فرقه مخرب رجوی درست تر است

فرقه مخرب رجوی درست تر است

فرقه مخرب رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، شانزدهم ژانویه 2022:… سازمان استحاله یافته ی مجاهدین دراعتراض به اینکه چرا فرقه نامیه میشود، نوشته است:  ” این که افرادی داوطلبانه در سازمانی عضویت پیدا کنند و همفکری داشته باشند، هرگز دلیلی برای فرقه خواندن آنها نیست. ای بسا این همان پدیده مثبت جماعت گرایی است که فرد را از انزوا بیرون درآورده و ازطریق سازمانش، به جامعه و مردم وصل می کند”. دراینجا به عضویت کسی در سازمان مفروضی که اعضایش همفکر باشند ، اعتراضی وجود ندارد. اعتراض ازاین بابت وارد است که همگی این افراد حق  اندیشیدن مستقلانه، انتخاب کردن وشدن ندارند وآنچه را که توسط دستگاه مغزشویی رجوی برضمیرشان حک کرده است ، انجام میدهند! فرقه مخرب رجوی درست تر است. 

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

فرقه مخرب رجوی درست تر است 

25/10/1400

باند رجوی در رد اتهامی که سالهاست به جرمی مسلم علیه آن تبدیل شده اصرار دارد که صفت مربوطه ناعادلانه است و باید از کنار نام او حذف شود.

این صفت  پیشوند” فرقه ” است که درکنار نام رجوی گذاشته شده  و نتیجه ی کار آن شده که این تشکل ضد مردمی را بجای اینکه سازمان مجاهدین خلق بنامند، فرقه رجوی اش میخوانند.

 البته مهمتر آنست که نوع فرقه بودن این جریان  ضدملی هم جابجا توضیح داده شود و با معنی دیگر واژه ی فرقه که درایران متداول بوده وهست ، اشتباه نگردد.

فرقه مخرب رجوی

در ایران واژه ی فرقه را ما به جمعیت با طرز تفکر خاص اطلاق میکردیم.

مثلا فرقه ی  اجتماعیون عامیون (جمعیت زحمتکشان ) یا فرقه ی دموکرات ( حزب دموکرات…) اصطلاحات جاری در دوران مشروطیت وپس ازآن بوده و ابدا معنی ای را نمیداد که درمورد فرقه ی رجوی میدهد .

یا مثلا  در ادبیات بازاری ها رسم است که بعضا میگویند که من اهل هیچ فرقه ای نیستیم و مثلا ازاستعمال مسکرات و دخانیات یا خوشگذرانی یا حتی عادت داشتن به کار خاص خودداری میکنیم.

بنظر  میرسد در ترجمه ی واژه ی (سکت ) که بمعنی جدا بودن ازاکثریت مردم یا جریان های سیاسی دیگر است  وانحصار طلبی غلیظی هم  ازدرون آن بیرون میآید، کمی مسامحه کاری شده و واژه ی فرقه کم وبیش آن معنا را ندارد که درگذشته داشته است   واین مسئله سبب سوء تفاهماتی شده وحتی درمواردی با اعتراض روشنفکران هم مواجه بوده است.

ازاین روست که در  بکار بردن این واژه درمورد مجاهدین خلق، باید همواره جنبه ی منفی قضیه را درنظر داشت ونه آن معنی را که مردم استنباط کرده اند.

همان جنبه ی منفی که درمورد بعضی گروه ها با طرز تفکر غیر نرمال و بشدت بسته وجود دارد  که آنهم بعلت محدوده ی کاری آنها قابل قیاس با باند رجوی نیست.

شاید گروهی مانند داعش را بتوان با فرقه ی رجوی مقایسه کرد ومقایسه ی گروه های بسته ی عقیدتی با باند رجوی، بی انصافی کردن درحق آنها محسوب  میشود  ورجوی باید منت بکشد که ما ازسر مسامحه کاری این لفظ را درمورد تشکیلات  خاص اوبکار میبریم.

سازمان استحاله یافته ی مجاهدین دراعتراض به اینکه چرا فرقه نامیه میشود، نوشته است:

” این که افرادی داوطلبانه در سازمانی عضویت پیدا کنند و همفکری داشته باشند، هرگز دلیلی برای فرقه خواندن آنها نیست. ای بسا این همان پدیده مثبت جماعت گرایی است که فرد را از انزوا بیرون درآورده و ازطریق سازمانش، به جامعه و مردم وصل می کند”.

دراینجا به عضویت کسی در سازمان مفروضی که اعضایش همفکر باشند ، اعتراضی وجود ندارد.

اعتراض ازاین بابت وارد است که همگی این افراد حق  اندیشیدن مستقلانه، انتخاب کردن وشدن ندارند وآنچه را که توسط دستگاه مغزشویی رجوی برضمیرشان حک کرده است ، انجام میدهند!

حال آنکه در سازمان واحزاب سیاسی با هرکم وکاستی ای که میتواند وجود داشته باشد ، اعضای مربوطه حق رای واظهار نظر تاحد تغییر رهبری دارند و سازمان حق تصمیم گیری دراوضاع شخصی آنها به لحاظ تشکیل خانواده وداشتن  ونداشتن فرزند، نحوه ی لباس پوشیدن وانتخاب محل زندگی درحد مقدور را ندارند که همگی امتیازاتی لازمه ی زندگی انسانی هستند والبته وابستگان رجوی ازتمامی این امتیازات محرومند وبا این حالبازهم رجوی از مردم میخواهد که نام تشکیلات اورا ” فرقه ” نگذارند!

با شرح کوتاهی که درابتدای این یادداشت آورده شد، تلقی درست از تشکیلات رجوی آنست که این جمع مستحیل شده در یک فرد بوالهوس، خائن به ملک وملت ومتوهم ، یک فرقه ی منحط و خشن بوده ودرمیان فرقه های موجود درجهان خطرناک ترین بوده  ومنحصربفرد است!

صابر  تبریزی

فرقه مخرب رجوی درست تر است 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بیعت-گرفتن-مکرر-رجوی-از-اسرای-کمپ-آلبان/

بیعت گرفتن مکرر رجوی از اسرای کمپ آلبانی . چرا؟

بیعت گرفتن مکرر رجوی از اسرای کمپ آلبانیصابر تبریزی، ایران اینترلینک، سوم ژوئن 2021:… درایامی که تعدادی ازاسرای رجوی در قلعه ی مانز آلبانی شروع به جدا شدن کرده و مخصوصا تعدادی ازآنها جرات افشاگری و زدن محافل دوستانه کردند، آرام و قرار رجوی ها بیش ازگذشته برهم خورده و چاره ای جز توسل به کسانی که هنوز جرات یا فرصت جدا شدن پیدا نکرده وهمچنان برای رجوی بیگاری میدهند و درکلاس های شستشوی مغزی او مینشینند، به نوشتن مطالبی که در سمت و سوی حمایت از این تشکیلات جهنمی و ضد مردمی باشد واداشته میشوند. بیعت گرفتن مکرر رجوی از اسرای کمپ آلبانی

بیعت گرفتن مکرر رجوی از اسرای کمپ آلبانیارتش خیالی فرقه رجوی و تعطیل و تاسیس کردنهای فصلی

بیعت گرفتن مکرر رجوی از اسرای کمپ آلبانی

12/03/1400

درایامی که تعدادی ازاسرای رجوی در قلعه ی مانز آلبانی شروع به جدا شدن کرده و مخصوصا تعدادی ازآنها جرات افشاگری و زدن محافل دوستانه کردند، آرام و قرار رجوی ها بیش ازگذشته برهم خورده و چاره ای جز توسل به کسانی که هنوز جرات یا فرصت جدا شدن پیدا نکرده وهمچنان برای رجوی بیگاری میدهند و درکلاس های شستشوی مغزی او مینشینند، به نوشتن مطالبی که در سمت و سوی حمایت از این تشکیلات جهنمی و ضد مردمی باشد واداشته میشوند.

این وضعیت ، آدم را متقاعد میکند که پایه های تشکیلات رجوی چقدر سست ولرزان است که ناچار است باین تشبثات نابخردانه دست بزند.

با این حال ، ظن قالب درموردنویسنده ی این مقاله ها آنست که توسط چند نفر ازپادوان رجوی نوشته میشود وامضای مقاله مربوط به نویسنده ی آن نمیباشد.

دریکی از این مقالات زنجیره ای چنین آمده است :

“آنچه سرنوشت انسان را میسازد توانایی و استعداهایش نیست . بلکه انتخاب‌ها در هر مرحله از تاریخ زندگی “.

البته شکل دقیق تر وعلمی تر این نظر آنست که این انسان است که سرنوشت خود را تعیین میکند ولی این تعیین کردن معادل کامل امیال او نیست و پارامترهای دیگری میتواند دخیل بوده وانسان علیرغم خواست خود تصمیمی را بگیرد!

درادامه :

” آنچه مرا بر آن داشت مقاله کنونی را بنویسم بر میگردد به انتخاب ، انسان موجود آزاد و مختار است ،قدرت تصمیم گیری دارد ، در پنج سالی که بعنوان هوادار مجاهدین خلق ایران  در کشور آلبانی بوده ام ، من و ما در جنگ با یک رژیم ضدبشری هستیم ، عناصری مثل مجاهدین خلق در صف اول پایداری پر  شکوه برای پیروزی و من که هوادار هستم بلحاظ اعتقادی و قلبی  پیرو و هوادار و خواهان  آزادی ایران زمین  از لوث وجود آخوندهای ضد بشری میباشم ، در این اثنا در شهر تیرانا هر شخصی که به سمت رژیم میرود و شرف انسانی و همان آگاهی و اختیار انسانی را می‌فروشد و مرزبندی سیاسی اجتماعی خود را با دشمنان مردم ایران زمین زیر پا میگذارد و به اندک پول ناچیزی تن در میدهد مطمینا برایش ارزش و ضد ارزش ها در دنیای انسانی رنگ خودفروشی سیاسی بخود میگیرد ، و این ها در واقع غرق میشوند البته نه در دریا در دنیای سیاه و تاریک ظلمانی ، من به خودم به باورهای اعتقادی و مرزبندی سیاسی اجتماعی ام بعنوان یک انسان آزاده افتخار میکنم چون دستاورد و محصول  این زندگی اختیار و آگاهی و بالطبع آن اوج شرافت و انسانیت در دنیای سپیدی  و پاکی هاست …”.

کاش مینوشتی که درانتخاب این کج راهه چقدر سهم داشتی ومثلا آیا قدرت اعتراض به تفتیش عقاید بی نظیر در سازمان استحاله یافته ی مجاهدین را داشتی یا اساسا نُطُق ات درنیآمد؟

مسلم است که شق دوم قضیه درست است وبدین ترتیب روشن میگردد که اوچه دروغ بزرگی درمورد موجود آزاد ومختار بودن خود میگوید.

تو وامثال تو کاری جز شایعه پراکنی وگرفتن وقت مردمی که احیانا مانند من مطالب شما را میخوانند ، نمیکنی وشایعه پراکنی که هنر نیست.

ضمنا، اینها که جداشده وکم کم انتقادتشان را درمورد کارکرد ضدملی باند رجوی مطرح میکنند ، از آزادگی ومختاریت انسانی خود که تو این صفات را پذیرفتی استفاده میکنند وزمانی که تو این استفاده- ودراصل سوء استفاده – ازآن رابرای خود مجاز میدانی، حق نداری برای دیگران قدغن کنی .

کجای تو یک انسان آزاد است که هیچ اعتراضی به سیستم برده داری رجوی نکرده و منتقدین این سیستم را مورد فحاشی قرار میدهی؟

دوباره:

“امثال خلیل انصاریان و منصور براهویی ، باقر محمدی و رضا مزگی برای استان بوسی از ولایت عظما یادشان میافتد که لگدی به بهترین و رشید ترین فرزندان این مرز و بوم زده و کاسه لیسی آخوندها را تبلیغ و ترویج کنند … حتی طرفداران پهلوی هم بطور رسمی از مجاهدین بدلیل هوشیاری سیاسی اجتماعی تشکر کردند و دست مریزاد گفتند…”.

انتقاد کردن بمعنی لگد زدن که مشخصه ی روسای توست ، نمیباشد.

این حق جدا شدگان است که جنایت های رجوی را که دشمن رشید ترین فرزندان ایران هم هست ، افشاء کنند  وتو یا کسی که وکالتا این هتاکی ها رابرعلیه این رهایافتگان ازبردگی رجوی انجام داده ای ، عملا نشان داده اید که آزادی ومختاریت انسان در قاموس شماها زمانی معتبر است که وفق نظریات ضد بشری رجوی باشد .

ودرنهایت :

” درود بر بهترین فرزندان این مرز و بوم یعنی مجاهدین استوار و پایدار که از همه چیز خود برای رهایی مردم ایران گذشتند و درس ماندگاری و پایداری و فداکاری به جهانیان عرضه کردند “.

مجاهدین استوار را لولوهای رجوی ازبین بردند وکسانی که ماندند تا ازچیزهای نداشته ی خود بگذرند   مسلوب الاراده اند وشایسته ی درود نبوده و قابل ترحم میباشند!

افرادی با طرز تفکر شما ، تنها به درد فنا شدن بنفع بوالهوس هایی مانند مسعود ومریم که دشمنی خود باانسانیت را به ثبوت رسانیده اند ، میخورد.

صابر  تبریزی

بیعت گرفتن مکرر رجوی از اسرای کمپ آلبانی

***

رجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقهرجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقه

***

همچنین: