علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای چهل و یکم و چهل و دوم)

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای چهل و یکم و چهل و دوم)

علی شیرزاد: خاطرات من مجاهدین عراق صدام حسینعلی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، پانزدهم نوامبر 2020:… یکی دیگرازکارها این بود که جوانان عراقی را وارد اشرف میکرد وآنها پانسیون شده دراشرف تحت مراقبت آموزشهای تشکیلاتی وایدئولوژیکی وسیاسی ونظامی قرارمیگرفتند و بعد آموزشها دوره آنها به پایان می رسید وگروه های بعدی را می اورد و می گفت اینها مجاهدین خلق عراق هستند. راستش آنقدرازاین کار نفرت داشتم و کلافه بودم که نگویم بهتراست. چه گلی برسرخودمون زدی که برسرجوانان عراق میخواهی بزنی؟ چه خطی را درباره کشورخودمون پیش گرفتی و به چه نتیجه رسیدی که میخواهی عراقی ها را نجات بدهی؟ خودت را نجات بده بقیه پیش کش. این کارها و مخالفت احزاب عراقی از همان روز اول باعث شد درعراق دست به  ترور بزنند و مقاطه کاران، کارگران و کسانی که با ما کارمی کردند را در خیابونها ترور کردند. علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای چهل و یکم و چهل و دوم) 

مجاهدین خلق کمپ اشرف علی شیرزاد: خاطرات منداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای چهل و یکم و چهل و دوم)

لینک به قسمتهای اول و دوم

لینک به قسمتهای سوم و چهارم

لینک به قسمتهای پنجم و ششم 

لینک به قسمتهای هفتم و هشتم 

لینک به قسمتهای نهم و دهم 

لینک به قسمتهای یازدهم و دوازدهم

لینک به قسمتهای سیزدهم و چهاردهم

لینک به قسمتهای پانزدهم و شانزدهم

لینک به قسمتهای هفدهم و هجدهم 

لینک به فسمتهای نوزدهم و بیستم 

لینک به قسمتهای بیست و یکم و بیست و دوم

لینک به قسمتهای بیست و سوم و بیست و چهارم

لینک به قسمتهای بیست و پنجم و بیست و ششم 

لینک به قسمتهای بیست و هفتم و بیست و هشتم

لینک به قسمتهای بیست و نهم و سی ام 

لینک به قسمتهای سی و یکم و سی و دوم

لینک به قسممتهای سی و سوم و سی و چهارم

لینک به قسمتنهای سی و پنجم و سی و ششم

لینک به قسمتهای سی و هفتم و سی و هشتم 

لینک به قسمتنهای سی و نهم و چهلم 

1- خاطرات من : قسمت چهل ویکم

یکی دیگرازکارها این بود که جوانان عراقی را وارد اشرف میکرد وانها پانسیون شده دراشرف تحت مراقبت اموزشهای تشکیلاتی وایدئولوژیکی وسیاسی ونظامی قرارمیگرفتند وبعد اموزشها دوره انها به پایان می رسید وگروه های بعدی را می اورد ومی گفت اینها مجاهدین خلق عراق هستند راستش انقدرازاین کار نفرت داشتم وکلافه بودم که نگویم بهتراست  چه گلی برسرخودمون زدی که برسرجوانان عراق میخواهی بزنی چه خطی را درباره کشورخودمون پیش گرفتی وبه چه نتیجه رسیدی که میخواهی عراقی ها را نجات بدهی خودت را نجات بده بقیه پیش کش این کارها ومخالفت احزاب عراقی ازهمان روز اول باعث شد درعراق دست به تروربزنند ومقاطه کاران کارگران وکسانی که با ما کارمی کردند را درخیابونها ترور کردند که نزدیک به صد نفرترورشدند ومردم عراق را ترسانده ورابطه ها را کم کردند یعنی ملت عراق بخاطرما خون دادند البته برای پول نه اعتقاد چون برای ما کارمی کردند تا اینکه مالکی برمسند قدرت نشست یعنی ایران دولت را تمام عیاربدست گرفت وچماق رابالابرد اولا حفاظت اشرف را ازامریکا تحویل گرفت واطراف اشرف را با ارتش بست دوم ورود تمامی عراقی ها را ممنوع اعلام کرد وسوم قاطعانه به امریکا گفت باید ازعراق اخراج بشوند وچهارم ساختن کانکس که برای امریکایی ها می ساختیم را ممنوع وازورود مواد اولیه جلو گیری وفقط محدود به نیازهای ضروری زندگی شد ولی توسط اینترنت وشبکه های اجتماعی ازاشرف ودرخارجه با رهبران سیاسی عراق وحزب بعث وسیاسیون سنی عراقی درارتباط بود وکارخودش را میکرد چند بارهم مالکی اعتراض کرد ولی نتوانست جلو انرا بگیردتا اینکه درگیری ها درعراق شروع وداعش قد علم کرد رجوی وعضدانلو می گفتند اینها تروریست نیستند تروریست نیروهای رژیم واحزاب طرفدارایران هستند اینها عشایر انقلابی عراق تشریف دارند چند بار صحبت کوتاه خصوصی ویکبارهم صحبت جدی بعد ازچند جلسه صحبت با مسول مقرداشتم که خانم شورای رهبری بود به او گفتم شما ها کلمات را هم لوث میکنید

چرا سیستم رجوی امسال از پنج مهر هیچ نگفت

اول ازنظربنده اینها تروریست هستند که با تحریک امریکا وعربستان واردن وسایرکشورهای عربی وبا حمایت تسلیحاتی ومالی انها راه افتاده است

دوم این جنگ داخلی نیست  جنگ نیابتی ست که عربها وامریکا برعلیه رژیم راه انداخته اند واصالت ندارد وفردا ازهمه دنیا هرچه ادمکش وبیکاروعلاف را شرکتهای امنیتی وطرفداران ارتش های خصوصی روانه عراق کرده وعراق را نابود میکنند ضروزیان ان متوجه مردم است نه احزاب طرفداررژیم

سوم انها هرگز پیروز نخواهند شد چون اصالت عراقی ندارند وهدفشون مردم عراق نیست هدف حفظ منافع امریکاست

چهارم انقلابی معنی ومفهوم خود را دارد انقلابی یعنی اینکه ایدئولوژی مردم گرا ووطن پرست دارد ، درمناسباتش ازادی وبرابری وعدالت اجتماعی را برقرارمی کند طرفداراستقلال است وبه هیچ عنوان با بیگانه برعلیه مملکت خودش همکاری نمی کند درهمه جای دنیا از منافع ملتها دفاع میکند ، با امپریالیسم بعنوان تضاد عمده ودشمن خلقها مرزبندی دارد ، خود ارتجاعی نیست وسیاست مردم گرایی دررفتاران موج میزند هرکس که سلاح بدست گرفت ودوتا ایه قران خوند والله واکبرگفت که انقلابی نیست ما نمیتوانیم به یه عده ادمکش نام عشایرانقلابی برروی انها بگذاریم

پنجم ازانها حمایت نکنید تماما ازهرنظر که حساب کنیم برخلاف اعتقادات ماست وشکست انها حتمی ست

تا اینکه ما درلیبرتی بودیم وداعش به پشت دیوارهای فرودگاه بغداد رسیده وپشت دیوارلیبرتی درگیری ها ادامه داشت ورجوی وعضدانلو هم به فرماندهان وانها هم بما اماده باش دادند که عشایر انقلابی درپشت دیوارهای لیبرتی هستند وبزودی وارد فرودگاه بغداد شده وما مسلح وبا انها برای سرنگونی مالکی اقدام میکنیم واماده شدند که درزمان مناسب دیوارها را ازداخل خراب وداعشی ها وارد فرودگاه بشوند که هماهنگی ها دربالاترین سطح دربیرون با انها انجام میشد که من جداگونه به فرمانده ام گفتم چرا نیروها را وارد این مسایل میکنید انها هرگز پیروز نخواهند شد وماهم سلاح بدستمان نخواهد رسید چرا ازاین حرفها می زنید وذهن انها را مکدروخراب میکنید اگر اخوندهای حاکم برایران گذاشتند اینها همین طوربروند انوقت با هم صحبت می کنیم ودوم چه همکاری بین ما وداعش وتروریستها وجود دارد گفت تروریست نیستند گفتم یعنی کسانی که با بمب ملت را درخیابون وکوچه تکه تکه میکنند انقلابی هستند مرز ما کجاست ومرزبندی ما با این بمبها وکشتارکودکان وزنان چیست که جوابی نداشت بدهد درهرصورت حمله کردند وانها را ازعامریه وپشت دیوارهای لیبرتی عقب راندند زیرا که میدانستند اگرسلاح بدست رجوی برسد با انها خواهد جنگید به همین دلیل همه اضلاع را ول کرده اول پشت دیوارلیبرتی را پاکسازی کردند تا رابطه ما با انها برقرارنشود همانموقع هم بنده شکرکردم وخوشحال شدم که باعث شدند سلاح بدست ما نرسد ولکه ننگ دیگری برپیشانی ما بعنوان بیعت کننده با داعش نچسبد گرچه برپیشانی رهبران چسبیده است فرض کنید سلاح میرسید ونیروهای رجوی همراه با داعش با دولت وملت عراق مستقیم میجنگیدند چه فضاحت سیاسی واخلاقی دامن انها را میگرفت ونیروها را بنابودی میکشاند البته بنده تصمیم خود را گرفته بودم بمحض دیده شدن علائم خراب شدن دیوارها خودم را به کمیساریای سازمان ملل که درانطرف لیبرتی بود معرفی وتحت حفاظت انها قرارمی گرفتم وهرگز بخودم اجازه نمیدادم که درصف داعش سلاح بدست بگیرم وبرای امریکا برعلیه ملت عراق بجنگم پذیرش چنین ننگی برای بنده مساوی بود با بی شرافتی اخلاقی وسیاسی که هرگز تن نداده ونخواهم داد همینقدرکه اشاره کردم کارکردها وخیانت رجوی وعضدانلو به ملت عراق کاملا بارز ومشخص است بهترین کاراین بود که ازروز اول هیچ گونه دخالتی درعراق نمی کرد ومی گذاشت خود انها تصمیم بگیرند ولی متاسفانه اینطورنشد وماهم درجنگهای داخلی امدن داعش ومصیبتهای ملت عراق دخیل وبه اندازه خودمون به انها ضربه زدیم که اگرنمی کردیم قطعا زودترعراق به ارامش می رسید وشاید که اصلا جنگهای داخلی وداعش بلای جان عراق نمیشد ویا حداقل به این گستردگی نبود

لینک به منبع

2- خاطرات من : قسمت چهل و دوم

وقتی جنگ تمام شد رجوی گفت رژیم یک پایش را ازدست داد وبا یک پا که همان تروریسم است لنگان لنگان درحرکت است باید پای دیگررا هم قطع کرد این حرکات وحمایتها برای قطع کردن پای دوم است که وقتی مشخص شد که ایران دنبال اتم است رجوی گفت ایران اتم را جایگزین جنگ کرده وباید اتم انرا افشا کرد وطناب داربگردنش انداخت.

با این توجیح که ما با تروریسم خمینی درحال جنگیم ازتظاهرات درسوریه حمایت کرد تب وتاب تظاهرات درسوریه بالا گرفت وبطبع ان دردرون مجاهدین شوروغوغایی بپا شده بود. درهمین رابطه نشستهای سیاسی شروع شد ازنشستهای رجوی گرفته تا نشستها با فرماندهان تا نشستهای لایه ای ونشستهای مقرات دراین نشستها من مواضع خود را اشکارکردم که درست رودرروی رجوی بود وچنین مواضعی انهم درنشست ودرحضورهمه برای رجوی وعضدانلو وسایرفرماندهان بسیارتعجب برانگیز وبسیارنگران کننده….

مواضع رجوی درقبال تحولات سوریه

عراق را توضیح دادم وبه سوریه رسیدیم میخواهیم ببینیم ایا رجوی فقط درعراق حرکاتش ضد مردمی بود یا درجاهای دیگرهم صادق است میشود اینطوربیان کرد که مخالفتهای رجوی درعراق بخاطرحفظ تشکیلات درعراق بوده واشکالی هم ندارد زیرا که میخواسته با دولت ایران بجنگد وجنگ هم نیازبه زمین دارد وعراق هم طبق گفته رجوی زمین وکانون استراتژیک نبرد است ، سوالی که پیش میاید سوریه که زمین وکانون نبرد استراتژیک با دولت ایران نبود پس چرا وارد ان شد ؟ دراین بحث به همین موضوع اشاره میکنم تا مشخص شود برای رجوی اصلا کانون استراتژیک نبرد وداشتن زمین درسوریه هیچ موضوعیتی نداشت زیرا که هم مرز با ایران نیست ورجوی چه منافعی دارد ؟

رجوی آویزان هر کفن

ـ به گذشته میرویم تا کمی مسایل را عمیقتر نگاه کنیم  حافظ اسد ازروز اول بخصوص درجنگ ایران وعراق از ایران دفاع می کرد ودرحد توان خود به ایران کمک می کرد همین موضوع برای غربی ها واعراب قابل تحمل نبود ازطرف دیگر حافظ اسد درلبنان حضورداشت ودرشکل گیری حزب الله لبنان ودسترسی به سلاح را برایشون فراهم می کرد اگرحافظ اسد نبود قطعا حزب الله اگرنگوییم شکل نمی گرفت حداقل درموقعیت کنونی نبود

ـ غربی ها واعراب ودر راس آنها عربستان برای جدا کردن اسد ازایران به او پیشنهاد دادند که بگذارد نفت وگاز امارات وقطروعربستان با درست کردن تاسیسات ولوله گذاری به مدیترانه برسد که برای غربی ها ارزانتروراحت تربود ازطرف دیگرانها تنگه هرمز رادورمیزدند که اگربا ایران درگیری پیدا کردند تنگه هرمز بسته ویا ناامن شد انها مشگلی نداشته باشند که اسد انرا قبول نکرد حافظ اسد فوت کرد وبشاراسد جایش را گرفت انها همین پیشنهاد را به بشاردادند که او هم قبول نکرد به او پیشنهاد دادند که همه نوع کمک بتو خواهیم کرد بشرط اینکه ازایران فاصله بگیری ولی بشاربا شناخت درستی که ازتوطئه ها داشت پیشنهاد ها را رد کرد وحاضرنشد ازجبهه ایران جدا بشود

ـ بهمین دلیل اول به او فشاراوردند تا ازلبنان خارج شود وبشارهم خارج شد درگام دوم تظاهرات درسوریه راه انداخته وانرا تظاهرات مردم برعلیه دیکتاتوری قلمداد کردند
که رجوی مواضع خود را درجریان خروج ارتش سوریه از لبنان اشکارکرد وخروج را شکست وعقب نشینی دولت ایران قلمداد کرد وتظاهرات را تظاهرات مردم بجان امده از ظلم وستم دیکتاتوری نام برد که دستان رژیم را ازسوریه قطع ویکی ازبازوهای مهم اودرمنطقه ازبین خواهد رفت وایران با ازدست دادن سوریه درخاورمیانه وحرکات تروریستی یک پایش هم قطع خواهد شد که مجبوراست بداخل ایران عقب نشینی ومحاصره میشود که باعث سرنگونی زودترحاکمیت خواهد شد برای فهم این نظریه مجبورم به موضوع تحلیل رجوی ازجنگ وتروریسم هم اشاره کنم

شعار اخراج احسان بیدی از آلبانی جایگزین شعار سرنگونی

ـ تحلیل رجوی این بود که خمینی با دوپا راه میرود یکی جنگ ودیگری تروریسم  که دولت ایران انرا قدرت منطقه ای میخواند برای سرنگونی باید دوپای رژیم راقطع کرد وقتی جنگ تمام شد رجوی گفت رژیم یک پایش را ازدست داد وبا یک پا که همان تروریسم است لنگان لنگان درحرکت است باید پای دیگررا هم قطع کرد این حرکات وحمایتها برای قطع کردن پای دوم است که وقتی مشخص شد که ایران دنبال اتم است رجوی گفت ایران اتم را جایگزین جنگ کرده وباید اتم انرا افشا کرد وطناب داربگردنش انداخت

با این توجیح که ما با تروریسم خمینی درحال جنگیم ازتظاهرات درسوریه حمایت کرد تب وتاب تظاهرات درسوریه بالا گرفت وبطبع ان دردرون مجاهدین شوروغوغایی بپا شده بود درهمین رابطه نشستهای سیاسی شروع شد ازنشستهای رجوی گرفته تا نشستها با فرماندهان تا نشستهای لایه ای ونشستهای مقرات دراین نشستها من مواضع خود را اشکارکردم که درست رودرروی رجوی بود وچنین مواضعی انهم درنشست ودرحضورهمه برای رجوی وعضدانلو وسایرفرماندهان بسیارتعجب برانگیز وبسیارنگران کننده وافشا کننده خط وخطوط او بود که دراذهان نیروها سوالات زیادی را بوجود اورد تعدادی بخودم مستقیم مراجعه ودلایل را خواستند ومنهم براشون توضیح دادم وسوالاتی که درنشستها میشد وسوالاتی که سایرین داشتند واطلاعاتش جست وگریخته بهم می رسید ، البته سوالات ازبنده نبود سوالات ازسازمان ومسولین وفرماندهان بود که دوگانه شده بود وتعدادی قبول نمی کردند بحث ومواضع بنده چی بود وچرا دراذهان وشنونده ها سوال بوجود می اورد ؟

لینک به منبع

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای چهل و یکم و چهل و دوم) 

***

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز قتل مستشاران امریکایی توسط مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی 

Saddam’s Private ArmySaddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

life of camp AshrafThe Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

***

همچنین: