عهدنامه های ننگین

عهدنامه های ننگین

عهدنامه های ننگینکریم غلامی، ایران فانوس، هشتم اکتبر 2019:… یک روز مزدور عراق و یک روز عربستان و روز دیگر اسرائیل و روزی دیگر مزدور آمریکا. آن ها کسانی هستند که عهدنامه های ننگین با دشمنان مردم ایران بسته اند. خطاب به کسانی است که در راه مبارزه برای آزادی و دمکراسی „پیر“ و „خسته“ شده اید، بروید به خانه سالمندان و آن جا با پول های باد آورده آخرین روزهای زندگی ننگین خود را سپری کنید و مردم ایران را به حال خود بگذارید. شما بجز خیانت و وطن فروشی کاری دیگری نمی کنید. مبارزات مردم ایران را منحرف و خراب و ناکارآمد می کنید. عهدنامه های ننگین .

عهدنامه های ننگینروزگار سیاه مجاهدین خلق . مزدوری از عراق تا آلبانی 

عهدنامه های ننگین

کریم غلامی، ایران فانوس، 07.10.2019

در تاریخ ایران ما شاهد عهد نامه های زیادی بودیم که خاک ایران از دست رفته و یا امور ایران به دست بیگانه سپرده شده است. مانند:

عهدنامه فینکنشتاین با فرانسه 1807

عهدنامه مجمل با انگلستان 1809

عهدنامه مفصل با انگلستان 1822

عهدنامه گلستان با روسیه 1813

عهدنامه ترکمنچای با روسیه 1828

معاهده پاریس با انگلستان 1856

قرارداد گلدسمید با انگلستان 1872

پیمان آخال با روسیه 1881

قرارداد 1919 با انگلستان

قرارداد ایران و شوروی 1921 با شوروی

و بسیار دیگر از قراردادهای ننگین.

ما همواره حاکمان قبلی را گذشته از آن که آن ها حاکمان بد بودند و یا خوب، دیکتاتور بودند و یا نه، سرزنش کرده ایم که چرا از منافع ایران دفاع نکرده اند. پس بیایید با هم با ماشین زمان به چند سال آینده سفر کنیم. دولت ایران در مقابل تحریم ها و فشارهای آمریکا کوتاه آمده و قراردادهای آن ها را پذیرفته است. کنترل نفت ایران در دست آمریکا است و از طرفی هم ایران باید خسارت بپردازد و بسیاری دیگر از قراردادها.

آیا ما حاکمان ایران را بخاطر این قراردادها سرزنش نخواهیم کرد، قطعا همین طور خواهد بود.

همه باور دارند که تحریم های ایران کاملا ناعادلانه و ظالمانه است، تنها مردم ایران هستند که از این تحریم ها آسیب می بینند. در این میان، از نظر من مواضع آقای ظریف بهترین از نوع خودش است. همه می دانیم که ایران در مدت زمان قرارداد برجام تنها طرفی بود که به این قرارداد پایبند بود. آمریکا یعنی ترامپ یک جانبه از این قرارداد خارج شد و تحریم ها را به ایران روا داشت و تمام خواسته او باج خواهی و زیاده خواهی از ایران بود. او فکر می کرد که ایران هم یک عربستان دیگر است که تحت هر فشاری به هر باج خواهی آمریکا تن بدهد.

مجاهدین خلق عربستان سعودی و افشای جزئیات حمله موشکی به تاسیسات نفتی

بسیاری از خائنان و وطن فروشانی مثل مجاهدین و سلطنت طلب ها و بسیاری دیگر که نانسی پلوسی را رهبر خود می دانند، بدبخت و درمانده از مبارزه برای دمکراسی و آزادی هستند آویزان سایرین می شوند. هیچ موضع ای خائنانه تر از مواضع مجاهدین نیست. آن ها کسانی هستند که از درد و رنج مردم ایران شادی می کنند. حمایت از تحریم های ظالمانه علیه مردم ایران یک خیانت است زیرا تحریم ها فقط مردم ایران را زیر ضرب و فشار قرار می دهد. این تحریم ها، هیچ تاثیری بر روی روند غنی سازی نگذاشته زیرا دولت ایران هم چنان و با سرعت بیشتری به غنی سازی خود ادامه می دهد. یادم است که بعد از سال 1991 و تحریم هایی که بر علیه عراق اعمال شد، مسعود رجوی مستمر بر علیه این تحریم ها موضع می گرفت و آن را ظالمانه می خواند و مخالف حمله نظامی به عراق بود. حال چطور شده که از تحریم های اقتصادی بر علیه مردم ایران و حتی از حمله نظامی به ایران حمایت می کنند. پاسخ بسیار ساده است. مجاهدین مزدور و خائن هستند. یک روز مزدور عراق و یک روز عربستان و روز دیگر اسرائیل و روزی دیگر مزدور آمریکا. آن ها کسانی هستند که عهدنامه های ننگین با دشمنان مردم ایران بسته اند.

اتحاد علیه ایران هسته ای یا دور همی تشنگان به خون ملت ایران

خطاب به کسانی است که در راه مبارزه برای آزادی و دمکراسی „پیر“ و „خسته“ شده اید، بروید به خانه سالمندان و آن جا با پول های باد آورده آخرین روزهای زندگی ننگین خود را سپری کنید و مردم ایران را به حال خود بگذارید. شما بجز خیانت و وطن فروشی کاری دیگری نمی کنید. مبارزات مردم ایران را منحرف و خراب و ناکارآمد می کنید.

ما باید دو موضوع داخل ایران و خارج از ایران را از هم جدا کنیم، در رابطه با موضوعات خارج از ایران یعنی تحریم ها علیه مردم ایران و تهدیدهای حمله نظامی به ایران بهترین راه حمایت از اقدامات آقای ظریف است. زیرا طی این مدت اقدامات و مواضع او تماما به نفع مردم ایران بوده. اقدامات او مانع از حمله نظامی به ایران شد و می توان گفت که تقریبا گزینه نظامی برای مدتی از روی میز برداشته شد. یکی از آخرین مواضع او، این بود که اگر پیشنهاد عادلانه ای که تضمین کننده منافع مردم ایران باشد او حاضر به مذاکره است ولی تا زمانی که باج خواهی باشد و تحریم ها بر علیه مردم ایران برداشته نشود و تضمینی نباشد که طرف های مذاکره کننده زیر تعهدات خود نزنند و بر قرارداد باقی نمانند، مذاکره کردن راه حل مناسب و عادلانه نخواهد بود.

آنچه که مربوط به داخل ایران است مبارزه برای آزادی و دمکراسی و تغییرات دمکراتیک است. خشونت و جنگ طلبی هرگز راه حل نبوده و تاریخ نشان داده که این مسیر چیزی نیست جزء تروریسم که به مبارزه عادلانه مردم ایران آسیب می رساند.

„پایان“

عهدنامه های ننگین

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جان-بولتون،-استعفا-یا-اخراج-کابوس-آرام/

جان بولتون، استعفا یا اخراج + کابوس آرامکو

جان بولتون، استعفا یا اخراج + کابوس آرامکوکریم غلامی، ایران فانوس، آلمان، هجدهم سپتامبر 2019:… چهار گروه هستند که در این میان عصبانی و یا بهتر بگویم عزادار هستند. گروه جنگ طلب درون آمریکا، ناتانیاهو (که به دنبال حمله به ایران و جنگ با ایران بود)، کشورهای عرب خلیج فارس و مجاهدین که یار و پشتیبان و مهمان چند هزار دلاری خود را از صحنه سیاست ایران به دور می بینند. اخراج جان بولتون، یک قدم به سوی „نه به جنگ“ بود. شکست جناح جنگ طلب در دولت ترامپ به خودی خود صورت نگرفت بلکه حاصل کار بسیاری در جهان بود که در مقابل جنگ طلبی آمریکا ایستادند. جان بولتون، استعفا یا اخراج + کابوس آرامکو

جان بولتون، استعفا یا اخراج + کابوس آرامکورجوی پول شیخ عربستان و دیکتاتور عراق را خرج ترور مردان و تجاوز به زنان ایرانی کرد

1- کابوس آرامکو

ایران فانوس، 17.09.2019

روز شنبه پانزدهم سپتامبر وقتی که هنوز مردم جهان سال روز حادثه یازدهم سپتامبر سال 2001 آمریکا را از یاد نبرده بودند، حوثی های یمن که سال ها زیر بمباران نظامی عربستان سعودی و متحدین اش، قرار داشتند کشور عربستان سعودی و پایگاه نفتی آرامکو را با ده ها موشک و پهباد، مورد حمله قرار دادند که بنا بر تحلیل کارشناسان در نتیجه این حملات نظامی پالایشگاه نفتی آرامکو که بیش از هفت میلیون بشکه نفت را روزانه تصفیه می کرد آن چنان ویران شد که بیش از دو سال به مرمت و بازسازی نیاز دارد و ممکن است روزانه بیش از پنج میلیون بشکه نفت عربستان سعودی به بازار جهانی راه نیابد و بدین سبب بازار جهانی نفت، افزایش قیمت داشته باشد.

با اقدام نظامی علیه عربستان و سایت نفتی آرامکو، اغلب رسانه های غربی و حتی عربی و ایرانی در محفل اپوزسیون، این خبر مهم را یک سویه و جهت دار تحلیل کرده و توسط خبر فوق، سعی کردند تا از این اقدام نظامی و بر آمده از مقاومت مردمی، بهانه ای برای سیاه نمایی بیشتر علیه ایران و بلکه اقدام نظامی، استفاده کنند.

اما حقیقت داستان تنها افزایش قیمت نفت در جهان و یا به به قول وزیر انرژی آمریکا ریک پری، جنگ علیه انرژی جهانی و سپس توجیه جنگ علیه تاسیسات نفتی ایران، نیست بلکه آرامکو خود یک مرکز توطئه و جنگ و تروریسم و تحریم، علیه مردم جهان به ویژه مردم یمن و ایران و سوریه، بوده و همان طور که می دانیم یکی از دلایل جنگ و اختلاف در کشورهای خاورمیانه از روزی آغاز شد که سر و کله نفت پیدا شد و قیمت نفت رو به فزونی گرفت تا این که بسیاری از دولت های نفت فروش، به جای استفاده بهینه از انرژی در راستای صلح و ثبات و آبادانی، از نفت در راستای جنگ و مناقشات سیاسی و قبیله ای استفاده کردند تا این که خاورمیانه را به انبار باروت بدل کردند که یکی از آن کشورها عربستان سعودی است که از منبع انرژی آرامکو، نه در راستای صلح و ثبات و پیشرفت بلکه در راستای خرید سلاح جهت متشنج کردن خاورمیانه و جنگ و تروریسم و تحریم، علیه کشورهای دیگر استفاده کرده است. آرامکو، منبعی جهت درآمد کاسبان تحریم و تروریسم و جنگ و ویرانی در کشورهای خاورمیانه و جهان بدل شده است.

بیهوده نبود که بسیاری از تروریست ها و خرده تروریست های ایرانی که به عربستان سعودی دعوت می شدند، پس از زیارت دروغین، چند سنگ به شیطان می زدند و با ارائه اطلاعات دروغ و سیاه نمایی علیه دیگران، کیسه شان را از منابع نفتی آرامکو، پر می کردند و به شیطان سازی علیه این و آن مشغول می شدند. تروریست ها و جنگ طلبانی که ناف شان را به منابع عظیم نفتی چون آرامکو، بسته بودند و تا روزی که منابع مالی آرامکو، باعث و بانی جنگ در یمن و سوریه و عراق و تحریم در ایران، بود صدایی از رسانه های غربی بلند نمی شد حال که آرامکو توسط نیروهای مقاومت مردمی، تخریب شد، جملگی رسانه ها و جنگ طلبان و کاسبان تحریم و تروریسم، ندای حمایت از آرامکو و معضل انرژی و افزایش قیمت نفت و بورس و غیره را پیش کشیده اند.

 گروهی از تروریست های ایرانی، چون دیدند منابع مالی شان صدمه دید به جای چرایی داستان شروع به تحریک جنگ طلبان آمریکایی در راستای جنگ علیه ایران، کردند تروریست هایی که وقتی ارباب جنگ طلب جان بولتون آمریکایی را از دست دادند، جهت سرگرم کردن و تحمیق نیروهای اسیر این بار به امام حسین دخیل بستند، نیرویی که ادعای شیعه بودن دارد، ولی همواره اربابانش از جنس مسیحی و یهودی و وهابی و سنی، بوده و هستند.

بسیاری از رسانه های غربی، پس از شوک به منابع انرژی آرامکو، بدون این که به این پرسش پاسخ دهند چرا؟ چرا آرامکو به جای تامین سوخت و منبعی جهت صلح و ثبات و پیشرفت جامعه، به منابع عظیم مالی تروریسم و جنگ و تحریم و ویرانی کشورهای دیگر بدل شده است، شروع به تبلیغات هجو و گمراه کننده و تحریک و تبلیغ علیه کشورهای دیگر کرده اند.

ولی از یاد نباید برد، همان طور که یکی از فرماندهان حوثی در یمن  اعتراف کرد، حمله به پالایشگاه بقیق، آغاز کار است و تا روزی که پالایشگاه های نفتی عربستان سعودی به جای عمران و آبادانی و صلح و ثبات در منطقه، به دنبال خرید سلاح و جنگ و تحریم و تروریسم، باشند آرامکو در عربستان سعودی و آرامکوهای دیگر خواب خوش نخواهند داشت و همواره با کابوس به سر خواهند برد.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

لینک به منبع

2- جان بولتون، استعفا یا اخراج

کریم غلامی، ایران فانوس، 18.09.2019

از سال ۲۰۱۷ تا کنون، دونالد ترامپ سه مشاور امنیت ملی‌ خود را یعنی ژنرال فلین، ژنرال مک‌ مستر و جان بولتون، را بر کنار کرده است که شاید راه حلی برای مسائل تنش زای بین المللی پیدا بکند ولی این مسائل همچنان لاینحل باقی مانده ‌است. اعلام برکناری جان بولتون، در شرایطی صورت گرفت که اختلافات بسیار زیادی در مورد شیوه اداره موضوعات تنش ‌زای بین‌المللی در داخل دولت دونالد ترامپ مورد بحث بود. از جمله این موضوعات، سیاست آمریکا در قبال ایران، ونزوئلا، کره شمالی، افغانستان و روسیه است. برکناری بولتون برای من قابل پیش بینی بود. اگر یادتان باشد، چندی پیش ترامپ در مقابل کاخ سفید گفته بود „من به دنبال جنگ نیستم، بولتون می‌خواهد با تمام دنیا بجنگد“. از روز اول سیاست ترامپ بر فشار و تهدید برای باج گیری بود. برکناری سه مشاور در این مدت کوتاه خود به خود نشان دهنده شکست سیاست دونالد ترامپ و تصمیم های غلط او در این مسیر است. بر کناری بولتون، نشان می‌دهد اختلافات موجود بر سر بسیاری از موارد بخصوص بر سر ایران به مرحله غیر قابل سازش رسیده بود. دونالد ترامپ در بسیاری از موارد مشاوره‌ های جان بولتون را هم سو با اهداف و خواسته‌ های خود نمی ‌دید.

در هفته گذشته، شاهد بودیم که فشار جان بولتون بر دونالد ترامپ مانع از امضای توافقنامه صلح با طالبان شد، در حالی که دونالد ترامپ آماده می‌شد با نمایندگان گروه طالبان در کمپ دیوید ملاقات و پیمان صلح امضا کند اما استدلال جان بولتون این بود که دونالد ترامپ نباید با سازمانی که مسئول کشتار هزاران آمریکایی در خلال ۱۸ سال گذشته است، توافقنامه صلح امضا کند. انصراف کاخ سفید از ملاقات با سران طالبان و امتناع از امضای توافق با آنان نشان داد جان بولتون توانست نظر خود را بر کرسی بنشاند و به نظر من این موضوع باعث اخراج جان بولتون از سمت اش شد.

مشاوره‌ های جان بولتون تا به امروز موجب شده تا برخی از توافقنامه‌ های مربوط به کنترل تسلیحات اتمی یکی پس از دیگری لغو شوند از جمله این پیمان‌ها، پیمان منع تولید موشک ‌های بالیستیک بود، مانند توافق با ایران(برجام)، و خلع سلاح اتمی در کره شمالی است و همچنین پایان دادن به پیمان منع تولید موشک های هسته ای میان برد است که در سال 1987 بین رونالد ریگان و میخائیل گورباچف امضاء شد. در کل می توان گفت که مشاوره های جان بولتون جهان را در معرض خطر سلاح های اتمی قرار داده است.

http://www.iran-fanous.de/2018/04/03/ده-دلیل-برای-ترسیدن-از-جان-بولتون/ 

اما جان بولتون کیست؟

جان بولتون یک افراطی(ایدئولوژیک) است، ایستادن او (عکس گرفتن او) در کنار تروریست های معروف امروزی مانند مجاهدین و داعش، خود به خود نشان دهنده سطح جنگ طلبی و افراطی گری اوست. او همواره نسبت به نهادهای بین‌المللی به دیده تردید نگاه می ‌کرد. جان بولتون فارغ التحصیل در رشته حقوق از دانشگاه ییل است. او در اوایل دهه ۱۹۸۰ کارش را در زمینه سیاست خارجی و امنیت ملی در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان، آغاز کرد. بولتون که در زمان جورج بوش(پسر) نیز از معاونان وزارت خارجه بود او جزء کسانی بود که به شدت از نظریه عراق دارای تسلیحات اتمی است حمایت می‌کرد. در سال ۲۰۰۵ جان بولتون توسط جرج بوش به سمت سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد انتخاب شد در حالی که او پیوسته منتقد نقش این سازمان بود و آن را سازمانی غیر مؤثر در امور و روابط بین ‌الملل می‌ دانست.

بعد از خروج آمریکا از توافق اتمی برجام با ایران ترامپ مدام خواهان مذاکره مستقیم با ایران بود اما بولتون با این راه کار کاملا مخالف بود. هر چند که این راه کار به دلایل زیادی تا کنون تحقق پیدا نکرده است. تا کنون جمهوری اسلامی از مذاکره با آمریکا امتناع کرده است که خود دلایل متعددی دارد، از مسائل داخلی و عدم اعتماد به دولت آمریکا بخصوص وجود بولتون در دولت آمریکا و محاصره اقتصادی و نگرانی از دسیسه های „تیم ب“ (بولتون و ناتانیاهو). اکنون با خروج بولتون از این تیم، اسرائیل به نوعی تنها مانده است. خروج بولتون از حلقه نزدیکان ترامپ این احتمال را که ممکن است اسرائیل به تنهایی به ایران حمله کند کاهش می‌دهد چرا که ترامپ به دفعات برای گفت‌ و گوی بدون قید و شرط با ایران ابراز تمایل کرده است. به عبارت دیگر خروج بولتون حتی می‌تواند بر سیاست آمریکا در قبال اسرائیل تأثیر گذار باشد.

چهار گروه هستند که در این میان عصبانی و یا بهتر بگویم عزادار هستند. گروه جنگ طلب درون آمریکا، ناتانیاهو (که به دنبال حمله به ایران و جنگ با ایران بود)، کشورهای عرب خلیج فارس و مجاهدین که یار و پشتیبان و مهمان چند هزار دلاری خود را از صحنه سیاست ایران به دور می بینند. اخراج جان بولتون، یک قدم به سوی „نه به جنگ“ بود. شکست جناح جنگ طلب در دولت ترامپ به خودی خود صورت نگرفت بلکه حاصل کار بسیاری در جهان بود که در مقابل جنگ طلبی آمریکا ایستادند.

http://www.iran-fanous.de/2017/08/31/خدا-حافظ-تگزاس/

لینک به منبع

(پایان)

***

مسعود رجوی و مریم عضدانلو می خواهند سوار بر ناوهای امریکا به ایران بروندجایگاه رجوی، مجاهدین و شورا در سیاست های امریکا

همچنین: