فريبى به نام احياى تشكيلات و جلوگيرى از ريزش نيرو

فريبى به نام احياى تشكيلات و جلوگيرى از ريزش نيرو

abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم سپتامبر 2017:… سازمانى كه در اصول بر پايه توحيد و قسط و برابرى و بر اصل ضد آمپرياليستى و ضد استثمارى و حامى محرومان، توسط عده اى از انقلابيون بنيانگذارى شد، اما مسعود رجوى آن را از اصول و اهداف أوليه بنيانگذاران، منحرف و براى تثبيت مادام العمر بودن خود در اريكه قدرت رهبرى سازمان با كنار زدن و نابودی و مقهور كردن و به كشته دادن رقباى خود چون سردار … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

فريبى به نام احياى تشكيلات و جلوگيرى از ريزش نيرو

سالگردى ديگر از سرنوشت سازمان مجاهدين خلق و فرقه امروزى كه توسط مسعود رجوى  بلحاظ سياسى و ايدئولوژى و استراتژى، به قهقرا رانده شد و منفور مردم ایران شده، گذشت.

سازمانى كه در اصول بر پايه توحيد و قسط و برابرى  و بر اصل ضد آمپرياليستى و ضد استثمارى و حامى محرومان، توسط عده اى از انقلابيون بنيانگذارى شد، اما مسعود رجوى آن را از اصول و اهداف أوليه بنيانگذاران، منحرف و براى تثبيت مادام العمر بودن خود در اريكه قدرت رهبرى سازمان با كنار زدن و نابودی و مقهور كردن و به كشته دادن رقباى خود چون سردار موسى خيابانى و على زركش، كليت سازمان را با ازدواج با مريم رجوى كه همسر دوست و همرزمش مهدى ابريشم چى، بود پايه ديكتاتورى خود را در سازمان بنا نهاد و به يك فرقه مخرب با آئين سِكت و كيش شخصيتى تبديل كرد و با تشكيل ارتش به اصطلاح آزاديبخش و دادن اين اهرم بدست ديكتاتور بعث عراق، يك ارتش و سازمان تروريستى سر و سازمان داد كه نمونه هاى اين ايده شوم و اين تصميمات ضد انسانى را در القاعده و داعش امروزه با چشم خود ميبينيم، ارتش و فرقه اى كه با سقوط ديكتاتور بعث، عمر مزدورى و سياسى و نظامى و ايدئولوژى و تشكيلاتى آن پايان يافت و امروز در كشور آلبانى با بحران هويت و ريزش نيرو و فروپاشى مواجه است و شديدترين ضربات را از افشاگرى و روشنگرى اعضاى جدا شده  و بيدارى خانواده هاى اسيران در چنگش، خورده است، به صورتى كه  افراد درون تشكيلات روز به روز ريزش كرده و عرصه را بر رهبرى سازمان بخصوص شخص مريم رجوى، تنگ نموده و در مخمصه قرار داده است.

بنابرين، مريم رجوى در نهايت فريب و حيله گرى خود و شوهر مفقود شده يا بعبارتي گوربگور شده اش، با برپايى جشن تأسيس سازمان و انتصاب به اصطلاح مسئول اول فرقه و انتخاب كانديد معاونين و همرديفان او از دختران ميليشيا براى روحيه دادن و فريب افراد پائين دست در تشكيلات، ميخواهد مرحمى بر زخم چركيده و لاعلاج فروپاشى و ريزش نيرویی بگذارد، اما بايد به اين عفريته جهل و جنايت، گفت به هر ترفند و حقه اى متوسل شويد، ديگر قادر نخواهيد بود جلوى سيل جريان وار ريزش نيروها را بگيريد.

توسل جستن تان به جنايتكارترين فرد حاضر در رجال سياسى آمريكا يعنى جان مكين و آوردن او به آلبانى براى روحيه دادن به افراد به كجا ختم شد!؟

ديديد كه ريزش نيرو روندى صعودى را براى شما رقم زد!  غلطيدن تمام عيار در دامان آمپرياليسم و چشم دوختن به آمريكا براى نشاندن شما بر اريكه قدرت در ايران، خواب پنبه دانه اى است همانگونه كه اربابتان صدام حسین ديكتاتور، توانست شما را به تهران ببرد، ارباب جديد شما را هم به تهران خواهد برد . درثانى، به فرض اينكه ملاها در ايران محو شدند با تمامى مردم ايران كه دشمن و تشنه به خونتان هستند، چكار خواهيد كرد؟

 اميد است روزى برايشان ديگر سودى نداشته باشيد و كٓت بسته شما را در تهران تحويل دهند تا آنوقت جوابگوى تمام جنايات خود و شوهرت باشيد.

 خبرهاى دريافتى از دوستانم در آلبانى، اين است كه مريم رجوى براى افراد حاضر در آلبانی تكليف كرده است كه تا بهمن ماه سال ٩٧ تعهد دهند كه از سازمان جدا نشوند و براى آنها روضه خوانى كرده است كه حكومت ملاها در ايران تا آنوقت تعيين و تكليف خواهد شد و ملاها توسط آمريكا جارو ميشوند و براى استدلال خود به تشكيل ارتش مردمى در داخل ايران اشاره كرده كه آماده و مسلح ميباشند و زمينه ساز استقبال از آنها هستند و مسخره تر و خنده دارتر اينكه يك فيلم برايشان به نمايش گذاشته شده اند كه چهار نفر با شعار ارتش آزاديبخش در حال حمل پرچم فرقه و ارتش آزاديبخش، است و در يكى از كوههاى ايران گرفته شده و اينرا به خورد افراد ميدهند كه نيروى رزمى با سلاح در ايران آماده است تا زمينه فراهم شود و اقدام كنند.

آخر كسى نيست به اين خانم رجوى ابله بگويد كه خودت را بيشتر در معرض تمسخر افراد در اسارتت قرار نده! ديگر دوران فريب از اين نوع دجالگريهاى پوچ و سر كارى گذشته است. اين افاضات براى دوران اربابت صدام حسين، كارايى داشت كه با مشت آهنين به خورد افراد ميداديد و صداى هر گونه مخالفتى را در نطفه خفه ميكرديد، مگر كور تشريف داريد و نميبينيد كه ديگر افراد برايتان تره خورد نميكنند و ريزش نيرو روزانه شده است.

بس كنيد لطفا به مخالفتها توجه كنيد، ببينيد كه چقدر، حتى صورى هم شده پاى چنين تعهدى خواهند آمد. مطمئناً پوزه ات به خاك ماليده ميشود و اكثر نفرات ناراضى هستند و زير بار چنين تكليفى نخواهند رفت.

„پایان“

*** 

مصاحبه آقایان احسان بیدی و منوچهر عبدی، نجات یافتگان فرقه رجوی در تیرانا با کانال ایمپکت در آلبانی

IMPAKT 90 – MKO organizate demokratike apo sekt diktatorial

https://youtu.be/gF77NmR6a9U

آلبانی تیرانا پرچم دیدار با مقام وزارت کشور آلبانی (تعداد نجات یافتگان در آلبانی از ۲۴۰ نفر گذشت)ا

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی فرقه رجوی جداشدگان و خانواده ها را تهدید به مرگ می کند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31014

موقعیت فرقه رجوى و وضعیت سوریه و عراق 

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و سوم اوت ۲۰۱۷:… اما فرقه رجوى را نگاه کنیم که زمانى ماندن در عراق و  پادگان اشرف ظرف استراتژیکى   و بقاء خود میدید و هیچوقت حاضر نبود عراق را ترک کند و به همین دلیل خون هاى زیادى از آدم هاى بیکناهى که در چنبره اسارت خود داشت در این مسیر ریخت و جانهاى عزیزانى را گرفت که خون بناحق ریخته آنها که تنها مسببش مسعود و مریم رجوى بودند یقه آنها را … 

مجاهدین خلق رجوی امام امریکااز «جان نثاری و دعای سلامت برای آیت الله خمینی» علیه امپریالیزم تا «خوشرقصی برای امپریالیزم

لینک به منبع

موقعیت فرقه رجوى و وضعیت سوریه و عراق

عملیات نهایى ارتش عراق و نیروهاى مردمى  براى تصرف شهر تلعفر که دژ ابتدایى ورود  و نقطه آغاز نیروى هاى انقلابى عشائرى فرقه رجوى  یعنى داعش براى تصرف عراق بود و رجوى امید داشت با تصرف کل عراق اولا خود را صاحب تاج و تخت ایران کند در ثانى کشورهاى اسلامى منطقه را زیر سلطه شریعت رجوى – داعشى   ببرد، آغاز شده است و دولت عراق میرود که آخرین تتمه هاى این جرثومه ترور و وحشت و کشت و کشتار را از ریشه در عراق بخشکاند و لانه شیطانى و دست هاى حمایتگرانه اربابان آن را قطع نماید.

 ارتش سوریه و نیروهاى مردمى و نیز دولت لبنان از طرف دیگر،  عرصه را بر داعش و دیگر گروه هاى تروریست در آن کشور تنگ کرده و در حال پاکسازى تصرفات این بلاى انسانى که گریبانگیر منطقه و جهان شده است، هستند.

 ارتش سوریه نشان داده است که میتواند  شر این غده سرطانی را از سرزمینش قطع کند. چشم انداز تحولات در منطقه و اتحاد روسیه و ایران و ترکیه بر علیه این جانیان تروریست باعث شده است که اربابان آنها نیز امید خود از نیات شومشان را از دست بدهند و به کرنر کشیده شوند به صورتى که ائتلاف غربى آنان دیگر قادر نیست حمایت همه جانبه از آنها را داشته باشد، لذا چشم انداز سیر تحولات در منطقه بخصوص در دو کشور عراق و سوریه که با بلاى خانمانسوز تروریسم داعش روبرو بودند، با اتکا به مردم و نیروهاى نظامى خود بساط این جانیان را جارو میکنند. در کشور عراق  آخرین تصرفات و سنگرهاى داعش پس گرفته میشود و دوران قدرت نمایى داعش و یا به قول مریم رجوى  „انقلابیون عشائر“  عراق به پایان رسیده است.

تنها چالشى که همان اربابان  بوجود آورنده و ساپورت داعش  در عراق در سر داشته و میخواهند کشور یک پارچه عراق را از هم بگسلند و آنرا تیکه تیکه کنند تا با آن بشود چالشهاى دیگرى در منطقه ایجاد نمایند بحث اعلام  همه پرسى استقلال کردستان عراق است که علنا بارزانى گفت با حمایت باراک اوباما و وزیر خارجه اش جان کرى و البته حمایت سران مرتجع بعضى از  کشورهاى عرب از جمله  عربستان صورت گرفته ( در راستاى منافع آنان و صد البته منافع اسرائیل ) و اعلام تاریخ برگذارى این همه پرسى در آستانه بیرون راندن آخرین تروریستها از سرزمین عراق، خودش گواه نیات شومى است که نمیگذارند ملت مظلوم عراق خواب راحتى به چشم خود ببینند، اما باز اراده دولت و ملت عراق و البته منافع کشورهاى همجوار عراق از جمله ایران و ترکیه و سوریه نمیگذارند که غده اى سرطانى که باعث بى ثباتى و آشوب در این کشورها خواهد شد به سر انجامى برسد و سفر اخیر رئیس ستاد نیروهاى مسلح ایران به ترکیه که در تاریخ جمهورى اسلامى ایران با ترکیه سابقه نداشته است، حساسیت به این موضوع را نشان میدهد و این دو کشور بزرگ منطقه نخواهند گذاشت این چالش امنیتى براى کشورهایشان به سرانجامى برسد و اگر روى آن پافشارى شود چه بسا با قوه قهریه این چالش رو از مسیر خود بردارند و عاملان آنرا هم از اریکه قدرتى که الان در دست دارند به زیر کشیده شوند. حال باید منتظر تحولات سرنوشت ساز در یکى دو ماه آینده باشیم ببینم تحولات به چه سمتى رقم خواهد خورد.

اما فرقه رجوى را نگاه کنیم که زمانى ماندن در عراق و  پادگان اشرف ظرف استراتژیکى   و بقاء خود میدید و هیچوقت حاضر نبود عراق را ترک کند و به همین دلیل خون هاى زیادى از آدم هاى بیکناهى که در چنبره اسارت خود داشت در این مسیر ریخت و جانهاى عزیزانى را گرفت که خون بناحق ریخته آنها که تنها مسببش مسعود و مریم رجوى بودند یقه آنها را گرفته است  و الان فرقه را به چه دریوزگى و زبونى کشانده است و شاهد فروپاشى تشکیلات آنها هستیم و روزانه جدایى افراد از اسارتشان نوید همین واقعیت است.

باید به مریم رجوى این تروریست „ام داعشى“ گفت در زمان اربابت صدام که جیک جیک مستانه بهار تو و شوهر مفقود شده ات بود آیا به زمستانت هم فکرى میکردید!؟

مژده که زمستانت فرا رسید و چه زمستانى با چه طوفانهاى سهمگینى!،  آیا امیدت باز به عشائر انقلابى یعنى همان داعش هست!؟

آیا از ارتش آزادت در سوریه و جانیانى که مردم را به صلابه میکشیدند خبرى هست!؟ و آیا از آن شیهه هاى مستانه ات در تعریف و تمجید از آنها باز هم سر خواهى داد!؟

ببین خانم رجوى!

این وضعیتت شما آه همان مظلومانى است که توسط راه و مسیر و استراتژى فرقه ات و البته انقلاب ایدئولوژیکى تان به نیستى کشیده شدند و اکنون در میان ما نیستند.

ننگ و نفرین و نابودى براى شما و اراده تان و مسیرتان.

„پایان“

*** 

رجوی و تروریستهای سوریهبرنامه مجاهدین نظیر طرح داعش در سوریه است

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمحامد صرافپور: از نیایش عاشورا و زیارت آل علی تا طواف کاخ سفید و دمیدن در صور صهیونیزم

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

rudy-giuliani-mojahedin-khalqTrump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30628

خاطره اى از زندگى در تشکیلات رجوى 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سی و یکم ژوئیه ۲۰۱۷:… حدس زدم و برایم روشن بود که زهره میخواهد مرا تطمیع کند لذا تصمیم گرفتم که مطلق از خواسته ام کوتاه نیایم حتى با وجود احتمال زیاد سربه نیست شدنم ولى از این جهنم خلاص شوم. وقتى وارد اتاق زهره شدم تنها پشت میز نشسته بود  از روى صندلى بلند شد و با خنده به من تعارف کرد که روى صندلى نزدیک خودش بنشینم، انگار که اتفاق خاصى نیفتاده بود اما … 

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

لینک به منبع

خاطره اى از زندگى در تشکیلات رجوى

در سال ١٣٧٧ در یک نشست عمومى در قرارگاه باقرزاده توسط مسعود و مریم رجوى سال آمادگى سرنگونى اعلام شد و میباید تمام بدنه تشکیلات وارد آماده سازى و آموزش آن شود. این پروژه آماده سازى براى سرنگونى “ آ ٧٧ “ نامگذارى کردند.

که خود یک مطلب جداگانه میطلبد و فعلا قصدم از نوشتن یک خاطره است که براى خودم در این دوره اتفاق افتاد.

بعد از اتمام نشست عمومى مراکز به قرارگاه اشرف برگشتند و آموزشها و آماده سازیها شروع شد یکانها وارد آموزشهاى مربوطه شدند و حول  عملیاتهاى داخله آموزش میدیدند. من در یکان مهندسى مرکز ١١ بودم و فرمانده مرکز زهره قائمى بود همه وارد آموزش واحدهاى عملیاتى شدند چون من در یکان مهندسى پشتیبانى بودم  کارهاى یومیه یکان و مرکز انجام میدادم تا جایى که فشار کار روى من خیلى زیاد شد و از فرط فشار کار و کم خوابى متناقض شده بودم. در أصل کار پشتیبانى کل  مرکز روى دوش چند نفر افتاده بود که من یکى از آنها بودم.

یک روز در نشست عملیات جارى همین تناقض را در یک فاکت خواندم که با واکنش تند و  فحاشى و پرده درى اوباش و چماق به دستان رجوى حاضر در نشست  همراه بود، بصورتى که این نشست عملیات جارى به نشست دیگ براى من تبدیل شد و تقریبا چهار ساعت ادامه پیدا کرد و تمام مسئولین مرکز به این نشست آمده بودند و بر سر من نعره و داد و فریاد میکشیدند. حرفشان این بود که من نباید در این مرحله حساس که رهبرى فاز „آ ٧٧“ اعلام کرده  چنین تناقضى بیرون بدهم و استدلال آنها این بود که من مانع در این مسیر  ایجاد میکنم و خائن در درون تشکیلات هستم.

من هم واقعا از این همه  ظلم و فشار و ریا و دروغ  و از این حرف مسئول نشست به سیم آخر زدم و گفتم اگر به خاطر یک تناقض واقعى مطرح کردن متهم میشوم که کار دشمن در درون تشکیلات میکنم و خائن هستم من هم دیگر نمیخواهم اینجا بمانم و هر کارى میخواهید به سرم بیاورید من حاضر هستم اما دیگر من ماندنى نیستم. این حرف من آتشى روى خرمن بود و یکباره فریادها بالا رفت و ضربه ها بود که روى بدن خود احساس میکردم و از فشارى که داشتم تحمل میکردم مرگم را از خدا میخواستم. در نهایت که نتوانستند مقاومت من را بشکنند نشست را تمام کردند و من را به بنگالى بردند و در را از پشت رویم قفل کردند، نصف شب بود که در باز شد و یکى از مسئولین خواهر گفت خواهر زهره باهات کار دارد الان بلند شو آنجا برویم.

حدس زدم و برایم روشن بود که زهره میخواهد مرا تطمیع کند لذا تصمیم گرفتم که مطلق از خواسته ام کوتاه نیایم حتى با وجود احتمال زیاد سربه نیست شدنم ولى از این جهنم خلاص شوم. وقتى وارد اتاق زهره شدم تنها پشت میز نشسته بود  از روى صندلى بلند شد و با خنده به من تعارف کرد که روى صندلى نزدیک خودش بنشینم، انگار که اتفاق خاصى نیفتاده بود اما من چنان زیر فشار بودم که لب هایم کاملا خشک و ناى جواب دادن نداشتم و روى صندلى جلوى خودش نشستم بلافاصله در باز شد و دفتر دارش با یک سینى که دو تا استکان چاى و هر کدام دو دانه شکولات کنار آنها بود داخل شد و ابتدا جلوى من گذاشت، شکولاتى که این همه مدت در تشکیلات به چشم ندیده بودم.

زهره تعارف میکرد که چاى بخورم تا سرد نشود اما من اصلا تمایلم در خوردن چاى نبود تا چندین بار اصرار اول بدون شکولات کمى چاى نوشیدم اما باز گفت شکولات را با چاى بخور و با اصرار مجبور شدم شکولات را در دهان بگذارم، این شکولات اینقدر خوشمزه بود که معجزه کرد و تونستم سرم را بالا کنم، زهره هم لبخندى زد و گفت ان یکى رو هم بخور میدانم خوشمزه است. سپس شروع کرد به نصیحت کردن و اینکه تو بچه خواهر مریم هستى کسى جرأت حرف اینچنینى به شما را ندارد من یقه نرگس را گرفته ام( نرکس فرمانده یگان مهندسى مرکز بود که من بهش وصل بودم) که چرا گذاشته است در نشست افراد هر چى از دهنشان بیرون آمده گفته اند، من هم روى حرفم اصرار داشتم که من دیگر نمیخواهم اینجا بمانم.

 از او مخ خورى از من رد کردن، تا اینکه بهم گفت ببین عبدالکریم از نظر من تو یکى از بهترین نفرات خواهر مریم هستى و هیچ اغراقى در این نمیکنم بنابراین شما از این پس گزارش هایت را مستقیم براى خودم بنویس و به خودم  بده، اگر من نبودم به دفترم بده که وقتى میام میخوانم و سریعا جواب میدهم. با این گفته  کم کم ان مقاومت أولیه در من شکسته میشد و روى حرف خودم دیگه اصرار نداشتم به من پیشنهاد کرد که چند روز دیگر میخواهم تو را به بصره بفرستم  اونجا خودم هستم،  تا ان وقت  به ماشین آلات خودتان رسیدگى کنید کار دیگرى در برنامه شما نمیگذارند.

لازم به یادآورى است که هنوز قرارگاههاى مرزى نساخته بودند و مأمویتهاى راهگشایى که انجام میشد در منطقه مأموریت مرکز ما که بصره بود یک مجموعه اتاق در یک پادگان نظامى در روستایى نزدیک منطقه „دیر“ سازمان گرفته بود( بعدا صدام دو سوم همان پادگان به رجوى هدیه داد که به اسم قرارگاه حبیب نامگذارى و ساخته شد و بعداً سه مرکز در آن مستقر شد و اصلى ترین قرارگاه جنوب بود) و نفوذ واحدهاى داخله و باز کردن میدان مین به صورت محدود از آنجا انجام میشد.

یک روز عصر روى بولدوزر در پارکینگ مهندسى مشغول کار بودم که خواهرى آمد و گفت بیا زود اتاق خواهر زهره کارت دارد.

من هم بلافاصله لباس کار عوض کرده و به اتاق زهره رفتم و سلام کردم سر پا گفت  که آماده شو فردا صبح زود با اکیپ مرکز ده به فرماندهى خواهر رؤیا به بصره میروید. من هم فردا صبح با اکیپ یاد شده به بصره رفتم. آنجا مسئولیت پخت غذاى کل نفرات به من سپرده شد امکانات بسیار کم و در یک اتاق معمولى پخت غذا براى تقریبا پنجاه نفر مشکل بود  هوا هم بسیار گرم بود در طول روز چند بار به خاطر خیس شدن لباس باید تعویض لباس میداشتم  براى آماده سازى و کمک آشپزى یکى از خواهران عضو  داده بودند که او از من متناقض تر بود و از فشارى که روى من بود بینهایت ناراحت میشد أما میترسید که با من رک سر این موضوع صحبت کند و به قول مجاهدین محفل بزند. یک روز خیلى فشار بود أز صبح زود یکسره تا شب روى پخت غذا بودم  چون علاوه بر پخت روزانه، غذاى ضیافتى هم پختم. آنروز استاندار بصره دعوت شده بود براى نهار و بیاد دارم که چطور زنهایى که به آنجا آورده بودند با حقارت جلوى مهمانان کلفتى کرده اما به برادران مجاهد که میرسیدند براى همه شیر میشدند.

 این تناقضات و فشارها ته نداشت  و فشار رو به افرایش بود یک روز صبح که زود براى پخت اقدام کردم و همه جز نگهبانها خواب بودند از سر و صداى ظروف آن خواهر که کمک من بود از خواب بیدار شده و با ترس آمد و گفت خدا کنه که یقه ام را نگیرند من بهش گفتم برو من تنها میتوانم بعد از بیدارباش عمومى بیا اما قبول نکرد. در حین پخت غذا به من گفت میدانى دیروز زهره و سهیلا شعبانى( سهیلا شعبانى فرمانده مقر بود و زهره قائمى فرمانده عملیاتى واحدها) به من چى گفتند؟ من هم گفتم بگو!

گفت که مرا صدا زدند و از شما تعریف  کردند که خیلى آدم سخت کوش هستى و به من گفتند هیچ محدودیتى ندارى در کمک کردن به او، بعد ادامه داد خیلى میترسم گفتم چرا!؟ جواب داد در اشرف زیاد به من سخت میگرفتند و گیر میدادند که با برادران سلام علیک  نداشته باشم، سر اینکه با فلانى صحبت کوتاهى داشتم به من تهمت زدن که با او ارتباط نامشروع دارى و برایم دیگ گذاشتند و خیلى اذیتم کردند و خیلى محدودیت برایم گذاشتند به صورتى که اصلا نمیگذارند حتى پدرم را ببینم میترسم بلایى سرم بیاورند. الان هم که سهیلا و زهره این حرف را به من زدند فکر کنم میخواهند من با شما گرم بگیرم و مجدداً تهمت و افترا شروع کنند و سپس تعهد و سرسپارى و ذلیل شدن جلوى دستشان. به من گفت مواظب خودت باش توى تله اینها گیر نیفتى. در ادامه از وضعیت خودش گفت که با تشکیلات سر سازگارى ندارم و چندین بار نشستهاى سنگینى برایم  ترتیب داده و تهمت هاى ناروا به من  زده اند من میخواهم از سازمان بروم بیرون اما میترسم به خودشان بگویم سربه نیست میکنند راه فرار هم بلد نیستم به من پیش نهاد فرار داد اما من بهش گفتم این حرف را پیش من زدى به کس دیگرى نگوئى چون با جان خودت بازى میکنى. در واقع من خودم دنبال راه چاره اى بودم و نمیدانستم چکار کنم او از من کمک میخواست. در ادامه گفت این شش ماه است نذاشتن با پدرم حرف بزنم و زد زیر گریه!

نمیدانم چه بویى برده بودند که دو روز بعد همین خواهر را به اشرف برگرداندند و یک هفته نگذشته بود که خبر مرگش شنیدم. صحنه اى براى این درست کرده بودند که به گشتنش منجر شود. جریان این بود که براى حفاظت زمینهاى اطراف قرارگاه اشرف یک اکیپ سه نفره خواهران بهمراه دو اکیپ خودرو از حفاظت اشرف به منطقه حمرین و فرودگاه میفرستند تأمین جاده قره تپه و منصوریه، این خانم را راننده یک جیب بى کى سى دار میکنند در صورتى که دست فرمان این خانم اصلا خوب نبود و براى چنین مأمویتهایى معمولا بهترین راننده ها را انتخاب میکردند اکیپ از سمت قره تپه به سمت منصوریه در حرکت بودند و آخرین خودرو بوده، نرسیده به فرودگاه چپ میکند و هر سه خواهر کشته میشوند و رجوى روى این جنایتش را پوشاند.

 باشد که انتقام خون به ناحق ریخته تمام قربانیان رجوى هر چى زودتر او و دار و دسته اش را به خاک سیاه بنشاند و آه این مظلومان گریبانگیرش شود.

„پایان“

*** 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشتند تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30503

ربودن افراد ترفندى کهنه و دروغ 

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… هم اکنون افراد را با پستهاى متعدد نگهبانى در مقرهایشان سرگرم کرده اند و از طرف دیگر جو پلیسى و پائیدن همدیگر شدت گرفته است و افراد بسیارى از تشکیلات با این رویه رفتار و عملکرد مخالف هستند و در نشستها مطرح شده است که در جواب به آنها از ترفند کهنه و قدیمى اینکه ما دشمن داریم و تهدید ربودن افراد وجود دارد، این عمل سران سازمان را توجیه …

فریب، سلاح برتر مجاهدین خلق

لینک به منبع

ربودن افراد ترفندى کهنه و دروغ

سازمان فرقه اى رجوى بعد از سال ١٣٧٠ و همگانى کردن انقلاب ایدئولوژیکى که جدایى و طلاق اجبارى زن و شوهر از مقدمات آن بود، چنبره و بند اسارت تمام عیار خود بر اعضاى تشکیلات با این ترفند آغاز کرد ، چرا که با اتمام  جنگ ایران و عراق و شکست در عملیات فروغ و اینکه رجوى دیگر قادر به حفظ نیرو نبود و جدایى و مخالفت افراد زیاد شده بود از سال ١٣۶٩ تا ١٣٨٢ با آوردن بندهاى انقلاب پشت سر هم تقریبا هر ماه یکى  دو بند از آن که به بندهاى الف ، ب ، ج ، دال و …. تا هزار همردیف و انتها بند „سین“ و سرنگونى  انقلاب مریم اطلاق میشد، نفرات را سر جایشان مینشاند و با هر گونه صداى مخالفتى با مشت آهنین پاسخ میداد و فضا و جو پلیسى وحشتناکى در تشکیلات راه انداخته بود که کسى جرأت ابراز مخالفت نداشت ، آنچنان با اهرم انقلاب همه را سرکوب میکرد و جو رعب و وحشت در بین افراد راه انداخته بود که کسى جرأت إظهار نظر انتقادى از استراتژى و عملکرد سازمان نداشت و به هر کس که شک میشد و از رفتار و تنظیم رابطه اش با بیرون این أشعه را از او میگرفتند سوژه نشستهاى جمعى که به نشست دیگ معروف بود ، میکردند که نهایت از دو حالت خارج نبود یا سوژه تمام قد سر در برابر رجوى خم میکرد و تمام عیار در دستگاهى که رجوى از افراد میخواست وارد میشد یا شکنجه و زندان و أبوغریب ، دستگاه اطلاعات و امنیت بعث و یا سر به نیست میشد و یا به بعلت بیمارى مشکوک جانش را از دست میداد و یا اینکه کسانى که تحمل آن سختى را در لحظه نداشتند چاره اى جز خلاصى خود از مخمصه رجوى با خودکشى نمیدیدند و خودشان را از جهنم ساخته رجوى خلاص میکردند.

بعد از سرنگونى ارباب رجوى یعنى صدام حسین دیکتاتور عراق  عده زیادى از افراد با استفاده از جو بوجود آمده خود را از شر رجوى خلاص کردند و به دنبال زندگى خود رفتند و تقریبا نزدیک به هفتصد نفر از تشکیلات فرار کرده و نزد آمریکائیها که در کمپ اشرف مستقر بودند، رفتند. بگذریم که رجوى با زد و بند با ارباب جدید خود مسیر این جدا شده ها را سد کرد و با فشار مضاعف از طرف آمریکاى حامى دمکراسى فضاى طاقت فرسایى را بر آنها حاکم کرد که مقالات زیادى در این رابطه از طرف افرادى که در آنجا گرفتار شده بودند منتشر شده است.

رجوى با از دست دادن ارباب قافیه را باخته دید و سریعاً به دامن آمریکا خزید و با حیله و فریب شیطانى باز با استفاده از اهرم هاى فشار به اصطلاح انقلاب مریم  در کنار سرگرم کردن افراد با بحث اجتماعى جامعه عراق که اکثراً طرفدار مجاهدین هستند و بزودى حامیانش در عراق قدرت را قبضه خواهند کرد تا سال ١٣٩٠ که از اشرف جارو شدند با این ترفند با کجدار و مریض توانست نیروى قابل توجهى از تشکیلات را در اسارت ذهنى و جسمى نگهدارد و روى آنها با اربابانش مانور دهد و مزد مزدورى بستاند.

الان هم که از عراق بیرون رانده شدند و در البانى مستقر هستند با وجود اینکه مریم رجوى و به اصطلاح خواهران شوراى رهبرى ارشد سازمان تمام عیار براى راضى نگه داشتن افراد وارد گود تشکیلات متزلزل و عنقریب فرو پاشیده شده اند، میبینیم که روند جدا شدن افراد رو به فزونى است و تقریبا بیش از صد نفر در البانى از تشکیلات رجوى جدا شده اند و لرزه بر اندام مریم رجوى و سرانش هویداست. بنابر این خبرهایى از البانى به گوش میرسد که میخواهند یک پادگان در کنار فرودگاه تیرانا از دولت البانى بگیرند و خود آن را بسازند و روند دور نگه داشتن افراد از جامعه را تسریع دهند.

هم اکنون افراد را با پستهاى متعدد نگهبانى در مقرهایشان سرگرم کرده اند و از طرف دیگر جو پلیسى و پائیدن همدیگر شدت گرفته است و افراد بسیارى از تشکیلات با این رویه رفتار و عملکرد مخالف هستند و در نشستها مطرح شده است که در جواب به آنها از ترفند کهنه و قدیمى اینکه ما دشمن داریم و تهدید ربودن افراد وجود دارد، این عمل سران سازمان را توجیه میکنند اما چون افراد تجربه دارند و میدانند که دام اسارت  برایشان پهن میکنند، بناى مخالفت علنى گذاشته اند و مریم رجوى مستأصل از به بند کشیدن افراد مثل گذشته است و فعلا از این ستون به آن ستون دنبال فرجى است که آن هم پیدا نشود. لاجرم این تشکیلات در گل نشسته سرنوشتى جز فروپاشى ندارد و این روند از سرنگونى ارباب اول شروع شده است و الان در برژوازى محال است که سران تشکیلات بخصوص مریم رجوى بتوانند افراد را راضى و همچنان در اسارت خود نگهدارد.

„پایان“

*** 

Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

(Library of Congress. Congressional Research Service.
The People’s Mojahedin Organization of Iran, by Kenneth Katzman. Washington, Nov 1992. 6 p.
Doc. call no.: M-U 42953-1 no.92-824F)

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

Grand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30007

گردهمایى مریم رجوى در ویلپنت پاریس، اهرم سرکوب تشکیلات 

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۷:… اما رجوى با این ترفند هر ساله به همین مناسبت در تشکیلات و همچنین گردهمایى در سالنهاى گرانقیمت در حومه پاریس، جشن و سور چرانى برگذار میکند. نکته و خاطره اى تلخ که در مناسبات فرقه در قرارگاه اشرف در اینمورد داشتم، این بود که وقتى برنامه گردهمایى در فرانسه شروع میشد، بصورت زنده در اشرف پخش میکردند و … 

مریم رجوی داعش تروریسم محکومیت گرد همآیی حمایت از تروریسم داعش و مجاهدین در فرانسه

لینک به منبع

گردهمایى مریم رجوى در ویلپنت پاریس، اهرم سرکوب تشکیلات

سوم ژوئیه ۲۰۰۳  در اقدامی که مفسران سیاسی آن را شکستی در مبارزه علیه تروریسم عنوان کردند، مریم رجوى که بعلت تروریسم و پولشویى دستگیر و زندانى شده بود، با قرار وثیقه و زد و بند آزاد گردید.

این روز که یک شکست و افتضاح براى عدالت و مبارزه با تروریسم محسوب میشود، فرقه رجوى جشنهایى در اشرف براى روحیه دادن به افراد و همچنین  جشن و سور چرانى در فرانسه که با هزینه هاى سرسام آور همراه بود، به کرار برگذار میکرد و با خط خود فروشى ایندفعه بعد از اربابش صدام حسین، با جمع کردن لأبى از کشورهاى اروپایى و آمریکا با پر کردن جیبشان از دلارهاى باد آورده، طناب افسارى که در گردن داشت و در زمان حکومت بعث در دست ارباب بود، با رفتن ارباب تغییر استراتژى داد و آن را به دست لابیهاى اسرائیل و سازمانهاى جاسوسى آمریکا و اسرائیل سپرد و با شیرجه زدن آشکار به دامن آمپریالیسم که تا قبل از این مقابل انقلابى و انقلابگرى شمرده میشد و در صف دشمن یک بعد از سرنگونى ملاها قرار داشت، به یک باره آمریکاى آمپریالیستى عزیز دردانه خانم و آقاى رجوى از آب در آمد که این خودش بحث جداگانه اى دارد.

اما رجوى با این ترفند هر ساله به همین مناسبت در تشکیلات و همچنین گردهمایى  در سالنهاى گرانقیمت در حومه پاریس، جشن و سور چرانى برگذار میکند. نکته و خاطره اى تلخ که در مناسبات فرقه در قرارگاه اشرف در اینمورد داشتم، این بود که وقتى برنامه گردهمایى در فرانسه شروع میشد، بصورت زنده در اشرف پخش میکردند و تمام افراد باید بالاجبار تا به آخر پاى برنامه می نشستند.  یادم است که اکثراً از این اجبار ناراضى بودیم و توان و تحمل دیدن برنامه را تا آخر نداشتیم. اما جرأت هم نداشتیم که سالن را ترک کنیم چون فردایش در نشست عملیات جارى باید جواب پس میدادیم و در این رابطه پروژه نویسى میکردیم.

ناگفته نماند، چون در اشرف از زمان ورودمان به سازمان هیچ ارتباط بیرونى نداشتیم و حتى از دیدن تلویزیون و برنامه هاى خارج از سیماى آزادى محروم بودیم، به همین دلیل  مناسبات بیرون برایمان جذابیت داشت و دیدن این برنامه برایمان یک غنمیت محسوب میشد. چرا که با دیدن زنهاى جامعه عادى در درون ارتزاق میشدیم، چون رجوى همه چیز را از ماها دریغ کرده بود و همه را براى خودش و خوشگذرانى خودش میخواست و با ترفند مبارزه و عنصر انقلابى، در واقع ذهن و روح و جسم همه را در اختیار خود گرفته بود. أز همین رو استقبال از دیدن این برنامه خوب بود و همه می آمدند، اما بیش از چهار و پنج ساعت دیدن خسته کننده بود و کسانى نمی خواستند تا آخر پاى برنامه بنشینند و چون تا دیر وقت شب طول میکشید افراد تمایل داشتند براى استراحت بروند اما دستگاه سرکوب و پلیسى رجوى اجازه نمی داد و بالإجبار باید تا آخر برنامه را می دیدیم. یکى أز این نفراتى که به شدت مخالف این رویکرد اجبارى بود، فردى  به اسم محمد حمادى بود که با این روش بسته بودن تشکیلات به شدت مخالف بود. محمد از اهالى خوزستان بود و وقتى که به سازمان آمد، روى آن خیلى حساب باز کرده بودند و فرماندهان تشکیلات اعتماد زیادى  به او داشتند و به این خاطر در واحد هاى عملیاتى سازماندهى شده بود که براى مأموریت هاى داخل و بمب گذارى اعزام میشد و مأموریتهاى متعددى هم رفت. محمد بعد از سرنگونى صدام و وقتى که سازمان به آمریکا روى آورد و سنگ آمریکا به سینه میزد که ما باید آمریکائیها را در اشرف بپذیریم و از آنها استقبال کنیم و برنامه هاى روزانه سور و غذا خورى برایشان راه بیندازیم و اینکه در اینکار زنها را جلو دار کرده بودند، محمد به غیرتش بر میخورد که یک سرباز آمریکایى با یک زن مجاهد معاشرت داشته باشد لذا از آن به بعد در مناسبات همیشه پاسیو بود و همیشه زیر تیغ  در نشستها قرار میگرفت. اینقدر فشار روحى به او وارد کردند که بعد از چند سال تعادل روحى اش را از دست داد و دچار سردرد عجیبى شده بود که همیشه پیشانى اش را با یک دستمال می بست و از شدت درد به خود می پیچید و مسئولین تشکیلاتش از رفتن او به درمانگاه ممانعت میکردند و هر روز در نشست سوژه میشد و مورد تمسخر قرار میگرفت و به او مارک تمارض میزدند که خودش را به دیوانگى و تمارض میزند، اما کجا وجدانى که این بنده خدا را درک میکرد. سال آخر در اشرف در همین برنامه ویلپنت که باید همه پاى برنامه زنده آن مینشستیم، او را دیدم که از برنامه بیرون آمده بود و یکى از مسئولین تشکیلات بنام کمال که برادر ارشد مرکز به حساب میآمد و مسئولیت سورى قرارگاه را یدک میکشید(محسن نیکنامى) او را در پشت سالن غذا خورى به باد ناسزا گرفته بود و محمد هیچ حرفى نمیزد و به دیوار تکیه داده بود که یک دفعه تعالش را از دست داد و زمین افتاد، کمال با لگد به او میزد که پا شود اما محمد ناى بلند شدن نداشت. من از پشت درختان کنار سالن نظاره گر این صحنه بودم وقتى که کمال نتوانست بلندش کند، رفت دو نفر از مسئولینش را آورد، او را برداشتند و بردند. این صحنه برایم خیلى دردناک بود چرا که برایم خیلى سخت بود نفرى که زیر فشارهاى روحى او را به این نقطه زار رسانده اند و تعادل روحى و حتى جسمى اش از دست رفته است، می باید چنین با قصاوت و بیرحمى تمام  با او رفتار شود.

 چند روز بعد از یک نفر از هم یگانى هایش سراغ محمد را گرفتم گفت، در نشست بما گفته شده که محمد حمادى خودش را به تمارض زده ولى ما به یمن انقلاب خواهر مریم فرستادیم درمانگاه و گفتیم بسترى اش کنند تا اینقدر طلبکار سازمان نشود. اما واقعیت این بود که محمد علاوه بر مشکل روحى، مشکل جدى جسمى و سردرد شدید داشت که بعدا او را در لیبرتى دیدم مرا نمی شناخت و کنار تى وال هاى اطراف سالن غذا خورى مرکزشان روى زمین نشسته بود تقریبا دو هفته بعد شنیدم که سازمان با آن وضعیت جسمى که او داشت، تحویل عراقى ها داده است که بعد از چند هفته هم بعلت همین فشار و دردى که تحمل کرده بود فوت میکند.

این یک نمونه از جنایات رجوى است که در حق اعضاى تشکیلاتش داشت و با شقاومت تمام با منتقد خود برخورد کرده و آنها را به نیستى و نابودى میکشاند.

„پایان“

*** 

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29881

ماه مبارک رمضان و دجالیت عفریته جهل و ترور 

 عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  حال نگاه کنید که بعد از غیبت کبرى رهبر شیطانى فرقه و به قولى گور به گور شدنش، چگونه خانم فرنگ نشسته اش با سؤء استفاده از ماه مبارک رمضان با برگزارى سورهاى ضیافتى و سفره هاى رنگارنگ در این ماه مبارک با چه ترفندهایى سران گروههاى تروریستى را مهمان خود میکند و در سایه دمکراسى که در کشور فرانسه وجود دارد، اهداف پلید خود …

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

مریم رجوی: روابط جنسی شما بخشودنی است ولی جدا شدن از سازمان مجاهدین گناهی نابخشودنی است

لینک به منبع

ماه مبارک رمضان و دجالیت عفریته جهل و ترور

ماه رمضان بعنوان خجسته‌ترین و بهترین ماه در اسلام شناخته می‌شود. از این ماه به عنوان ماه میهمانی خدا نیز نامبرده می‌شود.

در زندگی دنیا اگر روزی انسان به میهمانی دعوت شود، دعوت شدگان با توجه به مقام و موقعیت صاحب خانه و میزبان و با در نظر داشتن میهمانان دیگر، خود را برای شرکت در میهمانی آماده می کنند، اگر صاحب خانه و میزبان  شخصیت معتبر اجتماعی داشته باشد، میهمانان با وقار هیئت و هیبت خاصی وارد مجلس شده و در طول جلسه و جریان میهمانی نیز با توجه به شخصیت میزبان و بزرگان دیگری که در جلسه حضور دارند، در نشست و برخاست، غذا خوردن و صحبت کردن، دقت به خرج می دهند تا با حرکات اضافی، صحبت های بی مورد و… باعث مضحکه دیگران قرار نگیرند.

حال سؤال این است که در ضیافت و میهمانی بی سابقه، مجلل و پر شکوه ماه مبارک رمضان، میهمانان، با چه شرایطی وارد ماه رمضان این بزم الهی می شوند و چه ویژگی هایی را باید در ماه رمضان رعایت کنند تا بتوانند استفاده و لذت کافی برده، نتیجه مورد انتظار را به دست آوردند؟

شرائط میزبان براى این امر مهم باید چه ویژه گى داشته باشد که رضایت حق را جلب نماید؟

با این اوصاف، نگاهى می اندازیم به فرقه رجوى و برگذارى سور و مهمانیهاى مجلل در این ماه و سوء استفاده دجالگرانه از آن در خدمت منافع خود و ترویج تروریسم و کشتارى که ١٨٠ درجه بر خلاف اهداف خداگونگى انسان در ماه مبارک  رمضان است.

رجوى تا قبل از سرنگونى صدام حسین، متکى به کمکهاى مالى و نظامى و لجستیکى اربابش بود و مغرور در این وادى پوچ سیر میکرد و با وجود این حمایتها، ایران را در چنگ خود میدید، خودخواهى و کیش شخصیت او را به نقطه اى کشانده بود که خود را نماینده تام الاختیار خدا در روى کره زمین میدانست و براى تسلط تام بر تشکیلات و نیروى تشکیلاتى اش تا آنجا پیش رفت که افراد باید او را مانند صنم و معبود و معصوم، پرستش میکردند و جان و نفس خود را در طبق اخلاص تقدیم زوج شیطان صفت یعنى مسعود و مریم رجوى مینمودند و به قول مریم رجوى، باید تک تک افراد مثل موم در دست رهبرى عقیدتى قرار میگرفتند که به هر نحوى که خواست آنان را شکل دهد، یعنى اینکه افراد به خودى خود هیچگونه هویتى نداشته باشند و در رکاب آنها ذوب شوند . از این رو بود که شعائر دینى را هم در خدمت اهداف فرقه اى و تروریستى و پلید خود قرار میدادند و با سؤء استفاده هاى رذیلانه از آنها، افراد را  اسیر در چنبره ایدئولوژى خود ساخته خود گرفتار میکردند.

یکى از این شعائر اسلامى، روزه بود که افراد بالإجبار باید همه در این ماه روزه میگرفتند و رجوى با تفاسیر چپ اندر قیچى از قرآن و فلسفه ماه مبارک رمضان، افراد را به سمت اهداف شیطانى و تروریستى خود سوق میداد و از آنها آدم هاى بى هویتى می ساخت که از خود هیچگونه اراده اى نداشتند و هویتشان به اصطلاح از رهبر عقیدتى که منظور، خودشان بود(یعنى مسعود و مریم رجوى)  میگرفتند.

روزه گرفتن براى مجاهد خلق الزامی بود و کسى که بعلت بیمارى و یا ضعف جسمى، توان روزه گرفتن را نداشت با دید حقارت نگریسته میشد و مورد شماتت و سرزنش دیگران قرار میگرفت. مسعود رجوى که خود را رهبر عقیدتى میدانست ماه مبارک رمضان را بنا بر صلاح خودش انتخاب و جابجا میکرد. بعنوان نمونه در زمان جنگ خلیج اول و انتفاضه شیعیان از جنوب و کردها از شمال جهت براندازى حکومت بعث، با پیشروى کردها از شمال جهت فتح بغداد، رجوى که همیشه عصاى دست صدام بود به سرعت دست به عمل شد و راه  پیش روى کُردها را از منطقه خانقین گرفته تا جلولا و قرتپه و کفرى تا سلیمان بگ و طوزخرماتو و تا جاده کرکوک به بغداد را نیرو چید و مانع پیشروى کردها به بغداد گردید که آن درگیریها به کشتار بى رحمانه کردهاى مظلوم انجامید که توسط مجاهدین قتل و عام شدند. با اینکار رجوى دست صدام را باز گذاشت که تمام نیروى خود را براى سرکوب شیعیان که تا کربلا و نزدیکى بغداد پیشروى کرده بودند و سقوط در یک قدمى او بود،  را سد و آن قتل عام و کشتار شعبانیه را از شیعیان راه بیندازد.

جالب اینجا بود که همین درگیریها هم مصادف با ماه مبارک رمضان بود که رجوى با یک فتوا، روزه گرفتن را عقب انداخت و طى پیامى همه را از روزه گرفتن  منع و آنرا به بعد موکول کرد. هدفش هم این بود که خللى در کردکشى و جنایتى که داشت براى صدام حسین به پیش میبرد ایجاد نشود و یا اینکه بعلت مصادف شدن ماه رمضان در گرماى تابستان و آمادگى نیرویى براى اعزام عملیات تروریستى در داخل ایران، باز رجوى با یک پیام ماه رمضان را به عقب انداخت و با اینکار در نشستهاى ایدئولوژیکى که میگذاشت طورى تلقین میکرد که ولایت مطلقه بر تشکیلات دارد و از طرف خدا مأمور ابلاغ دستورات است تا بدینوسیله روح و جسم فرد را در خدمت خود بگیرد که با یک بشکن رهبر سیانور در دهانش بشکند و یا مثل آب خوردن فرامین رهبر در کشتار بى گناهان را اجرا کند.

حال نگاه کنید که بعد از غیبت کبرى رهبر شیطانى فرقه و به قولى گور به گور شدنش، چگونه خانم فرنگ نشسته اش با سؤء استفاده از ماه مبارک رمضان با برگزارى سورهاى ضیافتى و سفره هاى رنگارنگ در این ماه مبارک با چه ترفندهایى سران گروههاى تروریستى را مهمان خود میکند و در سایه دمکراسى که در کشور فرانسه وجود دارد، اهداف پلید خود را که کشت و کشتار و اختلاف افکنى کشورهاى مسلمان خاورمیانه است، پیش میبرد.

مریم رجوى امسال پرشتاب تر و رنگین تر سفره هاى رمضانی را پهن میکند. یکى اهداف اجتماعى دارد که براى مسلمانان و غیر مسلمانان فرانسه برگذار میکند و آنها را دعوت به حضور در آن مینماید که با سخنان عامیانه پسندانه و مظلوم نمایانه، میخواهد حمایت کسب کند و به اصطلاح خودشان در بطن مردم فرانسه بخصوص شهرهاى محل استقرار و نزدیکشان جا دهند که این هدف هم چندان دوام نخواهد آورد و دست تروریستى مریم رجوى و فرقه اش براى همگان رو خواهد شد.

هدف بعدى، دعوت و برگزارى سفره رمضانى و سورهایى که برگذار میکنند، عربهاى خاورمیانه اى بخصوص سران گروهاى تروریستى در سوریه و عراق و عربهاى آواره، اختصاص دارد که رجوى با سؤء استفاده از این فرصت، اهداف تروریستى خودش را پیش میبرد و تجربیات تروریستى گذشته خود را به آنها منتقل کرده و در سازماندهى و اهداف آینده شان کمک کار آنهاست و در این راستا از پشتیبانان بعثى خود سود میبرد و تمام تلاشش این است که تروریست ها را در کشور عراق و سوریه سرپا نگهدارد. اما واقعیت این است که تا حال ثابت شده که رجوى به هر ترفندى دست بزند و امیال شیطانى خودش را بخواهد به کرسى بنشاند، به شکست انجامیده و حتى با سوء استفاده از دین و مذهب مردم، هیچوقت نیت پلیدش محقق نخواهد شد، بلکه روز به روز که میگذرد میبینیم تروریسم در خاورمیانه و به خصوص عراق و سوریه، رو به نابودى است و افکار عمومى هم به نفرت از آن رسیده است.

„پایان“

*** 

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانISIS Attacks in Tehran Expose US-Saudi Lies About Iran

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویTrump Is At War With Iran, Not ISIS

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

*** 

همچنین:

  • عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصو

     Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم 

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد ج

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از م

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶:… روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسم

     Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۶:… مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست 

    iran-fanoose-nov-2016ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… سیاستهای کشور آمریکا همیشه تهاجمی نیستند. آنان زمانی که در جنگهایی چون ویتنام و افغانستان و عراق و جاهای دیگر، کم می آورند، ناچاراً به تغییر سیاستهای تهاجمی ـ از میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه فرقی نمی کند ـ ناچاراً کسی را نامزد و حمایت می کنند تا

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… علت این سکوت چیست؟ واقعیت این است که این زوج تروریست  خوب میدانند که اقاى ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم بر خلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاستهاى این دو در تروریست پرورى دارد و با صراحت از رویکردش در سوریه و سخت گرفتن بر تروریسم، سخن به میان آ

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  شنیدم که اینروزها مریم رجوی این پیرزن تکیده و حیله گر و فریبکار، بحثى به اسم „فاز سرنگونى با تهاجم حداکثر“ براى سرگرم کردن و در اسارت نگه داشتن شما آورده است و از اعضاى مفت خور و حقوق کلان بگیر شورا روانه آلبانى کرده که با نقل خاط

     asma-jahangir_un_iran_human_rightsزنان ایران و پیوند رهایی و فانوس، بیست و چهارم اکتبر ۲۰۱۶:… در اینجا لازم به استحضار جنابعالی می دانم که سازمان مجاهدین یکی از اولین سازمانهایی در منطقه بوده و می باشد که عملیات انتحاری را مقدس دانسته و برای رفتن مستقیم به بهشت ترویج و انجام داده است. در سال ۱۳۶۰ دختر ۱۴