لغو حکم اعدام و حقوق برابر برای زنان و…. دروغ های مریم رجوی – قسمت سوم

لغو حکم اعدام و حقوق برابر برای زنان و…. دروغ های مریم رجوی – قسمت سوم

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و هشتم ژانویه 2015:…  در قسمت اول و دوم این مقاله موضوع حجاب اجباری و زوایایی از اجبارات و دروغ در تشکیلات فرقه رجوی را مورد بررسی قرار دادم. اکنون می خواهم به ابعاد دیگری از دروغ های مریم رجوی در موضع گیری های جهانی بپردازم: در سخنان مریم رجوی در پاریس آورده شده: ” ما در پی دمکراسی هستیم، یک دمکراسی بر اساس …

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمهورا برای پدر خوانده بنیادگرایی!مردم گذاشته بود

پیام تسلیت داریم تا پیام تسلیت!

لینک به منبع

حجاب اجباری، برابری و… در تشکیلات مجاهدین و دروغ های مریم رجوی _ قسمت اول
حجاب اجباری، برابری و… در تشکیلات مجاهدین و دروغ های مریم رجوی – قسمت دوم

لغو حکم اعدام و حقوق برابر برای زنان و…. دروغ های مریم رجوی – قسمت سوم

در قسمت اول و دوم این مقاله موضوع حجاب اجباری و زوایایی از اجبارات و دروغ در تشکیلات فرقه رجوی را مورد بررسی قرار دادم. اکنون می خواهم به ابعاد دیگری از دروغ های مریم رجوی در موضع گیری های جهانی بپردازم:

در سخنان مریم رجوی در پاریس آورده شده: ” ما در پی دمکراسی هستیم، یک دمکراسی بر اساس آزادی و برابری، جدایی دین از دولت، آزادی و برابری فردی برای همگان، کثرت گرائی، لغو حکم اعدام، حقوق برابر برای زنان از جمله برابری در آزادی ها و حقوق اساسی…”

اما ببینیم موضع گیریهای مریم رجوی در حال حاضرچگونه است؟!!

وی، پیام تسلیت سوزناکی برای مرگ ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی انتشار داده است. در این پیام، مریم بیش از پیش پرده از ماهیت مسعود رجوی و فرقه اش برمی دارد. در این پیام آمده است:

” خانم مریم رجوی با یادآوری مواضع شجاعانه ملک عبدالله در مسائل مربوط به جهان عرب و اسلام و به‌خصوص مواضع او علیه دخالتهای فاشیسم دینی حاکم بر ایران و سیاستهای ضدانسانی و ضداسلامی این رژیم علیه کشورهای منطقه، ابراز امیدواری کرد که رویکرد مقابله و قاطعیت در برابر این رژیم که ملک عبدالله آن را به درستی «رأس مار فتنه و ریشه همه مشکلات منطقه» توصیف کرده بود، بیش از پیش تقویت شود.

رویکردی که نه فقط متضمن دفع شر و شرارت این رژیم ضدانسانی و ضداسلامی از مردم منطقه، بلکه در راستای مقاومت ملت بزرگ و شریف ایران برای رهایی از ستم و جنایت آخوندهای دجال و فریبکاری است که تحت نام اسلام و دین خدا، امروز رکوردار اعدام در جهان و بانکدار تروریسم بین‌المللی است و بدترین جفا و خیانت را اول به مردم ایران و سپس به تمامی کشورهای همسایه و همه مسلمانان جهان کرده است. “

دلیل مریم رجوی برای تجلیل از یک پادشاه جنایتکار چیست؟

او در پیام خود بخشی از مسائل پشت پرده بین شوهرش و ملک عبدالله در طی سال های طولانی را آشکار می کند:

” مریم رجوی با تأکید بر دوستی ملک عبدالله با رهبر مقاومت ایران و نامه‌ها و دعوتهای مکرر او به ریاض و مکه و مدینه و کازابلانکا در دوران ولیعهدی ‌اش از رهبر مقاومت، به‌ویژه هدیه قسمتی از پرده کعبه به مسعود، برای مردم سعودی در راستای صلح و آرامش در منطقه و خلع‌ید از رژیم آخوندی در کشورهای منطقه آرزوی پیشرفت و موفقیت کرد. “

اکنون (عطف به سخنان پیشین مریم رجوی که از “لغو اعدام و حقوق زنان” دفاع می کرد) نه تنها هیچ پیام و خبری از محکومیت وحشیانه سر بریدن یک زن در ملأعام و سایر موارد نقض حقوق بشر در عربستان را در سایت های فرقه مشاهده نمی کنیم بلکه با توجه به انتشار پیام تسلیت او در مورد “مواضع شجاعانه ملک عبدالله در مسائل مربوط به جهان عرب و اسلام” و اینکه ایشان “رویکرد دفع شر و شرارت از مردم منطقه” داشته است، می توانیم بخوبی مواضع بسیار بیشرمانه مریم رجوی را آشکارا ببینیم که با هیچیک از رخدادهای منطقه ای همخوانی ندارد. نگاهی به اخبار داخل عربستان بیندازیم تا دروغ های مریم رجوی باز هم بیشتر آشکار شود:

هفته گذشته در عربستان سعودی طی یک مراسم رسمی و دولتی، گردن زدن یک زن را در ملاء عام به نمایش گذاشتند. رسانه‌های عربی نوشته‌اند که لیلا بنت عبدالمطلب باسیم زن برمه‌ ای‌تباری است که مقام ‌های عربستان روز دوشنبه گذشته در حالی که چهار پلیس او را نگه داشته بودند، در یکی از خیابان ‌های مکه با شمشیر سر بریدند:

++سازمان دیدبان حقوق بشر می‌گوید که عربستان سعودی در دو هفته نخست سال ۲۰۱۵ میلادی، ۹ نفر، از جمله این زن را اعدام کرده است.

++عفو بین‌الملل گفته بود که وضعیت حقوق بشر در عربستان سعودی وخیم‌تر شده است. به گفته این نهاد بین‌المللی فعال در زمینه حقوق بشر، عربستان سعودی نه تنها به اصلاحاتی که وعده انجام آن را داده، عمل نکرده، بلکه میزان سرکوب‌ها را هم افزایش داده است.

++عربستان سعودی تنها کشوری است که زنان در آن رسما اجازه رانندگی ندارند.

++در چند هفته گذشته جهان شاهد موج اعتراض برعلیه اجرای ۱۰۰۰ ضربه حکم شلاق در ملاء عام برعلیه یک وبلاگ نویس در عربستان بود.

++در سال ۲۰۱۴ عربستان سعودی به لحاظ شمار اعدام ها در رتبه چهارم قرار داشته است. موارد نقض حقوق بشر در این کشور بسیاراست، و همچنین اغلب تحلیگران سیاسی بر نقش مستقیم و غیر مستقیم حکومت عربستان در حمایت مالی و معنوی از تروریست های اسلام گرا در پاکستان، سوریه، عراق، افغانستان و در اروپا تاکید می کنند. با این همه، مریم رجوی پادشاه متوفی عربستان را شایسته تجلیل دانسته و به مناسبت فوت او پیام تسلیت فوق را ارسال می کند.

ادعای فرقه رجوی در مورد مخالفت و “مبارزه” با رژیم جمهوری اسلامی برای دفاع از حقوق بشر یک دروغ و فریب بزرگ است. دروغی که مریم رجوی آن را مستمراً در سخنرانی ها و بیانیه ده ماده ای خود فریاد می کند. زیرا تجلیل از حاکم جنایتکار عربستان با سوابق مشخص در نقض مستمر و سیستماتیک حقوق بشر در کشورش، نشان می دهد که اصل و پرنسیب فرقه رجوی در ارتباط با حاکمان سیاسی نه پایبندی آنها به موازین حقوق بشر، بلکه میزان دوستی و نزدیکی آن حاکمان با مسعود رجوی می باشد. با چنین دیدگاهی که مریم رجوی آن را نمایندگی می کند، ارتباط و همکاری با جنایتکاری که در کشور خودش حقوق بشر را نقض کند اهمیتی ندارد. مهم این است که آن جنایتکار تا کجا از مسعود رجوی حمایت می کند.

تجلیل مریم رجوی از حاکم فوت شده عربستان- یکی از ناقضین بزرگ حقوق بشر- نشان می دهد که مخالفت فرقه رجوی با رهبران جمهوری اسلامی، تنها مبارزه ای برای کسب قدرت است. مبارزه ای که هیچ ربطی به دفاع از موازین حقوق بشر و منافع مردم ایران نداشته و در آن هر گونه دروغ و فریبکاری یا توسل به هر وسیله یا همکاری با هر حکومت جنایتکار دیگر برای رسیدن به هدف، کاملا مجاز است.

بنابراین، مریم رجوی سیاست های ضدایرانی و تروریست پرور عربستان سعودی که طی چندسال اخیر منجر به کشتار صدها هزار انسان بیگناه در خاورمیانه و به کنیزی رفتن هزاران زن و دختر کرد و ایزدی و عرب شده است را مورد ستایش قرار داده و ابراز امیدواری کرده که این سیاست های ضدبشری “بیش از پیش تقویت شود”. مریم رجوی ادعا کرده که این رویکرد و سیاست های ضدایرانی پادشاه عربستان نه فقط متضمن دفع شر و شرارت جمهوری اسلامی است، بلکه در “راستای مقاومت بزرگ مردم ایران” برای رهایی هم هست… منظور مریم رجوی از “در یک راستا بودن” چیزی نیست جز همسویی سیاست های جنایتکارانه آل سعود با سیاست های تروریستی فرقه رجوی.

ادامه دارد..

زهرا سادات میرباقری

سوء استفاده رجوی و سعودی از زنانچی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد)

زنان_مجاهدین خلق_فرقه رجوینقد و بررسی استثمار زنان توسط اعضای سابق تشکیلات رجوی

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15084

فائزه خانم آیا مرا بیاد می آوری؟ من زهرا میرباقری هستم

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز فارس، سی ام دسامبر ۲۰۱۴:…  آیا یادت هست با خط و خطوطی که مسعود رجوی (کسی که خود را ناموس وی می خواندی) به تو داده بود، با من چکارکردی؟ آیا بیاد داری مرا در حالی که بیمار بودم با روش فاشیستی از خوابگاه به محل نشست آشین ها (زنان شورای رهبری لایه دوم – شورای رهبری آزمایشی) بر روی زمین می کشاندی؟!!! آن روز لکه ننگی برپیشانی تو و فرمانده …

فائزه محبت کار فرقه رجوی مزدور فائزه محبت کار از شکنجه گران زندانهای صدام و رجوی اکنون  سرپل تروریستها بین پاریس و تیرانا است

لینک به منبع

فائزه خانم آیا مرا بیاد می آوری؟ من زهرا میرباقری هستم!

فائزه محبتکار، شکنجه گر من!

سخنی با فائزه زجرکار (محبتکار):

آیا یادت هست با خط و خطوطی که مسعود رجوی (کسی که خود را ناموس وی می خواندی) به تو داده بود، با من چکارکردی؟ آیا بیاد داری مرا در حالی که بیمار بودم با روش فاشیستی از خوابگاه به محل نشست آشین ها (زنان شورای رهبری لایه دوم – شورای رهبری آزمایشی) بر روی زمین می کشاندی؟!!!

آن روز لکه ننگی برپیشانی تو و فرمانده چنین صحنه هایی مسعود رجوی ومریم رجوی است.

در این مقاله یکبار دیگر صحنه شکنجه را بیان می کنم تا همه نسل ها بدانند که مسعود و مریم رجوی با اتکاء به استخبارات بدنام صدام حسین، با نسل انقلاب ۱۳۵۷ چکار کردند!!. غم انگیز اینست که همه این شکنجه ها، بنام “انقلاب نوین مردم ایران!، دمکراسی!، اسلام ناب محمدی! و جامعه بی طبقه توحیدی!” انجام گرفته است. وقتی نام داعش نوین را بر اعمال مسعود و مریم رجوی می گذاریم، بی دلیل نیست بلکه مستند است. البته این فقط یک نمونه نیست، بلکه این شیوه تنظیم شکنجه گرانه با افراد، در اسارتگاه اشرف نمونه بسیار دارد.

فائزه خانم محبتکار!

نمونه دیگر: شما دختر بیگناه ۲۶ ساله ای به نام مرجان اکبری (با نام مستعار فائزه) را به مرگ کشاندید، اینکار در اثر شکنجه های دستگاه سرکوب و خفقان فرقه (با مسئولیت فهمیه اروانی و مشورت جنابعالی که مسئول تشکیلات سازمان بودی و با نظارت مژگان پارسایی بعنوان جانشین مسعود رجوی در اشرف) انجام گرفت.

اگر این دختر بیگناه کشته شد و اکنون نیست که سخن بگوید!، باید به مسعود رجوی و بویژه مریم قجرعضدانلو که به دروغ منادی آزادی زنان است گفت: مرجان اکبری به کدامین گناه کشته شد؟!!!

اگر مرجان اکبری اکنون در زیر خاک های سرد مزار اشرف خفته است، ولی من شاهد وی هستم و در هر دادگاهی آماده شهادت می باشم.

خاطراتم از شکنجه هایی که بر مرجان اکبری این دختر بیگناه انجام شد را در مبحث دیگری بیان خواهم کرد اما در اینجا خاطرات خودم از شکنجه هایی که مستقیماً توسط فائزه محبتکار بر من اعمال و هدایت شد را می نویسم:

روزی از روزهای ماه مبارک رمضان، بعد از صرف افطار، فائزه محبتکار بدستورمسعود رجوی جلسه ای ۱۵۰ نفره در مقر ستاد داخله (که مسئول آن زهره قائمی بود) برگزارکرد. آن زمان بدلیل سرکوب های متمادی در مقرهای مختلف اسارتگاه اشرف، در بستر بیماری بودم. به من اطلاع دادند که باید در جلسه آشین ها (زنان لایه دوم شورای رهبری) شرکت کنم، اما من از حضور در این نشست خودداری کردم.

فائزه محبتکار بعد از اطلاع از این قضیه، به ۷-۶ نفر از زنان آن جلسه دستور داد با هر روشی که ممکن است مرا به جلسه وی بکشانند، من خود را در گوشه ای از خوابگاه مخفی کردم، ولی آن زنان اجیر شده مرا پیدا کرده و درحالیکه من مقاومت می کردم ۴ دست و پای مرا گرفته به زمین می کشاندند تا به جلسه فائزه ببرند. من هرچه به آنها می گفتم: “گردنم درد می کند بگذارید گردن بند طبی خود را ببندم و دست های مرا نکشید که درد گردنم تشدید می شود”، آنها به شکنجه خود ادامه می دادند. زنان گماشته شده فائزه محبتکار، با زور لباس فرم ارتش را بر تنم کرده و همچنان کشان کشان بر زمین می کشیدند.

من که از شقاوت و بی رحمی آنها شوکه شده بودم، همچنان مقاومت می کردم و از خوابگاه خارج نمی شدم. آنها گفتند: “خیلی بد می شود دختران و زنان عضو، تو را اینگونه ببینند”. در واقع خیلی بد می شد کسی را که رجوی در لایه دوم شورای رهبری رده بندی کرده بود جلوی اعضای رده پایین تر کشان کشان به نشست ببرد و اینگونه برخورد فاشیستی با یک عضو شورای رهبری، آبروی رجوی و مناسبات فرقه ای او ریخته می شد و آنها از این موضوع وحشت داشتند.

در نهایت دیدم با توجه به وضعیت گردنم و اینکه دستهایم را می کشیدند و مقاومت باعث وخامت بیماری و در نتیجه به زیان خودم می شد، به اجبار و با اسکورت زنان اجیر شده رجوی به جلسه فائزه زجرکار برده شدم.

با اینکه پرده گوش چپم در اثر رفتارهای سرکوبگرانه در مناسبات فاشیستی رجوی پاره شده و به عفونت سختی دچار شده بودم، آنها از بردن من نزد پزشک و دادن دارو خودداری می کردند. همان زمان زهره قائمی توسط فاطمه همدانی به من پیام رساند که: “ما برای خودمان بریده ایم که تو بمیری!”. و بدینوسیله حکم مرگ مرا صادر کردند!.

من برای آنکه از فشار فریاد های شکنجه آور نشست دیگ فائزه زجرکار کمی در امان باشم، داخل گوشهایم پنبه گذاشته بودم. به محض اینکه وارد نشست دیگ فائزه شدم، با فحش ها و فریاد های زشت او مواجه شدم. وی بدین وسیله جمع زنان و دختران نشست دیگ را علیه من تحریک می کرد. برای بالا بردن مقاومتم و برای اینکه فحش ها و فریاد های جنون آور فائزه که پشت میز نشسته و میکروفون داشت را نشنوم، همزمان فریاد می زدم: “من بی گناهم، من بیمارم، من برحق هستم”.

نشست بهم ریخته و فائزه درمانده وعاجز از کنترل و صحنه گردانی نشست دیگ شده بود. به فرمان او، زنان اجیر شده بطور خاص حوری سیدی یکی از زنان مسئول شورای رهبری تلاش می کردند مرا روی صندلی بنشانند، و من برای اینکه تسلیم فائزه نشوم، مقاومت کرده و از نشستن روی صندلی خودداری می کردم. سرانجام مرا به زور و به طرز وحشیانه روی صندلی نشاندند اما به دلیل مقاومت و گلاویز شدنم با آنها، کل لباسهایم را از کمر به بالا خارج کردند. این رخداد که بدلیل زورگویی آنها و مقاومت من بود، جیغ شدید زنان و دختران حاضر در نشست را به همراه داشت. چنین صحنه ای واقعاً باعث آبروریزی دستگاه شکنجه و سرکوب رجوی در مناسبات شد.

من از نشستن روی صندلی خودداری می کردم زیرا می دانستم مرا با وجود بیماری شدید وادار می کنند به مدت ۶-۵ ساعت در نشست دیگ بمانم.

در این حین، فائزه به یکی از زنان شورای رهبری پیام داد که به من بگوید از تو داریم فیلم برداری می کنیم… اینها همه برای ترساندن و تسلیم کردن من بود.

سرانجام مرا چند نفری روی صندلی نشانده و همزمان یک نفر دستهایم را به سمت پایین می کشاند، اینکار باعث درد شدیدی روی گردنم می شد وهر چه می گفتم: “گردن بند طبی مرا بدهید گردنم درد می کند”، فائزه زجرکار مانع می شد.

در این میان، زنی اجیرشده پنبه های داخل گوش مرا درآورد و داخل گوش چپم که پرده آن پاره شده و عفونت شدیدی داشت فریاد زد: “تو چه بیماری هستی که اینقدرمقاومت می کنی؟”.

فائزه زجرکار وقتی دید تا آن زمان داخل گوشم پنبه بوده است و حرفها و فحشهایش را نشنیده ام خیلی دچار حالگیری شد…

وی بوسیله یادداشت دادن به زنان اجیرشده، با سوآلات متعددی از من تفتیش عقاید می کرد. برای نمونه از من می پرسید: “در آسایشگاه (خوابگاه) به چی فکرمی کنی؟ تناقضات تو چی هست؟ ناموس رجوی نباید حمل تناقض کند، تو چرا حمل تناقض می کنی؟ اگر از شدت درد، پشت میز اتاق کار هم بمیری نباید در آسایشگاه استراحت کنی و…”. آنگاه از من خواستند چندبار تکرارکنم که: “من مجاهد هستم”.

شکنجه های روحی وجسمی من بعد از افطار شروع و تا قبل از اذان صبح ادامه داشت، و نفرات آن جمع یکی یکی از شدت خستگی و از روی اعتراض نشست دیگ را ترک کردند و فائزه مجبورشد از من یک تعهدنامه اجباری بگیرد و نشست دیگ شکست خورده اش را تمام کند تا آن جمع بتوانند برای خوردن سحری بروند. در واقع سحری به کمک فائزه آمد.

این ها فقط قسمتی از خاطرات من در یک نشست دیگ با مسئولیت فائزه محبتکار! بود. در آینده از شکنجه هایی خواهم گفت که بر دیگر دختران و زنان اسیر در فرقه رجوی از جمله بر مرجان اکبری وارد می شد.

زهراسادات میرباقری

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14973

فائزه محبت کار، مامور به تشکیل سرپل ارتباطی فرقه رجوی در آلبانی- تیرانا

فائزه محبت کار فرقه رجویحسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم دسامبر ۲۰۱۴:…  فائزه محبت کار ، یکی از ۵ معاون مسئول اول مجاهدین است که با جعل هویت از لیبرتی به آلبانی منتقل شده است . سال ۹۲ که اولین سری انتقال به آلبانی صورت پذیرفت ، فرقه رجوی قصد انتقال معصومه ملک محمدی به آلبانی را داشت که به دلیل پرونده های قضایی ، دولت عراق مانع انتقال وی .شد . ولی این بار فائزه محبت کار و چند تن دیگر با جعل …

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا. چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

لینک به منبع

فائزه محبت کار، مامور به تشکیل سرپل ارتباطی فرقه رجوی در آلبانی- تیرانا

فائزه محبت کار ، یکی از ۵ معاون مسئول اول مجاهدین است که با جعل هویت از لیبرتی به آلبانی منتقل شده است . سال ۹۲ که اولین سری انتقال به آلبانی صورت پذیرفت ، فرقه رجوی قصد انتقال معصومه ملک محمدی به آلبانی را داشت که به دلیل پرونده های قضایی ، دولت عراق مانع انتقال وی .شد . ولی این بار فائزه محبت کار و چند تن دیگر با جعل هویت به آلبانی منتقل شدند

فائزه محبت کار فرقه رجوی

فائزه محبت کار همسر هادی افشار( سعید جمالی ) است . وی ازسال ۶۳ که در کرکوک عراق مستقر بود جزء یکی از فرماندهان زن معروف تشکیلات رجوی بود. بعد از شروع بحث های انقلاب ایدئولوژیکی رجوی ( طلاق های اجباری ) برای مدتی از صحنه به کنار گذاشته شد ( خلع رده تشکیلاتی شد ) ، به گونه ای که سال ۷۲ و با انتخاب اولین سری شورای رهبری توسط رجوی ، وی در حد مسئول اداری یکی از مقرهای قرارگاه اشرف بود . سال ۷۸ با تشکیل قرارگاه هایی در سازماندهی های جدید ، فائزه محبت کار فرمانده قرارگاه ۴ و معاون او صدیقه حسینی بود . سال ۷۸ اولین سری نشستهای مغزشویی فرقه رجوی ( نشست های معروف به دیگ ) برای زنان در جریان بود . برای مدت بیش از ۱ ماه کلیه زنان درنشست هایی که ظاهرا توسط مهوش سپهری اداره می شد تحت کنترل قوانین جدید تشکیلات قرار می گرفتند . بعد از مدتی که زنان از نشست برگشتند مشخص شد فائزه محبت کار خلع مسئولیت شده است و صدیقه حسینی از آن روز به چرخه سران سرکوب رجوی وارد شد و فرمانده جدید قرارگاه ۴ شد . بعد از مدتی مجددا فائزه محبت کار در اعداد فرماندهان قرارگاهها قرار گرفت و مسئول هماهنگ کننده قرارگاه های جنوب ( بصره و العماره ) شد . و سپس به عنوان یکی از ۵ معاون مسئول اول مجاهدین انتخاب شد .

انتقال یکی از مسئولین بالای رجوی به آلبانی نشان دهنده این است که رجوی برای حضور طولانی مدت و تشکیل سرپل ارتباطی اروپا و منطقه درآلبانی حساب های زیادی برای خود باز کرده است .

کنترل و نگهداری طولانی مدت اعضا در ساختمانهایی که در لیبرتی حکم پایگاه های فرقه را دارد ، گویای پایه ریزی تشکیلات فرقه ای در آن کشور است .

از قرار معلوم ، فرقه رجوی تمام اعضای وابسته به تشکیلات خود را در اماکنی که خود اقدام به خرید آنها کرده است ساکن کرده است . و سازمان ملل و کمیساریای عالی کنترل چندانی نسبت به وضعیت مناسباتی داخلی آنها ندارند .

حسینی

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقرجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند (نامه ای به حیدر العبادی نخست وزیر عراق)

همچنین:

داعش، امتداد رهبری مطلقه رجوی

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… در واقع ”داعش“ و سایر گروه های بدنام مشابه مثل القاعده، النصره، بوکوحرام و…، دقیقاً با شیوه های مطلق گرایانه رجوی عمل کرده و می کنند با این اختلاف که مسعود رجوی در اروپا برای تبلیغ جهت بدست آوردن حمایت و پول از دولت ه

فراخوان “ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور” یا قُمپز رهبر فرقه رجوی

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، نهم دسامبر ۲۰۱۴:…  اول اینکه معلوم نیست بعد از کشته شدن زهره قائمی که مسئول «ستاد اجتماعی مجاهدین درداخل کشور» بود، چه کسی را ولو به صورت فرمالیستی، به فرماندهی چنین ستادی منصوب کرده اند؟! دوم اینکه ظاهراً این ستاد کذایی آنقدر پوشالی و ب�

تهدید به قتل جدا شدگان توسط رجوی و ابراز سوزش از شکست خوردنش

زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… باید به رجوی ودستگاه سرکوب وشکنجه اش گفت زهی خیال باطل، شما فقط اسیران لیبرتی را درچنگال خود دارید اگرلحظه ای دست ازشستوی مغزی ودربند کشیدن آنها بردارید وبگذارید آنها آزادانه فکرکنند ویک نامه ازخانواده ودوستان