فدائیان رجوی! شما با داشتن رهبری مانند آقای رجوی، به دشمن نیاز ندارید

فدائیان رجوی! شما با داشتن رهبری مانند آقای رجوی، به دشمن نیاز ندارید

مسعود جابانی، کانون آوا، پنجم آوریل 2014: … در سایتی از سایت های فرقه آقای رجوی مطلبی نوشته شده بود، که هم قلم زنش آشناست ! و هم سبک نوشتارش بعد از 26 سال اقامت در مهد دمکراسی، هنوز هیچگونه تغییری نکرده است. از ایشان که از مریدان اقای کریم قصیم بود تقاضا دارم که برای اطلاعات بیشتر در مورد شعر و شعارهای توخالی فرقه، به گفته هایایشان  مراجعه نمایند …

(Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam’s Private Army)

لینک به منبع

فدائیان رجوی! شما با داشتن رهبری مانند آقای رجوی، به دشمن نیاز ندارید

http://iranasrar.blogspot.de/2014/04/blog-post_1.html

و اما مختصر و مفید چند نکته را که از انبوه فحاشی ها توانستم بیرون بکشم به عرض میرسانم

اگر آقای بهزاد علیشاهی هم مانند خانم مریم رجوی هنگام دستگیری در سال 2003 از زیر بالشتشان چند صد هزار دلار پیدا میشد، شاید میشد چند وکیل زبر و زرنگ پیدا میکرد

جالب است که بدانید حمایت های مردم و گروه ها و شخصیت های اپوزیسیون و انتقاد از بازداشت موقت بهزاد علیشاهی بسیار چشمگیرتر و با ارزش تر از لینک کردن سازمانیافته خبر دستگیری بهزاد علیشاهی در بالاترین و ایجاد فضای ناامن اجتماعی می باشد.

در ضمن بنده علیرغم میل باطنی فرقه و فدائیان ایشان در همه جا حضور دارم و هرچه هم بیشتر علیه من بنویسید از شما بیشتر سپاسگذاری میکنم و میتوانم آن را در سخنرانی هایم بعنوان ” ناهنجاری های اجتماعی” که محصول مناسبات فرقه ای می باشد، استفاده نمایم.

در رابطه با سابقه ارتباطاتم با مجاهدین از آنجائیکه نویسنده بر مبنای غیض و نفرت انقلابی خویش ! خواسته است زمان استثمارم را در مناسبات مجاهدین، هرچه کوتاهتر جلوه دهد، باید بگویم که بهتر است برای اطلاعات بیشتر به دوستانی که مرا در ایران بنام رضا و درپاکستان به نام فریدون و در عراق بنامهای احسان و مهرداد میشناسند، مراجعه کنند.

و اما در مورد “خیانت به خون برادرانم” باید بگویم که اتفاقا اگر در این مورد سکوت مینمودم به آرمانهای آنان خیانت میکردم. چگونه باید سکوت کنم وقتی که مطمئنم که آنان و بسیاری دیگر از شهدای مجاهد خلق بخاطر آزادی و عدالت اجتماعی جان باختند نه بخاطر مشروعیت دادن به رهبری توتالیتر فرقه !

از شما نویسنده این مطلب و آقای رجوی بابت کشته نشدنم در درگیری های مختلفی که در داخل ایران و عراق داشتم پوزش میطلبم. خدا میداند که من سعی خودم را در این مورد کردم و هنوز هم از دردهای ناشی از اصابت گلوله بر بدنم زجر میکشم. از شما بابت اینکه من کشته نشدم تا عکسم را بدون دردسر در کنار برادران شهیدم بچسبانید و نانش را بخورید، قویا پوزش میطلبم.

در نوشته از همکاری من با بسیاری از جداشدگان و نویسندگان ایرانی و هلندی بعنوان سندی برای همکاری با رژیم یاد شده است. اولا باید بگویم که بعنوان کارشناس فرقه و محقق می بایست با تمامی اقشار جامعه در تماس باشم و احساسات و خواسته های آنان را درک کنم. در ضمن اگر بتوانم در جمعی که مخالف عقیده ام هستم شرکت کرده و در آنجا بجای فحش، دلایلم را عرضه کنم می تونم به کارم ارزش بنهم. وگرنه در جمع هواداران خودی و نخودی صحبت کردن و هورا کشیدن چه دردی را برای مردم دوا میکند؟

در همینجا باید بگویم که بارها از رهبران مجاهدین خواسته شده که در جمعی با شرکت نویسندگان، کارشناسان، جراید، با مخالفان به تبادل نظر بپردازیم که البته این درخواست در هیچ کجا توسط مجاهدین پذیرفته نشده است و مشخص است که خودشان را قادر به جوابگوئی بسیاری از چرا ها نمی بینند.

از شعبان بی مخ ها و چماقداران رژیم انتقاد کردن و خود با چماق و توهین به قصد برهم زدن تجمعات مخالفین به آنان حمله ور شدن با هم همخوانی ندارد و مردم میتوانند تفاوت ها را درک کنند . چماقداران آقای رجوی باید از رهبری خودشان راه حل مشکلات موجود را طلب کنند نه اینکه بخواهند فشارهای برخواسته از واماندگی های سیاسی – اجتماعی خود را با فحاشی به مخالفین خویش، کاهش دهند. در این رابطه نویسنده معروف نشریه ترو” خانم یودیت نورینگ” از ساختار فرقه ای و استثمار نیروهای درون مناسبات و خاطرات آنان نوشته است که بسیار خواندنی است . در این روز تعدادی از مجاهدین به قصد برهم زدن قصد ورود به جلسه را داشتند که خوشبختانه با دخالت پلیس طرح انان انجام نگردید.( در این مورد گزارش پلیس و نیروهای امنیتی موجود است)

نویسنده مطلب از قول خانم زری شایسته که مورد احترام بنده می باشد، مطالبی را نوشته است که در اینجا می بایست به آن پاسخ بدهم. من در کتاب روانشناسی خشونت و ترور پس از تشریح استفاده ابزاری و استثمار خانواده ها ی مجاهد توسط آقای رجوی، به فشارهای روحی –روانی وارده به مریم شایسته که نهایتا به خودکشی ایشان انجامید، اشاره کرده بودم. در این شکی نیست که رژیم جمهوری اسلامی قاتل مادر شایسته و بسیاری دیگر از مردم آزاده کشورمان می باشد ولی سرپرستی و مسئولیت دختری تنها در اروپا پس از فرار از ایران به عهده چه کسی بود ؟ ایکاش مجاهدین بجای نجات مردم ! و قیم بودن ! خانواده ها و جگرگوشه های بی سرپرست خود را می توانستند، نجات دهند.( مسائل دیگری هم در مورد فاجعه دردناک مریم وجود دارد که ترجیح می دهم حضوری با خانم زری شایسته درمیان بگذارم )

یکروز مجاهدین اشرف و لیبرتی، می خواستند مردم ایران را نجات دهند. حالا همه مردم ایران بسیج شده اند که آنان را نجات دهند اینطور نیست ؟

فدائیان محترم آقای رجوی !

خدمتی را که آقای رجوی به رژیم جمهوری اسلامی نمود هیچکس نکرده است. رژیم جمهوری اسلامی در خوابش نمی دید که 2500 نفر نیروی رزمنده را در خاکی غریب با خرج و مخارج خودشان در بیابانهای برهوت عراق در یک کمپ عقب افتاده زندانی کند و زندانبانهایشان هم خود زندانیان باشند. اگر این عده در زندان اوین بودند رژیم جمهوری اسلامی باید برایشان وقت ملاقات با خانواده می گذاشت و حداقل ده برابر تعداد آنان مددکاراجتماعی، شکنجه گر، زندان بان و پرستار و…. در اختیار می گرفت. در ضمن باید منتظر میشد که شورش های آنان را هم سرکوب کند. زندانیانی که همه مواظب هم هستند تا کسی فرار را برقرار ترجیح ندهد. زندانیانانی که بدون پابند و دستبند از یکدیگر مراقبت می کنند و خودشان بدون پرسنل اضافی، همدیگر را شکنجه میکنند.

اگر من به جای اقای خامنه ای بودم رسما یک نامه تقدیر برای آقای رجوی میفرستادم و از اینهمه بزرگواری برای مهار 2500 نفر شورشی ! در بیابانهای برهوت عراق از ایشان تشکر و سپاسگزاری می کردم و به ایشان بابت به کشتن دادن عناصر غیر مفید ! در اشرف توسط نیروهای خودی! مدال افتخار میدادم. رژیم جمهوری اسلامی باید از آقای رجوی بابت براه انداختن دسته های چماقداری و فحاشی به گروه های اپوزیسیون هم صمیمانه تشکر نماید.

رژیم جمهوری اسلامی باید به آقای رجوی بابت نپذیرفتن تمامی قراردادهای بین المللی و پناهندگی که بتواند مجاهدین را هر چه زودتر از لیبرتی خارج کند و آنان را بزندگی عادی برگرداند، افتخار نماید

سقوط مجاهدین خلق فرقه رجویپلاکارد مریم رجوی و سال سرنگونی چه شد؟

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1استراتژی که در عراق جا ماند

همچنین:

آقای مسعود جابانی میهمان این هفته مردم تی وی

کانون آوا، هشتم مارس 2014: …  روزجمعه 7 مارچ 2014 برابر با 16 اسفندماه 1392 ساعت 12 ظهر بوقت واشنگتن – ساعت 18 بوقت آلمان وساعت 20:30 بوقت ایران آقای مسعود جابانی  فعال حقوق بشر و کارشناس فرقه ازهلند درباره نقش زن در مناسبات فرقه ای بمناسبت روز زن و برده داری نوین و تابوهای فرقه ای بحث و گفتگو کردند. این برنامه با استقبال گرم

تابوهای فرقه ای و برده داری نوین (چشم ها را باید شست …)

مسعود جابانی، ایران قلم، پانزدهم فوریه 2014: … در مناسبات فرقه ای اخلاق معنی ندارد وهرکاری برای هدف که اعتلای سازمان و رهبری است مجاز است ؛ یکبار باید هرکسی که در مناسبات فرقه ای است به همه داشته ها و ارزشها و یادگرفته هایش شک کند این شک ارزشمند و رهایبخش است . ما را از دست تابوها نجات میدهد , در واقع بی ارزش شدن اعتبار  همه کارها

دراسارت تابوهای فرقه ای -۱ –

مسعودجابانی، کانون آوا، بیست و دوم ژانویه 2014: … ” چشم ها را باید شست و جور دیگری به زندگی نگریست”  عنوان نشستی است که در روز شنبه  18 ژانویه  با حضور تعدادی از اعضا رهاشده در شهر کلن آلمان و در دفتر کانون آوا  برگزار گردید. در این  جلسه  تعدادی  از علاقمندان هم از طریق اسکایپ  از کشورهای مختلف شرکت کرده و با انتقال تجربیات شخصی

استراتژی ” شکافزی” و آرامش در سایه جنگ! (۲)

مسعود جابانی، پنجم دسامبر 2013: … تامین کننده های مخارج ملیونی ماهانه فرقه، باید دشمنی ریشه داری هم با جمهوری اسلامی داشته باشند.این دشمنی به دلیل نقض حقوق بشر و احقاق حقوق مردم ایران نمی تواند باشد، بلکه به دلیل منافع اقتصادی و استفاده از منابع و موقعیت استراتژیکی ایران در منطقه و نفوذ سیاست های حاکم برمنطقه می باشد. آقای

Massoud Rajavi and Saddam Hussain