فرقه رجوی مدعی است که فرقه داعش جای آنها را در ویلپنت پاریس تنگ کرده است

فرقه رجوی مدعی است که فرقه داعش جای آنها را در ویلپنت پاریس تنگ کرده است

MEK_ISIS_Terrorism_Rajavi_Cult_Documents_1ایران قلم، بیستم ژوئن 2017:… همان گونه که در ابتدا یادآوری کردیم مردم ایران ، برعکس تصور رهبری فرقه مجاهدین ، از گردهمایی   این فرقه  در اول یولی 2017 در ویلپنت پاریس بدون تردید بهره مند می شوند چون فرصتی فراهم می‌شود که هر چه بیشتر به ماهیت این گروه پی ببرند. اما از سوی دیگر  متأسفانه باید اعتراف کرد که  آن روی سکه نمایش پر زرق و برق رجوی ها در این خیمه شب بازی ها  در فرانسه واقعیت دردناک … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

لینک به منبع

ایران قلم : فرقه رجوی مدعی است که فرقه داعش جای آنها را در ویلپنت پاریس تنگ کرده است

تحریریه ایران قلم ـ 19.06.2017

https://youtu.be/bEKmtPsTZiU

فرقه رجوی  برای خروج از انزوای رسانه ای و تبلیغاتی و  گرامیداشت  سرآغاز “خشونت و ترور ” در  سی خرداد 1360 خیمه شب بازی سالیانه خود را در اول یولی 2017 در ویلپنت پاریس  برگزار می کند. این در حالی است که  رهبری فرقه مجاهدین خلق با بحران های عمیق تشکیلاتی ناشی  از فروپاشی اشرف و انتقال به کشور آلبانی  همچنان در  استیصال و بن بست است . اما مطمئنا از خیمه شب بازی امسال مجاهدین نیز  آبی برای رهبری این فرقه گرم  نخواهد شد، چرا که اتفاقا بر عکس، هرگاه که این باصطلاح گردهمایی ها  برگزار می شود، جامعه ایرانی بیشتر به ماهیت سازمان مجاهدین پی می برد. چرا که  یک ایرانی نیز در میز سخنرانی  آنها حضور ندارد و قرار است که تنها مزدبگیران بازنشسته خارجی برای این خیمه شب بازی ” گرامیداشت ترور و خشونت ” اجاره شوند، آن هم از جانب فرقه مجاهدین که خود یک سازمان اجاره ای است که دست به دست می چرخد که  این هم یکی دیگر از نمونه های وطن فروشی و انحطاط سیاسی و اخلاقی فرقه رجوی است. این نشان می دهد که حامیان این فرقه رجوی عمدتا از میان جنگ طلب ها و نئوکان های امریکایی هستند  که هدفی جز حمله به ایران و تجزیه آن را در سر ندارند و برای رسیدن به هدف خود نیازمند مزدوران “وطنی” از قبیل رجوی هستند  .  رجوی خائن و وطن فروش با الگو برداری از حمله امریکا به عراق، همواره خواهان حمله نظامی امریکا و غرب به ایران شده و می شود و در این مسیر ضدمردمی و ضدمیهنی از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند. مزدوران جنگ طلب و اجیر شدگانی مانند”جولیانی” شهردار سابق نیویورک که از نومحافظه کاران و جنگ طلب های امریکایی است را با پول های هنگفت روانه می کند تا در میتینگ های تبلیغاتی فرقه رجوی نعره بزند که  “ایران را بمباران، بمباران، بمباران کنید!” . آیا این اوج افول و انحطاط و وطن فروشی در فرقه رجوی  نیست؟  بدون شک از یاد هیچ ایرانی خیانت های فرقه مجاهدین نخواهد رفت و روز داوری  و پاسخگویی رجوی  در برابر عدالت بزودی فرا خواهد رسید.

همان گونه که در ابتدا یادآوری کردیم مردم ایران ، برعکس تصور رهبری فرقه مجاهدین ، از گردهمایی   این فرقه  در اول یولی 2017 در ویلپنت پاریس بدون تردید بهره مند می شوند چون فرصتی فراهم می‌شود که هر چه بیشتر به ماهیت این گروه پی ببرند. اما از سوی دیگر  متأسفانه باید اعتراف کرد که  آن روی سکه نمایش پر زرق و برق رجوی ها در این خیمه شب بازی ها  در فرانسه واقعیت دردناک و شرم آوری نهفته است که در کمپ های این فرقه در آلبانی در جریان است.   باید توانمندی‌ها و نقطه قوت های این فرقه در آلبانی را نیز گفت تا بتوان ارزیابی دقیقی از صحنه و شرایط داشت و به همین دلیل این فرقه با سرعت در حال بازسازی خود در آلبانی می باشد و در این مسیر با فشار مضاعف به نیروهای تشکیلاتی و موانع جدی مالی و حقوقی بر سر راه جداشدگان روند جدایی از این فرقه را به تاخیر می اندازد. اما رجوی خود بهتر از هرکس می داند که راه گریزی برای او نیست و روند جدایی از فرقه مجاهدین  در آلبانی فزونی خواهد گرفت. بنابراین  خیمه شب بازی‌های سالیانه فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس در اول یولی 2017  ، نه  در وجه بیرونی و نه در وجه درونی  برای فرقه مجاهدین فایده ای نخواهد داشت و به همین دلیل در عجز و ناله های مریم رجوی در روزهای اخیر این  نکته  بیرون می زند که ” فرقه داعش ” جای “فرقه رجوی ” را در ویلپنت پاریس تنگ کرده است و مریم رجوی به دلیل همسویی و هم شکلی فرقه داعش با فرقه مجاهدین نمی داند چه کند و چه پاسخی به نیروهای تشکیلاتی خود در فرانسه و آلبانی بدهد، اگر چه رهبری  فرقه مجاهدین در دل از حضور داعش در صحنه های تروریستی  اظهار رضایت می کند. .

https://youtu.be/iWkSeTeVOZY

***

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)


حامیان تروریسم و جنایت همراه مریم رجوی مزدور فرقه منفور رجویلیست قیمتهای سخنرانان و مدعوین کرایه ای بزرگداشت تروریسم در پاریس به یورو

 همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29686

سی و شش سال بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ ، مرغ رجوی همچنان یک پا دارد 

 ایران قلم، دوم ژوئن ۲۰۱۷:… شنیده شده است که مسعود رجوی بعد از سی و شش سال یاد فردوسی ، رستم و سهراب و سیاوش افتاده است تا با پخش گسترده عکس هایی از نمادهای ملت ایران در میان خیمه شب بازی خود در اول یولی ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس   ماهیت ضدایرانی خود را ماستمالی کند. اما مگر شدنی ست؟ مگر می توان لباس مزدوری و خشونت را از تن مجاهدین خلق در آورد؟ لباس مزدوری برای صدام حسین ، شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس … 

شکست یک اندیشه

لینک به منبع

سی و شش سال بعد از سی خرداد ۱۳۶۰ ، مرغ رجوی همچنان یک پا دارد

مریم رجوی و استخدام سیاهی لشگر؛ هم سخنران اجاره ای ، هم تماشاچی

https://youtu.be/SN6UfY9W0Ak

از سی خرداد سال  ۱۳۶۰ حدود سی و شش سال گذشته است. ۳۰ خرداد ۱۳۶۰  از این جهت شهرت دارد که سازمان مجاهدین خلق، این روز را به مثابه سر فصلی کیفی در بقاء نظامی خود در صحنه مبارزات مردم ایران قلمداد کرده و بر شمرده است. این سازمان که بخشی از آن در حومه اورسورواز از شهر پاریس و بخش دیگر ان در آلبانی مستقر هستند ، تلاش می کنند امسال نیز  با تمام قوا، یعنی استخدام تماشاچی و سخنران، برای جلب حمایت خارجی ، به طرز معنا داری پا به میدان بگذارند. مجاهدین خلق هر ساله  این روز ،  ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ ، را که  فرمان مبارزه مسلحانه  برای اعضاء و هوادارانش علیه قیام نوپای مردم ایران  صادر کردند، پاس می دارند  و ضمناً تلاش می کنند رسانه های غیر ایرانی  را با پول  به نفع موقعیت متزلزل خود به صحنه بیاورند.  همچنین فرقه مجاهدین به روال هر ساله خودش  باید امسال هم چند ده هزار به آمار شرکت کنندگان خود اضافه کند. باید دید امسال این رقم نجومی را می خواهد به خورد نیروهای خودش و افکار عمومی بدهد. به چند می رساند. البته فرقه رجوی هیچگاه توضیح نداده است که  این چه تالاری  است که  می تواند حداقل  صد هزار نفر !!؟ را در خود جای بدهد!! آیا این بار  در خیمه شب بازی خود حداقل یک سخنران ایرانی را در میز سخنران های خود جا می دهد؟ یا اینکه به مانند همیشه سخنران های اجاره ای را در این گردهمایی ها بکار می گیرد؟ آیا از انبوه شخصیت های مخالف جمهوری اسلامی یک نفر پیدا نمی شود که سازمان مجاهدین به وی اجازه سخنرانی بدهد؟ در میان اعضای ایرانی مستخدم خود در شورای ملی مقاومت چی ؟  شنیده شده است که مسعود رجوی بعد از سی و شش سال یاد فردوسی ، رستم و سهراب و سیاوش افتاده است تا با پخش گسترده عکس هایی از نمادهای ملت ایران در میان خیمه شب بازی خود در اول یولی ۲۰۱۷ در ویلپنت پاریس   ماهیت ضدایرانی خود را ماستمالی کند. اما مگر شدنی ست؟ مگر می توان لباس مزدوری و خشونت را از تن مجاهدین خلق در آورد؟ لباس مزدوری برای صدام حسین ، شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس ، جنگ طلب های آمریکایی و سرویس های امنیتی اسرائیل و عربستان به این سادگی از تن رجوی بیرون نخواهد آمد، چرا که همچنان اندیشه خشونت طلبانه و تروریستی در جای جای ذهن و قلب رجوی لانه کرده است. رجوی تصور کرده است با رساندن  خود از عراق به آلبانی ، اتوماتیک لباس خشونت از تن او در خواهد آمد ، ولی نمی داند که مردم ایران در ” چاه فراموشی ” نیفتاده اند.اما با همه خودداری های مزورانه و زیرکانه  رجوی ، از محتوی تبلیغات مجاهدین خلق  در آستانه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ روشن می شود که این فرقه همچنان می گوید مرغ یک پا دارد و تنها راه حل مبارزه ، مبارزه مسلحانه ، خشونت طلبانه و تروریستی می باشد.، اگر چه سلاح را از کف داده باشد، تا صاحب سلاح را حفظ کند. اما همچنان بانگ سر می دهد که مرغ یک پا دارد .

اگر اتفاقات و حوادث ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ را به یاد بیاوریم و آن روز را با رویدادها و تحولات امروز جامعه ایران و سایر کشورهای خاورمیانه و عربی، را در مقام مقایسه قرار دهیم، بدون تردید به نتایج حیرت انگیزی دست می یابیم و درستی و نادرستی  کارکرد سیاسی و تاریخی آن روز ، سی خرداد ۱۳۶۰ ، برایمان روشن تر خواهد شد. در اینجا برای آشنایی بیشتر و تنویر افکار عمومی به چند نکته مهم اشاره می گردد.

۱ـ سازمان مجاهدین که در سال ۱۳۴۴ به رهبری سه تن از جوانان مذهبی آن ایام تشکیل شد، پس از چند سال کار تئوریک و سیاسی، به خاطر فضایی که جنبش های رادیکال و حکومت های دیکتاتور در جهان دامن زده بودند و به خاطر این که از سایر گروه های اسلامی و مارکسیستی تندروی دهه ۴۰ و ۵۰ در ایران عقب نمانند، سریعاً دست به سلاح برده و تروریسم را به مثابه یگانه راه حل برای رسیدن به قدرت در جامعه ایران، انتخاب و به کار بردند.

۲ـ به دنبال ضربه نظامی که این سازمان توسط ساواک حکومت شاه دریافت کرد و اکثر رهبران و اعضای سازمان به زندان افتادند، پس از ۱۰ سال از تاسیس سازمان، انشعابی در آن اتفاق افتاد و از آن انشعاب سازمان مارکسیستی پیکار و مجاهدین رجوی، سر بر آوردند.

۳ـ سرانجام در بهمن ماه سال ۱۳۵۷، تتمه رهبران و اعضای مجاهدین خلق از زندان های رژیم شاه، توسط انقلابیون و مردم ایران آزاد شده و فوراً به تجدید قوا و سازماندهی در میان اقشار مختلف مردم و به ویژه در میان جوانان، پرداختند. آنها مدتها در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتند و بنا بر عدم دستیابی سریع به بخشی و یا همه قدرت، مشی و خطوط خود را عوض کرده و دفعتاً در مقابل جمهوری اسلامی، صف آرایی کردند.

۴ـ در جنگ و درگیری سازمان مجاهدین که در آن ایام از پایگاه و جایگاه بهتری نسبت به امروز برخوردار بودند و شاید همان قدرت کذایی، توهماتی در رهبران سازمان ایجاد کرده بود، آنان در مقابل حکومت جمهوری اسلامی و در تاریخ ۳۰ خردادماه سال ۱۳۶۰، قیام مسلحانه را اعلام و به کار بردند.

۵ـ در این هنگام که جمهوری اسلامی با تمام قوا و بیش از شش ماه با قوای بیگانه و صدام حسین، درگیر بود، توسط جنگ مسلحانه مجاهدین خلق، فرصت مناسبی به دست آورد تا فضای سیاسی کشور را بنا به بهانه ای که مجاهدین خلق به آنها داده بودند، به فضای نظامی و امنیتی بدل کند و خیل عظیم هوادان مجاهدین را یا در میادین نبرد نظامی قلع و قمع و یا به زندانها بیافکند.

۶ـ رهبران سازمان، پس از به عهده گرفتن مسئولیت چندین انفجار بزرگ علیه سران حکومت و النهایه با جدا کردن رییس جمهور جمهوری اسلامی آقای ابوالحسن بنی صدر از بدنه حکومت، پا به فرار گذاشته و زمینه را برای حذف فیزیکی هواداران خود توسط جمهوری اسلامی، هموار کردند.

۷ـ مجاهدین خلق در ادامه راه بی سرانجام مبارزه مسلحانه که آن نوع مبارزه خشونت آمیز تاثیر زیادی بر رادیکاله شدن فضای جامعه ایران و نهادینه شدن خشونت داشت، به نام مبارزه با جمهوری اسلامی، در مقابل سپاه و ارتش ایران صف آرایی کردند و این در حالی بود که نظامیان ایران در حال جنگ با دشمن خارجی بودند. در چنین حال و هوایی بود که صدام حسین دیکتاتور عراق، رهبران سازمان را به عراق دعوت کرده و آنان در سال ۱۳۶۵ از فرانسه به عراق رفتند تا در ادامه آنچه که به نام مبارزه علیه جمهوری اسلامی اعلام کرده بودند، این بار با به کشتن دادن اعضاء و هوداران خود و کشتن نظامیان ایرانی را که تنها به نفع موقعیت صدام حسین انجام می گرفت، جملگی را مبارزه برای آزادی مردم ایران بخوانند.

۸ـ سازمان مجاهدین در عراق باقی ماند و از جنگ مابین ایران و عراق استفاده کرد تا این که جنگ در سال ۱۳۶۷ به پایان رسید و رهبران سازمان در فرار به پیش و این که بدنه سازمان را به قربانگاه جدیدی بفرستند، عملیات موسوم به فروغ جاویدان را تدارک دیدند که در آن نیز هزاران ایرانی در دو طرف جنگ، به خاک و خون کشیده شدند.

۹ـ رهبری سازمان در ادامه راه که حال به عقب نشینی و فرو رفتن در باتلاق عراق محکوم شده بود، آخرین فرصت های نجات را لجوجانه پس زده و در فرار به پیش همچنان در عراق باقی ماند و دل را به جرقه جنگ مابین و ایران و عراق خوش کرد تا این که در سال ۱۳۸۲ صدام حسین نیز از دور بازی قدرت خارج شد و مجاهدین در این تاریخ بسیاری از اهرمهای مبارزه و مبارزه مسلحانه را از دست داده، ولی همچنان شعار مبارزه مسلحانه را سر دادند و تحت حمایت آمریکا، در عراق باقی ماندند.

۱۰ـ رهبران سازمان که در بن بستی لاعلاج و در عراق پس از صدام حسین گیر افتاده بودند، انتقام این همه اشتباه محاسبه و خیانت را باز هم در فرار به پیش، متوجه اعضاء و هوادان خود دانسته و مردان و زنان و کودکانشان را به بلا و بلایایی دچار کردند که آن همه مشقت و ریاضت و تحقیر، به ندرت در تاریخ ستم دیکتاتورها به یادگار مانده است.

آنان هم اکنون با اشتباهی که در ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ مرتکب آن شده و هیچگاه قیمت اعتراف به اشتباه را نیز نپرداختند، هم اکنون نه راه پیش و نه راه پس برایشان باقی مانده است و با وقاحت و بی شرمی تمام، همچنان ناچارند تنها و تنها به خاطر حفظ جان و غرور رهبران سازمان، راه رفته را همچنان به پیش بروند و آنچه که اشتباه و خیانت ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ شمرده می شود و همه جهانیان به جز اندکی لابی های جنگ طلب و زرادخانه ها و دلاربگیران، صحت و سقمش را قبول دارند.

اشتباه حرکات ماجراجویانه و خشونت طلبانه در جامعه ایران را جنبش ها و اعتراضات سالهای گذشته به وضوح ثابت کرده و محاسباتش را که توام با هزینه های سرسام آور بوده است، رد کرده اند. ولی همان گونه که گفته شد و متاسفانه باز هم شاهدش هستیم، رهبری سازمان تنها به خاطر غرور و نخوت و یا این که اعتراف به اشتباهش می تواند وی را از خر لنگان سازمانش به پایین بکشد، ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ را همچنان امری مشروع و موجه در تاریخ مبارزات ایران می نامد و در ادامه اش باز هم خواهان روند اوضاع به سیاق قبل هستند!

https://youtu.be/djvKsKT3kEg?list=PLi6CyO25v18eiVmGQa4K1x5I7aYhiBL1S

https://youtu.be/vuY6QRwt1Ow?list=PLi6CyO25v18crTqyB16GsupR9lqCJL6IV

***

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29242

ماهیت هزار اشرف رجوی را بهتر بشناسیم!!ا 

 مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمایران قلم، سی ام آوریل ۲۰۱۷:… اشرف مرحوم ، حدود ۴۰۰۰ نیرو را دردرون قلعه ها وجوارخاک ریزهای مخوف خود داشت واگر قرار است به ۱۰۰۰تا تبدیل شود ، شامل ۴میلیون نیرومیشود و با داشتن این نیروی بزرگ که میتواند نتیجه ی هرانتخاباتی را بنفع رهبر خود تغییر دهد! ، چرا اینهمه سراسیمه وعجول هستید ودندان روی جگر نمیگذارید درزمانی که با تکیه به این نیروی عظیم تشکیلاتی که قرار است ایجاد شود … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

لینک به منبع

ماهیت هزار اشرف رجوی را بهتر بشناسیم!!

ارسال شده از طرف آقای حمید تبریزی ، باتشکر از ایشان ـ ۲۹٫۰۴٫۲۰۱۷

https://youtu.be/DUhySyaBDJ8?list=PLi6CyO25v18fvS5O-_6HVWfLrOzMlhKcl

مهدی خدایی صفت ازحواریون نزدیک رجوی نوشته ای با نام ” هزار اشرف، پاسخ سرنگونی ” در رسانه های رجوی منتشر کرده که با صرفنظر از مقد مه ی ناچسب وتکرار مکرراتی که متداول دراین فرقه است ، به نقل قسمت های اساسی تر- مثلا اساسی تر! – این نوشته ونقد آن میپردازم .

اونوشته است :

” … این حقیقتی است که از دل تمامی واقعیتهای پیش رو می‌جوشد. همان چیزی که مریم رجوی آن را درسه حقیقت ساده بیان کرده است‌: حقیقت اول این‌که هر دو جناح رژیم دریافتن راهی برای ادامهٔ بقای واقعی رژیم شکست خورده‌اند… حقیقت دوم این‌که به‌دلیل تمایل جوشان عمومی و به‌دلیل آمادگی مبارزاتی جامعه، سرنگونی رژیم ولایت فقیه ممکن و در دسترس است. و حقیقت سوم، درخشش راه‌حل واقعی است. به‌این معنی که از درون دیکتاتوری دینی راه‌حلی درنمی‌آید. در نتیجه، آنچه اثبات می‌شود، راه‌حل شورای ملی مقاومت یعنی سرنگونی رژیم استبداد مذهبی است. این راه‌حلی است مبتنی بر وجود یک آلترناتیو دموکراتیک، و راه‌حلی است مبتنی بر جوشش و آمادگی جامعه “.

یعنی این بقاء هردوجناح که ازطرف شما محکوم به شکست خوردن شده اند بدون ارائه ی دلیلی ، حقیقی نیست و لابد مجازی است؟!

پس فرق بین  مفاهیم واقعی ومجازی را روشن کنید !

اگر معتقدید که از درون دیکتاتوری دینی، راه حلی درنمی آید ، پس، تشکیلات رجوی که بیشترین سوء استفاده ی دینی برای سرپا نگه داشتن آن شده ، چرا باید راه حلی داشته باشد؟!

تشکیلات رجوی با نفی عملی کلیه ی  قواعد دموکراسی – ولو فرمال ونیم بند درمناسبات داخلی خود – ( بدون انجام انتخابات درون تشکیلاتی وتشکیل کنگره ها ونقد عملکرد خود) ، هرگونه شایستگی برای کسب قدرتوانهم بصورت دموکراتیک را ازخود ساقط نموده است!

درمورد جوشش مردم هم باید گفت که اگر این جوشش ها- که رویه ای معمول درسراسر جهان است واغلب برای مطالبات صنفی- درراستای دموکراسی است ، بنابراین برعلیه شما هم عمل میکند که ضددموکراتیک ، مردم ستیز و بیگانه پرست اید!!

آقای خدائی صفت، درجایی ازنوشته اش ، چنین آورده است :

” … پس تنها یک سؤال باقی می‌ماند؛ این‌که این رژیم را از چه راهی می‌توان زودتر سرنگون کرد؟ پاسخ مجاهدین و شورای ملی مقاومت فقط دو کلمه است: هزار اشرف . هزاراشرف یعنی هزار کانون شورشی، هزار کانون نبرد علیه رژیم ولایت فقیه در سراسر میهن اشغال شده. یعنی زنده کردن توانائیهای سرکوب شده اقشار مختلف خلق، گرد آوردن بیشماران پراکنده و بارور کردن قلب و ضمیر هر هموطن از امید و باور به این‌که قطعاً می‌توان دیو پلید ارتجاع را سرنگون کرد “.

اشرف مرحوم ، حدود ۴۰۰۰ نیرو را دردرون قلعه ها وجوارخاک ریزهای مخوف خود داشت واگر قرار است به ۱۰۰۰تا تبدیل شود ، شامل ۴میلیون نیرومیشود و با داشتن این نیروی بزرگ که میتواند نتیجه ی هرانتخاباتی را بنفع رهبر خود تغییر دهد! ، چرا اینهمه سراسیمه وعجول هستید ودندان روی جگر نمیگذارید درزمانی که با تکیه به این نیروی عظیم تشکیلاتی که قرار است ایجاد شود باروش های کاملا مدنی ، قدرت را به راحتی در دستان رجوی ومتعلقه اش قرار دهید!!

راستی دراین هزار اشرف جدید ، مناسبات خانوادگی از یک سو ومناسبات زنان با رهبر خاص الخاص ، چگونه خواهد بود؟!

آیا آزادی زندگی فردی واجتماعی پذیرفته خواهد شد؟!

اگر آری ، پس چرا شروع به نقد گذشته ی ننگین مسعود ومریم دررابطه با سلب این آزادی ها، نمی کنید؟!

آیا رجوی هم مانند حسن صباح روز معهود قیامه القیامه ای خواهد داشت ودر آن روز کلیه ی محرمات ، قبح خود راازدست خواهند داد؟!

محرماتی مانند نبودن درکنار همسر وفرزندان که باانتقال به آلبانی هم رعایت میشود؟!

خدایی صفت بطور شرم آوری چنین میگوید :

” …اشرف نام و نمادی است که مبارزهٔ تاریخی مردم ایران برای آزادی و سرنگونی دشمن ضدبشری را سمبلیزه می‌کند…”.

واقعا؟!

یعنی مردم ایران اینقدر بدبخت ودرمانده اند که میباید اشرف را که یک محل بد نام برای گروهی ازفرزندان این آب خاک که عمدتا فریفته شده وسر ازاین ناکجا آباد درآوردند ، به سمبل مبارزاتی خودتبدیل کنند؟!

اشرفی که صدای ضجه ها، ناله ها وآه جگرسوز این قربانیان رجوی را بهمراه اجساد تعدادی از آنها درخود دفن کرده است ؟!

اشرفی که زندگی ها درآن تباه وتحقیرشد ونقطه ی ضعف شرم آوری برای ایرانی جماعت گردید؟!

میزان وطن فروشی باند رجوی راازاین سخنان خدا صفت بهتر درک کنیم:

” … لوئیس فری رئیس سابق اف.بی.آی گفت: «خانم رجوی از شما تشکر می‌کنم که یک تکیه‌گاه ثابت و نوری از امید و ایمان برای همه ما هستید» و یا سناتور جان مک‌کین رئیس کمیته قوای مسلح سنای آمریکا در پیام خود به گردهمایی بزرگ مقاومت در۲۰۱۷ پاریس گفت: «مبارزه شما برای حقوق‌بشر و آزادی در ایران الهام‌بخش است و من مفتخرم که همراه با شما و تعهد شما در کنار تان برای محقق کردن این هدف حیاتی قرار گرفته‌ام “.

آنها که نمی دانند، بدانند که اف. بی. آی همان وزارت اطلاعات آمریکاست که با حداکثر نفوذ ومداخله درزندگی مردم آمریکا ودیگر کشورها ، امنیت حریم خصوصی صدها میلیون انسان را برهم زده وطبعا رئیس آن ازجریانی تعریف وتمجید میکند که موافق این نقض حقوق علیه انسان ها باشد!

همچنین ، حقوق بشری که سناتور مک کین – مدافع حقوق ودلال یک درصدی های برخوردار ازهمه ی نعمات مادی جهان است – درتضاد با حقوق بشری است که ۹۹ درصد مردم جهان باید داشته باشند!!

او که یک سرهنگ خلبان وقاتل مردم ویتنام بود وچه بسا که بمب های ریخته وعمل نکرده اش بر اراضی ویتنام، هنوز هم کشاورزان این سرزمین را نابود میکند ، معلوم است که چه چیز را حقوق بشر میداند وبا این تمجید از رجوی ها، ماهیت پلید این باند رابهتر نشان میدهد!

حمید  تبریزی

https://youtu.be/iWkSeTeVOZY

*** 

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمحامد صرافپور: از نیایش عاشورا و زیارت آل علی تا طواف کاخ سفید و دمیدن در صور صهیونیزم

لینک به منبع

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28888

خواب محمود نیشابوری مدیحه سرا، تعبیر خوبی ندارد!

 Mojahedin Khalq Maryam Rajavi Massoud Rajavi terrorist cultایران قلم، بیست و نهم مارس ۲۰۱۷:… براستی هم مبارزه طلب علم میکند و واقع بینی ناشی ازنقد گذشته ، استفاده از نظریات دیگرانی که خبره دراین کار بوده اند والبته این مطالعه وتحقیق با زندگی درمیان مردم وآمیختن  با رنج و درد آنها تکمیل میگردد . بازهم آفرین! وقتی تئوری مبارزه را با مطالعه وهمراهی بازندگی روزمره ی مردم آموخته شد ، برای مبارزه … 

مجاهدین خلق سی خرداد مزدوری وطن فروشیمریم رجوی نا امید ازمردم، امیدوار به امپریالیزم جهانخوار! (رجوی شلتاق، ضد ایرانی تر از ترامپ!)ا

لینک به منبع

خواب محمود نیشابوری مدیحه سرا، تعبیر خوبی ندارد!

دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ ـ ارسال شده از طرف آقای حمید تبریزی، باتشکر از ایشان

https://youtu.be/_VwFg8lAqL0

https://youtu.be/9ANn9GD5xkk

خواب محمود نیشابوری مدیحه سرا، تعبیر خوبی ندارد!

مسعود ومریم رجوی مدیحه سرایان قابل توجهی دراختیار دارند وانصافا این آقای محمود نیشابوری ، هم درپرنویسی وهم در دروغپردازی وقیحانه یکی از معروف ترین مداحان این زن وشوهر میباشد!

او درمورد حضور طولانی مدت مریم درکمپ آلبانی – که این حضور از سر استیصال ونافرمانی های حاد تشکیلاتی انجام شده – مدیحه سرایی بلند بالایی کرده ونامش را ” بر بلندای بالهای فرشتگان…” گذاشته و درآن چنین آمده است :

” سالن عمومی بزرگ و زیبای در اشرف بزرگ در آلبانی، پذیرای مقدم مجاهدین سرفراز، شخصیتهای آمریکایی و ارو پایی و حامیان مقاومت است. صدای بی وقفه موزیکهای شاد، با نور و پرچمهای سه رنگ و دکورهای بسیار زیبای سالن همه را مسحور می کند، همه را شاد و مسرور می بینم، همه را… بعد از ۱۴سال این چنین گردهمایی عظیمی باحضور خانم مریم رجوی بر گزار می شود “.

بدین ترتیب با خودفریبی خاص مجاهدین رجوی ، کمپ آلبانی به اشرف بزرگ تغییر نام یافته واین نوع انسان های مدعی مبارزه با مظاهر بورژوازی؟؟!! ، به نور چراغ ها ، بزرگی سالن – وبدتر – به حضور نمایندگان بازنشسته ی  نومحافظه کاران ونئولیبرال ها- بعنوان نمایندگان هارترین بخش بورژوازی – افتخار میکند!

پس شما شکست را چیزی غیر ازاین می بینید که مجبور شده اید به گذشته ی سازمان مجاهدین تف بزرگی انداخته اید؟

آیا مسحور رقص نور وتلقینات شده وهیپنوتیزم شده اید؟!

آقای نیشابوری ، مبارزه را برای ما اینگونه تعریف میکند:

” مبارزه علم است. علمی که فقط یک بحث تئوری و اندوختن معلومات روشنفکری، از شرایط اجتماعی و اقتصادی یک کشور نیست. بلکه پرداختن بها و بذل مال و جان در این مسیر را طلب می‌کند…”.

آفرین!

براستی هم مبارزه طلب علم میکند و واقع بینی ناشی ازنقد گذشته ، استفاده از نظریات دیگرانی که خبره دراین کار بوده اند والبته این مطالعه وتحقیق با زندگی درمیان مردم وآمیختن  با رنج و درد آنها تکمیل میگردد .

بازهم آفرین!

وقتی تئوری مبارزه را با مطالعه وهمراهی بازندگی روزمره ی مردم آموخته شد ، برای مبارزه احتیاج به هزینه هایی- گاه بشدت گزاف- وجود دارد.

اما بدبختی دراینجاست که شما به گروهی وابسته اید که چیزی جز اطاعت ازشما نخواسته و بخاطر مطالعه کردن نه تنها انتقادی ازشما نمیکند که بطور ضمنی تشویق هم میشوید !

درمیان مردم هم که حضور ندارید! چرا که جایتان قبلا در خانه های امن وبدون ارتباط بامردم بوده ویازندگی درسیطره ی صدام و …

به بذل جان ومال هم که می رسیم ، دراین مورد امثال شماها این بذل وبخشش را صرفا برای مسعود ومریم نموده اید که کاری است ضد مبارزه!!

البته درمورد اخیر راحت تر میتوان گفت که اسیر صدام و رجوی بودید وتاحدودی مامورومعذور!

درادامه :

“… در دستگاه آخوندی طیفی که اصلاً از عقب مانده ترین اقشار هستند به خدمت رژیم در می‌آیند ، هزاران کتاب نوشتند و روزنامه تولید کردند هزاران نسخه مجانی ارسال کردند و می کنند، تا جایگاه مقاومت را در اذهان عمومی خراب کنند، نشد که نشد “.

این عقب مانده ترین اقشار چگونه توانستند کتاب بنویسند ؟!

نویسندگان کتاب های خاطرات کسانی بودند که با شما زندگی کرده و باعدم تحمل شرایط تشکیلاتی رجوی ، سفره ی خود را جدا کرده و افشاگری های جانانه ای برعلیه باند رجوی براه انداختند واتفاقا اذهان عمومی را که قبلا نیز بحد کافی درمورد تشکیلات رجوی منفی بود، منفی تر کردند!

شاید آنها نتوانستند جایگاه ” مقاومت ” را در پیش مردم خراب کنند ولی این مهم را درمورد باند رجوی کردند!!!

آنها بین مقاومت وباند رجوی تفاوت قایل بودند و توجهی به همگرایی این دومقوله که شما مدعی آن هستید، نکردند!

سنگ وزین خانواده ها فغان این مداح رجوی را بشکل زیر درمیآورد :

” …گسیل مزدوران به درب اشرف و لیبرتی با صد وها بلند گو و…. علاوه براین حملات وهجوم مزدوران به اشرف و شهادت مجاهدین … و شهادت مجاهدین سرفراز غیر از استواری و پا فشاری بر اصول مجاهدین چیزی عاید رژیم نشد “.

مزدوران؟؟!! دسته ی اول خانواده ها بودند وچه بسا شما یا اقلا همکار بغل دستی تان هم، درمیان آنها قوم وخویش هایی داشتند که با مشاهده ی عدم وجود ملاقات ، چاره ای جز رساندن صدای خود به فرزندان ،خواهر وبرادر خود نداشتند ومجبور بودند که درمقابل بلندگوهای بزرگ اشرف و موج شکن های تعبیه شده دربرابر استغاثه های آنان ، درحد وسع خود ازبلند گو استفاده کنند!!

این خانواده های مراجعه کننده به اشرف ولیبرتی خواستار ملاقات خویشان اسیر خود بودند ودراین راستا به تحلیل سودوزیان رژیم ورجوی نمی پرداختند!!

همچنین:

” …حتما به یاد دارید که قبل از رسیدن اولین سری مجاهدین از لیبرتی به آلبانی در می ۲۰۱۳ رژیم و مأموران وزارت اطلاعات با ادا و اطوارهای مشمئزکننده یکبار در پوش خیرخواهی و دلسوزی با تبریک و تهنیت دجالانه وارد میدان شدند و با تکرار دروغها و اراجیف سوخته خود مدعی شدند که «انتقال اعضای مجاهدین به کشور آلبانی در واقع استارت و نقطه آغاز از هم گسیختگی تشکیلات مجاهدین خلق است “.

بقراراطلاع ، خانواده ها وجدا شدگان کماکان ازاین اتفاق – که با تلاش آنها محقق شده – راضی هستند و کسی دراینجا انتقال یافتگان به آلبانی را مجاهدخلق نمیداند واسرای رجوی حسابشان کرده وبنابراین میدانند که این اسارتگاه هم مانند سایراسارت گاه ها فروخواهد پاشید!

روند موجود وسفره انداختن طولانی مریم در کمپ نشان میدهد که تشکیلات رجوی ترک های لازم را برداشته واین اظهار خوشحالی کنندگان، به بیراهه نرفته اند!!

حمید تبریزی

*** 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28360

آیا این برخورد قاطع؟! رجویه را راضی کرد؟!ا 

UN Security Councilایران قلم، ششم فوریه ۲۰۱۷:… اولا ایران بعنوان طرف اصلی قضیه اصل ادعا را قبول نداشته و مدعی است که سیستم این موشک برای حمل کلاهک های هسته ای طراحی نشده وایران که مخالف تولید سلاح هسته ایست ، نفعی دراینگونه طراحی کردن موشک نداشته ودلیلی برای ساختن اینگونه ی آن وجود ندارد. ثانیا اغلب اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد ، این اقدام ایران را … 

مزدوری چیست، مزدور کیست؟

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

لینک به منبع

آیا این برخورد قاطع؟! رجویه را راضی کرد؟!

ارسالی از سوی آقای حمید تبریزی ، با تشکر از ایشان ـ ۰۵٫۰۲٫۲۰۱۷

یکشنبه ۱۷/۱۱/۱۳۹۵

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران که نام صوری و پر طمطراق تر باند رجوی است ، بیانیه ای با عنوان :  ” برخورد قاطع با نقض قطعنامه شورای امنیت از سوی آخوندها لازمه صلح و آرامش در منطقه “ منتشر کرده که درقسمتی از آن میخوانیم :

” مقاومت ایران بر ضرورت برخورد قاطع با رژیم آخوندی به‌خاطر نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و ادامه تولید و آزمایش موشکهای بالستیک با توان حمل کلاهک هسته‌یی تأکید می‌کند. این لازمه صلح و آرامش و ممانعت از ادامه جنگ‌افروزیهای فاشیسم دینی حاکم بر ایران در منطقه است. در سالهای گذشته نیز سکوت جامعه بین‌المللی در مقابل نقض مستمر قطعنامه‌های شورای امنیت از سوی این رژیم، کمک شایانی به پیشرفت پروژه‌های اتمی آن و نزدیک شدنش به بمب اتمی کرد “.

اولا ایران بعنوان طرف اصلی قضیه اصل ادعا را قبول نداشته ومدعی است که سیستم این موشک برای حمل کلاهک های هسته ای طراحی نشده وایران که مخالف تولید سلاح هسته ایست ، نفعی دراینگونه طراحی کردن موشک نداشته ودلیلی برای ساختن اینگونه ی آن وجود ندارد.

شورای امنیت سازمان ملل متحدثانیا اغلب اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد ، این اقدام ایران را نقض برجام ندانسته وقطعنامه ای دراین خصوص صادر نکردند.

ثالثا نماینده ی روسیه بطور صریحی ، این اتهام بر علیه ایران را رد کرد.

رابعا ، ایران بدلیل ماده تبصره های گنجانده شده دربرجام ، قادر به مدرنیته کردن نیروی هوایی خود نیست وبنابراین با تولید این نوع موشک ها، درصدد رفع این نقص وایجاد قدرت بازدارندگی نسبی بوده  که حقی است برسمیت شناخته شده برای تمامی دولت های جهان.

خامسا ، این ایران نبوده که ژاپن تسلیم شده در پایان جنگ دوم جهانی را بمباران اتمی کند وبموجب آن پرونده دار شده و حساسیت خاصی روی آن باشد وتنبیهاتی که اینگونه کشورها محکوم به آن باشند، شامل او گردد!!

درهر صورت ، امیدوارم که قاطعیت نشان دادن های ذکر شده ، راضی تان سازد هموطنان فرقوی واصحاب کهفی من!

اما اصل قضیه چیز دیگری بوده و دعوا بر سر یک موشک نیست درزمانی که پاکستان دربغل گوش ما دست به آزمایش بزرگ اتمی زد!!

دعوا بر سر تسلیم کامل ایران و محاصره ی دیگران ازاین طریق است.

کاری که درزمان دنیای تک قطبی رخ نداد، ممکن است در ایام چند قطبی شدن جهان، غیر قابل دسترس تر باشد!

همچنین تمامی  این جنجال سازی ها  برای پوشاندن مسائل مهمتری هم هست که در جریان است ورجویه بعنوان هیزم کش بدبخت بطور نیابتی وارد عمل شد !!

من بصلاح دیدم که نوشته ام را با نقل قول ازنوشته ی یک هموطن تیزهوش وباریک بین خاتمه دهم:

” فریب کارزاری که از سه روز پیش و به بهانه آزمایش موشکی ایران سی ان ان شروع کرده و بی بی سی دنبالش را گرفته نباید خورد. آنها از سه روز پیش، جنجال “بی تجربه بودن ترامپ، ابله بودن ترامپ، خارجی ستیزی و زن ستیزی ترامپ و…” را رها کرده و بر محور تحریک علیه ایران، اوکراین و روسیه سیاست تبلیغاتی خود را تنظیم کرده اند تا پس از یک ماجراجوئی نظامی علیه شرق اوکراین و یا ایران، ساز ظهور “فاشیسم” را به صدا در آورند. تمام این جنجال ها برای بی خبر نگهداشتن مردم جهان از عمق مسائل است. فریب جنجال ها را نخوریم و فراموش نکنیم که ترامپ برای نجات امریکا از سقوط و احیای قدر قدرتی امریکا آمده و بحران داخلی امریکا و تضاد و رقابت میان امریکا و اروپا شاید فرصتی شود برای نجات بشریت از دوزخی که در دو دهه گذشته همه شان با هم برای بشریت بوجود آوردند “.

پایان نقل قول

حمید تبریزی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28220

درمقابل اقتدای رجویه به جان مک کین ، دیگران چه مطرح میکنند!ا 

 ایران قلم، بیست و پنجم ژانویه ۲۰۱۷:… آیا جان مک کین وباند حقیر رجوی – بمثابه کاسه ی داغ تر از آش-  از چنین سیستمی دفاع میکنند  که این فاصله ی وحشتناک وبی نظیر طبقاتی را بوجود  آورده و آنها حاضرند که جهانی را برای حفظ این تعادل؟! به آتش کشند؟؟!! سیستمی که جان مک کین ورجویه کارگزار آن هستند وصاحبان اصلی سیستم که همان ثروتمندان باشند ، آنرا خطرناک … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

دونالد ترانپاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

McCain Is the MEK’s Newest Fan (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

لینک به منبع

درمقابل اقتدای رجویه به جان مک کین ، دیگران  چه مطرح میکنند!

ارسالی از طرف آقای صابر ـ با تشکر از ایشان ـ ۲۲٫۰۱٫۲۰۱۷

سه شنبه ۲۸دی ماه ۱۳۹۵

باند رجوی دراقتدای کامل به جان مک کین خونخوار – شخصیت نامتعادلی که درایام کارزار انتخاباتی اش در ۸سال پیش، اصلاح ” بامب ، بامب ” را درمورد ایران بکار برد – دوباره سخنان نفرت انگیز این سناتور آمریکائی را نقل کرده است:

” در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، سناتور جان مک‌کین رئیس این کمیته نسبت به گسترش دخالتهای شریرانه رژیم ایران هشدار داد… خلاصه این‌که بسیاری فراموش کرده‌اند داشتن قدرت و توان نظامی ضروری است چرا که در سراسر جهان این برداشت وجود دارد که آمریکا ضعیف و منحرف شده است. این وضعیت فقط دشمنان ما را تحریک می‌کند تا نظم کنونی جهانی را به چالش بکشند”.

بدون توجه به رویاهای شما جان مک کین ها وگروه رحویه ،  ملت آمریکا درزمان زمام داری جلادانی مانند مک کین وعوام فریبانی مثل اوباما و خونخوارانی مثل بوش پسر و … که جان مک کین همواره بعنوان پادوهای ثزوتمندان جزو مدیران جامعه ی آمریکا بودند، ۲۰ تریلیون دلار مقروض شده وزیر ساخت هایش فرسوده گردیده  و ….

آیا بودجه ی نظامی ۱تریلیون دلاری آمریکا را که ۸برابر بودجه ی نظامی روسیه بوده وتقریبا نصف بودجه ی نظامی تمامی جهان است ، کافی نمیدانید؟!

اگر این بودجه ی نظامی که میتواند جهانی را ازفقر وگرسنگی نجات دهد ، کفاف نمیدهد، مشکل درجای دیگری است و بهتر است عقل تان را جمع کرده ومشکل را درجای دیگر ی جستجو کنید!

مثلا بپذیرید که بنگاه خبر پراکنی  بی بی سی خودتان – که این روزها بنفع جنگ طلبی های اوباما بطور تمام قد وارد میدان شده – شب گذشته خبر داد که ۸ نفر ازاهالی جهان ( ۶نفر از آمریکا، یکی ازاروپا ویکی از مکزیک ) ثروتی معادل ۵/۳  میلیارد نفر قسمت فقیر جهان ( نصف مردم جهان) دارند!

حتی بعضی ازاین ثروتمندان پای تلویزیون حاضر شده وگفتند که دلیل این کار ، عدم اخذ مالیات ازثروتمندان است و واقعیت این است که درمقایسه با درآمدها، مالیات طبقات فرودست جامعه  خیلی بیشترازثروتمندان است واین امر ناهنجاری های بزرگ اجتماعی زا تولید کرده وخواهد کرد که درتحلیل نهائی بنفع هیچکس نیست !

آیا جان مک کین وباند حقیر رجوی – بمثابه کاسه ی داغ تر از آش-  از چنین سیستمی دفاع میکنند  که این فاصله ی وحشتناک وبی نظیر طبقاتی را بوجود  آورده و آنها حاضرند که جهانی را برای حفظ این تعادل؟! به آتش کشند؟؟!!

سیستمی که جان مک کین ورجویه کارگزار آن هستند وصاحبان اصلی سیستم که همان ثروتمندان باشند ، آنرا خطرناک میدانند وبدین ترتیب نشان داده میشود که ارباب پذیرفته ونوکر نمی پذیرد؟!

آیا جان مک کین و فرقه ی رجویه میخواهند این سیستم حفظ شود؟!

رجوی ها به نقل از این سرهنگ خلبان قاتل ویتنام و یکی از شرکت کنندگان اصلی درکودتای نئونازیستی اکراین، تاسیس گروه های سلفی و …، چنین مینویسند:

” داعش عارضه‌یی از این بی‌نظمی است، در حالی که جاه‌طلبی برنامه اتمی رژیم ایران به تعویق افتاده ولی متوقف نشده، این رژیم به گسترش دخالت شریرانه خود ادامه می‌دهد. این دخالت از سوریه تا عراق و تا یمن گسترش یافته است”.

اینجانب درمورد علل وعوامل تاسیس داعش به کرات سخن گفته ام وبنابراین این بار برای تنوع هم که شده ، نوشته هایی چند ازدیگران نقل کرده و این بار، بی طرفی خود را درجنگ همه برعلیه همه یا جنگ بی پایان که جان مک کین بنوعی بدان ها پرداخته ، حفظ کنم:

“کاخ سفید در بیانیه ای به مناسبت یک سالگی اجرای برجام گفت که توافق هسته ای آمریکا و جهان را امن تر کرده است.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از جام جم آنلاین، کاخ سفید در بیانیه‌ای به مناسبت یک سالگی برجام تاکید کرد که ایران به تعهدات خود براساس توافق عمل کرده است. در این بیانیه آمده است؛ برجام برنامه هسته ای ایران را به عقب رانده است و به طور قابل توجهی از دستیابی ایران به سلاح اتمی جلوگیری کرده است. کاخ سفید در بخش دیگری از این بیانیه تصریح کرده که برجام توافقی صرفاً بین ایران و آمریکا نیست. در این بیانیه آمده است: «ایالات متحده بایستی به خاطر داشته باشد که این توافق محصول سال‌ها تلاش است و توافقی بین قدرت‌های جهانی است، نه صرفاً بین ایران و آمریکا.» کاخ سفید، به علاوه تصریح کرده که توافق هسته‌ای با ایران را بایستی در برابر دیگر گزینه‌های موجود مورد ارزشیابی قرار داد. «راه حل دیپلماتیک که مانع از دست‌یابی ایران به توافق هسته‌ای می‌شود به برنامه هسته‌ای مهار‌نشده ایران یا جنگی دیگر در خاورمیانه ارجحیت دارد “

ویک گزارش دیگر:

” ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی و مناظره هائی که با هیلاری کلینتون داشت حرف های جنجالی و حتی تهدید آمیز زیاد زد، چنان که گوئی او برای جنگ و ویرانی جهان آماده شده است. بسیاری از وحشت و بسیاری زیر فشار تبلیغاتی رسانه های امریکائی از او تصویری برای خود ساختند که نیازی به یادآوری آن نیست. اکثریت مردم جنگ دو بخش سرمایه داری امریکا و بحران همه جانبه ای که یکی از این دو بخش در پی یافتن چاره ای برای آنست را ندیدند. حالا در آستانه ورود ترامپ به کاخ سفید، او مسائل مهمی را با دقت مطرح می کند. از جمله درباره ضرورت جلوگیری از گسترش سلاح اتمی، فشار کمر شکن جنگ زدگان عراق و سوریه و لیبی و افریقا به کشورهای اروپائی و قرار گرفتن اتحادیه اروپا در آستانه از هم پاشی، درباره ضرورت گفتگو و مصالحه با روسیه، درباره اشتباه بزرگ امریکا در حمله به عراق، درباره ضرورت برچیدن بساط داعش و… حتی او در برابر سئوال تحریک آمیزی که از وی در باره “برجام” و مذاکرات اتمی با ایران می کنند می گوید: امریکا امتیاز زیادی داد اما نباید برای اظهار نظر عجله کرد. من حرف هایم را دراین باره گذاشته ام برای دوران ریاست جمهوری ام! او با دقت از لغو تجارت آزاد سخن می گوید. البته فعلا در حد گرفتن مالیات از اتومبیل های امریکایئ که در خارج از امریکا ساخته می شوند و اتومبیل های اروپائی (از جمله مرسد بنز آلمانی) که بدون مالیات وارد آمریکا می شود. او می گوید صنایع باید به امریکا باز گردند تا شغل ایجاد شود و این یعنی بایگانی کردن تجارت آزاد و به نوعی “لیبرالیسم اقتصادی”! اینها نکات مهمی است که سرنوشت آینده اروپا را تعیین می کند و باید با دقت آنها را به حافظه سپرد. همچنان که مسئله ضرورت جمع کردن بساط داعش و کنار آمدن با “برجام” و …. را “.

وهمچنین :

” روز دوشنبه روزنامه آلمانی بیلد و نشریه  انگلیسی تایمز چاپ لندن مصاحبه خود را با ترامپ منتشر کردند. مصاحبه ای که خشم ناتو، اتحلدیه اروپا و دیگر اعضای آن را برانگیخت. رئیس جمهور آینده امریکا که روز جمعه کار خود را  آغاز  خواهد کرد در این مصاحبه گفت: البته ناتو برای او بسیار مهم است اما او در عین حال این اتحادیه را چندین بار  زائد و مغایر با روح زمان خواند. نخست آن که ای سازمان  در سالهای بسیار بسیار دوری طراحی شده ، دوم آن که فقط  پنج کشور هزینه ای را می پردازند که باید بپردازند. این سازمان » زائد » است چون به تروریسم بی اعتنا است».

اشاره دیگر ترامپ نیز برای گوش های هوادار مناسبات ترانس اتلانتیکی در باره اتحادیه اروپا  بی سابقه بود: » در واقع اتحادیه اروپا وسیله ایست برای رسیدن آلمان برای اهدافش». به این دلیل بنظر او خروج انگلستان از این اتحادیه بسیار زیرکانه بوده است. بنظر او دیگر کشورها نیز اتحادیه را ترک خواهند کرد، پذیرفتن پناهندگان فراوان  آن قطره ای بود که جام را لبریز کرد. او برای خانم مرکل صدراعظم آلمان احترام زیادی قائل است ولی: » بنظر من او یک اشتباه بسیار فاجعه بار کرد و آن این بود که به این همه  افراد غیرقانونی اجازه ورود به کشور را داد (…) بنظر من ، ما باید منطقه امن در سوریه ایجاد می کردیم، چنان کاری برای ما بسیار ارزان تر تمام می شد و کشورهای خلیج باید هزینه آن را می پرداختند، در واقع هیچکس بقدر آنها پول ندارد». ولی همه آنچه که روی داده نمی باید روی می داد، به عراق » اصلا نمی باید حمله می شد». آن کار «احتمالا بدترین تصمیمی بوده است که در تاریخ کشور ما گرفته شده است» آن کار «مانند سنگ انداختن در لانه زنبور بوده است» که حالا  به یکی «از بزرگترین مخمصه های  تاریخ تبدیل شده است».

رئیس جمهوری آتی امریکا در پاسخ این سوال که نظرش در باره تحریم های غرب علیه روسیه چیست گفت: بنظر من انسان ها باید با هم کنار بیایند. » ببینیم شاید بتوانیم چند معامله خوب با روسیه بکنیم». سلاحهای اتمی باید کاهش یابند، باید «خیلی کمتر بشوند».

ترامپ انتقاد خود را به برجام اتمی با ایران را تکرار کرد و گفت: «این یکی از بدترین قرار دادهائی است که تاکنون منعقد شده است. اما او حاضر نشد توضیح بدهد که در مورد آن چه در پیش خواهد گرفت.

هیچ یک از سخنان او جنگ طلبان اروپائی را خوش نیامد. سخنان اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان چون دیگران بیانگر این نارضایتی بود. او دیروز پس از گفتگو با استولتنبرگ دبیر کل ناتو در بروکسل گفت این سخنان «موجب نگرانی»  سازمان (ناتو) شده است.

بطور کلی سخنان ترامپ در باره اتحادیه اروپا و ناتو «موجب حیرت و نگرانی » در بروکسل شده است. سخنان ترامپ با آنچه که «جیمز ماتیس»  وزیر دفاع آتی در برابر سنای آمریکا گفت در تضاد است. از این رو اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان برای تسکین ناآرامی ها گفت «باید  دید سیاست خارجی امریکا چه شکل خواهد یافت» . آنگلا مرکل صدراعظم آلمان در ارتباط با اظهارات ترامپ در مصاحبه اش در برلین گفت: بنظر من  زمام سرنوشت ما اروپائی ها در دست خودمان است» او در باره مناسبات آتی با امریکا گفت :مواضع من در مورد مسائل  ترانس آتلانتیکی روشن است». مرکل روز پنجشنبه طی نطقی در بروکسل گفت »   همکاری ترانس اتلانتیکی  متکی برتضمین ابدی نیست “. پایان نقل قول

وحالا به میزان صداقت رجوی ها که مدعی شکستن سانسور وانحصار هستند ، توجه کرده واگر خواستید، نمره ای هم بدان بدهید!

صابر

*** 

سناتور جان مکین امریکایی و مجاهدین خلق امریکایی کشاستراتژی جدید مریم قجر عضدانلو ( فاز تهاجم سیاسی ) این بار به دست یک امریکائی به ثمر رسید

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسممحمد سهیمی: چگونگی‌ ظهور داعش و گروه‌های داعش گونه، بخش اول: داعش خوب، داعش بد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28167

نزدیک ۴ دهه ایست که مجاهد خلقی وجود ندارد!ا

 ایران قلم، بیستم ژانویه ۲۰۱۷:… به خودتان تهمت نزنید وبه دیگران هم اعتراض کنید که چنین نکنند!! مجاهدی نیست که کسی هم با شنیدن نام آن برخود بلرزد. آنها به جریانی حمله میکنند که کاری جز خرابکاری درامور مردم ایران ندارد ومشخصه ی بزرگ آن، خرابکاری ، تروریزم وجنگی بود که براه انداخت و مهمتر اینکه به یک باند مافیایی وجاسوسی برعلیه مردم ایران تبدیل شده است! بعضی … 

Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult)’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

نزدیک ۴ دهه ایست که مجاهد خلقی وجود ندارد!

۲۳/۱۰/۱۳۹۵ ـ ارسال شده توسط آقای وحید ـ با تشکر از ایشان

من ازجمله کسانی هستم که هرگز صفت منافق را به سازمان مجاهدین خلق سابق –زمانی که درخط مردم و میهن دوستی قرار داشت- اطلاق نمیکردم!

اما بعد ازانقلاب، دوران عمر این سازمان بسیار کوتاه بود وسریعا به مغازه ی چند نبش مسعود رجوی تشنه به قدرت و بوالهوس تبدیل شد وبدین ترتیب دیگر سازمان مجاهدین خلقی وجود نداشت  ومن شخصا نام این تشکیلات جدید (ناقض برنامه وآرمان های بنیانگذاران اولیه ی سازمان) را ، به هیچ وجه منافق ( فرد یا جریانی که درداخل قرار دارد و دورویی میکند- درحالی که جریانی است که درداخل مردم و … نیست که تولید نفاق کند ) ننامیده ام!

درست این بود وهست که نام تشکیلات رجوی که با کودتای خزنده ومحیلانه ی شخص مسعود رجوی برعلیه سازمان مجاهدین بوجود آمد، گروه سکتاریستی لقب داد که ظاهرا محققان بدین قناعت آمده اند که نام سازمان استحاله شده ی مجاهدین خلق را ، فرقه رجوی، باند رجوی ویا انجمن رجویه بگذارند!

باری ، در نقد نوشته ی آقای زند که توسط رسانه های رجوی منتشر شده وتیتر ” مجاهدین برای ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰مین بار در حال فروپاشی و از میان رفتن هستند “ ! بدان اختصاص داده شده، آمده است که :

” …همین‌که اسم مجاهدین می‌آید قالب تهی می‌کند. پاسدار سبزعلی رضایی …! در سایت خودش چنان لرزیدنی از ترس مجاهدین، نشان داده که اگر کسی امروز از غار بیرون می‌آمد و تصمیم داشت عظما و رژیمش را بشناسد حتماً از تعجب از خود می‌پرسید: این رژیم که هنوز سر جایش هست چرا از یک «گروهکی»! که میلیاردها بار به گفته خودش ازمیان‌رفته این‌قدر ترس سراپایش را فراگرفته است؟ و سپس به فکر فرومی‌رفت و می‌پرسید مگر خبری هست؟ و به خود جواب می‌داد «حتماً هست والا چرا این‌قدر وحشت و ترس» “؟!

به خودتان تهمت نزنید وبه دیگران هم اعتراض کنید که چنین نکنند!! مجاهدی نیست که کسی هم با شنیدن نام آن برخود بلرزد. آنها به جریانی حمله میکنند که کاری جز خرابکاری درامور مردم ایران ندارد ومشخصه ی بزرگ آن، خرابکاری ، تروریزم وجنگی بود که براه انداخت و مهمتر اینکه به یک باند مافیایی وجاسوسی برعلیه مردم ایران تبدیل شده است!

بعضی ازحکومتیان عادت کرده اند که به شما منافق بگویند و این مهم را متاسفانه درنظر نمیگیرند که نام مرسوم وواقعی شما درادبیات روشنفکرانه ی ایران همان است که ذکر کردم!

دیگر اینکه چرا با ذکر نام منافقین احساس شادمانی میکنید؟!

ازدیگر سو که به مسئله بنگریم ، این نوع برخورد مقامات حکومتی زرنگی آنها را نشان میدهد وچرا؟!

آنها در معرفی خود به مردم وجهان میگویند که ایهالناس بدانید واگاه باشید که ما دشمنانی این چنینی داریم و وشما برای شناخت ما، این جریان را شناخته و نتایج لازم را ازآن بگیرید!!

منهم متقابلا میگویم که رژیم ایران چه رژیم خوشبختی است که چنین جریانی ( انجمن رجویه ) خود را تنها آلترناتیو آن میداند!!

درادامه :

” …  پاسدار سبزعلی «اول بربادرفته» نظام برای دلداری به خودش با گفتن اینکه «طی سال‌های اخیر دولت باراک اوباما آن‌ها [مجاهدین] را از جرگه سیاست عمومی در ایالات‌متحده و دولت این کشور خارج کرده بود و توجهی به تلاش‌های این دسته برای خراب کردن چهره [رژیم] ایران نداشت “.

این اوبامای باهوش و کسی که باپنبه سر میبرید ، بخوبی دریافت که خودش با دخالت مستقیم خود بنفع باند رجوی، نام بدی را ازخود برجای خواهد گذاشت وبنابراین انجام این کار را به رژیم زهوار دررفته ی عربستان سپرد!!

همچنین :

“بعد یک‌باره هوار کشان از تیم انتقال ترامپ فریاد شکوه و شکایت می‌کشد که به‌وضوح نمایشگر تهی کردن قالب از ترس است. می‌گوید: «هرچند گفته می‌شد که [مجاهدین] در تلاش برای دیدار با دونالد ترامپ نیز هستند، اما هنوز مشخص نیست که آیا این دیدار در آینده صورت خواهد گرفت یا خیر. تیم انتقال قدرت دونالد ترامپ نیز در این مورد به سؤال خبرگزاری فاکس نیوز پاسخی نداده است”.

فعلا ترامپ درراه های دیگری گام بر می دارد و باین زودی به فکر شماها نخواهد افتاد!

مسائل استراتژیک وساختن ویرانی های ناشی از ۴دهه ازانجام برنامه های اقتصادی نئولیبرالی، دل مشغولی بزرگ ترامپ است فعلا ومسلما به دعوت های شما برای تشرف وپابوسی ، رغبتی نشان نخواهد داد!

اوکه دربرخورد با دستگاه های اطلاعاتی آمریکا ، این چنین وسواس به خرج داده ودرصدد تصفیه ی آن – به لحاظ  اعتراض به گزارش هایی که ازمنابعی شبیه شما ارائه داده و آمریکا را درباتلاق بزرگی بنام حمله ی نظامی به کشورها گرفتار کرده – برآمده ، موضوعی بنام باند رجوی و برقراری ارتباط با آنرا دربرنامه هایش نخواهد بود!

شما بعنوان یک تشکیلاتی خارج از چهارچوب حکومت ، چرا باید درصدد رابطه زنی با رئیس جمهور کشوری مانند آمریکا باشید؟!

یعنی اعتقاد خود به مردم ایران را که درتحلیل نهائی، حرف وآخر را خواهند زد ، اینقدر ازدست داده اید؟!

وآیا نمیدانید که سران کشورها به گروه های بدنام و بی تاثیری مانند باند رجوی ،  به لحاظ نداشتن وزن سیاسی مادی ومعنوی درکشورالتفاتی نخواهند داشت؟!

وحید

*** 

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27995

پیام محمد حسین سبحانی به خانم افسانه طاهریان در تشکیلات مجاهدین در آلبانی 

afsane_taherian_mohammad_hossein_sobhani_3محمد حسین سبحانی، اران قلم، هشتم ژانویه ۲۰۱۷:… فلسفه این پیام من به تو ، افسانه عزیز ، این بود که بگویم بسیار بسیار خوشحال هستم  که به سلامت از جهنم عراق خارج شدی و به آلبانی آمدی. می خواهم در این پیام به شما قول بدهم که همه توان، امکانات و شرایط و آنچه که از دست من بر میاد برای تو خواهم کرد ، در صورتیکه تو بخواهی مسیر یک زندگی اجتماعی و آزاد را طی بکنی و … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمحمد حسین سبحانی: آیا مریم رجوی توان رهبری سازمان مجاهدین خلق را دارد؟ (قسمت ششم مصاحبه ها)ا

لینک به منبع

پیام محمد حسین سبحانی به خانم افسانه طاهریان در تشکیلات مجاهدین در آلبانی

محمد حسین سبحانیسلام می کنم خدمت همه عزیزانی که صدای من را می شنوند. این پیام را به همه افراد و اعضای سازمان مجاهدین خلق که از عراق به آلبانی منتقل شده اند، این پیام بطور عام برای همه آنهاست و بطور خاص برای افسانه عزیز، خانم افسانه طاهریان. سلام افسانه جان  امیدوارم حال شما خوب باشد، صحیح و سلامت باشی. فکر می کنم از آخرین باری که همدیگر را دیدیم تقریبا باید حدود بیست سال گذشته باشد. آخرین بار توی سلول انفرادی قرارگاه اشرف بودم که من را به اون بنگال منتقل کردند و بعد از چهار سال و نیم توانستم ۱۰ دقیقه ای شما را ببینم. در تمام این چهار سال و نیم، از شهریور ۱۳۷۱ که من را مسعود رجوی به سلول انفرادی انداخت هر روز و هر هفته و هر ماه می نوشتم و می گفتم و درخواست می کردم که می خواهم همسرم را ببینم. ولی اجازه نمی دادند تا ا ینکه بعد از چهار سال و نیم هیچ آمادگی ذهنی نداشتم ، بطور غیر منتظره زندانبان ها درب سلول را باز کردند و گفتند که لباست را بپوش کارت داریم. اون موقع در مقطعی بود که در اعتراض و اعتصاب ، اعتراض و اعتصابی که در تنهایی در سلول می کردم و نمی دانستم کسی اصلا اعتراض و اعتصاب من را می شنود یا نه؟ ولی اعتراض و اعتصاب در تنهایی و سلول انفرادی به من آرامش می داد، به زندانبان ها گفتم نه با همین لباس زندان میام. شما در آن ده دقیقه ای که فرصت دادند، تلاش کردید که من را متقاعد کنی ؛ براساس آنچه که خواسته سازمان هست. و شاید خواسته قلبی خودت هم بود که من در عراق بمانم. آمدی و گفتی که سازمان می گوید که امسال دیگه رژیم سرنگون می شود. از من پرسیدی که آیا مانور غرش شیر را گوش کردی، دیدی؟ توی سلول انفرادی بودم نه رادیویی ؛ نه تلویزیونی و نه خبری. البته سال اخری که در زندان سازمان بودم و شرایط بهتری داشت این امکانات را به من دادند ولی اون موقعی که با هم صحبت می کردیم هیچ امکانی در سلول و زندان برای من وجود نداشت. من به شما براساس باور ها و اعتقادهایی که داشتم گفتم نه ! این رژیم سرنگون نمیشه . من شرایط شما را در ان موقع درک می کردم، الان هم شرایط شما را درک می کنم، گفتم اگر شما فکر می کنی ، امیدوارم که یادت باشد، گفتم اگر شما فکر می کنی رژیم سرنگون میشه، باشه من دوسال دیگه اینجا در همین زندان می مانم،  و وقتیکه جمهوری اسلامی سرنگون نشد تو با من می آیی؟ من فکر می کنم شما می خواستی جواب مثبت بدهی، ولی زندانبان هایی که پشت درب ایستاده بودند، آنهایی که شنود گذاشته بودند، آنهایی که دوربین مخفی در سلول و اون بنگال ملاقات کار گذاشته بودند، نگذاشتند . یادت هست محبوبه جمشیدی، خانم آذر با یک سینی چای آمد داخل اون بنگال و نگذاشت شما موضع گیری کنید. هیچ وقت این صحنه و این لحظه را تا پایانی حبسی که در زندان انفرادی قرارگاه اشرف کشیدم، چه آن موقع که من را به زندان اطلاعات و امنیت صدام حسین در بغداد انداختند، و چه اون موقعی که من را به زندان ابوغریب منتقل کردند و همه سال های گذشته این صحنه و لحظه با من بوده است. برایم شاخصی بوده است که شما این باور را نداشتی که رژیم سرنگون خواهد شد، شرایطی که در زندان بر من گذشته بود، در همان ده دقیقه ای که برایت توضیح می دادم ، شما می گفتی که اینهایی که تو می گویی ، زندان ، شکنجه دروغ است. یادته می گفتم در سلول در اوج زمستان و سرما بخاری را خاموش می کنند، یادته می گفتم در تابستان و در اوج گرمای ۵۰ درجه بغداد و عراق کولر را به عمد خاموش می کردند تا فشار، پشه ، گرما و تنهایی آدم را از پای در بیاره . شما گفتی این دروغه. معنی این حرف شما این بود که اگر راست باشد، زندان و شکنجه نادرست و غلطه. ولی آون حرف ها راست بود این چیزی نبود که فقط من گفته باشم. همه آدم هایی که از سازمان مجاهدین جدا شدند، کم و زیاد این را می گفتند. اصلا اگه همه اینها هم دروغ باشه، توی یک اتاق ، توی یک سلول هشت سال یک نفر را نگه دارند ازش  چی باید بمونه. شما تقصیری نداشتی و نداری افسانه جان! من شرایط اون موقع شما را درک می کردم شرایط الان شما را هم درک می کنم. همیشه به یاد شما بودم. سارا بسیار بسیار شما را دوست دارد. دو تا نوه عزیز قشنگ و زیبا داری. همسر عزیز و مهربان سارا هم شما را دوست دارد .  خانواده ات، پدرت ، مادرت؛ خواهران و برادرانت. همه شما را دوست دارند.

خوب از آن موقعی که به نقل از سازمان مجاهدین می گفتی که رژیم سرنگون میشه، تقریبا بیست سال گذشته است، از موقعیکه خود مسعود رجوی هم در سال ۱۳۶۰ می گفت رژیم سرنگون میشه  الان سی و پنج سال گذشته است. آخه با چه هدفی آمدیم توی مبارزه ؟ می دانی چرا رژیم سرنگون نشد؟ این تاوان مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه ای است که سازمان مجاهدین خلق  آغاز کرد، سازمانی که مدعی بود انقلابی است و طرف مقابل خود را ارتجاعی خطاب می کرد. پس اون نیروی انقلابی نباید خشونت و مبارزه مسلحانه را آغاز می کرد. به جان سارا قسم در سلول انفرادی با خاک روی دیوار می نوشتم ، خاک های کف سلول را جمع می کردم و روی دیوار سفید، مثل همین دیواری که پشت من می بینی، می نوشتم :

” مبارزه مسلحانه جواب نداره”

نمی خواهم در این پیام کوتاه این بحث ها را با شما بکنم. فلسفه این پیام من به تو ، افسانه عزیز ، این بود که بگویم بسیار بسیار خوشحال هستم  که به سلامت از جهنم عراق خارج شدی و به آلبانی آمدی. می خواهم در این پیام به شما قول بدهم که همه توان، امکانات و شرایط و آنچه که از دست من بر میاد برای تو خواهم کرد ، در صورتیکه تو بخواهی مسیر یک زندگی اجتماعی و آزاد را طی بکنی و از سازمان مجاهدین جدا بشوی ، همیشه می توانی روی من حساب بکنی. به تو قول می دهم که از هیچ چیز دریغ نخواهم کرد. خوب الان توی آلبانی هستی، می توانی با خانواده ات تماس بگیری ، می توانی با سارا تماس بگیری، اصلا هدف من این نیست که شما از سازمان مجاهدین جدا بشوی ، نه شما می توانی توی سازمان مجاهدین باشی ولی با خانواده ات تماس بگیر. مبارزه این چیزی نیست که ما تصور می کردیم. مبارزه همراه با زندگی است و گرنه همین چیزی میشه که شد، سی و پنج سال رفت. می توانی با خانواده ات تماس بگیری ، با پدرت با مادرت، خواهرانت و برادرانت. خوب خانواده تو هم که هیچوقت پیگیری نکردند، خانواده تو یا سارا که هیچوقت نیامدند، از نظر مسعود رجوی در قلمرو ” خانواده مزدور و الدنگ” وارد که نشدند، چرا نمی گذارند با تو صحبت کنند، چرا نمی گذارند با خانواده ات صحبت کنی؟

افسانه طاهریان محمد حسین سبحانی

ببین! این عکسی است که تو فرستادی. من خواهش می کنم به آن توجه کن. این عکسی است که من فکر می کنم ۱۶ ، ۱۷ سال قبل و زمانیکه من در سلول انفرادی بودم یا در زندان ابوغریب برای سارا فرستادی. البته تنها این یک عکس نبوده است، چند تا عکس بوده است. این دست خط خودت هست به جان سارا قسم من و به هر کسی که باور داری قسم می خورم که من دروغ نمی گویم. این لاک کشیدن های پشت این دست نویس شما کار من نیست. ببینید اون کلمه اولش را که لاک گرفتند یک کلمه ” چند ” بوده است و این نشان می دهد که شما چند تا عکس فرستاده بودی ولی فقط یکی را فرستاده اند. خط پایینش را هم نمی دانم چی نوشته بودی که انقدر سیاه کردند و بعد لاک گرفتند و پاک کردند که قابل تشخیص نیست. تاریخش را هم که لاک گرفتند و پاک کردند تا معلوم نشود تاریخ اصلی چه بوده و با چه تاخیری همین یک عکس به دست سارا رسیده است. آیا آن موقع هم ” خانواده الدنگ ومزدور ” بود؟ ببین وحشت تا کجاست؟

یادمه وقتی که تازه از زندان ابوغریب آزاد شده بودم و خودم را به اروپا رساندم. توس دومین یا سومین دیداری بود که با سارای عزیز و آن خانواده عزیز و مهربانی که از سارا نگهداری می کردند ، داشتم . اون خانواده نقل می کرد که شما سالی یکبار سازمان اجازه می داده و با سارا تلفنی صحبت می کردی . این موضوع خیلی خیلی هم خوب بوده ، ولی اون خانواده می گفت ما کنجکاو شدیم و چون احساس می کردیم سارا تمایل دارد با پدرش هم صحبت کند، اون موقع سارا کوچک بوده ، خلاصه رفتند و از دفتر و انجمن سازمان مجاهدین در دانمارک خواستند که اگر ممکنه پدرش هم مانند مادرش گاهی تلفن بزند. دفتر مجاهدین به آنها گفته اند که پدرش فوت کرده است ، همان موقعی که من در سلول انفرادی سازمان بودم، این را من نساختم. این را وقتی من به اینجا رسیدم از آن خانواده شنیدم. این خانواده هم اتفاقا هوادار سازمان مجاهدین بوده است و همین تناقضات هم آنها را هوشیار و آگاه کرد و از سازمان فاصله گرفتند.

افسانه طاهریان محمد حسین سبحانی

از این حرف ها بگذریم. من برایت آرزوی سلامتی می کنم، همچنین از شما درخواست می کنم، خواهش می کنم که کمی جسارت بیشتر، کمی اراده بیشتر داشته باش. اگر، اگر باور داری مسیری که سازمان مجاهدین طی کرده ، نادرست بوده است، دستت را بگذار روی پاهای خودت و بایست و روی پاهای خودت راه برو و مطمئن باش که از هیچ کمکی برای تو دریغ نخواهم کرد، همینطور برای سایر عزیزان، ولی بطور خاص و ویژه برای شما هر انچه که از دست من بر بیاد ، مطمئن باش کوتاهی نخواهم کرد. من همیشه به فکر شما بوده ام، فکر محبتی که نسبت به من داشتید، همیشه به فکر جبران اعتمادی که به من داشتی ، بوده ام. من هیچوقت فراموش نمی کنم شما شش، هفت ماهه باردار بودی و روی قاطر تمام کوه های کردستان را طی کردی، فقط بخاطر اینکه به من اعتماد کردی . من تقریبا ۱۰ سال در زندان های سازمان بودم به خاطر اینکه آن را جبران کنم ولی مسعود رجوی نگذاشت . ده سال! ولی نگذاشت . عیبی نداره افسانه جان! ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است ، هیچوقت فکر نکن که دیر شده است. الان فکر می کنم شما ۵۵ سالته. زندگی در جریان هست. همیشه زندگی وجود دارد و با مبارزه هم منافات ندارد. دوران سرنگون کردن حکومت ها با خشونت ، ترور و فرقه گرایی به پایان رسیده، الان مسیر تغییرات اجتماعی از این طریق نمی گذرد، نه تنها الان، چند دهه هست. خانواده شما ، خیلی شما را دوست دارند، اگر اجازه بدهی چند تا عکس را به شما نشان بدهم. این عکس را ببین . ما تا جاییکه لازم بود برای مبارزه ارزش قائل بودیم ، ارج می گذاشتیم ، برای مبارزه چیزی کم نگذاشتیم. شما با اون شرایط آمدی. همه زندگی مان، خانواده مان ، کشورمان را گذاشتیم و آمدیم. برای یک مسیری که درست باشد، ولی به خدا این مسیر نادرسته. ببیم ما براساس پیمانی با هم سر سفره عقد نشستیم. ببین این عکس سفره عقد ما هست. عکس حسین را در سفره عقد می بینی، عکس امیر را می بینی هر دو در زندان بودند. حسین را سال ۱۳۶۷ اعدام کردند، خوشبختانه امیر نجات پیدا کرده و زندگی می کند. هر کس که کشته می شد، شهید بود و هر کس که زنده می ماند باید حساب پس می داد که چرا زنده ای؟

افسانه طاهریان محمد حسین سبحانی

الان شرایط آلبانی بسیار بسیار با عراق متفاوت است. تو می توانی ، اگر خودت هم مایل باشی، این را در خودت تقویت کن، این را بدان که چیزی تمام نشده و زندگی ادامه دارد و مبارزه هم می تواند همراه زندگی ادامه داشته باشد. اجباری هم نیست، هدف من از این پیام این نیست که شما حتما از این سازمان جدا بشوی ، نه اگر هم می خواهی در سازمان مجاهدین بمانی ، بمان. ولی حداقل ها باید رعایت بشود چرا عکس هایی که شما فرستادید را لاک بگیرند تا به دست دخترتان نرسد. با خانواده ات تماس بگیر. با سارا تماس بگیر. من شماره تلفنم را می دهم، در هر شرایطی که زنگ بزنی هر وقت که برای شما فرصتی پیش بیاید زنگ بزن من به شما کمک خواهم کردو شماره تلفن من :

۰۰۴۹۱۷۷۴۸۲۹۹۰۵

ایمیل من هم

Sobhani_m_h@hotmail.com

می باشد. در سایت ایران قلم همه این اطلاعات وجود دارد.

امیدوارم از شرایط استفاده بکنی و خودت را بتوانی بازسازی بکنی همینطور سلامتی جسمی ات. هراز گاهی می شنیدم شما بیمار هستید، بسیار متاسف می شدم . امیدوارم الان صحیح و سلامت باشی. از این خیلی رنج می بردم وقتیکه از افرادی که از سازمان مجاهدین جدا می شدند وقتی جویای احوال شما می شدم می گفتند که شما را مسعود رجوی و یا مریم رجوی در نشست های مغزشویی و عملیات جاری بند می کرده و علیه من تحریک می کرده که صحبت بکنی . نقل قول می کردند که در همین نشست های مغزشویی ، مهوش سپهری که نمی دانم در مورد او چه بگویم، در این نشست ها با فرهنگ لومپنیزم به شما اعتراض می کرده که شما هنوز به اندازه کافی تیغ لازم را روی آن خائن و مزدوری که من باشم، نمی کشیدی.

گفتم متاسفم که همه مان به این شرایط رسیدیم و این محصول خشونت، ترور و مبارزه مسلحانه  بوده است و سهم اصلی اش را سازمان مجاهدین خلق به عهده داشته است چرا که مدعی بوده نیروی انقلابی است. الان در آلبانی امکاناتی هست که می توانی جدا بشوی . همیشه می توانی روی من حساب بکنی من از هیچ کمکی برای شما دریغ نخواهم کرد. سارا عزیز شما را دوست دارد ، شما را می بوسه و برای شما آرزوی سلامتی می کند، همینطور من. به امید روزهای بهتر. امیدوارم خبرهای خوبی از شما بشنوم.

خدانگهدار

(پایان)

مطالبی مرتبط:

افسانه! محمد حسن سبحانی

منبع : سایت گویا

زنگ تلفن به صدا در آمد. گوشی را برداشتم. از آن طرف خط کسی با صدایی بلند و لحنی نگران گفت:
الو محمد! محمد! صدای منو می شنوی.
من هم ناخودآگاه با اینکه صدا را می شنیدم، بلند گفتم:
شما کی هستید؟ بفرمایید. صداتون میاد.
او گفت:
محمد من هستم منو نشناختی؟ افسانه هستم.
باور نمی کردم، من بیش از ده سال بود که صدا او را نشنیده بودم. تازه ده سال قبل هم، بیش از چند دقیقه نتوانسته بودم با او صحبت کنم. با صدای بلند گفتم:
افسانه خودت هستی؟ کجا هستی؟ از عراق داری زنگ می زنی؟
گفت:
نه فرانکفورت هستم. فرار کردم، افراد سازمان دنبالم هستند. من می ترسم.
صحبتش را قطع کردم و گفتم:
سریع آدرس بده.
افسانه: وقتی تو خیابان با چند تا از بچه ها در ماًموریت بودیم، فرار کردم. الان هم تو یک هتل هستم. از پنجره هتل که تو خیابان را نگاه می کنم، معلومه که افراد سازمان دنبالم هستند. محمد خیلی می ترسم. یک کاری برام بکن.
گفتم:
نترس هیچ غلطی نمی توانند بکنند. سریع آدرس هتل را بده! اگر سراغت آمدند، داد بزن و پلیس را خبر کن! دو ساعتی طول می کشه تا من به فرانکفورت برسم.
افسانه: پلیس به زبان آلمانی چی میشه؟
محمد : بگو پولیسای، پولیسای
بعد افسانه آدرس هتل را با عجله داد. هنوز حرفش تمام نشده بود که دوباره گفت:
از پنجره خیابونو می بینم. چند نفراز افراد سازمان دارند رستوران ها و ساختمان های این اطراف را چک می کنند.
گفتم:
نترس هیچ غلطی نمی توانند بکنند. تلفنتو بده!
افسانه: نمی دانم. تلفن همراه یکی از مسئولین سازمان را کش رفتم. نمی دانم شماره اش چنده!
گفتم:
پس هر نیم ساعت نیم ساعت زنگ بزن که خیالم راحت باشه. شماره تلفن منو از کجا گیر آوردی؟
افسانه: یک بار در فرصتی که پیش آمد توانستم از طریق سایت های اینترنتی شماره تلفنتو پیدا کنم.
گفتم:
الان حرکت می کنم نگران نباش تا دو ساعت دیگر اونجام.
افسانه:
منتظرتم. خداحافظ
تو اتاق با بعضی از دوستام نشسته بودم. آنها متعجب و شگفت زده شده بودند. آنها هم حدس زده بودند که افسانه از سازمان فرار کرده است.
هادی: همسرت بود؟ راستی راستی فرار کرده؟ مگر توی عراق نبود؟
محمد: آره افسانه طاهریان بود. اول صداشو نشناختم.
مهدی: تلفنتو از کجا گیر آورده بود؟
محمد: میگفت در یک فرصتی در اینترنت پیدا کرده است.
سعید: سازمان افسانه طاهریان را عضو شورای رهبری اش اعلام کرده. احتمالاً به اینترنت دسترسی داشته است.
محمد: باید سریع بروم دنبالش. توی یک هتل در فرانکفورت است. سعید جان می توانیم با ماشین تو برویم.
سعید: آره پا شو سریع برویم.
هادی و مهدی هم که فرزندان و همسرانشان در عراق اسیر سازمان هستند، گفتند که می خواهی ما هم بیاییم؟
که ابتدا گفتم نه و تشکر کردم. ولی یک لحظه به ذهنم زد که بد نیست آنها هم بیایند. شاید به کمک آنها احتیاج شود. به ویژه که مهدی هم آلمانی اش خوب است.

خلاصه با هم حرکت کردیم. سعید خیلی سریع ماشین را آماده کرده بود و بعد از چند دقیقه در اتوبان به سمت فرانکفورت در حال حرکت بودیم. حدود نیم ساعتی گذشته بود. طبق قراری که با افسانه گذاشته بودم. قرار بود هر نیم ساعت یکبار او زنگ بزند.

سعید خیلی سریع و مسلط رانندگی می کرد. من تلفن همراهم را از جیبم در آورده و در دستم گرفته بودم تا بتوانم بعد از شنیدن زنگ تلفن سریع جواب بدهم، ولی هنوز افسانه زنگ نزده بود.
بعد از چند لحظه احساس کردم صدای زنگ ساعت کوچک روی تلویزیون می آید. با صدای زنگ تلفن از خواب پریدم. دیدم افسانه ای که دیده بودم، افسانه بود.

Sobhani-sara-afsane

سارا سبحانی ، سلمان زرگران، فرشته برنجی ، افسانه طاهریان و محمد حسین سبحانی

ــــــــــــــــ 

 کنفرانس ضد تروریسم پاریس

نگاه نو، ششم آوریل، دوهزار و پنج

لینک به منبع

سخنرانی آقای هادی شمس حائری ، مسعود خدابنده و محمد حسین سبحانی در کنفرانس ضد تروریسم در پاریس.

آقای هادی شمس حائری:

با سلام خدمت شما و حضار گرامی من هادی شمس حائری هستم از سال ۱۹۷۵ با سازمان مجاهدین آشنا شدم و فعالیت خودم را شروع کردم و بعد از اینکه سازمان مجاهدین مبارزه مسلحانه اش را بدون اجازه از مردم بدون اطلاع ما آغاز کرد دو سال در ایران مخفی بودم و سپس از ایران خارج شدم و به منطقه کردستان آمدم و ترکیه و فرانسه و سپس عراق. وقتی که من با سازمان مجاهدین بودم اشکالات زیادی را می دیدم ولی به خاطر مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی ازش می گذشتم و زیاد اهمیت نمی دادم اما بعد از اینکه دیدم آقای محسن رضایی دبیر شورای ملی مقاومت و نماینده مسعود رجوی یک فردی را به نام فرهنگ جلوی دو کودک ۵ و ۶ ساله اش به شدت کتک زد آنجا دیگر تصمیم خودم را گرفتم که این سازمان جای من نیست. سازمانی است که شروع به هتک حرمت و نقض حقوق بشر کرده و دارد اعضایش را کتک می زند و در واقع شکنجه می دهد. پس از اعلام جدایی من را به زندان انداختند و من به مدت سه ماه زندان بودم به رجوی نامه ای نوشتم که جرم من چیست که من را در زندان انداختید آقای محسن رضایی همراه دو نفر دیگر به دفتر زندان آمد و من را احضار کردند و قرآن را باز کرد برای من از قرآن آیه ی اعدام را خواند و گفت جرم تو که از سازمان مجاهدین خارج شدی اعدام است. بعد از زندان ما را به رمادی تبعید کردند یک شهری بود که بسیار وضعیت زندگی در آنجا مشقت بار بود و مشکل بود و در نتیجه فعالیت و تلاشهایی که دوستانمان و خودم کردم به هلند آمدم از هلند تقاضای پناهندگی کردم وقتی که من در کمپ پناهندگی در هلند بودم به سازمان مجاهدین تلفن کردم گفتم که آدرس بچه های من را بدهید که من با آنها ارتباط داشته باشم و ببینم ایشان را بچه های من کجا هستند چون در جنگ خلیج این بچه ها را از عراق خارج کرده بودند و چند سال بود که من ندیده بودمشان آنها گفتند که برو گم شو مزدور، تو پدر بچه ها نیستی، پدر بچه ها مسعود و مریم هستند ما بچه ها را به تو نمی دهیم و من از بچه های خودم بی اطلاع بودم تا اینکه در سنین ۱۶ سالگی در سال ۱۹۷۶ اینها را هر دو را از آلمان که مستقر بودند بدون اجازه و اطلاع من بر می دارند و به عراق می برند و ازشان یک عنصر تروریستی می سازند و اکنون هم من از آنها هیچ خبری ندارم مدت ۱۴ سال است که من بچه هایم را ندیدم و هیچگونه رابطه تلفنی یا مکاتباتی و دیداری نداریم و من می دانم که بچه هایم آنجا ناراضی هستند و نمی خواهند آنجا بمانند. من الان نگران جان فرزندانم در عراق هستم وقتی که من به هلند آمدم اقدام به نوشتن کتاب در رابطه با مناسبات درونی مجاهدین کردم مجاهدین من را تهدید کردند تهدید تلفنی کردند اطلاعیه نوشتند علیه من عکس من هم روی اطلاعیه نصب کردند و در تمام در و دیوار شهر نصب و پخش کردند و بارها توسط مجاهدین من تهدید شدم دو بار به من حمله کردند و من را کتک زدند و تهدیدات مجاهدین علیه ما و علیه من و همه اعضای جدا شده همچنان ادامه دارد و ما از دست اینها در اروپا امنیت نداریم.

آقای مسعود خدابنده:

سلام، سلام و ماشاالله

من الان یادم می افتاد که آن سالهایی که به قول معروف انجمن یا افرادی که جداشده بودند شروع به فعالیت کردند دو تا دوتا یکی یکی نصفی نصفی یه جایی صدایی در می آمد، بعد هم از آن طرف دویست تا سیصد تا هزار تا می ریختند روی سرشان، الان بگویید مثلاً هفتصد هشتصد نفر اینجا هستند، هفتصد هشتصد تا هم رفتند ایران، هفتصد هشتصد تا هم تو کمپ شمالند، از آن طرف هم دو هزار و خرده ای توی کمپ جنوبند. تقریباً داریم یر به یر می شویم. دیگر جدا شده ندارد، نصف شده دارید. باضافه اینکه یک طرفش دارد زیاد می شود و یک طرفش دارد کم می شود، مریم رجوی کلاهش را بکشد بالا.

نمی دانم تشکر کنم ازتان یا تبریک بگویم که خیلی تا همین جایش موثر بوده و از بازتابهایش پیداست. طرف مقابل ته خط را دارد می بیند. جیغ و دادش هم از همین است. ولی نکته ای که به نظرم رسید بگویم این است که با تمام مسائلی که همه کشیدند و اینجا اهدافی هم که گفته شد نباید برداشت بر انتقام بشود و همین الانش هم نیست. اگر که دست از سر بچه های اشرف بردارند، دست از سر بچه هایی که تو هلندند و توی آلمانند بردارند، ما هیچ کاری باهاشان نداریم، ما خواستار متوقف شدن ظلم هستیم گذشته اش را هم می توانیم با قلب باز تحمل کنیم. بنابر این همیشه در به روی اینها باز است. وقتتان را زیاد نگیرم. ولی باز در طی صحبت اگر که امکان بود بیشتر خدمتتان می رسیم و در موارد متفاوت دیگر توضیح می دهیم. با تشکر.

آقای محمد حسین سبحانی:

سلام عرض می کنم خدمت دوستان و مهمانان گرامی و خوش آمد می گویم و در واقع من هم مثل دوستانم از اینکه یک رشد دو برابر را نسبت به سال گذشته و نسبت به دوستانی که حامیان ما هستند و چه دوستان جدا شده سازمان در این سمینار، اظهار خوشحالی می کنم، امیدوارم که سال آینده همین روند را با مطالب و آگاهی هایی که می رسانیم، بتوانیم به این رشد خودمان ادامه بدهیم. دوستان خواستند که من مختصری در رابطه با سرنوشت خانواده خودم توضیح بدهم، سپس به یک مطلب کوتاه نیز اشاره می کنم.

من به اتفاق خانواده ام از سال ۵۷ با سازمان آشنا شدم و در سال ۱۹۸۳ به اتفاق همسرم خانم افسانه طاهریان به عراق رفتیم و به مدت بیست سال تا سال ۲۰۰۲۲ من توی عراق حضور داشتم و در آنجا مسئولیتهای مختلفی داشتم و به عضویت شورای مرکزی سازمان درآمدم، سپس به دلیل اختلافات سیاسی و ایدئولوژیکی که با سازمان پیدا کردم، به دستور مسعود رجوی و مریم رجوی و همینطور فهیمه اروانی که در آن مقطع در سال ۱۹۹۱ مسئول اول سازمان بود به زندان انفرادی در خیابان ۴۰۰ در قرارگاه اشرف منتقل شدم و به مدت ۸ سال در زندانهای مختلف سازمان زندان اطلاعات و امنیت صدام حسین در بغداد و زندان ابوغریب عراق حضور داشتم. در واقع نگفتم ۸ هفته یا ۸ روز یا ۸ ماه، دقیقاً ۸ سال من در یک اتاق زندانی بودم جز مقطعی که حدود یک سال و نیم در زندان ابوغریب بودم و ۳۵ روزی که در زندان اطلاعات و امنیت بغداد بودم، تمام این ۸ سال را در یک سلول در خیابان ۴۰۰ در قرارگاه اشرف و قرارگاه بدیع زادگان در عراق زندانی بودم. در این مدت نگذاشتند که من با همسرم افسانه طاهریان ملاقات داشته باشم، ۱۲ سال نگذاشتند من دخترم را ببینیم، در واقع دختر من وقتی من به زندان رفتم، اینجا عکسش هست که در واقع دختر ۴-۵ ساله بود و موقعی که من بعد از ۱۲ سال توانستم خودم را به فضای آزاد برسانم، ایشان نه می توانست من را بشناسند و من نمی توانستم ایشان را بشناسم که خلاصه با علامتهایی که از شکل لباس شلوار و اینها داشتیم، توانستم بعد از ۱۴ سال ایشان را توی هامبورگ ببینیم و برای اولین بار همدیگر را ببینیم. الان نکته ای که می خواهم تأکید بکنم دختر من دختری ۲۱ ساله است و الان حدود ۱۵ سال است که از مادرش اطلاعی ندارد و نمی داند کجاست و هیچ سرنوشت او هم مشخص نیست. سازمان مجاهدین توی نشریه اش نوشته که خانم افسانه طاهریان عضو شورای رهبری سازمان است و آماده است که در هر مکان و محلی بیاید شهادت بدهد که با رضایت خودش در عراق است ولی الان من دو سال است در مجامع حقوقی و سیاسی پیگیری این مسئله را می کنم ولی هنوز سازمان مجاهدین اجازه نداده که ایشان در یک محیط آزادی بیاید و آن مطالبی که به نقل از ایشان سازمان مجاهدین در نشریه مجاهد نوشته در واقع مشخص شود که کدام درست و کدام غلط. من از موقعی که در اروپا آمده ام، با بقیه دوستان جدا شده سازمان دست به این کار زدیم که تجربیات تلخ گذشته مان را در اختیار مردم قرار بدهیم از آن مقطع در سه سال گذشته سازمان مجاهدین به کرات تهدیدات تلفنی و فیزیکی علیه بنده کرده بویژه در سه هفته گذشته که در واقع بعد از پذیرفته شدن شکایت حقوقی ما توسط دادگستری فرانسه و همینطور چاپ خاطراتم و کتابم، کتابی که چاپ کردم تحت عنوان روزهای تاریک بغداد، این حملات فزونی گرفته من همینجا ضمن تأکید صحبت دوستمان آقای خدابنده که ما تجربه ۲۵ سال گذشته مان بوده که کینه را کنار بگذاریم، همین الان هم خطاب به سازمان مجاهدین و رهبرانش می گوییم که ما کینه مثل شما نداریم و مثل شما با کینه و قهر نمی خواهیم به مبارزه ادامه دهیم ما با نرمترین شیوه ها اجازه نخواهیم داد فرقه مجاهدین عملیات تروریستی افکار تروریستی، اندیشه تروریستی خودش را در اروپا هم ترویج کند با نرمترین شیوه ها . بنابراین خطابم به مریم رجوی در اور سور اواز است که ایشان و آقای مهدی ابریشم چی و آقای محدثین و آقای روحانی که در سه هفته گذشته حملاتی علیه بنده و یکی از دوستانمان انجام دادند و ما را تهدید به ترور کردند و نوارش موجود است، بهشان توصیه می کنم به جای پیشبرد و به کار گیری اعمال تروریستی بیایند در یک صحنه مناظره می توانستند همینجا تشریف بیاورند و ما در خدمتشان باشیم هر آنچه که آنها دارند بگویند در پیشگاه مردم و رسانه های عمومی و ما هم نقطه نظارت خودمان بگوییم. من صحبت را کوتاه می کنم و از همه دوستان تشکر می کنم.

(پایان)

*** 

همچنین:

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۶:… در زندان ابوغریب ما با هم در بند ۲ بودیم، او خاطره هایی از برادر کوچکتر من که او هم در زندان قزل حصار در حبس بود، داشت و گفتگو با او برایم دوست داشتنی بود و یاد برادرم حسین را برایم زنده می کرد. یک روز حمید رضا از من پرسید، محمد تو اگر
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۵:… در مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت، رهبران اولین قربانیان هستند و فدای هزاران میشوند، اما در استراتژی “خشونت و ترور”، رهبران هزاران نفر را قربانی میکنند، و خود را به اروپا وخانه های امن میرسانند …
 
 
و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری