علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و یکم و سی و دوم)

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و یکم و سی و دوم)

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و یکم و سی و دوم)علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، هفتم سپتامبر 2020:… انگشت اشاره را بسمت شورای رهبری گرفته وبا عصبانیت فریاد زدم همه اینها مسایل زیرسر شما خواهران شورای رهبریست که درمقرات ملت را کتک میزنید وکسی چیزی نمیگوید شورای رهبری درتمامیتش وستادش ام الفساد است وشماها تماما فاسد هستید خواستم ازنشست بروم بیرون که جلو مراگرفته وبا خواهش وتمنا نگه داشتند شورای رهبری گفت با این حرف خودت را تعیین تکلیف کردی منهم گفتم همین الان بدون مکث بفرست خروجی نامردی اگرنفرستی خروجی وبقیه نفرات ساکت بودند وهیچ صدایی ازکسی درنیامد ومنهم گفتم میخواهم بروم بیرون واب بخورم خلاصه نگذاشتند ونشست تعطیل شد ورفتم برسرکارم وفردای انروز موقع خوردن نهارامده وگفتند نهارت راخوردی برو اتاق فلانی باهات کاردارد. علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و یکم و سی و دوم)

مجاهدین خلق کمپ اشرف علی شیرزاد: خاطرات منداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و یکم و سی و دوم)

لینک به قسمتهای اول و دوم

لینک به قسمتهای سوم و چهارم

لینک به قسمتهای پنجم و ششم 

لینک به قسمتهای هفتم و هشتم 

لینک به قسمتهای نهم و دهم 

لینک به قسمتهای یازدهم و دوازدهم

لینک به قسمتهای سیزدهم و چهاردهم

لینک به قسمتهای پانزدهم و شانزدهم

لینک به قسمتهای هفدهم و هجدهم 

لینک به فسمتهای نوزدهم و بیستم 

لینک به قسمتهای بیست و یکم و بیست و دوم

لینک به قسمتهای بیست و سوم و بیست و چهارم

لینک به قسمتهای بیست و پنجم و بیست و ششم 

لینک به قسمتهای بیست و هفتم و بیست و هشتم

لینک به قسمتهای بیست و نهم و سی ام 

1- خاطرات من : قسمت سی و یکم

در 1 سپتامبر 2020 به دست وطنم ایران

ببینیم گناه چیست وکدام الویت دارد گناه اشتباه خطی واستراتژیک که باعث کشتارمیشود جرمش کجاست

ـ کسانی که اعتمادها راپرپر میکنند جرمشون چقدراست
ـ کسانی که با عملکردها انسانها را اززندگی ناامید میکنند وبین انسان وخدایش فاصله می اندازند جرمش چیست
ـ حاکمانی که زندگی وارامش مردم را بهم میریزند وانواع بلاهای اجتماعی را درجامعه خود رواج میدهند ایا جرمشون کم است
ـ کسانی که بناحق جنگ بوجود میاورند وجامعه را نابود میکنند چی
ـ کسانی که جرم امنیتی انجام میدهند درکجای گناه قراردارند
کسانی که اختلاس میکنند ورانت میخورند ودرکنارش هزاران هزار انسان راقربانی مطامع خود میکنند کجایند وچی باید گفت……

یکی دیگرازشیوه ها یی که افراد رادربند نگه میداشت میگفت هرموضوعی دارید بنویسید و با سازمان یگانه بشوید نفرات براساس اعتماد مینوشتند مثلا فلان خلاف اخلاقی را انجام دادم بعد گزارش صدایش میکردند ودربرگه جداگونه ازاو دست خط گرفته وتعهد میگرفتند وانرا درپرونده طرف مقابل گذاشته وهروقت بیرون میرفت انرادرتلویزیونش افشا میکرد ومی گفت اینهم دست خط خودش ببینید ادم فاسد الاخلاقی بوده است وما بهمین دلایل اخراجش کردیم

جلسه شورای ملی مقاومت است یا رستوران پاچه خواران

اولا مشگلات خطی وسیاسی را لا پوشانی میکرد

دوم مناسبات خود را پاک نشان میداد

سوم همین دست خطها باعث میشد افراد برای همیشه تن به هرچیزی بدهند وجرات حرف زدن نداشته باشند وبخاطرترس ازافشا شدن بیرون نمی رفتند وداخل مناسبات مونده کارهای خود را انجام میدادند وازدرون ضربه میزدند و نمی گفتند

این عملها دررابطه با زنان ودختران خیلی کارکرد داشت بخاطرتفکرات سنتی وعقب مونده مسایل اخلاقی براشون تابو بود ونمی توانستند اززیرفشارروحی ان خارج شوند وبندگان خدا هیچ راه پس وپیش نداشتند وتن به هرچیزی میدادند که زیرفشارها دست بخود کشی وخود سوزی میزدند زیرا که بیرون رفتن براشون متصورنبود ودوم فکرمی کردند اگربیرون بروند ورجوی افشا کند درجامعه چکارکنند درصورتی که اگرقران را بخوانیم مسایل اخلاقی دردرجه هزارم افراد هم قرارندارد عالمان مرتجع دینی انرا تابو کرده اند

ـ ببینیم گناه چیست وکدام الویت دارد گناه اشتباه خطی واستراتژیک که باعث کشتارمیشود جرمش کجاست
ـ کسانی که اعتمادها راپرپر میکنند جرمشون چقدراست
ـ کسانی که با عملکردها انسانها را اززندگی ناامید میکنند وبین انسان وخدایش فاصله می اندازند جرمش چیست
ـ حاکمانی که زندگی وارامش مردم را بهم میریزند وانواع بلاهای اجتماعی را درجامعه خود رواج میدهند ایا جرمشون کم است
ـ کسانی که بناحق جنگ بوجود میاورند وجامعه را نابود میکنند چی
ـ کسانی که جرم امنیتی انجام میدهند درکجای گناه قراردارند
کسانی که اختلاس میکنند ورانت میخورند ودرکنارش هزاران هزار انسان راقربانی مطامع خود میکنند کجایند وچی باید گفت
ـ درقران هفت گناه کبیره داریم که مسایل اخلاقی هرگزجز گناهان کبیره نیست وقران میگوید تمامی گناهان بندگانم را می بخشم الا گناهان کبیره ودرمیان گناهان کبیره یک گناه را هرگز نمی بخشم وانهم نا امیدی از رحمت خدا ست پس باید دید ایا کارکردها که باعث میشود زن ومردی دردرون یک جامعه کوچک یا بزرگ دست بخود سوزی وخود کشی بزند ایجاد فضای ناامیدی درجامعه وذهن افراد نیست ؟ مسبب ان ایا کسی جز رهبراست ؟ ایا این گناه همان گناه کبیره ای نیست که خدا میگوید هرگز نمی بخشم ؟ ایا این گناه ناامید کردن افراد جامعه از خدا نیست ؟

اگربخواهیم ازاین حرفها بزنیم زیاد است ولی بنده هرگز مسایل اخلاقی را جرم وگناه قابل پرداختن به ان نمیدانم زیرا که معتقدم همین مسایل اخلاقی هم نشات گرفته از اشتباهات رهبری جامعه است که زمینه عدم ازدواج ودوری از این مسایل را بوجود اورده اند یعنی همه این مسایل دلیلش انقلاب ایدئولوژیک است ورهبرمقصر

العربیه و مجاهدین خلق

درزمانی که رهبرسه زن رسمی گرفته نمیتواند بخاطر مسایل اخلاقی افراد خرده بگیرد راست میگوید خودش هم مثل بقیه طلاق بدهد بگذریم ازاینکه خود رجوی رقص رهایی راه انداخت  وانها را به حرمسرای خودش می برد زنانی که به رختخواب رجوی برده شده اند را میتوانید دریوتیوپ نگاه کنید که بعد بیرون امدن تمام داستان خود وبلاهایی که سرشون امده را با شهامت وشجاعت وصف ناپذیری بیان ودست به افشاگری زده اند حرفهای انهاست نه حرف بنده وکسانی هم که بهردلیل نمی خواستند بیرون بیایند ویا نمیتوانستند خود کشی می کردند اینهم یکی از عواقب انقلاب ورسیدن نیروی انقلابی ومبارز به ته خط انسانیت وزندگی کردن زیر چتررجوی وعضدانلو ست وقتی هیچ راهی براشون متصورنبود دست به خود سوزی میزدند ویا موقع نگهبانی به سرخودشون شلیک کرده وخود را ازدرد وغمی که دروجودشون سنگینی میکرد وتوان وظرفیت وتحمل نداشتند خلاص میکردند که برای بنده شنیدن انها بسیاردردناک بود که هنوز یادم می افتد ازدرد بخودم می پیچم که چی بودیم وبه کجا رسیدیم عیسی مسیح دربازارهای رم شرقی درانزمان راه میرفت وفریاد میزد ای زاهدان ریا کارکه پشه را صافی میکنید وشتررا با بارش می بلعید بله زاهدان ریا کاراخلاقی را تابو میکنند انوقت زیرقداست خود ساخته هزاران گناه کبیره انجام میدهند دست افتابه دزد را قطع میکنند ودربرابر دزدی های میلیاردی درسکوتند کجای این عدالت است ؟ کجای این انسانیت است ؟ کجای این خدایی ست ؟ عین شیطنت وگمراهی ست ، کارزاهدان ریا کار، وارونه کردن حقایق وسیاه را سفید نشان دادن است ، انهم وقتی دردرون سازمان وتشکیلاتی که ادعای انقلابی ومبارزه دارد جرمش هزاربرابر بدتر ازفرد عادی ست ، زیرا که قشراگاه جامعه است درنقطه رهبری مبارزه والترناتیو واپوزیسیون قرارگرفته واین عملها هرگز شایسته نیست وخدا هم این گناهان کبیره را نمی بخشد  ….

لینک به منبع

2- خاطرات من : قسمت سی و دوم

در 6 سپتامبر 2020 به دست وطنم ایران

درگیری درنشست وعواقب ان

درشهرهرچه مینگرم غیردرد نیست…حتی به شاخ خشک دلم برگ زرد نیست
اینجا نفس به حنجره انکارمیشود…با صد زبان به کفرمن اقرارمیشود
باهراذان صبح به گل دسته های شهر…هرروزدیوفاجعه بیدارمیشود
اینجا زخوف خشم خدا دردل زمین…دیوارخانه روی توآوارمیشود
باازدهام این همه شمشیرتشنه لب…هرروز، روز واقعه تکرارمیشود

گفتند درمقربا خواهرفلانی که مسول وفرمانده مقرما بود نشست لایه ای داریم (نشست لایه ای منظورنفراتی که هم سطح ودریک رده تشکیلاتی بودند) رفتیم نشست وطبق معمول اخرسالن نشستم ونشست شروع شد دیدم خانم شورای رهبری یک یاد داشتی به یکی از فرماندهان که درجلو نشسته بود داد اوهم با من دوست بود اوبعد یک دقیقه ای بلند شد وبه اخرسالن امد ازانجاییکه دراین باره ها تجارب زیادی داشتم حدس زدم امدن او به پشت سرمن توطئه ازقبل طراحی شده است وقصد دارند بلایی سرمن بیاورند ولی همچنان درصندلی بدون کوچکترین عکس العملی نشستم تا ببینم چه ریلی را میخواهند بروند نفرکه پشت سرمن بود بعد یک دودقیقه  یکباره داد زد خواهرمن به علی شیرزاد انتقاد دارم درنشست بجای گوش دادن به نشست درحال بازی با خودکارودفترش است منهم بلافاصله ازجایم بلند شده وبه دیوارتکیه دادم تا ازپشت بهم حمله نشود وضربه نخورم وگفتم درحال گوش دادن هستم این دروغ میگوید که من درحال بازی کردن هستم الان هرچه درنشست صحبت شده را میگویم تا بدانید درحال گوش دادن هستم وشروع کردم به تکرارصحبتهای بقیه دیدند همه را گفتم وبهانه را ازانها گرفتم خانم شورای رهبری گفت ما با الان کاری نداریم بیا پشت بلندگو ببینم تو اینروزها چه غلطی میکنی منهم گفتم همینجا بلند صحبت میکنم جام خوبه چرا( چون اگرپشت بلنگو میرفتم از هرچهارطرف ضربه پذیربودم ونرفتم ) وهمانجا گفتم اشکال چیست هرانتقادی دارید طبق قوانین نشست بگویید منهم یاد داشت کرده ومیروم وطبق قوانین جواب می اورم گفت بحث انتقاد نداریم گفتم پس بحث چی داری گفت بحث اید ئولوژیک با توداریم گفتم مگه سرهمین بحث ایدئولوژیک اخیر من یکی ازاولین نفرات نبودم پروژه نوشتم وامدم درهمینجا جلو همه خوندم وهرکس هم حرفی داشت زد وچهارساعت سرپا پشت بلندگو با مشکلاتم نایستادم پس دیگرچه حرفی دارید میمونه انتقاد تشکیلاتی واجرایی که جای انهم دراین نشست نیست وباید درنشست عملیات جاری مطرح بشود انهم بین یگانی وهرکس دیگری هم خارج ازیگان است باید درنشست انتقادی هفتگی لایه ای مطرح شود ولی باز هیچ اشکالی ندارد تمامی نقض ضوابط را می پذیرم وهرانتقادی دارید بکنید مسول نشست که کاملا بخاطرحرفهای قانونی وطبق ضوابط نشستها بود را جلویش گذاشتم اچمزشده یکباره ازکوره دررفت وگفت من مسول نشست هستم ومشخص میکنم درکجا ودرباره چی حرف بزنی منهم جواب دادم منهم براساس قوانینی که رهبری مشخص کرده وابلاغ نموده رفتارمیکنم ودرابلاغیه هم گفته نشده که خواهرشورای رهبری میتواند قوانین را نقض کند ، به اینجا که رسیدیم روبه بقیه کرد وگفت بی عرضه ها همین طوربه صندلی چسبیده وبلند نمیشوید ازانقلاب خواهرمریم دفاع کنید (منظورش این بود که چرا حرفی نمیزنند وبلند نمیشوند مرا زیرمشت ولگد بگیرند )مگسها ودوربشقابی ها وپشت بلندگویی ها بلند شدند امدن به سمت من ازدوطرف منهم دستم رفت برای صندلی بلافاصله یکی ازفرماندهان صندلی را گرفت که من برسرانها نزنم منهم قبلا نوشتم همیشه یک کاتربرای دفاع ازخود داشتم دستم رفت جیبم بالاترین فرمانده مرد ما دوید وجلو نفرات ایستاد وگفت همه بنشینید وکسی حق جلو امدن ندارد وبقیه فرماندهان هم دورمرا گرفتند که انها بمن حمله نکنند ودعوا وزد وخورد شروع نشود که همه چیز بهم میریزد منهم گفتم بگذارید بیایند تا شاهرگ همه شون را قطع کنم خلاصه همه را نشوندند مسول نشست گفت چرا شلوغ بازی راه انداختی منهم گفتم اولا شروع کننده شما بودید منکه کاری نداشتم دوم بارها گفته ام بازتکرارمیکنم کسی نزدیک من بشود کشتارجمعی راه می اندازم این بچه سوسولها را برعلیه من تحریک نکنید سوم انگشت اشاره رابسمت شورای رهبری گرفته وبا عصبانیت فریاد زدم همه اینها مسایل زیرسر شما خواهران شورای رهبریست که درمقرات ملت را کتک میزنید وکسی چیزی نمیگوید شورای رهبری درتمامیتش وستادش ام الفساد است وشماها تماما فاسد هستید خواستم ازنشست بروم بیرون که جلو مراگرفته وبا خواهش وتمنا نگه داشتند شورای رهبری گفت با این حرف خودت را تعیین تکلیف کردی منهم گفتم همین الان بدون مکث بفرست خروجی نامردی اگرنفرستی خروجی وبقیه نفرات ساکت بودند وهیچ صدایی ازکسی درنیامد ومنهم گفتم میخواهم بروم بیرون واب بخورم خلاصه نگذاشتند ونشست تعطیل شد ورفتم برسرکارم وفردای انروز موقع خوردن نهارامده وگفتند نهارت راخوردی برو اتاق فلانی باهات کاردارد

لینک به منبع

مریم عضدانلو در کنفرانس هیچ اشاره ای به خانواده ها نکرد

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای سی و یکم و سی و دوم)

***

***

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز قتل مستشاران امریکایی توسط مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی 

Saddam’s Private ArmySaddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

life of camp AshrafThe Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

***

همچنین: