ماهیت فرقه آفتاب‌پرست مجاهدین خلق مورد توجه جهانیان است

ماهیت فرقه آفتاب‌پرست مجاهدین خلق مورد توجه جهانیان است

ماهیت فرقه آفتاب‌پرست مجاهدین خلق بولتن نیوز به نقل از مصاحبه سیدرضا الغرابی با روزنامه فرهیختگان، سوم ژوئن 2021:… در سابقه گروهک تروریستی منافقین انواع خیانت‌ها علیه ملت ایران مشاهده می‌شود و شاید مهم‌ترین و آشکارترین آن همکاری با صدام در کوران جنگ تحمیلی باشد. این گروهک در دوره حضور در عراق و همکاری با رژیم بعث این کشور، چه نوع خدماتی به این رژیم می‌داد؟ مطالعه و تحلیل رویکرد منافقین در پنج دهه ای که از حیات خشونت بار آنها می گذرد نشان می دهد که با گروهی تمامیت خواه مواجه هستیم که برای تحقق اهداف قدرت طلبانه و حذف گرایانه خود به رنگ های مختلف در می آیند تا بتوانند با بهره برداری از شرایط مختلف و متضاد به زیست خود ادامه دهد. فرقه آفتاب‌پرست مجاهدین خلق 

ماهیت فرقه آفتاب‌پرست مجاهدین خلق The Chameleon-like Mujahedin-e Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)

سیدرضا الغرابی در گفتگو با روزنامه فرهیختگان؛

ماهیت فرقه آفتاب‌پرست مجاهدین خلق مورد توجه جهانیان است 

سیدرضا قزوینی الغرابی

سیدرضا قزوینی الغرابی

گروهک منافقین در خرداد سال 60 با انتشار اعلامیه‌ای مقابله مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی را آغاز کرد، اگر چه شواهد تاریخی حاکی از این است که این گروهک از بدو پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال ضربه زدن به انقلاب ملت ایران بوده است.

گروه سیاسی: گروهک منافقین در 40 سال گذشته ویترین کاملی از انواع خیانت و جنایت را به نمایش گذاشته است. از جمله مهم‌ترین خیانت‌های این گروهک همکاری با دشمنان تابلودار ملت ایران بوده است.

به گزارش بولتن نیوز، از این رو و همزمان با چهلمین سالگرد شروع خیانت‌های منافقین، در گفتگویی با سیدرضا قزوینی‌غرابی پژوهشگر مطالعات تروریسم بنیاد هابیلیان، به واکاوی ابعاد مختلف خیانت‌های منافقین و همکاری با دشمنان پرداخته‌ایم:

در سابقه گروهک تروریستی منافقین انواع خیانت‌ها علیه ملت ایران مشاهده می‌شود و شاید مهم‌ترین و آشکارترین آن همکاری با صدام در کوران جنگ تحمیلی باشد. این گروهک در دوره حضور در عراق و همکاری با رژیم بعث این کشور، چه نوع خدماتی به این رژیم می‌داد؟

مطالعه و تحلیل رویکرد منافقین در پنج دهه ای که از حیات خشونت بار آنها می گذرد نشان می دهد که با گروهی تمامیت خواه مواجه هستیم که برای تحقق اهداف قدرت طلبانه و حذف گرایانه خود به رنگ های مختلف در می آیند تا بتوانند با بهره برداری از شرایط مختلف و متضاد به زیست خود ادامه دهد. منافقین که در ابتدای دهه 60 اقدامات خشونت بار تروریستی خود را در سطح وسیعی از کشور آغاز کردند پس از ناکامی و تحمل ضربات سخت، با فرار از کشور و عزیمت به فرانسه، در سال 1365 میهمان صدام دیکتاتور وقت عراق شدند تا در بحبوحه جنگ با بهره گیری از امکاناتی که رژیم بعثی در خدمت آنها قرار می داد، خدمات متقابلی را به او ارائه دهند. در زمستان همین سال واحدهای نظامی منافقین در امتداد جبهه غرب و میانی تشکیل شد و همزمان صدام نیز حجم قابل ملاحظه ای سلاح های سبک و نیمه سنگین به همراه 15 پایگاه و زمین تمرین و مانور در مناطق مختلف عراق در اختیار آنها قرار داد که برای حمله به مناطق مرزی کشور و همینطور اعزام تیم های تروریستی به داخل مورد استفاده قرار گرفت. منافقین علاوه بر اینها عملیات های مشترک نظامی علیه ایران طراحی و اجرا کردند که عملیات ماووت و آفتاب در سال های 1366 و 1367 نمونه ای از آنها هستند.

منافقین در عراق و در دوران جنگ با راه اندازی ستاد اطلاعاتی و شناسایی، فعالیت های خائنانه متعدد دیگری از جمله جاسوسی از جبهه ها و همچنین عملیات تخلیه اطلاعاتی تلفنی از شهروندان و ادارات و نهادهای کشور را رقم زدند و گزارش ها را در جلسات جمع بندی، به سازمان اطلاعات صدام ارائه می کردند. این ها بخشی از خیانت ها و جنایت های این گروه تروریستی به هموطنان و میهن خود بوده است. طبعا حمله نظامی به مناطق غرب کشور در عملیات مرصاد در سال 1367 و کشتار تلخ و فجیع مردم بی گناه شهر اسلام آباد غرب و استمرار عملیات ترور و بمب گذاری در مناطق مختلف کشور حتی پس از پایان جنگ، مقوله هایی هستند که جداگانه می توان آنها را مورد گفتگو قرار داد.

واقعیت این است که منافقین پس از انتقال به عراق، تنها به یک بعد خدمت رسانی به صدام اکتفا نکردند. آنها علاوه بر انجام خدمات اطلاعاتی و جاسوسی، خدمات نظامی و مزدوری نیز ارائه دادند و جالب اینکه حتی پس از شکست عراق در ماجرای اشغال کویت، به یاری صدام رفتند تا قیام مردم عراق علیه دیکتاتور این کشور را سرکوب کنند. آنها خیانت به وطن و جنایت علیه بشریت را تمام و کمال انجام دادند.

پس از سقوط صدام در سال 2003، منافقین خلع سلاح شده و به خدمت دولت آمریکا درآمدند. منافقینی که تا پیش آن خود را مبارز علیه امپرالیسم آمریکا می‌دانستند چگونه به خدمت ایالات متحده درآمدند و در این ایام چه نوع خدماتی را به آمریکا ارائه می‌کردند.

همچنین فیلی

همانطور که اشاره کردم از آنجا که گروهک منافقین هیچ بنیان و اصول ثابتی ندارد برای استمرار حیات خود و در مواقعی که احساس خطر کند و در شرایطی که متضاد با شرایط قبلی بوده است تغییر رنگ می دهد. جالب اینکه شبکه الجزیره انگلیسی در سال 1389 مستندی درباره منافقین با عنوان مجاهدین خلق فرقه آفتاب پرست تولید و پخش می کند که نشان می دهد خصلت تغییر رنگ در گروهک منافقین تا چه اندازه مورد توجه دیگران نیز بوده است. با همین وصف، پس از حمله آمریکا به عراق و اشغال این کشور، منافقین که تا آن روز شعارهای ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی سر می دادند، در خدمت امریکا قرار گرفتند. این نکته را باید عرض کنم که از چند هفته قبل از حمله آمریکا به عراق در سال 1382، منافقین در پادگان اشرف، اقدام به آف سازی (اصطلاح مورد استفاده منافقین) یا از بین بردن اطلاعات و مطالب موجود کردند. بخشی از این مطالب نیز منشورات منافقین علیه آمریکا بوده است. هرچند آمریکایی‌ها در ابتدا توجهی به منافقین نداشتند و حتی آنها را مورد حمله قرار دادند اما پس از مدت کوتاهی دریافتند که این گروهک می تواند برای آنها مفید باشد. از این رو دوران مناسبات منافقین و آمریکا خیلی سریع آغاز شد. حمایت واشنگتن از این گروه در عراق در برابر اصرارهای دولت این کشور مبنی بر ضرورت اخراج این گروهک از عراق و حتی موافقت آمریکا با تأسیس رسمی دفتر لابی گری این گروه در واشنگتن، کنفرانس های خبری متعدد این گروهک در آمریکا علیه ایران به ویژه برنامه صلح آمیز هسته ای کشور، بخش هایی از خدمات منافقین به کارفرمای جدید خود به شمار می رود.

مجاهدین خلق آفتاب پرست های سیاسی

همکاری منافقین با آمریکا چه تفاوتی با نحوه همکاری آنها با رژیم بعث عراق داشت؟

آنچه برای گروهک تروریستی منافقین اهمیت دارد تحقق اهداف تمامیت خواهانه خود است. برای بقا و رسیدن به این اهداف برای آنها تفاوتی ندارد که عامل پشتیبان، چه کسی باشد. روزی در کنار صدام بودند که متصل به جبهه شرق و شوروی بود و پس از صدام در کنار امپریالیسمی قرار گرفتند که روزگاری به طور آشکار، علیه آن شعار می دادند و کتاب می نوشتند. تفاوت این دو دوره در شکل کارکرد منافقین است. در دوران صدام آنها با تحویل گرفتن انواع سلاح و تأسیس بخش های اطلاعاتی و امنیتی، کارکردی نظامی و اطلاعاتی داشتند و با امکاناتی که در اختیار داشتند حتی علیه شهروندان کشوری که آنها را پذیرفته، اقدامات جنایتکارانه انجام می دادند. در دوران اشغال عراق و پس از آن، به دلیل تغییرات فراوان به وجود آمده و محدودتر شدن منافقین در آنجا، کارکرد نظامی منافقین متوقف شد. دخالت در امور داخلی عراق و جنگ روانی علیه شخصیت ها و احزاب نزدیک به ایران، برگزاری نشست ها و تجمعات با حضور مخالفان ایران و دولت جدید عراق از فعالیت های جدید منافقین در عراق دوران اشغالگری بود که تحت حمایت ایالات متحده، بدون هیچ واهمه ای توسط این گروه اجرا می شد. همچنان که در این دوره و پس از آن، منافقین با برگزاری نشست هایی در خاک آمریکا، ادعاهایی علیه برنامه مسالمت آمیز هسته ای کشور به راه انداختند که محملی برای جنگ طلبان آمریکایی جهت افزایش تحریم ها علیه مردم کشورمان بود.

اکنون که محل استقرار اعضای این گروهک در آلبانی قرار دارد، نحوه فعالیت آنها به چه صورت است؟

پس از سال ها بلاتکلیفی منافقین در پادگان های نظامی عراق یعنی اشرف و لیبرتی، به دلیل مخالفت کشورها با پذیرش آنها – حتی آمریکا به عنوان پشتیبان گروه – در نهایت آلبانی با تطمیع ایالات متحده و دریافت مبلغ اولیه 20 میلیون دلار (به اذعان آقای جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا) پذیرفت که این گروه آواره را در خاک خود اسکان دهد. به گفته مقامات آلبانیایی منافقین تعهد داده بودند که فعالیتی علیه ایران نداشته باشند اما پس از آن بود که رفته رفته آشکار شد منافقین به طور علنی در حال برگزاری برنامه ها و انجام فعالیت های متعددی علیه ایران هستند و مقامات آلبانیایی نیز در موضع گیری های متعدد و خلاف آنچه مطرح شده بود، با حضور در پایگاه این گروهک در آلبانی، اظهارات ضد ایرانی سر می دهند. افزون بر اینها گزارش های متعدد بین المللی که آخرین آنها به تازگی توسط شرکت فیسبوک منتشر شد نشان می دهد منافقین با خرید بیش از 1500 دستگاه کامپیوتر و تجهیز سالن هایی در اردوگاه دورس آلبانی و راه اندازی هزاران صفحه جعلی، فعالیت های تبلیغی گسترده ای علیه ایران به راه انداخته اند که بخش قابل توجهی از آنها خشونت طلبانه و نفرت پراکن است.

اساسا نحوه تعامل منافقین با دیگر دولت‌ها و گروه‌ها به چه صورت انجام می‌شود؟

منافقین به دلیل پیشینه و ماهیت خود گروه بسیار بدنامی هستند به گونه ای که برای سال ها در فهرست تروریستی کشورهای مختلف و حتی اتحادیه اروپا قرار گرفته بودند، همین مسئله باعث می شود که دولت های متخاصم با ایران در مناسبات با این گروه احتیاط کنند و ارتباطات خود را در پشت پرده داشته باشند. به همین جهت می بینید که منابع مالی این گروه همیشه در کتمان بوده است و علی رغم صرف میلیون ها دلار در ماه توسط این گروه، تأمین کننده های این هزینه ها، هیچ وقت هویت خود را آشکار نمی کنند. در نشست های پرهزینه ای که توسط این گروه برگزار می شود هم، این مقامات بازنشسته و سابق برخی کشورها هستند که پس از تقبل هزینه های آنان توسط گروه، حضور می یابند. شما تقریبا مسئول عالی رتبه ای را مشاهده نمی کنید که در زمان حضور در برنامه های منافقین، مسئولیتی در کشور خود داشته باشد. این نشان دهنده آگاهی مقامات کشورها از ماهیت تروریستی و خشونت طلب منافقین است که مقامات خارجی را به احتیاط در تعامل اشکار با این گروه وا می‌دارد. البته منافقین در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ که مناسبات آنها با او دوستانه بوده است و بخش قابل ملاحظه ای از جنگ طلبان حلقه او از حامیان آنها بوده اند تلاش بسیاری برای اثرگذاری بر تیم وی برای افزایش بیشتر تحریم ها علیه مردم و شعله ور کردن جنگ صورت دادند اما در نهایت نیز ناکام ماندند.

انتهای پیام

لینک به منبع

ماهیت فرقه آفتاب‌پرست مجاهدین خلق مورد توجه جهانیان است

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-مافیای-آلبانی/

مجاهدین خلق مافیای آلبانی

مجاهدین خلق مافیای آلبانیسید رضا قزوینی غرابی ، بنیاد هابیلیان، بیستم ژانویه 2021:… موضوعی که مورد اذعان تعدادی از مقامات پلیس و روزنامه نگاران آلبانیایی نیز قرار گرفته این است که پایگاه این گروه در آلبانی، تبدیل به مکان ناشناخته‌ای شده که با قوانین خاص این گروه و بدون توجه به قوانین دولت آلبانی اداره می‌شود. در این شرایط روزنامه نگاران آلبانیایی از احتمال جدی دستیابی این گروه به صدها هزار  قبضه سلاحی می‌گویند که بیش از دو دهه قبل از پادگان‌های ارتش آلبانی به سرقت رفت.  دستیابی گروهک منافقین به این سلاح‌ها و مراودات این گروه با گروه های مافیای آلبانی می‌تواند تهدیدی واقعی برای شهروندان این کشور و بالکان باشد و حتی تأثیرات منفی بر روند عضویت آلبانی در اتحادیه اروپا شده یا باعث تأخیر این روند شود. مجاهدین خلق مافیای آلبانی

مجاهدین خلق مافیای آلبانیحضور مجاهدین خلق در آلبانی مذاکرت پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را دچار مشکل کرده است

مجاهدین خلق مافیای آلبانی 

همکاری منافقین با مافیای آلبانی تهدید واقعی برای شهروندان این کشور است

سید رضا قزوینی غرابی

سید رضا قزوینی غرابی

یک کارشناس تروریسم با اشاره به همکاری گروهک منافقین(مجاهدین خلق) با باندهای مافیایی فروش اسلحه در منطقه بالکان گفت: مراودات این گروه با گروه‌های مافیای آلبانی می‌تواند تهدیدی واقعی برای شهروندان این کشور و بالکان باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هابیلیان، سید رضا قزوینی غرابی در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا درباره ایدئولوژی حاکم بر گروهک منافقین اظهار کرد: اساسا گروهک منافقین بنیان ایدئولوژیکی ثابت و روشنی ندارد. سرکردگان آن از یک طرف به عنوان طیف اسلامی مجاهدین خلق معرفی می‌شوند، از طرفی دیگر نشانه‌ها و ادبیات چپ گرایانه در آنها وجود دارد.

وی با تشریح تضاد ایدئولوژیک در گروهک منافقین یادآور شد: سرکردگان این گروهک زمانی علیه امپریالیسم شعار می‌دهند اما به فاصله کوتاهی دفتر لابی‌گری خود را به طور رسمی در قلب واشنگتن ثبت و افتتاح می‌کنند!! آنها از سویی از دموکراسی سخن می‌گویند اما اصول اولیه انسانی را حتی در خصوص اعضای خود رعایت نمی‌کنند. بنابراین منافقین ایدئولوژی منسجمی ندارند که بشود درباره خلع سلاح ایدئولوژی آن سخن گفت.

 این کارشناس مسائل تروریسم اضافه کرد: تبیین سوابق و رفتارهای فرقه‌ای و خشونت آمیز این گروه از دهه‌های گذشته تاکنون، می تواند ضربات سختی بر پیکره این گروه تروریستی و شبه نظامی بزند.

قزوینی در خصوص ادعای گروهک منافقین مبنی بر اینکه سلاح و فعالیت‌های خشونت آمیز خود را کنار گذاشته اند، گفت: نکته اول این است که این گروه به میل و اراده خود خلع سلاح نشده بلکه به اجبار اسلحه سنگین این گروه از آن گرفته شد. نکته دیگر اینکه ادبیات خشن و دعوت به خشونت و قتل را در رسانه‌های این گروه و از زبان و نوشته‌های سرکردگان آن می‌توان دید.

وی با بیان اینکه توییتر به همین دلیل ماه گذشته به مدت چند هفته برخی حساب‌های این گروه و سرکرده آن را به طور موقت به دلیل فعالیت‌های مشکوک و ترویج خشونت و تروریسم متوقف کرده بود، گفت: دعوت این گروه برای تخریب و به آتش کشاندن مراکز دولتی و غیردولتی در ماه‌های گذشته، گواهی بر اتخاذ رویکردهای خشونت طلبانه توسط این گروهک است.

رسانه‌های فارسی زبان و غیرفارسی منافقین رویکردهای متفاوتی دارند

وی به رویکرد رسانه‌ای دوگانه گروهک منافقین اشاره کرد و افزود: گروهک منافقین در رسانه‌های خود که به زبان‌های غیرفارسی هستند، اشاره‌ای به این ماجراها و دعوت به خرابکاری و قتل نمی‌کند تا مبادا در افکار عمومی غرب چهره‌ای منفی و خشن از خود نشان دهند بلکه عموما از رسانه‌های فارسی زبان خود چنین استفاده‌ای می‌کنند.

پژوهشگر بنیاد هابیلیان در امور تروریسم افزود: در همین ماجرای تعطیلی حساب توییتری سرکرده این گروهک، این حساب فارسی او بود که تعلیق شد و دلیل آن هم سیاست دوگانه منافقین در فضای مجازی است. در موضوع دانشمندان هسته‌ای هم به نظر می‌رسد که اطلاعات به دست آمده توسط اسرائیل در اختیار این گروه قرار داده شده تا به دلایل مشخص از سوی آنها بیان شود. در هر صورت این نوع همکاری نیز، منافقین را در ترور دانشمندان هسته ای ایران دخیل میکند.

همکاری منافقین با مافیای آلبانی تهدیدی برای شهروندان این کشور است

قزوینی غرابی در ادامه از تاثیرات حضور گروهک منافقین در منطقه بالکان گفت و اظهار کرد: بالکان در دهه‌های گذشته همواره درگیر جنگ و خشونت و بی‌ثباتی بوده است. رشد فساد و تقویت موقعیت باندهای مافیایی در برخی کشورهای این منطقه، باعث شده تا بالکان در مقایسه با سایر مناطق اروپا به منطقه‌ای کم‌تر توسعه یافته تبدیل شود.

 این کارشناس مسائل تروریسم با بیان اینکه بخش قابل ملاحظه‌ای از عناصر گروه‌های تروریستی افراط گرا مانند داعش به ویژه در سوریه از شهروندان این منطقه هستند، یادآور شد: اکنون در کنار این شرایط، گروهک منافقین نیز به عنوان یک گروه شبه نظامی و تروریست در این منطقه حضور یافته اند و با پشتیبانی‌های مالی که از این گروه می‌شود آنها در حال تعمیق نفوذ خود در این منطقه به ویژه در میان برخی مقامات در آلبانی هستند.

وی افزود: موضوعی که مورد اذعان تعدادی از مقامات پلیس و روزنامه نگاران آلبانیایی نیز قرار گرفته این است که پایگاه این گروه در آلبانی، تبدیل به مکان ناشناخته‌ای شده که با قوانین خاص این گروه و بدون توجه به قوانین دولت آلبانی اداره می‌شود. در این شرایط روزنامه نگاران آلبانیایی از احتمال جدی دستیابی این گروه به صدها هزار  قبضه سلاحی می‌گویند که بیش از دو دهه قبل از پادگان‌های ارتش آلبانی به سرقت رفت.

 قزوینی خاطرنشان کرد: دستیابی گروهک منافقین به این سلاح‌ها و مراودات این گروه با گروه های مافیای آلبانی می‌تواند تهدیدی واقعی برای شهروندان این کشور و بالکان باشد و حتی تأثیرات منفی بر روند عضویت آلبانی در اتحادیه اروپا شده یا باعث تأخیر این روند شود.

غربی‌ها تروریسم را بر اساس منافع خود تعریف می‌کنند

این کارشناس ارشد حوزه تروریسم با بیان اینکه ایالات متحده و کشورهای اروپایی نشان دادند که در موضوع گروه‌های تروریستی براساس منافع خود و نه قواعد و چارچوب های اخلاقی عمل می‌کنند، خاطرنشان کرد: بررسی فهرست‌ گروه‌های تروریستی آمریکا، اتحادیه اروپا و برخی کشورهای غربی نشان می‌دهد که این کشورها عموما با هدف ایجاد فشارهای سیاسی بر کشورهای دیگر، با موضوع تروریسم تعامل می‌کنند.

قزوینی غرابی یادآور شد: گروهی که سال‌ها در فهرست تروریستی کشورهای غربی بوده است، ناگهان از فهرست خارج می‌شود و گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده است. حتی ممکن است امکانات مالی در اختیار آنها گذاشته شود. شما ببینید منافقین برای سال‌ها در لیست تروریستی وزارت خارجه ایالات متحده بودند اما این گروه اکنون در واشنگتن دفتر لابی‌گری دارد. در هلند و دانمارک، گروه‌های جدایی طلب تروریستی که در دهه هشتاد شمسی اقدامات تروریستی قابل توجه در خوزستان داشتند و همچنان نیز در این منطقه از کشور دست به ناامنی و اقدامات خرابکارانه و تروریستی می‌زنند به طور رسمی دفتر دارند.

وی، این دوگانگی در رفتار کشورهای غربی را ناشی از بی‌اخلاقی و رفتار غیرحرفه ای دولت های این کشورها بر خلاف موازین ثابت حقوق بشری ارزیابی کرد و گفت: حمایت این کشورها از تروریست‌ها، صرفا به دلیل تخاصم با ایران و قربانی شدن شهروندان بی‌گناه، این دولت‌ها را در موضع متهم قرار می‌دهد؛ همچنان که تروریسم اقتصادی سال های اخیر ایالات متحده علیه ایران به ویژه در حوزه دارو و درمان و قربانی شدن کودکان ایرانی، مورد فاحش دیگری از دوگانگی رفتار برخی کشورها در مسائل حقوق بشری است.

لینک به منبع

مجاهدین خلق مافیای آلبانی 

***

مجاهدین خلق مافیای آلبانی و گرفتاری ایرانیان اسیرنگفتمت مرو آنجا که آشنات منم

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/منافقین-فرقه-رجوی-و-اسرای-جنگی-ایران/

منافقین (فرقه رجوی) و اسرای جنگی ایران

منافقین (فرقه رجوی) و اسرای جنگی ایرانسید محمد جواد هاشمی نژاد، بنیاد هابیلیان (و نشریه فرهیختگان)، بیست و ششم سپتامبر 2020:… سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیرکل بنیاد هابیلیان طی یادداشتی در روزنامه «فرهیختگان» نوشت: جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 آغاز شد. آنچه درکنار جریانات مربوط به تهاجم سنگین و سراسری ارتش بعثی عراق به ایران در جنگ تحمیلی برای هر انسان آزاده‌ای جالب‌توجه می‌نماید، حضور گروهک منافقین به‌عنوان ستون پنجم ارتش عراق در خاک این کشور است. عناصر این گروهک تروریستی با حضور در خاک عراق و به‌عنوان یکی از ارکان ارتش این کشور فعالیت‌های تخریبی متعددی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به‌ انجام رساندند. عمده این اقدامات از جاسوسی در خط‌مقدم جبهه‌ها و تخلیه تلفنی گرفته تا ایجاد رعب و وحشت در داخل کشور با انجام عملیات تروریستی، حضور نظامی و رویارویی مستقیم با رزمندگان ایرانی، جاسوسی از مواضع نظامی نیروهای مسلح ایران و… توأم بود. منافقین (فرقه رجوی) و اسرای جنگی ایران 

خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخرخاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد: منافقین (فرقه رجوی) و اسرای جنگی ایران

سید محمدجواد هاشمی نژاد دبیر کل کانون هابیلیان

سید محمدجواد هاشمی نژاد دبیر کل کانون هابیلیان

به گزارش «فرهیختگان»،  سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیرکل بنیاد هابیلیان طی یادداشتی در روزنامه «فرهیختگان» نوشت: جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 آغاز شد. آنچه درکنار جریانات مربوط به تهاجم سنگین و سراسری ارتش بعثی عراق به ایران در جنگ تحمیلی برای هر انسان آزاده‌ای جالب‌توجه می‌نماید، حضور گروهک منافقین به‌عنوان ستون پنجم ارتش عراق در خاک این کشور است. عناصر این گروهک تروریستی با حضور در خاک عراق و به‌عنوان یکی از ارکان ارتش این کشور فعالیت‌های تخریبی متعددی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به‌ انجام رساندند. عمده این اقدامات از جاسوسی در خط‌مقدم جبهه‌ها و تخلیه تلفنی گرفته تا ایجاد رعب و وحشت در داخل کشور با انجام عملیات تروریستی، حضور نظامی و رویارویی مستقیم با رزمندگان ایرانی، جاسوسی از مواضع نظامی نیروهای مسلح ایران و… توأم بود. این گروهک تروریستی در قالب ارائه خدمات خود به رژیم بعث عراق حتی آمار بمباران‌های شهرهای ایران و میزان تلفات و تخریب‌های انجام‌شده را منعکس می‌کرد و با ایجاد فضای روانی و شایعه‌پردازی سعی در تضعیف و تخریب پشت جبهه نیروهای ایرانی داشت. یکی از نتایج همکاری منافقین با رژیم بعث عراق، اجازه عملیات نفوذی در جبهه‌های جنگ، نگهداری اسرای جنگی و بازجویی از آنها بود. هدف اصلی این طرح، تخلیه اطلاعاتی رزمندگان درمورد یگان‌های نظامی ایران و ایجاد زمینه برای جذب آنها بود.

منافقین (فرقه رجوی) و اسرای جنگی ایران

تعدادی از اسرای ایرانی که کمترین شناختی از تشکیلات منافقین نداشتند برای گریختن از فشارهای طاقت‌فرسای عراقی‌ها فریب وعده‌های ابریشمچی را خوردند. بعد از شکنجه اسرای ایرانی توسط بعثی‌ها بخش دیگر این سناریو توسط منافقین اجرا می‌شد. ابریشمچی با هماهنگی عراقی‌ها در اردوگاه‌های محل نگهداری اسیران ایرانی تردد داشت و با سخنرانی‌های خود برنامه فریب و جذب عده‌ای از اسرا را دنبال می‌کرد.

هادی شمس‌حائری یکی از اعضای قدیمی تشکیلات منافقین درمورد آزادی عملی که صدام درباره سرنوشت اسرا به منافقین داده بود، مطالبی را افشا کرد که نشان از روابط بسیار حسنه دیکتاتور عراق با رجوی بود. رجوی برای جبران کمبود نیرو به اسرای ایرانی که در جنگ ایران و عراق اسیر شده بودند روی آورد. وی در نشستی اعلام کرد: ما با دستیابی به اسرای جنگی مشکل نیروی خود را حل کرده‌ایم. این اسرا دو دسته بودند، دسته‌ای اسیر دولت عراق بودند که در وضعیتی بسیار مشقت‌بار زندگی می‌کردند و اغلب گرسنه و در گرمای بالای 40 درجه بدون امکانات خنک‌کننده و آب سرد و غذای کافی، باید در طول روز انواع کارهای شاق بدنی را انجام می‌دادند. هرروز عده بسیار زیادی از آنها با کابل برق تنبیه می‌شدند و انواع توهین‌ها و فحش‌ها نثار آنها می‌شد. رفتار دولت و ارتشیان عراق با این اسرا بسیار غیرانسانی و غیرقابل‌ تحمل بود. دولت عراق عده زیادی از اسرا را در اردوگاه اعدام یا در جبهه جنگ پس از اسارت تیرباران می‌کرد. دسته دوم اسرایی بودند که خود منافقین در جبهه می‌گرفتند. به اسرایی که از اردوگاه عراق آمده بودند RD یعنی اسرای داوطلب می‌گفتند و به اسرایی که منافقین در جبهه اسیر کرده بودند RP یعنی اسرای پیوسته می‌گفتند. منافقین از دولت عراق اجازه گرفته بودند افرادی را که در عملیات‌های نواحی مرزی ایران و عراق توسط آنها به اسارت درآمده بودند، رأسا نگهداری کنند. برای این کار نیز دولت عراق زندان‌های بزرگی را در اطراف شهر کرکوک دراختیار منافقین قرار داده بود. یکی از زندان‌ها، زندان دبس (Debec)  نام داشت. پس از عملیات مرصاد که حدود 1860 نفر از اعضا و کادرهای منافقین کشته شدند، پادگان اشرف خلوت شده بود. منافقین به اردوگاه‌های عراقی رفتند و با وعده‌های دروغ توانستند حدود 2000 اسیر را به پادگان اشرف بیاورند. رئیس هیات انتقال اسرا از اردوگاه‌های عراقی، مهدی ابریشمچی بود.

تعدادی از اسرای ایرانی که کمترین شناختی از تشکیلات منافقین نداشتند برای گریختن از فشارهای طاقت‌فرسای عراقی‌ها فریب وعده‌های ابریشمچی را خوردند. بعد از شکنجه اسرای ایرانی توسط بعثی‌ها بخش دیگر این سناریو توسط منافقین اجرا می‌شد. ابریشمچی با هماهنگی عراقی‌ها در اردوگاه‌های محل نگهداری اسیران ایرانی تردد داشت و با سخنرانی‌های خود برنامه فریب و جذب عده‌ای از اسرا را دنبال می‌کرد.

صمد نظری از مسئولان سابق اطلاعات سازمان مجاهدین خلق(منافقین) دراین‌باره می‌گوید: «تعداد زیادی از اسرا را داشتیم که خود مهدی ابریشمچی با کلک اینکه شما پیش ما راحت‌تر هستید و می‌توانید هرطور خواستید زندگی کنید و به‌جای اینکه در شرایط بد اینجا باشید ما به‌زودی به ایران برمی‌گردیم، اون‌موقع شما هم آزاد می‌شوید و هم رزمنده هستید؛ تعداد زیادی را آورده بود. همه افراد انگیزه‌شون فرار از وضیعت اردوگاه‌های عراق بود. عراقی‌ها و سازمان مجاهدین خلق دقیقا می‌دانستند این مساله برخلاف معاهدات بین‌المللی و کنوانسیون ژنو و قوانین معمول در جنگ‌هاست.» در یک مقطعی که نمایندگان صلیب‌سرخ به اردوگاه اسرا آمدند، منافقین بلافاصله تعدادی از این اسرا را به خارج از اردوگاه فرستادند تا مورد شناسایی صلیب‌سرخ قرار نگیرند. «بچه‌هایی رو که ماموریت داد به یک شهر دیگه همین اسرایی بودند که هیچ هویتی نداشتند. هویت صلیب‌سرخی نداشتند یعنی 2 روز فرستاد یه شهر دیگه صلیب‌سرخ بیاد کارشو بکنه بره که اینا یه‌موقع نرند به صلیب‌سرخ بگن ما اسیریم و این کارتمونه.» رضا موسوی یکی از اسرایی که به منافقین پیوسته بود نیز بیان می‌دارد: «اردوگاهی که ما بودیم اصلا ما رو صلیب ندیده بود و ما را ثبت نکرده بود.»

عراقی‌ها همیشه در ارتباط با منافقین و اسرای جنگی روی این نکته تاکید دارند که صلیب‌سرخ نباید از این مساله اطلاع یابد. افسر سازمان اطلاعات و امنیت عراق خطاب به شخص مذاکره‌کننده منافقین می‌گوید: «لیستی از اسرا به ما بدهید. این افراد باید دور از دید صلیب باشند.» فریب‌دادن صلیب‌سرخ همچنان ادامه داشت ولی در یکی از سندها مسعود اعتراف می‌کند موضوع اسیران ایرانی که رژیم بعث عراق دراختیار تشکیلات قرار داده بود، لو رفته و صلیب‌سرخ پس از مراجعه به منافقین در عراق، موفق به آزادسازی این اسرا شده و تعداد این اسرا 850 نفر ذکر شده است.

آزاده جانباز سیدناصر حسینی‌پور در کتاب «پایی که جا ماند» که حاوی یادداشت‌های روزانه ایشان از دوران اسارت در اردوگاه‌های عراق است، شرح مستندی از حضور عناصر منافقین در اردوگاه‌های نگهداری اسرا به‌منظور جذب آنان بیان می‌کند. این خاطرات در نوع خود منبعی بسیار ارزشمند و دست‌اول است. ایشان در قسمتی از یادداشت‌های خود بیان می‌دارد: «تعدادی از عمال سازمان مجاهدین خلق(منافقین) به‌اتفاق افسر بخش توجیه سیاسی وارد کمپ شدند. از چند روز قبل عراقی‌ها گفته بودند قرار است تعدادی از هموطنان‌تان به دیدارتان بیایند! مدتی بود سازمان مجاهدین خلق(منافقین) دامنه فعالیتش را به اردوگاه اسرای مفقودالاثر کشانده بود. آنها تلاش می‌کردند بین اسرای ایرانی یارگیری کنند. صدام به مسعود رجوی اجازه داده بود، برای جذب اسرای ایرانی، عواملش وارد اردوگاه‌های مخفی تکریت شوند. درحالی‌که صدام در این اردوگاه‌ها را به روی صلیب سرخ جهانی بسته بود! یکی از اعضای منافقین گفت: «درحال‌‌حاضر، ایران وضعیت خوبی نداره. ایران هنوز نتونسته قطعنامه ۵۹۸ رو عملی کنه. احتمال اینکه دوباره جنگ از سر گرفته بشه و آمریکا به ایران حمله کنه، زیاده. ایران درحال فروپاشی است! مسئولان ایرانی تاکنون یک قدم برای آزادی شما برنداشتن. شما فراموش شدید. برای مسئولان ایران مرده یا زنده شما هیچ ارزشی نداره! اگه برای ایران مهم بودید، چرا شما بعد از جنگ این همه سال باید توی زندان باشید. از شما می‌خوام به ما بپیوندید تا آینده‌ای خوب و درخشان در عراق داشته باشید!»

در نوارهای ویدئویی که از جلسات محرمانه نمایندگان سازمان و استخبارات عراق، پس از سقوط رژیم بعث عراق به دست آمده، این مساله نیز مورد بحث و گفت‌وگو است: نماینده سازمان مجاهدین خلق(ابریشمچی) تاکید می‌کند در بخشی از پادگان خود نیاز به تعمیرات جهت حفاظت دارد؛ زیرا تعدادی از اسرای ایرانی در آنجا نگهداری می‌شوند: «فرض کنید اینجا قلعه است (روی نقشه توضیح می‌دهد)، می‌خواهیم یک دیوار دور قلعه بکشیم. یک دیوار جدید که علاوه‌بر دیوار خود قلعه، یک دیوار دیگه دور قلعه می‌خواهیم بکشیم چون اسرا آنجا هستند.»

منافقین با سوءاستفاده از شرایط سختی که برای اسرای ایرانی در عراق وجود داشت، اقدام به جذب آنها می‌کردند. بسیاری از اسرای پیوسته به منافقین علت ورود به تشکیلات نفاق را شرایط سخت اردوگاه‌های عراق و سخنان فریبنده منافقین عنوان می‌کنند:

«علیرضا قاسمی (مدت اسارت در تشکیلات نفاق دو سال): «وقتی اسیر شدیم دستان ما را بستند و شروع به زدن کردند. وقتی ما را روی تانک گذاشتند که به عقب منتقل کنند یک نفر از روی تانک افتاد و تانک بعدی او را له کرد. ما را به طرف شهر الاماره بردند. بین راه تشنگی اذیت‌مان می‌کرد. درخواست آب کردیم، به ما آب ندادند. دو تا از سربازها آمدند توی ماشین و به رگبار بستند و سه نفر از بچه‌ها شهید شدند. یه افسر و یه سرباز و یه درجه‌دار بودند. بر اثر تشنگی هم 100 تا 150 نفر از 300، 400 نفر شهید شدند.»

عبدالمجید عبدالهی (مدت اسارت سه سال): «این چند سالی که اونجا بودیم عراق هم فشار روانی زیادی روی ما داشت، هم فشار فیزیکی و حتی بعضی‌ها از تشنگی مردند. گرمای هفتاد و چند درجه عراق، نبود آب، قطع‌کردن همان آب گرمی که در منبع خود همون آب60، 70 درجه بود. شرایط، شرایط اسارت بود و حکومت هم حکومت صدام؛ دیگه می‌شه همه‌چیزش را خواند. آمارگیری آنها با زدن کابل بود. هم ظهر و هم شب حرف‌زدن آنها با کابل بود و با ما مثل حیوان رفتار می‌کردند، نه مثل یک انسان.»

وحید حسین‌وندی (مدت اسارت در تشکیلات نفاق یک سال): «بعد از صحبت‌هایی که با ما داشتند ما بهشون گفتیم چه مدت طول می‌کشه ما پیش شما باشیم؟ به ما گفتند 6 ماه تا یک سال پیش ما هستید. وقتی رفتیم تو چنگ اینها، بعد از یه قراردادهای ساده، گیر افتادیم. ما نمی‌دونستیم که توطئه بین صدام و سازمان مجاهدین خلق است، توطئه‌ای است که اسیرهای جنگی ایران و عراق را به نیروی مخالفشون تبدیل بکنند. من کسی بودم که آزادانه وارد سازمان شدم. از 6 ماه بعد قصد جداشدن داشتم. آنها اولیه‌ترین حقوق انسانی را از من گرفتند. من را کتک زدند، درصورتی‌که می‌گفتند ما یک سازمان انقلابی و طرفدار آزادی هستیم و برای آزادی داریم می‌جنگیم. از سال 76 تضادمان با آنها جدی شد، به‌طوری‌که برای ما نگهبان گذاشتند که هرجا می‌رفتیم، او با ما بود. تو هر قرارگاهی می‌رفتم یک نفر محافظ من بود که من فرار نکنم. من حدودا سه بار فرار کردم. یک‌بار بیرون قرارگاه اشرف مرا دستگیر کردند، یک‌بار نزدیک شهر بعقوبه من را دستگیر کردند و یک‌بار هم نزدیک ارتفاعات شمال‌شرقی قرارگاه اشرف. هر دفعه هم که من دستگیر شدم کتک‌های مفصل خوردم. در زندان خودشون توی یک کانتینر مرا حبس می‌کردند و بعد توی یک دوره یک ماهه-دو ماهه نشست‌های مختلف، تا به قول خودشون ما را سرکوب اساسی کنند که بار دیگه این کار را نکنیم.»

منافقین به‌منظور جذب اسرای ایرانی دربند رژیم بعث عراق حتی در میان آنان نیز عوامل نفوذی خود را می‌فرستادند تا با استفاده از شرایط سخت و طاقت‌فرسای اردوگاه‌ها، اسرا ترغیب به عضویت در تشکیلات نفاق شوند. «بعدازظهر عراقی‌ها دو نفر را با ضرب ‌و شتم وارد کمپ کردند. یکی از آنها لهجه تهرانی داشت. به بچه‌ها گفته بود بسیجی‌ام و جمعی لشکر۲۵ کربلا. خودش می‌گفت عراقی‌ها مرا به ‌جرم فعالیت‌های مذهبی از اردوگاه ۱۸ بعقوبه اینجا تبعید کرده‌اند. نفر دومی خودش را جانشین یکی از گردان‌های لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) معرفی کرد. غروب سامی [یکی از نگهبانان عراق اردوگاه] صدایم زد، عربی و فارسی را قاطی کرد و به من فهماند که آن دو نفر اسیر نیستند. بعد ادامه داد: «واحد جبهه ‌التحریر، واحد منظمه مسعود رجوی!» برایم سخت بود دو نفر که اصلا اسیر نبودند در نقش اسیر کنارمان بازی کنند. آنها سعی داشتند با افراد مختلف ارتباط برقرار کنند، از بچه‌ها حرف بکشند، فرماندهان را شناسایی کنند، چهره‌های فرهنگی و تاثیرگذار را بشناسند، برای عراقی‌ها جاسوسی کنند و… . قبل‌ازظهر سراغ یکی از آنها رفتم. به روی خودم نیاوردم چیزی می‌دانم. آنها مطمئن بودند هیچ‌کس نمی‌داند اسیر نیستند. کنار یکی از آنها که نشستم سعی داشت دلم را خالی کند. از موقعیت نظامی و سکونتم پرسید. وقتی از شرایط و زندگی کمپ ملحق برایش گفتم، گفت: «هیچ امیدی نیست آزاد بشیم، تنها راه نجاتمون پناهنده‌شدن به سازمان مجاهدین خلق(منافقین) است!»

منافقین حتی پا را از این فراتر گذاشته و با خباثت برای شکستن روحیه اسرا، تنها کانال ارتباطی آنها با دنیای بیرون یعنی ارسال نامه را نیز تحت رصد گرفته و با دست‌بردن در نامه‌ها یا جعل آنها، سعی در شکستن روحیه اسرا و ایجاد زمینه برای جذب آنها را داشتند.

فرزان آذرپناهی از اسرای جنگ تحمیلی در این ارتباط عنوان می‌دارد: «تمام امید اسرا ارتباط با ایران بود. رسیدن یک نامه ما را خیلی خوشحال می‌کرد اما بین ما افرادی بودند که قریب 6 سال از خانواده خودشان هیچ نامه‌ای دریافت نکرده بودند و این خیلی برای آنها عذاب‌آور بود. سازمان منافقین و استخبارات عراق در این امر خیلی نقش داشتند و این را نوعی تنبیه برای اسرای فعال و حزب‌اللهی تلقی می‌کردند. من شخصا به مضمون نامه‌هایی که از ایران برای ما می‌رسید، اعتمادی نداشتم. چون اغلب آنها از طرف منافقین دستکاری یا عوض می‌شد. دستکاری نامه‌ها با هدف شکستن روحیه و ایجاد ضربه روانی به اسرا انجام می‌شد. گاهی نامه‌هایی می‌رسید که حامل خبر مرگ پدر اسیری به‌طرز فجیعی بود و زمانی هم از مرگ وحشتناک مادر یا خواهر اسیری به‌طرز فجیع دیگری خبر می‌داد. ولی بدتر از همه نامه‌هایی بود که خبر طلاق همسر اسرا را دربرداشت. یک‌بار نامه‌ای رسید مبنی‌بر اینکه همسر یکی از اسرا در اثر نیش زنبور جان باخته است. برای من این مساله غیرقابل هضم بود. ما با این بدن‌های لاغر و نحیف از مهلکه‎های سخت جان به‌در می‌بردیم. از ضربات کابل و میلگرد که هرکدام قادر بود فیل را به‌زانو درآورد، جان بدر می‌بردیم و خم به ابرو نمی‌آوردیم اما این نامه‌ها ما را سخت تکان می‌داد. سال بعد برای آن برادر اسیر نامه دیگری به این مضمون رسید که خبر می‌داد همسرش زنده است و مشغول فعالیت عادی خود است. این یعنی نامه قبلی تماما جعلی بوده است!»

یک‌بار در یک نامه دیگری همسر یکی از اسرا نوشته بود: «از این بلاتکلیفی خسته و طاقتش تمام شده است و نمی‌تواند تحمل کند. می‎خواهد طلاق بگیرد!» تاثیر این نامه به‌قدری شدید بود که برادر اسیرمان را تا مرز جنون و دیوانگی کشاند. او دچار بحران روحی بسیار شدیدی شد که تا مدت‌ها با آن درگیر بود. در همین حال پاسخ نامه را نوشت و فرستاد: «برو به جهنم! هر کجا می‌خواهی برو، من هم نمی‌خواهمت!» تقریبا یک سال با کابوس و بحران بر این برادر اسیر گذشت تا اینکه نامه دوم رسید، نامه تمام علامت تعجب و سوال بود: «چه می‌گویی؟ یعنی چه برو به جهنم؟ کجا بروم؟ مگر من روز اول با رفتن تو مخالف بودم؟ و…» معلوم شد که نامه قبلی جعلی بوده است!

نامه‌هایی را که ما در اوایل اسارت می‎فرستادیم پر از روایت و حدیث و درود بر خمینی و درود بر جمهوری اسلامی بود. در آن اوایل عراق از لحاظ سانسور نامه‌ها خیلی ضعیف بود ولی وقتی منافقین در عراق مستقر شدند و با عراقی‌ها همکاری خود را شروع کردند، وضع نامه‌ها دچار اشکال شد تا جایی که مثلا من که در هر ماه 15 نامه با عکس‌های مختلف از ایران به دستم می‌رسید، هر دو یا سه ماه، فقط یک نامه آن هم بدون عکس، دریافت می‌کردم.

در ارتباط با اسرایی که توسط تشکیلات منافقین در عملیات‌ها گرفته می‌شدند، در سال‌های 65 تا 67، رجوی خط می‌داد که چگونه با اسرا رفتار شود و طبق آن پس از تسلیم‌شدن اسیر، هیچ فردی حق برخورد با اسیر را نداشت و فقط تا خارج‌کردن آنها از صحنه عملیات دست‌ها بسته و باید با ملایمت با او رفتار می‌شد. در دوران اسارت نیز روی نفرات کار سیاسی و تبلیغاتی می‌شد تا به منافقین بپیوندند و تشکیلات در جهت اهداف تبلیغاتی خود از حضور آنها در رادیو و تلویزیون نهایت استفاده را می‌کرد. در عملیات مرصاد(فروغ جاویدان) نیز فرماندهان منافقین گفته بودند که چنانچه کسی سلاح خود را بر زمین گذاشت و اسیر شد، مورد عفو قرار می‌گیرد و نیروها حق هیچ برخوردی را ندارند و حتی فرد تسلیم‌شده می‌تواند بدون سلاح پی کار خود برود. اما در روز دوم عملیات که آمار تلفات نیروها بالا رفت، تصمیم سرکردگان نفاق عوض شد و دستور دادند اسرا تیرباران شوند؛ که عده زیادی از اسرا در صحنه عملیات تیرباران شدند. به‌طور مثال حدود 35 نفر از سربازان در روز دوم، خود را تسلیم نیروهای منافقین به‌فرماندهی فردی به‌نام افشین (عبدالوهاب فرجی) کردند. فرمانده به آنها دستبند و چشم‌بند زد و در گوشه‌ای جمع‌شان کرد. تعدادی از آنها به‌دلیل تشنگی مستمرا از نگهبانان تقاضای آب می‌کردند. یکی از فرمانده‌های دسته‌ها به فرمانده خود اطلاع داد که آنها آب می‌خواهند. فرمانده افشین با اشاره دست به دو تا از تیربارچی‌ها اشاره کرد و گفت: «به اسرا آب بدهید!» تیربارچی‌ها بی‌رحمانه تمامی اسرا را به‌رگبار بستند. مشابه همین کار را جلال پراش‌نیزه و نصرالله شیاسی‌ارانی (نقی)، دو تن از فرماندهان در حیاط ژاندامری و سپاه شهر کرند انجام دادند. در ابتدای همین عملیات اسرای زیادی را در فاصله کرند تا اسلام‌آباد آزاد و از آنها فیلمبرداری کردند تا بعدها به‌عنوان نمونه رفتار با اسیران از آن استفاده تبلیغاتی کنند، ولی شکست در این عملیات ماهیت واقعی و درونی رجوی را نشان داد که به فرماندهان حکم کرد اسرا را در صحنه جنگ تیرباران کنند.

اکثر اسرای پیوسته به منافقین، در همان مقطع بازگشت آزادگان به خاک میهن با اعلام جدایی از این تشکیلات موفق شدند همراه دیگر اسرا به میهن اسلامی بازگردند و تعداد دیگری که بعدها انزجار خود را از این گروه اعلام کرده و خواهان بازگشت به کشور بودند، به زندان‌های عراق یا منافقین بازگردانده شدند و مدت‌ها در روستای دبس کرکوک در قرنطینه بودند. تعدادی دیگر نیز فرار را بر قرار ترجیح دادند و به ایران برگشتند و همین بهانه‌ای شد تا سخت‌گیری‌های زیادی صورت بگیرد تا جلوی فرار دیگر اسرا را بگیرند و چند نفری نیز درحال فرار مورد هدف قرار گرفتند تا درس عبرتی برای دیگر اعضا شوند. تعداد اندک اسرای باقی‌مانده نیز در طول سال‌های بعد به‌تدریج از این گروه تروریستی جدا شده که به ایران بازگشته یا در کشورهای دیگر ساکن شدند. اسرای پیوسته به منافقین خیلی زود دریافتند که شعارهای پوچ این گروهک سرابی بیش نیست و تنها به‌دلیل شرایط سخت اسارت بوده که ناچار به منافقین پیوسته‌اند، بنابراین اکثر آنها در اولین فرصت ممکن به هر صورتی که بود خود را از این تشکیلات جهنمی جدا کردند.

منابع:
مرداب، هادی شمس‌حائری، هلند، 1375
رد پای اهریمن، صمد نظری، انتشارات انجمن نجات، تهران، 1390
پایی که جا ماند، سیدناصر حسینی‌پور، انتشارات سوره مهر، تهران، 1391
آرشیو اسناد بنیاد هابیلیان
خبرگزاری دفاع مقدس

لینک به منبع (نشریه فرهیختگان)
لینک به منبع (بنیاد هابیلیان)

منافقین (فرقه رجوی) و اسرای جنگی ایران

***

عفو بین الملل، مجاهدین خلق و علل حملات سازماندهی شده اخیرشان علیه میرحسین موسویعفو بین الملل، مجاهدین خلق و علل حملات سازماندهی شده اخیرشان علیه میرحسین موسوی

همچنین: