علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و نهم و چهلم)

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و نهم و چهلم)

مجاهدین خلق کمپ اشرف علی شیرزاد: خاطرات منعلی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، سی ام اکتبر 2020:… شب و روز به طرفداران تحریم ومحاصره و حمله نظامی از جمله به سازمان مجاهدین که 35 سال ازعمرم رادردرون انها گذراندم خرده میگیرم وعمل آنها را خیانت وضد ملی وضد مردم ایران میدانم. ازروی بغض وحقد وکین وفردی وشخصی نیست این مسایل رادیده و میدانم که تحریم و حملات نظامی چه برسر مملکت و مردم می اورد. مخالفتم خطی واستراتژیک است نه شخصی باز حمله خواهم کرد و هرچقدر که ازنظرفکری و جسمی و امکانات یاریم کند به حملات و مخالفتهایم به هرکس که طرفدارتحریم و حمله است می تازم و نمی گذارم درسکوت مملکت ما را بخاطر منافع شخصی وگروهی نابود کنند. علی شیرزاد: خاطرات من 

مجاهدین خلق کمپ اشرف علی شیرزاد: خاطرات منداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و نهم و چهلم)

لینک به قسمتهای اول و دوم

لینک به قسمتهای سوم و چهارم

لینک به قسمتهای پنجم و ششم 

لینک به قسمتهای هفتم و هشتم 

لینک به قسمتهای نهم و دهم 

لینک به قسمتهای یازدهم و دوازدهم

لینک به قسمتهای سیزدهم و چهاردهم

لینک به قسمتهای پانزدهم و شانزدهم

لینک به قسمتهای هفدهم و هجدهم 

لینک به فسمتهای نوزدهم و بیستم 

لینک به قسمتهای بیست و یکم و بیست و دوم

لینک به قسمتهای بیست و سوم و بیست و چهارم

لینک به قسمتهای بیست و پنجم و بیست و ششم 

لینک به قسمتهای بیست و هفتم و بیست و هشتم

لینک به قسمتهای بیست و نهم و سی ام 

لینک به قسمتهای سی و یکم و سی و دوم

لینک به قسممتهای سی و سوم و سی و چهارم

لینک به قسمتنهای سی و پنجم و سی و ششم

لینک به قسمتهای سی و هفتم و سی و هشتم 

1- خاطرات من : قسمت سی ونهم

عراق به کویت حمله وکویت را گرفت وتعدادی معتقد هستند که اینکارتوطئه خود امریکا بود تا صدام رادرکویت گوشمالی وقدرتش راازبین ببرد وتعادل نظامی منطقه راحفظ کند البته این تحلیلگران دلایل خود رادارند وبه ملاقاتها ی سیاستمداران امریکا با سیاستمداران عراق وحرفهایی که بین انها رد وبدل شده اشاره میکنند که قصد ما پرداختن به این مسایل نیست ودرهمین حد که ازاوضاع کلی عراق شناختی بدست بیاوریم کافیست

امریکا اجماع جهانی درست کرد وبا قطعنامه های شورای امنیت به کویت حمله وعراق رابیرون کرد ودولشگرعراق را ازبین برد وتحریم ومحاصره ونفت دربرابرغذا را اجرا کرد این عمل باعث شد درعرض دوازده سال محاصره درعراق فقط 570 هزارکودک زیرپنج سال بمیرند مردم عراق را فقر گرفته به علف خوری افتاده بودند وحتی بدرخواست کارگران که بنده یکی ازحامیان ان بودم وگزارش نوشته وحمایت کردم اجازه بدهیم انها دراشرف پنیرکها وعلفهایی که میشد خورد را کنده وبه خانه های خود برای خانواده وکودکان ببرند که اجازه داده شد وکارگرانی که به اشرف میامدند بعد ازپایان کارعلفها را کنده وروزانه بخونه می بردند تا شکم خانواده را سیرکنند وکودکان را ازمرگ نجات بدهند دراین مدت مرگ ومیرهای ناشی ازگرسنگی را به یک تا دومیلیون نفرتخمین زده اند بنده خبردقیق ندارم این راهم درنظربگیرید که عراق کشورکشاورزی بود نه صنعتی وبمیزان زیادی اذوقه درخود عراق کشت وبرداشت میشد ، ارتش عراق ازبین رفت ؛ بافت اجتماعی وفرهنگ  نابود ، ادارات وسیستم دولتی ورشکسته وداغون شد ، بازرسی ها ونابودی ادوات نظامی ازجمله موشکها وسلاح های شیمیایی ومهمات را تخریب ونابود کردند ، تمام اطلاعات کشوری را دراورده وبا خود بردند خلاصه ازعراق فقط یک اسم ماند وقتی ازهمه چیز مطمئن شدند بمب اتم رابهانه وبه عراق حمله وصدام سرنگون شد که دراین حمله عراق موش ازمایشگاهی بود هرنوع سلاحی را ازمایش کردند ازبمبهای سنگرشکن تا گلوله های الوده به اورانیوم تا بمبهای 15هزارکیلویی تا شیمیایی وبمب های بیولوژیکی همه وهمه را ازمایش وتاثیرات ان را بررسی کردند خیلی ها بخاطرانواع سلاح ها سوختند خیلی ازکودکانی که هنوزدرعراق متولد میشوند ناقص الخلقه هستند که یکی ازمشکلات کنونی عراق تولد همین کودکان است بیش ازیک میلیون عراقی درحمله دوم کشته شدند بمب گذاری ها وجنگهای داخلی شروع شد کشتارها درحدی بود که نمی توانستند جنازه هارا جمع کنند وجنازه ها درکوچه وخیابون توسط حیوانات خورده میشدند وکودکان با کله مردگان فوتبال ویا با استخوانها بعنوان اسباب بازی تفریح میکردند ، بعد ازحمله کویت چهارمیلیون کودک بی سرپرست درعراق پیدا شدند که درخیابونها اواره ومورد تجاوزوتعدی قرارمی گرفتند

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

آمارفحشا که سازمان ملل داده بود بیش ازچهارمیلیون زن گرفتاران شده بودند کودکان نامشروع عراق را گرفته بود اینها درشرایطی بود که قبل ازحمله عراق به کویت یک دونه فاحشه وگدا وکودک نامشروع واواره وبی سرپرسست درعراق یافت نمیشد اعتیاد غوغایی بپا کرده بود خیلی اززمینهای کشاورزی به کشت تریاک وماریجوانا تبدیل شده بود انهم درفرهنگی که هرگز چنین چیزهایی را بخود ندیده وتجربه نکرده وتن نمیدادند عراق فرهنگ سنتی وقومی وقبیله گرایی خود رادارد که این مسایل درفرهنگ انها نبود ولی با حمله به کویت شرایط ظهورهمه چیزدرعراق اماده شد وهمه مسایل شکل گرفت ، مردم بخاطرگرسنگی وتشویق امریکایی ها شروع به غارت کردند وتمام عراق راغارت وارتش ونیروی نظامی وادارات وسیستم مملکت داری ازهم پاشید که می بایست ازنو شروع میکردند، درعراق هیچ چیزباقی نماند وازهرنظردرفقرقرارگرفتند وکشورنابود شد ، کردستان علم خود مختاری وتجزیه برداشت بهداشت ازبین رفت ازاب اشامیدنی سالم هیچ اثری نبود وهمسایگان برسرورویش ریختند وتا میتوانستند ملت عراق را زیرتازیانه های خیانت وجنایت ونامردمی ومنافع خود گرفته وله ولورده کردند بعد هم که داعش رابجانش انداختند اگرایران نبود عراق حداقل به سه کشورتقسیم میشد فرهنگ مزدوری ونوکری برای کشورها رشد کرد واین ایران بود که بداد ملت عراق رسید وکمی سروسامان داد ودست امریکا وغربی ها واعراب را کمی قطع وجلو تجزیه انرا گرفت همانند سوریه ، وقتی ازخطای استراتژیک صحبت می کنیم با تاکتیک فرق دارد خطای استراتژیک غیرقابل جبران است وباعث نابودی مملکت ویا گروه وحزب وسازمانها شده ومیشود ، چقدرسازمان مجاهدین دران نقش داشت به اندازه همکاری با امریکا درعراق وحمایت از سنی ها ونابودی مقاومت دربرابرامریکا واوردن انها درجرگه نوکری امریکا که داعش ازدل ان بیرون امد که رجوی اسم انها را عشایر انقلابی می نامید وبا حمله داعش به به وچه چه را انداخته وشب وروز دراشرف وتلویزیون وسایت هایش ازانها حمایت ودقیقه به دقیقه اخبارانها را پوشش داده وبا لابی گریهایش درغرب بعنوان اینکه دشمن رژیم ایران هستند وخواهان قطع کردن دستان ایران ازانها حمایت میکرد

رجوی آویزان هر کفن

اینکه چقدردر صحبت با عربستان برای انها کمک مالی وتسلیحاتی جمع میکرد بنده خبرندارم ولی میدانم که لابی گریهای انها درغرب وجهان عرب کمکهای شایان وقابل توجه برای انها می رسانند اینکه بنده به مجاهدین ورهبری انها دردوسه سال گذشته حمله میکنم بی جهت نیست اینکه مخالف رابطه با امریکا بودم و نادرست وضد ملی میدانم بخاطرهمین کارهاست که هنوزادامه میدهند اینکه بنده شب وروز به طرفداران تحریم ومحاصره وحمله نظامی ازجمله به سازمان مجاهدین که 35 سال ازعمرم رادردرون انها گذراندم خرده میگیرم وعمل انها را خیانت وضد ملی وضد مردم ایران میدانم  ازروی بغض وحقد وکین وفردی وشخصی نیست این مسایل رادیده ومیدانم که تحریم وحملات نظامی چه برسرمملکت ومردم می اورد مخالفتم خطی واستراتژیک است نه شخصی باز حمله خواهم کرد وهرچقدرکه ازنظرفکری وجسمی وامکانات یاریم کند به حملات ومخالفتهایم به هرکس که طرفدارتحریم وحمله است می تازم ونمی گذارم درسکوت مملکت مارا بخاطرمنافع شخصی وگروهی نابود کنند اگرهم موفق شوند حداقل این است که بنده به اندازه توانم جلو انها ایستاده ام ولی متاسفانه تمام امکاناتم برای این جنگ فقط یک موبایل است ولاغیربهمین دلیل کارایی لازم را ندارد ولی ازهیچ بهتراست وباید درحد امکان سکوت را شکست وجنگ را کرد اگرهم ادمی شکست بخورد حداقل جنگیده وشکست خورده نه اینکه درانتظارمرگ وشکست بنشیند ونگاه کند نوشتن خاطرات هم درهمین راستاست تا ازتجارب ان استفاده شود ودردامی که نسل ما وچند نسل بعد ما افتاد دوباره نسلهای اینده نیفتند ونابود نشوند ومنافع ملی را درست تشخیص بدهند وازان حفاظت کنند ودرهمگرایی واتحاد باهم ایران را به پیش ببرند ونگذارند مملکت توسط دشمنان اب وخاک چه داخلی وچه بیرونی نابود بشود وهر هدفی غیرازاین نه درست ونه قابل قبول واین منافع ملی ست که خط وخطوط راازهم متمایز ومشروع میکند ووحدت وتضاد را تعریف  ودوست ودشمن رابرای ادمی قابل تفکیک وحلاجی وتحلیل میکند

لینک به منبع

2- خاطرات من : قسمت چهلم

خیانت رجوی به ملت عراق

خیانت رجوی به ملت عراق ید طولایی دارد ازنظربنده اولین ان سال 69بود که با حمله به کویت شروع شد وقتی عراق ازامریکا شکست خورد وازکویت بیرون امد کردها ومخالفین شیعه وسنی های مخالف البته با کمک ایران به عراق یورش بردند وتا دروازه های بغداد پیش رفتند ارتش عراق فروپاشیده بود وخیلی از ارتش درکویت زمین گیرودرحال عقب نشینی بودند کردها تا سلیمان بک پیش روی داشتند که در120 کیلومتری بغداد قراردارد ما درسلیمان بک جلو کردها پیچیده وانها را کشته واسیروتارومارکردیم واجازه ندادیم بسمت بغداد پیش روی کنند وخانقین وجلولا تا پل غالبیه درسی چهل کیلومتری بغداد رابه تصرف خود دراورده واز سقوط صدام جلو گیری کردیم اگرکه ما وارد نمیشدیم گرچه با سقوط صدام خیلی اوضاع به ضرر خودمون میشد وبا نابودی ما همراه بود وما از نابودی خود جلو گیری کردیم ولی دراینجا فقط ازموضع مردم عراق حرف میزنم زیرا که درباره خودمون قبلا مفصل توضیح داده ام اگرانموقع صدام سرنگون میشد دیگرتحریمها وجنگ بعدی درراه نبود واین همه کشته واواره گی وبدبختی مردم که درنوشتارهای قبلی اشاره کردم وجود نداشت ومردم عراق زودتربه سروسامان می رسیدند بخصوص اینکه درانزمان چیزی بنام تروریسم وجود خارجی نداشت که بخواهد اوضاع عراق رابهم بریزد این راهم یاد اوری کنم که صدام گرچه دیکتاتوروجنگ طلب بود وملت عراق رانابود کرد ولی درزمان صدارت واقعا بملت عراق رسیدگی میکرد وزندگی مردم را زمان جنگ وقبل ازکویت بسیاربالا کشیده بود که بعدها همه را بباد فنا داد

ماجرای اسرای جنگی و سوء استفاده مجاهدین از آنها

بعد سرنگونی صدام واشغال عراق امریکا بما التیماتم داد وماهم به اشرف برگشته وسلاح هاراتحویل امریکا دادیم واوهم همه رابرد کجا وچکارکرد نمیدونم  دراین مرحله رجوی درهماهنگی با امریکا وبقول خودمون دروادادگی وبریدگی درمبارزه ضد امپریالیستی سالیان که مدعی ان بود وسرودهایی می ساخت وبه کشتن ژنرالها ومستشاران امریکایی می بالید ودرفازسیاسی میگفت امام باید لانه جاسوسی را موزه جنایتهای امریکا وگروگانها را محاکمه واسناد را افشا کند وقتی سمبه پرزورشد رجوی دست به انکارتمام کارکردهای قبلی زد وتمامی سرودها را ازبرنامه صبحگاه وپخش درتلویزیون وسایتها ممنوع وهمه را حذف کرد وشروع به همکاری با امریکا کرد یکی ازانها اجتماعی بود احزاب مخالف دولت ایران وسنی های مخالف امریکا وافراد حزب بعث رابه اشرف دعوت وبین انها وامریکایی ها اشتی میداد که بنام نشستهای سه جانبه معروف بود ومسولیت اماده سازی های غذایی وتوزیع درنوبت مقرما با من بود که سران احزاب عراقی وامریکایی ها ومجاهدین می نشستند وصحبت وهماهنگی هاراانجام میدادند اینکه چه صحبتهایی رد وبدل می شد بنده خبرندارم ولی تمامی سیاست وخط این بود که اولا مقاومت عراقی ها دربرابرامریکا را کلا ازبین برد زیرا همه را تبدیل به مزدورامریکا کرد ازدولت علاوی با چاپ وپخش پوسترهای تبلیغاتی با کاغذهای بسیارگرانقیمت وچند متری ونصب درخیابونهای عراق توسط همین احزاب ومردم عادی وروستایی که دراشرف انها رابخدمت گرفته وپول پرداخت میکرد انجام میداد تظاهرات برعلیه ایران راه می انداخت ومیهمانی های سی هزارنفره وکمتربه ملت عراق میداد احزاب کردی ایران را به اشرف دعوت وبه انها پول میداد وراهنمایی  وتشویق به عملیات درداخل ایران میکرد وعراقی ها بخصوص سنی ها راتحریک میکرد که برعلیه احزاب طرفدارایران اقدام کنند که دراخرین تظاهراتی که دراستان الانبار بقول خودش چند صدهزارنفررا با پولهای بسیار وکلان که به روئسای قبایل ورهبران احزاب داد راه انداخت وشعارایران بره بره یعنی ایران اخراج اخراج را سردادند وبه امریکا میگفت تا ایران واحزاب طرفداررابیرون وازصحنه سیاسی عراق خارج نکند عراق ارامش نخواهد دید ازنمایندگان پارلمان حمایت میکرد دراولین انتخابات پارلمانی پولهای بسیاری را خرج وعراقی ها را دعوت وبه انها میگفت درهرشهری ازکی حمایت کنند دراستانداری ها نفوذ زیادی کرده بود وخودش استاندارتعیین میکرد درحقیقت بدنبال راه اندازی جنگ بین شیعه وامریکا وسنی ها بود البته اوایل درگیری ها بود ولی بعدها انها هم پخته شده وموضوع را فهمیدند یکی دیگرازکارها جمع اوری امضا درعراق بود که بنام اجتماعی دردستورکارقرارگرفت ،

شعار اخراج احسان بیدی از آلبانی جایگزین شعار سرنگونی

داستان ازاین قراربود که گفت هرکس امضا بیاورد به هرامضا اینقدرپول میدهم وبه روئسای قبایل پولهای کلان میداد وانها هم ازمیان عشیره خود بدستورامضا میگرفتند وبه رجوی میدادند وپولها را میخوردند وتعدادی هم مرد م عادی بودند که چنین کاری را میکردند وخیلی ازامضا ها هم قلابی بود که یک با رسه میلیون ویک بارهم پنج میلیون امضا را علنی ورسانه ای کرد که عراقی ها ازمن حمایت میکنند تنها کاری که نکرد این بود که اعضای مجاهدین را بعنوان نماینده پارلمان معرفی نکرد ویا نیروهای خودش را استاندارومدیرمعرفی نکرد دلیل هم این بود که خارجی بود ونمیتوانست وگرنه ازاین دخالتها کوتاهی نمیکرد  وکلی مراسم گرفت وعراقی ها را دعوت وازامضاها رونمایی کرد که گزارش کارها را به امریکایی ها میدادند وانها هم درمراسم شرکت میکردند منهم بارها وبارها گفتم وصحبت کردم این کارها دخالت دراوضاع داخلی عراق است فردا که رژیم برعراق مسلط شود انتقام همه کارها را ازما میگیرد ودرثانی ما که نیامده ایم درعراق برای عراق کارکنیم هدف ما مبارزه با دولت ایران است ونباید وارد این کارها شد اگرچماق بالا برود هیچ کس درعراق ازما دفاع نخواهد کرد تمامی اینکارها بخاطرپولهایی ست که خرج میشود ولی کی بود که گوش بدهد میلیونها دلارخرج این مسایل شد

لینک به منبع

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و نهم و چهلم)

***

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز قتل مستشاران امریکایی توسط مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی 

Saddam’s Private ArmySaddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

life of camp AshrafThe Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

***

همچنین: