عملکرد دوگانه فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم عضدانلو

عملکرد دوگانه فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم عضدانلو

عملکرد دوگانه فرقه رجوی - حمیرا محمدنژادحمیرا محمدنژاد، کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی، چهاردهم ژوئن 2021:… اما به محض استقرار آمریکایی ها در اشرف دیگر شهدای فلسطینی تبدیل به کشته شدگان شدند و در پی آن در محافل و کنفرانس های مریم عضدانلو سوپر صهیونیست هایی مانند دانیل زوکر ، نبوت کونگریچ ، رودی جولیانی ، جان بولتون و…. که نه از حب رجوی و مردم ایران بله از بغض رژیم شرکت میکردند و تقریبا تمامی شرکت کنن گان آمریکایی هم همین مواضع  را دارند. بنابراین  حالا میتوان دلیل سکوت خانم عضدانلو  را در برابر کشتار مردم غیرنظامی درک کرد عملکرد دوگانه فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم قجر عضدانلو 

عملکرد دوگانه فرقه رجوی - حمیرا محمدنژادسکوت خفت بار رجوی درمقابل جنایات اسرائیل

عملکرد دوگانه فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم قجر عضدانلو 

خانم حمیرا محمدنژاد *12.ژوئن .2021

عملکرد دوگانه ای فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم قجر عضدانلو در مورد جنایات طالبان در افغانستان  و اسرائیل در نوار غزه  و کشتار بی رحمان مردم بی دفاع

سوال: در رابطه با جنایت اخیر طالبان و کشتار بیرحمانه کودکان دانش آموز جهان در شوک عمیقی فرو رفت اما شاهد بی تفاوتی عجیبی از طرف سازمان مجاهدین بودیم با وجودیکه تمامی شحصیت های سیاسی وکشورها و سازمانهای حقوق بشری با مردم افغانستان و خانواده های داغدار از یک طرف اظهار  همدردی و از طرف دیگر محکوم کردند اما خانم عضدانلو نه  محکوم نه حتی   یک ابراز انزجار سا ده هم نکرد در حالیکه تمامی کودکان جان باخته را دختران دانش آموز تشکیل می دهند و خانم عضدانلو مدعی دفاع از حقوق زنان وو خودش را الگوی زن مسلمان دموکرات می داند البته فقط خودش  به نظر شما علت چیست ؟

به نظر من علت را در بررسی وقایع نیمه دوم دهه ۹۰ میلادی باید جستجو کرد. زمانی که طالبان در قدرت بود.

آن زمان اگر یادتان باشد حکومت طالبان با جمهوری اسلامی در تضاد شدیدی بود که حتی منجر به کشته شدن ۱۱ تن ازدیپلمات های ایرانی شد.  در آن زمان دولت وقت طالبان اعلام کرد در صورت تشدید تضاد با سازمان مجاهدین خلق همکاری خواهند . واکنش  سازمان اما سکوت کامل بود که به نوعی پاسخ مثبت  دعوت تلویحی به همکاری بود، البته آن زمان رجوی پشتیبانی صدام را داشت و چندان نیازی به همکاری با طالبان نداشت ولی کانال همکاری را هم نبست ولی امروز وضعیت نزار رجوی بیش از حد تصور ما داغان و در مانده تر است تشکیلات فرسوده و پاره پاره اش در آلبانی که با وجود بعضی ضعف ها ولی در هر صورت یک کشور اروپاییست و کندن و بریدن از این تشکیلات بسا ساده تر از عراق یا افغانستان  است  و با توجه به خروج نیروهای آمریکایی و دیگر کشورها رجوی بوی کباب به قدرت رسیدن طالبان حس کرده و در صدد است از این پشم کلاهی برای خود جور کند.

عملکرد دوگانه فرقه رجوی - حمیرا محمدنژاد

سوال:  نظرهمه ما و همچنین جامعه جهانی  نسبت به طالبان بسیار منفیست وهمچنین مردم ایران ایا این همکاری احتمالی از لحاظ سیاسی و  اجتماعی برای رجوی و در واقع برای رجوی آبروریزی و زیانبار نیست؟

جواب: رجوی از دو نگرانی سالهاست که خلاص است  یکی پایگاه اجتماعی و دیگری وجهه سیاسی در واقع نه آبرویی دارد و نه پایگاه اجتماعی و نه وجهه سیاسی که نگران از دست دادنش باشد . رجوی در ه مهر سال ۱۳۶۰ که در تلاش برای به  صحنه کشاندن مردم برای تظاهرات ضد حکومتی شکست خورد به این حقیقت پی برد و در کتاب جمع بندی یکساله مقاومت که در سال ۱۳۶۳ منتشر کرد به آن تلویحا اشاره کرد. اگر رجوی پایگاه مردمی داشت به هیچ وجه کار کثیف طلاق عضدانلو از همسرش و ازدواج مجدد با خودش را راه نمی انداخت  یا همکاری با صدام یا قطع ارتباط مطلق اعضاء از خانواده هایشان و…. از لحاظ سیاسی هم هیچ شخصیت معتبر سیاسی با این سازمان نیست و شخصیتهای باصطلاح سیاسی هرکدام فقط بخاطر دستمزدهای دقیقه ای ۲ تا ۵ هزاردلاری حاضر یه حضور در محافل سازمان می‌باشند.

سکوت مرگبار فرقه رجوی پیرامون وقایع فلسطین اشغالی

سوال: این همکاری که شما احتمال آن را میدهید به چه شکلی می تواند باشد؟

جواب:  حداکثر استقرار بخش بزرگی یا قسمتی از بدنه تشکیلات و حداقل تشکیل کریدوری برای تردد به داخل کشور می تواند باشد.

سوال: با توجه به سالخوردگی اعضاء چگونه امکانپذیر است که دوباره سازمان فعالیت نظامی را از سربگیرد؟  همچنین با توجه به تجربه شکست خورده رجوی از فعالیت در داخل کشور

چواب: بله کاملا درست است عمده اعضای سازمان بالای ۶۰ سال دارند جوانترین طیف آن دسته افرادی هستند که در سالهای بعد سقوط صدام یعنی سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ زمانی که اشرف هنوز تحت کنترل نیروهای آمریکایی بود وارد سازمان شدند که الان حدود ۴ ساله هستند.  همانطور که فرمودید سازمان در دو دوره اقدام به عملیات شهری کرد یک بار در فاصله سالهای ۱۳۶۰ تا ۶۵ و دیگری۷۵ تا ۸۰ که نتیجه هردو شکست بود و بقول خود رجوی نسبت تلفات ۷به ۱/۷ یعنی ۷ مجاهددر برابر۱/۷ پاسدار بود اما سازمان در حال حاضر مشکلش اساسا رژیم نیست بلکه حفظ  و به تاخیر انداختن فروپاشی تشکیلات است و جان اعضاء برایش پشیزی ارزش ندارد همچنانکه این عبارت بارها توسط بالاترین کادرهای تشکیلات تکرار می‌شود “هر جا که قیمت پیشبرد خط خون باشد برادر درنگ نمی کند” حالا هم نفراتش در آلبانی سریالی یا جدا می‌شوند یا فوت میکنند و از بابت فوت نفرات دردناک برای رجوی  اینجاست که هیچکس را نمی تواند متهم کند و گردن مثلا مالکی و رژیم بیاندازد و نمی تواند از آنها شهید سازی کند پس چه بهتر که نفرات  ا از راهی به داخل کشوربفرستد و از هرکدام به جای بریده و مجاهد صدیق (نامی که برای فوت شدگان استفاده می کند) از هرکدام یک مجاهد شهید می‌سازد .  حالا هم رجوی  چشم انداز به قدرت رسیدن طالبان را امیدی برای خودش تلقی میکند با در نظر گرفتن اینکه کشور آلبانی دیر یا زود به اتحادیه اروپا خواهد پیوست که کابوس رجویست و وی را بیش از پیش محدود و زمین گیر خواهد کرد.

عملکرد دوگانه فرقه رجوی - حمیرا محمدنژاد

سوال: از جمله قضایای مهم در منطقه درگیری بین حماس و اسرائیل را شاهد هستیم در حالیکه سران کشورها موضع گیری کرده و شورای امنیت سازمان ملل هم چندین جلسه در این رابطه تشکیل و به بررسی موضوع پرداخته است و اما  باز هم شاهد سکوت مطلق

رجوی و عضدانلو هستیم  علت به نظر شما چیست جواب: برای پاسخ به این پرسش باز باید به سالهای قبل از سقوط صدام برگشت. آن زمان صدام برای هر کدام از خانواده های انتحاریها ۲۵ هزار دلار پا اش می پرداخت و رجوی هم بدنبال آن در رسانه هایش از فلسطینی ها حمایت میکرد، اما به محض استقرار آمریکایی ها در اشرف دیگر شهدای فلسطینی تبدیل به کشته شدگان شدند و در پی آن در محافل و کنفرانس های مریم عضدانلو سوپر صهیونیست هایی مانند دانیل زوکر ، نبوت کونگریچ ، رودی جولیانی ، جان بولتون و…. که نه از حب رجوی و مردم ایران بله از بغض رژیم شرکت میکردند و تقریبا تمامی شرکت کنن گان آمریکایی هم همین مواضع  را دارند. بنابراین  حالا میتوان دلیل سکوت خانم عضدانلو  را در برابر کشتار مردم غیرنظامی درک کرد چرا که هر گونه واکنش در این رابطه خاطر دوستان صهیونیست حقوق بگیر   آقای رجوی و خانم عضدانلو را خواهد آزرد.

لینک به منبع

عملکرد دوگانه فرقه رجوی و سکوت مرگبار مریم قجر عضدانلو 

***

معامله قرن و سکوت رجویمعامله قرن و سکوت رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/محاسبه-کالری-مصرفی-،-معیار-ارزش-زنده-ما/

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحمیرا محمد‌نژاد، بسوی آزادی، دوازدهم ژانویه 2021:… به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردنحقایق مهم کمپ آلبانی با تبلیغات کتمان کردنی نیست

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن

آنچه که امروز بر فرقه می‌گذرد

حمیرا محمدنژاد آلمان

خانم حمیرا محمدنژاد آلمان

شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید.

در پی شیوع بیماری کرونا هر روز شاهد کشته شدن تعداد بیشتری از افراد در بند فرقه رجوی هستیم. آنچه که بوضوح بر بی‌کفایتی این فرقه در محار شیوع هر چه بیشتر آن در اردوگا ههای خود را نشان می‌دهد. و اما شاید این نشان دهنده بی ارزش بودن افراد در این مناسبات را روشن‌تر کرده و نشان می‌دهد. سوالی که در این میان قابل طرح میباشد چگونه سازمان مجاهدین می‌تواند ملت رنجدیده ای را امان دهد در حالی که از حفاظت 2000 نفر بر نمی‌آید. در همین راستا اسامی افرادی همچون سعیده شا هرخی ما را بیشتر از پیش به تأمل وادار می‌کند. خانم سعیده شاهرخی که از بیماری پارکینسون رنج می‌برد و سالیان آخر عمرش را بر روی صندلی چرخدار می‌گذراند، فردی بدون مرز بندی انسانی در مناسبات رجوی یکی از عوامل سرکوب سازمان بوده و همواره در آزار و اذیت اعضای این فرقه نقش مهمی را ایفا می‌کرد. خانم شاهرخی بنا به دستور رجوی هر گاه که فردی مخالف ایدئولوژیک فردی رجوی صحبت و یا اعتراضی می‌کرد فرد را به ترور روحی و شخصیتی گرفته و بدترین مارکهای مختلف را به افراد میزد. و حال می‌بینیم که چگونه خود در تنهایی و بدون اینکه فرقه رجوی اهمیتی به مریضی پیشین او ودر نتیجه حفظ ایشان از بیماری کرونا جانش را برای هیچ از دست داد.

همه ما به وضوح می‌دانیم که افراد با سوء بیماری حفاظت بیشتری در مقابل این بیماری نیاز داشته و در محیط بهداشتی با امکانات مناسب باید بسر ببرند. آنچه که در اینجا شاهد آن هستیم و شاید هشداری برای شکنجه گران دیگری همچون مهوش سپهری، کبری طهماسبی و دیگر شکنجه گران این فرقه باشد. با تاسف می‌توان گفت که تاریخچه سیاه سازمان مجاهدین هر روز نشانگر متوالی شدن بیشتر این فرقه و رو به سیاهی رفتن بیشتر آن را در پی دارد. فرقه ای که سالیان سال با اعمال خود نشان داد ه که پایه و مبنای استواری نداشته و فرد طلبی و قدرت طلبی تنها رهرو این فرقه بوده و است. فرقه ای که همیشه به دروغ و تزویر و سانسور واقعیت‌ها ی بیرونی، افراد خود را در تاریکی مطلق نگه داشته تا بتواند صباحی بیشتر بر آنها حکومت کند. براستی که هر چه زمان می‌گذرد با نگاه به پروسه درونی و بیر ونی این فرقه روزنه روشنی در آن نمی‌یابیم. فرقه ای که دستش به خون همو طنان خود و اجیر کردن افراد بسیاری در اردوگاههای اجباری آغشته میباشد. و هر چه بیشتر با مغز شویی افرادی همچون سعیده شاهرخی و ساختن جلادانی از این افراد در آرزوی ثبات میباشد.

فرقه رجوی در حالی که سنگ مردم ایران را به سینه می‌زند لیاقت و شایستگی یک بهداشت مناسب برای افراد نگون بخت خود را ندارد. باید در اینجا به مریم اعضدانلو و مسعود رجوی تاکید کرد که مردم ایران در سه دهه گذشته تاوان بی لیاقتی و خطا های سیاسی و خودمحوری شما را داده‌اند که تماما نتیجه آن فریبکاری ها و شعر و شعارهای حقوق بشری شما بوده و اکنون خودتان در زیر بار یک بیماری اپیدمی کمر خم کرده و هیچ راه حلی برای آن ندارید. واین در حالی است که برای تبلیغات فرقه ای خود میلیونها هزینه میکنید و اما برای بهداشت افراد خود هیچ تمایلی نشان نمیدهید. افرادی که به دلیل سنی بالا به طور مضاعف نیاز به رعایت بهداشت و درمان دارند. افرادی که چه جوان و چه پیر به دلیل فشارهای روانی و روحی و جسمی فر سوده شده و ایمنی بسیار پایینی در قبال انواع امراض و بخصوص ویروس کرونا را دارند.

به خوبی به یاد دارم که در عراق حتی بلحاظ صنفی جنایتکارانی به اسم پزشکان اشرف محاسبه می‌کردند که برای زنده ماندن هر کس به چه میزان کالری لازم میباشد و این در حالی بود که مریم عضدانلو که دائم دم از آزادی زن و مرد میزنه برای تجملات خود هزاران هزار هزینه می‌کند و برای ملت ایران نقش دایه مهربان‌تر از مادر را بازی کرده و برای افراد نگون بخت فرقه خط سرخ و تهدید نشان می‌دهد و اگر کسی دهن به اعتراض و یا انتقاد باز کند بلافاصله با اوباش خود او را به سکوت وادار می‌کند و فرد را با توهین آمیز ترین الفاظ مورد تهاجم قرار داده و حتی در مواردی فرد را زیر مشت لگد گرفته تا اینکه فرد انتقاد و یا اعتراض خود را پس بگیرد. و بدین گونه می‌بینیم که رجوی یک نسل رو به تباهی کشوند نسلی که بدنبال یک آرمان بلند زمانی تصمیم به پیوستن به این سازمان را گرفتند. و متاسفانه الان وضع اسف بار اونو به وضوح همه می‌بینیم، شاید تا دیروز در لابلای اشرف در عراق می توانست مخفی کاری کرده و آمار کشته شدگان را مخفی نگه دارد و اما در کشور آلبانی با توجه به اینکه لیست اسامی تمامی افراد به ثبت رسیده امکان این را به فرقه برای مخفی نگه داشتن اسامی را نمی‌دهد و دیر یا زود مجبور به آشکار کردن اسامی کشته شدگان میباشد.

و در اینجا به تمامی شکنجه‌ گرانی چون مهوش سپهری و امثال آن هشدار میدهم که تا هنوز فرصتی برایتان باقی مانده از سرنوشت سعیده و سعیدها عبرت گرفته و دست از کارهای گذشته خود برداشته و اگر نمی‌خواهید پلی باشید حداقل مانع نباشید و بگزارید افراد به راحتی دنبال زندگی مور دلخواه خود بروند شاید که باشد در تاریخ یک عمل کرد درست از شما به ثبت برسد. در اینجا باز از تمام سازمان های بشردوستانه و بهداشت آلبانی و بهداشت اروپا در خواست رسیدگی به افراد در پشت حصار این فرقه را دارم.

حمیرا محمدنزاد  11.01.2021

محاسبه کالری مصرفی ، معیار ارزش زنده ماندن یا مردن 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مرگهای-خاموش-در-فرقه-رجوی/

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجویحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، اول ژانویه 20201:… آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود. بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم.. مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

سرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجویسرلشگرهای ارتش آزادیبخش آنلاین در آلبانی – فرقه رجوی دوران ترامپ و انتخابات امریکا

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

حمیرا محمد نژاد، آلمان

خانم حمیرا محمد نژاد، آلمان

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

مرگهای خاموش در فرقه رجوی

انتخابات ریاس جمهوری آمریکا و ربط آن با سازمان مجاهدین: اول باید دید چرا انتخابات امریکا برای سازمان این درجه اهمیت دارد؟ از انجاییکه سازمان مجاهدین نه پایگاهی در داخل ایران و نه خودش اهرمی برای مبارزه با رژیم ندارد بنا بر این تماما چشم به تحولات سیاسی و بخصوص امریکا دارد بلکه بقول خود رجوی تغاری بشکند و کاسه ای برای لیسیدن به وی برسد، اما مهمتر و نقدتر تاثیر این تحولات بر تشکیلات فرسوده و خسته سازمان است. هنگامیکه ترامپ از قرارداد برجام خارج شد سازمان در داخل و خارج تشکیلات در بوق و کرنا تغییر دوران اعلام کرد که دوران مماشات تمام شده … و برای صدمین بار زمانبندی سرنگونی آن هم بر اساس گفته یکی از حقوق بگیران ثابت یعنی جان بولتون که گفته بود رژیم چهل سالگی خود را نخواهید دید اعلام کرد. همه و همه برای امید دادن به نفرات ولو برای چند صباح بود. در واقع تمام رویاها و حسرت رجوی برای قدرت در ترامپ گره خورده بود بطوریکه با کشتن قاسم سلیمانی دیگر رجوی عنان از کف داد و بعد از سالیان در پیام گفتاری با صدای لرزان که نشان از تشدید بیماری دیابت وی بود برای دیگر مقامات رژیم شاخ و شانه کشیدن و تهدید کردن خنده حضار، بایستی به وی یاداوری میشد که مثل اینکه عمل را کس دیگری انجام داده بهر حال از طنز داستان بگذریم. اما باید یادآور شد که در شکاف تضاد ترامپ با رژیم سازمان هم چندان بی نصيب نماند چرا که دولت البانی خودش را با سیاست روز امریکا تنظیم می‌کند و در این میان سازمان توانست میزانی پیش برود و میخ هایش را در میان دستگاه سیاسی البانی تثبیت کند از جمله دستاوردها که کم هم نبودند از دور خارج کردن کمیساریای پناهندگی که حامی جداشدگان بود همچنین اخراج سفیر ایران و محدودیت سفر برای اتباع ایران و مهار ریزش ها که سیگنال های آشکاری از فروپاشی میداد در اوج آن تاسیس اشرف۳ با همان ویژگی های اشرف در عراق یعنی حصارکشی و ایزوله کردن و قطع ارتباط با دنیای بیرون. اولین نتایج نظرسنجی ها که نشان از برتری جو بایدن میداد ناگهان پیامی منسوب به رجوی منتشر شد که با ترامپ بی ترامپ سرنوشت رژیم بدست مردم و در خیابان های ایران رقم می‌خورد!!! عجب! پس شما در خیابانهای اروپا و البانی چکار میکنید؟ البته مخاطب افراد درون تشکیلات هستند که به هیچ منبع مستقل و آزاد رسانه ای دسترسی ندارند و آماده سازی اذهان به هدف مهار ریزش های ناشی از پیروزی جو بایدن و در پی آن سلسله نشست های ماراتن وار که بله پیروزی بایدن اتفاقا به نفع سازمان خواهد بود و بازگشت به برجام بعد از کشتن قاسم سلیمانی امکان پذیر نیست … در هر صورت سازمان را از یک موج دیگر ریزش گریزی نخواهد بود

موضوع دیگر مرگ و میرهای روز افزون در تشکیلات است که بد نیست اشاره ای به رسیدگی های پزشکی و درمانی در سازمان و تنظیم رابطه با کرونا بکنم. از حدود یک سالی که از پدیداری و گسترش ویروس کرونا می‌گذرد تعداد زیادی از اعضای سازمان درگذشته اند اسامی و تعداد را دقیقا در دست نیست. و حتی احتمال آن می‌رود که همکنون سرد خانه های سازمان پر بوده و سازمان با زمانبندیه فاصله دار اونهارو اعلام میکنه و این در حالیه که البانی کمترین تعداد مبتلایان را تا بحال داشته اما سازمان نهایت بهره برداری را برای محدود کردن و در حصار نگه‌ داشتن اعضا کرده و میکند . تا قبل از ان تهدید های امنیتی از جانب رژیم را بهانه میکرد و فعلا از برکت ویروس کرونا دیگر بهانه لازم نیست از قرنطینه کردن شاید لازم به سخن نباشد چون سازمان تا امروز اگر از سال ۱۳۷۰ در نظر بگیریم ۳۰ سال است اعضا را در قرنطینه نگه داشته. عمر عمده افراد درگذشته بطور متوسط بین ۵۰ تا ۶۰ میباشد که میتوان گفت مرگ این افراد غیرعادی و خارج از سن عادی مرگ و میر است و گزارش هایی دال بر ابتلا به کرونا بوده. در اینجا اشاره ای به سوابق امر باید کرد. درمان پزشکی همواره در تشکیلات مجاهدین یک اهرم برای کنترل و فشار و در مواردی از بین بردن مخالفان و ناراضیان بوده است. کمی به عقب برگردیم زمانی که نوری المالکی پرونده قرارگاه اشرف در عراق را از ارتش آمریکا تحویل گرفت یکی از موضوعات پر تنش کنترل امور پزشکی و درمانی بود. حرف مالکی این بود که هر مرکز درمانی در عراق باید تحت پوشش وزارت بهداری عراق باشد و بیمارستان اشرف هم باید تحت پوشش اداره بهداری استان دیالی، استانی که قرارگاه اشرف در آن واقع شده است باید قرار گیرد و این موضوع یکی از پرتنش ترین موضوعات بود، اما دلیلی که سازمان زیر بار نمی رفت با وجودیکه میدانست حرف مالکی به لحاظ قانونی درست است چه بود؟ علت این بود قرار گاه اشرف دیر یا زود بسته میشد و دیگر کنترل اشرف گونه بر اعضا ممکن نبود بنا براین عده ای را بایستی به هر ترتیب از بین می برد بطور مشخص میتوان از مهدی افتخاری که نام تشکیلاتی وی فرمانده فتح الله بود. سالیان وی بیمار بود و تنها از وی پوست و استخوانی باقی مانده بود ولی نیاز به کشتن هنوز نیاز به کشتن او نبود تا روزهای پایانی اشرف که ناگهان فوت کرد،چرا که اگر چنین افراد ناراضی به لیبرتی میرسیدند جدایی انها از تشکیلات قطعی بود. و از حذف چنین مواردی با اهرم پزشکی بسادگی با کم زیاد کردن دوز دارو یا داروهای تاریخ گذشته ویا کارکرد عکس و دیود کردن قرارپزشکی ها بسادگی امکانپذیر بود بدون اینکه کنترلی روی آن باشد یا ردی به جای بگذارد از طرف دیگر سازمان از وجود افراد با بیماری‌های مختلف نه تنها زیان نمی کند بلکه بسیار سود میبرد چرا که افرادی که بیماریهایی دارند از ترس اینکه از عهده درمان بیماریهایی خود بر نمی آیند مجبورند تا پایان عمر در سازمان بمانند از طرف دیگر پزشک‌ها ی درون مناسبات هم بجز مواردی معدود اغلب دانشجوی پزشکی بوده اند خودشان اختیار ارائه هیچ درمان یا پروسه درمانی ندارند بلکه اول باید با مسوولان تشکیلاتی هماهنگ کرده و بعد از آن به بیمار نگون‌بخت ابلاغ کنند. میبینید که همه و همه قبل از اینکه با سلامتی افراد تنظیم شود با تشکیلات تنظیم می‌شود و این طور بود که تعداد زیادی در اشرف عراق و همچنین در البانی براحتی به مرگ هدایت میشوند بحران جهانی کرونا هم در تشکیلات مجاهدین از قاعده بالا مستثنی نیست.

در عراق تشکیلات تشخیص میداد که بهتر است افراد شهید شوند تا تحت درمان در درمانگاه عراقی قرار بگیرند بعدها که تعدادی به لیبرتی منتقل شدند طی مصاحبه ها مقامات کمیساریای سازمان ملل را نسبت به این موضوع آگاه کردند و فضاحت انقدر بالا گرفت که کمیساریا در یک نامه برای مژگان پارسایی نوشت: خانم پارسایی درمان پزشکی حق طبیعی هر انسان است و شما مجاز نیستید مانع شوید از ان به بعد تعدادی افراد دستچین شده را به درمانگاه لیبرتی می‌فرستادند حتی به همین افراد هم اعتماد نداشتند و قبل از رفتن و بعد از آمدن از درمانگاه عراقی بازرسی بدنی میشدند که مبادا ملاتی خارج یا وارد شود. بعد از اعلام قرنطینه کرونایی سازمان از آن بسیار استقبال کرد اول و قبل از همه بدلیل ویژگی فرقه ای ش چون همانطور که گفتم دیگر نیاز به بهانه ها ی امنیتی که دستمایه سخره افراد میشد نبود و دهان ها را می بست. خیلی خنده آور است که گاه بیگاه بهانه می آورند که از وزارت کشور البانی گزارش هشداری امده که تروریست های رژیم دنبال ضربه زدن هستند بنابراین تا اطلاع ثانوی هیچگونه ترددی به بیرون صورت نخواهد گرفت.( البته فراموش نشود که فقط رفتن به بیرون ممنوع شده ولی افراد پایین تر همچنان در آسایشگاه های جمعی زندگی کرده و بصورت تنگاتنگ با هم زندگی می‌کنند) چون برای یک تردد چند ساعته به بیرون از روز قبل باید درخواست داد و کروکی راهپیمایی داد که مثلا در چه مسیرهایی می خواهند تردد کنند چون از مستمری بگیران خواسته شده بود که هرجا نفرات درون مناسبات را دیدید زمان و مکان را اطلاع دهید و اگر نفری بجز مکان گذشته دیده و گزارش شود مورد بازخواست قرار میگیرد همچنین بررسی می‌شود که آیا همسر سابق فرد فردا بیرون هست تردد یکی از انها کنسل میشود.. ملاحظه می‌کنید که این تشکیلات تمام وقتش صرف جنگ نفراتش خودش میشود و بر خلاف ادعایش جنگی با رژیم ندارد یعنی رمقی برایش باقی نمی ماند و از اینجا میتوان فهمید که قرنطینه کرونایی چه باری ازش سبک میکند. علاوه بر ذات فرقه ای که مهمترینش هست از بقیه جهات دیگر هم سازمان مجبور هست محکمتر از سیستم دیگری خودش را قرنطینه کند یکی از ان زندگی تنگاتنگ جمعی ست هر گونه بیماری ویروسی به سرعت چندین برابر معمول در تشکیلات سرایت میکند چون از اسایشگاهها تا سالن غذاخوری و سرویس های بهداشتی همه و همه جمعی هستند. دلیل دیگر سالخوردگی اعضای سازمان که با توجه به فشارهای روحی و بیماریهای مختلف جراحت های ناشی از عملیاتهای مرزی سالیان قبل بیش از پیش انها را آسیب پذیر تر میکند. یک نکته جالب هم بد نیست اشاره کنم اینکه در تشکیلات مجاهدین برای فرار از بیگاریها و نشست های اعصاب خرد کن تمایل دارند بیمار باشند و بیمار شناخته شوند در همین رابطه یک بحث مهم و مطرح در درون تشکیلات به نام تمارض وجود دارد که حتی رجوی بارها در کتاب خودنوشته تشکیلات در برخورد با افراد به آن استناد میکند آنهم » هرگونه رسیدگی به بیمار داریم اما مجاهد بیمار فلان ابن فلان نداریم» این را میگوید تا پیشاپیش به هرگونه بیماری مارک تمارض بزند و این هم یک دلیل دیگری از مرگهای زودرس در تشکیلات وجود دارد چون علی رغم توصیه های پزشکی مسوولان تشکیلاتی افراد را زیر فشارهایی فیزیکی و روانی قرار میدهند و دلیل آن هم این است که اگر بخواهند به بیماریها میدان بدهند وقت تمام اعضای سازمان را در بر میگیرد در ادامه قرنطینه میدانید که تمامی تبادلات پولی سازمان حتی در ابعاد میلیونی دستی و نقد صورت می‌گیرد هدف هم رد ندادن مسیرهای پول شویی می باشد حتی در البانی از این هم گذشتند و از نفرات خواستند که حساب بانکی باز کنند و مستمری ماهیانه را از بانک دریافت کنند . این برای سازمان ساده نبود چرا که پرداخت هزینه ماهانه بهانه ای بود برای تحت فشار گذاشتن نفرات برای تخلیه اطلاعاتی و فردی که برای دریافت حدود ۲۴۰ یورو میرفت گاها یک ساعت طول می‌کشید و نفر باید امضا داده و از سازمان بخاطر اینکه از خون شهدا هزینه میکند تشکر کرده و هرچه اطلاعات از نفرات جدا شده دارد تقدیم کند.

در رابطه با انتخابات امریکا تا مدت ها که دل اعضا را خوش کرده بودند که بایدن با تقلب انتخاب شده و ترامپ برنده واقعیست بعد از اینکه ترامپ شکست را پذیرفت دل افراد را به این خوش کردند که ترامپ در تدارک حمله نظامی ست و باید به آماده باش سرنگونی رفت.  بلکه چند صباحی هم اینطور سپری شود.

آنچه که الان قابل توجه میباشد افراد فرقه یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن می‌باشند، این خود نشان باز و ساده‌ای از سیاست های غلط سازمان حتی در سیاست درمانی میباشد. البته خودمان به وضوح می‌دانیم که جان انسان‌ها در سازمان هیچ وقت ارزش نداشته و مرگ این افراد هم فقط به دلیل اینکه سازمان استفاده سیاسی از آنها نمی‌تواند بکند، سازمان را ناراحت کرده والا از بین رفتن افراد هرگز برای این فرقه مهم نبوده و نخواهد بود.

بدین ترتیپ با گذشت هر روز می‌توان مشاهده کرد که ماهیت اصلی این سازمان یک ماهیت غیر انسانی بیش نیست و ما به نوبه خودمان از تمامی سازمان‌های بشر دوستانه تقاضای رسیدگی به امور بهداشتی سریع این فرقه را خواستاریم. در غیر این صورت فاجعه مرگ افراد بیشتری را با خود در پیش خواهد داشت.

حمیرا محمد نژاد

مرگهای خاموش در فرقه رجوی 

عملکرد دوگانه فرقه رجوی 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/برخورد-سازمان-مجاهدین-با-تحولات-سیاسی/

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایران

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایرانحمیرا محمد نژاد، بسوی آزادی، 26 اکتبر 2020:…  ویروس کرونا و برخورد سازمان: سازمان مجاهدین از دیرباز از پراکندن هر دروغی در داخل مناسبات برای نگه داشتن افراد کوتاهی نکرده است از جمله زمانی که جیا تیف امریکایی برقرار بود که می‌گفتند هر کس برود مورد تجاوز قرار میگیرد یا هتل مهاجر که اساسا در اجاره کمیساریا عالی پناهندگان بود که می‌گفتند متعلق به وزارت اطلاعات رژیم است تا در البانی که به افراد می‌گفتند هر کس برود بیرون باید در خیابان بخوابد و در زباله ها دنبال غذا باشد افراد هم که از هرگونه منبع مستقیم خبر بی اطلاع هستند. برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایران 

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسیجنایت تروریستی در فرانسه و سکوت مریم رجوی

برخورد سازمان مجاهدین با تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه و مردم ایران

حمیرا محمدنژاد پارلمان اروپا

خانم حمیرا محمدنژاد

اگر به آنچه که بر مردم و کشور ایران گذشت نگاهی کوتاه بیاندازیم متوجه فشارهای خرد کننده ای که بر جامعه ایران وارد شد خواهیم شد از سیل های ویرانگر تا تحریم های خرد کننده و همچنین گسترش ویروس کرونا که گریبانگیر مردم ما شده است، مدیریت ضعیف حکومت که خودشان هم به آن کم و بیش اعتراف میکنند جای خود دارد، اما برخورد سازمان مجاهدین در این رابطه و بویژه موضع‌گیری مقامات آمریکایی و انتخابات پیش رو بسیار تامل برانگیز است و عبرت آموز است. سازمانی که تضاد بین خلق ها و امپریالیزم را آشتی ناپذیر میخواند و امپریالیزم را ببر کاغذی، حالا دل به انتخاب ترامپ در شمار راست ترین افراطی های نیروهای سیاسی امریکاست بسته و طلب آزادی خلق قهرمان ایران و تحقق جامعه بی طبقه توحیدی را در سیمای آقای ترامپ میبیند تازگی هم نوشته ای منسوب به آقای رجوی منتشر کرده که نشانگر این است که از نظرسنجی ها و امتیاز ها حدس زده که احتمال پیروزی جو بایدن بالا رفته و مضمون آن این است که با ترامپ بدون ترامپ صورت مساله همچنان سرنگونیست. رجوی و عضدانلو هر آنچه در عراق توانست کرد از جمع آوری هرچه کتاب با محتوای ضد امپریالیستی تا لو دادن مبارزان ضد اشغالگری تا بزک کردن فهیمه و زهره اخیانی با لباسهای رنگارنگ و رو سری های نصفه نیمه تا بلکه بتواند رضایت آمریکایی ها که به انها در مناسبات کاویانی می گفتند را جلب کند و هنوز بعد از گذشت نزدیک ۱۷ سال دنبال این است که مریم مهر تابان مسعود جان جانان روی دوش آمریکایی‌ها به تهران برسند.

دیگر رویکرد دوگانه سازمان بحث تحریم هاست از یک طرف خواهان تحریم کامل رژیم میشود و برای اعمال تحریم ها ابراز خوشحالی میکند از طرف دیگر رژیم را در تامین زندگی مردم نا کارامد و شکست خورده معرفی میکند. اما جالب ترین نکته ای که از رجوی بر آمد پیام صوتی وی بعد از هدف قرار دادن قاسم سلیمانی بود و نشان داد که قلبش کجا می تپد و به دیگر سران و مقامات رژیم هشدار داد که چنین سرنوشتی را انتظار بکشند و برای من خیلی خنده آور بود که عملیات را کس دیگری کرده و این طرف عاجز وامانده رجز آن را میخواند. خنده حضار.

ویروس کرونا و برخورد سازمان: سازمان مجاهدین از دیرباز از پراکندن هر دروغی در داخل مناسبات برای نگه داشتن افراد کوتاهی نکرده است از جمله زمانی که جیا تیف امریکایی برقرار بود که می‌گفتند هر کس برود مورد تجاوز قرار میگیرد یا هتل مهاجر که اساسا در اجاره کمیساریا عالی پناهندگان بود که می‌گفتند متعلق به وزارت اطلاعات رژیم است تا در البانی که به افراد می‌گفتند هر کس برود بیرون باید در خیابان بخوابد و در زباله ها دنبال غذا باشد افراد هم که از هرگونه منبع مستقیم خبر بی اطلاع هستند هر چند به سازمان اعتماد نداشته و عمق دروغگویی تشکیلات برایشان روشن است، با این حال دچار شک و شبهه میشوند. حالا در رابطه با گستردگی ویروس کرونا با بزرگ نمایی سعی در ترساندن اعضای نگون بخت و گرفتار سالخورده میکنند و نه تنها از بیرون رفتن افراد به بهانه حفظ سلامتی خودشان و اشک تمساح ریختن جلوگیری می‌کنند و موکول به کشف واکسن کرده اند با همین بهانه حتی جدا شدن افراد را هم مانع میشوند و از این اهرم برای تنگ تر کردن هر چه بیشتر حلقه زندان سازی سواستفاده میکنند.

گرفتار شدن خود مریم عضدانلو در البانی: بالاخره ترکش های زندان سازی گریبان خود خانم رجوی را هم گرفت و مدتی پیش فرانسه از بازگشت مریم عضدانلو به فرانسه جلوگیری کرد پیشتر در دهه ۷۰ که کریم برای برگزاری گردهمایی در ارلزکورت به لندن سفر کرده بود دولت وقت از بازگشت ویرا برنتابید و سازمان با عجز و لابه و واسطه قراردادن شخصیت های فرانسوی منجمله کشیش مرحوم ابی پیر و صد البته با پرداخت هزینه های گزاف دوباره به پاریس برگشت. این دفعه اما دولت فرانسه دلیل قانع کننده برای بیرون کردن وی از فرانسه دارد چرا که وی در البانی تشکیلات و قرارگاه و حفاظت دارد اما معلوم نیست خانم عضدانلو که مرگ را برای همسایه و اقامت بدنه سازمان را در البانی پیروزی و هجرت بزرگ مینامید برای خودش اخ و زندگی در فرانسه زیبنده ایشان می باشد همچنانکه سالها قبل عراق را برای اعضا و پاریس را برای خودش . در هر صورت حتی اگر هم خانم عضدانلو با تلاش بسیار موفق شود دوباره به فرانسه برگردد باید خیلی حواس جمع باشد تا پایش را از گلیمش درازتر نکند و محدودیت ها را بپذیرد. من با تماسی که با چند نفر از افراد درون تشکیلات داشتم از این خبر کاملا بی اطلاع بودند و باورشان نمی شد تا اینکه به آنها یاداوری کردم که مدتهاست مریم دیگر در پارلمان و دیگر محافل اروپایی ظاهر نشده بفرمایید وی را راه نداده اند در حالیکه قبل از این موضوع هر چند ماه البته با پرداخت هزینه های گزاف به حقوق بگیران اروپایی در آنجا سخنانی هر چند تکراری و بی محتوا می زد.

درگذشت استاد شجریان

دوگانه ترین برخورد سازمان را می توان در رابطه با درگذشت استاد شجریان مشاهده کرد. سازمان از زبان چند تن از مواجب بگیرانش مدعی شد که شجریان سالهای حضور مریم در پاریس با وی دیدار کرده و داستانسرایی های سراپا ساختگی تقدیم نوار امضا شده به راس هرم…. اگر چنین می بود پس چرا در همان سالهای میانی دهه ۷۰ کاست های شجریان که هنگام شام و نهار و کارهای جمعی توسط فرهنگی پخش میشد ناگهان جمع شد و اگر هم کسی فردی گوش میکرد توبیخ و به بهانه اینکه شجریان با رژیم است کاست از وی گرفته میشد. اما داستان را از زبان خود رجوی بشنویم در همان سالها در یکی از نشست ها گفت شجریان که امد خارجه نفر فرستادیم که موافقت را برای پیوستن به شورای ملی مقاومت جلب کند و مساله وابستگی با همسرش را مطرح کرده و نیامد و از آن هنگام به بعد بود که نام شجریان در تشکیلات مجاهدین یو واژه منفی محسوب شده و کسی جرات نام بردن از وی را نداشت و هنگامیکه مریم عضدانلو و بعد از چند روز هم رجوی انگار نه انگار که چه حرفهایی پشت سر این استاد بزرگ نزدند پیام تسلیت به مردم ایران!!!! فرستادند و خسرو آواز ایران زمین نامیدند و چنان مراسم و اکسیونهایی در شهرهای اروپایی در بزرگداشت استاد برگزار کردند گویی یکی از کادرهای اینها بوده است پیام های مریم عضدانلو منتسب به رجوی حتی شگفتی اعضای ردن تشکیلات را هم بر انگیخت و نشان داد که اینها به هیچ اصول و پرنسیبی پایبند نیستند و هر ساعت و هر کجا از رنگی به رنگ دیگر میشوند

اما جواب مردم شورش ها و نارامی های چند روزه که در صدها شهر ایران به وقوع پیوست بخوبی جایگاه سازمان مجاهدین در مختصات سیاسی اجتماعی ایران است که مشکلات و نارضایتی مردم هیچ ربطی به این گروه ندارد و در تمامی این شهر ها حتی یک شعار به نفع این سازمان سر ندادند پیام های پی در پی منتسب به رجوی خهم خطاب به جوانان که مسلح شوید و آتش را با آتش جواب دهید و حتی به جوانان شورشی در لبنان و عراق هم تنها مصرف داخل تشکیلاتی برای درمانده های گرفتار در کمپ مانز البانی دارد تو گویی الان دون کیشوت رجوی در ایران انقلاب کرده و رهبر انقلاب نوین است حالا جوانان شورشی لبنان و عراق را هم دارد رهبری میکند مصداق عبارت معروف است که میگوید» طرف را به ده راه نمیدادند سراغ منزل کدخدا را میگرفت. در داخل کشور خودش کسی او را نمی شناسد برای کشورهای دیگر هم پیام صادر می‌کند

حمیرا محمدنژاد

لینک به منبع

عملکرد دوگانه فرقه رجوی حمیرا محمدنژاد

*** 

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

 

همچنین: