فرانسه و آلبانی از برنامۀ روز زن فرقۀ رجوی در سالنهای عمومی جلوگیری کردند

فرانسه و آلبانی از برنامۀ روز زن فرقۀ رجوی در سالنهای عمومی جلوگیری کردند

 پیوند رهایی، یازدهم مارس 2016:…  لغو برنامۀ فرقه در کلیسای مرکزی ارتودوکس در تیرانا به علت فضای منفی علیه فرقۀ رجوی در رسانههای آلبانی نمونه هایی از مطالب مطبوعات آلبانی و اظهار نارضایتی های مردم این کشور از حضور تشکیلات فرقۀ رجوی در کشورشان لغو برنامۀ فرقه در یک سالن دولتی پاریس که فرقه را ناچار به اجارۀ سالن یک هتل نمود یک خانم عراقی شرکت کننده در برنامۀ فرقه در پاریس: آنها زنان عرب را … 

کمپ لیبرتی عراق به آلبانیحمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

ارتش خصوصی صدام در فرانسهآقای اولاند، با آرزوی این که فرانسه و هیچ جای جهان اسیر ناامنی و مورد باجخواهی تروریستها نگردد،

لینک به منبع

فرانسه و آلبانی از برنامۀ روز زن فرقۀ رجوی در سالنهای عمومی جلوگیری کردند

بنای بزرگ و تاریخی گراند آرشه در لدوفانس در حومۀ پاریس که فرقۀ رجوی می خواست برنامۀ خودش به مناسبت روز زن را در آنجا برگزار کند

لغو برنامۀ فرقه در کلیسای مرکزی ارتودوکس در تیرانا به علت فضای منفی علیه فرقۀ رجوی در رسانههای آلبانی

نمونه هایی از مطالب مطبوعات آلبانی و اظهار نارضایتی های مردم این کشور از حضور تشکیلات فرقۀ رجوی در کشورشان

لغو برنامۀ فرقه در یک سالن دولتی پاریس که فرقه را ناچار به اجارۀ سالن یک هتل نمود

یک خانم عراقی شرکت کننده در برنامۀ فرقه در پاریس: آنها زنان عرب را در برابر زنان غربی تحقیر کردند

طبق اطلاع رسیده، فرقه رجوی تصميم داشته تا در روز شنبه 8 اسفند 94 ( 27 فوریه 2016) در كليسای مركزيِ ارتودكس در تيرانا جلسه‌ای تحت عنوان “دفاع از حقوق از دست‌رفته‌ی زنان” را در ساعت 14:30 برگزار نماید، ولی جلسۀ مذکور لغو و از برگزاری آن توسط مسئولین دولتی آلبانی جلوگیری شده است.

علت عدم برگزاري جلسه‌ی فوق، فضاي بوجود آمده در بين رسانه‌های آلبانی بوده که موجب اتخاذ اين تصميم از سوی دولت آلباني گرديده است.

لازم به ذکر است که مطبوعات و تلویزیونهای آلبانی نسبت به حضور سران فرقۀ رجوی در این کشور و استقرار این فرقه در یک پایگاه جدید به عنوان یک سازمان یا تشکیلات بارها واکنش منفی نشان داده و نسبت به آن اعلام خطر کرده اند.

کلیسای مرکزی ارتودوکس در تیرانا (آلبانی)

مجلۀ اپوزیتا چاپ تیرانا در شمارۀ ژوئن 2015 خود در گزارشی با عنوان «مجاهدین ایران به دنبال ساخت یک پایگاه درآلبانی» در لینگ زیر:

Muxhahedinët iranianë kërkojnë ndërtimin e një baze në Shqipëri

نوشت:

«گروه سیاسی مقاومت ایران، به عنوان افراد مجاهدین ایران (سازمان مجاهدین خلق) در حال حاضر اعضای خود را در یک پایگاه جدید در آلبانی برای ادامه مبارزه خود علیه رژیم ایران مستقر کرده است. آخرین اطلاعات می گوید که یک گروه 15 نفره به مدیریت سازمان مجاهدین خلق، وارد کشور شده و مشغول راه اندازی پایگاه جدید است.دولت آلبانی نگران است که چنین اردوگاهی می تواند به نوبه خود به چیزی شبیه کمپ اشرف در گذشته در عراق یعنی یک پایگاه برای آموزش نظامی و برنامه ریزی عملیات نظامی در ایران و خارج از کشور تبدیل شود.قرارگاه اشرف پایگاه اصلی سازمان مجاهدین خلق در عراق بود که در سال 1986با پیوستن این سازمان ایرانی به دیکتاتور عراق صدام حسین توسط او در تلاش برای پیروزی در جنگ علیه ایران در اختیار این سازمان قرار داده شد.مسعود خدابنده مدیر سایت “ایران اینترلینک” از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در لندن گفت که آلبانی از نظر رهبری سازمان مجاهدین یک محل مناسب برای ساخت یک پایگاه برای مجاهدین ایران می باشد… به همین دلیل است که جامعه بین المللی باید به بررسی دقیق این موضوع بپردازد… آلبانی یک کشور مسلمان بسته می باشد که برای فساد و مافیای باندهای تشکیلات یافته مناسب است…».

روزنامۀ «چانل» چاپ تیرانا در شمارۀ 17 ماه می سال 2013 خود در لینگ زیر:

http://top-channel.tv/lajme/artikull.php?id=257237

نوشت: «پناهندگان اعضای سازمان مجاهدین خلق مخالفان دولت ایران هستند که تا چهار سال پیش در لیست سازمانهای تروریستی بودند. فعالان تشکیلاتی این سازمان در حال حاضر در یک پایگاه در عراق پناه داده شده اند. این سازمان بر اعضایش سخت گیر است لذا برخی جدا می شوند که باید در جای دیگر قرار داده شوند…».

روزنامۀ شکیپتارژا چاپ تیرانا در تاریخ 16 ماه می 2013 ضمن شرح مفصل اخبار انتقال افراد سازمان مجاهدین از عراق و چگونگی و علل این اقدام طبق درخواست آمریکا در لینگ زیر:

http://shqiptarja.com/home/1/okb-14-muxhahedinet-e-pare-iraniane-marrin-azil-ne-shqiperi-157052.html

نوشت: «دولت عراق با عجله می خواهد از دست سازمان مجاهدین خلق سازمانی که در کنار نیروهای صدام حسین در سال 1980 در جنگ ایران و عراق جنگیده است خلاص شود.این گروه با رژیم مذهبی ایران مخالف است و دست به قتل و بمبگذاری در ایران زده ولی بعدا از سال 2001 خشونت را کنار گذاشت».

از کامنتهای مردم آلبانی زیر این مطلب روزنامه:

– ناشناس: شما هر از چندگاهی این مجاهدین را روانۀ آلبانی می کنید معلوم نیست اینها اینجا چه کار خواهند کرد؟ آیا اینها مجاهد (جهاد کننده) اند یا پناهنده؟

– ناشناس: اینها می آیند اینجا با کی جهاد کنند؟

– ناشناس: هر کشوری هر کسی را که برایش نامطلوب است و نمی خواهد در کشورش باشند می فرستد آلبانی. عجب سیاستی داریم!!

– ناشناس: این کار مسخره کردن آلبانی است.

– زیبا یک دانش آموز: هزاران نفر با رهبرانشان می آیند اینجا. آنها در کشورهای دیگر میتینگهایی با عظمت و قدرت و ثروت برگزار می کنند خوب چرا نمی روند آنجاها؟! آیا گرگ برای پیدا کردن خوشبختی به غار پناه می آورد؟ ما خودمان فاقد انواع امکانات تفریحی و هنری هستیم حالا می گویند آنها می توانند در جامعۀ آلبانی ادغام شوند یعنی قوم و خویش در اینجا پیدا کنند!

– ناشناس: حزب دموکرات می خواهد ضعفهایش را جبران کند؟

– ناشناس: جای تعجب نیست این کار که در آلبانی اتفاق افتاده است، در زمانی که کشورهایی در اروپا و همچنین در آسیا و آمریکا به اینها پناه نمی دهند یک نخست وزیر بدون حق تصمیم گیری و موافقت در آلبانی در مقابل فقط نفری دو دلار گرفتن از سازمان ملل می خواهد اینها را اینجا نگهدارد. متأسفم برای آلبانی که در این راه است و حتی بیشتر از این می خواهد بنیادگرایی اسلامی را در این کشور تقویت کند در حالیکه هنوز نمی گذارند آلبانی وارد اتحادیۀ اروپا شود. این شرم و توهین به هر مسلمان واقعی است. این کار بریشا (نخست وزیر آن موقع آلبانی) بدتر از کارهای حتی عمو انور (انور خوجه رهبر آلبانی در زمان حاکمیت کمونیستها) می باشد.

روزنامۀ شکولی چاپ تیرانا شمارۀ مورخۀ 17 مارس 2013 در لینگ زیر:

http://www.shekulli.com.al/p.php?id=18841

نوشت (ترجمۀ گوگل از زبان آلبانیایی بدون تصحیح جملات فارسی):

دیگر مجاهدین ایران در آلبانی ساخت و ساز مورد نیاز از یک پایگاه جدید

گروه سیاسی مقاومت ایران، در غیر این صورت به عنوان افراد مجاهدین ایران (سازمان مجاهدین خلق)، که در عمل در کشور از سال 1986 شناخته شده است، در حال حرکت اعضای خود را به یک پایگاه جدید در آلبانی به ادامه تا مبارزه خود علیه رژیم ایران. از آخرین اطلاعات می گوید که یک گروه از 15 نفر که مدیریت سازمان مجاهدین خلق، اقدام به راه اندازی پایگاه جدید است. یک روزنامه عراقی به نام «الصباح الجدید» (Assabah ALJADEED) نوشت که این طرح باعث شده است که یک طوفان سیاسی در تیرانا برپا شود. این روزنامه افزود:

«دولت آلبانی می ترسد که چنین اردوگاهی می تواند به چیزی شبیه به کمپ اشرف در گذشته به نوبه خود، یک پایگاه برای آموزش نظامی و برنامه ریزی عملیات نظامی در ایران و خارج از کشور بشود».

قرارگاه اشرف قرارگاه اصلی سازمان مجاهدین خلق در عراق بود که در 1986 بسیاری از ایرانی به دیکتاتور عراق، صدام حسین پیوست برای پیروزی در جنگ علیه ایران بود. در سال 2013، پس از یک درخواست وزیر امور خارجه آمریکا هیلاری کلینتون، آلبانی توافق به جای بیش از 200 خوشه مجاهدین خلق است. از آن زمان به سمت آلبانی در واقع 400 تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق نقل مکان کرد. این عدد انتظار می رود به افزایش به حدود 500 مجاهدین برسد.

مسعود خدابنده مدیر “ایران اینترلینک”، از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در لندن گفت که آلبانی یک محل مناسب برای ساخت یک پایگاه برای مجاهدین ایران است. وی افزود:

«چه بعدی بهترین جایی است که شما می توانید برای ساخت یک اردوگاه برای آموزش تروریست ها، مهاجران غیر قانونی از آلبانی؟ یک کشور در اروپا، نه بخشی از اتحادیه اروپا. به همین دلیل است که توسط جامعه بین المللی به بررسی دقیق باز وجود دارد. این نیز یک کشور مسلمان شناخته شده برای فساد و باندهای مافیایی است».

از سوی دیگر وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق است نا امن چون مقامات عراقی اجازه داده اند شبه نظامیان که از ایران در تلاش برای مبارزه با ISIS. معلوم نیست اگر دولت آلبانی، این بار توسط Rama منجر خواهد مجاهدین در آلبانی و ساخت و ساز هنوز هم بیشتر از یک پایگاه جدید برای قبول.

روزنامۀ گازتا شکیب چاپ تیرانا در تاریخ 17 ماه می 2013 در لینگ زیر:

Mbërrijnë 14 muxhahedinët e parë iranianë

نوشت (ترجمه گوگل از زبان آلبانیایی – قسمتهایی بدون تصحیح جملات فارسی است):

نماینده سازمان ملل متحد گفت: “دولت آلبانی اعلام کرده است که مایل به ارائه مسکن برای 210 مجاهدین است و در نتیجه مثبت به درخواست آمریکا به جای اعضای گروه مجاهدین خلق، که در اردوگاه « آزادی »در عراق پاسخ داد:”

او را به یک تصمیم دولت آلبانی اشاره شد، عمومی توسط سالی بریشا نخست وزیر،، ساخته شده در 16 ماه مارس سال جاری پس از ملاقات با zv.ndihmëssekretaren در وزارت امور خارجه آمریکا برای شرق میانه، باربارا برگ. در واقع، در آن جلسه، آن را با یک نماینده سازمان ملل در عراق برگزار شد، مارتین کوبلر دقیقا، این مقام که خبر انتقال مجاهدین در آلبانی اعلام کرد.

سازمان مجاهدین خلق ایران ادعا کرده است که زندگی بیش از 3000 اردوگاه مجاهدین در عراق در معرض خطر بود و بنابراین باید در تمام طول ترک کنند. بنابراین، یکی از کشورهایی است که توافق به جای برخی از آنها ساخته شده است حتی آلبانی.

از سال 1979، سازمان “مجاهدین خلق” است که توسط مقامات ایران به عنوان یک جنبش است که نشان دهنده خائن از سرزمین مادری در نظر گرفته. مستقر در عراق، اعضای آن بخش در کنار صدام حسین در 80s، در طول جنگ بین ایران و عراق صورت گرفت. در نیمه دوم از 90s، مجاهدین از مردم ایران، به عنوان آنها شناخته شده هستند و در غیر این صورت، در فهرست سازمان های تروریستی توسط ایالات متحده شدند. برای سال های بسیاری، آن را به همین عنوان تروریست توسط اتحادیه اروپا در نظر گرفته شدند. تنها در سال 2009 بروکسل، با یک تصمیم از 27 کشور عضو، تصمیم به حذف آنها از لیست سازمان های تروریستی و در سپتامبر 2012 تصمیم مشابهی که توسط ایالات متحده آمریکا گرفته شده است.

این سازمان یکی از بنیانگذاران اصلی شورای ملی مقاومت ایران در مخالفت با رژیم محمود احمدی نژاد است. مجاهدین خلق در انقلاب 1979 ایران شرکت کرده و از گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران حمایت کردند.

ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق آمیخته ای از مارکسیسم و فمینیسم و اسلام می باشد و همین امر آنها را در اختلاف با دولت خمینی قرار داد.

این گروه به سرعت اقدام به توطئه علیه رژیم اسلامی کرد که منجر به کشته شدن دهها تن از مسئولان بالای دولتی از جمله رئیس جمهور و نخست وزیر گردید. روحانیون به این اقدامات با دستگیری و اعدام هزاران نفر از مجاهدین پاسخ دادند. سرانجام این گروه به عنوان یک گروه تبعیدی به فرانسه اخراج شد تا اینکه دولت فرانسه نیز در زمان شیراک آنها را در مقابل آزادی گروگانهای فرانسوی در نزد گروههای طرفدار ایران به عراق اخراج کرد.

در سال 1997 شورای متحد کار از سوی آمریکا آنها را در لیست سازمانهای تروریستی قرار داد ولی از سال 2003 بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین سازمان خلع سلاح شد و به عنوان اپوزیسیون در تبعید رژیم ایران گردید که تحت حمایت شدید واشنگتن قرار گرفت. دولت اوباما در سال گذشته آنها را از لیست سازمانهای تروریستی بیرون آورد.

سازمان مجاهدین خلق تا سال 2003 از صدام حسین پول و اسلحه و حمایت و رسیدگی دریافت می کرد.

برخی کامنتهای مردم آلبانی در این روزنامه در زیر مطالب بالا:

– من خیلی ناراحتم

– بیچاره آلبانی فقیر ما حالا کاروانسرا شده است!!

– بیچاره کشورم آلبانی شده پناهگاه قاتلین و تروریستها و دزدها!!

– خوب مردم را می کشیدید به پای صندوقهای رأی برای همه پرسی.

– قرآن می گوید اگر یک نفر را بکشی گویی که همۀ مردم را کشته ای.

– اسلام دین صلح و خرد است. احتمالا اینها تروریست هستند. اینها انفجارات با تی ان تی کرده اند.

– نمایشگاه آشغال شده آلبانی.

– آیا کشوری می پذیرد طالبان بیاید آنجا که ویرانش کند؟ اینها دردسرهای بیشتر برای ما خواهند شد.

– اینها قبل از 23 ژوئن یعنی می توانند پاسپورت آلبانیایی بگیرند؟

گفته می شود تلویزیون آلبانی نیز اخیرا یک مناظره بین موافقین و مخالفین حضور فرقۀ رجوی در خاک این کشور برگزار کرده است.

اما دولت فرانسه نیز به نوبۀ خود درخواست فرقۀ رجوی برای برگزاری برنامه اش به مناسبت روز جهانی زن در 27 فوریه (11 روز قبل از روز جهانی زن!! که این برگزاری زودهنگام فقط یک روز بعد از انتخابات پارلمانی در ایران مشخصا برای این بود که جلسه قبل از انتشار گستردۀ اخبار فضای این انتخابات که تماما بر خلاف پیش بینی های این فرقه بود برگزار شود تا ذهن شرکت کنندگان در برنامه اش مشغول آن نشود و در این مورد مسئولین فرقه را زیر سؤال نگیرند) در سالن بنای تاریخی گراند آرشه Grand Arche در منطقۀ لدوفنس La Défense در حومۀ پاریس را رد کرد و به این فرقه اجازۀ برگزاری برنامه اش در سالن این بنای تاریخی را نداد که در نتیجه فرقه ناچار شد برنامه اش را با گروهی از لابیهای اروپایی و آمریکایی و عرب خود در سالن هتل چهار ستارۀ میلینیوم Millennium پاریس با پرداخت اجاره بهای گزاف چند برابر اجاره بهای سالن دولتی برگزار کند.

این لغو اجازۀ برگزاری برنامۀ فرقه در یک سالن دولتی توسط دولت فرانسه یکی به این علت می باشد که دولت فرانسه طبق اظهارات رسمی سخنگوی وزارت خارجۀ این کشور در سال گذشته و نیز در نامه های وزارت خارجۀ فرانسه به جداشدگان از این فرقه در حمایت از نظرات و خواسته های آنان به وضوح اعلام کرده که سازمان مجاهدین خلق ایران از نظر دولت فرانسه یک سازمان غیر قانونی است و افراد آن به عنوان سازمانی در خاک این کشور اقامت ندارند زیرا دولت فرانسه آن را «یک فرقۀ خشونت طلب که با اعضای خودش نیز بر خلاف اصول دموکراسی برخورد می کند» می شناسد.

و دیگر اینکه جدا شدگان از فرقۀ رجوی بویژه آنها که پناهنده و مقیم فرانسه هستند قبل از برگزاری این جلسۀ فرقه در حومۀ پاریس با نوشتن نامه های اعتراضی به خانم ژوئل سکالدی رایانود Joëlle CECCALDI-RAYNAUDشهردار شهر پوتو Puteauxاز استان پاریس که سالن تاریخی مذکور در آن شهر قرار دارد به افشای ماهیت ضد زن این فرقه پرداخته و مشاهدات و تجارب خودشان در این فرقه مبنی بر رفتارهای ارتجاعی سران آن با زنان و بهره برداریها و سوء استفاده های ارتجاعی و رذیلانۀ رهبری این فرقه از جمله مریم رجوی از آنان و ممنوعیت ازدواج و تشکیل خانواده در این فرقه و شعارهای دروغین مریم رجوی به عنوان سخنران اصلی این برنامه برای بزک کردن چهرۀ خود با بهره برداری شیادانه از فضای دموکراتیک و دستاوردهای فرانسه و دنیای آزاد امروز در رابطه با حقوق زنان را برای خانم شهردار شهر مذکور شرح دادند.

ازسوی دیگر جدا شدگان از فرقۀ رجوی بعد از برگزاری این جلسه ضمن دیدار با آقای علی المرعبی از شخصیتهای سیاسی چپ ملی لبنان مقیم فرانسه که سابقا از حامیان عرب فرقۀ رجوی بود و به علت نفوذش در میان عربهای مقیم فرانسه مسئول جذب آنان به تجمعهای فرقه بود و اکنون اعلام عدم همکاری با این فرقه کرده است اطلاع یافتند که یکی از دعوت شده ها و شرکت کنندگان در برنامۀ فرقۀ رجوی به مناسبت روز زن به نام خانم مینا السامرائی (عراقی) دوست ایشان ضمن دیداری با او در پاریس در فردای برگزاری برنامۀ فرقۀ رجوی در هتل یاد شده یعنی روز 28 فوریه از این جلسه به شدت ابراز ناراحتی و نارضایتی کرده و گفته که مسئولین این سازمان ما زنان شرکت کنندۀ عرب را در مقابل زنان شرکت کنندۀ اروپایی و آمریکایی تحقیر کردند زیرا این سازمان که مدعی مسلمانی و شرقی بودن می باشد ما زنان عرب را در عقب سالن و یا عقب پنل در حالیکه زنان اروپایی و آمریکایی شرکت کننده و نیز زنان خودشان را در جلوی سالن و یا جلوی پنل قرار داده بودند و تمام نمونه ها و الگوهای مشخص و تاریخی زنان در سخنرانی مریم رجوی از زنان گروه خودشان و یا ایرانی و یا غربی بودند و مطلقا نمونه ای از زنان قهرمان و تاریخی زنان عرب ذکر نکرد.

آقای المرعبی که اظهارات خانم مینا السامرائی را برای هیأت جدا شدگان از فرقۀ رجوی در دیدار با آنان نقل کرد خود نیز خبر دیدار و گفتگویش با خانم مینا السامرائی را به صورت کلی و مختصر در فیس بوک خودش با عکسی از این دیدار در لینگ زیر منتشر کرده است.

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1326844194008470&set=a.492200110806220.129576.100000487052093&type=3&theater

تصاویری از شوی مریم رجوی در پاریس با جمع کردن گروهی از زنان اروپایی و آمریکایی و عرب و افراد و نوچه های خودش از زن و مرد با ادعای شیادانۀ دفاع از حقوق زنان در تمام جهان و وعدۀ مضحک آزاد کردن تمام زنان جهان توسط زنان لیبرتی!! چنانکه در این تصاویر می بینیم و صحت اظهارات خانم عراقی شرکت کننده (مینا السامرائی) را نشان می دهد زنان آمریکایی و انگلیسی و کلا غربی با پرچمهای آمریکا و انگلیس و گاهی نیز حتی زنان هندی و آفریقایی و نیز زنان عضو دفتر مریم رجوی و مسئولان بالای دستگاهش و برخی از اعضای شورای ویترینی اش از جمله صالح رجوی برادر مسعود رجوی و خود مریم رجوی که در حال سخنرانی است ولی صندلی اش با اسمش دیده می شود در پنل و سالن جلوتر از زنان عرب نشانده شده اند و تحقیر زنان عرب و مسلمان در برابر افراد و مسئولان زن فرقۀ رجوی و زنان غربی و حتی غیر عرب کاملا مشهود است و اساسا در همه جا اولویت به زنان تشکیلات خود فرقه داده شده و آنها حتی جلوتر از لابیهای غربی شان یعنی مهمانان! نشانده شده اند (عجب میزبانی!!). همچنین در عکس سراسری جلسه با یک نگاه کلی پر کردن اکثر صندلیها با زنان تشکیلاتی خود فرقه با آوردن آنها از کشورهای مختلف که با روسریهای خاص خودشان مشخص هستند به وضوح دیده می شود و این نشان می دهد که فرقۀ رجوی نه تنها در میان جامعۀ ایرانیان و اپوزیسیون ایرانی در خارج کاملا منزوی است و شرکت کنندۀ ایرانی بیرون سازمان بسیار اندکی دارد بلکه دیگر حتی با جلب خارجی با انبوهی هزینه و توزیع پول و هدایا و وعدۀ گردش در پاریس نیز نمی تواند صندلیهای سالنهای پرهزینه اش را پر کند و تعداد افراد خاص تشکیلات و دستگاه خودش بیشترین شرکت کنندگان!! در این جلسات می باشند. حتی برخی خارجیها هم چنانکه می بینید در حین سخنرانی مریم رجوی در پنل پشت سرش مشغول ور رفتن با موبایلهای خودشان هستند و توجهی به سخنان او ندارند! – پ

 

Sans titre17    

Sans titre18

Sans titre21

Sans titre20

Sans titre22

Sans titre23

Sans titre24

Sans titre25

Sans titre29

Sans titre31

Sans titre34Sans titre35

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24131

ترجمه مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا (آلبانی)

 Ehsan Bidi Albania 3سایت نجات یافتگان در آلبانی، نهم مارس ۲۰۱۶:… نظرت درمورد مجاهدین دیگری که به آلبانی خواهند آمد چیست؟ شنیده ام که قرار است دوهزار نفر دیگر بیایند. این تعداد که آمدند نباید به آنها آزادی زیادی داده شود. مهم این است که به این افراد امکان همان فعالیتی را که درعراق داشتند، داده نشود. مطمئن باشید که سازمان مجاهدین اپوزیسیون ایران نیست، این موضوع را امریکا بوجود آورده و آنها استفاده اش را میکنند. آنها تلاش میکنند … 

اعزام مهدی ابریشمچی و زهرا مریخی به آلبانی از سوی مریم رجوی

لینک به منبع

لینک به متن اصلی (آلبانی)

لینک به ترجمه انگلیسی

متن ترجمه مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی ۹۴/۱۲/۱۹

ترجمه بخش‌هایی از مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانا

مقدمه خبرنگار روزنامه دیتا

احسان سه سال است که در آلبانی زندگی میکند،۳۸ ساله و مهندسی مکانیک می باشد، درسال۲۰۱۳ وارد آلبانی شده، مدتی در شهرهای الباسان و سپس لوشنیا زندگی کرده، درحال حاضر بیش از یکسال است که در خانه ایی اجاره ایی درحومه تیرانا ساکن میباشد.

درآلبانی خود را چگونه احساس می کنید، آیا خود را در امنیت می بینید؟

من از اعضای سازمان مجاهدین خلق بوده‌ام که در کمپ های این سازمان اشرف و لیبرتی حضور داشته‌ام و به خاطر اختلافاتی که داشتم از آن‌ها جدا شدم الان هم در آلبانی هستم.

تاکنون با کمک پلیس و وزارت کشور تا حدودی احساس امنیت میکنم، هرچند بعضاً احساس ترس دارم، سازمان قصد دارد از هر جهت من را بایکوت کند، به نظر من سازمان مجاهدین دیکتاتوری بزرگتر از دولت ایران است. سازمان مجاهدین طوماری به امضا رسانده است که من را از آلبانی اخراج کنند و تلاش کرده ام که جلوی این اخراج را بگیرم.

یعنی اینکه شما هم ضد دولت ایران و هم ضد سازمان هستید، نسبت به کدامیک نفرت بیشتری دارید؟

سازمان مجاهدین، آنها خطرناکتر از دولت ایران هستند. من حامی آنها بودم و با آنها زندگی کردم و شکنجه های وحشتناکی را دیده ام که از سوی سران مجاهدین انجام شده است، دوستان من توسط آنها به قتل رسیده اند. بی آبرویی آنها حد نمی شناسد، با نفرات مجاهدین مشکلی ندارم آنان افرادی مثل من میباشند، ولی رهبران آنها هستند که مشکل سازند، بی عدالتی های زیادی را تحت نام دموکراسی و آزادی انجام داده اند.

نظرت درمورد مجاهدین دیگری که به آلبانی خواهند آمد چیست؟

مصاحبه احسان بیدی در آلبانی

شنیده ام که قرار است دوهزار نفر دیگر بیایند. این تعداد که آمدند نباید به آنها آزادی زیادی داده شود. مهم این است که به این افراد امکان همان فعالیتی را که درعراق داشتند، داده نشود. مطمئن باشید که سازمان مجاهدین اپوزیسیون ایران نیست، این موضوع را امریکا بوجود آورده و آنها استفاده اش را میکنند. آنها تلاش میکنند که کلیه نفرات درآلبانی باشند. اگر دوهزار نفر اینجا بیایند و تحت کنترل نباشند آلبانی شکست خورده است. شما اهداف آنها را نمی دانید. شما فکر میکنید که آنها صرفاً ضد ایران هستند، شما نمی دانید که زیر چهره انسانی شان چند گرگ مخفی شده است.

چرا باید حرف شما را درمورد مطلبی را می گوئید باور کنیم؟

خواستید باور نکنید، ما درقرن ۲۱ هستیم و برای درک کردن و رسیدن به نتیحه لازم شما میتوانید فعالیت های این سازمان را در اروپای غربی و جهان عرب مشاهده کنید.

سازمان به شما اجازه ازدواج نمی دهد، شما خود را استثنا کرده اید، آیا درآلبانی ازدواج کرده اید؟

من نزدیک بود با یک دختر آلبانیایی درشهر لوشنیا ازدواج کنم، رابطه عاشقانه ایی هم داشتیم. ولی بخاطر دلایلی که به ما مربوط نمی شود ازهم جداشدیم. خانم های آلبانیایی بجز ظاهر زیبایی که دارند بسیار وفادار می باشند.

به خدا اعتقاد دارید؟

البته، اگر خدا نبود به اینجا نمی رسیدم، با کمک او موفق شدهام. ولی شخص بنیاد گرایی که میتوانید تصورکنید نیستم، به انسان و پس از آن به دین و مذهب او(خدا) احترام زیادی قایل هستم.

*** 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی مافیای آلبانی در تدارک ویزا و همکاری نزدیک تر با رجوی

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده: آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23704

برجام، طناب دار مسعود رجوی 

احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، شانزدهم فوریه ۲۰۱۶:… اما بعد ازگشت سالیان تمامی مناسبات سازمان خودساخته مسعودرجوی بمانند طناب داری شده برایش تاجاییکه حتی ازحیثیت نداشته خودشم نمیتواند دفاع کند ودران سوی میدان هرچه سران این فرقه که دستشان به خون اعضای سازمان ومردم ایران زمین وعراق اغشته هست وهرچه تلاش میکنند تا برای این دیواشرف ابروداری کنند نمیشود که نمیشود…دراین دوره زمانی … 

Will President Rouhani meet genuine human rights advocates halfway?

لینک به منبع

برجام، طناب دار مسعود رجوی

همیشه گفته شده آنچه برای یک فرقه یا یک دیکتاتور مرگ اور و زجراوراست، گذرزمان است ، چرا که ماهیت هر پدیده بروز داده شده، ابتدا ذات خودش را عریان میکند . مرگ اورتر از ان برای یک دیکتاتور پاسخگونبودن اعمال خودبرای اعضا وحتی وجدان خودش است.

همه ما که دراشرف بودیم بیاد داریم که مسولین بالای سازمان خودساخته دیواشرف مسعوداشرف بارها وبارها با زبان خود تأکید داشتند که بعد ازسرنگونی نظام شاه ما بدنبال مدارکی بودیم که متاسفانه بدست نیاوردیم ودست نیروهای انقلابی افتاد.

همان مدارکی که پرده ازخودفروشی مسعودرجوی برمیداشت که با دست خود آن هم نه چک خورده بلکه ماچ داده وپوست پیازخورده رهبرایدئولوژیک خودش را فروخت و دیگر اعضا وحتی پا فراترگذاشت و همه را باهم دودستی بخاطر جان بی ارزش خودش و برای محقق کردن امپراطوری که درفکرداشت همه را فدا کرد وتمامی اعضا ورهبری خودرا مثل آب خوردن به پای جوخه دار سپرد .

ازمسعودرجوی صحبت میکنم که ازهمان ساعتهای بازجویی یک خودفروخته شد وجزئی از ساواک شد و بخوبی ماموریتی که بهش محول کردن یعنی انحلال سازمان و با نام انقلابی دیگر نیروهای انسانی و مردمی را ردیابی و بعد به کام مرگ بسپارد.

و بازهمه بزرگانی که قبلا و یا از نزدیک با این شیوه فکری مسعودرجوی دیو زمانه آشنایت و یا تاریخ سازمان خودساخته مسعودرجوی را خوانده اند بخوبی بیاد دارند که مسعودرجوی برای محقق کردن آرزوهایی که برسرداشت میبایست دومزاحمی که موی دماغش بودند و بهترازهرکسی ماهیت ان را کشف کرده بودند و میدانستن که در آینده این مسعودرجوی به یک هیولای خون اشام مبدل میشود وبرای ملت ایران جز خفت وخواری و مرگ چیزی به ارمغان نمی اورد ویک خودفروخته بیش نیست را میبایست با یک طرح وبرنامه ریزی دقیق ازپیش روی بردارد که بخوبی اینکاررا هم انجام داد.

اولین نفر اشرف بود که حتی درنامه هایی که ازاو باقی مانده بخوبی درک میشه کرد که این حیوان انسان نما را بخوبی شناخته بود و پی به حیوانی و آنچه برسر دارد برده بود و دومین نفری که شاهد ان خیانتها وخودفروختگی های مسعودرجوی بود یعنی موسی خیابانی بود که همه شماها بخوبی بیاد دارید که اشکارا و درنهان وپنهان مسعودرجوی را عامل انشعاب و به انحراف کشیدن خط ومشی سازمان میدانست که میبایست مسعودرجوی انها را ازبین ببردکه بخوبی دران ایام بهمن ماه سال ۶۰ تمامی طرح و نقشه خودش را بخوبی به اجرا گذاشت و با شروع عملیات مبارزه مسلحانه و بن‌بست تشکیلاتی ، نظامی سازمان و مسلط شدن نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی مرگ موسی خیابانی و اشرف ربیعی و بقیه مسئولین سازمان را به دنبال داشت.آن موقع نیروهای تشکیلات از خود می‌پرسیدند که چرا مسعودرجوی بازم مثل همیشه از صحنه دور بود و از جان دیگران مایه گذاشت. ۱۹ بهمن سال ۶۰ یک سرفصلی بود برای مسعودرجوی و بعد از انکه توانست تمامی مخالفان و شاهدان عینی را از پیش روی خود بردارد درگامهای بعدی انچه برسر داشت یعنی امپراطوری خودش را بخوبی توانست به اجرا بگذارد که همه شما بخوبی مراحل به اجرا گذاشتن را میدانید.

اما در این ۱۲ سال مسعود رجوی در سکوت مطلق و خفت بار میباشد.بازماندگان و دیگر اعضا درسوگ آن سوگواری میکنند ودرانسوی میدان مسعودرجوی به رقص وپایکوبی میپردازد و درپوست خود نمیگنجد و خندان ومستان است که بی رقیب است.

اما بعد ازگشت سالیان تمامی مناسبات سازمان خودساخته مسعودرجوی بمانند طناب داری شده برایش تاجاییکه حتی ازحیثیت نداشته خودشم نمیتواند دفاع کند ودران سوی میدان هرچه سران این فرقه که دستشان به خون اعضای سازمان ومردم ایران زمین وعراق اغشته هست وهرچه تلاش میکنند تا برای این دیواشرف ابروداری کنند نمیشود که نمیشود…

دراین دوره زمانی که مسعودرجوی تن به این خفت داده و درغیبتی خفت بار سر میکند و بعداز انکه اربابان مسعودرجوی بخوبی دیدند که مسعودرجوی تاریخ مصرفش گذشته است و متوجه شدند که:

اولا مسعودرجوی یک مزدوری بیش نبوده است

دوما اصلا دراشرف حضور نداشته و این یک سند ننگین دیگر برپیشینه مسعودرجوی رقم خورد

بنابراین بعد ازسرفصل برجام وبرداشتن تمامی تحریم ها وعریان شدن نیت شیطانی مسعود رجوی که در جبهه تروریستها بوده دیگرحتی هواداران سازمان نیز فروپاشی این فرقه را بیش از پیش قطعی می دانند.

چرخ و دندهای توافق وین و جیغ های بنفش مسعود رجوی

احسان بیدی: رجوی از روز اول فرار موفقیت آمیزم از کمپ لیبرتی تا امروز در آلبانی بدنبال قتل من است


2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgMassoud Khodabandh, Huffington post Nov. 2015:

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21575

ناقوسها برای که به صدا در آمده اند

احسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و هفتم اکتبر ۲۰۱۵:…  چون قبل از من و بعد از من و همگی گفته ایم که این سازمان ماهیتش ایرانی نیست و یک بازیچه برای قدرت‌ها و دولتها میباشد که دست اخرم همان شد.ولی وقتی باز این حوادث را کنار هم میگذرام و میرسم به داستان ((برجام)) یک دفعه با این موضوع مواجه میشم که در سنا چه اتفاقی افتاده و مهره اجیر شده سازمان میاید و مدعی این موضوعی …

عملیات ضد داعشی، باند رجوی را دیوانه کرده است!

لینک به منبع

ناقوسها برای که به صدا در آمده اند

احسان بیدی ـ تیرانا ـ آلبانیا

چند وقت پیش در یک خیمه شب بازی ازپیش تعیین شده ازطرف مجاهدین ،ولی این بارازطرف لابی های انها، که شاید همگی شما خبر آن را بخوبی بخاطر دارید. منظورم پیش نمایشی بود که دران نفرامریکایی اظهارداشت که : مسعود رجوی درسال ۲۰۰۳ زخمی شده و الان در پاریس است.

من نه شم سیاسی دارم و نه تحلیل گرهستم، ولی ازانجاییکه سال‌ها درسازمان مجاهدین بودم وبا پوست واستخوان ، حربه وحیله های مسعودرجوی یا همان شیرهمیشه بیداررا از نزدیک دیدم یک موضوعی برای من مجهول مانده است.

وقتی وقایع اتفاق افتاده را ورق میزنم ویک نیم نگاهی به انچه که اتفاق افتاده نگاهی می اندازم و وقتی مجموعه شایعات گفته شده را کنار هم میزارم و دراین پازل وقتی شارلاتان بازیهای مسعودرجوی را نیز اضافه میکنم، ناخوداگاه این به ذهنم خطور میکند که چه ارتباطی دارد این داستان با حوادث پی درپی که در۱۹ فروردین ۹۱ و یا شهریور۹۲ و وقتی به عمق این مسئله توجه می کنم بازناخوداگاه یادم میاد که مسعودرجوی که دردرون مناسبات اشرف وارتش سوخته بود وهمه انرا یک جوپان دروغگو خطاب میکردند و رهبریت ان را زیر علامت سوال بردند و مرزسرخهای را در هم درنوردیده شده بود توسط نفرات ودست اخر کار به شعارنویسی برعلیه مسعود رجوی شده بود…. وقتی بن بست مسعود رجوی را نگاه می اندازم وتحریک کردن دولت سابق عراق و وارونه جلوه دادن حقایق و تحریک نفرات که منجر به ان خونریزیهای برنامه ریزی شده انجامید و دست اخر فرار مسعود رجوی و غیبت آن…

خب برای من وامثال من مشخص بود که وقتی مسعودرجوی دید که حنایش رنگی ندارد وهیچ حرمتی برایش باقی نمانده این برای ما مسجل بود که مسعودرجوی یک دوره نه چندان دور شاید خفه خون بگیرد وهمانطور که شد تاجاییکه یکی دو تا پیام برای قتل جداشده ها صادر کرد و بعدم به خاموشی کشیده شد…

وقتی ازاین مسایل عبور میکنم یک مسله دیگر پیش رویم میاید وانهم مجموعه شایعاتی که امیخته و به شارلاتان بازیهای مسعود رجوی الوده است.

بعد از واقع شهریور ۹۲ عراق شاهد این بودیم که نیروهای اجیرشده وتحت رهبری مسعود رجوی ودیگر همپیمان هایش داشتن به سمت مرکز پایخت عراق و نزدیکیهایی استان دیالی والنهایه به سمت کمپ لیبرتی سرازیر میشدند وانهم درپی شناختی که ازمسعودرجوی خائن و قاتل به وطن داشتیم بی شک همه ما این ترس را داشتیم که این یک برنامه از قبل طراحی شده است که مسعودرجوی میخواهد فراتر ازداستان شهریورماه بزند به کمپ و با تارومار کردن نفرات یک شوی خونین دیگری راه بیاندازد که دران اهداف شوم خودش را داشت که موضوع بحث من نیست و ولی هوشیاری ما کاررا به انجا رساند که جوامع بین اللمللی و دیگر ارگانهای مربوط را مطلع کنیم که دست اخر کار به حفاظت وامنیت نفرات درکمپ لیبرتی شد. بعدها هم سوز و گداز های مسعود رجوی را حتما شما شنیده اید و درجریان امر هستید که چه دندانهایی به ما نشان داد که انهم بخاطربرملا شدن ان نقشه های شوم خودش بود که النهایه به سلامتی و حفاظت دیگر اسرای باقی مانده درفرقه مسعود رجوی انجامید که ارزش این کارباز مورد بحث من نیست….

ولی بعدها چه ازنفرات جداشده درالبانی منظورم کلکسیون درتمامی رده ها میباشد که این خبرکه مخصوصا ازرده شورای رهبری ان نقل زبان دیگر نفرات جداشده افتاده بود و شاهدان عینی ان این حقیقت برملا شدکه مسعود رجوی دریک پیام ویدیویی با دیگر سران درلیبرتی داشته و هکذا…. که بازاین هم مورد بحث من نیست ولی بی ربط به شوی خنده داری که دیدم نیست ….همانطورکه به عقب نگاهی می اندازم و یک نگاه سطحی میکنم میبینم که موضوع برملا شدن ان پناهگاه دراشرف و همراه وهمگام نبودن مسعودرجوی شمع دزد و زن دزد درحوادث اشرف و فرار مسئولین وان تصفیه حساب شهرویورماه ۹۲ برای شخص خود مسعود یک ضایعه بزرگ بود که چنان ضربه ای به پیکر تشکیلاتش و شخص خودش زده بود که مجبور شده بود پابه فرار بگذارد و کلاً چراغ خاموش برود.

وقتی حوادث گذشته را به مرور به سمت جلو نگاهی می اندازم میبنم که باز شایعات بودن وی درفلان کشور عربی نقل میشود ودرپی ان نیز یک سری حوادث دیگر میبینم و از طرفی همین شایعه بودن مسعود رجوی را میشنویم که درالبانیا میباشد و جالب انکه درگوشه ای دیگر میشنویم که این بابا اصلا مرده و گور به گورشده است.

بازم صورت مسله من اصلا زنده یا مردن مسعودرجوی نیست و تاریخ قضاوت خودش را کرده و بود و نبود این بابا اصلا برای من یکی مهم نیست.

ولی وقتی سیر حوادث را باز یک نگاه سطحی می اندازم یعنی از مدت زمانی که مسله توافق قدرتهای جهان و رژیم ایران به مرحله حساسی رسیده بود ودست اخرنتیجه ای که حاصل شده بود . و در همین ارتباط بور شدن مریم رجوی و لابی های ان سازمان وشالاتان بازیهای مریم رجوی و شکستهایی پی درپی انها که دست اخرنتیجه ای برای مریم جز یک رسوایی نداشت و آن هم بخوبی نشان داده بودند مه نه تنها ماهیت انقلابی ندارد بلکه دراساس هموارکننده استبداد ودر واقع یک عامل و دست نشانده ای بیش نبوده وفقط نقش یک ملیجکی راداشته که دران نه هویت ایرانی داشته ونه ماهیت انقلابی و بیشترماهیت اجنبی بودن و عامل بودن ان به اثبات رسیده که بازهم با این مسئله کاری ندارم ، چون قبل از من و بعد از من و همگی گفته ایم که این سازمان ماهیتش ایرانی نیست و یک بازیچه برای قدرت‌ها و دولتها میباشد که دست اخرم همان شد.

ولی وقتی باز این حوادث را کنار هم میگذرام و میرسم به داستان ((برجام)) یک دفعه با این موضوع مواجه میشم که در سنا چه اتفاقی افتاده و مهره اجیر شده سازمان میاید و مدعی این موضوعی میشود که درکل بی اساس بودن خود موضوع را برملا میکند ولی در خودش یک نکته جالبو سئال برامگیز داشت که براستی چرا الان و دراین زمان و با این همه شکست و پیروزی هایی که روزهای گذشته شاهد ان بودیم چرا مریم رجوی و گردانندهای این فرفه و صاحبان انها می‌آیند و این موضوع را اینطوری وبه این نحوعنوان میکنند.

((همه شماها به خوبی میدانید که هر کس و درهر پست و مقامی که بوده وهست وقتی درمورد این موضوع وحریم مسعودرجوی چه سوال وابهامی داشته در کمترازثانیه با موضعگیرهایی سازمان مواجه شده و به ان انگ مزدور رژیم آخوندی و این مسایل را میزدند. آن‌ها حتی برای اینکه این شارلاتان بازیهای فرقه و مریم رجوی یک رنگ ولعابی داشته باشد دیگر لابیها و نفرات شناخته شده در تمامی ارگانها و حتی دولتمردان سابق و غیره درامریکا موضعگیری میکردند و به اصطلاح دم خروس ازعبای ملا بیرون میزد..)).

ولی سوال اینجاست که اولا چرا شخص مریم رجوی تا الان خفه خون گرفته وهیچ موضعگیریی نکرده است؟ ثانیا چرا این نفرات آمریکایی تا الان مورد شماتت و مهرو محبت سازمان مجاهدین قرار نگفته و به درجه مزدوری نایل نشده‌اند و … و البته باز این مسله مورد بحث من نیست.

براستی چه ارتباطی میتواند داشته باشد این شوی کثیف با حوادث گذشته و شکست هایی سازمان وبرملاشدن ماهیت ان با برگزاری این شوی؟

وبراستی چرا بعد ازداستان ((برجام))حامیان ولابی های سازمان مجاهدین مجبورشدند که این موضوع را به این نحوعنوان و عوامفریبی کنند؟

هر نیت و هدفی پشت این داستان باشد برای من مهم نیست و من توان تحلیل این مسله راندارم..ولی بخودم این اجازه را میدهم که چند نکته را بگویم.

وقتی یک نگاهی به حوادث گذشته می اندازم میبینم که ثبات نسبی حال حاضر درعراق ونشست و برخواست کردن با رژیم ایران و دست آخر توافق و برملا شدن ماهیت کثیف مسعودرجوی و مریم رجوی والنهایه سوختن انها چه درفردو و چه درگروه سازمانی که پایه واساس ان ازاول زمان محمداقای حنیف نژاد گذاشته شد ولی با به یغمارفتن ان سازمان توسط مسعود رجوی و به انحراف کشیدن اهداف اولیه ان ودست آخر مزدوری مسعود رجوی و و بی هویتی و عروسک شدن مسعود و مریم را درپی نداشته است وفشارهایی بین المللی وپیگیرهایی حقوقی وانسانی برای نجات جان دیگر اسرا درکمپ لیبرتی وجداشدن نفرات در تمامی سطوح تشکیلات و پای به دنیای بازگذاشتن و بازگوکردن خاطرات و اتفاقات افتاده درزندان اشرف و مجموع اینها…

همچنین پشت کردن هواداران چه درداخل و خارج واعتراضات هواداران ..وبرملاشدن مجموعه کارهای سازمان ازگلدان دزدی وپول شویی و کلاه برداریهای کلان ازبچهایی ملیشا ودزدیهایی دیگر..

وهزارویک دلیل دیگریک چیزبرای من مسجل شده است. آری ، این اغازوسراغاز همان ناقوسی است که بوی سرنگونی این سازمان را میدهد وانهم بدست عروسک های گرداننده آن.

بقول معروف ((هرچی بکاری همان را برداشت میکنی)) ومسعود و مریم نفاق ودورویی و بیشرفی کاشتند و دست اخرطوفان نصیبشان شد.

به امید رهایی دیگر عزیزانمان درکمپ لیبرتی

سلام برآزادی

احسان بیدی

البانیا_تیرانا

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIمشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17992

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۵:… هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان …

لینک به منبع

لینک به همین مطلب در صفحه فیسبوک آقای بیدی

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سلام خدمت هموطنان عزیز

احسان بیدی ، تیرانا ، آلبانی

اینجانب احسان بیدی جزونفرات جداشده از سازمان هستم که در آلبانی مستقل زندگی کرده و تابحال زیربار حاکمیت فرقه رجوی در آنجا نرفته ام و نمیروم درصورتیکه بارها ازمن خواستن که چیزی برعلیه انها ننویسم و با مبالغ گزافی قصد خریدن من را داشتن که خوشبختانه موفق نشدند.

در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۱۵ دفتر کمیساریا در تیرانا در اپارتمان محل کارشان اقدام به برگذاری کلاس زبان برای نفراتی که ازکمپ لیبرتی به البانی آمده اند کرده بود. تعداد افراد شرکت کننده در دو کلاس حدود ۲۵ نفر بود. کمیساریا به اینجانب نیزاطلاع داده بود که در این کلاس زبان شرکت کنم.

دراین روز از ساعت ۹۴۵ دقیقه صبح در کلاس حضور داشتم. با خیلی از دوستان سلام علیک وگفت گو کردم. همه چیز عادی بود. ساعت ۱۰ کلاس شروع شد. هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان می کند احسان بیدی یعنی من باید این کلاس راترک کنم. چند دقیقه بعد دونفر دیگر از عوامل فرقه از کلاس خارج شدند و به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کردند و بیان کرده بودند که او باید کلاس را ترک کند. فرماندهان سازمان در واقع مسئولین کمیساریا را تهدید کرده بودند در صورتی که احسان بیدی در این کلاس باشد این کلاس نظمش به هم می خورد وهر اتفاقی هم پیش بیاید آنها مسئول هستند. پس از مراجعه مجدد نفرات مذکور به کلاس، کلاس متشنج شد و همه چیز به هم خورد. مسئولین کمیساریا از این وضعیتی که نفرات مجاهدین درست کرده بود شوکه شده بودند و انتظار چنین برخوردی را از مجاهدین نداشتند. درنهایت مسئولین کمیساریا مرا به دفتر صدا زدندو اظهارداشتند که اینها ( نفرات مجاهدین ) به عمد دارند اینجا تنش ایجاد می کنند و این فضائی که ایجاد کرده اند ما واهمه داریم که به تو آسیب برسانند. به خاطر سلامتی تو ما درخواست می کنیم فعلا شما به کلاس نیائید تا ما به نوعی این مسئله را حل و فصل و پیگیری کنیم .

این آشوب و به هم زدن کلاس توسط تعدادی از مسئولین و فرماندهان سازمان مجاهدین و نفرات خاصی بود که از قبل برنامه ریزی شده بود . در حالی که بجز این ۶ الی ۷ نفر مجاهدین دیگرنفرات هیچ گونه مخالفتی با بودن من نداشتند. این برخورد سازمان مابقی نفرات بی طرف را هم شوکه کرده بود که چگونه مجاهدین با افراد مستقل برخورد می کنند. بخصوص برخورد های فرمانده تیم جاسوسی سازمان یعنی علی رئوسان در کلاس…

برخورد های علی رئوسان مسئولین کمیساریا و دیگر دوستان که شاهد صحنه و فحاشی های لمپنی او بودند همه را شوکه کرده بود. بعدا تعدادی از همان دوستان از اتفاقی که برای من پیش آمده بود اظهار تاسف می کردند و بیان کردند که این توطئه با برنامه ریزی قبلی بود و آنها هم در جریان بودند که برای من چه نقشه ای دارند.

در همینجا به مسئولین کمیساریا و وزارت کشور البانی اعلام می کنم که در کشور البانی هرگونه اتفاقی برای من پیش بیاید و قطره خونی از بینی من ریخته شود، مسئولیت تام وتمام آن بر عهده خانم فائزه محبت کار (طاهره زکیانی رودسری ) فرزانه میدانشاهی ، اسماعیل مرتضائی ( جواد خراسان ) علی رئوسان و سعید داوری می باشد.

در همین راستا من اقدامات لازم را با کمیساریای عالی پناهندگی و وزارت کشور البانی انجام داده ام و این هم گزارشی می باشد به همه مدافعین حقوق بشر و هموطنان عزیزم

احسان بیدی /البانیا – تیرانا

***

همچنین:

حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

آرش سهرابی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، سوم می ۲۰۱۵:…  مسئولین تشکیلات در آلبانی در تمام جلساتی که برگزار می کنند ، با تهدید ما جداشدگان از ارتباط با دیگر جداشدگانی که در مورد فرقه افشاگری میکنند و دیگر فعالین حقوق بشر ، هراس خود را از منتقدین فرقه به عیان ترین صورت به نمایش می گذا

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری، نجات یافتگان در آلانی، سی ام آوریل ۲۰۱۵:…  من بنا به دلایل امنیتی و از آنجاییکه سازمان مجاهدین تهدیدات بسیار ، و فشار های روز افزون بر ما دارد ناچارم که از اسم اصلی خودم در این خاطرات استفاده نکنم و با اسم مستعار مطالب خود را درج نمایم که البته نام اصلی من نزد مدیر سایت
 
 
سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۵:…  افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:  دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آ
 

اعزام مهدی ابریشمچی و زهرا مریخی به آلبانی از سوی مریم رجوی

 
نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۵:… مریم رجوی مستقر در فرانسه برای کنترل بیشتر اوضاع و همچنین روحیه دادن به افراد مسئله دار در آلبانی اقدام به اعزام و مسافرت چند روزه مهدی ابریشمچی و زهرا مریخی از فرانسه به آلبانی کرده است . بعد از انتقال آخرین دسته اعضای سازمان از لیبرتی به