علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و سوم و سی و چهارم)

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و سوم و سی و چهارم)

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و سوم و سی و چهارم)علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، بیستم سپتامبر 2020:… عمدا وسایل مرادزدیده بودند ازجمله رادیو را که هدف اصلی رادیو بود ودفترخاطرات ودفتر شعرکه شعرهایی بود که خودم سروده بودم وانها میدانستند که شعرمیگویم زیرا شعرهایم دربولتن مقرچاپ ودرتابلو نصب میشد هدف این سه قلم بود منهم گزارش نوشته وتمام وسایلی را که دزدیده شده بود را نوشتم وخواهان رسیدگی وبرگرداندن وسایل شدم درنشست گفته شد ما دنبال میکنیم منهم جواب دادم امیدوارم تحقیقات کوهی نباشد که موش بزاید چند روز بعد توسط دوستان اطلاعات را جمع اوری ودراوردیم کارچه کسانی بوده ووسایلم درکمد چه کسانی ست منهم گزارشی نوشته وگفتم می دانم کارچه کسانی ست ووسایلم درکمد دیگران است هروقت تحقیقات تمام شد منهم اسم میاورم گذشت تا یکماه بعد مرا صدا زده که چند تا ازفرماندهان هم بودند وگفتند ما تحقیقات کردیم وبه این نتیجه رسیدیم که کارخودت بوده. علی شیرزاد: خاطرات من . 

مجاهدین خلق کمپ اشرف علی شیرزاد: خاطرات منداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و سوم و سی و چهارم)

لینک به قسمتهای اول و دوم

لینک به قسمتهای سوم و چهارم

لینک به قسمتهای پنجم و ششم 

لینک به قسمتهای هفتم و هشتم 

لینک به قسمتهای نهم و دهم 

لینک به قسمتهای یازدهم و دوازدهم

لینک به قسمتهای سیزدهم و چهاردهم

لینک به قسمتهای پانزدهم و شانزدهم

لینک به قسمتهای هفدهم و هجدهم 

لینک به فسمتهای نوزدهم و بیستم 

لینک به قسمتهای بیست و یکم و بیست و دوم

لینک به قسمتهای بیست و سوم و بیست و چهارم

لینک به قسمتهای بیست و پنجم و بیست و ششم 

لینک به قسمتهای بیست و هفتم و بیست و هشتم

لینک به قسمتهای بیست و نهم و سی ام 

لینک به قسمتهای سی و یکم و سی و دوم

1- خاطرات من :قسمت سی و سوم

نهارم راخورم وبه اتاق معاون که مردبود رفتم صحبت کردیم وگفت اشتباه کردند باتوبرخورد کردند هرانتقادی داری بنویس وخودت هم بروپروژه بنویس و اشکالات خودت را بیا بخون منهم قبول کردم البته نشست وصحبت چهارساعتی طول کشد ازنشست باهم بیرون امدیم دیدم مسولم بیرون ایستاده امد صحبت درگوشی با معاون کرد واو بمن گفت وقتی میگوییم اپورتونیست یعنی این ، بیا برویم اسایشگاه کارت دارم رفتیم دیدم انکاروملحفه وتشک مرا با کاترپاره پاره کرده اند منهم سکوت کردم وگفت کمدت را هم چک کن درب کمد را که بازکردم دیدم همه وسایل مرادزدیده اند هدف چی بود

ـ میخواستند مرا بخاطربرخورد بترسانند

ـ عمدا وسایل مرادزدیده بودند ازجمله رادیو را که هدف اصلی رادیو بود ودفترخاطرات ودفتر شعرکه شعرهایی بود که خودم سروده بودم وانها میدانستند که شعرمیگویم زیرا شعرهایم دربولتن مقرچاپ ودرتابلو نصب میشد هدف این سه قلم بود

منهم گزارش نوشته وتمام وسایلی را که دزدیده شده بود را نوشتم وخواهان رسیدگی وبرگرداندن وسایل شدم درنشست گفته شد ما دنبال میکنیم منهم جواب دادم امیدوارم تحقیقات کوهی نباشد که موش بزاید چند روز بعد توسط دوستان اطلاعات را جمع اوری ودراوردیم کارچه کسانی بوده ووسایلم درکمد چه کسانی ست منهم گزارشی نوشته وگفتم می دانم کارچه کسانی ست ووسایلم درکمد دیگران است هروقت تحقیقات تمام شد منهم اسم میاورم گذشت تا یکماه بعد مرا صدا زده که چند تا ازفرماندهان هم بودند وگفتند ما تحقیقات کردیم وبه این نتیجه رسیدیم که کارخودت بوده

ـ منهم گفتم مرد حسابی مگه من با تودرنشست نبودم مگه باهم ازنشست بیرون نیامدیم ومسولم امد یه چیزهایی بیخ گوش تو گفت وتوبمن گفتی اپورتونیست یعنی این ، بیا برویم اسایشگاه وبا هم رفتیم ودیدیم ان بلا را سروسایل من اورده اند

 مگه گزارش ننوشتم گفتم میدونم کارچه کسانیست ووسایلم درکدام کمد هاست الان باید با من بیایید برویم وکمدها را باز کنیم اگروسایلم داخل کمدهایی که میگویم نبود انوقت حرف شما را قبول میکنم

 ـ دلیل شما چیست گفت چهارتا ازبرادران مسول دیده اند که تو خودت پاره کردی جواب دادم

ـ اینکه میگویی چهارتا میخواهی مثل قران رفتارکنی وخودتون را عادل نشان بدهید مگراینکارعملیات ایزایی نیست ودرسازمان رهبری بارها نگفته عملیات ایزایی کارسپاه پاسداران است باید افرادی را که میگویم درنشست با انها برخورد با نفرسپاه پاسداران بکنید ومحاکمه بشوند واسم این چهارنفرکیست باید به عنوان شاهد بیایند ودرنشست محاکمه شهادت بدهند که مجبورشد اسم نفرات که شهادت دروغ داده بودند را بگوید ولی درخواست کرد اسامی را پیش کسی نگویم

 ـ جواب دادم اینها چه جورمجاهدین مسول وترسو هستند که دیدند من عملیات ایزایی انجام دادم وکارسپاه پاسداران را میکنم چرا نیامدند وجلو مرا بگیرند اینطوری میخواهند درجنگ با دشمن بجنگند یه عده ترسو وفاسد ودروغگو مسول هستند وبرسرنوشت ملت حکم میرانند

ـ مگه من مغزخرخورده بودم جلو چهارمسول وفرمانده بروم ووسایل خود را پاره وکمد را هم خالی کرده ببرم این حرفهای مسخره وخنده اورچیست که میزنید

ـ مگرنمیدانید بنده به اندازه کافی به حقوق اشراف دارم باید دادگاه تشکیل بدهید من ازخودم حقوقی دفاع میکنم ونیازبه کمک کسی ندارم ولی نمی گذارم همین طوری دربروید

ـ هدف ترساندن من بود ودوم میخواستید رادیو ودفترخاطرات ودفترشعررا ازچنگ من دربیاورید واین کارخودتون وبدستورشورای رهبری صورت گرفته است وقصد تون هم انتقام حرفهای دیروز من درنشست بود ازاین کوتاه نخواهم امد

جلسه شورای ملی مقاومت است یا رستوران پاچه خواران

ـ مگرهمان روز اول نگفتم امیدوارم که تحقیقات شما کوهی نباشد که موش بزاید دیدید تحقیقاتتون موش زائید منکه روز اول میدانستم کارخودتون است ودرنهایت میخواهید بگردن من بی اندازید دیدید چقدرشناخت دقیق ازشما مسولین دارم

ـ بدانید که من هرگز ازکسی نترسیده ونخواهم ترسید وبا اینکارها من نمی ترسم فقط خودتون را سکه یه پول وبی ابرو غیرقابل اعتماد میکنید

بیرون امدم ورفتم یک گزارش بالا بلند که تمام مسایل ودلایل را نوشتم ودرگزارش همین حرفهای حقوقی را نوشته ویاد اوری کردم تا دادگاه تشکیل ندهید وشاهدین واسامی دزدها که من میگویم نیاورید ول کن معامله نیستم ودادگاه هم باید عمومی باشد وکل مجاهدین باید دران شرکت وقضاوت کنند ودرپایان هم نوشتم خمینی درفازسیاسی میگفت مجاهدین خودشون خودشون را شکنجه میکنند وبگردن نظام می اندازند شما هم همان روش وحرف خمینی را میزنید ومی گویید خودم وسایل خودم را پاره ودزدیده ام تا شورای رهبری را بدنام کنم بگذریم ازاینکه شورای رهبری نیازندارد من بدنامش کنم به اندازه کافی بدنام هست گذشت تا دوسه هفته بعد بمن گفتند سازماندهی تو تعغیر میکند وبه مقردیگرمیروی منهم رفتم ولی تا روز اخرپیگیرموضوع بودم که هیچ وقت هم به ان تن ندادند منهم درعوض موضوع را افشا وهمه دراشرف فهمیدند موضوع چی بوده وچه برخوردهایی کرده اند وسکه یه پولشون کردم

اینهم یکی دیگر ازاثرات انقلاب ایدئولوژیک بود که ادمها را به این روز انداخته بودند وازادمهای انقلابی ومبارز یک عده دزد ودروغگو ساخته بودند که جای بسی تاسف وتاثربود چی بودیم وبکجا رسیدیم

لینک به منبع

2- خاطرات من : قسمت سی و چهارم

همراهی مجاهدین با امریکا

نوشتم که وقتی کلینتون رییس جمهورشد رجوی برای او نامه نوشت او هم جواب سربالا داد وبعدا بخاطرحمایت ازخاتمی مجاهدین رادرلیست تروریستی گذاشت ولی هیچ وقت به ان عمل نکردند ومجاهدین همیشه روابطشون را حفظ کرده بودند وتنها کاری که کردند فقط دفتررادرواشنگتن بستند انهم برای اینکه اعتراض وصدای خاتمی را خاموش کنند ودراین مدت مجاهدین به کنگره وسنا رفت وامد داشتند وازحمایت انها برخورداربودند ودرنشستهای اندیشکده ها شرکت میکردند بعد سرنگونی صدام ما مورد بمباران شدیدی قرارگرفته ونزدیک به صد نفرکشته شده وکلی اززرهی وتانکها وتوپها زیربمبارانها ازبین رفت دیروز سخنان یکی ازجداشده ها را که درحزبی که جز ان شده نکاتی دردرون ان حزب مطرح کرد که ازتلویزیون برای تمام جهان مستقیم پخش میشد (گفت بما دستورداده شد برویم مرز ورفتیم ورسیدیم به مرز قصرشیرین واماده حمله بودیم که شبانه بما گفتند فورا برگردید وعملیات منتفی ست وهیچ توضیحی هم ندادند وما برگشتیم ودربین راه با تانکهای سوخته روبرو شدیم وبه اشرف رسیدیم وبعد هم برای مذاکره با امریکایی ها رفتند که من هم شاهد سه مذاکره بودم وامریکا چهل وهشت ساعت فرصت داد تا ازمرز به اشرف برگردیم ) پس می بینید ان پرچمهای سفید که قبلا مطرح کردم بی جهت روی وسایل والزامات نصب نشد وبرخورد امریکا با ما بعنوان تروریست نبود وگرنه هیچ چیزی باقی نمیگذاشت وهمه را دستگیروبه زندان گوانتامو می فرستاد بگذریم ازاینکه تعدادی هم بودیم که درچنین شرایطی که تهدید دستگیری بود ازعراق خارج میشدیم هم عراق را خوب میشناختیم وهم مسیرتا ایران را وهم مسیرسایرکشورها را ولی برخورد با تروریست نبود به اشرف که برگشتیم نیروهای سیاسی دراندیشکده های نئو کانها ویا بازهای امریکا وبقول خودم ادمخواران امریکایی شرکت میکردند وانها هم درمتینگها وسایرمراسم مجاهدین سخنرانی های زیادی انجام میدادند وخواهان خروج مجاهدین ازلیست تروریستی بودند یعنی همان مشاوران ویاران وهم فکران بوش که این برخورد هم ازطرف جمهوری خواهان بود وهم دمکراتها که شاخص انها خانم هیلاری کلینتون بود که دروزارت خارجه مجاهدین را از لیست ما به ازاء خروج ازاشرف دراورد دراشرف هم رابطه با پنتاگون که دیگرنگویید حداقل بنده فکرنمی کردم که انها جدای ازما هستند ازبس رابطه تنگاتنگ بود وفرماندهان پنتاگون ازعراق که به امریکا می رفتند درمراسمهای ما شرکت میکردند

اما حرف رجوی چی بود قبل ازحمله میگفت امریکا باید اول به ایران حمله کند واین راهم علنی میگفت وخواسته اش ازامریکا بود که بارها وبارها درکنگره وسیاستمداران امریکا مطرح کرده بود ومی گفت حمله به عراق اشتباه است وقتی از منافع رجوی وسازمان بررسی کنیم حرف درستی ست ولی درمنافع ملی ومردم ایران وکشورخواسته وحرفی کاملا ضد انقلابی وضد مردمی وضد وطنی ست

العربیه و مجاهدین خلق

چرا درست است ومنافع سازمانی دران تامین میشد ؟

ـ حاکمیت درایران سرنگون میشد وکارما راحت شده وبه ایران می امدیم
ـ حتما درتشکیل دولت با توجه به رابطه ای که با امریکا بود شرکت می کردیم اینکه بگذارند ما پیروز بشویم یا نه موضوع بعدی ست
ـ صدام متحد رجوی درقدرت بود ومی توانستند با اتحاد سایرکشورهای عربی را سرجای خود نشانده وتحت هژمونی خود دربیاورند
ـ اگربه حاکمیت هم نمی رسید حامی بزرگی درمنطقه داشت ومیتوانست به وسیله او وکمکهایش درایران فعالیت کند بخصوص اینکه رابطه صدام هم با جهان غرب عالی بود ازهرمنظرکه نگاه کنیم بنفع رجوی بود
چرا امریکا برخلاف این ایده به عراق حمله کرد ؟
ـ ایران کشورکوچکی نیست سه برابرعراق است
ـ درجنگ کلاسیک وجبهه ای نیروی مهاجم باید سه برابر نیروی مدافع باشد یعنی ایران حداقل نیازبه 500هزارنیروی نظامی داشت وبه همین میزان ادوات جنگ ، درصورتی که ایران یک میلیون نیروی نظامی دارد ( درخوشبینانه ترین شکل وکم هزینه ترین را مطرح کردم )
ـ مردم عراق قبیله ای بودند امریکا روئسا را خریده بود درایران چنین نفوذی نداشت
ـ درایران مردم ملی هستند ولی عراق اینطوری نیست تفکرات انها درانموقع پان عربی بود وهمین موضوع ورود مردم به جنگ وبدست گرفتن سلاح دردوکشورمتفاوت بود
ـ عراق الترناتیو وحزب متشکل وسازماندهی شده نداشت وبراحتی دولت دراختیارامریکا قرارمی گرفت
ـ امریکا فکرمی کرد اگرعراق سرنگون شود با بودن مجاهدین وفشارسیاسی وخرابی وضعیت حاکمیت ونارضایتی های داخلی خود بخود رژیم را سرنگون میکند ویا حداقل مثل شاه به دامن امریکا می رود چون افغانستان وعراق سرنگون شده ودست امریکاست  ، ترکیه وپاکستان وکشورهای حاشیه خلیج فارس تماما نوکرامریکا هستند وایران کاملا درمحاصره است ، شوروی سقوط کرده وجهان تک قطبی ست ، ایران تنهای تنهاست  پس بعد عراق خود بخود درجیب امریکاست
ـ درعراق رجوی وسایرگروههای ایرانی وغیرایرانی درجیب امریکا هستند
ـ اینها موارد کلی بود که مطرح کردم

لینک به منبع

منع دیدار مادر ، طناب دار آخوندها نیست

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و سوم و سی و چهارم)

***

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز قتل مستشاران امریکایی توسط مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی 

Saddam’s Private ArmySaddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

life of camp AshrafThe Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

***

همچنین: