فعالیت های سه نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (گزارش اولیه)ا

فعالیت های سه نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (گزارش اولیه)ا

Adel_Azami_Bahman_Azami_Saadallah_Seyfi_1

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هشتم نوامبر 2017:… دو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی به نام های بهمن اعظمی و سعدالله سیفی که اخیرا فرار کرده اند، همراه با عادل اعظمی که از انگلستان به آنان پیوسته بود، هر سه از اهالی کرمانشاه، در طی یک سلسله فعالیت های افشاگرانه در تیرانا به اقدامات زیر دست زدند: – دو مصاحبه جداگانه با رسانه گزتا ایمپکت – یک … 

آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی تیرانا، آلبانی
(کفشهایم کو؟ چه کسی گفت سهراب؟ آشنا بود صدا، مثل هوا با تن برگ)

لینک به منبع

فعالیت های سه نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (گزارش اولیه)

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

دو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی به نام های بهمن اعظمی و سعدالله سیفی که اخیرا فرار کرده اند، همراه با عادل اعظمی که از انگلستان به آنان پیوسته بود، هر سه از اهالی کرمانشاه، در طی یک سلسله فعالیت های افشاگرانه در تیرانا به اقدامات زیر دست زدند:

– دو مصاحبه جداگانه با رسانه گزتا ایمپکت
– یک مصاحبه تلویزیونی
– دو ملاقات با کمیساریا و رمسا
– دعوت از کمیساریا و رمسا برای بازدید از هتل محل اقامت نجات یافتگان از فرقه رجوی و همراهی با آنان در این بازدید
– دو ملاقات با وزارت کشور آلبانی
– ملاقات با سفارت آمریکا در آلبانی
– ملاقات و ارتباط با اصحاب رسانه ها و ارگان های غیر دولتی در آلبانی

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

افراد یاد شده در تمامی مصاحبه ها و دیدارها موارد زیر را مطرح نمودند:

– شرح مشکلات اروپا با آلبانی و نگرانی های مطرح شده در این خصوص شامل حضور یک فرقه تروریستی در خاک این کشور
– حفاظت از جداشدگان در آلبانی و تأمین آنان توسط دولت این کشور
– معرفی بنیاد خانواده سحر در تیرانا به دولت آلبانی و سفارت آمریکا و ملل متحد به عنوان راه حل مشکلات موجود
– ابراز نگرانی از بابت قرارداد مخفی بین مجاهدین خلق و برخی طرف های سیاسی که ظاهرا نوعی برده داری نوین را تضمین می کند. چرا مفاد این قرارداد که در ژنو امضا شده و مدام به آن اشاره میشود باید سری باشد؟
– طرح نیاز به رسیدگی های حداقل به افراد جداشده (حتی در حد یک زندانی)، مثلا دادن سرپناه، رسیدگی های صنفی و درمانی، ترتیب دادن ملاقات با خانواده و … تا افراد مجبور نباشند مجددا به درون فرقه برگردند یا احیانا ترس از جداشدن داشته باشند.

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

در این ملاقات ها که همراه با نماینده بنیاد خانواده سحر انجام شد از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده از طرف های مقابل خواسته شد تا توافق های انجام شده بین خودشان را روشن سازند و از هر گونه اقدام غیرقانونی و ضد انسانی پرهیز نمایند و همچنین جلوی خانواده ها و دوستان اسرا را نگیرند و اجازه دهند تا به کمک عزیزانشان بیایند.

نماینده بنیاد خانواده سحر تأکید نمود که در حال حاضر در آلبانی مقامات مسئول نه کمک می کنند و نه حتی اجازه کمک می  دهند تا خانواده ها خود به کمک عزیزانشان اقدام نمایند.

مسئولین در همه موارد قول همکاری دادند و مطرح نمودند که خودشان هم می دانند که روند فعلی اشتباه است و نیاز به بازنگری دارد. آنان گفتند که منتظر ارتباطات بعدی و اقدامات مشترک با بنیاد خانواده سحر به نمایندگی از خانواده ها هستند.

در ملاقات ها این نگرانی ابراز گردید که آمریکا و آلبانی تا جایی که به نمایندگان پارلمان اروپا اطلاع داده شده بود قرار بود این گروه را به تدریج منحل نموده و نفرات را به زندگی عادی باز گردانند، اما تا جایی که مشاهده می شود نه تنها این کار صورت نگرفته بلکه کوچکترین قدمی هم در این رابطه برداشته نشده و این امر موجب نگرانی کشورهای اروپایی خصوصا اتحادیه اروپا گردیده است. این نگرانی در اروپا رو به رشد است که یک فرقه تروریستی از مرزهای ایران دور شده و با حفظ تشکیلات فرقه ای و تروریستی به داخل خاک اروپا منتقل شده است.

طرف های مربوطه گفتند که در جریان نگرانی فزاینده نمایندگان پارلمان اروپا در خصوص حضور فرقه رجوی در داخل خاک اروپا هستند و می دانند که نگرانی از بابت امنیت اروپا در میان آنان جدی است و این از مسائلی است که اگر به صورت مطلوب حل نشود مانع ورود آلبانی به اتحادیه اروپا خواهد گردید.

در خصوص جداشدگانی که به صورت غیرقانونی از آلبانی خارج شده و هم اکنون به مشکلی برای دستگاه های امنیتی کشورهای مجاور بدل گشته است نیز صحبت شد. از بنیاد خانواده سحر خواسته شد تا به نجات یافتگان توصیه شود به هیچ عنوان اقدام به خروج غیرقانونی از آلبانی نکنند چرا که مسائل را به مراتب پیچیده تر خواهد کرد. جداشدگان بهتر است تلاش کنند تا مسائل خود را از طرق قانونی در داخل خاک آلبانی حل نمایند. 

لینک به برخی انعکاسات در رسانه های آلبانی در این رابطه:

IMPAKT 98: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 2)
Anne Singelton – Khodabandeh an ex-Iranian mojahedin gives the testimonies of three ex- mojahedins (Mojahedin Khalq:

http://www.tematv.al/2017/11/06/ekskluzive-tortura-n-kampin-e-muxhahedin-ve-n-tiran-flasin-dy-t-arratisur-video

Ekskluzive/ Tortura në kampin e muxhahedinëve në Tiranë, flasin dy të arratisur (VIDEO)
Dy prej muxhahedinëve iranianë që janë arratisur nga pallatet e Yzberishtit ku ndodhen

IMPAKT 97: Xhihad 2.0? Cfare duan xhihadistet iraniane ne Shqiperi? (pjesa 1)

IMPAKT 97: Xhihad 2.0? Cfare duan xhihadistet iraniane ne Shqiperi? (pjesa 1) – Gazeta Impakt
Anne Singelton – Khodabandeh nje ish-moxhahedine iraniane diskuton me Dr. Olsi Jazexhi

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)
Anne Singelton – Khodabandeh an ex-Iranian mojahedin discusses with Dr. Olsi Jazexhi the presence of the Iranian mojahedin

اطلاعیه کانال تلویزیونی که اعلام نموده مصاحبه با سه نفر در آینده پخش میشود:

http://www.tematv.al/2017/11/06/ekskluzive-tortura-n-kampin-e-muxhahedin-ve-n-tiran-flasin-dy-t-arratisur-video

Ekskluzive/ Tortura në kampin e muxhahedinëve në Tiranë, flasin dy të arratisur (VIDEO)
Dy prej muxhahedinëve iranianë që janë arratisur nga pallatet e Yzberishtit ku ndodhen mijëra të the

(پایان)

***

مریم رجوی مجاهدین خلق صدام حسین تروریسم تیرانا آلبانیMEK’s Maryam Rajavi blackmails Albania to become the new ‘Saddam regime’ for them

تولدی دوباره ـ رئوف فرامرزی (ویدئو)

https://youtu.be/0zrJEbiCFvc

جواهر گمشده (ویدئو)

https://youtu.be/Iv roZF9UuWM

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

عملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایران

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

Elona Gjebrea_Maryam Rajaviایلونا جبریا هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی، برده داری مریم رجوی را ستایش می کند

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

DURRES – MUXHAHEDINET IRANIANE MEK

https://youtu.be/QMF6vf417vI

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدیناز بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدین (کیهان لندن)

اعتصاب غذا مریم رجویگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده (در دو قسمت)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq (MEK) presence in Albania highlights security risks for Europe

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31982

خواب های پنبه دانه ای مریم رجوی تمامی ندارد 

 Rajavi_Faisal_1بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، چهارم نوامبر ۲۰۱۷:…  چرا مریم رجوی اینقدر سنگ آمریکا را به سینه می زند؟ چون خوب می داند که در میان مردم ایران، حتی درصد کوچکی، جایی ندارد و بعد از صدام حسین باید به سراغ دشمن دیگری از میان دشمنان مردم ایران برود. ملت ایران، به خصوصا به یمن فعالیت های مادران و خانواده ها و نجات یافتگان، به اندازه کافی به ماهیت این فرقه تروریستی پی برده اند. آنان … 

عربستان سعودی مجاهدین خلق مسعود رجوی مراسم ختماگر مسعود رجوی زنده بود!ا

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

خواب های پنبه دانه ای مریم رجوی تمامی ندارد

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

توی این روزها که آمریکا، یعنی همان امپریالیسم جهان خوار به قول آن ملعون گور به گور شده، تحریمها را علیه ملت ایران اضافه کرده و به دنبال بهانه گیری برای اعمال فشار بیشتر است، توی این وانفسا که آمریکا از هیچ دشمنی در حق مردم کشورمان فروگذار نمی کند، فرقه رجوی آتش بیار معرکه شده تا دل نفراتش را به آمریکا خوش بکند و بخصوص به مسئولین بگوید که دیگر تمام است و سرنگونی به یمن اراجیف دیوانه ای بدتر از رجوی در راه است. انگار خواب های پنبه دانه ای مریم رجوی تمامی ندارد.

چرا مریم رجوی اینقدر سنگ آمریکا را به سینه می زند؟ چون خوب می داند که در میان مردم ایران، حتی درصد کوچکی، جایی ندارد و بعد از صدام حسین باید به سراغ دشمن دیگری از میان دشمنان مردم ایران برود. ملت ایران، به خصوصا به یمن فعالیت های مادران و خانواده ها و نجات یافتگان، به اندازه کافی به ماهیت این فرقه تروریستی پی برده اند. آنان می دانند که فرقه ضد خانواده رجوی فرزندانشان را فریب داده و به گروگان گرفته و آنان را استثمار می کند. ناگفته نماند که در درون فرقه رجوی فشارها و ضدیت با خانواده صرفا مربوط به نفرات پایین است و نه برای مسئولین بالا.

پس باید به مریم رجوی گفت که تو دیگر نباید اسمی از ایران و ایرانی ببری چون دشمنی خود با ایران و ایرانی را تمام کرده ای. چون توی همین آلبانی دیدیم که چگونه با نفرات جدا شده از فرقه خودت که سالیان سال جوانی خود را به پایت ریختند رفتار کردی. این همان نمونه رفتار تو و فرقه ات با مردم ایران خواهد بود. چون از قدیم گفته اند که مشت نمونه خروار است. همین افراد بودند که برای تو از جان مایه گذاشتند تا تو در برابر سناتورهای آمریکایی ژست بگیری و به حیات خفیف و خائنانه ات ادامه بدهی. رفتار تو با جداشدگان و خانواده ها که همه شاهد آن بودند تو را لایق همان آمریکا می سازد. پس به دامان آمریکا پناه ببر و ببین چه سرنوشت شومی در انتظارت است.

در این روزها که به بحث به اصطلاح “بند الف” نشسته اید لابد دارید می گویید که با “بند الف” باید از تنگه آلبانی رد بشوید تا به تهران برسید و برای خودتان حتما میخواهید پلی تا تهران بسازید. این هم باز از همان خواب های پنبه دانه ایست. دیگر کسی نیست که نداند آلبانی برای فرقه رجوی پایان راه است. سالها با بحث های پوچ و توخالی، مانند “بند الف” و صحبت از فردیت و جنسیت و بندهای مختلف به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک درونی، نیروها را مشغول کردید تا بن بست استراتژیک را حس نکنند. اما آلبانی دیگر جای اینگونه دغلکاری ها نیست. خیل عظیم نجات یافتگان و ناراضیان داخل تشکیلات بالاخره بند از بند این فرقه ضد بشری خواهند گسست.

تا میتوانید برای ترساندن نفرات داخل تشکیلات از نجات یافتگان دروغ و فریب سرهم کنید. شما از دیدن حتی یکی از جداشدگان در خیابانهای آلبانی وحشت دارید چون تأثیر آن را بر روی نفرات داخل تشکیلات به خوبی دیده اید. ما میدانیم که در محافل فرماندهانتان حتی در اتوبوس این تأثیر را به بیان آورده اند. ما از زنان فرمانده که در اتوبوس محله کشار خودتان تردد داشتند این را شنیده ایم. اگر میگویید دروغ است یک پروژه خوانی بگذارید ببینید چگونه بیرون میزند.

مجید آتش افروز – رها شده از فرقه رجوی در آلبانی

*** 

سرود تروریستی”سر کوچه کمینه” سازمان مجاهدین خلق
(سروده شده بعد از انقلاب، بیاد بود ترور افسران امریکایی)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31956

آیا کشتارهای اشرف قابل اجتناب نبود؟ (+ تخلیه بار در آلبانی)ا 

 end-of-mojahedin-khalq-in-iraq-bbc-8بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوم نوامبر ۲۰۱۷:… مسعود رجوی در نشست صوتی که با به اصطلاح عضوها و کاندیداهای عضویت در فرقه داشت و در جایی که دیگر پرده ها کنار رفته و همه چیز عیان شده بود این جمله را گفت: “از صحنه اطلاعات غلطی به من داده شد که منجر به این تصمیم گیری اشتباه گردید”. این حرف رهبر فرقه است که در نشست با اعضای فرقه در تمامی سطوح زده شد و همه شنیدند و … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

آیا کشتارهای اشرف قابل اجتناب بود یا نبود؟

حسین نجات (مستعار)
لینک به منبع

شاید خیلی از شماها تا بحال داستانهای زیادی سر کشتارهای قرارگاه اشرف شنیده باشید یا مراسم و یادبود فرقه رجوی را در این رابطه دیده باشید و اینکه چگونه مرده پرستی میشود اما به زنده ها اهمیتی داده نمی شود.

هرگز نباید به خون به ناحق ریخته شده رفقا بی احترامی کرد و هدف نیز این نیست چرا که آنها در اوج صداقت و پاکبازی دست به دفاع زدند، اما واقعیت چه بود و چه دستانی پشت پرده بود تا این کشتارها اتفاق بیافتد؟

آیا قابل اجتناب بود یا نبود؟ حق با شماست. انسان با دیدن صحنه های دلخراش کشتار جگرش آتش میگیرد و هر چه لعن و دشنام است نثار مسبب های آن میکند چون در جنگی نابرابر انجام شد.

اما براستی مسبب اصلی آن چه کسی بود؟ بگذارید تا با کلام خود رهبر فرقه به آن نگاهی بیاندازیم.

مسعود رجوی در نشست صوتی که با به اصطلاح عضوها و کاندیداهای عضویت در فرقه داشت و در جایی که دیگر پرده ها کنار رفته و همه چیز عیان شده بود این جمله را گفت:

“از صحنه اطلاعات غلطی به من داده شد که منجر به این تصمیم گیری اشتباه گردید”.

این حرف رهبر فرقه است که در نشست با اعضای فرقه در تمامی سطوح زده شد و همه شنیدند و البته آن زمان همه می دانستند که مسبب اصلی خود سازمان بود.
براستی داستان چه بود؟

قضیه از این قرار بود که دولت وقت عراق بدنبال کارهای این فرقه و دخالتهای آنان در امور داخلی عراق و فشارهایی که به اعضای خود وارد میکرد و خصوصا شکایاتی که از جانب جداشدگان و خانواده ها شده بود بدنبال دایر کردن یک ایستگاه پلیس در داخل کمپ بود و این را به سران فرقه هم اطلاع داده بود. اما فرقه که بدنبال خون و خون ریزی بود تا بتواند خط خود را پیش ببرد و به قول رجوی با خون راهش را باز کند، با بهانه کردن آن و گسیل افراد به جلوی نیروهای عراقی دست به کاری زد تا درگیری فیزیکی پیش بیاید و به کشته شدن افراد منجر شود.

در همان شرایط و زمانیکه نیروهای عراقی به پشت دربها آمده بودند مسئولین مربوطه عراقی که در صحنه بودند به صراحت به افراد موضوع را گفتند. اما سران فرقه و مسئولین حاضر در صحنه با دست آویز قراردادن موضوع و تهییج افراد آنها را به درگیری با پلیس عراق کشاندند و همین موضوع منجر به کشته شدن تعدادی گردید.

در نهایت امر عراق اقدام به زدن ایستگاه پلیس کرد اما از آنجا که فرقه به شدت در هراس از باز شدن هر راهی به بیرون بود تا نیروهایش به هیچ عنوان راهی به دنیای آزاد نداشته باشند از این موضوع در هراس بود و این شد که داستان کشتار ۶ و۷ مرداد پیش آمد. واقعیتی که فرقه هنوز تلاش در کتمان آن دارد.

حسین نجات – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

خاطراتی از تخلیه بار در لیبرتی

محمد علی قدرتی (مستعار)
لینک به منبع

همیشه در نشست ها می گفتند که در تحریم هستیم و دولت عراق نمی گذارد وسایل وارد شود و همیشه سر توزیع مواد غذایی اشل بندی بود و می گفتند نمی گذارند وارد شود و دولت عراق جلو گیری می کند. ولی چیزی که همیشه برای خودم و دوستانم تناقض و سؤال بود این بود که همیشه هر اکیپ از خودروهای بار که وارد لبیرتی می شد یکسری بار و وسایل ویژه داخل خودروهای بار بود که از همان اول نفرات مشخص شده را برای تخلیه آن بارها می گذاشتند و یکی از زنان بالای سازمان هم بر خالی کردن بار کنترل می کرد و در خودرو مشخص شده می بردند.

در بیشتر موارد هم یکی از مسئولین بالا می آمد و با خودروی خودش بارها را شخصا می برد. اینجا همیشه برای ما سوال بود که این چه تحریمی هست که بارها و وسایل ویژه و مواد غذایی ویژه وارد می شود و دولت عراق جلو گیری نمی کند چون این وسایل و مواد غذایی ویژه مربوط به سران فرقه رجوی بود ولی برای لایه های پایین تر تحریم بود.

هر وقت که این خاطرات در ذهنم می آید می ببینم که چقدر آدم ها در دستگاه فرقه رجوی بی ارزش هستند ولی از طرفی سران فرقه چقدر برای خودشان ارزش قائلند که همیشه مواد غذایی ویژه آن هم در شرایط ظاهرا تحریم دولت عراق وارد می کردند.

این دنیای کثیف فرقه رجوی هست. کسی که در داخل آنها نباشد فکر می کند همه نفرات یکسان هستند ولی اینطوری نیست و فقط همین طوری از جامعه بی طبقه توحیدی دم می زنند. در فرقه رجوی تنها چیزی که کم رنگ هست همین داستان بی طبقه هست. چون تا بخواهید طبقه روی طبقه هست.

به امید روزی که شر سران فرقه رجوی از سر اعضای گرفتار کم شود.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی
محمد علی قدرتی

(پایان)

*** 

سرپیچی کردم و به خانواده ها سنگ نزدم. خاطراتی از تشکیلات مجاهدین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31927

ماهیت فرقه رجوی (+ مزرعه حیوانات)ا 

 ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۷:… داستان در درون فرقه درست مثل همان مزرعه حیوانات بود که از ابتدا برای بحث دیگری رفته بودیم ولی داستان چیز دیگری شد. البته آن ملعون داستان را در نشست کاملا وارونه کرد و گفت که ایران ما هم به چنین چیزی گرفتار شده است. اما در واقعیت این ما بودیم که به دست او گرفتار شده بودیم و طی سالیان از ما بردگی کشید و همه را فرسوده و ناتوان کرد و … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsJohn Bolton grooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

سرود تروریستی”سر کوچه کمینه” سازمان مجاهدین خلق
(سروده شده بعد از انقلاب، بیاد بود ترور افسران امریکایی)

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

ماهیت فرقه رجوی

زینال شهیدی (مستعار)
لینک به منبع

معنی کلمه ماهیت را همه بدون استثناءمیدانند. ماهیت به معنی حقیقت نهاد و ذات هر چیزی عنوان شده است که برای همه کلمه آشنایی است. من یکی از نجات یافتگان فرقه رجوی هستم که مدتی است از این فرقه جدا شده ام و الان بعد از این همه مدت که در درون فرقه بودم می فهمم که معنی کلمه ماهیت را نمیدانستم، چون اگر من معنی این کلمه را میدانستم باید بر اساس آن تحقیقی انجام میدادم تا به ماهیت اصلی فرقه رجوی پی ببرم.

این درست است که رجوی آن کلمات را لوث و مثل ریشه و شجره خودش آلوده کرده بود، ولی من انسانی ذاتا آگاه بودم و میتوانستم از این آگاهی که خدا در وجود من و البته همه انسان ها گذاشته نهایت استفاده را بکنم و تحقیقی صورت میدادم و به ماهیت کاری که برای رجوی انجام میدادم پی میبردم.

شاید این عدم تحقیق به این برمیگشت که من نمیخواستم خودم را وارد این موضوع کنم. شاید ترس، شاید امید کاذب، شاید … و شایدهای دیگر. ولی اینها همه در پس این قرار داشت که این فرقه به نحو بسیار دقیقی استادانه افراد را مغزشویی کرده بود که انسان حتی این را باور کند که فقط یک نفر است که مطلقا درست می گوید و حق هر کاری را دارد و آن مسعود رجوی است.

میخواهم خاطره ای را تعریف کنم. شاید برای شما هم جالب باشد. من از روز اول هم با این فرقه زاویه داشتم و همه در جریان این موضوع بودند، اما موقعی که از این فرقه جدا شده بودم با اینکه در اعماق درونی از این فرقه نفرت داشتم، ولی هنوز در نظرم این دو فرد (مسعود و مریم رجوی) را انقلابیون بزرگی میدانستم.
بعد از جدایی، هر بار که با خانواده ام صحبت میکردم، با آنها بحث می نمودم و به مادر و پدرم میگفتم که علیه فرقه و علیه رهبری آن چیزی نگویید و دفاع می کردم. به آنها می گفتم که من خودم نتوانستم در مبارزه بمانم و نکشیدم اما راه آنها درست است.

این را میخواهم بگویم که ترفند پیچیده این فرقه این بود که حتی من که از این فرقه جدا شده بودم، هنوز این فرقه و رهبری آن را در ذهنم قبول داشتم و به خودم جرأت نمی دادم که فکر بدی در خصوص آنها بکنم. تازه من خودم را انسانی میدانستم که از اول هم با اینها اختلاف نظر داشتم، چه برسد به نفرات دیگر که در اینجا یعنی تیرانا جدا شده اند، و البته اینجا دنیای بیرون آنها را جدا کرد، ولی افکار پوچ و بی معنی فرقه هنوز از ذهن آنها بیرون نرفته است.

بعد از مدتها شروع کردم با خودم گفتم که خدا به من آگاهی داده و چرا من تحقیق نکنم. الان که در دنیای بیرون هستم و اینترنت هست و من به همه اطلاعات دسترسی پیدا دارم چرا استفاده نکنم؟ شروع کردم به تحقیق در این مورد و میگفتم من که فقط حرفها را از این فرقه شنیدم و فرقه هم که هرگز از خودش بد نمیگوید.

باورکنید آدم اگر بخواهد چیزی را تحقیق کند و به ماهیت ذاتی چیزی پی ببرد شاید سالها طول بکشد ولی خدا را شاهد میگیرم فقط چشمم به یک جمله که در آن نوشته شده بود ۷ گناه نابخشودنی مجاهدین خلق که در حدود ۶۰ دقیقه از فیلمهایی است که بعد از سرنگونی صدام معدوم از کاخ او بدست آمده بود. فیلمهایی که با دیدن آن از انسان بودن خودم بدم آمد که چندین سال خود را در فرقه ای گذراندم که مسئولینی مثل مهدی ابریشم چی و عباس داوری و نفرات دیگر و خود مسعود رجوی که برای همه ما انقلابیون وطن پرست بودند. آنها برای تعداد بمبگذاری در ایران از استخبارات عراق که همان اداره امنیت صدام است پول دریافت میکردند. بعد به ما میگفتند بخدا قسم ما استقلال داریم و پولمان را از مردم خودمان در داخل کشور میگیریم و صرفا از کمکهای مردمی استفاده می کنیم. درست میگفتند. از قبل ریختن خون مردم پول می گرفتند.

در دیدار مسعود رجوی ملعون با رئیس استخبارات صدام حسین، مسعود به او میگفت که ما برای نفت شما حاضریم بیشتر قاچاق کرده در عوض سود بیشتری بدهید و رئیس استخبارات هم در عوض حرف مسعود منجی بشریت به او میگوید که سید الرئیس (همان صدام حسین معدوم) از شما برادر مسعود راضی است چون در کشتار کردها و شیعیان در داخل عراق شرکت داشتید.

فقط دو نمونه از کل فاکتها را گفتم تا شما بدانید، در صورتی که فاکتهای زیادی هست که باید ببینید. شاید خیلی از همین فیلم ها همه از بین رفته یا هنوز در دستان آمریکایی ها هست. بخاطر همین من یک عضو جدا شده کوچک تنها خواهشی که دارم این است که این مستند که یک ساعت است، به نام ۷ گناه نابخشودنی مجاهدین خلق، را حتما ببینید تا بفهمید این فرقه چه کسانی بودند. قسم میخوردند که ما شیعیان و کردها در عراق را برادران خود میدانیم و آنها را ما نکشتیم بلکه رژیم ایران این کار را کرده است.

بعضی از مسائل هست که ماهیتش مشخص است و نیازی به تحقیق در مورد آن نیست، اما در مورد مغزشویی و از بین بردن نفرات و انواع و اقسام دروغها و ترفندها شاید لازم باشد تحقیق صورت گیرد.

ولی در کل ماهیت فرقه رجوی اکنون برای ملت ایران مشخص است. تمام مردم خوب کشورم الحمدالله به جرات می توانم بگویم که صد مدار از من بهتر ماهیت اصلی رجوی و فرقه اش را تشخیص داده اند. اگر دوستانم که این سطور را میخوانند دسترسی به اینترنت دارند که میدانم دارند این یکساعت را بخاطر خودشان هم که شده نگاه کنند. نه بخاطر من و نه بخاطر کس دیگری بلکه صرفا بخاطر خودشان.

زیاد نوشتم. انشاءالله که من را ببخشید. فقط میخواستم از خودم بگویم و اینکه چه اشتباه بزرگی انجام دادم که رجوی را باور کردم و اسیر ذهنی این فرقه شدم.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی – زینال شهیدی

مزرعه حیوانات

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

شاید برای شما خواننده عزیز سوال شود که چرا این موضوع را انتخاب کرده ام. داستان “مزرعه حیوانات” نوشته “جرج اورول” را که حتما شنیده یا فیلم آنرا دیده اید.

سالها پیش در نشست مسعود رجوی گور به گور شده، این داستان را آنچنان با آب و تاب تعریف میکرد که همه در فکر فرو رفته بودند. آن زمان بسیاری از نفرات جدید بودند که خیلی ها از ۱۸ تا ۲۲ سال سن داشتند و مسئولین فرقه البته در سنین بالا بودند و به قول خودشان در سازمان جا افتاده تر بودند.

اما داستان در درون فرقه درست مثل همان مزرعه حیوانات بود که از ابتدا برای بحث دیگری رفته بودیم ولی داستان چیز دیگری شد. البته آن ملعون داستان را در نشست کاملا وارونه کرد و گفت که ایران ما هم به چنین چیزی گرفتار شده است. اما در واقعیت این ما بودیم که به دست او گرفتار شده بودیم و طی سالیان از ما بردگی کشید و همه را فرسوده و ناتوان کرد و تا توانست با حرفهای دروغ و وعدهای تو خالی تا به اینجا ما را کشاند.

مسعود رجوی آنچنان ترسی در دل همه انداخته بود که گویی او نوح زمانه است که آمده تا ما را از طوفان بلا نجات دهد و لذا تمام آدمها باید مطیع محض او باشند و هر تصمیمی که بگیرد باید اجرا شود. همینطور هم شد چون این فرد بجز منافع خودش به چیزی فکر نمی کرد و به دروغ می گفت که “من به دنبال سعادت شما هستم”، اما کدام سعادت؟ ناتوان کردن نفرات و گروگان گرفتن و به کشتن دادن آنها؟

اگر داستان را خوانده باشید حتی حیوانات وحشی را هم در کتاب دوست خطاب کرده است، ولی در این فرقه دوستی به معنی دزدی است. هر کس از هر گروهی کشته شده است را در کتاب کشته های خودش آورده است که نشان بدهد که اینها نیروهای ما بوده اند که در مسیر آزادی کشته شده اند. لعنت خدا بر تو رجوی دروغگو باد. هرگز حیا هم نکردی.

تمام وعده هایی که داد دروغ از آب درآمد. درست مثل همان رهبر مزرعه حیوانات. من در یکی از نشستها شنیدم که داشت میگفت آزادی برای شما نیست، برای مردمی است که رنج کشیده اند. البته یعنی برای همان خودشان و نه کس دیگری، چون بعدها دیدیم که چه بلایی بسر خانوادهای ما در عراق آمد. اینجا که کار خراب شد برگشت گفت من از خانواده ام گذشتم که کاملا دروغ بود چون همیشه سر بزنگاه ها تعریف و تمجید شروع میشد.

این بود داستان مزرعه حیوانات

مجید آتش افروز – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

*** 

منوچهر عبدی آلبانی تیراناخیابانهای تیرانا (+ خرجهای میلیونی مریم رجوی + میلیشیا)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31782

ملاقات با کمیساریا در آلبانی 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۷:…  علاوه بر این، وکیل پرسید که چرا کمیساریا از جداشدگان مجاهدین خلق حمایت نمی کند، که بعد از ترک سازمان در خیابان بدون حامی سرگردان می شوند؟ او گفت که این افراد می خواهند از آزادی فردی خود که دموکراسی تضمین می نماید بهره مند گردند، ولی چرا کمیساریا به این افراد که مستحق زندگی در آزادی و در دموکراسی هستند کمکی نمی کند؟ نمایندگان … 

احسان بیدی سیاوش رستارFormer MEK members petition the UNHCR in Albania (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI …)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

ملاقات با کمیساریا در آلبانی

 کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحدبه دنبال مشکلات فراوانی که از جانب نجات یافتگان از فرقه رجوی در آلبانی مطرح شد، بنیاد خانواده سحر بر آن گردید تا موضوع را از طرق حقوقی و قانونی دنبال نماید. به همین منظور به تعدادی از وکلا و مؤسسات حقوقی مراجعه شد و این کار همچنان ادامه دارد.

در گام اول یک وکیل وکالت دو نفر از آنان را به عنوان نمونه پذیرفت تا دنبال نماید. او ابتدا از کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان درخواست دیدار کرد و همراه با یکی از موکلین خود در این ملاقات با خانم بله رئیس کمیساریا و آقای حارث خان معاون کمیساریا حاضر شد و سپس گزارش این ملاقات را برای بنیاد خانواده سحر تنظیم نمود که ترجمه آن عینا در زیر از نظرتان می گذرد: 

نماینده قانونی، برای روشن نمودن وضعیت پناهندگی جداشدگان از مجاهدین خلق، در تیرانا با کمیساریا دیدار نمود.

تنظیم از Av. M.B. وکیل حقوقی

در روز ۹ اکتبر سال ۲۰۱۷ یک وکیل آلبانیایی به نمایندگی از تعدادی از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق با مقامات کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR در تیرانا در آلبانی دیدار نمود. مقالات در تاریخ ۲۷ سپتامبر از جانب وکیل مربوطه به نمایندگی از جانب دو تن از جداشدگان، که می خواستند در خصوص آینده ارتباط خود با کمیساریا مطلع گردند، درخواست شده بود.

وکیل و یکی از جداشدگان در دفتر کمیساریا در تیرانا توسط H. Balla (خانم بله رئیس کمیساریا) از جانب دفتر حمایت قانونی، و H. Khan (حارث خان معاون کمیساریا) که مسئول اعضای مجاهدین خلق در آلبانی است پذیرفته شدند.

وکیل که از جانب موکلین خود صحبت می کرد درخواست توضیح از مقامات کمیساریا در خصوص وضعیت پناهندگی موکلینش در آلبانی، مشکلات اقتصادی و شرایط قانونی آنان نمود.

در طول مذاکرات H. Khan، که مسئول جابجایی اعضای مجاهدین خلق از عراق به آلبانی بود، نکاتی را برای وکیل روشن ساخت. او توضیح داد که کمیساریا به مجاهدین خلق کمک نموده است تا در آلبانی مستقر شوند تا آنان را از تهدیداتی که در عراق متوجه آنان بود مصون نگاه دارد. کمیساریا به اعضای مجاهدین خلق در عراق مستمری می پرداخت ولی حالا که آنان در آلبانی مستقر شده اند دیگر موضوع کار کمیساریا محسوب نمی شوند. او ادامه داد که بر خلاف ادعای جداشدگان از مجاهدین خلق که کمیساریا ماهانه ۵۰۰ یورو به اعضا می پردازد، کمیساریا دیگر هیچ پولی برای اعضا به مجاهدین خلق نمی دهد. او گفت که مجاهدین خلق بودجه خودشان را در این خصوص دارند و سازمان توافقی با دولت آلبانی دارد که هزینه تمامی نفرات اعم از عضو یا جداشده را به یک میزان بپردازد، چرا که این یکی از نکاتی مورد تفاهم با مجاهدین خلق، آمریکایی ها، و دولت آلبانی بود که در زمان انتقال به آلبانی صورت گرفت.

او خاطر نشان ساخت که کمیساریا به سهم خود تلاش نمود تا به اعضای مجاهدین خلق برای استقرار در جامعه آلبانی کمک نماید و لذا تعالیمی برای آنان بر اساس توافقی که با یک سازمان غیر دولتی آلبانیایی با عنوان خدمات پناهندگی و مهاجرت RMSA داشت ارائه داد، که به اعضای مجاهدین خلق بر اساس نیازهای اجتماعی آنان کمک می نمود.

در طول مذاکرات، فرد جداشده از مجاهدین خلق به کمیساریا شکایت نمود که مجاهدین خلق اعضا را در آلبانی تحت فشار قرار می دهند، تهمت می زنند، تهدید می کنند، آنان را به بردگی گرفته اند، و از فشارهای روانی علیه آنان استفاده می کنند. جداشده مربوطه توضیح داد که مجاهدین خلق یک شبکه جاسوسی علیه اعضای خود که گروه گروه جدا می شوند بوجود آورده اند . او شاکی بود که مجاهدین خلق اعضای خود را در ایزولاسیون کامل نگاه داشته و آنان را از ارتباط با خانواده های خود در ایران و کل جهان محروم ساخته اند، و اگر ارتباط یک عضو با خانواده اش یا با یک جداشده لو برود او فورا تحت بازخواست قرار می گیرد و به همکاری با رژیم ایران متهم می شود.

جداشده مربوطه فاش ساخت که چگونه مجاهدین خلق بسیاری از اعضای خود را طی ۳۰ سال گذشته به بردگی گرفته اند، و حال که آنان در یک کشور دموکراتیک مانند آلبانی زندگی می کنند، این سازمان همچنان به تهدید و تهمت علیه آنان مشغول است، و آنان را ایزوله نگاه داشته و به آنان اجازه نمی دهد تا از آزادی و دموکراسی و زندگی شهروندی بهره مند شوند.

وکیل به مقامات کمیساریا گفت که این ادعاها از جانب بسیاری از جداشدگان دیگر که در شرایط ترس و وحشت به سر می برند و مدام از جانب سازمانی که مدعی است دموکراسی را به ایران خواهد آورد تهدید می شوند ارائه شده است. او از نمایندگان کمیساریا پرسید که آیا از تهدیدات و فشارهای مجاهدین خلق حتی نسبت به خانواده های اعضا که به آلبانی برای دیدار با عزیزانشان آمدند مطلع هستند؟ او بسیاری از موارد را برای مقامات کمیساریا فاش ساخت که خانواده های اعضای مجاهدین خلق حتی از جانب پلیس آلبانی، زمانی که به آلبانی آمده و تلاش نمودند تا با بستگان خود ارتباط برقرار نمایند، بازداشت و تهدید شده اند. 

وکیل سؤال نمود که آیا این سازمان که اعضای خودش را به شیوه های غیر انسانی تهدید می کند، که این یک جرم جنایی بر اساس قوانین آلبانی است، میتواند صحبت از دموکراسی نماید؟ او از کمیساریا در خصوص موضعش در قبال این اتهامات جنایی، که جداشدگان علیه یک سازمان توتالیتر که ادعای مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر دارد مطرح می کنند، سؤال نمود. چگونه می تواند کمیساریا با چنین سازمان توتالیتر و برده داری کار کند و از آن حمایت نماید؟ آنان پرسیدند که آیا کارکنان کمیساریا نسبت به اعمال ضد انسانی سازمان علیه اعلامیه جهانی حقوق بشر که آلبانی نیز آنرا امضا نموده است اطلاع دارند، و آیا می دانند که سازمان آزادی فکر، آزادی تشکیل خانواده، آزادی جابجایی و آزادی ارتباط را از آنان گرفته و با بسیاری از اعضای خود مانند بردگان رفتار می نماید؟

علاوه بر این، وکیل پرسید که چرا کمیساریا از جداشدگان مجاهدین خلق حمایت نمی کند، که بعد از ترک سازمان در خیابان بدون حامی سرگردان می شوند؟ او گفت که این افراد می خواهند از آزادی فردی خود که دموکراسی تضمین می نماید بهره مند گردند، ولی چرا کمیساریا به این افراد که مستحق زندگی در آزادی و در دموکراسی هستند کمکی نمی کند؟

نمایندگان کمیساریا پاسخ دادند که رفتار مجاهدین خلق نسبت به اعضایشان باید توسط دولت آلبانی و در چهارچوب توافقی که با مجاهدین خلق دارند مورد قضاوت قرار گیرد. وکیل خاطرنشان ساخت که این توافق علنی نشده و برای بررسی تحویل نگردیده است و لذا هیچ کس نمی داند که واقعا چه چیزی مورد توافق قرار گرفته است. آنچه روشن است این است که با توجه به شرایط موجود این توافق در تعارض با قواعد کمیساریا و اعلامیه جهانی حقوق بشر است زیرا که به روشنی نه اعضای مجاهدین خلق و نه جداشدگان از این سازمان و نه خانواده های آنان به حقوق شهروندی و انسانی خود دست نیافته اند.

وقتی وکیل در خصوص وضعیت قانونی آنان و نقشی که کمیساریا در این قضیه ایفا می کند سؤال نمود – چرا که بسیاری از آنان اجازه کار نداشته و وضعیت قانونی آنان صرفا به عنوان پناهجوی اجتماعی اعلام شده است – کمیساریا پاسخ داد که آنان مشغول گفتگو با دولت آلبانی هستند تا وضعیت آنان را روشن نمایند.

آنان پیشنهاد کردند که وکیل جداشدگان با وزارت کشور آلبانی گفتگو کند چرا که این ارگان مسئول اقامت آنان در کشور می باشد.

وکیل از نمایندگان کمیساریا پرسید که آیا آنان پولی به برخی اعضای مجاهدین خلق می پردازند. نمایندگان کمیساریا گفتند که بله، آنان به برخی از اعضا پول پرداخت می کنند، که بر مبنای هر کیس تصمیم گیری می شود، اما به همه نمی پردازند. آنان در حال حاضر استقرار M. A. که یک جداشده می باشد و در شرایط اضطراری قرار دارد را حل کرده اند.

جداشده ای که در ملاقات حضور داشت گفت که کمکی که M. A. دریافت می کند ناچیز است. او تنها می تواند چند کیلو روغن، آرد و شکر برای خوراک خود برای یک ماه بخرد.

نماینده قانونی کمیساریا اذعان نمود که حمایت برای اعضای مجاهدین خلق در آلبانی مشکل بزرگی است. او گفت که حتی دولت آلبانی نیز از پناهجویان بیش از شش ماه حمایت نمی کند. دولت به آنان محل استقرار و غذا می دهد و بعد از شش ماه آنان را به خودشان واگذار می نماید.

ولی موضوع دشوار اعضای مجاهدین خلق بعد از انتقال به آلبانی به خاطر مبانی انسانی، و نه به عنوان پناهجو، بدتر شده است. آنان اجازه کار ندارند و نمی توانند در جامعه جذب شوند.

جداشده حاضر در جلسه ادعا نمود که کمیساریا در گذشته به اعضای مجاهدین خلق ۵۰۰ یورو در ماه به حسابشان واریز کرده است. بهرحال، H. Khan توضیح داد که این امر دیگر ادامه ندارد. او ادامه داد که کمیساریا حمایت مالی از اعضای مجاهدین خلق در سال ۲۰۱۶ نموده است ولی حالا بودجه اش تمام شده است. او گفت که حمایت از اعضای مجاهدین خلق و جداشدگان وظیفه خود مجاهدین خلق است که آنان را به این کشور آورده اند و همچنین دولت آلبانی که با میزبانی مجاهدین خلق موافقت کرده است.

جداشده گفت که اداره پناهندگی آلبانی به اعضای مجاهدین خلق گفته است که در سال ۲۰۱۸ برخی سازمان های حقوق بشری ممکن است حمایت مالی از اعضای مجاهدین خلق در آلبانی را به عهده بگیرند. ولی وضعیت جداشدگان ناروشن باقی می ماند و این بدان معناست که بسیاری از جداشدگان همچنان در رنج خواهند بود و برای بقای اقتصادی خود در آلبانی باید مبارزه کنند.

جداشده مربوطه توضیح داد که بسیاری از خانواده های اعضای مجاهدین خلق می خواهند با عزیزانشان که در سازمان مجاهدین خلق هستند ارتباط برقرار نمایند تا بتوانند از آنان حمایت نموده و به آنان کمک کنند. ولی مجاهدین خلق اجازه نمی دهند تا این ارتباط صورت گیرد و تمکین دولت آلبانی در برابر این عدم اجازه بدان معناست که آنان مجبور به ماندن با مجاهدین خلق هستند یا اینکه در فقر مطلق بسر برند. او گفت که این وضعیت قابل قبولی نیست در حالیکه بسیاری از افراد می توانند مورد حمایت خانواده های خود قرار گیرند و لذا مجبور نباشند برای دریافت کمک به هیچ سازمانی وابسته گردند.

نتیجه این ملاقات این بود که بسیاری از اعضای مجاهدین خلق که می خواهند از این سازمان (سابقا تروریست) جدا شوند، و مایل نیستند جنگجو تلقی گردند و می خواهند در عوض در آزادی و رهایی زندگی کنند، هیچ گزینه ای مگر اینکه با سازمان بمانند ندارند. اگر آنان بخواهند مجاهدین خلق را ترک کنند و از آزادی و دموکراسی در آلبانی بهره مند گردند، ازدواج نمایند، بچه دار شوند، و مانند تمامی انسان ها تشکیل خانواده بدهند، باید رنج و سختی و فشار اقتصادی و تهدید از جانب مجاهدین خلق را تحمل نمایند که جاسوسانشان جداشدگان را تحت نظر داشته و تهدید می کنند. آنان متهم می شوند که مأمورین رژیم ایران هستند و هیچ کس به آنان کمک نمی کند. آنان به زبان آلبانیائی آشنا نیستند، مهارتی ندارند، اکثریت غالب آنان اجازه کار ندارند و نمی توانند شغلی در آلبانی فقیر بیابند. آنان پاسپورت نداشته و امکان رفتن و اقامت در سایر کشورهای غنی اروپایی را ندارند. تنها گزینه ای که بسیاری از اعضای مجاهدین خلق دارند این است که به کمپ های مجاهدین خلق در آلبانی بچسبند. آنان مجبور هستند تا در ایزولاسیون زندگی کنند که در این صورت هم مجبور به تمکین به اعلام جنگ تروریستی علیه ایران می باشند.

در پایان ملاقات، کمیساریا توصیه نمود که وکیل و موکلینش با اداره پناهندگی آلبانی گفتگو نمایند تا وضعیت و موقعیت جداشدگان را روشن سازند. پیشنهاد شد که مجاهدین خلق به دادگاه فراخوانده شوند و وادار گردند تا مستمری جداشدگان را بپردازند چرا که مجاهدین خلق برای حمایت مالی بعد از جابجایی آنان به آلبانی مسئولیت پذیرفته اند. 

**

Albanian Translation:
http://gazetaimpakt.com/perfaqesuesi-ligjor-takohet-unhcr-ne-ne-tirane-per-te-sqaruar-statusin-e-dezertoreve-te-mek/

Përfaqësuesi ligjor takohet me UNHCR-në në Tiranë për të sqaruar statusin e dezertorëve të MEK

 gazeta impakt –

October 17, 2017

Në datën 9 tetor 2017 një avokate shqiptare dhe një përfaqësues i disa të larguarve nga organizata Mojahedin Khalq (MEK) u takuan me zyrtarë të UNHCR-së në Tiranë, Shqipëri. Takimi ishte kërkuar më ۲۷ shtator nga avokatja që vepron në emër të dy ish pjesëtarëve të larguar nga MEK, të cilët dëshirojnë të dinë se cila do të jetë marrëdhënia e tyre e ardhshme me UNHCR.

Avokatja dhe një i larguar nga MEK u pritën në zyrat e UNHCR-së në Tiranë nga H. Balla e zyrës së mbrojtjes ligjore dhe H. Khan i cili është përgjegjës për anëtarët e MEK-ut në Shqipëri.

Avokatja që vepronte në emër të klientëve kërkoi shpjegime nga zyrtarët e UNHCR lidhur me statusin e klientëve të tij në Shqipëri, vështirësitë e tyre ekonomike dhe statusin e tyre ligjor.

Gjatë diskutimeve, H. Khan, i cili ishte përgjegjës për rivendosjen e anëtarëve të MEK-ut nga Iraku në Shqipëri, sqaroi një numër çështjesh për avokaten. Ai shpjegoi se UNHCR-ja kishte ndihmuar MEK që të zhvendoset në Shqipëri për ti shpëtuar nga kërcënimet që ata po merrnin në Irak. UNHCR kishte paguar anëtarët e MEK-ut në Irak, por tani që ata ishin vendosur në Shqipëri nuk ishin më përgjegjësi e UNHCR-së. Në kundërshtim me pretendimet e MEK-ut se UNHCR paguan 500 EURO çdo muaj për anëtarët e MEK-ut, përfaqësuesi i UNHCR-it shpjegoi se UNHCR-ja nuk i paguan më para MEK-ut për anëtarët e saj. Ai tha se MEK ka buxhetin e vet. Mek ka një marrëveshje me shtetin shqiptar dhe është përgjegjës për pagimin e anëtarëve dhe të larguarve, pasi kjo ishte një nga pikat e mirëkuptimit që MEK, amerikanët dhe shteti shqiptar kishin rënë dakord pasi që ata të transferoheshin në Shqipëri.

UNHCR-ja nga ana e saj po përpiqej të ndihmonte anëtarët e MEK-ut që ti integrojë në shoqërinë shqiptare duke u ofruar trajnime atyre sipas një marrëveshje që kishte me një OJQ shqiptare, Shërbimin për Refugjatët dhe Migrantët (RMSA), e cili po ndihmon anëtarët e MEK-ut në bazë të nevojave sociale.

Gjatë diskutimeve, dezertori i MEK-ut iu ankua UNHCR-së për mënyrën se si MEK i shantazhon anëtarët e saj në Shqipëri, duke i skllavëruar ata, duke përdorur kërcënime psikologjike dhe shantazhe dhe duke i kërcënuar me shpifje. I larguari e përshkroi rrjetin e spiunimit që MEK kishte ngritur kundër anëtarëve të vet, të cilët po e braktisin organizatën në masë të madhe. Ai u ankua se MEK i mban anëtarët plotësisht të izoluar, duke i ndaluar ata të bisedonin me familjet e tyre në Iran dhe në të gjithë botën. Nëse një anëtar do kapej duke folur me familjen e tij ose me një tjetër person të larguar, ai menjëherë dëbohet nga organizata dhe akuzohet sikur është një agjent i Iranit.

I larguari tregoi se si MEK kishte skllavëruar shumë nga anëtarët e tij për 30 vitet e fundit dhe tani që ata jetonin në një vend demokratik si Shqipëria, kjo organizatë ende i shantazhonte ata, duke i mbajtur ata të izoluar dhe duke mos i lejuar ata të gëzonin liritë e demokracisë dhe jetën qytetare.

Avokatja u tha zyrtarëve të UNHCR-së se këto pretendime i janë paraqitur asaj edhe nga shumë dezertorë të tjerë që jetojnë në një gjendje frike dhe kërcënimi nga kjo organizatë, e cila pretendon se do të sjellë demokracinë në Iran. Avokatja kërkoi nga përfaqësuesit e UNHCR-së të ishin të vetëdijshëm se MEK-u po i frikësonte dhe kërcënonte edhe familjet e anëtarëve të MEK-ut që kishin ardhur në Shqipëri për t’u takuar me të dashurit e tyre. Avokatja u tregoi përfaqësuesve të UNHCR-së se në një numër rastesh anëtarët e familjeve të anëtarëve të MEK-ut ishin mbajtur dhe kërcënuar edhe nga policia shqiptare sa herë që kishin ardhur në Shqipëri dhe përpiqeshin që të kontaktonin me të afërmit e tyre.

Avokatja u tha atyre se si kjo organizatë mund të flasë për demokracinë kur në të njëjtën kohë i trajton anëtarët e saj në një mënyrë kaq jonjerëzore, që sipas ligjeve shqiptare është një vepër penale? Avokatja i kërkoi UNHCR-së qëndrimin e saj ndaj këtyre akuzave kriminale që po bëjnë të larguarit kundër kësaj organizate totalitare që pretendon të luftojë për demokracinë dhe të drejtat e njeriut? Si mund të punonte UNHCR-ja dhe të mbështeste një organizatë të tillë totalitare dhe skllavëruese? Ata pyetën stafin e UNHCR-së nëse ishin të vetëdijshëm se kjo organizatë po vepronte kundër konventave për të drejtat e njeriut dhe deklaratës universale të të drejtave të njeriut që Shqipëria ka nënshkruar dhe u mohon anëtarëve të saj lirinë e mendimit, lirinë për të krijuar një familje, lirinë e lëvizjes si dhe duke i trajtuar shumë nga anëtarët e saj si skllevër.

Për më tepër, avokatja pyeti se përse UNHCR nuk i përkrah të larguarit e MEK-ut, të cilët pas largimit nga organizata përfundojnë në rrugë dhe pa asnjë mbështetje? Duke mos i mbështetur këta njerëz që duan të gëzojnë liritë e tyre personale që garanton demokracia, UNHCR nuk po i ndihmon këta njerëz që meritojnë të jetojnë në liri në një demokraci.

Përfaqësuesit e UNHCR-së u përgjigjën se sjellja e MEK-ut ndaj anëtarëve të saj duhet të gjykohet nga qeveria shqiptare dhe në kuadër të marrëveshjes që ka me MEK. Avokatja vuri në dukje se kjo marrëveshje nuk është bërë publike dhe nuk është dorëzuar për shqyrtim dhe kështu askush nuk e di se çfarë është arritur në të vërtetë. Ajo që është e qartë aktualisht tregon se kjo marrëveshje është në kundërshtim me rregullat e UNHCR-së dhe legjislacionin për të drejtat e njeriut, sepse në mënyrë të qartë as anëtarëve e MEK, as dezertorëve dhe as familjeve të tyre nuk u janë dhënë të drejtat e tyre civile, të drejtat e njeriut.

Kur avokatja pyeti për statusin e tyre ligjor dhe atë se si UNHCR po kontribuon për këtë çështje – pasi që shumë prej tyre nuk kanë leje pune dhe statusi i tyre ligjor përshkruhet si refugjatë humanitarë – UNHCR u përgjigj se po punojnë me qeverinë shqiptare për të sqaruar statusin.

Ata sugjeruan që avokati që vepron në emër të tyre duhet të kontaktojë Ministrinë e Brendshme të Shqipërisë, pasi ky organ është përgjegjës për qëndrimin e tyre në vend.

Avokatja pyeti përfaqësuesit e UNHCR nëse ata ndihmonin financiarisht anëtarë e MEK-ut. Përfaqësuesit e UNHCR-së thanë se po, ata paguajnë disa anëtarë, rast pas rasti, por jo të gjithë. Ata po paguanin strehimin e M. A. një dezertori që ishte në një gjendje të dëshpëruar.

Dezertori i MEK i cili ishte në takim tha se ndihma që kishte marrë M. A ishte minimale. Ai ishte në gjendje të blinte me ndihmën vetëm pak kilogramë miell, vaj dhe sheqer për të ngrënë për një muaj të tërë.

Përfaqësuesi ligjor i UNHCR-së pranoi se mbështetja për anëtarët e MEK në Shqipëri ishte një problem i madh. Ai tha se edhe qeveria shqiptare nuk do të mbështesë refugjatët për më shumë se gjashtë muaj. Qeveria u jep atyre strehim, ushqim dhe pas gjashtë muajve ata do duhet ti sigurojnë vetë.

Por rasti i vështirë i anëtarëve të MEK u përkeqësua që kur ata u dërguan në Shqipëri në baza humanitare dhe jo si azilkërkues. Ata nuk kanë leje pune dhe nuk mund të integrohen në shoqëri.

Dezertori pretendoi se UNHCR-ja në të kaluarën i kishte paguar anëtarët e MEK me nga 500 euro në muaj, të derdhura në llogaritë e tyre. Megjithatë, H. Khan shpjegoi se kjo gjë kishte ndryshuar dhe nuk ishte më kështu. UNHCR-ja kishte dhënë mbështetje financiare për anëtarët e MEK-ut në vitin 2016, por tani ajo ka mbetur pa para. Ai tha se mbështetja e anëtarëve dhe dezertorëve të MEK ishte detyrë e MEK-ut që i solli në këtë vend dhe e qeverisë shqiptare që ra dakord ti strehonte Muxhahedinët.

Dezertori tha se zyra shqiptare e azilit i kishte thënë anëtarëve të MEK-ut se në vitin 2018, një organizatë humanitare mund të merrte përsipër kujdesin financiar të anëtarëve të MEK në Shqipëri. Por situata e të larguarve mbetet e paqartë dhe kjo do të thotë se shumë prej tyre do të vazhdojnë të vuajnë dhe do të luftojnë për mbijetesën e tyre ekonomike në Shqipëri.

Dezertori i MEK shpjegoi se shumë familje të anëtarëve të MEK-ut dëshirojnë të kontaktojnë me të afërmit e tyre në MEK, në mënyrë që ata të mund t’u sigurojnë atyre mbështetje dhe ndihmë. Por refuzimi i MEK-ut për të lejuar këtë kontakt dhe dakortësia e qeverisë shqiptare me këtë ndalim nënkupton se ata janë të detyruar të qëndrojnë me MEK-un ose të bëhen të varfër. Kjo nuk ështe një situatë e pranueshme kur shumë njerëz mund të ndihmoheshin nga familjet e tyre dhe nuk do të vareshin nga lëmoshet e ndonjë organizate.

Përfundimi i këtij takimi ishte se shumë anëtarë të MEK që duan të dezertojnë nga kjo ish organizatë terroriste, të cilët nuk duan të konsiderohen si luftëtarë dhe që duan të jetojnë në liri, nuk kanë asnjë mundësi, por vetëm të qëndrojnë në organizatë. Nëse ata vendosin të largohen nga MEK dhe të gëzojnë liritë dhe demokracinë e Shqipërisë, të martohen, të kenë fëmijë dhe të krijojnë familje si të gjithë njerëzit e tjerë të lirë, ata do të pësojnë vështirësi ekonomike dhe shantazhe nga MEK, spiunët e së cilës mbikqyrin dhe i kërcënojnë dezertorët. Ata do të akuzohen nga MEK sikur janë agjentë të Iranit dhe askush nuk do t’i ndihmojë. Ata nuk flasin shqip, nuk kanë aftësi te vecanta, shumica dërrmuese nuk ka leje pune dhe nuk mund të gjejnë punë në Shqipërinë e varfër. Ata nuk kanë pasaporta dhe nuk kanë mundësi të vendosen në vende të tjera të pasura në Evropë. E vetmja mundësi që kanë shumë nga anëtarët e MEK është që të qëndrojë me MEK-un në kampet e saj në Shqipëri. Ata do duhet të jetojnë një jetë të izoluar në të cilën ata po ashtu do jenë të detyruar ti pergjigjen thirrjes ne rast se behet thirrje për të kryer një luftë terroriste kundër Iranit.

Në fund të takimit, UNHCR-ja këshilloi avokaten dhe klientët e saj të kontaktojnë zyrën shqiptare për azil për të sqaruar statusin dhe gjendjen e tyre. U sugjerua gjithashtu që MEK duhet të cohet në gjykatë dhe ti kërkohet të paguajë të larguarit pasi që MEK kishte marrë përgjegjësinë për mbështetjen e tyre financiare pas transferimit të tyre në Shqipëri./ Gazeta Impakt

burimi:saharngo

*** 

آلبانی تیرانا پرچم Meeting an official in the Albanian Ministry of Internal Affairs
UN_Albania_LogoMeeting with an official in the Albanian UNHCR (RAMSA)

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیDoes Albania have an America problem?

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

مزدور مریم رجوی و ولینعمتان خونخوار امریکایی اشTirana, Albania, August 12, 2017 – Maryam Rajavi with United States paid Senators. Senator Thom Tillis (R-NC), Senator Roy Blunt (R-MO), and Senator John Cornyn (R-TX).

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31747

خط جدید مریم رجوی برای سرکوب اعضای ناراضی مجاهدین خلق در آلبانی

survivors-of-rajavi-cult-in-albaniaسایت نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم اکتبر ۲۰۱۷:… در همین ارتباط  جواد اسماعیلیان و عبدالله استواری که مسئولیت برخورد با تعدادی از اعضای سازمان که ارتباط تشکیلاتی خود را قطع کرده اند را دارند. افراد فاصله گرفته از سازمان مجاهدین  در ساختمانی خارج از تشکیلات سازمان مجاهدین اقامت کرده اند و خط جدید سازمان در ارتباط با این افراد این است که اجازه ندهند تعداد این افراد بیشتر شود ، زیرا تبعات سیاسی و تشکیلاتی … 

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

مریم رجوی: روابط جنسی شما بخشودنی است ولی جدا شدن از سازمان مجاهدین گناهی نابخشودنی است

لینک به منبع

خط جدید مریم رجوی برای سرکوب اعضای ناراضی مجاهدین خلق در آلبانی

هیئت تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ۱۵٫۱۰٫۲۰۱۷

اخبار دریافت شده توسط سابت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی از اعضای مجاهدین خلق که از این فرقه فاصله تشکیلاتی گرفته اند، حاکیست که مریم رجوی به شدت  فرماندهان فرقه مجاهدین در آلبانی را زیر ضرب گرفته  که چرا ریزش نیرو در آلبانی فزونی گرفته است؟ به نظر می رسد که برآورد فرقه رجوی از ریزش نیرو در آلبانی خوشبینانه بوده و  براساس تحلیل های آنها  نباید این همه نیرو ، رابطه تشکیلاتی خود را با مجاهدین در آلبانی قطع  کرده باشند. هم اکنون به دستور مریم رجوی ” بخش زندان ” سازمان مجاهدین که زیر مجموعه ” ستاد پرسنلی ” تکشیلات مجاهدین می باشد ، فعال و بازسازی شده است و سید محمد سادات دربندی ، منوچهر الفت ، نریمان عزتی ، مجید عالمیان و مختار جنت سرایی موظف شده اند که سیستم قرنطینه و زندان را با شدت و حدت بیشتری راه اندازی کنند .

در همین ارتباط  جواد اسماعیلیان و عبدالله استواری که مسئولیت برخورد با تعدادی از اعضای سازمان که ارتباط تشکیلاتی خود را قطع کرده اند را دارند. افراد فاصله گرفته از سازمان مجاهدین  در ساختمانی خارج از تشکیلات سازمان مجاهدین اقامت کرده اند و خط جدید سازمان در ارتباط با این افراد این است که اجازه ندهند تعداد این افراد بیشتر شود ، زیرا تبعات سیاسی و تشکیلاتی برای سازماندارد و باید افراد فاصله گرفته از سازمان مجاهدین از آلبانی خارج شوند . بر اساس این خط برخورد عبدالله استواری به افراد فاصله گرفته از سازمان گفته اند تا دو ماه به این افراد پول می دهند و در سال جدید میلادی دیگر تعهدی به آنها ندارند. از سوی اخیرا نیز  نزدیک به صد نفر دختر و  زن جوان که ارتباط تشکیلاتی خود را با سازمان مجاهدین قطع کرده و  در محلی قرنطینه شده اند و یکی از خواننده های سرود های سازمان بهنام انوشیروان نیز در بین آنها می باشد. جالب است که مریم رجوی برای اینکه از ریزش نیرو در آلبانی جلوگیری کند به احمد واقف و صدیقه حسینی ماموریت داده است تا به این افراد قرنطینه شده بگویند که ما از انقلاب و طلاق و نشست غسل نمی خواهیم ، شما فقط ساکت باشید و فرار نکنید . قصد مریم رجوی بازگرداندن آنها به تشکیلات است.

***

همچنین:

  •  Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… چقدر هی اراجیف گفتید. سر داشتن هوادار و نیرو در داخل بقول یکی از دوستام که میگفت طرف توی دستشویی خونشون عکس رجوی رو میزنه صد بار هم از زاویه های مختلف عکس میگیره بعد چند بار هم شما دست کاریش میکنین اون وقت میشه ” فعالیت یگ

     Camp Ashraf 90بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… آقایان سیاوش سیفی و محمود ممبینی که هر دو از فاز سیاسی همراه تشکیلات سازمان بودند روز چهار شنبه ۲۱ تیر ماه ( ۱۲ ژوئیه ) از مقرهای فرقۀ رجوی در آلبانی فرار کرده و از این فرقه اعلام جدایی کردند …. روی پای خود و مستقل بودن سخت است اما برخلاف آنچه که سران فرقه می گویند تا به حال 

    Iranpour-MKO-MEK-Albania-march20171نیم نگاه، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  باز فرقه‌ی رو به نابودی رجوی‌ها در اقدامی مذبوحانه و نابخردانه و از سرِ ناچاری و تحت فشارِ ریزشِ بسیار نیروهای فریب‌خورده در خاک آلبانی، با انتشار بیانیه‌ای دروغین منسوب به عزیزِ رشید و زیبا و هنرمند و بهتر از جانمان محمد‌رضا ایران‌پور سعی در تخریبِ شخصیت خو

    Elona Gjebrea_Maryam Rajaviپیوند رهایی، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در کشور دموکراتیک شما ، هنوز این کمپ نشینان ، حق تماس با خانواده های خود وحق ملاقات  با آنها را ندارند ورهبری سازمان صراحتا گفته است که شما خانواده ها ، تنها بانفی دولت قانونی خود و قبول بی چون وچرای شعارهای ما ، میتوانید  که با عزیزان خود درآلبانی ملاقات داشته باشند!! یعنی  دا

    alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviسعید زمانی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… در حیرت این بودیم که چه شده  نفر مهمی به این سطح یک دفعه از فرقه کشید بیرون دلیل این بود که این علامه که به سخن خودش فریب حرفهای زیبای آنها را خورده است واینکه از هر که میپرسیده دل از شکوه وشکایت از این رهبران خودکامه فرقه میزند واینک

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  دیگر همگان میدانند که موضوع در آلبانی چیست. موج ریزش روزافزون و روزانه نیرویی از این تشکیلات اهریمنی خواب خوش را از چشم فرقه و سران آن ربوده است. کما اینکه بمحض پایان مسخره گردهمایی کذئی اولین نیرو از این فرقه اعلام جدایی نمود و خارج شد. ولی واقعیت تلخ اینست که این فرقه آن

     alame_Hosseini_mojahedin_Maryam_Rajaviنجات یافتگان در آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… انجمن نجات یافتگان در آلبانی بدین وسیله حمایت رسمی خود را از اقدامات افشاگرانه آقای علامه الحسینی مشاور ارشد مریم رجوی اعلام می کند. همچنین ما از علامه الحسینی درخواست می کنیم که پیرامون چند موضوع زیر ما را یاری دهند. ۱ ـ با نامه نگاری به کمیساریای

    برای دخترم سمیه محمدیایران وایر، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این سفر قرار بود دو هفته به طول بیانجامد اما ۲۰ سال است که سمیه اجازه ندارد نزد خانواده‌اش برگردد؛ مثل شمار بسیاری از کودکانی که به همین بهانه به کمپ «اشرف» برده شدند و هر سال خانواده‌های بسیاری مقابل آن‌ جمع می‌شدند تا بلکه بتوانند با فرزندان‌شان ملاقات کنند یا آن‌ه

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  شما حتی جرات برگزاری یک انتخابات ساده را هم در دستگاه خود ندارید. حتی جرات این را ندارید که نفرات شما با خانواده های خود در ارتباط باشند. مینیموم آزادی آزاد گشتن فرد در ارتباط با بیرون است. چه برسد که نفرات بتوانند نفر بال

     Rajavi_Faisal_1بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  حال می بینم که همین فرقه رجوی گویا درس عبرت نگرفته و به دنبال جایگزین صدام حسین در میان دشمنان ایران و ایرانی می گردد. خودم هم نمیدانم چه حکمتی است، ولی چرا همیشه در جبهه داخلی باید یک ستون پنجمی هم باشد که بخاطر رسیدن به قدرت، حقیرانه دست به خیانت و جنایت بزند. سوال

    بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  همان نیرویی که سابقا برخود می بالید که مستقل است و هیچ انگ سیاسی بر او نمی چسبد، دست برقضا آنچنان مراحل خیانت را به سرعت درنوردید که دیگر بر همه مسجل شده بود که این فرقه همانا خصلت بوقلمون را داشته و دارد و

    Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، نهم ژوئیه ۲۰۱۷:… فرقه تروریستی رجوی در طول حیات خوار و خفیف و خائنانه اش دچار بحرانهای زیادی در مقاطع مختلف بوده است . اما در مقطع کنونی که تا فرق سر در باتلاق کمپ تیرانا فرو رفته است دچار بحرانهای زیادی نظیر : بحران تشکیلاتی ؛ سیاسی ؛ مشروعیت ؛ استراتژیکی و فقدان رهبری ذیصلاح می باشد و با این بحران ها

    علی مرادی، لرستان، ایران اینترلینک، هشتم ژوئیه ۲۰۱۷:… اگر اشرف یک را درشهر خالص عراق و اشرف دو را در نزدیکی بغداد (لیبرتی پایگاه سابق نیرو های امریکایی) در نظر بگیریم که همین هم ادعای خودشان بود پس درست است اشرف ۳ همان آلبانی میباشد و چه عقب نشینی خفت باری !!!! و تازه قصد دارند هزار اشرف دیگر بسازند که 

     Rajavi_Cult_MEK_MKO_Albania_Tiranaبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هفتم ژوئیه ۲۰۱۷:…  در تشکیلات ضد انسانی فرقه رجوی، برای کنترل بیشتر اعضا در ترددات بیرونی، علاوه بر حصار آهنی اطراف مقر مفید در آلبانی و اضافه کردن چند پست نگهبانی با دوربین مدار بسته، یک موضوع که تبدیل به طنز در بین افراد شده نصب درب آهنی وسط خیابان است. این درب

    esmail Mortezaee (Javad Khorasan)بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، ششم ژوئیه ۲۰۱۷:…  بیش از ۹۰ درصد افراد که خودم شنیده ام روی همین سه موضوع مانده اند. خودم همین مشکلات را تجربه کردم و ذهن خودم هم درگیر این چیزها بود. اما یک مشکل دیگر از مشکلات بعد از این مسائل که در این مقاله می خواهم به آن بپردازم و افرا

    Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پنجم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما به حرکت خودمان به دنبال آنها ادامه دادیم. بعد از طی مسافت کوتاهی نفر همراه مراقب او برگشت و به ما نگاه تندی نمود. بعد توقف کرد و از حرکات و وجناتش مشخص بود که در حال حسابرسی از آن مظلوم بی گناه