فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟

فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟

فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟ بخشعلی علیزاده، انجمن نجات، تهران، بیست و هفتم ژانویه 2021:… سرهنگ معزی همسر داشت، فرزندانش هنوز هم هستند ( یک پسر و دو دختر)، ولی هیچ اسم و خبری از آنان در مراسم رجوی نبود. واقعیت اینست که خانواده و بستگان سرهنگ معزی حاضر نشده بودند در مراسم فرقه رجوی شرکت کنند زیرا آنان بشدت با این فرقه مخرب مخالف بوده و هستند. دختر سرهنگ معزی در یکی از نوشته هایش عنوان کرده بود که پدرش را در حصار نگه داشته اند و او اجازه هیچ کاری بدون اجازه سازمان ندارد.  فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟ 

مصاحبه زنده یاد الهه با آن خدابنده (سینگلتون) لندنمصاحبه با زنده یاد الهه، سپتامبر ۲۰۰۵، لندن

پس خانواده و بستگان و فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟!

فضاحت جدید رجوی

طی یک مراسم سوری و فرمالیستی که بمناسبت هفتم مرگ سرهنگ بهزاد مُعزی در مقر فرقه رجوی گرفته شده بود همه حاضر شده بودند بجز خانواده متوفی!

در این مراسم که طبق گفته سرکرده فرقه رجوی در ستودن مقام سرهنگ بهزاد معزی تشکیل شده بود و به شکل ویدئو کنفرانس برگزار گردید تعدادی از اعضای شورای ملی مقاومت حضور داشتند که هر کدام دقایقی صحبت کرده و در یاد سرهنگ معزی نکات یا خاطراتی گفتند. اما این مراسم یک کمبود جدی داشت. سرهنگ معزی همسر داشت، فرزندانش هنوز هم هستند ( یک پسر و دو دختر)، ولی هیچ اسم و خبری از آنان در مراسم رجوی نبود.

سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید

در این مراسم غیبت خانواده سرهنگ معزی کاملا احساس می شد. فقط کافی بود یکی از اعضای خانواده سرهنگ معزی در مراسم فرقه رجوی می بود، آنوقت این مراسم وزن دیگری پیدا می کرد ولی از طرف خانواده سرهنگ معزی هیچ کس نبود و صحبتی هم از آنان نشد. گویی سرهنگ بهزاد معزی هیچ خانواده و بستگانی نداشت.

واقعیت اینست که خانواده و بستگان سرهنگ معزی حاضر نشده بودند در مراسم فرقه رجوی شرکت کنند زیرا آنان بشدت با این فرقه مخرب مخالف بوده و هستند.

دختر سرهنگ معزی در یکی از نوشته هایش عنوان کرده بود که پدرش را در حصار نگه داشته اند و او اجازه هیچ کاری بدون اجازه سازمان ندارد. حتی او اجازه نواختن ویلون خودش را هم نداشت که به آن خیلی علاقه داشت، اجازه تماس با فرزندان و همسرش را هم نداشت و در یک تاریک خانه محصور نگهداری می شد.

محدودیت های بسیاری بر وی اعمال می گردید که باعث شده بود تا خانواده سرهنگ معزی در این مراسم فرمالیستی و مسخره که رجوی ترتیب بود شرکت نکنند. با توجه به برگزاری مراسم بصورت ویدئو کنفرانس، فرزندان سرهنگ معزی براحتی می توانستند شرکت کرده و بالاخره در یادبود پدرشان حداقل برای یک دقیقه صحبت کنند و نامی هم از مجاهدین خلق نبرند یا حمایتی از رجوی انجام ندهند. ولی آنان حتی حاضر نشدند با این شرایط هم در این مراسم شرکت کنند زیرا این کار را کسر شأن خود میدانستند و نمی خواستند همان حصارهای فکری و ذهنی که گریبان پدرشان را گرفته بود گریبان آن ها را هم بگیرد.

بخشعلی علیزاده از مجاهدین میگوید: از اسارت تا روز تلخ

این مراسم یاد بود یک فضاحت و آبروریزی برای مریم رجوی بود و اگر رجوی فکر میکند که کسی متوجه این فضاحت نشد سخت در اشتباه هست. فرقه مخرب رجوی ضدیت با خانواده را در این مراسم هم به عیان نشان داد.

چه کسی نمی داند که رجوی حاضر بود در این مراسم هیچ کس حاضر نمی شد ولی یکی از فرزندان سرهنگ معزی حتی شده پنج ثانیه شرکت میکرد و در جلوی دوربین ظاهر می گشت. ولی فرزندان سرهنگ معزی با این کارشان (عدم حضور در مراسم رجوی) انتقام پدرشان را از مسعود رجوی که ارتباط او با خانواده اش را قطع کرده بود گرفتند و داغ شرکت در مراسمی که رجوی براه انداخته بود را بر سینه اش گذاشتند.

فرقه رجوی برای گرفتن مراسم سرهنگ معزی در واقع زیر منگنه قرار داشت زیرا او را عضو شورای ملی مقاومت معرفی میکرد. اعضای همین شورا میخواستند ببینند که رجوی چگونه با یکی از اعضای شورا که فوت کرده است برخورد خواهد کرد و یادش را گرامی خواهد داشت. نحوه برخورد رجوی با فوت سرهنگ معزی بیانگر این بود که با سایرین هم بعد از فوتشان چه برخوردی خواهند کرد. لذا رجوی به صورت فرمالیستی این مراسم را بالاجبار برگزار نمود ولی قیمت سیاسی و آبروریزی آن برایش بیشتر بود تا اینکه بخواهد چند نفر را بلحاظ فکری و روحی پاسخ بدهد.

در واقع مریم رجوی بین بد و بدتر گیر کرده بود. برای او بهتر بود ولو به بهانه کرونا که بسیار بهانه خوبی بود این مراسم را اجرا نکند. ولی با توجه به وضعیت سیاسی موجود به نفعش نبود که از مراسم یادبود سرهنگ معزی درگذرد.

در هرحال یک آبروریزی بود تا یک مراسم و گرامیداشت موفق، و این را بهتر از هر کسی خودشان می فهمیدند ولی به این حساب گذاشتند که شاید دیگران یا حداقل اعضای سازمان متوجه نشوند که طبق معمول همه متوجه این فضاحت شدند.

بخشعلی علیزاده

لینک به منبع

پس خانواده و بستگان و فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟!

***

بخشعلی علیزاده: هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرفبخشعلی علیزاده: هادی ناصری مقدم ، یک دیدار و یک دنیا حرف

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تویتهای-دختر-بهزاد-معزی/

تویتهای دختر بهزاد معزی – پدرم از کارهای مریم رجوی متنفر بود

تویتهای دختر بهزاد معزیمزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیستم ژانویه 2021:… در رشته توییتی که فردای آن روز یعنی در روز 16 ژانویه مریم معزی فرزند ارشد سرهنگ معزی در صفحه توییتر خود منتشر کرد مشخصا روشن شد که چرا متوفی و فرزندانش علاقه ای به خاکسپاری به شیوه مجاهدین خلق نداشتند. مریم معزی که به نظر می‌رسد تنها برای انتشار اعتراض خود و خواهر و برادرش نسبت به اقدامات مریم رجوی و تشکیلات مجاهدین خلق در ژانویه سال جاری اکانت توییتری خود را افتتاح کرده است در دو رشته توییت به دو زبان فارسی و انگلیسی اذعان می‌کند که پیکر پدرش مورد سواستفاده «فرقه» مجاهدین خلق قرار گرفته است. تویتهای دختر بهزاد معزی – پدرم از کارهای مریم رجوی متنفر بود

سرهنگ بهزاد معزی از شاه تا رجویاعترافات دیرهنگام مسعود رجوی و بحران پیری و نیرویی

تویتهای دختر بهزاد معزی – پدرم از کارهای مریم رجوی متنفر بود

دختر بهزاد معزی: مریم رجوی دقیقا کاری را انجام داد که پدر ما از آن متنفر بود

تویتهای دختر بهزاد معزی

تویتهای دختر بهزاد معزی، مریم معزی

در هفته گذشته همزمان با درگذشت بهزاد معزی، خلبان پرواز فرار مسعود رجوی از تهران به پاریس، سوخت فراوان برای ماشین تبلیغاتی تشکیلات مجاهدین خلق فراهم شد. در مجموعه رسانه های مجاهدین خلق مطالبی پی در پی در مدح و ثنای سرهنگ معزی منتشر شد و نهایتا در روز بیست و ششم دی ماه مراسم بزرگداشتی با حضور مریم رجوی در کمپ اشرف سه در آلبانی برگزار گردید.

سرهنگ معزی در سن 83 سالگی در بیمارستانی در حومه پاریس بر اثر ابتلا به سرطان خون از دنیا رفت. او در گورستان اوور سور دواز به خاک سپرده شد در حالی که فرزندانش در مراسم حضور نداشتند و البته مریم رجوی نیز در این مراسم حضور نداشت چرا که بنا به گفته ها او اجازه خروج از آلبانی را ندارد. بدین ترتیب در وبسایت اصلی سازمان مجاهدین خلق بیش از آنکه مراسم خاکسپاری مرحوم معزی در گورستان بازتاب داده شود چهره مریم رجوی و آداب و سخنرانی در به اصلاح سوگ او منعکس شد.

در رشته توییتی که فردای آن روز یعنی در روز 16 ژانویه مریم معزی فرزند ارشد سرهنگ معزی در صفحه توییتر خود منتشر کرد مشخصا روشن شد که چرا متوفی و فرزندانش علاقه ای به خاکسپاری به شیوه مجاهدین خلق نداشتند.

مریم معزی که به نظر می‌رسد تنها برای انتشار اعتراض خود و خواهر و برادرش نسبت به اقدامات مریم رجوی و تشکیلات مجاهدین خلق در ژانویه سال جاری اکانت توییتری خود را افتتاح کرده است در دو رشته توییت به دو زبان فارسی و انگلیسی اذعان می‌کند که پیکر پدرش مورد سواستفاده «فرقه» مجاهدین خلق قرار گرفته است:

#رشتو۱- پدرم سرهنگ #بهزاد_معزی، در روز ۲۱ دسامبر به دلیل ابتلا به سرطان خون، در یکی از بیمارستان های حومه پاریس بستری و در روز یکشنبه ۱۰ ژانویه چشم از جهان فرو بست. متاسفانه به دلیل قوانین محدودیت سفر در دوران کرونا، این امکان را نداشتم که خودم را به پاریس برسانم.

2-همین طور خواهر کوچکترم، فاطمه و برادر بزرگترم، علی. هیچ یک از ما این امکان را پیدا نکردیم که اخرین وصیت پدرمان را اجرا کنیم و به ما خبر داده شد، که مجاهدین خلق، پیکر پدرمان را، بر خلاف خواسته اش، وسیله ای برای اجرای نمایش خودشان قرار دادند.

3-ما حتا این فرصت را پیدا نکردیم که در مراسم تدفین پدرمان رو خودمان اجرا کنیم. فرقه مجاهدین حتی روز تدفین و اجرای مراسم را از ما پنهان کردند. پدرم بسیار شفاف و به طور مستقیم به ما سپرده بود که نمی‌خواهد بعد از رفتنش پیکرش به مجاهدین خلق سپرده شود.

4-و مریم رجوی دقیقا کاری را انجام داد که پدر ما از آن متنفر بود. مجاهدین خلق حتی در اخباری که اخیرا منتشر کردند از پدر بزرگ من سپهبد محمود معزی نام بردند، باید بگویم که پدربزرگم در یک کلام از مجاهدین خلق «متنفر» بود.

5-پدرم موسیقی را دوست داشت اما هرگز ویالن نمیزد و…مجاهدین خلق حتی در مقاله و اخبار انگلیسی نام فامیل پدرم را اشتباه منتشرمی کنند، Moe’zzi به جای Moezi !

این نکات نشانه های خوبی هستند از میزان آشنایی این فرقه با بهزاد معزی.

مریم معزی، دختر ارشد بهزاد معزی، ۱۶ ژانویه، ۲۰۲۱

لازم به یادآوری است که این نخستین بار نیست که افراد مشهور مورد بهره برداری تبلیغاتی سران تشکیلات مجاهدین خلق قرار گرفته اند. پیش از این نیز جانان خرم، نوه دختری مرحوم مرضیه خواننده، خاطرات تلخ خود از روز خاکسپاری مادربزرگش و اجرای نمایش تبلیغاتی مریم رجوی بر سر جنازه خانم مرضیه مفصلا در صفحه توییتر خود منتشر کرد.

لینک به منبع

تویتهای دختر بهزاد معزی – پدرم از کارهای مریم رجوی متنفر بود

فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/عادل-اعظمی-از-مرضیه-تا-شجریان/

عادل اعظمی: از مرضیه تا شجریان

عادل اعظمی: از مرضیه تا شجریانعادل اعظمی، ایران اینترلینک، پانزدهم اکتبر 2020:… درگذشت خسرو آواز ایران استاد محمدرضا شجریان و همزمان شدن آن با سالروز وفات بانو مرضیه، یادها و خاطره هایی را در یاد ما جدا شده های سازمان، آنهای که رابطه ای با هنر داشتند را زنده می کند که غم انگیز و قابل تامل است… عمق کینه مسعود رجوی به محمدرضا شجریان بعد از ملاقاتها و محو تمام آثار وی از فرهنگی های یگانها و قرارگاهها و تمام پایگاههای خارج کشور نشان از یک جواب منفی و دندان شکن است و نه به تعبیر سازمان یک جواب رد ساده. از مرضیه تا شجریان 

مرضیه خواننده مجاهدین خلق مریم رجویدزدی دفترخاطرات خانم مرضیه و توهین در شورا (شورای ملی مقاومت ایران، فرقه رجوی)

از مرضیه تا شجریان 

درگذشت خسرو آواز ایران استاد محمدرضا شجریان و همزمان شدن آن با سالروز وفات بانو مرضیه، یادها و خاطره هایی را در یاد ما جدا شده های سازمان، آنهای که رابطه ای با هنر داشتند را زنده می کند که غم انگیز و قابل تامل است.

عادل اعظمی

آقای عادل اعظمی

در ابتدا استفاده از صدای شجریان در سازمان مجاهدین مانعی نداشت و اتفاقا وقت و بی وقت در نهار و شام و حتی صبحانه آهنگهای شجریان پخش میشد. زمانی که مثل همیشه شجریان در ایران زندگی می کرد و همزمان صدای او در صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم پخش میشد، پخش صدایش در صدا و سیمای مجاهدین مانعی به حساب نمی آمد که صدایش را ممنوع کنند اما بعد از ملاقاتها و تلاش برای پیوستن استاد به این فرقه مرتجع و جواب منفی محمدرضا شجریان به یکباره تمام کاست ها و آثار او جمع آوری گردید و رسما صدای او در سراسر سازمان مجاهدین خلق ممنوع شد. اینجا دو نکته برای خودم قابل توجه بوده و هست.

اول این که آثار شجریان با فرض بر اینکه به درخواست رجوی جواب مننفی داده باشد چرا باید ممنوع شود؟ چون قبل از این هم همکاری مشخصی در کار نبوده و قرار نبوده همکاری کند ولی آثارش پخش می شد. مگر این که در ملاقاتها با استاد آواز ایران در رد پیشنهاد همکاری، به مطلب و نکته ای اشاره کرده باشد که نبض و نقطه ضعف سازمان بوده و برای شخص مسعود رجوی گران آمده است.

عمق کینه مسعود رجوی به محمدرضا شجریان بعد از ملاقاتها و محو تمام آثار وی از فرهنگی های یگانها و قرارگاهها و تمام پایگاههای خارج کشور نشان از یک جواب منفی و دندان شکن است و نه به تعبیر سازمان یک جواب رد ساده.

دوم این که بفرض و به گفته سازمان یک جواب ساده بوده  مثل داشتن خانواده و زندگی در ایران. اگر این فرض درست باشد حفیقتا این چه تشکیلات و ایدئولوژی منحط و عقب مانده ای هست که ساده ترین شکل جواب رد به همکار را که حق اولیه انسانی هر فردی است را تحمل نمی کند.

اگر چنین هست باید صدای هشتاد میلیون انسان که خانواده دارند و در ایران زندگی میکنند را خفه کرد؟!! این چه تفکر خشک و کشنده ای هست که شیرازه ایدئولوژی سازمان بر آن بنا شده و چه منطق پست و تنگ نظرانه ای هست که “هر که با من نیست، بر من است”؟. این را مسعود رجوی بارها و بارها با مثال آوردن از جداشده ها روی سن تکرار می کرد و از طرفی پیام کوتاه و فرصت طلبانه مریم رجوی نهایت فرومایگی و موج سواری این مترسک خیمه شب بازی را به نمایش گذاشت. تصور این که این قوم در قدرت باشند واقعا وحشتناک است. چه گلوها که پاره نخواهند کرد و چه قلب ها که نخواهند شکست.

البته که هنر و صوای ناب و آسمانی شجریان نیازی به حمایت این و آن ندارد و ورای فراز و نشیب های سیاسی زمانه است و در دلها جا گرفته است.

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

عادل اعظمی: از مرضیه تا شجریان

محمدرضا شجریان با صدایش شعر و لطافت زبان پارسی را از طاقچه های غبار گرفته آورد و مهمان دلها کرد و از آنجا که این روزها “21 مهر” سالروز درگذشت بانو مرضیه هم بود، یادی بکنیم از این بانوی آواز که داستانش کمی متفاوت و غم انگیز هست. بانو مرضیه با تمام نشیبهای این اواخرش هنوز برایم قابل احترام و صدایش دوست داشتنی و ماندگار هست.

برای مانور آمده بود و ما هم دورش جمع شده بودیم. به چهره تک تک ما نگاه میکرد و یکباره زد زیر آواز: “یه دل اینجا، یه دل اونجا، اشک حسرت توی چشما، من عزیزم راه دوره، دل من سنگ صبوره، زندگی اینجوری خواسته، سرنوشتا جورواجوره …” وقتی به “سرنشوتا جورواجوره” رسید اشک توی چمشهایش حلقه زد و خیلی از ما بغض کردیم. یاد عزیزانمان افتادیم و گذشته ها و سرنوشت مان که توی این بیابانهای داغ دارد به پایان می رسد. گویی برای دلهای ما می خواند. داستان غریب و غم انگیز ما را که سالهاست عزیزانمان را در رویا هم دیگر نمی بینیم میدانست و به همین خاطر با اندوه و از ته دل می خواند و با تحکیم روی کلمات می گفت که می دانم چه می کشید.

هیچ وقت فرصت یک دیالوگ دو نفره یا چند نفره با او را ندادند. همیشه یک باصطلاح “خواهر مسئول” در تمام لحظات با او بود و او را می پایید. شاید اگر فرصت درد دلی بود و کلامی گرم، چیزهایی عوض می شد. شاید دلایلی داشت که بانو مرضیه این آخر عمر نتوانست از دام سازمان نجات پیدا کند. شاید تنهایی و نیاز مادی بود و یا شاید نیاز به حمایت و توجه.

و سازمان بسیار ماهرانه و موذیانه روی نقطه ضعف افراد کار می کند. و اما در پایان به دید من حذف بانو مرضیه به خاطر همراهی با سازمان بان نشات گرفته از همان نگاه و منطق تنگ نظرانه سازما است که “هر که با من نیست بر من است” همچنینی که ما صدها زن گرفتار در “اشرف 3” در آلبانی را حذف نکرده ایم و آنها را اسیر ذهنی میدانیم و قابل ترحم، مرضیه هم همینطور. تنها افسوس عمیق برای هواداران صدایش بر جانها و بس.

… ساغرم شکست ای ساقی، رفته ام زدست ای ساقی …

(پایان)

از مرضیه تا شجریان 

فرزندان سرهنگ بهزاد معزی کجا بودند؟ 

***

همچنین: