فیگارو؛مجاهدین ضد ایرانی در سوریه می جنگند

فیگارو؛مجاهدین ضد ایرانی در سوریه می جنگند

آریا ایران به نقل از فیگارو، پنجم ژوئن 2013: … جسد دو تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق جنبش ضد ایرانی ،یک ماه پیش در منطقه ادلب واقع در غرب سوریه یافت شد. بنا به گزارش یکی از اعضای پارلمان اروپا،آنها در سوریه برای سرنگونی رژیم بشار اسد می جنگند. مجاهدین خلق در کنار شورشیان به دنبال سرنگونی رژیم بشار اسد مبارزه می کنند.حکومتی که از طرف ایران مورد حمایت قرار گرفته است. دولت فرانسه سازمان مجاهدین خلق را بعنوان …


Daniel Zucker, Maryam Rajavi and ALi Safavi

لینک به منبع
لینک به متن اصلی فیگارو (فرانسه)

جسد دو تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق جنبش ضد ایرانی ،یک ماه پیش در منطقه ادلب واقع در غرب سوریه یافت شد.

بنا به گزارش یکی از اعضای پارلمان اروپا،آنها در سوریه برای سرنگونی رژیم بشار اسد می جنگند.

مجاهدین خلق در کنار شورشیان به دنبال سرنگونی رژیم بشار اسد مبارزه می کنند.حکومتی که از طرف ایران مورد حمایت قرار گرفته است.

دولت فرانسه سازمان مجاهدین خلق را بعنوان یک گروه تروریستی می شناسد.اما آنها علاوه بر داشتن پایگاهی در عراق، همچنان در حومه پاریس اقامت دارند.

سرویس های اطلاعاتی عرب و غرب از آنها علیه منافع ایرانی ها و متحدین تهران مثل رژیم بشار اسد استفاده می کنند.

ژرژ مالبرونو

روزنامه فرانسوی فیگارو

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=3010

مسئولیت الهی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) برای نجات عراق و سوریه و ایران و …  یا شارلاتانیزم فرقه ای

افشین (مستعار)، پاریس، هشتم مارس ۲۰۱۳: … سران سازمان در تمامی سخنرانیهای خود دم از آزادی و دمکراسی میزنند به طوری که دهان کشورهای غربی را آنچنان آب انداخته اند که گویا در تاریخ فقط این سازمان است که منجی آزادی هستند و به جزایران نیز در سراسر دنیا ازجمله عراق و سوریه و.. مسئولیت الهی دارند. اما واقعیت این است که این سازمان خودش اصلاٌ هیچ اعتقادی به آزادی و دمکراسی ندارد من که در اروپا با تعدادی از کسانیکه اخیراٌ از کمپ لیبرتی موفق به فرار شدند صحبت میکردم همگی بر این موضوع صحه میگذاشتند که سازمان مجاهدین دو روی کرد کاملاٌ متفاوت در تشکیلات و خارج از تشکیلات دارد و ازآنجا که ماهیت هر پدیده را میتوان از درون مایه آن شناخت لذا شعار مجاهدین درمورد آزادی و دموکراسی در اذهان شبهات زیادی را ایجاد کرده است …

افشین (مستعار)، پاریس، هشتم مارس ۲۰۱۳
با تشکر، دریافت شد

با درود بر خوانندگان عزیز:

من افشین هستم و درپاریس زندگی میکنم.

درگشت و گذار خبرها بودم که درسایت مجاهدین خبری از مریم رجوی را که دردیدارش با شهردار ژنو سخنرانی کرده بود را خواندم و تحت تاثیر قرار گرفتم وبه فکر فرو رفتم و سوالهایی درذهنم تداعی شد و چون این سوال ها را قبلاٌ به عنوان یک ایرانی آگاه که میخواهد ازوضعیت کشورش با خبر شود با نفراتی که اخیراٌ از کمپ اشرف و لیبرتی گریخته و خود را به اروپا رسانده اند در میان گذاشتم وجوابهای مشابه و یکسان ازهمه آنها گرفتم وهم چنین از گریه خونین آنها برای سالهایی که درتشکیلا ت مجاهدین بودند و دراین مدت چه مررتهایی که بر سرشان آمده است غرق شگفتی شدم به طوریکه شوکه شدم .

من هم تصمیم گرفتم که درد دل آنها را به اطلاع مردم مان در ایران برسانم تا واقعیت سازمان مجاهدین برای همگان بیشتر روشن تر شود .

قبل از شروع این را نیزاضافه کنم که نگارنده خود از مخالفان رژیم تهران بوده که نسبت به سیاستهای غلط آن نیز انتقاداتی داشته و دارد که همه جا نیز آنرا طرح کرده است وسالهایی نیز درسیاه چالهای ملاها بوده است .از واقعیتی که این دوستان در مورد تشکیلات درونی مجاهدین گفتگومیکردند شدیداٌ منقلب شده و وظیفه خود دانسته تا جهت حفاظت از شرافت وحراست آزادی و انسانیت این نوشتار را در انظار عموم قرار داده تا آزاد اندیشان خود در مورد آن قضاوت کنند.

آزادی و دمکراسی در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق

سران سازمان در تمامی سخنرانیهای خود دم از آزادی و دمکراسی میزنند به طوری که دهان کشورهای غربی را آنچنان آب انداخته اند که گویا در تاریخ فقط این سازمان است که منجی آزادی هستند و به جزایران نیز در سراسر دنیا ازجمله عراق و سوریه و.. مسولیت الهی دارند.

اما واقعیت این است که این سازمان خودش اصلاٌ هیچ اعتقادی به آزادی و دمکراسی ندارد من که در اروپا با تعدادی از کسانیکه اخیراٌ از کمپ لیبرتی موفق به فرار شدند صحبت میکردم همگی بر این موضوع صحه میگذاشتند که سازمان مجاهدین دو روی کرد کاملاٌ متفاوت در تشکیلات و خارج از تشکیلات دارد و ازآنجا که ماهیت هر پدیده را میتوان از درون مایه آن شناخت لذا شعار مجاهدین درمورد آزادی و دموکراسی در اذهان شبهات زیادی را ایجاد کرده است .وبنده به عنوان یک ایرانی هیچ اعتمادی ندارم که اگر مجاهدین فرض محال سرکار بیایند و به حکومت برسند بدتر از آخوندها نباشند حداقلش این است که مردم با این حکومت چه بد و چه خوب اخت شدند و دیگر راضی به تعویض دیکتاتوری آنهم ازنوع استالینی آن نیستنند.

برای اینکه این موضوع خوب روشن شود به فاکتهای کسانیکه اخیراٌ از کمپ لیبرتی موفق به فرار شده و خود را به اروپا رساندند توجه کنیم.

سوال : روابط سازمان در درون تشکیلات چکونه است ؟

جواب: من حدود ۲۶ ساله که دردرون تشکیلات سازمان بودم و تمام هستی عمرم رادر این تشکیلات سپری کردم یعنی در واقع هدر دادم وشاهد خیلی از دو گانگی های سازمان در درون تشکیلات مجاهدین بودم .

سوال : میتوانی چند نمونه برای ما بگوئید .

بله ؛ببینید الان ما در عصر ارتباطات هستیم و در هر روستا حتی روستاهای دور افتاده افغانستان و یا کشورهای فقیر جهان همه آحاد مردم از تلفن همراه و کامپیوتر و اینترنت برخوردار هستند ولی سازمان مجاهدین استفاده از این وسایل را ممنوع کرده و تحت عناوین مسخره مبارزه و یا اینکه ما برای سرنگونی آمدیم نه برای خوشگذرانی !! محروم کرده است به طوری که افرادی که در لیبرتی هستند با وجودیکه از تحصیلات بالائی برخوردار هستند ولی در این زمینه خیلی عقب افتاده هستند و از دنیا خارج هیچ اطلاعی ندارند آنوفت سازمان در سیمای به اصطلاح آزادی خود ازعلوم پیشرفته صحبت میکند و اینکه چرا مثلاٌ در ایران بعضاٌ برای این موارد حکومت اعمال محدودیت میکند

خوب اگر این امکانات خوب است پس چرا سازمان این امکانات را در اختیاراعضای خود قرار نمیدهد تا بتوانند با جهان خارج ازتشکیلات رابطه بر قرار کنند تا بتوانند باخانواده های خود تماس داشته باشند و ازوضعیت آنها مطلع شوند.

سوال: راستی چرا اینکار را نمیکند؟

دقیقاٌ این پاردوکسی است که سازمان هم نتوانسته حل کند برای اینکه میترسد همه افراد از سازمان ببرند چون که الان سازمان همه کسانی را که در لیبرتی مانده اند با فریب کاری و شانتاژتحت عنوان اینکه هر کسی از لیبرتی خارج شود اسیر رژیم میشود و یا اینکه با اخبار غلط و تحلیل های غلط مانع خروج افراد میشود و با این شیوه نیز افراد را تهدید میکند . چون که خیلی ها فکر می کنند که دیگر در میان مجاهدین زمان را بیهوده از دست می دهند وسازمان مرتب تبلیغ میکند وهمه را میترساند:

مثلاٌ میگوید که کسی از لیبرتی خارج شود ویا فرار کند عراقی ها آنها را خواهند گرفت و می کشند. ویا این که ممکن است که پس از فرار ، عراقی ها ما را تحویل سفارت ایران بدهند ویا اینکه ما را به زندان ابوغریب انتقال بدهند.

بنابراین باید به جمع دوستانت برگردی که در آن صورت برای مدتها دمار از روزگار آدم در خواهند آورد و تحت فشار قرار خواهی گرفت ویااینکه تماس با خانواده انگیزه مبارزاتی ترا خواهد گرفت و سران سازمان خوب میدانند که اگر این امکانات در اختیاراعضای خود قراردهند دیگر کسی نمی ماند و بچه ها همین طوری موج موج از مجاهدین جدا خواهند شد.

سوال : نمونه دیگری داری؟

بله : من تعدادی خانواده ها را در لیبرتی میشناسم با وجودیکه زن وشوهر هستند ویا پدر وفرزند ویا مادرو فرزند ویا خواهر و برادر هستند ولی در سازمان نمیتوانند باهم دیگر تماس داشته باشند .چرا؟ چون میداند که احساسات پدرو فرزندی و یا رابطه مادر و فرزندی خطراتی را برای سازمان دارد و اگر آنها باهم صحبت کنند شاید نخواهند بمانند و سازمان با این شیوه مانع ازخروج آنها میشود چون اگر آنها باهم صحبت کنند میتوانند برای خودشان برنامه ریزی کنند که در خارج ازسازمان چگونه زندگی کنند .

یعنی میخواهی بگوئی که سازمان افراد را به این شیوه به زور نگه میدارد؟

دقیقاٌ

پس آزادی انتخاب و اینکه هرفردی میتواند خودش مسیر زندگیش را تعیین کند چی میشود؟

بله ؛ اینها شعارهای عوام فریبی هستند که سازمان را دچار دوگانگی میکند.وچون مسعود رجوی خودش را امام و رهبر عقیدتی جا زده به خودش اجازه میدهد که سرنوشت دیگران را نیز تعیین کند و برای دیگران تصمیم گیری کند.

چه فرقی با جمهوری اسلامی میکند چون خامنه ای هم همین حرف را میزند و اصلاٌ چرا اینها باهم جنگ دارند چون که در محتوی یک ایدئولوژی دارند ؟

دقیقاٌ همین طور است و به خاطر همین هم است که مردم اعتمادی به مجاهدین ندارند وبه همین خاطر است که مردم میگویند که نمیخواهند در اینده حکومتی مانند کره شمالی ویا ویتنام وغیره داشته باشند چون اگر قراراست که چنین حکومتی سرکار بیاید پس بهتر است که با همین حکومت بسازیم.

سوال: شما درلیبرتی و یا اشرف که بودید چه تصوری از میزان حمایت مردم از مجاهدین درداخل کشور دارید؟

سوال خوبی است چو مجاهدین مدعی هستند که در یک انتخابات اگر شرکت کنند حتماٌ برنده انتخابات خواهند بود ولی من به یک موضوع اشاره میکنم.

اگر شما هم توجه کرده باشید گاهاٌ مجاهدین در سیمای خودشان تبلیغ میکنند که مثلاٌ هوادارانشان در تهران و یا شهرستانها تراکتهایی پخش کردند و یا اینکه مثلاٌ فلان عمل را محکوم کرده اند اگر خوب دقت کنید می بینید که فقط یک تراکت آنهم در نیمه شب و در یک محله کاملاٌ خلوت ویا دریک کیوسک تلفن فیلم برداری شده است و به عنوان طرفدارانشان به خورد اعضای خود در لیبرتی میدهند تا به اصطلاح روحیه افراد را بالا ببرند.ولی واقعاٌ اگر سازمان این همه طرفدار دارد چرا تا به حال نتوانسته یک حرکت اعتراضی برگزار کند .

البته از حرکتهای اعتراضی که بعضاٌ به هر دلیلی برگزار میشود و همه می شنویم، مسعود رجوی فوری آنرا به خودش وسازمان مجاهدین نسبت میدهد که البته الان دیگر همه در لیبرتی میدانند که این هم دروغی بیش نبوده است وهمه میدانند که سازمان به جز عده ای اندک طرفدار ندارد بهترین دلیل این است که مریم رجوی درهرمیتینگی ویا پنلی که مدعی هستند درخارجه صد هزاد نفر شرکت می کنند اینهمه فراخوان به تظاهرات و قیام داده است ولی تا کنون هیچ حرکتی انجام نشده است یا به فراخوانهای مسعود رجوی که هرساله به مناسبتهای مختلف چندین بار تکرار میشود ولی کسی توجهی نمی کند و هیچ اقدامی هم صورت نگرفته است.بنابراین نتیجه میگیریم که سازمان در داخل کشور از میزان حمایت قابل توجهی برخوردار نیست و مردم اعتمادی به سازمان ندارند و اینرا نیز همه اعضای سازمان نیز میدانند.

این رفتار سازمان در درون تشکیلات خودشان است که نمونه مشتی از خروار است و در آینده به موضوعات دیگری اشاره خواهیم کرد.

با تشکر: افشین

همچنین
نامه آریا ایران به آقای مارتین کوبلر نماینده یونامی در عراق  (تجمع صدامی ها، القاعده و مجاهدین خلق دخالت در عراق و سوریه را بر نجات جان گروگانهای کمپ لیبرتی ترجیح میدهند)
تحقیق دولت سوریه از ورود مخفیانه مجاهدین خلق (فرقه رجوی)
فرماندهان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) جهت آموزشهای نظامی به ادلب سوریه اعزام شدند


(Rajavi from Saddam to AIPAC)


(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )