فراخوان مضحک فرقه رجوی برای چهارشنبه سوری (+ خودستایی مسعود رجوی)

فراخوان مضحک فرقه رجوی برای چهارشنبه سوری (+ خودستایی مسعود رجوی)

 انجمن نجات، مراکز مازندران و فارس، چهاردهم مارس 2016:… مامی مناسبتها برای بچه های سازمان عذاب آور بود. حتی عید نوروز. از یکی دو ماه مانده به عید٬همه را بسیج میکردند که سالن اجتماعات را آذین بندی کنند و سن را آماده کنند و کلی کارهای سر کاری که قرار است برای عید رهبری بیاید. همه بچه ها در محفلهای خودمانی بهم میگفتند که از این کارهای بیهوده و خسته کننده٬ به تاب آمده اند و همه زورکی و تحت … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

فراخوان مضحک فرقه رجوی برای چهارشنبه سوری

انجمن نجات، مرکز مازندران
لینک به منبع

فرقه درمانده رجوی که بدلیل اقدامات تروریستی و مزدوری برای صدام دیکتاتور و رفتارهای خصمانه با منتقدین و مخالفین مورد تنفر همگانی قرار دارد و بدلیل استفاده از روش های ضد انسانی نسبت به اعضای خود، مستمرا در حال ریزش و اضمحلال است، اخیرا فراخوانی برای باصطلاح شورش در چهارشنبه سوری داده است!!! در ادامه این فراخوان دستگاه تبلیغاتی دروغ پرداز فرقه با وقاحت هر چه تمام تر، ترقه بازی های متداول که هر ساله در روزهای منتهی به پایان سال توسط نوجوانان انجام می شود را نشات گرفته از فراخوان فرقه قلمداد نموده و تلاش دارند با این فریب کاری بگویند که در داخل ایران حامی و پشتیبان دارند.

به این فریبکاران باید گفت:

اولا آحاد ملت ایران بدلیل اقدامات تروریستی، مزدوری برای صدام، جاسوسی برای اسرائیل، جنگ طلبان غربی و آل سعود و روش های فرقه گرایانه شما آنقدر زیاد است که نه تنها در داخل ایران بلکه در خارج از ایران و حتی در بین مخالفین نظام هم جایی ندارید. نشان به آن نشان که در برنامه های تان هیچ شخصیت ایرانی شرکت نمی کند و بدلیل عدم حضور ایرانیان، با حقه و نیرنگ تعدادی از دانشجویان یا کارتون خوابان و ….. کشورهای اروپای شرقی را به بهانه تور گردشی یا دادن غذای گرم و برخی امتیازات دیگر به برنامه های خود می برید. در این مورد به اندازه کافی رسانه های معروف فارسی زبان جهان گزارش و خبر داده و آن را افشا کرده اند. همچنین افشا نمودند که مقامات غربی بازنشسته که در حال حاضر در کشورهای خود عموما هیچ کاره هستند نیز در ازای دریافت مبلغی کلان و بلیط رفت و برگشت هواپیما و اقامت در هتل، در برنامه های تان شرکت می کنند.

دوما فراخوان های شما در ایامی همچون چهارشنبه سوری یا سیزده بدر که مردم برای جشن و شادی اقدام می کنند انسان را به یاد فراخوان بختیار می اندازد. او چون می دانست در بین مردم هیچ پایگاهی ندارد فراخوان می داد که در اعتراض به جمهوری اسلامی مردم هنگام رانندگی در شب چراغ ماشین ها را روشن کنند و یا اینکه در ایام تعطیل در خانه های خود بمانند!!

شما اگر راست می گویید چرا فراخوانی برای شورش و به خیابان آمدن حامیان تان در روز سی خرداد نمی دهید؟ اصلا چرا برای روز انتخاب مریم قجر به عنوان رئیس جمهور مادام العمرتان فراخوان نمی‌دهید؟ 

علت این است که خودتان بهتر از بقیه می دانید که در بین مردم هیچ پایگاهی نداشته و نتیجه چنین فراخوان هایی چیست. بله آینده شما بدلیل اقدامات گذشته و امروزتان جز تباهی نخواهد بود.

صالحی

مسعود رجوی و خودستایی بی مانند!

انجمن نجات، مرکز فارس
لینک به منبع

از خصوصیات فرقه ها اینست که از رهبری خود بت میسازند و شبانه روز از او تعریف و تمجید غیر واقعی و در اکثر اوقات مشمئز کننده میکنند. در فرقه مجاهدین هم اوضاع بهمین شکل است. از هر مناسبتی برای ساختن ترانه و شعر و سرود برای خواهر مریم و برادر مسعود استفاده میکردند.حتی در مناسبت چهارشنبه سوری! ازچند هفته قبل از این مناسبت٬ تیم هایی تشکیل میشد که برنامه هنری بسازند و بطور خاص ترانه هایی برای مریم و مسعود درست کنند که در شب چهارشنبه سوری بصورت جمعی خوانده شود.همه افراد دیگر هم بایستی بآن همراهی میکردند واگر کسی هم حاضر نمیشد در این مناسبت شرکت کند٬ بایستی جواب پس میداد که چرا در خود رفته و اگر با بچه های سازمان و رهبری همراه نیست٬در ذهن خود با کی همراه شده است؟!

تمامی مناسبتها برای بچه های سازمان عذاب آور بود. حتی عید نوروز. از یکی دو ماه مانده به عید٬همه را بسیج میکردند که سالن اجتماعات را آذین بندی کنند و سن را آماده کنند و کلی کارهای سر کاری که قرار است برای عید رهبری بیاید. همه بچه ها در محفلهای خودمانی بهم میگفتند که از این کارهای بیهوده و خسته کننده٬ به تاب آمده اند و همه زورکی و تحت فشار مجبور به انجام آن بودند. علت هم نه در این بود که کسی عید را دوست ندارد٬بلکه از یکنواختی و بی روح بودن این مراسم ها خسته شده بودند! سالیان سال بدور از خانواده و عزیزان بودن ٬تاثیرش را بروی بچه ها گذاشته بود و همه از این بابت دچار افسردگی شده بودند!

مسعود رجوی از سال 1360 تا به امروز که برای نوروز 1395 آماده میشویم٬هر سال میگفت که امسال سال آخر است و همه چیز بین ما و رژیم تعیین تکلیف خواهد شد!حرفهای بیهوده که از روی بی مسئولیتی و فقط برای سر کار گذاشتن اعضاء خسته و فسرده و مغموم در بیابانهای عراق زده میشد!

اکنون بعد از گذشت 35 سال از سالی که رجوی دست به اسلحه برد٬هنوز هم این سوال باقیست که بعد از کشتن اینهمه از جوانان ایران زمین و بعد از اینهمه خیانت و جنایت علیه هم وطنان خودت و برعلیه کشور ایران٬ براستی کجا را گرفتی و جز منفوریت برای خودت بین نه تنها مردم ایران٬بلکه درمیان نیروهای قسم خورده ات٬آیا دستآوردی دیگر داشته ای؟!

رجوی در یک کلام نه بدنبال آزادی و نه رهایی خلق قهرمان بود ونه چیزی! او به تنها چیزی که فکر میکرد به خودش بود و اینکه به قدرت برسد.برای رسیدن به این هدف٬ حتی از زن و بچه و نزدیکترین یارانش هم مایه گذاشت! او شیفته خودش بود.همه چیز را اول برای خودش میخواست و به اعتقاد من٬همین خودشیفتگی اش بود که باعث نابودی سازمان و تشکیلاتش شد!

حسین

*** 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultآیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24087

به بهانه تماشای “امکان مینا” 

Kamal Tabrizi 2عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، ششم مارس ۲۰۱۶:… اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند … 

Kamal Tabrizi 2

“Mina’s Choice” gives warnings to families about danger of Daesh: director

لینک به منبع

به بهانه تماشای “امکان مینا”

بعد از تماشای فیلم سینمائی “امکان مینا” در جشنواره فیلم فجر، در حال خارج شدن از سالن سینما فرهنگ، حرفهای مردم را که با هم صحبت می کردند می شنیدم. “مگر ممکن است؟ مگر می شود؟ به یک زن در تهران دستور بدهند که به نفع دشمن جاسوسی کند، شوهرش را با اسلحه بکشد، بچه اش را سقط کند، آخر سر هم سیانور بخورد و او هم راحت قبول می کند؟ این چه جور آدمی است؟ واقعا چه عاید این ها می شد؟ این چه نوع مبارزه ایست؟”

درست است، پذیرش این مسئله جدا مشکل است، خصوصا این که مشاهده کنیم نه تنها چیزی عاید این افراد نمی شود بلکه هست و نیست خود را هم برای هیچ و پوچ در این راه می گذارند. اگر با پدیده “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” که در عوام به مغزشوئی معروف است آشنائی نداشته باشیم چنین ماجراهائی غیرقابل باور می نماید. کسانی که با این پدیده سر و کار نداشته اند اعضای فرقه ها را افرادی محجور و ناقص العقل میدانند، حال آن که اتفاقا این افراد با هوش و تحصیلکرده و در عین حال صادق و فداکار هم هستند.
امروزه در میان دانشمندان علوم انسانی و روانشناسی این پدیده به عنوان “تهدید اصلی هزاره سوم” و خطرناک ترین نوع آسیب اجتماعی، بسا فراتر از اعتیاد، معروف گردیده که اساسا تخریب نهاد خانواده، یعنی اصلی ترین پایه جامعه را هدف قرار داده است.

ایران کشوری است که تجربه سنگینی از بابت این پدیده پشت سر گذارده است، اما متأسفانه به حد کافی به آن پرداخته نشده است. مدتی است که کشورهای اروپائی با مقوله جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی نظیر القاعده و داعش روبرو شده اند. جوان باهوش و تحصیل کرده فرانسوی که هیچ کمبودی ندارد، زندگی راحت در غرب را رها کرده و به داعش می پیوندد تا هر جرم و جنایتی را به نام آرمانخواهی انجام دهد و به کار خودش هم افتخار می کند. در کشورهای اروپائی نظیر انگلستان اخیرا نهادهائی دولتی و امنیتی برای ممانعت از جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی بوجود آمده که با بودجه های کلان فعال شده اند.
برای مقابله با این پدیده شوم خانمان برانداز باید تمامی دستگاه ها فعال شوند. کار اطلاعاتی و امنیتی می بایست در کنار کار آموزشی و فرهنگی انجام گیرد. سیستم های امنیتی در غرب برای دانش اموزان جلسات متعدد ترتیب می دهند و آن ها را نسبت به تهدیدات جذب توسط فرقه های تروریستی آشنا می کنند و به آن ها تعلیم می دهند که چگونه موارد مشکوک را با هوشیاری گزارش نمایند.
کار رسانه، اعم از رسانه ملی و سینما و نشریات و غیره در این خصوص به عنوان آگاهی رسان بسیار مهم است و متأسفانه در این رابطه کم کاری صورت گرفته است. درست است که فرقه تروریستی مجاهدین خلق دیگر توان جذب در داخل کشور را ندارد اما پدیده کنترل ذهن مخرب فرقه ای از بین نرفته و روز به روز ابعاد پیچیده تری به خود می گیرد و “فرقه مجاهدین خلق” تجربه خونباری است که باید به آن در این رابطه پرداخته شود.

خانم مارگارت سینگر در کتاب خود با عنوان “فرقه ها در میان ما” (ترجمه ابراهیم خدابنده) اشاره میکند که رهبران فرقه ای در همه جا هستند. او می نویسد که درست است که همه کس جذب آن ها نمی شود و درست است که کسانی که جذب می شوند همیشه با آن ها نمی مانند، اما به اندازه کافی جذب می شوند و به اندازه کافی با آن ها می مانند تا یک تهدید مخرب عمومی محسوب شوند.

کمال تبریزی کارگردان فیلم امکان مینا در مورد این اثر می نویسد: “باید مراقب بود… لحظه هایی در زندگی عاشقانه هست که می تواند خطرناک باشد! دروغ و خیانت، امکان تغییر مسیر سرنوشت را به دنبال دارند! چهره ها می توانند نقاب های متفاوت باشند! باید مراقب بود!…رفتارهای غیر قابل پیش بینی امکانی جبران ناپذیر را فراهم می کنند! امکانی هراسناک!…امکانی رنج آور!…امکانی که در اختیار یک زن قرار گرفته است!…امکان یک فاجعه!… امکان مینا!

در سایت خبرگزاری فارس مطلبی تحت عنوان “امکان مینا: داستان عشق و غافلگیری / نمایش چهره کریه منافقین بدون شعارزدگی” به شرح زیر آورده است:

“به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی «امکان مینا» ساخته کمال تبریزی داستانی را روایت می‌کند که مربوط به دهه اول انقلاب است. مهران و مینا زوجی جوان که در ابتدا شاهد خوشبختی و سعادت آن‌ها هستیم با مشکلی در زندگی مواجه می‌شوند، آن هم رسوخ عقاید گروهک منافقین در ذهن و فکر «مینا» است. مهران که خبرنگار خبرگزاری است و مدام با دبیرش به دلیل عدم چاپ حقایق مشکل دارد، براثر بمباران منطقه‌ای که همسرش در آن جا مشغول به تحصیل در آموزشگاه دخترانه و آماده‌سازی خود برای شرکت در کنکور است متوجه فعالیت‌های مشکوک وی می‌شود.

اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند هوایی و موشک‌باران و صحبت‌های مردم درون تاکسی به این موضوع بسنده می‌کند و از موضوع اصلی خود که حرکت هدفمند گروه‌های تروریستی است غافل نمی‌شود و فعالیت این گروه‌ها و مراقبت ماموران امنیتی را به درستی روایت می‌کند. فیلمساز اتفاقات آن دوره را به درستی به تصویر می‌کشد و در عین حال به وجه انسانی و عاشقانه اثر هم توجه درست دارد؛ زیرا هسته اصلی قصه عاشقانه این زن و مرد جوان است. فیلم به خوبی روایت این عشق و دلدادگی، شک و خیانت را به مخاطب ارایه می‌دهد.

لحظه بحران‌زای فیلم هوشمندانه و در جایگاه مناسب قرار داده شده است. این لحظه زمانی شکل می‌گیرد که گوشه‌ای از پنهان‌کاری همسر برملا می‌شود و مهران خود را در اتاقی می‌یابد که تمام راز و رمز زندگی مینا برایش روشن می‌شود. واکنش مهران در آن لحظه بسیار درست طراحی شده است اما این شک، دودلی و مخفی‌کاری در وجودش تبدیل به یک زخم عمیق می‌شود.

او با اطلاعاتی که از ماموران به دست آورده است دست به کاری خطرناک می‌زند و خودسرانه همسرش را از خانه‌ای که مطمئن است توسط ماموران شنود دارد، خارج می‌کند. کاری که رفتار او را از مرز رفتارهای درست و متعادل اجتماعی خارج می‌کند زیرا او شرایطی را تجربه می‌کند که هیچ فردی در شرایط عادی آن را تجربه نکرده است. از یک سو همسرش مورد اغفال قرار گرفته و وارد گروهکی تروریستی شده است که برایش هیچ یک از مناسبات انسانی مهم نیست و تنها هدفش رسیدن به مقصود گروهک است و دیگری این که او مورد خیانت توسط همسرش قرار گرفته است و مدت ها پیوستنش به منافقین را از همسرش که به او عاشقانه علاقه‌مند است مخفی نگه داشته است و با تصمیم سرکردگان مجبور به سقط فرزند و از بین بردن همسر (مهران) است.

جای جای رفتارهای شخصیت‌ها به درستی طراحی شده است در بخشی که مهران خود را به گونه‌ای به مینا معرفی می‌کند که گویی سالهاست در گروهک منافقین فعال است، مخاطب بهت‌زده و متعجب می‌کند و به قدری این لحظات خوب کارگردانی شده و بازی‌ها به درستی در ارایه نقش جدید مهران با نام مستعار ساسان ارایه شده که مخاطب برایش باورپذیر است. همچنین در لحظه‌ای که مهران وارد خانه می‌شود و با پس زمینه‌ای که از رفتار مینا و گوش سپردن به صحبت‌های «جاوید» (یکی از سرکردگان منافقین) طراحی شده است مخاطب باز هم غافلگیر شده و احساس می‌کند مینا قصد دارد به عمر مهران خاتمه دهد.

«امکان مینا» در حوزه داستانی چهره کریه و منفور گروهک منافقین را به مخاطب با ظرافت و به دور از هرگونه شعارزدگی به نمایش می‌گذارد و جنایات انسانی این گروهک در دهه ۶۰ را به درستی روایت می‌کند. این فیلم یک بار دیگر مهارت تبریزی را در کارگردانی به رخ می‌کشد. فیلم براساس استانداردهای سینما از جهت نوع داستان، شکل روایت فیلمنامه، نحوه بازی‌گیری از بازیگران، کارگردانی و… ساخته شده است. تیم منوچهر محمدی، کمال تبریزی و فرهاد توحیدی فیلمی پرکشش، پرتعلیق و دارای پایان تکان‌دهنده و دور از ذهن مخاطب را روایت کرده است. فیلم برخلاف آثاری که این روزها شاهد آن هستیم دارای قهرمان است و مخاطب فیلم را تا لحظه آخر همراه می‌کند.”

کمال تبریزی کارگردان فیلم اظهار کرد: “اصلی ترین انگیزه من برای ساخت این فیلم اشاره به موقعیتی است که هم اکنون دنیا درگیر آن است . این روزها جریانات سیاسی خاصی با روش حرکت و رفتار خود، مردم و خانواده ها را هدف گرفته اند. به عنوان مثال جریانی مثل داعش که همه آن ها را مترادف با کشتار و نابودی خانواده ها می دانند از این جمله است. زمانی که طرح این فیلم ارائه شد یاد دهه ۶۰ افتادم که شاید هیچ کدام از مردم دنیا نمی دانستند ما با چنین مشکلی مواجه بودیم اما اکنون این نوع نگرش یک نمونه بارز مانند داعش دارد اما همه مردم جهان باید بدانند مردم ما نوعی از جریان داعش را در آن دهه تجربه کردند و اتفاقات آن دهه مشابه آنچه اکنون در کشورهای همسایه یا گاه حتی شاید کشورهای اروپایی رخ می دهد است.”

منوچهر محمدی تهیه کننده سینما می گوید: “دهه ۶۰ پر از اتفاقات و حوادث است که شاید برای نسل جوان باور برخی موضوعات و اتفاقات آن دوران خیلی عجیب باشد. رجوع به آن دهه پر التهاب بخصوص از دریچه سینمای قصه گو امر جالبی بود و اینکه فیلمی غیر آپارتمانی ساخته شود تا تاثیر مسائل سیاسی بر زندگی افراد دیده شود، از دیگر مسائلی بود که برای من جذابیت داشت. این مسائل از موارد جذابی بود که مرا برای رفتن به سراغ این موضوع ترغیب می کرد و در نهایت تلاش کردیم اثری بسازیم که به شناخت یک دوره تاریخی کمک می کند. عده ای این طور مطرح کردند که چرا حالا این فیلم را ساخته ایم اما به هر حال جریان فرقه گرایی مربوط به هیچ دوره خاصی نمی شود. چه کسی فکر می کرد در این دهه جریانی مانند داعش ایجاد شود؟ واقعا شاید اگر در آن دهه در برابر این جریانات مقاومت نمی شد ما اکنون با چنین پدیده ای در سطح گسترده مواجه بودیم.”

“امکان مینا”، گوشه ای از یک پدیده شوم را به خوبی و با هنرمندی به تصویر کشانده است. به عقیده من این کار باید خصوصا برای نسل جوان، تحصیل کرده و آرمانخواه ادامه دار باشد. این فیلم فوق العاده تأثیر گذار و جذاب تهیه شده و سؤالاتی را در ذهن هر بیننده ای بوجود می آورد که البته شروع بسیار خوبی است.

عاطفه نادعلیان

مجاهدین خلق انتخابات ایرانعاطفه نادعلیان: تناقض گوئی مجاهدین در انتخابات ایران

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانااحسان بیدی، تیرانا: تبعات ورود تعداد کثیری از مجاهدین خلق به آلبانی را جدی بگیریم

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultحضور مجاهدین خلق در آلبانی تهدیدی برای این کشور است

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18896

اگر رئیس جمهور ۷۲ دولت هم در شو مریم قجر شرکت کنند هیچ اتفاق خاصی در ایران نمی افتد !

محمد رزاقی، ایران اینترلینک، ششم ژوئن ۲۰۱۵:… حرف اخر هم اینکه امسال هم همچون سالیان گذشته با اعلام شرکت رئیس جمهور و سناتور ؛ نماینده بیش از یک میلیارد نفر در شوی مریم قجر از طرف فرقه رجوی داعشی و با دروغ و دغل بازی و با بزک ؛ دوزک کردم مریم قجر بعنوان ریئس جمهور حسرت به دل شوء ویلپنت هم تمام خواهد شد و بعد از چند ماه تبلیغ حول مراسم ویلپنت و شرکت ریئس جمهور آلبانی در شوی …

کمپ بدنام اشرف تعطیل شدمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

https://iran-interlink.org

اگر رئیس جمهور ۷۲ دولت هم در شو مریم قجر شرکت کنند هیچ اتفاق خاصی در ایران نمی افتد !

در چند روز گذشته در سایتهای فرقه رجوی داعشی خبری درج شد که گویا ریئس جمهور آلبانی پذیرفته در شوء سالانه مریم قجر در ویلپنت پاریس شرکت کند .

درپی آن انجمن ها و دوستان جدا شده نامه های افشاگرانه در رابطه با ماهیت فرقه رجوی داعشی خطاب به رئیس جمهور البانی نوشته اند که قابل تقدیر می باشد .

اما من می خواهم بصورت کوتاه از یک بعد دیگر به شرکت اقای ریئس جمهور آلبانی در این شوء مریم قجر بپردازم .

همه می دانیم قبل از اینکه در عراق ترقه ای در شود مریم قجر اعضاء نگون بخت در بیابانهای عراق زیر شدیدترین بمباران تاریخ رها کرده وبه همراه ۲۰۰ تن از سران فرقه رجوی داعشی به فرانسه فرار و در ویلای اور سوراواز اتراق کرده و شخص رجوی داعشی هم از ترس جان نا قابل خویش ۱۲ سال در سوراخ موشی خزیده وهر از گاهی با عربده کشی بر علیه خانواده هایی که خواهان ملاقات با عزیزان خود در اسارت رجوی داعشی می باشند و با تهدید ترور جدا شده ها اعلام وجود می کند .

مریم قجر هم برای سرپوش گذاشتن به شکستهای رجوی داعشی از چند سال قبل در اروپا به سیر و سیاحت و سفر به کشورهای اروپائی را بعنوان مبارزه به خورد اعضاء نگون بخت خود می دهد و هر ساله با خرج کردن ملیونها دلار برای برگزاری شوء های مختلف مدعی سرنگون کردن رژیم ایران می شود .

یکی از این شوءهای همه ساله در اطراف پاریس به مناسبت آغاز ترور؛ بمب گذاری و کشتار مردم ایران به دستور رجوی داعشی تحت عنوان ۳۰ خرداد ۶۰ می باشد ولی رجوی داعشی سعی می کند به ان رنگ لعاب دیگری بدهد و هر سال با عناوین مختلف این شوء را برگزار می کنند .

سران فرقه رجوی داعشی برای پر کردن صندلی های سالن برگزاری شوی مریم قجر صدها دانشجو را به بهانه تور سیاحتی به شرکت شرکت در برنامه مریم قجر و یک عده بی خانمان را با پرداخت ۵۰ یورو و یک شب هتل و یک وعده غذا ؛ و یک عده افغانی ؛ عرب ؛ افریقائی را از کمپ های پناهندگی کشورهای اروپایی بصورت غیر قانونی به شو مریم قجر می اورند تا ادعا کنند بیش از صد هزار ایرانی در شو مریم قجر شرکت کرده اند !

امسال هم مثل سالهای گذشته ازفرقه رجوی داعشی از همان شیوههای سالیان قبل برای پر کردن صندلی های سالن ویلپنت استفاده می کند .

اما امسال با این تفاوت که گویا نماینده گان یک میلیارد !!! به اضافه رئیس جمهور آلبانی در این شوء شرکت خواهند کرد !

سران فرقه رجوی داعشی چنان تبلیغات می کنند که گویا با شرکت رئیس جمهور آلبانی در شوء مریم قجر تعادل قوا در کره زمین بهم خواهد خورد رژیم ایران سرنگون خواهد شد و از همان سالن ویلپنت مریم قجر سوار بر یک هواپیمای سفید بصورت مستقیم به سمت ایران پرواز خواهد کرد و از فرودگاه تهران بطور مستقیم به دفتر ریاست جمهوری خواهد رفت و بر صندلی ریاست جمهوری خواهد نشست !

اولا : همه می دانند مقام ریاست جمهوری در آلبانی تشریفاتی می باشد و رئیس جمهور هیچ قدرت اجرائی ندارد .

دومآ : فرض بر اینکه ریئس جمهور البانی مرد اول و آخر البانی و حتا دارای قدرت فوق العاده در البانی می باشد این اقای رئیس جمهور در مورد ایران چکار می تواند بکند ؟ شاید اقای رئیس جمهور البانی می خواهد ایران تحریم اقتصادی بکند ! و با عدم صدور کالاهای آلبانی به ایران مردم دست به قیام بزنند ! واقعآ که مخ منگولهای رجوی در انتخاب سوژه هم کلآ پوسیده و رفته اند سراغ امام زاده ای که شفا که نمی دهد هیچ کور هم می کند . سران فرقه رجوی داعشی در عالم تجارت و استخدام مزدور هم چشم بازار در اورده اند …

سومآ : کشور آلبانی یکی از کشورهای فقیر اروپای شرقی می باشد که هیچ قدرت اقتصادی و سیاسی مطرح در دنیا و یا منطقه نیست که بخواهد رئیس جمهور ان با شرکت در شوء مریم قجر تاثیر گذار باشد و حتا به جد میتوان گفت اقتصاد کل آلبانی نمی تواند با یکی از استانهای ایران هم برابری کند .

چهارم : رئیس جمهور آلبانی اگر قصد خدمت به مردم را دارد بهتر به فکر مردم خودش باشد که با گرم شدن هوا در اروپا هزاران البانیائی در پارک های جنگلی با زن و بچه های شیر خوار چادر می زنند و زندگی طاقت فرسائی را متحمل می شوند تا شاید با دریافت چند صد یورو در ماه بعنوان پناهجو از کشورهای اروپایی مقداری پول پس انداز کرده به البانی برگردند تا بتوانند در زمستان برای خرید ما یحتاج اولیه پولی داشته باشند !

اما انچه مهم حتمآ دریافت دستمزد چند ده هزار دلاری برای شرکت در شوی مریم قجر که طبعآ با توجه به وضعیت اقتصادی و میزان حقوق در آلبانی اقای ریئس جمهور می تواند با شرکت در شوء مریم قجر حقوق یکساله را یکباره از دلارهای خونینی که مریم قجر پرداخت می کند دریافت کنند تا برای اینده خویش پس انداز کند و مشکل خرج و دخل نداشته باشد .

اما نکته دیگر باید روی ان تاکید کنم سوء استفاده رجوی داعشی و مریم قجر از حضور رئیس جمهور آلبانی و … می باشد و مطمئن هستم مریم قجر در شو و یا بعد ازشوی ویلپنت چند ماه خوراک تبلیعاتی تهیه می کند و مدعی خواهد شد که با حضور رئیس جمهور آلبانی و چند نماینده لابی اسرائیل و مزد بگیران ثابت توازن قدرت بهم خورده ! فرقه رجوی داعشی پیروزیهای پی در پی کسب کرده ! توانسته بر مذاکرات اتمی تاثیر بگذارد ! و نهایت رژیم ایران با شرکت ریئس جمهور البانی در شو مریم قجر به لرزه افتاده ! و همین روزها باید چمدانها را بست وبه سوی وطن رفت !

در صورتیکه همه این ادا اطوراها و پرداخت هزاران دلار به سخنرانان و خرج هتل ؛ رفت و برگشت این افراد و…. تمامآ برای لاپوشانی شکستهای استراتزیک رجوی داعشی ؛ سر پوش گذاشتن به ماهیت اصلی تروریستی و جنایتکارانه رجوی داعشی و دیگر سران فرقه رجوی ؛ سعی در القاء پیروزیهای موهوم برای اعضاء نگون بختی که در اسارت فرقه رجوی تا مانع فرار و جدا شدن اعضاء شوند .

حرف اخر هم اینکه امسال هم همچون سالیان گذشته با اعلام شرکت رئیس جمهور و سناتور ؛ نماینده بیش از یک میلیارد نفر در شوی مریم قجر از طرف فرقه رجوی داعشی و با دروغ و دغل بازی و با بزک ؛ دوزک کردم مریم قجر بعنوان ریئس جمهور حسرت به دل شوء ویلپنت هم تمام خواهد شد و بعد از چند ماه تبلیغ حول مراسم ویلپنت و شرکت ریئس جمهور آلبانی در شوء مریم قجر دوباره همان رویه چرخش به دور خود ادامه پیدا خواهد کرد و با اطمینان کامل می گویم اگر رئیس جمهور ۷۲ دولت هم درشوء مریم قجر شرکت کنند در ایران آب از اب تکان نخواهد خورد وملت ایران هر روز بیشتر از روز قبل از فرقه رجوی داعشی متنفر بوده وخواهند بود .

پاریس : محمد رزاقی

همچنین:

مریم رجوی از مجبور کردن مسیحی به ترک دینش تا عبادت در کلیسای پاریس!!

زهرا معینی 2014زهرا معینی، زنان ایران، هشتم ژآنویه ۲۰۱۶:…  به نوشتۀ سایتهای فرقۀ رجوی به مناسبت سالگرد میلاد مسیح (کریسمس) سال ۲۰۱۶ مریم رجوی با چهره‌ ای آرایش کرده در کلیسای سن ژرمن پاریس با اعوان و انصار پاریس نشین خود که همگی ادعای مسلمانی دارند در صف اول و جلوتر از مسیحیان به عبادت و دعا پرداخ
 
 
زهرا معینی، زنان ایران، بیست و چهارم دسامبر ۲۰۱۵:… با توجه به موارد فوق وبرای حفظ و تضمین امنیت کشورتان جلوی فعالیت این فرقه در فرانسه و اروپا به رهبری مریم رجوی را بگیرید، زیرا آن‌ها در سایتهای رسمی و غیر رسمی خودشون بارها و بارها از گروه تروریستی وجنایتکار داعش حمایت کرده اند و اندیشه و رفتارهای
 
 
زنان ایران، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۵:…  روز گذشته هجدهم دسامبر ۲۰۱۵ اعضای انجمن زنان در سفارت آلبانی در برلین با یکی از مسئولین سفارت ملاقات نمودند. در این ملاقات ابتدا اعضای انجمن زنان هر کدام جداگانه شرح مختصری از تجارب تلخشان از سالهای طولانی اسارت در تشکیلات رجو
 
 
زهرا معینی 2014زنان ایران، سی ام نوامبر ۲۰۱۵:… ما دائماً اعلام کرده ایم که آماده ایم با مریم رجوی در یک تلویزیون آزاد و یا در تلویزیون خودشان یک مناظره برگزار کنیم، اما آنها مثل همیشه فرار میکنند و پاسخ ما را نمیدهند و تا این زمان ما با نوشته ها و افشاگریهایمان علیه فرقۀ رجوی به خوبی نشان داده ا
 
 
زهرا معینی، زنان ایران، بیست و پنجم نوامبر ۲۰۱۵:…  بعد از سرنگونی صاحبخانه شما به قول همسر فراریت شما هیچ تلاشی برای خارج کردن این افراد نگونبخت از مهلکه نکردید و آنها را آنجا بعنوان اهرم نگهداشته اید تا به مرور کشته شوند اسم چه می تواند باشد. شما در همین زمان بجای کمک به این افراد ۲۶۰۰۰۰ دلار به اخوان