قاعده بازی عوض خواهد شد (مجاهدین خلق از نگاه دولت ترامپ هم نیرویی تروریستی هستند)ا

قاعده بازی عوض خواهد شد (مجاهدین خلق از نگاه دولت ترامپ هم نیرویی تروریستی هستند)ا

 donald-trump-reutersایران فانوس، بیست و سوم ژانویه 2017:…  مجاهدین خلق، از نگاه دولت جدید آمریکا، نیرویی تروریستی هستند که از چهار دهه قبل برای ابراز وجود و باجگیری، از آمریکا ستیزی و خشونت مقدس، آغاز کردند و این دو مورد همچنین خساراتی که به جامعه ایرانی وارد کرد، بیشتر از خسارت هر متجاوزی در طول تاریخ ایرانیان است. اما در ارتباط با چرخش جدید و فاز تهاجم سیاسی و این که … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

دونالد ترانپاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

قاعده بازی عوض خواهد شد

روز جمعه بیستم ماه ژانویه، طی مراسمی با شکوه و غیر قابل قیاس با سایر تشریفات مشابه و با شرکت جمعیتی بالغ بر صدها هزار تن از مردم هوادار و مخالف، مراسم تحلیف و سوگند چهل و پنجمین رییس جمهور آمریکا دونالد ترامپ، برگزار گردید. در پایان مراسم، دونالد ترامپ، قبل از ورود به کاخ ریاست جمهوری طی سخنرانی آتشینی مشکلات و کمبودهای آمریکا را برملا کرد و در محورهای سخنرانی ضمن ارائه راه حل، به ایجاد آمریکای قوی تر و ترمیم و بازسازی ضایعات داخلی، همچنین به مبارزه با تروریسم، اشاره کرد و یکی از وظایف خود را مبارزه جدی با تروریسم، اعلام کرد.

طبیعی است طی سالهای گذشته یکی از سیاستهای خارجی دولت آمریکا بر علیه دشمنانش، حمایت از تروریسم بوده است. در دولت سابق باراک اوباما و وزیر خارجه اش هیلاری کلینتون، به عیان تروریسم مجاهدین خلق را در عراق به بازی گرفتند و ضمن خروج آنان از لیست گروههای تروریستی وزارت خارجه جهت استفاده علیه ایران، در انتهای بازی، آنان را با سرمایه گذاریهای دلجویانه مورد عطوفت و کمکهای سیاسی و مالی قرار دادند تا آنجا که در کارزار انتخاباتی آمریکا، مجاهدین خلق به نفع هیلاری کلینتون وارد معرکه شده و او را مورد حمایتهای تبلیغاتی و مالی قرار دادند که پس از ناکام ماندن هیلاری کلینتون که البته وی بهتر می توانست به منویات فرقه رجوی و درخواستهای لابی اسراییل، جامه عمل بپوشاند، اما با انتخاب دونالد ترامپ، فرقه رجوی در یکی از سایت ها و از زبان یکی از پادوها با دلخوری اذعان داشت که ما اراده خود را به رییس جمهور جدید آمریکا، هر که می خواهد باشد تحمیل می کنیم.

تحمیل اراده مجاهدین خلق به رییس جمهور و دولت جدید آمریکا، یعنی این که مجاهدین خلق در ارتباط با آمریکا، یا می بایست ارباب آنان باشند و اربابی بکنند و یا این که نوکر آنان باشند و نوکری بکنند، حالت سومی وجود ندارد و این که مجاهدین خلق در مقابل آمریکا نوکر باشند، واقعی تر است و اربابی آنان بر آمریکا، تنها در ذهن رهبری مجاهدین خطور می کرد و ولاغیر.

مجاهدین خلق، از نگاه دولت جدید آمریکا، نیرویی تروریستی هستند که از چهار دهه قبل برای ابراز وجود و باجگیری، از آمریکا ستیزی و خشونت مقدس، آغاز کردند و این دو مورد همچنین خساراتی که به جامعه ایرانی وارد کرد، بیشتر از خسارت هر متجاوزی در طول تاریخ ایرانیان است. اما در ارتباط با چرخش جدید و فاز تهاجم سیاسی و این که اراده مزدوری خود را به دولت آمریکا تحمیل کنند، تنها به حذف رهبری سازمان مبادرت کردند و از شعر و شعار و آرمان و استراتژی خشونت طلبی، کماکان کوتاه نیامده و همچنان منتظر فرصت و جرقه و جنگ مابین آمریکا و ایران، باقی مانده اند.

سخنرانی روز جمعه دونالد ترامپ که احتمالاً به روش و سیاست خارجی دولتش بدل خواهد شد، آب سردی به ادامه مزدوری و تحمیل اراده و آمال و آرمانهای فرقه رجوی خواهد بود.

آمریکا و دولت تاجر پیشه ی دونالد ترامپ، به دلیل ضایعات و مشکلات عدیده داخلی، توان و پتانسیل جنگی و کمک خواستن از تروریسم را در سر ندارند و این برای فرقه رجوی که همواره برای نیروهایش تحلیلهای جرقه و جنگ مابین آمریکا و ایران، را نوید و بشارت برون رفت از بحران و بن بست و پیروزی زودرس خود می داد، فاجعه است.

دولت جدید آمریکا و دونالد ترامپ، ناچاراً وارد فاز جدیدی، از نوع بازسازی داخلی خواهند شد و در خارج از کشور به مبارزه با تروریسم خواهند پرداخت و النهایه قاعده بازی طی سالهای آینده بر وفق مراد تروریسم نخواهد بود.

کانون سیاسی/فرهنگی ایران فانوس

*** 

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صدامشروع کار رئیس جمهور جدید آمریکا و تلاشهای مذبوهانه فرقه رجوی 

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویAmbassador Daniel Benjamin: I was at State when we took the MeK (Mojahedin Khalq, Saddam’s Private Army) off the terrorist list. But team Trump’s ties to the group still worry me.

Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult)’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

Shqipëri: John Kerry sjell terroristët, John Bernnan paralajmëron rrezikun e tyreAlbania: John Kerry brought terrorists (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult), John Brennan warns of their risk

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27940

تبخیرشدگان فاز تهاجم سیاسی 

kolahi_motamed_voaمهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم ژانویه ۲۰۱۷:… فاز تهاجم سیاسی در فرقه مجاهدین که از چند ماه قبل آغاز شد، بنا بر سنت همیشگی، قربانیانی داشته و خواهد داشت. نیروهایی که با سرعت از پایین می برند و رها می شوند، اما در بالا فرق می کند. رهبران جدید، در این مرحله و جهت تطبیق دستگاه با مرحله جدید یعنی فاز تهاجم سیاسی، می بایست اطلاعات و نیروهای مسئله دار … 

کشمیری کلاهیهفت تیر، سی سال پس از بمب گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

لینک به منبع

تبخیرشدگان فاز تهاجم سیاسی

کلاهی معتمد صدای امریکاطبیعی است جاده سیاسی که عوض می شود و قطارش ناچار به تعویض ریل می شود، فشار زیادی به ریل و قطار وارد می شود که طبق رسوم، عده ای از قطار پیاده می شوند و عده ای زیر ریل قرار می گیرند و تا قطار بخواهد دوباره به مسیر و ریل جدید عادت کند، تلفات و قربانیانی به دنبال دارد که این بار اول نیست و نخواهد بود.

فاز تهاجم سیاسی در فرقه مجاهدین که از چند ماه قبل آغاز شد، بنا بر سنت همیشگی، قربانیانی داشته و خواهد داشت. نیروهایی که با سرعت از پایین می برند و رها می شوند، اما در بالا فرق می کند. رهبران جدید، در این مرحله و جهت تطبیق دستگاه با مرحله جدید یعنی فاز تهاجم سیاسی، می بایست اطلاعات و نیروهای مسئله دار و مسئله ساز را که با دستگاه سیاسی جدید، سازگاری ندارند را بسوزانند و از میان ببرند.

در کتاب تبخیرشدگان که محصول سه سال کار تحقیقی و از سال ۱۳۸۴ آغاز شد، چنان که شرحش رفت و لینکش در پایین می آید، تعدادی توان سازگاری با دستگاه نظامی در عراق را نداشتند. این نیروها اکثراً جزو نیروهای پایین بودند و بندرت نیروهای بالا در این میان دیده می شوند. این نیروها، اطلاعات چندانی نداشتند و یا اگر داشتند، به مرور زمان سوخته و خود نیز به زعم فرقه، کارتهای سوخته بودند. در کتاب تبخیرشدگان، به ۱۷ مورد از قربانیان فرقه رجوی پرداختم که آن نیروها قادر نبودند خود را در شرایط فاز نظامی و شرایط فوق اختناق آن ایام، وفق دهند و ناچاراً با روشهای مختلف از سر راه برداشته شدند.

http://www.iran-fanous.de/books/Tabkhir.pdf

فاز جدید فرقه مجاهدین که تهاجم سیاسی نام دارد، نوع قربانیانش فرق می کند. اگر در فاز نظامی نیروهای پایین مستحق قربانی شدن بودند، در فاز سیاسی جدید این نیروهای بالا و دارای اطلاعات بالا هستند که باید قربانی شوند و از سر راه برداشته شوند.

پس از سناریوی مرگ مسعود رجوی که برای اولین بار در گردهمایی مجاهدین در پاریس از زبان ترکی الفیصل یکی از مسئولان اطلاعاتی عربستان سعودی، جاری شد و تقریباً مقاصد سنارونویسان بر آورده شد و دارد آب ها از آسیاب می افتد، نوبت بعدی قربانی دیگری است که طی هفته قبل اعلام شد. محمدرضا کلاهی، عامل انفجار ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در ایران، سال گذشته و در هلند به دست باندهای مافیایی ترور شده است.

http://news.gooya.com/didaniha/archives/2016/12/222023.php

در این مصاحبه تلویزیونی که از صدای آمریکا و توسط مجری مهدی فلاحتی پخش شد، شخص راوی و افشاگر، مرتضی صادقی نام دارد که ساکن هلند است و معلوم نیست که ایشان عضو سازمان اکثریت است و یا هوادار فرقه رجوی. چون که ایشان مرتضی صادقی، تمامی اطلاعات ناقصش و سمت و سویش در ارتباط با تبخیرشدن محمدرضا کلاهی با اسم مستعار علی معتمد، در راستای فاز جدید سیاسی فرقه رجوی است. مطالبی متناقض و سانسور شده و سناریویی که انگار کسی دیگر آن را نوشته و آقایان مرتضی صادقی و مهدی فلاحتی، مجری آن سناریو می باشند.

در این سناریو، همچنین مرتضی صادقی به حمایت از خط جدید فرقه رجوی، تاکید دارد که سناریو محرمانه و قتل مشکوک و فضا سنگین و خطرناک است و لازم است تا بینندگان و خوانندگان، فقط گوش کنند و باور کنند و صلاح نیست تا کسی دنبال قضیه را بگیرد و کش بدهد.

طبیعی است وقتی که جنگ است و پای عراق و اشرف و دلار و اربابان جنگ طلب، در میان است، کسانی چون مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری و سایر بازیچه ها، می بایست به مثابه قهرمانان و نمادهای جنگ و خشونت، زنده باشند و ارج و قرب داشته باشند و نیروهای تحت امر نیز با شنیدن نام و آوازه همین ها به کار خود ادامه دهند. اما زمان که عوض شد و مرحله و فاز تغییر کرد، نیروهای دارای اطلاعات نظامی و تبعات حقوقی، که هر کدام مجری سناریوهای جنجالی و بازار گرم کن سابق بودند، این بار به جد مزاحم راه و فاز جدید هستند، به ویژه و به قول سران فرقه، قهرمانان عملیاتهای ویژه دارای اطلاعاتی هستند که به سهولت قادر به تشویش افکار و خراب کردن راه و روش جدید هستند. بنابراین، در فاز جدید که تاریخ مصرف قهرمانان عملیاتهای ویژه به پایان رسیده است، می بایست در ملاء هواداران و اربابان جدید، به گونه ای از اسم و آوازه بیافتند و به فراموشی سپرده شوند و حتی اطلاعاتشان که از همه مهم تر است، سوزانده شود تا راه جدید بهتر باز شود و نیروهای پایین و این بار مجریان خط سیاسی، دوباره و مجدداً راه جدید را بی مانع و بی پرسش، طی طریق کنند.

در این فاز جدید مبارزه یا معامله، مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران که هزینه زیادی پایشان رفته و هر کدام صدها جان انسان را سیبل اهداف و آرمان و تمرین تیر و ترکش خود قرار داده بودند، تا زنده بودند نان شان را مریم قجر و ابریشم چی و اربابان قدرت، می خوردند و مردم نامحرم بودند. حال که پهلوان پنبه های سابق تنها به دلایل اطلاعات نظامی و مشکوکی که در اختیار داشتند بایست از دور خارج شوند، مجدداً می بایست نان مرگ شان را مریم قجر و ابریشم چی و اربابان قدرت بخورند.

اگر محمدرضا کلاهی عامل انفجار ۷ تیر و بزرگترین ترور تاریخ ایران بود، در این صورت می بایست کسانی که او را عضوگیری کرده، اعتماد کرده، ساپورت کرده، اطلاعات در اختیارش گذاشته، مهمات و ابزار و فرمان انفجار و دلار و راه فرار و غیره در اختیارش گذاشته اند نیز  پایشان گیر باشد، چرا چنین نیست؟

اگر محمدرضا کلاهی عامل انفجار ۷ تیر بود، می بایست آن قدر قدرت و اعتماد به نفس داشته باشد که بعدها بتواند از مواضع و حقوق خود در مقابل آمران انفجار ۷ تیر، دفاع کند و از جایگاهش حفاظت کند و از اربابان قدرت و کسانی که نانش را می خوردند بخواهد تا همچنان وی را حراست و ساپورت کنند.

اگر محمدرضا کلاهی که پس از سالیان در کشور هلند زندگی کرد و به گذشته و عمل خود فکر و تامل کرد و پشیمان شد، می بایست آن قدر توان و دانش داشته باشد تا از مردم و قربانیان اقدام خود عذر تقصیر بخواهد.

محمدرضا کلاهی که سناریوی ۷ تیر سال ۱۳۶۰ پای او نوشته شد، چرا هیچ کدام از گزینه های فوق را عمل نکرد؟ نه از عمل خود دفاع کرد و نه آن را نفی کرد؟ بنابراین او خودش نبود. همان طور که مسعود رجوی خودش نبود، بلکه هر چه بود، منافع اربابان قدرت بود. چون که مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران، قهرمانان پوشالی و  ساختگی و مترسکانی برای جو گیر شدن قربانیان و ایجاد قربانگاه و افزایش قربانیان بیشتر بودند تا همواره نان جنگ شان را اربابان قدرت بخورند.

قهرمانان پوشالی چون محمدرضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی و مسعود کشمیری عامل انفجار دفتر نخست وزیری و سایرین، تنها مجری سناریوها و اقدامات نظامی و قربانیان آن عملیاتها نبودند، بلکه آنان با عمل و اقدامات خود باعث جوگیرشدن و تشویق و مرگ هزاران تن دیگر شده اند که این دومی، جرمی و خسرانی کمتر از اولی نیست.

مسعود رجوی و محمدرضا کلاهی و دیگران که جزو چهره های پوشالی و مترسکان و سالها پرده نشین و منتظر بودند، امروز زنده و یا مرده بودن شان ارزشی ندارد، بلکه این اطلاعات راست و دروغ شان است که ارزش دارد و می تواند تجربه راه آیندگانی باشد که دیگر اشتباه این نسل را مرتکب نشوند.

تبخیرشدگان فاز جدید فرقه رجوی که حال به فرقه مریم قجر بدل شده است، همچنان ادامه خواهد داشت چون که هنوز در داخل فرقه کسانی هستند که اطلاعات شان مانع جدی بر سر راه فاز جدید، تهاجم یا معامله سیاسی، است و قربانیان این فاز نشان از آن دارند که فاز قبلی مبارزه مسلحانه، برگشت پذیر نیست و اربابان جدید حاضر نیستند از فرقه مجاهدین به مثابه گذشته استفاده نظامی بکنند.

„پایان“

*** 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker,

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلتد پو: مجاهدین برای ما و سیا سنگ تمام گذاشته اند. رجوی: بنام مجاهد شهید آلبرتو نیسمان

Maryam Rajavi terrorist syriaننگ سر بریدن مردم در عراق و سوریه توسط مجاهدین خلق و داعش تا ابد بر پیشانی مریم و مسعود رجوی باقیست

تکفیری‌ها بهانه جدید مک کین

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانهی تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی دو دهه قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

داعش چگونه خلق شد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27324

رویایمان را باور کنیم 

maryam-rajavi-against-american-president-for-isisمهدی خوشحال، ایران فانوس، دهم نوامبر ۲۰۱۶:…  نویسنده در اینجا آرزو و ادعایش را پنهان نمی کند؛ چون هیلاری کلینتون یک زن است و مریم رجوی نیز زن است، لذا او با تروریسم و جنگ هم میانه بدی ندارد و در ایام وزارتش فرقه مجاهدین را از لیست تروریستی وزارت خارجه بیرون آورده و حال در ادامه سیاستهای مداخله گرانه اش در خاورمیانه، ناچار است همچنان از اسراییل … 

مهدی خوشحال: آیا رجوی دوباره زنده خواهد شد؟

لینک به منبع

رویایمان را باور کنیم

امروز صبح که از خواب بیدار شدم، برف نم نمک می بارید. برف مانند دوران کودکی، باعث مسرتم شد و تصمیم گرفتم هر چه زودتر شال و کلاه کنم و از خانه بیرون بزنم. سپس خبر ریاست جمهوری دونالد ترامپ را که از تلویزیون شنیدم و تا حدی نه در تبلیغات بلکه در دل انتظار چنین انتخابی را از جانب مردم آمریکا داشتم، تصمیم بیرون رفتنم عوض شد و تصمیم به نوشتن این سطور گرفتم.

انتخابات در صحنه ی مردمی که زنده و به دنبال رویاها و اهداف واقعی شان هستند، قدری غیر قابل پیشبینی و غیر قابل تحلیلهای سیاسی و تبلیغاتی، است. این اولین بار و تنها در آمریکا نیست که مردم به دنبال مسایل واقعی و نه خیالی، هستند. در گذشته در ایران نیز چنین انتخاباتی و با چنین نتایجی صورت گرفته است. چند ماه قبل در انگلستان رفراندمی صورت گرفت که در نتیجه آن انگلستان از اتحادیه اروپا جدا شد.

در انتخابات اجتماعی جدا از آن که رسانه ها چه تبلیغ می کنند و نامزدهای انتخاباتی چه رفتار و اعمالی در گذشته داشته اند و چه حال می گویند، دو موضوع دیگر حائز اهمیت است اول، رویایی است که شخص نامزد به صورت آکتیو و مصرانه در سر دارد و تبلیغ می کند و به دنبال آن می تواند نیروها و مردم را به دنبال گفته ها و رویاهای خود بکشاند. در این رابطه طبعاً دونالد ترامپ کسی بود با اهداف و رویاهای روشن و بزرگ که در زندگی شخصی موفق بود و حال در زندگی و افکار سیاسی نیز به دنبال محقق نمودن رویای یک جمع و جامعه بر آمده بود. مردم نیز به همین گونه اند. این که رسانه ها تصور و تبلیغ می کنند بنا بر این دلایل این نامزد در گذشته چه و چه کار کرد، صرفاً و در بادی امر برای مردم قابل قبول و قابل انتخاب نیست. مردم به دنبال اهداف روشن و واقعی برای خود و آیندگان شان هستند. صرف چند عیب و ایراد شخصیت یا نامزد انتخابات، انتخاب مردم را عوض نمی کند. مردم به دنبال انتخاب واقعی و نه از دید و چشم رسانه ها، جهت نیل به آینده ای روشن و با ثبات تر هستند.

از نگاه و تجربه مردم آمریکا، حزب دموکرات چه در دوران بیل کلینتون و چه در دوران باراک اوباما و وزارت هیلاری کلینتون، آزمایش و عملکرد خود را نشان داده و چیز جدیدی در چنته نداشت تا باعث موفقیت و پیشرفت بیشتر مردم آمریکا بشود. اما آرمانها و وعده های قوی و صراحت کلام دونالد ترامپ به مردم وعده آمریکای قویتر و اقتصاد و دنیای با ثبات تر را می داد. چنین شد تا رای و اعتماد مردم یعنی اکثریت مردم آمریکا به سوی دونالد ترامپ جلب شد.

به موازات این، امریکا در صحنه داخلی مشکلاتی داشت و همچنین در جهان و در ارتباط با روسیه و چین و همچنین در خاورمیانه مشکلاتی را خلق کرده بود که با ادامه سیاستهای حزب دموکرات و ریاست جمهوری هیلاری کلینتون، مشکلات آمریکا بیشتر می شد و کمتر نمی شد. مگر این که یکی خارج از منافع سرمایه داری چپاولگر و جنگ طلب، نیروهای خود را به عقب و داخل مرزهای امریکا بکشاند و به بازسازی خود آمریکا برسد.

انتخابات نوامبر سال ۲۰۱۶ آمریکا و نتایجش می بایست درس عبرت برای سایر کشورها و تحلیلگران سیاسی باشد. چند روز قبل در یکی از سایتهای تروریستی، مقاله ای را خواندم که نویسنده مسایل واقعی جهان و آرزوهای خود و سازمانش را از دریچه تبلیغات و رسانه ها و ایدئولوژی و جنگ، ارزیابی و تحلیل می کرد و امید واهی داشت تا با سر کار آمدن بی چون و چرای هیلاری کلینتون، دوباره بازار تروریسم و جنگ رونق یافته و از سر گرفته شود.

مریم رجوی علیه رئیس جمهور امریکا و همکار داعش

http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5834

این مقاله که به اسم سعید سجادی و تحت عنوان „سیاست آمریکا در قبال ایران بعد از انتخابات“ در سایت آفتابکاران، درج شده به گوشه هایی از آرزوهای واهی و ایدئولوژیک گروهی تروریست و جنگ طلب می پردازد که می خواهد جهان و مردم جهان را از طریق ترور و جنگ نظم و سامان بدهد و نه از طریق انتخابات و مشارکت مردم در سرنوشت خودشان.

نویسنده در اینجا آرزو و ادعایش را پنهان نمی کند؛ چون هیلاری کلینتون یک زن است و مریم رجوی نیز زن است، لذا او با تروریسم و جنگ هم میانه بدی ندارد و در ایام وزارتش فرقه مجاهدین را از لیست تروریستی وزارت خارجه بیرون آورده و حال در ادامه سیاستهای مداخله گرانه اش در خاورمیانه، ناچار است همچنان از اسراییل و عربستان و داعش در راستای فشار به بعضی از کشورها حمایت کند، بنابراین مسئله سوریه و عراق و روسیه و ایران را به نحوی که نیروهای تروریستی و جنگ طلب، قانع و راضی باشند، حل و فصل خواهد کرد. اما واقعیت همیشه به سود جهل و جنون و افکار ارتجاعی و مالیخولیایی و تروریستی و جنگ طلبانه و ایدئولوژیک، به پیش نخواهد رفت و لذا چرخ گردون بازی دیگر خواهد کرد.

من در اینجا و از فرصت به دست آمده به سهم خود مبارزات انتخاباتی و آراء و نظرات و انتخاب مردم آمریکا را شادباش گفته و در این رابطه برای مردم آمریکا و همه مردم جهان، جهانی بدون تروریسم و جنگ را آرزو دارم.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24705

زمانی که اروپا خواب بود 

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیستم آوریل ۲۰۱۶:… سال ۱۹۹۳ پس از عبور از کوره راههای سخت به یکی از کمپهای شلوغ آلمان رسیدم. همزمان به جز زندگی در غربت و اقامت و بیماری و بیخوابی، چند مشکل جدی دیگر داشتم که دو تا در ارتباط با مجاهدین خلق بود. اول آزادی یک گروگان که آنان گروگان را در آلمان و ظاهراً قانونی مخفی کرده بودند و دوم افشاگری از مناسبات فوق برده داری و تروریستی شان، که جزو مسئولیتهای سیاسی … 

مهدی خوشحال بغدادداعش چگونه خلق شد

لینک به منبع

زمانی که اروپا خواب بود

مهدی خوشحال، ایران فانوس، ۲۲٫۰۴٫۲۰۱۶

سال ۱۹۹۳ پس از عبور از کوره راههای سخت به یکی از کمپهای شلوغ آلمان رسیدم. همزمان به جز زندگی در غربت و اقامت و بیماری و بیخوابی، چند مشکل جدی دیگر داشتم که دو تا در ارتباط با مجاهدین خلق بود. اول آزادی یک گروگان که آنان گروگان را در آلمان و ظاهراً قانونی مخفی کرده بودند و دوم افشاگری از مناسبات فوق برده داری و تروریستی شان، که جزو مسئولیتهای سیاسی و انسانی خود می دانستم. آن ایام هر دو را می بایست در کمال پنهانکاری انجام می دادم، چونکه تجارب و ناکامیهای شادروان احمد شمس را شنیده بودم. روزها که پناهجویان بیدار و شلوغ بودند، من به مطالعه و ورزش می پرداختم و شبها که همه می خوابیدند، من بیدار می شدم تا بنویسم. ابزار کارم مداد و خودکار و کاغذ بود، شاید هم چند کتاب از جورج اورول و پل آمیر و انگیزه ای که امانم را بریده بود. نوشته که آماده شد و به ۴۰۰ صفحه رسید، صبر کردم تا ابتدا گروگانم را از دست مجاهدین آزاد کنم. سپس یکی از روزها نوشته های پاکنویس شده را به دفتر کمپ بردم و روی میز آقای wollner گذاشتم. آقای ولنر که یک مرد ۴۰ ساله بود، همزمان برای کلیسا و حزب SPD کار می کرد. او از طریق منشی اش که یک خانم ایرانی بود، سئوال کرد و من در جواب گفتم که هیچ پولی برای چاپ کتابم ندارم. اگر کمکم کنید به سود شما هم خواهد بود. آقای ولنر از آنجا که رییس کمپ بود و می خواست به مقامات و مخالفین پناهجویان، بفهماند که پناهجویان جملگی بزهکار و مشکل نان ندارند، درخواستم را قبول کرد با این شرط که ابتدا یک ایرانی سرشناس و سیاسی می بایست محتوای کتاب را تایید کند. اتفاقاً آن ایرانی آشنا شادروان محمود راسخ مقیم فرانکفورت و شناخت خوبی در ارتباط با مجاهدین داشت و تایید شد. آقای ولنر و دوستانش وقتی متقاعد شدند، برای تعدادی از احزاب و ارگانهای سیاسی و فرهنگی نامه نوشتند، پناهجویانی که از کشورهای دیگر به آلمان می آیند، بعضاً تجارب خوب و بد زیاد دارند که ممکن است برای شهروندان ما مفید باشد. بدین سبب برای چاپ کتابی که نویسنده هزینه اش را ندارد و کمکی بشود، زیان نمی کنیم. نامه که نوشته شد، آن را به دهها ارگان سیاسی و فرهنگی آلمان پست کردند که بعضاً جواب دادند و اظهار امیدواری کردند که پیشنهاد شما بد نیست، اما ما موقعیت مالی مناسبی نداریم و از این بابت پوزش می خواهیم. لازم به ذکر است، میزان کمکی که برای چاپ کتاب درخواست کرده بودیم، حدوداً ۱۰ هزار مارک بود.

با وجود این که ارگانهای سیاسی و فرهنگی آلمانی در مقابل ۱۰ هزار مارک عجز و لابه می کردند، متقابلاً اما تروریستهای کشورهای مختلف، آلمان و اروپا را فتح کرده بودند. تروریستهای ایرانی در فرانسه دولت تشکیل داده بودند و از حمایتهای آشکار سیاسی و مالی برخوردار بودند. آنان اروپا را پشت جبهه خود انتخاب کرده بودند و همزمان به کار شکار نیرو، جابجایی و آموزش نیرو، کمکهای مالی از مردم، پولشویی، تجارت، تبلیغات، سرقت، سازماندهی، لابیگری و جلب حمایتهای مالی و سیاسی مشغول بودند تا در ایران قدرت را به دست بگیرند. تروریستهای عرب و افغانی در آلمان دولت تشکیل داده و از طریق حمایتهای مالی و سیاسی دولتهای عربستان و پاکستان و آمریکا، برای گرفتن قدرت در افغانستان آماده می شدند. آنان وقتی چند ماه بعد کابل را گرفتند، دکتر نجیب الله را با شناعت و وحشیگری تمام به قتل رساندند که در اثر شنیدن این خبر دوستم که معاون نجیب الله بود و خود را به آلمان رسانده بود، به مدت یک هفته بیمار شد و از اتاق بیرون نیامد. دکتر نثار می گفت، طالبان که آمدند باید فاتحه افغانستان را خواند، آنان به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمی کنند، آنان نه برای سازندگی بلکه برای ویرانی آمده اند. تروریستهای ایرانی اما که در فرانسه دولت تشکیل داده و از طریق عراق و کشورهای دیگر منطقه مترصد رسیدن به تهران بودند، خوشبختانه به دلایل زیاد و آنچه که امروز محرز است رهبران خائن، هرگز به تهران نرسیدند تا آنچه طالبان در افغانستان انجام دادند، در ایران کامل کنند.

زمان گذشت و اروپا هنوز در خواب بود. اولین چرتش در سال ۲۰۰۱ شکسته شد، اما بیدار نشد. تروریستهایی که در آلمان زندگی می کردند و از طریق رفت و آمد به افغانستان و همکاری بعضی از دولتها، فاجعه جهانی ۱۱ سپتامبر در آمریکا را خلق کردند. چرت دوم اروپا در سال ۲۰۰۳ در فرانسه شکسته شد، اما کماکان از خواب بیدار نشدند. پلیس فرانسه در ۱۷ ژوئن به چند پایگاه پولشویی و تروریستی مجاهدین حمله کرد و خواست به آنان هشدار دهد، ولی متقابلاً مجاهدین خلق چشمه ای از اهداف و نیات خود را در قالب خودسوزی، به اروپا نشان دادند که این موضوع محافل غربی را به این جمع بندی کشاند که خشم و نفرت تروریسم مجاهدین از کجا سر چشمه می گیرد و آیا فرهنگ ایرانی، اسلام و یا زرتشت چنین واکنشهای نفرت انگیز را در مقابل قانون و عدالت، توجیه و توصیه کرده اند؟

زمان گذشت و فعالیت تروریستهای مختلف طی سالهای اخیر امان اروپا و مردمش را برید. دولتها و مردم از طریق رسانه های مختلف واکنشهای مختلفی نشان داده و راه حلهای مختلفی را در ارتباط با نا امنی ارائه دادند. کشوری که حاضر نبود ۱۰ هزار مارک برای روشن شدن افکار عمومی در ارتباط با تروریسم، هزینه کند، امروز قرار شد دهها میلیارد یورو در داخل آلمان و میلیاردها یورو در خارج از آلمان هزینه کند. میلیاردها یورو به بهانه مهار پناهجویان و ناآرامی، به ترکیه بدهند تا رجب طیب اردوغان از این فرصت و سرمایه دکان پر سود پناهجویی را از دو نبش به سه نبش بدل کند. اردوغانی که می بایست به جرم حمایت از تروریستهای داعش و کشتار اکراد ترکیه محاکمه می شد، حالا خود ادعای محاکمه نیروهای آزادیخواه در ترکیه و آلمان را دارد و ضمناً همچنان از اروپا و آمریکا باج سبیل می گیرد.

در جای دیگر اما وقتی خطر تروریسم افزایش یافت و اهدافش متوجه کشورهای غرب گردید، آمریکا پس از ۱۵ سال صبر و تحمل، در صدد است پرونده تروریستها و حامیانش را که در عملیات بزرگ ۱۱ سپتامبر دست داشته اند را رو کند که اگر چنین شود، پای عربستان به عنوان یکی از حامیان مالی و سیاسی و ایدئولوژیک تروریستها به میان کشیده شود، بسیاری از تروریستها حساب کار دست شان خواهد آمد.

آمریکا یا همان ارباب لامروت تروریستها وقتی که از عراق خارج می شد و نیازی به جنگ با ایران نمی دید و در صدد عبور از تروریستهای مجاهد بود و آنها را معلق مابین زمین و آسمان در عراق رها کرد، به عیان به تروریستهای ریز و درشت خاطرنشان کرد، که بازی نرد و عاشقانه اش با تروریستها مثل بازی موش و گربه است. کارش که تمام شد و به اهدافش رسید، به همه قراردادهای نوشته و نانوشته پشت خواهد کرد. با دولتها چنین کردند، با تروریستها که جای خود دارد. این رسم زمانه و رسم ارباب بی مروت دنیاست.

با این حال هنوز هم دیر نیست. ماهی را هر وقت از آب بگیرند، میمیرد. برای مقابله با تروریسم و ناامنی، عزمی جدی همراه با تجربه آلام مردم و قربانیان تروریسم، نیاز کار است و نه بازی با جان و سرنوشت پناهجویان. تروریسم برآمده از ایدئولوژی جهل و تباهی است که برای خود و قربانیان و مردم و حتی برای اربابان، جز این نمی خواهد. برای مقابله، باید آرمان و ایدئولوژی فرتوت تروریسم را شناخت که آنان نه از سر غناء بلکه از سر خشم و عصبیت و میرندگی، ناچار به ویرانی و تباهی درون و بیرون شان شده اند. آنان جز خشم و نفرت و راهکارای ناجوانمردانه علیه مردم بی پناه و بی گناه، راه دیگری برای ابراز وجود و باجگیری از دشمنان و اربابان شان، ندارند.

به امید بیداری اروپا و جنگ تمام عیار فرهنگی علیه تروریستهایی که تمدن و فرهنگ و مردم و ارزشهای دموکراسی و حقوق بشری اروپا را نشانه گرفته اند.

“پایان”

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24371

نگاهی به تروریسم در اروپا 

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، سی ام مارس ۲۰۱۶:…  در هیچ کجا صحبتی از ائتلاف جهانی و جدیت جنگ علیه تروریسم نیست، گفتگو با حامیان مالی و معنوی تروریسم نیست، گفتگو با خود تروریستها نیست و النهایه حتی با قربانیان و جداشدگان از تروریسم که دارای اطلاعات مکفی و راه حلهای متفاوت غربی علیه تروریستها، در اختیار دارند، نیست. چگونه می شود، کشورهای غربی به ویژه اروپا در مقابل تروریسم ضربه خورده باشد … 

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

لینک به منبع

نگاهی به تروریسم در اروپا

تروریستها اگرچه در آرمان و اهداف و عملکردهای غیر اخلاقی و ضد انسانی، شبیه هم هستند اما مشکلاتی که جملگی با کشورهای غربی و اروپا دارند، شبیه هم نیستند. از اینان تعدادی هنوز از امکانات سیاسی و مالی غرب علیه دولتهای دیگر استفاده می کنند و تروریسم را بمثابه مبارزه و جنگ، در شکارگاه برای جذب نیرو تبلیغ می کنند و از طرف دیگر هستند کسانی که از دوران استعمار اروپا علیه کشورهای عربی و اسکان یهودیان در مناطق عرب نشین و سرانجام جنگهایی که منجر به سقوط صدام حسین شد و از نتایج آن جنگ خیل آوارگان و مهاجرین و تحقیر آنان در کشورهای میزبان و مسایل و مشکلات دیگر، شروع به ضدیت کور با کشورهای غربی کرده اند. در این میان، اجحاف و امکان دیگری که به کمک هر دو طرف دعوا آمده است، فروش نفت و خرید سلاح است که اکثر کشورهای عربی به ویژه عربستان و سایر هم پیمانانش در ازای فروش نفت به جای دریافت دلار بخشی از وجوه خود را به خرید سلاح، ناگزیر شده اند که همین اجحاف و معامله غیر منصفانه، فرصتی را برای فروشندگان نفت به وجود آورد تا با پولها و امکانات دیگر اروپا، علیه آنها استفاده کنند و ابزار فشار در اختیار داشته باشند و در طرف مقابل بالاطبع مماشات و چشم پوشی شیوه کار شده است.

اگر کشور فرانسه مشکل انرژی و مالی نداشت، آیا در مقابل تروریستهایی که مشخص است عقبه شان از کجاست به همین روش استفاده می کردند. اگر آمریکا در خاورمیانه مشکلاتی نداشت و به کمکهای همه جانبه عربستان و سایرین در ارتباط با کشورهای دیگر نیاز نداشت، آیا پس از فاجعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ همچنان همکاریهای خود را با عربستان به همان نحو ادامه می داد؟ اگر در این عملیات القاعده که منجر به شکست ابهت آمریکا شد و مجاهدین خلق از بابتش شیرینی خوران به راه انداختند و اگر آمریکا با ایران مشکلاتی نداشت، آیا آنها را همچنان در کنف حمایت خود قرار می داد؟ و دهها آیاهای دیگر که جملگی به سکوت و خویشتن داری غرب و در مقابل، جریح و وقیح شدن تروریستها انجامیده است.

وقتی هزاران جوان مهاجر از اروپا به عراق می روند تا به تروریسم صدام حسین علیه جمهوری اسلامی بپیوندند، اروپا در مقابل اینها چشمانش را می بندد و حمایتهای همه جانبه به عمل می آورد، اما وقتی همان تروریستها فاجعه ژوئن سال ۲۰۰۳ را در فرانسه و اروپا خلق می کنند، رییس جمهور وقت نیکولای سارکوزی، می گوید که مجاهدین خلق وحشی ترین تروریستهای جهان هستند.

وقتی هزاران جوان مهاجر از اروپا و از طریق کشور ترکیه به عراق و سوریه می روند تا با بشار اسد بجنگند، اروپا چشمانش را می بندد و وقتی که همان تروریستها پس از بازگشت فجایعی را در اروپا خلق می کنند، اروپاییها عصبی و نا آرام به فکر چاره جویی در مقابل تروریستها می افتند.

نگاهی به عملیات داعش در ۲۲ ماه مارس امسال در بروکسل و بازتابش در رسانه های غربی، جملگی گواه این هستند که غربیها هنوز به جدیت و نیاز همه جانبه جنگ علیه تروریسم، نرسیده اند و هنوز سعی بر این است یا از کنار این همه فجایع عبور کنند و یا نظرات و تحلیلها معطوف به حذف رقبای انتخاباتی و دعواهای داخلی، باشد و النهایه برای التیام ناامنی و دردهای مردم، راه حلهای غیر واقعی و غیر منطقی ارائه دهند.

نگاهی به بازتاب عملیات داعش در اروپا و تبلیغاتی که مستمراً از رسانه های مختلف ساطع می شود، اکثراً مسایل را سطحی و به خود تروریستها و داعش مرتبط می دانند و کسی از ریشه ها و آبشخور مالی و پایگاه معنوی داعش و سایر تروریستها، سخنی به میان نمی آورد. اینها به مثابه این است که دولتمردان اروپایی، یا قادر به اتخاذ راه حل عقلانی در مقابل تروریستها نیستند یا این که همچنان راه حلهای غیر واقعی ارائه می دهند.

در هیچ کجا صحبتی از ائتلاف جهانی و جدیت جنگ علیه تروریسم نیست، گفتگو با حامیان مالی و معنوی تروریسم نیست، گفتگو با خود تروریستها نیست و النهایه حتی با قربانیان و جداشدگان از تروریسم که دارای اطلاعات مکفی و راه حلهای متفاوت غربی علیه تروریستها، در اختیار دارند، نیست.

چگونه می شود، کشورهای غربی به ویژه اروپا در مقابل تروریسم ضربه خورده باشد و ضربه پذیر باشد و از امکانات و فرصتهای متنوع، استفاده نکند و به حرف دیگران گوش نکند و راه حلهای مختلف و متفاوت را تست و آزمایش نکند و همچنان فکر کنند که مرغ یک پا دارد و آنها هستند که بهترین ها را در هر زمینه شناخت فرهنگی و اجتماعی و استفاده از ابزارهای قدرت، در دست دارند و اساساً قربانی و قهرمان مبارزه با تروریسم، آنها هستند.

با این حال اگرچه خشم و نفرت و عملیاتهای کور تروریستها نشان از ضعف و میرندگی آنان است، همچنین آنان که بقاء و موجودیت و هویت خود را در نابودی دیگران جستجو می کنند، مستعد نابودی و ویرانگری بزرگتری هستند. آنان با پایگاههای مالی و سیاسی و معنوی ای که در کشورهای عربی و نیروهایی که در اروپا و مابین مهاجرین در اختیار دارند، آماده جنگهای بزرگتری هستند. آنان می توانند ادامه فاجعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ را ابداع و به کار گیرند و ضربات هوایی و انتحاری به نیروگاههای اتمی و مراکز جمعیتی و نمادهای قدرت و مسمویت آب و عملیاتهای باکتری و شیمیایی را خلق کنند و از این بابت ایدئولوژی و تباهی و قهقرا را به زعم خود جاودانه کنند.

مسئولیت مبارزه با تروریسم که به مثابه ویروس عمل می کنند و در بعضی جاها مستعد رشد بیشری هستند، مسئولیت خاص اروپا و سایر قدرتها نیست بلکه مسئولیت همه آحاد بشر است که در روی کره خاکی زندگی می کنند چون که تروریستها تنها دشمن اروپا و مسیحیت نیستند، بلکه آنان در ادامه نیات و منافع خود بنا بر ماهیت ویرانگرشان با همه مردم جهان درستیزند که همین ستیز و ویرانگری کور است به آنان جان و هویت و سوخت می بخشد.

“پایان

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسمپدیده تروریست و راه اشتباه جهان

فیلم یکی از جلسات رجوی با سرلشکر طاهر عبدالجلیل حبوش

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

***

همچنین:

آینده روشن است!

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۴: … از سلول تاریکی که مدتها در آن به سر بردم و کم کم داشتم به آن عادت می کردم، مشکلات و دلشوره ام نیز کم کم کاسته می شد. پس از یکی و دو روز اول که شوکه و گیج بودم، بعداً ورزش را شروع کردم و مابقی اوقات را با سوسکها و کفشهایم حرف
 
 
مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، هشتم ژوئیه ۲۰۱۴: …اردوگاه اشرف در عراق بعد از ظهر داغی را تحمل می کرد. داغ تر این که در انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین که مسعود رجوی فهیمه اروانی را مسئول اول کرده بود، جزو افراد انقلاب نکرده بودم. عصر روزی که از فرط خستگی به درون آسایشگاه ارکان خزیدد
 
 
مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، اول ژوئیه ۲۰۱۴: …  در طول عمرم، چهار بار به کشور عراق سفر کردم. هر چهار بار که به عراق سفر کردم، با دست پر رفتم و با دست خالی برگشتم. هر بار که به عراق رفتم، برای تجارت و سیاحت نبود، بلکه برای سیاست و به زعم خودم، نجات بود. از میان چ