنقدر منفور مردم عراق هست که به راحتی از پس ساقط کردن وی برآیند، اما غربیها نه آنقدرابله اند و نه دلشان می خواهد که فریب دار و دسته منفور رجوی را بخورند، زیرا می دانند که اولاً ایران، عراق نیست، دوماً آن «ارتش تروریستی» تحت حمایت اربابان وهابی – تکفیری رجوی است.

در پایان این عضو باندرجوی، عاجزانه و ملتمسانه می خواهد که غربیها نه تنها به ایران حمله کنند، بلکه با پس زدن شورای ملی مقاومت ( که این روزها به جای آنکه یارشاطر رجوی باشد بارخاطروی است) گروه مجاهدین را به عنوان جایگزین به حساب بیاورند:

« نکات زیر عملی و مورد توجه قرار خواهد گرفت:

– معرفی خاک پرورش دهنده تروریسم و حاکمیت کشوری که ایران باشد بعنوان عامل تمامی جنایات در خود ایران و سوریه و منطقه و پاریس و جهان تحت عنوان پدرخوانده تروریسم جهانی.

– راه حل که به نظر نگارنده و همه دردمندان گرفتار بنیادگرایی، آلترناتیو شورای ملی مقاومت ایران می‌باشد. با این توجه عمیق که نیروی اصلی این شورا سازمان مجاهدین خلق ایران است که هماورد ایدئولوژیکی – سیاسی دیکتاتوری مذهبی – تروریستی ایران است. »

البته درخواست تهاجم به ایران و از رهگذر آن بیرون آوردن مجاهدین از منجلابی که در آن دست و پا می‌زنند، بسیار طبیعی است و هر موجود بی ارزش دیگری هم در موقعیت آنان بود، چنین درخواستی می‌داشت، لیکن اگر ذره ای شعور و قدرت تحلیل وضعیت را می داشتند اینقدر سرنا را از سر گشادش باد نمی کردند و نعل وارونه نمی زدند تا به کشورهای غربی بباورانند که باید برای مهار ارتش تروریستی سعودی- ترکیه ای، یقه ایران را بگیرد. اگر رهبری مجاهدین ذره‌ای فهم می داشت، همانند نتانیاهو صراحتاً طرفداری اش از جنگ را اشکار می ساخت و اینقدر زحمت آسمان و ریسمان بافتن توهمی را به خود نمی‌داد.

***

(یکی از آخرین عکس های دجال رجوی قبل از فرار)
کارشناس وزارت اطلاعات: ماجرای انقلاب طلاق/ رجوی در اروپا ولی بالاجبار مخفی است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22061

فرمان قتل و غارت و آدمسوزی و کشتار توسط خلیفه مجاهدین. چه کسی داعشی است؟

ایران دیدبان، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… هم‌ جبهگی با داعش بالاتر از این که رجوی اذعان می کند قصد انحراف افکار غربیها از خطر داعش را داشته است. البته این اعترافی از سر درد و سوزش است که ناتوان از به راه انداختن جنگی علیه کشورمان به بهانه بنیادگرایی غربی‌ها را ملامت می کند. اما ببینیم بنیادگرا و داعشی اصیل کیست؟ به عنوان یک نمونه از میان هزاران، اظهارات کادرهای اصلی مجاهدین در همین خیمه شب بازی …

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسممریم قجر و چانه زنی برای خلافت رجوی

لینک به منبع

فرمان قتل و غارت و آدمسوزی و کشتار توسط خلیفه مجاهدین؛

چه کسی داعشی است؟

این که به هر مناسبتی ولو رد شدن یک ستاره دنباله دار از آسمان زمین، ببینیم که باد رسانه های غربی از کدام سو می وزد و در همان جهت چهارشاخ بزنیم و هر گاه بشود و بهانه ای دست بدهد، به تیمار لیبرال دمکراسی برخیزیم تا خود را دایه مهربانتر از مادر نشان دهیم، فقط و فقط در شأن به گل ماندگانی مانند باند رجویست و درخور اعتنا نیست؛ اما این که دار و دسته رجوی به مناسبت همین وقایع تروریستی و تلخ پاریس کور خودشان شده اند و بینای جمهوری اسلامی، آن هم به امید این که ته این تغار شکسته را بلیسند، شایان پاسخگویی و آن هم با یادآوری مواضع خلیفه مجاهدین و مواضع ایدئولوژیک آنان است.

مجاهدین در اطلاعیه‌ای با عنوان «هم جبهگی آخوندها با داعش، تلاش برای نجات اسد و معرفی غرب به‌عنوان مسئول کشتار پاریس» مضمونی را در تأیید این ادعا از سخنان رییس قوه قضائیه جمهوری اسلامی به این شرح آورده اند:

«لاریجانی، رئیس قوه قضاییه رژیم آخوندی، در روز ۲۵آبان، با اشاره به کشتار پاریس گفت: «کسانی که راه ورود تروریستها به عراق و سوریه تسهیل و آنها را حمایت کردند، امروز خود با پیامدهای آن مواجهند… حمایت از تروریسم.. ممکن است در یک برهه‌یی به نفع خودشان تمام بشه اما نهایتاً دودش به چشم خودشان خواهد رفت.»

البته در دار و دسته رجوی که ید طولایی در سانسور و کانالیزه کردن اخبار مورد نظرش دارد، به تمام صحبتهای ایشان که سراسر محکومیت داعش و جنایات این گروه در کشورهای مختلف از جمله فرانسه است اشاره نکرده و به صورت گزینشی آن را منتشر ساخته، شاید به این دلیل که نخواسته خاطرعشایرانقلابی عراق( نامی که مجاهدین به داعش می دهند) را برنجاند!

اما اگر میزان هم جبهگی با داعش چنین سخنانی باشد، باید سخنان رجوی درست یکسال جلوتر از جمهوری اسلامی در تاریخ ۱۱ آبان ۹۳ را یادآوری نمود که می گوید:

«حالا ما با سومین ائتلاف بزرگ بین المللی روبرو هستیم در یک نسل. ائتلاف اول در جنگ کویت بود در سال ۱۳۶۹، ائتلاف دوم در جنگ عراق بود بود در سال ۱۳۸۱ و ۸۲ و حالا یک دهه بعد در سال ۹۳ با ائتلاف ۶۰ کشور مواجهیم که خطر ارتجاع و بنیادگرایی تحت نام اسلام و خلافت اسلامی دامنگیر خود آن‌ها شده، همان خطری که از سه دهه پیش در موردش هشدار می‌دادیم و می‌گفتیم و می‌نوشتیم. با این تفاوت که هنوز هم سعی می‌کنند تا آنجایی که می‌شود پدرخوانده داعش را در قم و تهران نادیده بگیرند.»

هم‌جبهگی با داعش بالاتر از این که رجوی اذعان می کند قصد انحراف افکار غربیها از خطر داعش را داشته است. البته این اعترافی از سر درد و سوزش است که ناتوان از به راه انداختن جنگی علیه کشورمان به بهانه بنیادگرایی غربی‌ها را ملامت می کند.

اما ببینیم بنیادگرا و داعشی اصیل کیست؟

به عنوان یک نمونه از میان هزاران، اظهارات کادرهای اصلی مجاهدین در همین خیمه شب بازی امسال مجاهدین در مورد تشکیل شورای مرکزی زنان، نشانگرعمق داعشی بودن آنها و نگاه زاویه دار آنها به جهان متمدن است. محمدعلی توحیدی در نشست مجاهدین به همین مناسبت چنین می گوید:

«به چشم می بینیم که این [شورای مرکزی زنان] نیرویی است برای تغییر در جهان، برای مژده آزادی به سراسر عالم، نه فقط به دنیا و جهان سوم بحران زده و تحت ستم و خیانت شده و چپاول شده؛ از آسیا تا آفریقا تا آمریکای لاتین تا جاهای دیگر، بلکه به همین دنیای غرب و به اصطلاح جهان اول که زیر خیلی خیانتها داره استخوانها و ارزشها و دست آوردهایش خرد می شود.»

این دیدگاه را بگذاریم کنار حکم خلیفه مجاهدین برای گردن زدن جداشدگان و قتل عام مخالفین و کشتن و نابود کردن هر کس که در با آنان نیست. در همان پیام آبان ۹۳ رجوی می گوید:

«قاتلان مجاهدین را باید در برابر عدالت قرار داد تا کیفر ببینند. آنهایی که در پرونده ۱۷ ژوئن شهادت دروغ دادند (منظورش جداشدگان و آقای بنی صدر است )و آن خودسوزی‌های قهرمانانه مشعل‌های جاودان و شعله‌ور آزادی را برانگیختند یک یک باید حساب پس بدهند و در برابر عدالت قرار بگیرند. خامنه ای و رفسنجانی و روحانی و مالکی …باید کیفر یابند.

مزدورهایی که به مالکی نامه نوشتند، از قتلعام و کشتار مجاهدین از گروگانگیری و زدن تیر خلاص در اشرف سپاسگزاری کردند یک به یک باید در برابر عدالت قرار بگیرند و باید به کیفر شایسته و سزاوار خودشون برسند.

ارتش آزادیبخش و مؤسسان چهارم در این زمینه با کسی شوخی ندارد.»

خلیفه داعش هم چنین خط و نشانهایی برای عالم و آدم نمی‌کشد که خلیفه مجاهدین می‌کشد و همه را تهدید به مرگ و نیستی می کند آن هم در زمانی که خود از ترس فرار کرده است!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21939

رهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

ایران دیدبان، سیزدهم نوامبر ۲۰۱۵:…  واقعیت این است که رهبری مجاهدین از دیرباز تا کنون حتی یک ذره هم با نیروهایش صداقت و وفا نداشته و همواره آنها با توجیه های مختلف ( و دهان پرکنی مثل اصل حداقل اطلاعات، تست اعضا و یا انگیزه دادن و تلاش برای نگه داشتن نیرو) نامحرمترین و حتی دشمن محسوب شده و می شوند. واقعیتی که شمه ای بسیار اندک آن در مقاطع مختلفی مانند جلوگیری غیرانسانی از دیدار …

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003منت بر “آزادی” نگذارید. خون شما بخاطر “رجوی” ریخته می شود

لینک به منبع

خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛

رهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش

رحوی اعضای مجاهدین خلقچند ادعای قابل تأمل و مهم هست که رهبری مجاهدین در مقام مروج، تلاش کرده آنها را به باور اعتقادی اعضا تبدیل کرده تا بر پایه آن، وسیله ای برای توجیه رفتارش و در حقیقت ابزاری برای تحمیق نیروها بسازد.

این که تاریخ و آینده همه چیز را روشن خواهد ساخت و حقانیت فلان موضع گیری ما معلوم می شود، یکی ازاین ادعاهاست که با گرفتن ژستی حق به جانب و مظلوم نمایانه نیز همراه است. بر کسی پوشیده نیست که چنین ادعایی صرفاً برای فرار از پاسخگویی است و با وجود این که «آینده» بارها و بارها هم غلط بودن و هم باطل بودن مواضع و عملکرد مجاهدین را نشان داده است، هیچگاه رهبری این گروه حاضر نشده است به نقد رفتارش تن بدهد و اعلام کند که اشتباه کرده است.

ادعای دیگر آن است که:« رهبری چیزهایی می داند که شما نمی دانید»، تلاش برای بزرگ نمایی و حقنه کردن این ادعا گاهی آنچنان شدت می یابد که رجوی را وصل به نیروها و منابعی فرازمینی و مافوق تصور معرفی می نمایند که یک عضو معمولی از درک آن عاجز است!

با ایجاد چنین باور و تلقی است که می شود به اعضا دروغ گفت و آنها نیز به راحتی بپذیرند، حتی اگر به اطلاعات و اخبار هم دسترسی داشته باشند- که ندارند- بازهم چنین حربه ای کارآیی دارد و رهبری متناسب با نیازهایش اخبار و اطلاعاتی را جعل می کند که عضو معمولی گروه چاره ای جز پذیرش آن ندارد.

گرچه از این قسم باورها و خرافات ابلهانه در فرقه رجوی فراوان وجود دارد، اما برملا شدن یکی ازاین دروغهای اسفناک انگیزه ای شد که تا با اشاره به آن، فرصتی برای طرح حقیقتی مهمتر دروغگویی‌های شخص رجوی و رهبری مجاهدین پیش آمد. اما ابتدا این دروغ تأسف انگیزی که تا کنون بر اثر آن دهها تن از نیروهای این گروه قربانی شده اند تا رهبری مجاهدین فرصت تبلیغات و مطرح شدن تشکیلاتش را فراهم سازد، که توسط برادر یکی از ساکنان کمپ لیبرتی افشا شده است:*

«در ماه اوت ۲۰۱۴ با مراجعه به سفارت امریکا و اصرارهای بسیار، عاقبت مسئولی در سفارت آمریکا به من پاسخ داد که سازمان ملل با همکاری سایر کشورها یک راه حل فوری انساندوستانه برای نجات جان ساکنان لیبرتی اتخاذ کرده و میخواهد ۲۰۰۰ نفر را یکجا از کمپ لیبرتی به کشور رومانی که در اتحادیه اروپاست، منتقل کنند… یکنفر از کمیساریا در عراق به ما زنگ زد که برادرم انتقال به رومانی را نپذیرفته است… برادرم علت قبول نکردن خودش را این چنین توضیح داد : “سازمان به ما – ساکنان لیبرتی – گفته که انتقال به رومانی را نپذیریم و امضا نکنیم و بگوئیم که میخواهیم به آلبانی برویم… از طریق یکی از هواداران در جریان تحلیلی که مجاهدین در پاسخ هواداران ارائه داده بودند، قرار گرفتم. تحلیل این بود : ” سازمان با انتقال ۲۰۰۰ نفر به رومانی توافق کرده بود ولی رژیم جمهوری اسلامی با تهدید رومانی به قطع معاملات اقتصادی این توافق را بهم زده است.”»

انداختن مسئولیت همه خرابکاریها و متحقق نشدن وعده‌ها و از همه مهمتر کشته‌ها به عهده “رژیم” راحت‌ترین کاری است که رهبری مجاهدین در این سالها با توسل به آن توانسته است از زیر بار مسئولیت اقدامات نسنجیده و البته خائنانه خود فرار کند، اما در این مورد خاص باید پرسید که مگر جمهوری اسلامی چقدر رابطه اقتصادی با رومانی داشته و دارد که با یک چنین تهدیدی بتواند جلوی این توافق را بگیرد، وانگهی با آلبانی که کشوری است که مسلمانان هم در آن هستند و ایران نفوذ بیشتری در آن دارد چرا چنین کاری را نکرده است؟

اما نکته مهمی که باید به آن توجه کرد و نباید از آن غافل شد و از لابلای چنین رفتاری خود را نشان می‌دهد، نسبت بین رهبری مجاهدین با نیروها است!

کافی است که هر کسی از خود بپرسد در زندگی معمولی ما حقیقت را از چه کس پنهان می کنیم و به چه کسی دروغ می گوییم و همین سوال را به شرایطی که خطر ما را تهدید می کند و یا درگیر یک کار پرمخاطره مثل مبارزه پنهانی با یک سیستم هستیم، تسری دهد!

این سوال مهمی است که با یافتن پاسخ آن بهتر می توانیم به نوع رابطه رهبری مجاهدین با نیروهایش پی ببریم!

آیا جز این است که در این چنین شرایطی فقط به دشمن مان دروغ می گوییم؟

لیست بلند وبالای دروغهای رهبری مجاهدین به اعضایش – دشمنانش، سیاهه ای است به قدمت پنجاه سال که حقیقتاً در تاریخ معاصر احزاب و سازمانهای ایران بی نظیر است، برای نمونه فقط کافیست به چند فقره از آن اشاره و توجه نمود:

چرا نیرو را به خانه تیمی لو رفته می فرستند؟

چرا یک نیرو را وقتی می دانند لو رفته است به عملیات داخل کشور می فرستند؟

چرا به نیرو رهنمود می دهند تماس تلفنی با(شماره لو رفته) سرپل سازمان در ترکیه بگیرد؟

چرا به یک نیرو می گویند که همسرت طلاق گرفته و پدرت فوت کرده است؟

چرا فرد را از فرانسه و آلمان و آمریکا برای سه ماه خدمت زیر پرچم ارتش آزادیبخش به عراق می آورند و بیست سال نگه می دارند تا کشته شود؟

در جریان انقلاب طلاق چرا همسران را از هم جدا کرده و به آنها می گویند که همسرت از تو طلاق گرفته است؟

چرا در جریان پروژه های رفع ابهام به زور از افراد اقرار به جاسوس و نفوذی بودن می گیرند؟

اساساً چرا وقتی می دانند که جمهوری اسلامی با نیروی بازگشته سازمان هیچ کاری ندارد، به او می گویند که زندان و شکنجه و اعدام در انتظار توست؟

واقعیت این است که رهبری مجاهدین از دیرباز تا کنون حتی یک ذره هم با نیروهایش صداقت و وفا نداشته و همواره آنها با توجیه های مختلف ( و دهان پرکنی مثل اصل حداقل اطلاعات، تست اعضا و یا انگیزه دادن و تلاش برای نگه داشتن نیرو) نامحرمترین و حتی دشمن محسوب شده و می شوند.

واقعیتی که شمه ای بسیار اندک آن در مقاطع مختلفی مانند جلوگیری غیرانسانی از دیدار فرزندان با والدین جداشده شان( نمونه مرحوم هادی شمس حائری و یا آقای مصطفی محمدی و …)، بی احترامی و دادن القاب زشت و هتاکانه به کسانی که سالها با این گروه همراهی کردند، جلوگیری از دیدار خانواده ها با فرزندانشان و پرونده سازی برای اعضای جداشده در کشورهای اروپایی و … خود را نشان داده است و ابعاد بسیار گسترده آن علیه ساکنان کمپ لیبرتی و کمپ اور سور واز مکتوم مانده است و ظاهر فریبنده ادعاهای رهبری مجاهدین باعث می شود که افکار عمومی کمتر به آن توجه کنند.

_________________

* چرا مجاهدین انتقال به رومانی را نپذیرفتند؟

http://campaignlettre.blogspot.fr/2015/11/blog-post.html

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgSyrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

***

همچنین:

آیا ابریشمچی، در تحلیل جنگ، رجوی را هدف گرفته است؟

ایران دیدبان، دهم اکتبر ۲۰۱۵:… پر واضح است که بیان چنین وضعیتی با اشاره به سیاستی که رجوی برگزید بسیار معنادار است، به گونه‌ای که بزرگترین ضربه به مجاهدین را جدایی بنی صدر و نتیجه بلافصل اقدام رجوی در همدستی با رژیم صدام می داند، باید توجه داشت که این همان بنی صدری است که مجاهدین با

کمپین حمایت از صلح برای ایران و سکوت ذلت بار مجاهدین

2014-09-16-USIran.jpgسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هجدهم اوت ۲۰۱۵:…  آنچه در خصوص کمپین حمایت از صلح برای ایران و سکوت رسانه‌ای معنی‌دار مجاهدین قابل ذکر است اینکه ؛ مبتکران این کمپ

چرخ و دندهای توافق وین و جیغ های بنفش مسعود رجوی

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۵:… رجوی به شدت از توافق وین سرخورده شده است و به برخورد دوگانه غرب در خصوص وضعیت عراق و ایران اشاره می‌کند و این‌که چرا آمریکا بر سر تسلحیات عراق به این

مریم قجر و چانه زنی برای خلافت رجوی؛ مجاهدین بازیچه ترفند ناکارآمد جنگ‌طلبان

مریم رجوی داعش تروریسم سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم می ۲۰۱۵:…  اما مشکل این است رژیمی که رجوی خواهان براندازی آن است در حال حاضر با کمک‌های تسلیحاتی و مشاوره‌ نظامی به دولت عراق و گروه‌های مختلف شبه‌نظامی نقشی مهمی در توقف پیش

توافق لوزان و نعل وارونه زدن‌های رهبری مجاهدین (بسته شدن شکاف حیاتی فرقه رجوی)

توافق هسته ای مجاهدین خلق فرقه رجویسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هفتم آوریل ۲۰۱۵:… ضمن این‌که رفتار جدید مجاهدین با اطلاعیه سیزدهم فروردین ۹۴ این گروه نیز در تناقض است. اگر بواقع مجاهدین معتقدند که رژیم در این توافق نامه همه چیز را از دست داده و هیچ چیزی نگرفته است واقعا چرا خوشحال نیستند و از آن استقال نمی‌کنند؟ مگر نه این

بیانیه لوزان و تناقض‌گویی‌های مریم رجوی

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم آوریل ۲۰۱۵:…  اما آنچه که در خصوص این اطلاعیه و موضعگیری عجولانه و پر از تناقض رهبری مجاهدین می‌توان گفت این‌که آنان به کرات و در سرفصل‌های مختلف