فرقه رجوی و توسل به آمریکا و اروپا جهت جلوگیری از مراجعه خانواده ها! (حمایت از رجوی منت بر اسرا!!)

فرقه رجوی و توسل به آمریکا و اروپا جهت جلوگیری از مراجعه خانواده ها! (حمایت از رجوی منت بر اسرا!!)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و دوم سپتامبر 2015:…  تمام تلاش این شعبده باز این است که دراذهان فروکند که این کمپ یک مکان پناهندگی است وآنهم ازنوعی که دولت وملت صاحب این کمپ باید اجرای قوانین خود درآنجا را معطل بگذارد تا این کمپ برابر خواست ها، امیال وآرزوی رجوی اداره شود ودولت عراق حق کوچکترین دخالت درامور آنرا نداشته باشد!! رجوی عملا میخواهد کشور حقیری را درداخل کشور …

خانواده های مجاهدین خلق بغداد سپتامبر 2015گزارش پنجم بنیاد خانواده سحر از حضور خانواده ها (دروغ شاخدار)

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015دیدار با عزیزان حق مسلم خانواده هاست (گزارش چهارم بنیاد خانواده سحر)

فرقه رجوی و توسل به آمریکا و اروپا جهت جلوگیری از مراجعه خانواده ها!

لینک به منبع

اینکه یک سایت فلسطینی با مردمی اسیر وسرگردان چرا باید غم؟! ساکنان لیبرتی عراق را داشته باشد ، قابل تامل ومحل شک وشبهه است ودرج خبری در سایت فلسطینی ” دنيا الوطن ” درمورد اسرای رجوی وموضع گیری اش بنفع رجوی – ونه این اسرا – نشانگر ماهیت این سایت باصطلاح فلسطینی است!

مطلب این سایت ” دشمنی رژيم ايران از قديم بر عليه ساكنان ليبرتي ” نام دارد که سایت رجوی آنرا بازانتشار نموده ودرآن میخوانیم:

” هم زمان با بالاگرفتن فراخوان ها و خواسته هاي جهاني كه دولت عراق را تشويق كرده و از آن ميخواهند اوضاع وخامت بار ساكنان كمپ ليبرتي را بهبود بخشد و محاصره ظالمانه از آنها را برداشته و به عنوان پناهندگان سياسي كه ملل متحد آنان را به رسميت شناخته دولت عراق هم آنان را به رسميت بشناسد، رژيم ايران به نوبه خود و طبق عادتش از سال 2003، مطلقا دست از طرحهاي مختلف عليه اين مخالفان ايراني برنداشته و حتي تحت تاثير فضا و شرايط و عوامل جديد نفوذش در عراق گسترش يافته و حتي آنها را عليه اين مخالفان به كار گرفته است. طي روزهاي گذشته، و از طريق يك طرح جديد كه البته ادامه طرحهاي قبلي محسوب ميشود كه اين رژيم عليه اين مخالفان در زمانيكه در قرارگاه اشرف بودند اجرا ميكرد، بيش از 20 نفر از داخل ايران كه با اطلاعات ايران و نيروي قدس در ارتباط هستند تحت پوش خانواده ساكنان از سوي سفارت ايران و كميته اشرف- به رياست فالح فياض مشاور امنيت ملي عراق كه به دشمني شديد با اين مخالفان شناخته ميشود و از سوي مقاومت ايران متهم به شركت در بسياري از جنايتها و قتل عامها و حملاتي كه در حق ساكنان مرتكب شدند گرديد- به ليبرتي آورده شدند. اين طرح جديد كه از قديم هم بوده با هدف گل آلود كردن آب و زمينه سازي به منظور اجراي يك توطئه ديگر عليه ساكنان صورت ميگيرد، زيرا در سالهاي 2010 و 2011 گروهي مشابه همين گروه در كنار اشرف- با پوش خانواده ساكنان- مستقر شده و دست به شكنجه رواني طي 23 ماه در حق اين ساكنان با بيان تهديد و ناسزا با 320 بلندگو و بطور شبانه روزي زدند، در پي آن حملات و قتل عام هاي خونباري در حق آنها انجام شد كه مهمترين آن قتل عام 8 آوريل 2011 بود كه منجر به قرباني شدن 36 تن و مجروح شدن 500 تن ديگر شد، ….اين تحول جديد ادامه طرحهاي قبلي است، مهم اين است كه طرفهاي ذيربط و بويژه سازمان ملل متحد و آمريكا و اتحاديه اروپا به اين امر توجه داشته باشند و براي ممانعت از اين توطئه مشكوك دست به عمل بزنند “.

اینکه دولت عراق چگونه این کمپ را محاصره کرده ، برخواننده روشن نیست !

اگر صحیح است که این پلیس عراق است که سبب زندانی شدن این افراد شده ونمیگذارد که اینها مثلا از کانکس های خود خارج شده وبه ملاقات خانواده های دردمندشان بروند ، درآن صورت اطلاع رسانی مستندی بکنید تا ما اعضای خانواده ها طرف حساب خود را شناخته وازکانال های قانونی به آنها فشار آورده ومسئله را حل کنیم!

آیا گماشتگان مخصوص رجوی این علاقه را دارند که تمامی این اعضا برای گردش وتفریح به شهر بروند ودرعوض دولت عراق مانع آنهاست؟!

اگر جواب مثبت است ، اعلام کنید که آیا شما آزادی این تردد را برای تمامی اسرا میخواهید ویا میل دارید که پلیس عراق از حوالی لیبرتی بیرون رود و نیروهای آمریکائی و… امر محافظت را بعهده بگیرند تا شما درحالی که اکثریت این افراد را تحت سیطره ی تمام وکمال قرار داشته باشید، به دسته ای اندک اجازه داده شود که برای ارتباط گیری وانجام ماموریت ها از لیبرتی خارج شده ودخالت درامور عراق کرده وروابط تشکیلاتی را درخارج از لیبرتی سروسامان بیشتری دهند؟!

البته حسن دیگر این کار برای رجوی آنست که ازبرخورد خشن نیروهای آمریکائی با مراجعین ایرانی ( خانواده ها) هم استفاده کرده و مانع جمع شدنشان دراطراف لیبرتی ودرخواست ملاقات که میرود به جام زهری برای رجوی تبدیل شود، گردند؟!

دیگر اینکه چه کارزاری برای اقامت دائمی این اسرا در لیبرتی وجود دارد که ما ازاین موضوع بیخبریم؟

آیا جز این است که این کارزار ؟! درحد چند سناتور و وکیل مجلس بازنشسته که مامورند ومعذور وطمع ورز؟؟

غم مردم جهان هرچه که باشد، درد اسرای لیبرتی نیست که اگر بود دراین چند دهه نمودی داشت که نداشته است!

تازه، اگر مردم تمامی جهان بفرض محال آنقدر دیوانه شده باشند که ازدولت عراق بخواهند که حق حاکمیت خود را برقسمتی ازسرزمین خود ، ازخود ساقط نماید، هیچ تعهد الزام آور را برای این دولت بوجود نمیآورد!

چرا که قرار بوده که این اسرای رجوی برای مدت کوتاهی درکمپ لیبرتی بمانند تا به کشورهای دیگر جهان انتقال یابند و دولت عراق هرگز قول پذیرش این نوع پناهنده ها که طی آن اجازه بدهد قوانین آن کشور دراین کمپ نادیده گرفته شده واداره ی امور حقوقی، قضائی و… آن بعهده ی رجوی باشد ، نداده و نمیتوانسته است بدهد!

پس هردست وپایی که شما بعنوان گروه مافیایی رجوی میزنید، نهایتا باین ختم میشود که جلوی حضور خانواده های درخواست کننده ی ملاقات را که با مدارک معتبر نشان میدهند که واقعا هم اعضای خانواده ی ساکنین مفلوک لیبرتی هستند، بگیرید که این یکی را کور خوانده اید وباید بدانید که اگر عراق برای مدت زمانی مثلا یکساله تعهد داشت که اجازه ی حضور خانواده ها در مقابل کمپ را ندهد وما باین تصمیم احترام قایل بودیم ، با منقضی شدن مدت این قول وقرارها و کش دادن رجوی برای اقامت بلند مدت وحتی بصورت مسلح!!، این مشکل ما رفع شده ومراجعات ما خانواده ها تداوم وشدت بیشتری خواهد یافت ودراین راه از شنیدن هرتهمت و افترائی خسته نشده وبخاطر کمک به حفظ جان عزیزان مان ، این توهین ها را بجان ودل میخریم!

دیگر اینکه شما هرچقدر هم تلاش کنید تا با کشیدن پای آمریکا واروپا یارگیری کرده وفرزندان ما را کماکان دراسارت داشته باشید ، ما نیز بنوبه ی خود دشواری کار خود را ملاحظه کرده وبا اراده ای قوی تر دنبال ملاقات فرزندان خود ونجات جان آنها که درعراق ودرمناسبات رجوی درخطر است ، خواهیم بود!

گروهی از اعضای خانواده اسرای رجوی درکمپ لیبرتی

حمایت از رجوی جنایتکار و منت گذاشتن براسرای لیبرتی!

لینک به منبع

مهمترین مشغله ی ذهنی رجوی ، پاک کردن این مسئله از ذهن مردم است که کمپ لیبرتی بعنوان یک کمپ ترانزیت شناخته شده وقابلیت تصرف واقامت دائمی ندارد!

تمام تلاش این شعبده باز این است که دراذهان فروکند که این کمپ یک مکان پناهندگی است وآنهم ازنوعی که دولت وملت صاحب این کمپ باید اجرای قوانین خود درآنجا را معطل بگذارد تا این کمپ برابر خواست ها، امیال وآرزوی رجوی اداره شود ودولت عراق حق کوچکترین دخالت درامور آنرا نداشته باشد!!

رجوی عملا میخواهد کشور حقیری را درداخل کشور عراق ایجاد کند که قوانین خاص خود را داشته و امور آن بدست خودش باشد وارتش آمریکا هم امنیت آنجا را تامین کند واسرای لیبرتی را کماکان دراختیار خودش داشته باشد و دولت عراق عملا نتواند درمورد قتل وتجاوزی که درآنجا اتفاق میافتد ، وارد عمل شود!

او هرگز نمونه ی دیگری ازاین کمپ پناهندگی را ارائه نداده تا بتوان بموجب وحدت رویه ی موجود!! حقی برای او قائل شد:

کمپی که شامل قوانین کشور مربوطه نباشد، دولت ذیحق ، صلاحیت رسیدگی درامورش را نداشته باشند ، سرپرستی حقه باز وخود تحمیلکرده بر سر امور باشد، اعضای کمپ همه یک نوع ایدئولوژی وآنهم ازنوع ” رجویسم = فاشیزم ، ماکیاولیزم ، مونارخیزم ” داشته باشند و…

بلی رجوی به تثبیت چنین اردوگاهی با مشخصات محیر القول مشغول است و باعدم قناعت به نوشته های رسانه های متعدد خود ، سایت های غیر ایرانی وخارجی را هم تشویق به اتخاذ این رویه ی مرضیه!! میکند تا آنها هم با بلغور سخنان وی ، به نان ونوای اندک مادی ومعنوی؟! برسند ودر جنایت کشتار تدریجی اسرای کمپ لیبرتی که یکی ازاهداف شوم رجوی است ، شریک جرم باشند!!

درادامه ی این تلاش مذبوحانه است که رسانه های رجوی بیانیه ای با عنوان ” حمايت 7 حزب سياسي و28 سازمان حقوق بشري از مقاومت ايران و ساكنان كمپ ليبرتي ” منتشر کرده که دراصل این حمایت بنفع شخص زجوی وبرضرر ساکنین لیبرتی است.

دراین بیانیه ، ازجمله آمده است :

” در همين راستا حزب تونس سبز، حزب صواب موريتاني، حزب توسعه و پيشرفت در مصر، حزب مصر الثوره، حزب جوانان مصر، حزب الاتحاد الشعبي الجمهوري تونس، حزب الشعب الديمقراطي مصر، اتحاديه سراسري كارگران فلسطين و28 سازمان حقوق بشري و مجتمع مدني در كشورهاي مختلف عربي طي بيانيه هاي مختلف حمايت خودشان از مقاومت ايران و ساكنان كمپ ليبرتي را اعلام كردند. ….در اين بيانيه ها هم‌چنين تأكيد شده است: وقت آن است كه كليه خلقها و كشورهاي منطقه يكپارچگي و همبستگي خود را با مردم و مقاومت ايران اعلام كنند و نقطه پاياني بر فاجعه اي كه تمامي منطقه را در برگرفته است بگذارند “.

این احزاب وجریانات از چه اندازه پایگاه اجتماعی در کشور خود برخوردارند؟

اقدامات اینها درمورد حل مشکلات کشورهای خودشان که بارها بیشتر ازایران است، چه میزان است ؟

مقاومت ایران که نام دیگر فرقه ی رجوی است ، چه ارتباطی با مردم ایران دارد وچرا بنام مقاومت ایران درخدمت جناح هارتر امپریالیزم وصهیونیزم قرار گرفته ونام مردم ایران را ملکوک میکند؟

چگونه است که این مظلومین لیبرتی نشین با ظالم کاخ نشین که رجوی ها باشد ، منافع مشترکی پیدا کرده و” آشتی طبقاتی” برقرار کرده اند!

هرگونه حمایت ازرجوی مستبد وبوالهوس ، دراصل جنایت برعلیه اهالی لیبرتی است وحمایت توامان ازاین دو جریان بشدت متضاد وماهیتا آشتی ناپذیر ( اکثریتی مظلوم وگرفتار ، اسیر وبرده درکنار معدود کاخ نشین ظالم وعیش پرور ) سالوسانه ودرحکم عدم توجه عمدی به ” مانعة الجمع بودن ” این دودسته – اسرای لیبرتی گرفتار درچنگال رجوی و اطرافیان کم تعداد وکاملا متنعم ومرفه رجوی – میباشد!

ضمنا این فجایع نامبرده شده ازطرف شما، به شکل وشمایلی که بیان کرده اید ، وجود خارجی ندارد و برای معرفی درست فجایع به سراغ سلطه گران ومتحدان مرتجع منطقه ای آن بروید و برادران عرب ما را دچار گمراهی نسازید!

وحید

***

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان چرخ و دندهای توافق وین و جیغ های بنفش مسعود رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20282

خوشبختانه ما همیشه اشرف و لیبرتی را زندان بحساب آورده ایم! (+ معنی این تفاسیرتان جز استیصال است؟!)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سیزدهم اوت ۲۰۱۵:… شما همواره امام اول شیعیان را – بطور نابجا هم که شده – درگفتار ونوشته های خود مطرح میکنید و چرا این توصیه ی او ” همیشه کاری کن که عدل شامل خاص وعام گردد و…” را رعایت نکردید وملاقات یک طرفه- طرف شنونده و بخشنده باشد و مسئولین شما گوینده و گیرنده ی این بخشش ها که با لطایف الحیل ازآنها اخذ میکردید- همواره مورد دلخواه رهبری شما …

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

خوشبختانه ما همیشه اشرف و لیبرتی را زندان بحساب آورده ایم!

لینک به منبع

دوستی دارم فرهیخته که بلحاظ شناخت خوبی که ازروند تحولات وانسان ها دارد، بمن توصیه کرده است که درباره ی فرد حی وحاضر ، قضاوت خوب حداکثری مکن که ممکن است دچار خطا شود و تو شرمسار ازآن کار!

بگذار تابمیرد، آنگاه هر ذکر خیری داری درمورد او بکن !

بهداد رضایی گرفتار درمناسبات هم کسی است که شاید دوست این چنینی داشته و رضایی نصیحت اورا به گوش گرفته وتنها ماهها بعد از مرگ اکرم اباذری معروف به بتول رجایی ( از اعضای اولیه شورای رهبری مجاهدین و مسئول زندانها در سازمان مجاهدین… مسئول شکنجه گرانی مانند محمد سادات دربندی (معروف به کاک عادل)، مختار جنت صادقی، نریمان عزتی، کسی که شخصا زندانیان را شکنجه می کرد. ستاد تشکیلات سالیان سال زیر نظراو اداره می شد، درجریانات سال ۷۳ که تقریبا هفتصد نفر از اعضای تشکیلات به بند کشیده شده نفرات زیادی شکنجه شدند و چند نفر هم به کام مرگ فرستاده شدند، مسئولیت اجرایی آن کاملا بعهده بتول رجایی بود) ، نوشته ای درحق او و دل نازکی ها ومنطق پروری اش، مناسبات خوبش با خانواده ها و…، دررسانه های رجوی منتشر کرده که عدم برخورد با این مسائل- نه شخص خود بتول رجایی که به دنیای دیگری رفته – دور از مسئولیت پذیری درحق اعضای دربند باند رجوی وخانواده های گرفتار میباشد!

نوشته ی آقا بهداد نام ” بهتر از برگ درخت پاک‌تر از آب روان ” نام گرفته وطی آن آمده است:

” …اسم زندان ما را هم گذاشته‌اند کمپ لیبرتی یعنی آزادی!…(روزگار غریبی است نازنین) “!

ما بعنوان انجمن نجات مرکز استان آذربایجان شرقی، خوشحالیم که دراین مورد با این هموطن همعقیده بوده ودرتمامی نوشته های خود ، کمپ های اشرف ولیبرتی را همواره زندان بحساب آورده ایم وگفته ایم که دراغلب موارد اززندان های حکومت های دیکتاتور ، زجر آورتر وآزادی کش تر است!

برای اینکه خواننده همه ی مطلب آقای رضایی را بخواند وبا دیدن نام بتول رجایی آنرا به کناری نگذاشته ولعن ونفرین نثارش نکند، این بهداد خان ما تا آخرین جمله سوم شخص غایب را بکار میبرد وخواننده را مجبور به خواندن تمام مطلب میکند که البته جریان رنگ کردن گنجشگ وقالب کردنش بجای بلبل- البته در سطحی بزرگتر ومزورانه تر- را تداعی میکند ومیخواهد سورپریزی برای آخر نوشته اش داشته باشد که موفق نمیشود وخواننده درآخرکار، خشمگین ازاین شیوه ی مزورانه ی او در مییابد که همان جریان معروف ” بالا رفتیم….پایین رفتیم… قصه ی ما دروغ بود ” است که تکرار شده در شکل وقیح اش!

آقای رضائی که ظاهرا اهل شمال است مینویسد:

” درمیان مجاهدین، شیرآهن کوه زنی از خطه شمال ایران، هرلحظه او مبارزه برای رهایی انسانی بود که نباید تحت ستم و فشار یک دیکتاتور قرار بگیرد. با ۳۷سال نبرد وقفه ناپذیر نظامی، سیاسی و از همه مهمتر مبارزه با ضدارزش‌های ارتجاع پلید و هم‌دستان بین‌المللی‌اش. او نمونه انسان پاک و تراز مکتب بود. انسانی که معتقد است مبارزه درمان همه نا برابری‌ها و ستمگری‌ها است “.

عجب!

دیکتتوری بالاتر از آنچه که درفرقه ی رجوی اعمال میشود واین خانم نیز ازادوات مهم این عمل زشت بوده ، میتواند وجود داشته باشد؟!

کدام دیکتاتور انسان هارا از حق داشتن زن وفرزند وتماس با دوستان وخانواده ها و…، باین شکل غلیظی منع کرده است که مسعود رجوی کرده و این مرحومه بعنوان یکی عمله های مهم شیطان کارسازی میکرد؟!

زمانی که شما اعضای دربند در کمپ های خود زندگی محقرانه ای را تجربه میکردید، وجود قصر افسانه ای ” پارسیان ” مسعود ومریم ونیز پارک مخصوص شورای رهبری نشان نابرابری نبود؟!

و:

” او عضو شورای رهبری مجاهدین و در زمرة زنانی بود که ارزش‌های مکتب توحیدی فدا و صداقت را از خواهرمریم کسب و در مسیر مبارزه به منصة ظهور رسانده‌اند “.

نمادهای مکتب مریم را دیده وشنیده ایم که چیزی جز اسارت مادی ومعنوی شما ها نبوده و جریان رقص رهائی و تصاحب صدها تن اززنان اعضای سازمان توسط مسعود نیز مزیدبرعلت است والبته چنین شورایی را عضویت چنین آدم هایی لازم میآمد!

نیز:

” یک بار من را صدا کرد و تا من را دید از پشت میزش بلند شد و با ناراحتی گفت: «چرا با پدرت تماس نگرفتی؟ مگر به تازگی از زندان آزاد نشده است؟ او با سختی بسیار به دیدار تو و دو خواهرت به اشرف آمد. مگر نمی‌دانی که او تنها به‌این جرم ۶سال زندان اوین بود؟ مگر نمی‌دانی او بیماری شدید قلبی دارد؟ چرا احوال او را نپرسیدی؟ و…»

واقعا؟!

چرا این مراحم شامل حال دیگرانی که بیش از یکبار به اشرف ولیبرتی آمدند، نشد ودرعوض به امثال شما دستور داده شد که به ملاقات اعضای خانواده ی خود نروند واگر رفتند، برعلیه آنها فحاشی کنند واگر اینکار هم نگرفت ، ازمحسنات سازمان بگویند واگر دست داد پول وطلایی ازآنها بگیرید؟!

آقا رضائی مینویسد:

” جا خوردم! زیرا خواهر تنی من که در مبارزه کنارم هست، با من در مورد احترام و توجه به پدرمان اینگونه جوش و خروشی نداشته و ندارد. ناراحتی اش از بابت اینکه چرا با پدرم تماس نگرفته ام، دگرگونم کرد. آن شب تا ساعت ها خوابم نمی برد، از یک طرف اوج مسؤلیت پذیری و دلسوزی او در گوشم بود و از طرفی صدای مزدوران وزارت اطلاعات که در پوشش خانواده به‌اطراف اشرف آمده بودند و روز و شب از طریق ۳۲۰ بلندگو با فریاد به ما فحش می‌دادند! صدای آن‌ها نیز مستمر به گوشم می‌رسید. گفتم عجبا! رژیم موجوداتی به نام خانواده به سراغ ما که محصور هستیم می‌فرستد آن‌ها در پرده دری و بافتن زمین به آسمان حدی نمی‌شناسد. به مبارزه و زندگی متعالی و باصفا در میان بهترین بندگان شایسته خدا می‌گویند: «عزیزان ما از این فشار روحی مستمر خود رارها کنید» و به سمت ما سنگ پرت می‌کنند و در نهایت لطف! و دلسوزی! به عزیزانشان! در اشرف می‌گویند: «زبانتان را از حلقومتان بیرون می‌کشیم. برای تک به تک شما طناب دار در همین‌جا، اشرف برپا می‌کنیم و…» و حالا هم با همین هدف به‌اطراف لیبرتی می‌آیند، بگذریم “!

هیچکس بدون نداشتن عضوی ازخانواده ی خود به اشرف یالیبرتی نیآمده است وبا این وصف پدر شما- اگر راست گفته باشید- وضعیت خاصی داشته که ازطرف بتول رجایی های گماشته ی مسعود رجوی، مزدور اطلاعاغت شناخته نشده واین عجیب است!

شما همواره امام اول شیعیان را – بطور نابجا هم که شده – درگفتار ونوشته های خود مطرح میکنید و چرا این توصیه ی او ” همیشه کاری کن که عدل شامل خاص وعام گردد و…” را رعایت نکردید وملاقات یک طرفه- طرف شنونده و بخشنده باشد و مسئولین شما گوینده و گیرنده ی این بخشش ها که با لطایف الحیل ازآنها اخذ میکردید- همواره مورد دلخواه رهبری شما بود که حالا اینهم نیست؟!

بلی درزمانی که امور دردست نیروهای آمریکائی بود، بعضی اززوار عتبات عالیه که عزیزانی دراشرف داشتند بطور مخفیانه وغیر قانونی والبته با همکای یا بی تفاوتی نیروهای آمریکائی به کمپ میآمدند ومورد ” تلکه گیری” رهبران شما قرار میگرفتند و سازمان بطرق محیلانه ای، درمواردی این قبیل افراد را به دستکاه های امنیتی ایران معرفی میکرد که گرفتار شود و دیگران ازترس مراجعه نکنند وهم خوراک تبلیغاتی دردست رجوی باشد و… وضعیت پدر شما ازاین جهات چگونه بوده وآیا این زندانی شدنش درمجموعه ی توطئه های بتول رجایی های عمله ی رجوی قرار نداشت؟!

من درکنار این ادعای شما، خودم شاهد این نوع مخفی رفتن ها بودم که طرف بادیدن نیات کسانی ازشورای رهبری که ملاقات کننگان را محاصره کرده و ضمن تبلیغ بنفع رجوی بطو غیر مستقیم ازآنها تقاضای زیورآلات وپول میکرد ، حاضر به ماندن درمهمانخانه نشده وبعد از چند ساعتی توقف به کربلا بازگشته بود همراه با ۱۵ نفر از فامیلانش!!!

ویا نمونه ی آن هموطن آبادانی که قاچاقی آمد وموقع برگشتن بابهانه ی اینکه باید ساک اورا خودتان ببندید، سی دی ها و… را درکیف او جاسازی کردید و جریان را به دوایر امنیتی ایران خبر دادید که مدتها سبب گرفتارش شدید!

حالا عراق صاحب حکومت است وقوانین ورودغیر مجاز ازمرزش را که بسیار هم سنگین است ، اجرا میکند وبنابراین اقدام برای ملاقات قاچاقی و مورد درخواست شما- که اینک رجوی این نوعش را هم قبول ندارد- ونیز مجازاتی که قوانین ایران برای عبور غیر مجاز ازمرز دارد- با ریسک قبول ۱۱سال زندان در دوکشور همراه است – کاری کاملا غیر ممکن است!

من بقیه ی حرف های دروغ وسوپر مبالغه ای این هموطن را نقل کرده وسپس گفتار و دیگر شاهدان قضیه را با این توضیح که طولانی خواهد بود وسبب شرمدنگی ازخواننده ی مطلبم، درآخر نقل خواهم کرد :

” او چنان صلابت انقلابی و پای محکمی در مبارزه داشت که تمام علایق او برای کودکان یتیم میهنش، دختران فراری، کارتن خواب‌ها سرشار بود. دوست داشتی در مبارزه همیشه کنارش باشی. دشمن، کاملاً او را می‌شناخت. به زبانی از دست او عاصی و خونی بود. اول صبح به سرعت با پدرم تماس گرفتم، حالش را پرسیدم، تشکر کرد گفتم: «خواهر مسؤلم به خاطر تأخیر در تماس با تو خیلی ناراحت بود و نام او را به پدرم گفتم» پدرم گفت: «به نوعی او را می‌شناسد، او سال ۶۰ در اوج اعدام‌های دسته جمعی آزادیخواهان در خیابانی با مسؤلش قرار داشته، با تب ۴۰ درجه تمام جسم او در آستانه فلج شدن بود اما با این حال سر قرار رفت تا از سازمان قطع نشود. قرار لو رفته بود و در محاصره پاسداران افتاد، اما با جسارت و شجاعتی وصف ناپذیر محاصره را شکست و حسرت دستگیری را بر دل پاسداران تباهی گذاشت… از اینکه پدرم از او می‌دانست به خودم بالیدم و افتخار کردم. پدرم نیز خوشحال شد که من با او هستم. گفتم: «عجب عنصر نظامی، نترس و چریکی بوده است.» ولی از این حرفم یک جوری شدم! چرا تکیه گاهی به‌این عظمت با فدای بی‌کران در مقاومت را در این جور غالب‌های کوچک و تنگ و توله جا کنم و به آن قانع بشوم نه یک چیزی آنطرف‌تر بود در برابر همه مشکلات در این مسیر پرخطر، آرامش و قرار نداشت. گویا جاده با پاهای او آشناست. نه! کلمه «آرامش» را نباید بگویم. او چه وقت آرام و قرار داشت؟خودش گفت: «تا وقتی رژیم است، مردم ما گرسنه‌تر و رنجورتر می‌شوند، آرامش برای مجاهد حرام است.» آره کلمه «آرامش» خوب نیست! نباید بگویم؟ در شأن و مرام او نیست. هروقت جایی او را می‌دیدی دوست داشتی با او حرف بزنی! ولی جلویش نایستی! خیلی رک، صریح، ساده و بی شیله پیله حرف می‌زد. از هرآنچه در مسیر مبارزه‌اش موجب ضرر و زیان بود چشم پوشیده بود، برای همین نگاه پاک و باصفایی داشت و همواره روانه تو می‌کرد. از سخنان بیهوده دوری می‌کرد، به عمل و حرفی که به نفع مبارزه و به سود مقاومت بود گوش می‌کرد. وقتی از او در جمعی تعریفی بود او را گم می‌کردی. اینجور موقع‌ها او را می‌پاییدم: « الان چه کار می‌کند؟ » می‌دیدم رفت… همه چیز در دیده و نگاه او کوچک و تنها خدا در برابرش بزرگ و همه چیز بود. به پیروزی و بهشت چنان ایمان داشت که گویی آنرا دیده است. در سختی‌ها شکیبا و صبور بود. می‌گفت: « برادر من چند روز کوتاه دنیا فریبنده و زود گذر است برای انسان فرصت خوابیدن و استراحت بسیار زیاد است، اما فرصت برای فدا کردن و مبارزه بسیارکم. همیشه به عمق مسائل با دقت و ژرف اندیشی نگاه می‌کرد. برای ظواهر امر و تحرکات فریب‌آمیز دشمن پشیزی ارزش قائل نبود. در مبارزه، یگانگی و کمک به دیگران بسیار توانمند و در استفاده از مادیات و امکانات دنیا برای خودش به شدت ناتوان بود. علم کار را قبل از شروع آن می‌آموخت تا به تمام و کمال انجام دهد. در صحبت، کار و هر نشستی همه از نیکویی و خوبی او سرشار می‌شدیم. سکوت او کسی را اندوهگین نمی‌کرد و آواز خنده‌اش بلند نبود. همواره در برابر سختی ها شکیبا بود. همیشه برای فدا و دوستی با تو چیزی داشت. در جمعی موضوعی مورد بحث قرار می‌گرفت اگر علم و آگاهی آن را نداشت حرف نمی‌زد و گوش می‌کرد. وقتی هم که حرفی برای گفتن داشت مطلقاً روی حرف خود در جمع اصرار نمی‌‌کرد. نزدیکی به یارانش برای او با ارزش‌تر از اثبات حرف خودش بود. می‌دانست، مجاهد به راهنمایی و آموزش در مسیر مبارزه همواره نیازمند است. هر راهنمایی را به نفع مقاومت به کار می‌گرفت. می‌دانست اگر از حق چشم بپوشاند و بگذرد دنیا و راهش تنگ خواهد شد. برای همین همیشه راهش باز و دنیایش فراخ بود. می‌دانست اگر به روزگار آسوده و ایمن نگاه کند روزگار به دست دشمن افتاده و به‌او خیانت خواهد کرد! هرگز در روزگار آرام و قرار نداشت و به دشمن فرصتی نمی‌داد. برای همین همیشه جگر داشت. برای جنگ در هر صحنه‌ای آماده بود. و با فراغ بال به صحنه می‌شتافت. اما بیماری سخت و طاقت فرسا که هیچ کس از درد جانکاه آن در او خبر نداشت، لیبرتی را به آخرین رزمگاهش تبدیل کرد. او خود را وقف آرمان آزادی کرد و از میان ما پرکشید، به جاودانه فروغ‌های راه آزادی پیوست. اکنون در تلاطم موج‌های سهمگین دریا به دنبال دوست نخستین، خواهرِ مهربان، بی آرام و سرسخت در مبارزه برای سرنگونی رژیم پلید آخوندی، قریب هزار تن از خواهران جوان و جدید تکثیر یافته و رویان و در شورای مرکزی سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران همچون بنیان مرصوص تشکل یافته اند، تضمین آینده برای رسیدن به آزادی مردم میهنم. خواهرمجاهد، همرزم عزیز، بتول رجایی، سردار ارتش آزادی، در تلاطم موج‌های سهمگین به دنبال دوست نخستین، با تو و شورای مرکزی برای تحقق ارزش‌هایت، هم پیمان تا پای جان “.

حالا به گوشه هایی از شهادت دست اندرکاران درباند رجوی توجه فرمایید:

” درمقاطع مختلف ازجمله کسانی بودم که درنشستهای تحقیرآمیز مغزشویی بشدت مورد اهانت مرحومه بتول رجایی قرار گرفتم و یکبار نیز درسال ۷۲ که به عضویت زنان شورای رهبری درآمده بود ودر جلسه ای که عده ای داشتند به به و چه چه میکردند و به ایشان تبریک می گفتند وقتی با پوزخند معنی دارمن مواجه شد به شکل جنون آمیز وهیستریک ازپشت میزجلسه بلند شد وبا اهانت به من سایرین را تحریک کرد که با مشت و لگد مرا ازجلسه بیرون کنند. ازشدت ضربات اوباشان رجوی ازناحیه بینی ام بشدت خون ریزی داشتم . راستی دنیا دارمکافات است. مرحرمه بتول خانم خیلی به اعضای ناراضی ظلم کرد خصوصا وقتی دربخش امنیت وپرسنلی وزندان مسولیت داشت علیه اعضای ناراضی وجدایی طلب ازفرقه رجوی چه اهانتها وشکنجه های روحی و روانی و فیزیکی که نداشت و همواره تکیه کلامش این بود که شمایان را درهمین اشرف به خاک ذلت میکشانیم ومیکشیم! این زن یک دریده ای بود و چپ و راست پاچه می گرفت و می گفت حق خواهر مریم را از حلقومتان بیرون می کشم . شکنجه و قتل نسرین احمدی با همکاری و همدستی مهوش سپهری ، شکنجه کیواندخت سیف ، طیبه یادگاریان بعلت مخالفتشان با انقلاب ایدئولوژیک ، شکنجه و کشتن صدیقه رجبیان با همکاری وی و سمیرا شمس و …… مصادیق بارزخصائل ضد انسانی بتول رجایی میباشند . شکنجه های روحی برای مردان زیر دست خود در جلسات و نشست ها ، بکار گیری الفاظ زشت و رکیک و فحش و ناسزاهایی که حتی در میان لمپن ها و اراذل و اوباش قباحت محسوب میشود از شاهکارهاو نو آوری و ابداعات بتول رجایی بود .

بتول سلطانی مینویسد :

بعد از سرنگونی صدام هم شما از پای ننشستید و به یاددارم که که من مدتی مسئول قسمت ورودی بودم بتول رجایی هراسان می گفت باید فکری برای نفرات زیر سن که آوردیم از داخل بکنیم این نفرات را من می شناختم غالبا با فریب و شیوه های مختلف به قراگاه کشانده بودند. و ساعتها روی این موضوع سناریو نویسی می شد که اینها را چکار کنیم که وقتی آمریکائیها یا نهادهای حقوق بشری آمدند دم ما یعنی دم سازمان گیر نکند که در آن موقع ساختن یک مرکز آموزشی بنام پارسیان در دستور کار قرار گرفت طوری که چنین وانمود شود اینها مشغول خواندن درسهای پایه فیزیک و شیمی و ریاضی و فارسی هستند و آنها مستمر توجیه می شدند که در صورت مواجهه با هر ملاقات کننده ای بگویند که ما در ایران در معرض کشته شدن و …. بودیم … همچنین به آنها گفته می شد که بگویند ما اینجا میهمان هستیم. و هیچ آموزش سیاسی یا ایدئولوژی نداریم و اینها از ترس اجرا می کردند اما من خودم به شخصه شاهد نشستهای انقلاب و طلاق و رهبری که برای همه اعضا برگزار می شد برای این نفرات بودم و نفر مسئول اجرای این نشستها خود بتول رجایی بود که مثل مرگ این دخترکان از او می ترسیدند و حتی بعضا نفرات از ترس دچار بیماریهای روانی و بی خوابی شده بودند و مجبور بودند تحمل کنند چون گیر کرده و چاره دیگری نداشتند که باز من اینجا علیرغم اینکه اطلاع مکفی دارم اما از ذکر اسم خودداری می کنم. این دختران که در اینجا از آنها یاد کردم دختران یازده دوازده ساله بودند که تعدادی از آنها در سال ۸۵ که من آنجا بودم به سن هیجده سال رسیده و بعد از گرفتن تعهد نامه ها و انتخاب تحمیلی بعنوان نفر داوطلب جدید معرفی می شدند و سوگند می خوردند و………….”

سعید

معنی نشر این اخبار و تفاسیر متضاد، چیزی جز استیصال است؟!

لینک به منبع

ظاهرا سیلی توافق هسته ای به باند رجوی چنان سرگیجه آور وکاری بوده ، که هذیان های این ” پسا سیلی ” کماکان ادامه دارد!

مواضع درهم وبرهم وابستگان فرقه ی رجوی درنقل اخبار و ارائه ی تفاسیر درمورد نتایج حاضر وآتی این توافق خوب ، رسانه های رجوی را بهم ریخته وهمه بنوعی خواب نما شده ودراصل نمیدانند چه میگویند ومینویسند!

ما با وجود اینکه درایام ” پیشا مذاکرات ” مکررا اعلام داشته بودیم که باند رجوی سخت بر قدرت لابی خود ومخصوصا اسرائیل امیدوار است ومی پندارد که به کمک آن که خواهد توانست جلوی هراقدام مثبت را گرفته و تنش وجنگ ویرانگری را در ایران ومنطقه توسعه دهد ، به نان وآبی خیالی برسد، اما انتظار اینهمه خودزنی ودستپاچگی ناشی ازعدم تحقق آرزوهای ضدبشری این گروه را با این شدت وحدت که باند رجوی بنمایش میگذارد ، نداشتیم!

دررسانه های این فرقه ی مخرب اخباری با این تیتر بچشم میخورد:

” حمایت تمام قد باند اوباما از باند ولایت “

ومتن خبر بشرح زیر است:

” قابل توجه مزدوران خود فرخته‌ای که برای گمراهی اذهان شعار پس کو سرنگونی می‌دهند.

اعلام قطع حمایت یک موسسه ضد جنگ، از مخالفان توافق هسته‌ای در کنگره – صدای آمریکا

یک موسسه خیریه مخالف جنگ در آمریکا گفته است که از ارائه ۸ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار کمک‌های مالی انتخاباتی به چاک شومر، سناتور حزب دموکرات از نیویورک، که با توافق هسته گروه ۵+۱ با تهران مخالفت کرده، خودداری خواهد کرد.به گزارش هافینگتون پست، بیش از ۱۷ هزار نفر از اعضای موسسه غیرانتفاعی مخالف جنگ «موو آن MoveON »هشدار داده‌اند که به اعضای دمکرات کنگره که مخالف توافق هسته‌ای باشند، کمک نخواهند کرد “.

اگر این موسسه خیریه وضد جنگ است، طبیعی است که نمیتواند ونباید به جنگ طلبان کمک مالی کند و این امرهیچ تصور حیرت آوری را در شنونده ایجاد نمیکند و ثابت نمیکند که اوباما بطور تمام قد ازرژیم ایران حمایت میکند!

میماند تکلیف ” مزدوران خود فروخته ” ی بی هویت ونامعلوم، که انسان درنمییابد که چرا این خبر باید قابل توجه آنها باشد!

این خود فروختگان کیانند وچرا باید باین خبر توجه کنند، مسئله ایست که مانند همه ی نوشته ها وتحلیل های باند رجوی ، ازانظار پنهان است!

درادامه ی خبر آمده است:

” سناتور چاک شومر پنج شنبه شب گذشته ۶ اوت گفت به توافق هسته‌ای رأی منفی خواهد داد، ولی کمتر از ۲۴ ساعت پس از این اعلام، ۱۷ هزار و ۶۳۶ نفر از اعضای «موو آن»، اعلام کردند که از کمک مالی به وی و آن دسته از قانونگزاران حزب دمکرات که مخالف توافق هسته‌ای با تهران هستند کمک نخواهند کرد “.

حال باید به اسطرلاب وآلات رمالی متوسل شد تافهمید رابطه ی دوقسمت پاراگراف- رای منفی سناتور چاک شومر و اقدام بعدی ” موو ان” چه ارتباطی باهم دارند!

براستی مجاهدین رجوی چه میخواهند بگویند؟!

از بقول خودشان همکاری یک موسسه ی ضد جنگ با اوباما ومخالفت آن سناتور کاندیداتوری جنگ طلب ، چه نتیجه ای را بگیرند وچرا این مسئله به ” خود فروختگان مزدور ” مربوط میشود؟!

معلوم نیست!

آنچه که معلوم است، ابعاد وسیع سردرگمی باند رجوی است که ما قبلا به آن توصیه کرده بودیم که ” تمام تخم مرغ هایش رادریک سبد نریزد “. همین!

حمید

کمپ اشرف سپتامبر 2013-2رجوی: یادش به خیر، زمان صدام برای چهار هزار مزدور بیست هزار سلاح داشتیم (ارباب هم اربابهای قدیم)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:

نوشتار ۳۹۴_ بازنویسی ونگاهی دقیق ومتفاوت به گفتگوی مریم رجوی با نشریه ” دی راین ” آلمان

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و سوم مارس ۲۰۱۵:…   اجازه بدهید پاسخ شمارا با این جمله برادر نتانیاهوشروع کنم که گفت ” من هرکاری می کنم که این توافق صورت نگیرد” وماهم قویا از ایشان حمایت کرده وهشدار می دهیم تا هرگونه توافق ممکن است باعث عقب افتادن تاریخ گشایش دفتر ما درخی

فرقه رجوی و چهارشنبه سوری ” سناتوری “_ گزارش و جمع بندی (نوروز مبارک باد)

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و یکم مارس ۲۰۱۵:… مهندس میثمی ازاعضای قدیمی ومنشعب شده گروه موسوم به مجاهدین ( فرقه رجوی ) دریک نوشتارکوتاه تحقیقی _ تاریخی با عنوان ” مسعود رجوی کجاست ؟ سعی نموده با یاد آوری خاطرات خود بگونه ای روشن و به این سئوال پاسخ دهد _ درواقع برخلاف ادعا

مریم رجوی _ سخنرانان کرایه ای _ شرکت کنندگان اجاره ای و نمایش برلین ( بخش دوم )

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، نوزدهم مارس ۲۰۱۵:… درروز ۷ مارس مریم رجوی گوزیده ی مقاومت یواشکی خودرا به برلین رساند تا درحضور ۲۵۰۰ نفر ازجمله تعدادی سخنران اجاره ای وشرکت کنندگان کرایه ای با آن صدای “غاز ” مانندش ” جیغ وداد ” کند _ این مراسم تحت نام ” زنان وبردباری ” برگزار گ

ماجرای نتانیاهو وخواهر مریم مقاومت وکشف پایگاه اتمی تازه !

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، ششم مارس ۲۰۱۵:… با نزدیک شدن امکان توافق ویا تفاهم بین ایران وکشورهای ۵+۱ تب نتانیاهو وخواهر مریم چنان بالاگرفت که هردو دربیمارستان بستری گردیدند _ پزشکان پس از معاینه و ازمایشات متعدد و دقیق این افراد اعلام نم