فرمان قتل و غارت و آدمسوزی و کشتار توسط خلیفه مجاهدین. چه کسی داعشی است؟

فرمان قتل و غارت و آدمسوزی و کشتار توسط خلیفه مجاهدین. چه کسی داعشی است؟

ایران دیدبان، نوزدهم نوامبر 2015:… هم‌ جبهگی با داعش بالاتر از این که رجوی اذعان می کند قصد انحراف افکار غربیها از خطر داعش را داشته است. البته این اعترافی از سر درد و سوزش است که ناتوان از به راه انداختن جنگی علیه کشورمان به بهانه بنیادگرایی غربی‌ها را ملامت می کند. اما ببینیم بنیادگرا و داعشی اصیل کیست؟ به عنوان یک نمونه از میان هزاران، اظهارات کادرهای اصلی مجاهدین در همین خیمه شب بازی …

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسممریم قجر و چانه زنی برای خلافت رجوی

لینک به منبع

فرمان قتل و غارت و آدمسوزی و کشتار توسط خلیفه مجاهدین؛

چه کسی داعشی است؟

این که به هر مناسبتی ولو رد شدن یک ستاره دنباله دار از آسمان زمین، ببینیم که باد رسانه های غربی از کدام سو می وزد و در همان جهت چهارشاخ بزنیم و هر گاه بشود و بهانه ای دست بدهد، به تیمار لیبرال دمکراسی برخیزیم تا خود را دایه مهربانتر از مادر نشان دهیم، فقط و فقط در شأن به گل ماندگانی مانند باند رجویست و درخور اعتنا نیست؛ اما این که دار و دسته رجوی به مناسبت همین وقایع تروریستی و تلخ پاریس کور خودشان شده اند و بینای جمهوری اسلامی، آن هم به امید این که ته این تغار شکسته را بلیسند، شایان پاسخگویی و آن هم با یادآوری مواضع خلیفه مجاهدین و مواضع ایدئولوژیک آنان است.

مجاهدین در اطلاعیه‌ای با عنوان «هم جبهگی آخوندها با داعش، تلاش برای نجات اسد و معرفی غرب به‌عنوان مسئول کشتار پاریس» مضمونی را در تأیید این ادعا از سخنان رییس قوه قضائیه جمهوری اسلامی به این شرح آورده اند:

«لاریجانی، رئیس قوه قضاییه رژیم آخوندی، در روز 25آبان، با اشاره به کشتار پاریس گفت: «کسانی که راه ورود تروریستها به عراق و سوریه تسهیل و آنها را حمایت کردند، امروز خود با پیامدهای آن مواجهند… حمایت از تروریسم.. ممکن است در یک برهه‌یی به نفع خودشان تمام بشه اما نهایتاً دودش به چشم خودشان خواهد رفت.»

البته در دار و دسته رجوی که ید طولایی در سانسور و کانالیزه کردن اخبار مورد نظرش دارد، به تمام صحبتهای ایشان که سراسر محکومیت داعش و جنایات این گروه در کشورهای مختلف از جمله فرانسه است اشاره نکرده و به صورت گزینشی آن را منتشر ساخته، شاید به این دلیل که نخواسته خاطرعشایرانقلابی عراق( نامی که مجاهدین به داعش می دهند) را برنجاند!

اما اگر میزان هم جبهگی با داعش چنین سخنانی باشد، باید سخنان رجوی درست یکسال جلوتر از جمهوری اسلامی در تاریخ 11 آبان 93 را یادآوری نمود که می گوید:

«حالا ما با سومین ائتلاف بزرگ بین المللی روبرو هستیم در یک نسل. ائتلاف اول در جنگ کویت بود در سال ۱۳۶۹، ائتلاف دوم در جنگ عراق بود بود در سال ۱۳۸۱ و ۸۲ و حالا یک دهه بعد در سال ۹۳ با ائتلاف ۶۰ کشور مواجهیم که خطر ارتجاع و بنیادگرایی تحت نام اسلام و خلافت اسلامی دامنگیر خود آن‌ها شده، همان خطری که از سه دهه پیش در موردش هشدار می‌دادیم و می‌گفتیم و می‌نوشتیم. با این تفاوت که هنوز هم سعی می‌کنند تا آنجایی که می‌شود پدرخوانده داعش را در قم و تهران نادیده بگیرند.»

هم‌جبهگی با داعش بالاتر از این که رجوی اذعان می کند قصد انحراف افکار غربیها از خطر داعش را داشته است. البته این اعترافی از سر درد و سوزش است که ناتوان از به راه انداختن جنگی علیه کشورمان به بهانه بنیادگرایی غربی‌ها را ملامت می کند.

اما ببینیم بنیادگرا و داعشی اصیل کیست؟

به عنوان یک نمونه از میان هزاران، اظهارات کادرهای اصلی مجاهدین در همین خیمه شب بازی امسال مجاهدین در مورد تشکیل شورای مرکزی زنان، نشانگرعمق داعشی بودن آنها و نگاه زاویه دار آنها به جهان متمدن است. محمدعلی توحیدی در نشست مجاهدین به همین مناسبت چنین می گوید:

«به چشم می بینیم که این [شورای مرکزی زنان] نیرویی است برای تغییر در جهان، برای مژده آزادی به سراسر عالم، نه فقط به دنیا و جهان سوم بحران زده و تحت ستم و خیانت شده و چپاول شده؛ از آسیا تا آفریقا تا آمریکای لاتین تا جاهای دیگر، بلکه به همین دنیای غرب و به اصطلاح جهان اول که زیر خیلی خیانتها داره استخوانها و ارزشها و دست آوردهایش خرد می شود.»

این دیدگاه را بگذاریم کنار حکم خلیفه مجاهدین برای گردن زدن جداشدگان و قتل عام مخالفین و کشتن و نابود کردن هر کس که در با آنان نیست. در همان پیام آبان 93 رجوی می گوید:

«قاتلان مجاهدین را باید در برابر عدالت قرار داد تا کیفر ببینند. آنهایی که در پرونده ۱۷ ژوئن شهادت دروغ دادند (منظورش جداشدگان و آقای بنی صدر است )و آن خودسوزی‌های قهرمانانه مشعل‌های جاودان و شعله‌ور آزادی را برانگیختند یک یک باید حساب پس بدهند و در برابر عدالت قرار بگیرند. خامنه ای و رفسنجانی و روحانی و مالکی …باید کیفر یابند.

مزدورهایی که به مالکی نامه نوشتند، از قتلعام و کشتار مجاهدین از گروگانگیری و زدن تیر خلاص در اشرف سپاسگزاری کردند یک به یک باید در برابر عدالت قرار بگیرند و باید به کیفر شایسته و سزاوار خودشون برسند.

ارتش آزادیبخش و مؤسسان چهارم در این زمینه با کسی شوخی ندارد.»

خلیفه داعش هم چنین خط و نشانهایی برای عالم و آدم نمی‌کشد که خلیفه مجاهدین می‌کشد و همه را تهدید به مرگ و نیستی می کند آن هم در زمانی که خود از ترس فرار کرده است!

***

(یکی از آخرین عکس های دجال رجوی قبل از فرار)
کارشناس وزارت اطلاعات: ماجرای انقلاب طلاق/ رجوی در اروپا ولی بالاجبار مخفی است

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21939

رهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

ایران دیدبان، سیزدهم نوامبر ۲۰۱۵:…  واقعیت این است که رهبری مجاهدین از دیرباز تا کنون حتی یک ذره هم با نیروهایش صداقت و وفا نداشته و همواره آنها با توجیه های مختلف ( و دهان پرکنی مثل اصل حداقل اطلاعات، تست اعضا و یا انگیزه دادن و تلاش برای نگه داشتن نیرو) نامحرمترین و حتی دشمن محسوب شده و می شوند. واقعیتی که شمه ای بسیار اندک آن در مقاطع مختلفی مانند جلوگیری غیرانسانی از دیدار …

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003منت بر “آزادی” نگذارید. خون شما بخاطر “رجوی” ریخته می شود

لینک به منبع

خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛

رهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش

رحوی اعضای مجاهدین خلقچند ادعای قابل تأمل و مهم هست که رهبری مجاهدین در مقام مروج، تلاش کرده آنها را به باور اعتقادی اعضا تبدیل کرده تا بر پایه آن، وسیله ای برای توجیه رفتارش و در حقیقت ابزاری برای تحمیق نیروها بسازد.

این که تاریخ و آینده همه چیز را روشن خواهد ساخت و حقانیت فلان موضع گیری ما معلوم می شود، یکی ازاین ادعاهاست که با گرفتن ژستی حق به جانب و مظلوم نمایانه نیز همراه است. بر کسی پوشیده نیست که چنین ادعایی صرفاً برای فرار از پاسخگویی است و با وجود این که «آینده» بارها و بارها هم غلط بودن و هم باطل بودن مواضع و عملکرد مجاهدین را نشان داده است، هیچگاه رهبری این گروه حاضر نشده است به نقد رفتارش تن بدهد و اعلام کند که اشتباه کرده است.

ادعای دیگر آن است که:« رهبری چیزهایی می داند که شما نمی دانید»، تلاش برای بزرگ نمایی و حقنه کردن این ادعا گاهی آنچنان شدت می یابد که رجوی را وصل به نیروها و منابعی فرازمینی و مافوق تصور معرفی می نمایند که یک عضو معمولی از درک آن عاجز است!

با ایجاد چنین باور و تلقی است که می شود به اعضا دروغ گفت و آنها نیز به راحتی بپذیرند، حتی اگر به اطلاعات و اخبار هم دسترسی داشته باشند- که ندارند- بازهم چنین حربه ای کارآیی دارد و رهبری متناسب با نیازهایش اخبار و اطلاعاتی را جعل می کند که عضو معمولی گروه چاره ای جز پذیرش آن ندارد.

گرچه از این قسم باورها و خرافات ابلهانه در فرقه رجوی فراوان وجود دارد، اما برملا شدن یکی ازاین دروغهای اسفناک انگیزه ای شد که تا با اشاره به آن، فرصتی برای طرح حقیقتی مهمتر دروغگویی‌های شخص رجوی و رهبری مجاهدین پیش آمد. اما ابتدا این دروغ تأسف انگیزی که تا کنون بر اثر آن دهها تن از نیروهای این گروه قربانی شده اند تا رهبری مجاهدین فرصت تبلیغات و مطرح شدن تشکیلاتش را فراهم سازد، که توسط برادر یکی از ساکنان کمپ لیبرتی افشا شده است:*

«در ماه اوت ۲۰۱۴ با مراجعه به سفارت امریکا و اصرارهای بسیار، عاقبت مسئولی در سفارت آمریکا به من پاسخ داد که سازمان ملل با همکاری سایر کشورها یک راه حل فوری انساندوستانه برای نجات جان ساکنان لیبرتی اتخاذ کرده و میخواهد ۲۰۰۰ نفر را یکجا از کمپ لیبرتی به کشور رومانی که در اتحادیه اروپاست، منتقل کنند… یکنفر از کمیساریا در عراق به ما زنگ زد که برادرم انتقال به رومانی را نپذیرفته است… برادرم علت قبول نکردن خودش را این چنین توضیح داد : “سازمان به ما – ساکنان لیبرتی – گفته که انتقال به رومانی را نپذیریم و امضا نکنیم و بگوئیم که میخواهیم به آلبانی برویم… از طریق یکی از هواداران در جریان تحلیلی که مجاهدین در پاسخ هواداران ارائه داده بودند، قرار گرفتم. تحلیل این بود : ” سازمان با انتقال ۲۰۰۰ نفر به رومانی توافق کرده بود ولی رژیم جمهوری اسلامی با تهدید رومانی به قطع معاملات اقتصادی این توافق را بهم زده است.”»

انداختن مسئولیت همه خرابکاریها و متحقق نشدن وعده‌ها و از همه مهمتر کشته‌ها به عهده “رژیم” راحت‌ترین کاری است که رهبری مجاهدین در این سالها با توسل به آن توانسته است از زیر بار مسئولیت اقدامات نسنجیده و البته خائنانه خود فرار کند، اما در این مورد خاص باید پرسید که مگر جمهوری اسلامی چقدر رابطه اقتصادی با رومانی داشته و دارد که با یک چنین تهدیدی بتواند جلوی این توافق را بگیرد، وانگهی با آلبانی که کشوری است که مسلمانان هم در آن هستند و ایران نفوذ بیشتری در آن دارد چرا چنین کاری را نکرده است؟

اما نکته مهمی که باید به آن توجه کرد و نباید از آن غافل شد و از لابلای چنین رفتاری خود را نشان می‌دهد، نسبت بین رهبری مجاهدین با نیروها است!

کافی است که هر کسی از خود بپرسد در زندگی معمولی ما حقیقت را از چه کس پنهان می کنیم و به چه کسی دروغ می گوییم و همین سوال را به شرایطی که خطر ما را تهدید می کند و یا درگیر یک کار پرمخاطره مثل مبارزه پنهانی با یک سیستم هستیم، تسری دهد!

این سوال مهمی است که با یافتن پاسخ آن بهتر می توانیم به نوع رابطه رهبری مجاهدین با نیروهایش پی ببریم!

آیا جز این است که در این چنین شرایطی فقط به دشمن مان دروغ می گوییم؟

لیست بلند وبالای دروغهای رهبری مجاهدین به اعضایش – دشمنانش، سیاهه ای است به قدمت پنجاه سال که حقیقتاً در تاریخ معاصر احزاب و سازمانهای ایران بی نظیر است، برای نمونه فقط کافیست به چند فقره از آن اشاره و توجه نمود:

چرا نیرو را به خانه تیمی لو رفته می فرستند؟

چرا یک نیرو را وقتی می دانند لو رفته است به عملیات داخل کشور می فرستند؟

چرا به نیرو رهنمود می دهند تماس تلفنی با(شماره لو رفته) سرپل سازمان در ترکیه بگیرد؟

چرا به یک نیرو می گویند که همسرت طلاق گرفته و پدرت فوت کرده است؟

چرا فرد را از فرانسه و آلمان و آمریکا برای سه ماه خدمت زیر پرچم ارتش آزادیبخش به عراق می آورند و بیست سال نگه می دارند تا کشته شود؟

در جریان انقلاب طلاق چرا همسران را از هم جدا کرده و به آنها می گویند که همسرت از تو طلاق گرفته است؟

چرا در جریان پروژه های رفع ابهام به زور از افراد اقرار به جاسوس و نفوذی بودن می گیرند؟

اساساً چرا وقتی می دانند که جمهوری اسلامی با نیروی بازگشته سازمان هیچ کاری ندارد، به او می گویند که زندان و شکنجه و اعدام در انتظار توست؟

واقعیت این است که رهبری مجاهدین از دیرباز تا کنون حتی یک ذره هم با نیروهایش صداقت و وفا نداشته و همواره آنها با توجیه های مختلف ( و دهان پرکنی مثل اصل حداقل اطلاعات، تست اعضا و یا انگیزه دادن و تلاش برای نگه داشتن نیرو) نامحرمترین و حتی دشمن محسوب شده و می شوند.

واقعیتی که شمه ای بسیار اندک آن در مقاطع مختلفی مانند جلوگیری غیرانسانی از دیدار فرزندان با والدین جداشده شان( نمونه مرحوم هادی شمس حائری و یا آقای مصطفی محمدی و …)، بی احترامی و دادن القاب زشت و هتاکانه به کسانی که سالها با این گروه همراهی کردند، جلوگیری از دیدار خانواده ها با فرزندانشان و پرونده سازی برای اعضای جداشده در کشورهای اروپایی و … خود را نشان داده است و ابعاد بسیار گسترده آن علیه ساکنان کمپ لیبرتی و کمپ اور سور واز مکتوم مانده است و ظاهر فریبنده ادعاهای رهبری مجاهدین باعث می شود که افکار عمومی کمتر به آن توجه کنند.

_________________

* چرا مجاهدین انتقال به رومانی را نپذیرفتند؟

http://campaignlettre.blogspot.fr/2015/11/blog-post.html

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21719

نگاهی به نتایج و تبعات حمله اخیر به لیبرتی؛ کنترل الحریه را از رجوی بگیرید!

ایران دیدبان، دوم نوامبر ۲۰۱۵:…  به جز کسانی که نان مجاهدین را می خورند و در قتل ساکنان لیبرتی سهیمند، هیچکس نقش مستقیم رجوی به دلیل نگه داشتن این افراد در عراق را در قتل آنان نادیده نگرفت و همه به درستی به آن اذعان کردند. عجیب است که همین افراد به نقش رجوی در اعدام زندانیان در سال ۶۷ و خط وی برای مصاحبه نکردن که دقیقاً چیزی شبیه نگه داشتن …

خانواده اعضای مجاهدین اطلاعیه انجمن نجات در خصوص حمله موشکی به لیبرتی

لینک به منبع

نگاهی به نتایج و تبعات حمله اخیر به لیبرتی؛ کنترل الحریه را از رجوی بگیرید!

۱- رجوی و دار و دسته اش به صورت هماهنگ و در یک خط واحد، تلاش دارند تا مراجعه بی‌نتیجه خانواده ها به کمپ لیبرتی برای دیدار با فرزندانشان را زمینه ساز این حمله معرفی کنند. طرح موضوع مراجعه به خانواده ها که هم در پیام رجوی وهم در بیانیه شورا آمده، نشان از اهمیت مسئله برای رهبری مجاهدین دارد که بی شک حاصل جمع بندی وضعیت روحی و روانی اعضای باقی مانده در این کمپ و تمایلشان برای پیدا کردن یک راه فرار از این قربانگاه است.

۲- به جز کسانی که نان مجاهدین را می خورند و در قتل ساکنان لیبرتی سهیمند، هیچکس نقش مستقیم رجوی به دلیل نگه داشتن این افراد در عراق را در قتل آنان نادیده نگرفت و همه به درستی به آن اذعان کردند. عجیب است که همین افراد به نقش رجوی در اعدام زندانیان در سال ۶۷ و خط وی برای مصاحبه نکردن که دقیقاً چیزی شبیه نگه داشتن نیروها در عراق بود اشاره نمی کنند!

۳- سر و صداهای باند رجوی و به سر و روی این و آن پریدن که قبلاً فلان تحرک و فلان نشانه را گزارش کرده بودیم و چرا عکس العملی نشان ندادید، اولاً نشان می دهد که این نشانه ها و علائمی که امروز از آن سخن می گویند یا برای خودشان هم اهمیتی نداشته است – که اگر می‌داشت باید اقدامی عاجل برای نجات جان آن افراد می کردند- و یا در انتظارچنین رویدادی بودند تا از آن بهره برداری تبلیغاتی کنند.دوماً به رغم محکومیت این اقدام از سوی وزیرامور خارجه آمریکا و دبیرکمیسیاریای عالی پناهندگان ملل متحد، مشخص است حتی جان این افراد تا موقعی که آنان در چارچوب چنین گروهی با این سوابق ننگین و مواضع ننگین تر قرار داشته باشند برای کسی اهمیت ندارد. سالها پیش آمریکا حاضر بود به تمام آنها به شرط نفی وابستگی به این گروه پناهندگی بدهد اما رجوی اجازه نداد و مانع آن شد، زیرا می دانست که تنها سرمایه اش برای برپا نگه داشتن تشکیلاتش و منافع شخصی اش خون همین افراد بیچاره و بدبختی است که در عراق نگه داشته است.

۴- این رویداد نشان داد که تهدیدهای توخالی رجوی نظیر آنچه بعد از تخلیه خفت بار اردوگاه اشرف انجام داد، نه ما به ازای عملی دارد و نه کسی وقعی به آن می گذارد، واقعیت آن است که کمپ لیبرتی به یمن حماقت رجوی، تبدیل به یک هدف ثابت شده است و تا هنگامی که این افراد عراق را ترک نکنند، همچنان محل خشم و انتقام مردم عراق خواهد بود.

۵- تا حال حاضر و به واسطه هزاران مرحله آزمون مختلف، اثبات شده است که رجوی از غریزه‌اش پیروی می کند، هوسباز و هیستریک است و با غوطه خوردن در مالیخولیا، لجبازی احمقانه ای را پیشه کرده که حاصل آن قربانی شدن افرادی است که به او اعتماد کرده‌اند. اثبات شده است که به طرزغیرمسئولانه‌ای با تخیلاتی به نام تحلیل در انتظار«تشدید تضاد جهان علیه جمهوری اسلامی» و یا پدیده موهومی به نام « قیام مردم» و … نشسته تا بلکه تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان؛ وگرنه می بایست تا به حال هزاران بار با درک واقعیات و الزامات زمان و برحسب نصایحی که دو عضو برجسته شورا و پیشینیان آنها به او داشتند، تغییر موضع می داد و جرأت تجدید نظر می‌داشت که کمترین نتیجه آن حفظ جان اعضای گروهش بود- تنها چیزی که برایش اهمیت ندارد- اما این بار نیز با خوشحالی در باره این که ضربه کمرشکن نبود و آماده کارزارهای بعدی باشید، نشان داد که حماقتش مافوق تصور و بی مسئولیتی اش مثال زدنی است. بر این اساس به تمام نهادها و اشخاصی که در مظان وظیفه حفاظت و حمایت از باقی ماندگان گروه رجوی در عراق و در کمپ الحریه هستند باید یادآوری نمود که نه مسئول پاسخگویی به حادثه پیش آمده هستند و نه لازم است که اقدام تأمینی خاصی را انجام دهند؛ تنها کاری که باید انجام دهند درک این واقعیت است که این افراد دارند تاوان ماجراجویی های رجوی را می دهند و اگر می‌خواهند کاری اساسی انجام دهند، برخلاف باور تبلیغاتی که گمان می رود که کنترل این کمپ در دست ارتش عراق و یا کمیسیاریای عالی پناهندگان است؛ باید کنترل این کمپ را از رجوی بگیرند!

(رجوی در آخرین وداع با طوطی اش)
استراتژی که در عراق جا ماند

***

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21657

شکست رجوی در استفاده تاکتیکی از حقوق بشر (اختلاف عمیق دیدگاه احمد شهید با مجاهدین)

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsایران دیدبان، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۵:…  نکته مهم دیگر این که برخلاف دغلکاریهای مجاهدین که تلاش دارند خود را مدافع سینه چاک حقوق بشر در ایران جا بزنند و از این مسیر تحریمها را تقویت کنند، احمد شهید به صراحت از جریانات داخل کشور سخن می گوید و نقشی که تحریمها در تضعیف آنها داشته است. این نیز خود علامتی است از آن که دار و دسته رجوی بی آبروتر از آن هستند که بشود آنها را با …

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

لینک به منبع

عمق اختلاف دیدگاههای احمدشهید و مجاهدین؛

شکست باند رجوی در استفاده تاکتیکی از حقوق بشر

احمدشهید در مصاحبه با بی بی سی توضیحاتی را پیرامون آخر گزارش خود در باره ایران بیان کرده است که نشانگرفاصله عمیق دیدگاه دار و دسته رجوی با دیدگاه وی از یک سو و شکست مجاهدین در استفاده تاکتیکی از حقوق بشر می باشد.

احمد شهید با استقبال از توافق و رفع تحریمها را وسیله ای برای بهبود وضع حقوق بشر و صلح و توسعه را باعث پیشرفت آن میشمارد. در حالی که مجاهدین همچنان از توافق هسته ای ناراحتند و استراتژی آنها بهانه جویی در حوزه حقوق بشر برای استمرار و تشدید تحریمهاست. این که چقدر بتوانند اثرگذار باشند، بحث دیگری است اما به هر روی آرزویشان این است و تلاششان را در این زمینه متمرکز کرده اند. احمدشهید در این باره می گوید:

«این حرف من دو یا سه دلیل داشت. یکی اینکه آن توافق محصول تعامل سیاسی دولت تازه بود و خوب است که به ثمر رسیده. دیگر اینکه آن توافق می تواند به رفع تحریم ها منجر شود که تاثیری خیلی منفی بر اقتصاد داشته و ما همچنین نگران تاثیر تحریم ها بر جنبه های انساندوستانه هستیم. بنابراین رفع آن نگرانی ها چیزی است که ما از آن استقبال می کنیم. نکته دیگر اینکه یادآوری می کنیم که صلح، توسعه و حقوق بشر همه به هم مرتبط هستند و نمی توان بدون یکی به دیگری رسید.»

در مقابل مریم رجوی که هم از حمله خارجی به ایران و هم از بلوای داخلی حمایت می‌کنند در این باره می‌گوید: «دولتهای غرب به‌نحوی که‌گویی این فاجعه صرفاً یک امر داخلی ایران است، روابط سیاسی و تجاری خود را با فاشیسم دینی گسترش می‌دهند. حال آن که همین روابط، بدترین نوع مداخله در امور ایران البته به سود آخوندهاست. نادیده‌ گرفتن حقوق‌بشر و آزادی مردم ایران، مبنای شکست سیاست غرب، نه فقط در قبال ایران، بلکه در قبال کل منطقه است. »

احمد شهید می گوید: «اما امید من این است که وقتی با ایران تعامل بیشتری صورت گیرد از جمله در زمینه تجارت و تماس با جهان خارج، در آن صورت شاید اولویت های داخلی نسبت به گذشته تغییر کند و شاهد تغییری به سوی رفتار بهتر نسبت به خارج باشیم.»

و مریم رجوی می گوید: در همین توافق اتمی، عاملی که می‌توانست آخوندها را به عقب‌نشینی کامل مجبور کند، مشروط کردن هر توافقی به حقوق‌بشر مردم ایران بود.

نکته مهم دیگر این که برخلاف دغلکاریهای مجاهدین که تلاش دارند خود را مدافع سینه چاک حقوق بشر در ایران جا بزنند و از این مسیر تحریمها را تقویت کنند، احمد شهید به صراحت از جریانات داخل کشور سخن می گوید و نقشی که تحریمها در تضعیف آنها داشته است. این نیز خود علامتی است از آن که دار و دسته رجوی بی آبروتر از آن هستند که بشود آنها را با آب کشیدن و سفیدشویی به عنوان مدافع حقوق بشر جا زد و نامی از آنها برد.

«اما تحریم ها قبلا همچنین بر اصلاح طلبان در ایران اثر گذاشته. یعنی کسانی که پیشتاز مطالبات حقوقی بودند و در زمینه حقوق بشر پیشگام بودند، برای آنها مهم بود که با جهان خارج ارتباط داشته باشند، مثلا در جستجوی فرصت های تحصیلی برآیند. اما همه اینها تحت تاثیر تحریم ها قرار گرفت.»

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgSyrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

***

همچنین:

آیا ابریشمچی، در تحلیل جنگ، رجوی را هدف گرفته است؟

ایران دیدبان، دهم اکتبر ۲۰۱۵:… پر واضح است که بیان چنین وضعیتی با اشاره به سیاستی که رجوی برگزید بسیار معنادار است، به گونه‌ای که بزرگترین ضربه به مجاهدین را جدایی بنی صدر و نتیجه بلافصل اقدام رجوی در همدستی با رژیم صدام می داند، باید توجه داشت که این همان بنی صدری است که مجاهدین با

کمپین حمایت از صلح برای ایران و سکوت ذلت بار مجاهدین

2014-09-16-USIran.jpgسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هجدهم اوت ۲۰۱۵:…  آنچه در خصوص کمپین حمایت از صلح برای ایران و سکوت رسانه‌ای معنی‌دار مجاهدین قابل ذکر است اینکه ؛ مبتکران این کمپ

چرخ و دندهای توافق وین و جیغ های بنفش مسعود رجوی

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۵:… رجوی به شدت از توافق وین سرخورده شده است و به برخورد دوگانه غرب در خصوص وضعیت عراق و ایران اشاره می‌کند و این‌که چرا آمریکا بر سر تسلحیات عراق به این

مریم قجر و چانه زنی برای خلافت رجوی؛ مجاهدین بازیچه ترفند ناکارآمد جنگ‌طلبان

مریم رجوی داعش تروریسم سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم می ۲۰۱۵:…  اما مشکل این است رژیمی که رجوی خواهان براندازی آن است در حال حاضر با کمک‌های تسلیحاتی و مشاوره‌ نظامی به دولت عراق و گروه‌های مختلف شبه‌نظامی نقشی مهمی در توقف پیش

توافق لوزان و نعل وارونه زدن‌های رهبری مجاهدین (بسته شدن شکاف حیاتی فرقه رجوی)

توافق هسته ای مجاهدین خلق فرقه رجویسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هفتم آوریل ۲۰۱۵:… ضمن این‌که رفتار جدید مجاهدین با اطلاعیه سیزدهم فروردین ۹۴ این گروه نیز در تناقض است. اگر بواقع مجاهدین معتقدند که رژیم در این توافق نامه همه چیز را از دست داده و هیچ چیزی نگرفته است واقعا چرا خوشحال نیستند و از آن استقال نمی‌کنند؟ مگر نه این

بیانیه لوزان و تناقض‌گویی‌های مریم رجوی

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم آوریل ۲۰۱۵:…  اما آنچه که در خصوص این اطلاعیه و موضعگیری عجولانه و پر از تناقض رهبری مجاهدین می‌توان گفت این‌که آنان به کرات و در سرفصل‌های مختلف نیات ضدمردمی و ضدایرانی خود را ثابت کرده و نشان داده‌اند که این گروه فاسد و خیانتکار چه فاصله عمیقی