فرقه ی رجوی وگزارش دهی به مردم؟! – قسمت دوم

فرقه ی رجوی وگزارش دهی به مردم؟! – قسمت دوم

صابر ازتبریز( امضاء محفوظ)، پانزدهم مارس 2015:…  اینجا ممکن است که از من بپرسید پس چرا برای کسانی که رهبر بلامنازعشان طوق دیوانگی برگردن داشته ودر پیشاپیش صفوف آنها حرکت میکند، اینهمه وقت خود را به هدر میدهید؟ این سئوال ازیک نظر درست است اما اینهم درستتر است که باید هر عملکرد وعقیده ی نامتعارفی مطرح شده ودر مظان افکار عمومی قرار بگیرد تا نسل جوان …

مزدور پرویز خزایی مجاهدین خلق ارتش خصوصی صدام حسیناعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

(با تشکر از صابر دریافت شد – ایران اینترلینک)

لینک به قسمت اول
فرقه ی رجوی وگزارش دهی به مردم؟! – قسمت اول

فرقه ی رجوی وگزارش دهی به مردم؟! – قسمت دوم

24/12/1393

به این قسمت ازنوشته های پرویز خان توجه فرمایید:

” جنگ جديد رژيم و ما – …اکنون جبهه ديگري، در اين نبرد رهایی‌بخش با اهريمن اصلي ايران، يک جنگ تمام‌عیار تبليغاتي – رواني، براي از هم پاشيدن و از بين بردن روحيه اميد و تلاش و مبارزه به اوج خود رسيده است. عليه همان روحيه و عزم مبارزه که لکوموتيو اصلي هر تلاش و هر کارزار، و هم هر گروه جدي به‌ویژه در مبارزه و مقاومت براي آزادي است. … و در عوض، طرف مقابل جنگ رواني، درست برعکس این را منادي مي‌شود: شما شکست‌خورده‌اید! شما روحيه نداريد! شما گول‌خورده‌اید! رهبرانتان بد و فاسد هستند! خون شمارا به هدر داده‌اند! بياييد تا فرصت باقي است ول‌کنید و برويد دنبال کارتان و جانتان را نجات دهيد. زندگي زيباست “

تصمیمات تشکل شما نه براساس خرد جمعی ، که بر حول خواسته های یک فرد خود شیفته وبا افکار مالیخولیایی اتخاذ میشود و حکم داشتن لوکوموتیو ازآن خلع شده است!

اینجا یک خود شیفته ای حکم میراند که دردرجه ی اول باید دربیمارستانی تحت مراقبت و مداوا قرار گیرد وبهمین خاطر است که کسی مثلا ازساکنین یک نوا خانه ی تیمارستانی انتظار راندن لوکوموتیو تحرکات اجتماعی را ندارد و وقعی به این حرافی های شما نمی نهد!

اینجا ممکن است که از من بپرسید پس چرا برای کسانی که رهبر بلامنازعشان طوق دیوانگی برگردن داشته ودر پیشاپیش صفوف آنها حرکت میکند، اینهمه وقت خود را به هدر میدهید؟

این سئوال ازیک نظر درست است اما اینهم درستتر است که باید هر عملکرد وعقیده ی نامتعارفی مطرح شده ودر مظان افکار عمومی قرار بگیرد تا نسل جوان کمتر آشنا به پیچیدگی های سیاست وزمان ، درس های لازم را ازآن گرفته و بامحک زدن آموخته وتجربیاتش، تبدیل به فولاد آبدیده ای گردد و جامعه ی خوبی برای آینده اش بسازد!

معنی ومحتوی حرف هایی که این نگارنده وسایر دوستان مطرح میکنند، درچهارچوب جنگ روانی نبوده و برعکس درخدمت آگاهی مردم است.

دوباره آمده است:

” دعواي اصلي – دعواي اصلي با مقاومت چيست؟ اظهار افاضات نداشته مي‌کنند، که مقاومت کاملاً شکست‌خورده و بايد بيايد و بگوييد ما شکست خورديم، خداحافظ ما رفتيم. تا ما در سايت‌هايمان بنويسيم ديدي گفتيم که شکست خوردند و رفتند دنبال کارشان. بقول زنده‌یاد مرضيه:”موش بخوردت اللهي”!…خودشان مي‌دانند که کساني این را ميگويند که تا همين چندين ماه پيش، کف بر دهان، از دست آورده‌ها و پيروزي‌ها و از امیرخیزها و سياوشگردها مي‌گفتند و مي‌نوشتند. يکي‌شان، که به همراه دکتر هزارخاني به منطقه رفته بود، يک کتاب و چندين و چند شعر و مقاله، به حجم مثنوي، درباره فدا و ايثار و ازخودگذشتگي، صداقت و پاکي و درستي راه مجاهدين نوشته است که اکنون حي حاضر در قفسه‌هاست “.

البته خود این اشخاص با تسلطی که به اوضاع دارند ونوشته هایشان کم وبیش نشان میدهد که ازشما منصف تر وباسوادترند، درصورتی که بخواهند میتوانند جواب شما را بدهند که درمواردی هم داده اند وجواب فرقوی ها تنها فحاشی صرف علیه آنها بوده است!

اما به خود اینجانب که برمیگردد- بعنوان ناظر قضیه مصدع اوقات هستم- باید بگویم که انسان ها تغییر میکنند وکسی مجبور نیست که برروی لاطائلاتی که مثلا درگذشته گفته ، مهر تایید ابدی بزند وانسان لازم نیست که همواره درگذشته زندگی کند وحال انسان با نقد شفاف گذشته اش رقم میخورد وکسی که به نقد وبررسی گذشته ای که حال را میسازد، نپردازد، گرفتار جمود فکری وارتجاع خواهد بود چنانکه فرقه ی رجوی گردیده است!

دوباره میخوانیم:

” من هميشه اين ترجیع‌بند را در همه نوشته‌ها و سخنراني‌هايم تکرار مي‌کنم… و آن اينکه از بعد از استقرار نيروهاي رزمنده مقاومت در جوار خاک ميهن، دو پيروزي نظامي و يک پيروزي استراتژيک سياسي يعني سه قلم بسيار مهم و تعیین‌کننده از دستاوردهاي رفتن به جوار خاک ميهن و تشکيل ارتش آزادی‌بخش ملي ايران نصيب شد: نخست، شکست سپاهيان خميني براي استقرار نظام ولایت‌فقیه در عراق (و ادامه جنگي که شش سا ل قبل از آن بايد پايان مي‌يافت و پنج سال قبل از شکست، جهان از طرح صلح مقاومت با دولت وقت عراق حمايت گسترده کرد، (یک‌قلم ليست پشتيبانان ابتکار صلح مقاومت و نامه‌هاي بيش از شش هزار رهبر کشور و رییس‌جمهور و نخست‌وزیر و پارلمانتر جهان در يک کتاب موجود است). پس اين يعني شکست برنامه اتحاد جماهير اسلامي در منطقه و شمال آفريقا. دوم عمليات مرواريد و شکست دوم رژيم براي اشغال عراق و ايضاً استقرار ولايت مطلقه حکيم ولی‌فقیه کانديدا شده براي آن. و سوم کشف سايت‌هاي اتمي رژيم، بعد از 18 سال پنهان‌کاری رژيم که جهان را در شوک فروبرد و اکنون معضل اول رژيم در مقابل جهان است. (به صفحات اول روزنامه‌هاي مهم آن روز و به واکنش‌هاي جهاني و حتي به مصاحبه مطبوعاتي جورج بوش در سي ان ان مراجعه کنيم). اگر حرف‌های شيخ روحاني در کتابش به‌عنوان دکترين امنيت ملي و ديپلماسي هسته‌ای را خوب بخوانيم، در ميان سطور آن به‌خوبی ديده مي‌شود که اگر افشاگري اين مقاومت نبود، اين رژيم سال‌ها پيش به بمب اتمي دست‌یافته بود. اين البته افتخار ماست که تاکنون مانع چنين فاجعه‌ای شده‌ايم، آن‌هم عليرغم همه وادادن‌ها و سياست‌هاي مماشاتگرايانه کشورهاي غربي “.

تشکیل اتحاد جماهیر اسلامی آنهم برهبری ایرانی با اکثریت شیعه، درتوازن قوای موجود منطقه ای وجهانی آن زمان غیر ممکن بود وفکر نمیکنم کسی درایران این مسئله را جدی میگرفت ویا این موضوع به سیاست اصلی ایران تبدیل شده بود که شما ازایجاد آن جلوگیری کنید!

تشکیل ارتش آزادیبخش بعنوان ستون پنجم دولتی که بهر صورت با ایران درجنگ بود وبدتر اینکه آغاز کننده ی جنگ ، تنها حکم لکه ی ننگی را دارد که بر دامن فرقه ی رجوی نشست و و گرنه بقول معروف ازنطر تعیین سرنوشت جنگ فرقی نمیکرد ( فرقی نمیکرد بود ونبودش- احمد شاملو ).

دیگر اینکه افشاگری های راست ودروغ شما درمورد فعالیت های هسته ای ایران ، کپی برابر اصل مدارک های قلابی جناح تندرو حاکم براسرائیل بود که حتی سرویس های اطلاعاتی خود اسرائیل هم اصالت آنها راتایید نمیکرد !

این نوع افشاگریها درمورد کره ی شمالی هم بود که چون اراده ی دولت کره بر ساختن سلاح هسته ای استوار بود، نتیجه ای ازاین تهدیدات وافشاگری ها گرفته نشد!

دیگر اینکه اگر دنیای سلطه گر ( مماشات گر ازنظر شما) چه اقدامات شدیدتر ازاینی که ملاحظه میکنید، میتوانست برعلیه ایرانی که طبق نظر کارشناسان زبده ی خودشان دهه ها با ساختن بمب اتمی موهوم فاصله داشت ، انجام دهد که نداد؟!

میخواستید با بمباران ایران وقبول بهای سنگین وغیر قابل پیش بینی عواقب آن لقب ” مماشاتگری ” را ازخود دور کرده تا دل شما را بدست آورند؟!

آقای خزایی مینویسد:

” در حسابرسي و بيلان سازي هر انساني که در ژئوپوليتيک و استراتژي دستي در کار دارد، اينان بزرگ‌ترين دست آورد تعیین‌کننده در آن دوره در منطقه و جهان بودند. اگر هيتلر موفق به شکست و اشغال تمام روسيه و همچنين ساختن اولين بمب اتمي، قبل از امريکا و متفقين مي‌شد و اگر خميني عراق را مي‌گرفت و حکومت دوم ولایت‌فقیه، يعني اولين قمر و ساتلايت اتحاد جماهير کذايي را برقرار مي‌کرد، و همزمان بمب اتمي محبوب و معبود خود را مي‌ساخت، هرکدام از اين دو فرضيه به‌نوبه خود امروز سرنوشت و چهره دنيا و منطقه را به‌کلی دگرگون کرده بود “.

من نمیدانم که چرا پاکستانی که پرجمعیت تر از ماست وقبل ازما جمهوری اسلامی نام گرفته ویکی ازعوامل مهم ایجاد وتسلیح گروههای تکفیری است، دارای هشتاد بمب هسته ایست وجز خرابکاری درامور منطقه وبهم ریختن وحدت ملی کشور خود وناامن کردن آن ، چگونه نتوانسته این امر مهم را تحقق ببخشد که ایران فاقد سلاح هسته ای میتوانست واین مجاهدین خلق؟! نگذاشتند؟!

دیگر اینکه دراگرها نتوان نشست!!

آدم سوزی های هیتلر دانشمندان هسته ای را فراری میداد وبنابراین او صاحب سلاح هسته ای نمیشد که نشد و آمریکا که دور ازهردو جنگ جهانی ، تنها بهره مند این جنگها شد، دوران طلایی وشکوفایی خود را میگذرانید وبنابراین شد آنچه عملا میباید میشد!

سخنان خزائی به شکل زیر به درازا کشیده است:

” …اين درماندگان و پشت پا زنندگان، که مرتباً ً تکرار مي‌کنند که مسعود رجوي کجاست، حالا وارد بابي تحت عنوان فساد مالي ولخرجي مجاهدين …. البته که حفاظت از مريم رجوي که کانون و پرچم‌دار جدي در مصاف تاريخي عليه هيولاي ويرانگر و خون‌ریز دین‌فروش و درعین‌حال کانون نفرت و دشمني رژيم آخوندي است وظيفه هر عضو اين مقاومت چه مجاهد و غير مجاهد است. … بقيه‌اش هم در خماري و بوري بمانند. نوکامنت “!

بنظر می رسد که واماندگان باید باین سئوال جواب بدهند وازنظر امنیتی نپرسند که مسعود رجوی کجاست وقبول کنند که مریم تابان به حفاظت بیشتری- حتی بیشتر از رئیس جمهور فرانسه که حالا همشهری هم هستند- احتیاج دارد!

اما منهم بعنوان یک شهروند ایرانی این موضوع را شنیده ام که رسم احزاب درست وحسابی، دادن گزارش مالی به اعضا وحتی به دوایر ذیصلاح است .

وقتی به نشست های پایان ناپذیز مریم رجوی و نمایندگانش در کشورهای غرب هم که توجه میکنیم، بصورت کاملا روشنی درمییابیم که تامین مخارج این جلسات از عهده ی یک سازمان وحتی سندیکای بین المللی پرسابقه وپرآوازه ی کارگران جهان با میلیون ها عضو، بر نمیآید و فرقه ی رجوی با این نگاه نباید بتواند آنرا تامین کند که میکند !

اظهارات پاره ای از سیاستمداران بازنشسته ی غرب دایر براینکه درمقابل هر سخنرانی خود بنفع باند رجوی مبلغی بین ده تا سی هزار دلار دریافت میکنند، صحت مظلومیت آقای خزائی وتشکیلات مربوطه اش را بشدت مورد تردید قرار میدهد، بطوری که ذیلا این تردید به یقین تبدیل میگردد:

” دعوت از شخصيت‌هاي مهم جهاني براي سخنراني، و از آن طريق، جذب آن‌ها به يک کارزار، کاري بسيار روتين و معمول در جهان است. …( اینها) هزينه سفر و حق سخنراني مي‌گيرند. البته چنين نيست که مثلاً به چنين شخصيت‌هاي جهاني- هر چه پول هم بدهند- بگويند که بيايند در دفاع از ويروس ابولا و يا بشار اسد و خامنه‌ای و داعش و بسيج و حزب‌الله (که اکنون حزب الشيطان منطقه است) سخنراني کند. طرف بايد علاقه‌مند به سوژه سخنراني مثلاً آزادي زندانيان سياسي و يا استقرار دمکراسي و يا مبارزه عليه فاشيسم ديني و شکست نيو نازيسم و غيره باشد. طرف بعد از چند ديدار و سخنراني و آشنايي با آن آرمان و آن تشکيلات، جذب آن پروژه و يا تشکيلات شده و به يکي از هواخواهان و طرفداران آن در نزد سازمان‌هاي بین‌المللی، چون يوان و يا رهبران و کنگره‌ها و پارلمان‌ها و یا مراکز قدرت تبديل مي‌شود. اين روند اصلاً يک روش معمول و شناخته‌شده است و مي‌شود براي آن صدها- و اگرنه هزارها – نمونه پيدا کرد”.

پس اینطور نیست که سرهنگ سناتور مک کین ها صرفا برای پول میآیند، بلکه ایده های دموکراسی خواهی وبشر دوستی- کسانی که دربهترین حالت بمباران هسته ای اولیه ی کویرهای ایران وسپس خود تهران را تجویز میفرمایند- آنها راوارد سالن های مجلل مریم رجوی میکنند وسر آخر چون افت وخیز بیشتری با این رهبران واصحاب فرقه پیدا کرده وانسیت بیشتری حاصل میگردد ، جذبه ی موجود درمریم و …، آنها را تبدیل به عضو فرقه ی رجوی میکند ودیگر پول نمیگیرند وچه بسا که میدهند تا بدین ترتیب مسائل مالی فرقه ی رجوی سروسامان دائمی داشته باشد!

پایان

***

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتکریم قصیم: قدر شناسی مسعود رجوی یا…؟ (۱) -(جرم من اعلام دستمزد پاتریک کندی با ذکر منبع بود؟)

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

2014-09-16-USIran.jpgAmerica Must Make Its Underlying Intentions Toward Iran Clear


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

همچنین:

برخلاف نظر خوله دنیا: ریشه ی اصلی مشکلات منطقه درطمع ورزی آمریکا وزائده های افراطی اش است!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  وبسایت رسمی مجاهد نماهای خلق ایران نوشته است : “خانم خوله دنیا سخنگوی ائتلاف ملی سوریه: ریشه اصلی مشکلات منطقه رژیم ایران است ” جواب ساده وقاطع این ادعای سرتاپا دروغ این است که این ایران نبوده ونیست که نقشه ی ایجاد خاورمیانه ی بزرگ را د�

ماموریت “یزدان حاج حمزه” در پنهان سازی نام پیمان شکنان!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، اول مارس ۲۰۱۵:…  جرج بوش آمریکائی بود که هنوز ازحملات به عراق و افغانستان عبرت لازم را نگرفته بود، بجای استقبال از این موضع متعادل دولت وقت ایران، ایران را درکنار سوریه و کره شمالی محور شرارت نامید! شما چگونه است که این مسئله را بیاد دوستان واربابان �

در نقد ” سرسخن ” رسانه رجوی: گرفتن مشروعیت از سناتورهای آمریکائی !

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)،  بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۵:…  با این حساب شما این حرف ها را با ما ” خلق قهرمان” مطرح نمیکنید ویااگر میکنید درحکم تهدید ما ازآن استفاده میکنید و بیشترین کاربرد آن مصرف داخلی- طولانی تر کردن دوران اسارت لیبرتی نشینان – واستفاده ازآنها بعنوان گوشت دم توپ است! درپایین به قسم

بازهم این دم روباه بود که شهادت داد!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  اما فرقه ی رجوی چرا عصای دست اینها میشود ، خود دلایلی دارد وسئوال زیر درمورد آن مطرح است که چرا یک سازمان سیاسی- نظامی دهه های ۴۰ و۵۰- بدون لحاظ کش و قوس های تشکیلاتی وایدئولوژی فراوانی که با خود حمل میکرد- این لکه ی ننگ غیر قابل

آیا این صفت شامل آقای محمد قرایی هم هست یا او استثنائا بری ازآن است؟!

مریم رجوی علی صفوی تروریسمصابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و یکم فوریه ۲۰۱۵:…  قسمت ناچیزی ازبودجه های جاری وسرمایه های ثابت شما راتشکیل میدهد و آیا برای تامین نقیصه ی موجود، به سراغ اربابانی مانند عربستان، کشورهای مرتجع دیگر و… نمیروید ویا مثلا درجریان جنایتی بنام ” نف

دغلکارانی که سلام خالی را به گلسرخی میدهند و هدایای مادی را به سناتورهای آمریکائی!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، نوزدهم فوریه ۲۰۱۵:…  آیا سران معدود این فرقه نمیداند که مردم ناظر جلسات پرهزینه ی مریم رجوی دراروپا ونمایندگانش دردیگر کشورهای بزرگ ودور ازچشم ” خلق قهرمان” درجهت کسب حمایت هرچه بیشتر کسانی هستند که ارباب شاه بودند ومستقیم یا غیر مستقیم دست شان تا

واین اتفاقات ابدا بنفع فرقه ی رجوی نیست!

طناب صدامصابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، شانزدهم فوریه ۲۰۱۵:…  مشکل بزرگ مراجعه به رسانه های رجوی، تحمل تناقض گویی هایشان است که متاسفانه بدون رعایت جنبه های ژرونالیستی قضایا و برعکس نشان دادن این تناقضات بعنوان پیروزی برای خود وشکست محتوم برای حکومت ایران ویا هرکسی که زاویه ای با آن دارند، میبابشد.