فرضیه هشتاد به بیست رجوی از زاویه ای دیگر

فرضیه هشتاد به بیست رجوی از زاویه ای دیگر

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژوئیه 2013: … مبنای اتهام وابستگی و مزدوری جداشدگان به جمهوری اسلامی همچنان فرضیه بیست به هشتاد مسعود رجوی است. این فرضیه قدیمی بر این ادعا تاکید دارد که مخالفین و منتقدین مجاهدین یا همان مزدورهای جمهوری اسلامی بر اساس یک پروژه حساب شده برای سیاه نمایی و نابودی مجاهدین مجاز هستند هشتاد درصد به جمهوری اسلامی بزنند و بیست درصد مابقی را به مجاهدین …

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

مجاهدین در جنگ روانی – تبلیغاتی هم همچون جنگ مسلحانه شان علیه جمهوری اسلامی مقهور و مغلوب او شده اند!!؟

مبنای اتهام وابستگی و مزدوری جداشدگان به جمهوری اسلامی همچنان فرضیه بیست به هشتاد مسعود رجوی است. این فرضیه قدیمی بر این ادعا تاکید دارد که مخالفین و منتقدین مجاهدین یا همان مزدورهای جمهوری اسلامی بر اساس یک پروژه حساب شده برای سیاه نمایی و نابودی مجاهدین مجاز هستند هشتاد درصد به جمهوری اسلامی بزنند و بیست درصد مابقی را به مجاهدین اختصاص بدهند. اگر چه نفس این ادعا حداقل به گونه ای موید این حقیقت است که جمهوری اسلامی در مقایسه با مجاهدین از ظرفیتی به مراتب بیشتر در تحمل مخالفین و انتقاد به خود برخوردار است، اما می خواهم این ادعا را اینبار از زاویه دیگری بازخوانی کنم.

قطعا نمی خواهم این ادعای قدیمی را تکرار کنم که رجوی به این دلیل صورت مسئله جداشدگان و مخالفین و منتقدین را اینگونه چیده که پیشاپیش جلو بیرون رفتن و جدایی و استعفا و متعاقب آن جلو نقد و سوال و پاسخگو کردن خود را ببندد. خیر. می شود صورت مسئله را از زاویه دیگری و حتی آن طور که رجوی اصرار دارد با همین نسبت ۸۰ به بیست قبول کرد! بلکه می خواهم کمی بیشتر و پیشتر از رجوی روی این ادعا و درستی آن اصرار بورزم؛ به این ترتیب که من ادعا می کنم نسبت بیست به هشتاد که سهل است حتی اگر این نسبت نه تنها معکوس یا حتی به ۹۹ درصد به مجاهدین و تنها یک درصد به جمهوری اسلامی تغییر کند، باز هم نمی تواند توجیهی برای اینگونه رفتارها باشد. به این معنی که اگر جمهوری اسلامی در موضع قدرت به این واقعیت تن می دهد که برای ماندن بر قدرت و نابود کردن آلترناتیو خود پنج برابر بیشتر از دشمن اش مایه بگذارد، بطور طبیعی این مجاهدین هستند که باید برای خنثی کردن این توطئه دهها برابر بیشتر از جمهوری اسلامی مایه بگذارند تا ظرفیت های خود را به مثابه اپوزیسیون او ثابت کنند؛ و بدیهی است اگر غیر از این باشد معنی اش این خواهد بود که جمهوری اسلامی دارد مجاهدین را در خصوص یکی از مهمترین ادعاهای اش یعنی تنظیم رابطه با مخالفین و منتقدین و ظرفیت های دمکراتیک مدیریت و به آزمون و چالش می کشد. به معنی دیگر مجاهدین در جنگ روانی – تبلیغاتی هم همچون جنگ مسلحانه شان علیه جمهوری اسلامی مقهور و مغلوب او شده اند. در نقطه مقابل می توان روی این احتمال بحث کرد که اگر مجاهدین به انفعال و دنباله روی رژیم نمی افتادند و به یک معنی خود را بابت همین سوال و ابهامات مخالفین و منتقدین به پاسخگویی و گفتمان ملزم می کردند، در آن صورت خودبخود و سیستماتیک دو اتفاق خیلی مهم و هم جهت در تقویت مجاهدین رخ می داد:

اول اینکه دست این مزدوران و میانه بازها و وابستگان به مرور رو می شد. به این دلیل که وقتی کسی واقعا اجیر شده و نفوذی و مزدور باشد، دنبال پاسخ گرفتن و اقناع شدن نیست. و بر اساس ماهیت اش آنقدر خودش را کش می دهد تا یک جایی بند را آب بدهد. چون نمودش با ماهیت اش نمی خواند. این البته یکی از همان آموزه های تبیین جهانی رجوی است.

دوم این که آن ظرفیت های ادعایی مجاهدین و شورا پیش از کسب قدرت ماده و به فعلیت در می آمد. در واقع با یک تیر دو نشان زده می شد. هم کارکرد سلبی داشت و هم اثباتی. هم دست بریده مزدورها رو می شد و هم ثابت می شد مجاهدین حتی در قبال ماسک هایی که دشمن استراتژیکی اش به چهره می زند چقدر صعه صدر و ظرفیت دارد و مهمتر اینکه آنقدر هوشمند و رند است که در زمین دشمن اش بازی نمی کند.

آن وقت و حتما کسانی نمی توانستند ادعا کنند این مجاهدینی که امروز در موضع اپوزیسیون این می کنند معلوم نیست فردا در موضع قدرت چه ها خواهند کرد. خلاصه کلام این که وقتی سوال و ابهام پاسخ داده شود، آن وقت آن آدم های بی طرف و منصف می توانند فرق لج بازی و بهانه گیری و بچه بازی و دشمنی و مزدوری و … با گفتمان و شفاف سازی را تشخیص بدهند. می توانند غرض و مرض و سلامت را مرزبندی کنند. در آن صورت هم حریف بازی را واگذاشته و هم یک بار برای همیشه پرونده این پروژه ها بسته می شود. اما وقتی همه به چوب مزدوری و وابستگی رانده می شوند، برای این آدم های بی طرف و منصف این سوال پیش می آید که مگر می شود جمهوری اسلامی این همه مزدور و آدم اجیر شده آن هم در قلب امنیتی ترین و پاکیزه ترین و صدیق ترین و منظبط ترین تشکیلات ضد خود داشته باشد. در این صورت حتی اگر ادعای متوهمانه ۸۰ به بیست واقعی هم باشد، باز ذهن این آدم های بی طرف از اصل سوال و ابهامات خالی نخواهد شد.

واقعیت این است که در مناسبات امروز و در هر اشل و موضوعی حتی بهانه گیری های معمول بچه ها هم بی پاسخ منطقی نمی ماند، چه برسد به اینکه بخواهند آنها را با توپ و تشر و تهدید ساکت و منفعل کنند. اگر کسی این رویه را در قبال بچه ها هم پیش بگیرد، اولین ذهنیتی که برای اطرافیان پیش می آید این است که می گویند دست طرف خالی است! یا شما را متهم می کنند که چقدر آدم عقب افتاده و کم ظرفیتی هستید که توان برقراری رابطه با بچه خودتان را ندارید. آن وقت اگر همین بچه با پدر قهر کرد همین آدم های شاهد قضاوت شان این خواهد بود که مقصر نه آن بچه که این پدر از همه جا بی خبر است که توان تنظیم رابطه و مدیریت کردن بچه اش را ندارد.

این که رهبری سازمان چند مولفه بنیادی از جمله حقوق و آزادی های فردی، حق انتقاد و جدایی و استعفا و حق انتخاب و سوال و … را فدای این باور کند که پشت این مطالبات و انتقادها جمهوری اسلامی ایستاده تا سر آلترناتیو خودش را ببرد، به نوعی تداعی کننده همان استدلالی است که شاه برای سرکوب مخالفین خود مطرح می کرد. او می گفت مخالفین او از جانب سرخ ها منظورش کمونیست ها برای سیاه نمایی رژیم او سازماندهی و بر ضد او مدیریت می شوند! به این کاری نداشت که این مطالبات چه اندازه به حق و قانونی هستند. در واقع این اتهامات برای این دستاویز قرار می گرفت که بتواند آنها را بی پاسخ بگذارد و ته اش بتواند مطالبه کنندگان را سرکوب قانونی کند. در واقع لولوی کمونیسم برای شاه در جهت سرکوب مخالفین و بستن دهان منتقدین اش به همان اندازه کارکرد داشت که امروزه جمهوری اسلامی برای مجاهدین، تا جلو هر سوال و ابهام و چالشی را سد کند. البته این رویه همچنانکه منحصر به شاه نبوده به مجاهدین هم محدود نشده و نمی شود. در زمان جنگ سرد کمونیست های همسایه هر انتقادی علیه خود را به رقیب ایدئولوژیکی خود یعنی آمریکا و دنیای سرمایه داری نسبت می دادند. حتی اگر در صدا و قلم امثال باسترناک، سولژنیستین و گورکی و … تجلی پیدا می کرد. این قاعده بود، و این قاعده همچنان دست به دست می چرخد و حتما که در چرخه سیاست باقی خواهد ماند.


Link to the full description of MKO Logo (pdf file)


(Rajavi from Saddam to AIPAC)


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)

همچنین:

نمود و ماهیت کثرتگرایی ادعایی خانم رجوی

2013/07/17 by

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، هفدهم ژوئیه ۲۰۱۳: … پیشتر در باب اهمیت برنامه ده ماده ای مریم رجوی در ویلپنت بر لزوم بازتوضیح و بارمعنایی و محتوایی این مفاهیم و ضرورت قیاس آنها تاکید و وعده کردم بتدریج به این مهم بپردازم. تلاش می شود روی تک تک این مفاهیم تامل و بازبینی کنیم […]

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) از وعده سرنگونی محتوم، تا اوج گرفتن محتوم

2013/07/15 by

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۳: … گردهم آیی ویلپنت همچنان موضوع اصلی رسانه های سازمان مجاهدین است. در این میان اظهارات کلیشه ای و تکراری حامیان مجاهدین و از سویی انعکاس برخی اظهار نظرها در این گرد هم آیی پیش از آنکه چیزی بر وزن و اعتبار مجاهدین اضافه کند، گاه بطرز […]

آنچه از شورای ملی مقاومت رجوی باقیمانده.  رجوی برای نزدیک شدن حتی یک نفر به شورا بی تابی می کند.

2013/07/14 by

بهار ایرانی، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۳: … از نام هایی همچون بابک امیر خسروی، دکتر ابوالحسن بنی صدر، دکتر منصور بیات زاده، دکتر محمد برقعه ای، رضا چرندابی، دکتر علی اصغر حاج سید جوادی، مهدی خانبابا تهرانی، مهندس پرویز دستمالچی، دکتر علی راسخ افشار، محمود راسخ، کامبیز روستا، مجید شریف، به آذین، احسان شریعتی، مهندس منوچهر […]