لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کرده

لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کرده

لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کردهصابر تبریزی، ایران اینترلینک، بیست و ششم نوامبر 2020:… متن پیام مریم رجوی درمورد این مرگ بی افتخار:  ” مجاهد کبیر افسانه پیچگاه که زندگی اش را وقف آزادی مردم ایران کرده بود، تقدیم جان را جزء کوچکی از فدای یک مجاهد خلق می‌دانست. او سالها پیش در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: «دیگر دادن خون سقف فدای مجاهدین نیست. ما درس فدا و ایتار را از مسعود و مریم در انقلاب عظیم ایدئولوژیک آموختیم و برای هرگونه فدا آماده‌ایم…”. این لقب ویا صفت کبیر چنان در باند رجوی تنزل یافته که موارد مصرف و میزان ارزشش تبدیل به نخود ولوبیا شده ! لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کرده 

لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کردههمراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم نیست

لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کرده

06/09/1399

برابر اعلام رسانه های رجوی ، خانم افسانه پیچگاه متولد ۱۳۳۷ در شهر بابلسر که ” کبیر ” هم لقب گرفته ، در قلعه ی مانز آلبانی درگذشته است.

در بیانیه ی این فرقه ی منحط، مستبد و وطن فروش که دراین مورد صادر شده، آمده است :

” خواهر مجاهد افسانه پیچگاه پس از ۳۰خرداد مسئولیت تیمهایی را به‌عهده داشت که تا شهریورماه در چندین عملیات مقابله با دژخیمان و مزدوران سرکوبگر شرکت داشتند. این فعالیتها در شرایط سخت زندگی مخفی و دربه‌دری تا آبان ۱۳۶۳ ادامه داشت و او در این زمان به‌ منطقه مرزی اعزام شد. در سالهای ۱۳۶۴و ۱۳۶۵ مسئولیتهای مختلفی را در فرانسه و منطقه مرزی به‌عهده داشت. پس از تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران به‌‌عنوان یکی از فرماندهان در عملیات مختلف ازجمله عملیات بزرگ چلچراغ و عملیات کبیر فروغ جاویدان شرکت داشت”.

قربانیان توهم مسعود رجوی . دهم شهریور 1392

هیچیک ازاین اقداماتی که انجامشان باو نسبت داده شده ، احترامی را بنفع او تولید نمیکند .

نه تنها تولید نمیکند، بلکه هریک به تنهائی مظهر تروریزم و وطن فروشی محض است وبنابراین بطور مشخص مرگ او بمثابه مرگ یک جنایتکار تلقی میشود با این توضیح که معلوم نیست با توجه به بیسوادی وناآگاهی وابستگان رجوی  و نقش انکار ناپذیر دستگاه عریض وطویل مغز شویی مسعود ، نقش خودش در ارتکاب این جنایات چقدر بوده  است.

البته بدون اینهم میتوان گفت که او آدم بد شانسی بوده ومرگش تاثری شبیه مرگ یک افسر نازی ویا عضو مهم داعش در شنونده ی خبر برمیانگیزد.

درهر صورت درمورد اینگونه زیستن ومردن او تنها میتوان گفت که متاسفم ازاین نوع زیستن واینگونه مردن!

درادامه :

” مجاهد صدیق افسانه پیچگاه از سال ۱۳۷۲ مسئول حسابداری و صندوق مرکزی مجاهدین بود و به‌‌عنوان یکی از مسئولان سازمان مالی مجاهدین، ازجمله مسئولانی بود که نقش بسزایی در استقلال مالی مجاهدین ایفا کردند “.

حداکثر تا سال 1360وبا اما واگرهایی میتوان ادعا کرد که باند رجوی استقلال مالی داشته ولی زمانی که اعضایش را ازایران  خارج کرد ودرآغوش صدام غلطید وتبدیل به به یکی از از سپاه های صدام گردید وبودجه ی هنگفتی را تصاحب کرد، چه صحبتی میتوان ازاستقلال مالی مجاهدین کرد؟

آیا میخواهید بگویید که کمک های مالی جمع شده که با حقه بازی وتردستی وبنام کودکان فلسطینی که قسمت کم اهمیتی از بودجه ی فرقه ی رجوی بود ، میتواند بخش مستقل بودجه ی مجاهدین خلق باشد؟

چه مقدار ازاین بودجه های دوگانه صرف قصر سازی برای مریم ومسعود با تمام امکانات تفریحی ورفاهی وازجمله دستگاه های ماساژوری که در قصر پارسیان تعبیه شده بود ، گردید ودربرابر، برای همه ی اعضای سازمان چند خط تلفنی که بتوانند با خانواده ها ودوستان خود وجهان خارج ارتباط برقار نمایند ، تهیه شد تا با مقایسه ی آنها قبول کنیم که این خانم قربانی توهمات وخود شیفتگی های مسعود ومریم رجوی ، به استقلال وپاکیزگی مالی سازمان که وجود خارجی نداشت وهرچه بود ، باستنای تامین حداقل مایحتاج عمومی وزنده نگه داشتن افراد مال مسعود بود ، کمک کرد؟

ازاین قربانی رجوی چنین نقل قول شده است :

” در شب پرارج قدر با استعانت از مولای متقیان و امام مجاهدان علی ع …که در رکاب رهبری عقیده و دلهایمان خواهر مریم و برادر مسعود با انقلاب ایدئولوژیک که نعمتی عظیم برای هر مجاهد است به تأسی از امام علی با ریشه کنی ایدئولوژی جنسیت و فردیت فروبرنده با جمع سلطان نصیر باتمام توش و توانم تا آخرین نفس با جنگ مستمر ایدئولوژیک علیه ویروس ولایت بجنگم تا سرنگونی را محقق کنیم و خلق اسیر و دردمندمان را که روزانه پرپر می شود ازنحوست کرونای ولایت برهانیم “.

تهمت بزرگی به این امام عظیم القدر شیعیان زده شده وهرگز فاکتی نقل نشده که این بزرگوار با راه وروش بی نظیر وضد بشری مسعود ومریم میتوانست موافق باشد.

این امام اول شیعیان جهان ، کجا مجوز برپائی رقص رهائی و معراج های شیطان گونه را به مردم توصیه کرده وپاشاندن اساس وبنیان خانواده ها را درست وانقلابی دانسته است؟!

مگر امام علی (ع) نبود که به مامورین خود توصیه میکرد که درجلسات ملاقات خود با ارباب رجوع حضور نداشته باشند تا ملاقات کنندگانش بتوانند حرف های خود را بدون واهمه ازشنیده شدن توسط مامورین، مطرح کنند؟

این رویه ی نیک وانسانی چه موقعی توسط رجوی ها اعمال میشد؟

البته که نمیشد و دقیقا برخلاف آن ، حلقه ی ارتباطات خصوصی با او کاملا بسته میماند که پرابهت تر نشان داده شده و کسی قادر به طرح مشکلات خود درحالتی که از عقوبت این کار نترسد ، نباشد.

سازمان حنیف و مسعود ؟ جمع بی ربط دو متضاد

متن پیام مریم رجوی هم درمورد این مرگ بی افتخار دربیانیه ی مورد بحث آمده ودر قسمت هایی ازآن میخوانیم :

” مجاهد کبیر افسانه پیچگاه که زندگی اش را وقف آزادی مردم ایران کرده بود، تقدیم جان را جزء کوچکی از فدای یک مجاهد خلق می‌دانست. او سالها پیش در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: «دیگر دادن خون سقف فدای مجاهدین نیست. ما درس فدا و ایتار را از مسعود و مریم در انقلاب عظیم ایدئولوژیک آموختیم و برای هرگونه فدا آماده‌ایم…”.

این لقب ویا صفت کبیر چنان در باند رجوی تنزل یافته که موارد مصرف و میزان ارزشش تبدیل به نخود ولوبیا شده !

تداعی کننده ی آن شعر پرهزینه! ولا امکان که میگوید :

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند وبخارا را!

ویا این شعر شاعر ترک زبان که  دیده جرمی برای گزافه گویی وبخشندگی نامقدور تعیین نشده، برای عقب نماندن ازقافله گفته است:

اگر او شوخ منیم قلبیمی آلا الینه/ باغئشلارام تئلینه اردبیل وخلخالی! ( اگر آن شوخ دل مرا بدست آورد، اردبیل وخلخال را به زلف اش میبخشم !)

اگرقرار است هرکار زشتی مانند عملیات ضد میهنی فروغ جاویدان ویا انسان های قربانی ومطیعی مانند این متوفای مورد بحث ” کبیر” باشند، لابد مریم نیز بزودی لقب ” اکبر ” را با خود یدک خواهد کشیدد و مسعود به لقبی که اگر یافته شود، بالاتر ازآن.

ضمنا اعضای در بند باند رجوی بدون توجه به هرمقام و رتبه کذائی ای که باو میدهند، درنهایت قربانی محسوب میشوند وواقعا فدای پالان درازگوش شده اند.

اما مسعود ومریم چیزی بنام فدا وهدیه وفدیه را نمیشناسند وازآنها ساخته نیست که درس های مربوطه را به دیگران بیآموزند.

نوع فدا شدن مسعود ومریم ازنوع مذاکره کرن آمریکاست که معنایی ای جز تسلیم طرف مقابل را ندارد .

همانطور که فدا شدن ازنظر این دو ابلیس، معنی ای جز فدا شدن افراد سازمان برای مطامع حیوانی این دختر وپسر؟! نیست.

صابر  تبریزی

لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کرده

***

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائیاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جنایتکار-افسانه-پیچگاه-مرد/

جنایتکار افسانه پیچگاه مرد

جنایتکار افسانه پیچگاه مردمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم نوامبر 2020:… عمده ترین و حیاطی ترین مسئولیت که وی برعهده داشت مسئول بخش مالی فرقه در ارتش دست ساز صدام حسین در عراق بود .به دلیل این مسئولیتی که داشت تمام موارد پولشوئی که از طریق نفت در برابر غذا ، سرمایه گذاری های فرقه در کشورهای دیگر و……تحت مسئولیت وی بود و کاملا می دانست در واقع این ملعون یکی از منابع کاملی بود که ریز مسله پولشوئی فرقه را می دانست. تمامی تعریف و تمجید های هم که مریم قجر این از مادینه وحشی می کند بخاطر همین موارد است .  جنایتکار افسانه پیچگاه مرد

زهره قائمی جنايتکار بود !!!زهره قائمی جنايتکار بود !!!

جنایتکار افسانه پیچگاه مرد

لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کرده 

متاسفانه با خبر شدیم یکی دیگر از جنایت کاران پست فرقه رجوی به نام ام کلثوم ( افسانه ) پیچگاه بدون اینکه در دادگاه های خلق بجرم جنایت های که مرتکب شده است به محاکمه کشیده شود به کام مرگ رفته است .

افسانه پیچگاه یکی از رذل ترین مادینگان فرقه رجوی بود . دست چپ و راستش را نمی شناخت ، در اطلاعیه فرقه رجوی سعی کردند او را فرماندهی موفق قالب کنند . مریم قجر به خاطر جنایت های که این مادینه انجام داده و برای قدر دانی به وی لقب مجاهد کبیر داده است . در زمان های قدیم که کلمات معنی و ارزش و جایگاه واقعی داشتند ، فقط به محمد حنیف نژاد لقب مجاهد کبیر داده شده بود . اما الان زمانه برعکس شده است  . هر مادینه یا نرینه وحشی که بیشتر جنایت ها را درون این فرقه انجام بدهد و خط مریم قجر و ملعون مسعود رجوی را پیش برده باشد لقب بی مسماء مجاهد کبیر داده می شود .

جنایتکار افسانه پیچگاه مرد

جنایتکار افسانه پیچگاه مرد

افسانه پیچگاه جنایت کار که از سال 1365 به بعد در ستاد ف اشرف بود، بنا به دلایل کاری بعضی وقت ها باوی مواجه می شدم و مدت کوتاهی هم مسئول من در سالن اجتماعات بود ، بعدا در بخش مالی سازماندهی شد . بخاطر سرسپردگی مطلق که از شاخصه های بارز فرقه رجوی بود مانند علف هرز رشد کرد.جدا از مسئولیت های جانبی یا کوتاه مدتی که داشت و در هر بخش و ستادی بود بخصوص سر داستان انقلاب های دست ساخته مریم قجر مردان تحت مسئولش را نابود میکرد و بلائی سر افراد می آورد که به اجبار نفر همه تهمت ها و مارک های که زده می شد را می پذیرفت. در نشست ها ان طور هم که دوستان گفتند از قبل خیلی بدتر یعنی هارتر شده بود و به قول خودش می خواست حق رهبری را از حلقوم نفرات تحت مسئولیتش بیرون بیاورد !

محمد کرمی فعال حقوق بشر پاریس

آقای محمد کرمی

عمده ترین و حیاطی ترین مسئولیت که وی برعهده داشت مسئول بخش مالی فرقه در ارتش دست ساز صدام حسین در عراق بود .به دلیل این مسئولیتی که داشت تمام موارد پولشوئی که از طریق نفت در برابر غذا ، سرمایه گذاری های فرقه در کشورهای دیگر و……تحت مسئولیت وی بود و کاملا می دانست  در واقع این ملعون یکی از منابع کاملی بود که ریز مسله پولشوئی فرقه را می دانست. تمامی تعریف و تمجید های هم که مریم قجر این از مادینه وحشی می کند بخاطر همین موارد است .

این جانور وحشی جز یگان* 313 بود ( رجوی این را در بحث امام زمان در دهۀ هفتاد داشت که شما حتی به تعداد یاران امام زمان 313 نفر هم بمانید دنیا را می گیرید منظور این است که حتی همه هم ببرند و جدا بشوند بروند و یا بمیرند فقط 313 نفر ما را کافی است چون امام حی و حاضرمان رجوی هست. البته شیعه این عدد را از تعداد نیروهای  حضرت محمد  در جنگ بدر گرفته که با 313 نفر بر تعداد هزاران نفر ارتش قریش پیروز شدند.یک زمان هم می گفتند یگان 72 با اشاره به تعداد یاران امام حسین که همه شون شهید شدند بعد دیدند تعداد عاشورا کم است گفتند بریم سراغ یاران امام زمان که نزدیک 5 برابر هستند این بهتره ) بخشی از نامه افسانه پیچگاه جنایت کار ( در سایت رسمی مریم رجوی )

بخشی از نامه افسانه پیچگاه جنایت کار در سایت ایران افشاگر مجاهدین آلبانی (  سایت رسمی مریم رجوی ): 

درگذشت مجاهد کبیر افسانه پیچگاه در آلبانی – پیام تسلیت خانم مریم رجوی

روز سه‌شنبه ۲۷آبان۹۹، خواهر مجاهد افسانه پیچگاه عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق و عضو شورای ملی مقاومت ایران، پس از ۴۳سال نبرد با دو دیکتاتوری شاه و شیخ بر اثر ایست قلبی در آلبانی درگذشت و با کارنامهی درخشان از مسئولیت‌پذیری و پایداری اسطوره‌ای سرشار از اخلاق والای انقلابی به سوی یاران صدیق و شهیدش پرکشید.

مجاهد والا افسانهٔ پیچگاه متولد ۱۳۳۷ در شهر بابلسر، در سال۱۳۵۶ از طریق دانشجویان هوادار مجاهدین در دانشگاه بابلسر با مجاهدین آشنا شد و به هواداری فعال از مجاهدین برخاست. در مقطع انقلاب ضدسلطنتی فعالانه در تظاهرات و قیامها در تهران و بابلسر شرکت می‌کرد. در همین پروسه تمامی اعضای خانواده اش را هم هوادار مجاهدین و انقلاب و آزادی کرد. پس از انقلاب به فعالیت‌های تمام‌وقت خود در مبارزات ضدارتجاعی مجاهدین ادامه داد و خانهٔ آنها در بابلسر یکی از مراکز فعالیت مجاهدین بود. به‌همین دلیل ارتجاع حاکم و مزدوران از این خانواده کینه بسیار داشتند.

خواهر مجاهد افسانهٔ پیچگاه خود در این مورد نوشته است: «خانواده‌ام کلاً هوادار بودند، به‌طوری‌که سال۵۹ به‌سردمداری هادی غفاری به‌خانه‌مان حمله کردند و همه‌چیز را به‌تاراج بردند حتی در و پنجرهٔ ساختمان را هم کندند، اغلب افراد خانواده دستگیر شدند. یک خواهر و یک برادرم به‌علاوهٔ ۵نفر از دختران و پسرهای عمو و عمه‌ام در فاز نظامی به‌شهادت رسیدند. تعدادی هم از یک‌سال تا حبس ابد محکومیت داشتند».

حماسه شهادت برادرش مجاهد شهید محمد پیچگاه و خواهرش مجاهد شهید ماریا پیچگاه چنین رقم خورد که، پاسداران جهل و جنایت خمینی در جنگل قصد اعدام آنها را داشتند و با کین‌توزی خمینی‌گونه از آنها می‌خواستند علیه رهبر مقاومت شعار بدهند، ولی محمد و ماریا به سینه دژخیمان دست رد زده و در حالیکه شعار درود برجوی زنده باد آزادی می‌دادند، در روز ۱۲شهریور۱۳۶۰ هر دو باهم سرفراز و جاودانه شدند.

افسانهٔ قهرمان از مهر۵۸ به تهران منتقل شد و در بخشهای دانشجویی و دانش‌آموزی از جمله در نشریهٔ پیام خلق مسئولیتهایی را برعهده گرفت. او در تظاهرات تاریخی ۳۰خرداد۱۳۶۰ مسئولیت دو تیم میلیشیا را به‌عهده داشت. خودش در این مورد نوشته است، «نفرات من در ضلع شمالی میدان فردوسی مستقر بودند که قبل از شروع تظاهرات ۴نفر از آنها دستگیر شدند که بدون این‌که نامشان را بگویند رژیم بعد از ۳۰خرداد آنها را تیرباران کرد.»

خواهر مجاهد افسانه پیچگاه پس از ۳۰خرداد مسئولیت تیمهایی را به‌عهده داشت که تا شهریورماه در چندین عملیات مقابله با دژخیمان و مزدوران سرکوبگر شرکت داشتند. این فعالیت‌ها در شرایط سخت زندگی مخفی و دربه‌دری تا آبان ۱۳۶۳ ادامه داشت و او در این زمان به‌مطقه مرزی اعزام شد. در سالهای ۱۳۶۴و ۱۳۶۵ مسئولیتهای مختلفی را در فرانسه و منطقهٔ مرزی به‌عهده داشت. پس از تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران به‌عنوان یکی از فرماندهان در عملیات مختلف از جمله عملیات بزرگ چلچراغ و عملیات کبیر فروغ جاویدان شرکت داشت.

مجاهد صدیق افسانهٔ پیچگاه از سال۱۳۷۲ مسئول حسابداری و صندوق مرکزی مجاهدین بود و به‌عنوان یکی از مسئولان سازمان مالی مجاهدین، از جمله مسئولانی بود که نقش به‌سزایی در استقلال مالی مجاهدین ایفا کردند.

این شیرزن مجاهد خلق، انقلاب ایدئولوژیک درونی و پیام مریم رهایی را فصلی نو و «نعمتی عظیم برای هر مجاهد خلق» می‌دانست که مجاهدین با آن «چون الماس و فولاد بر فرق رژیم فرود خواهند آمد». او در یکی از آخرین دست‌نوشته‌های در رمضان۹۹ نوشته است: «در شب پرارج قدر با استعانت از مولای متقیان و امام مجاهدان علی (ع) که خود قدر مجسم انسان و فاروق اعظم و مظهر بایستن و توانستن و ضدهر گونه تعادل‌قوا و جبر شکن بود، یکبار دیگر تجدید عهد می‌کنم که در رکاب رهبری عقیده و دلهایمان خواهر مریم و برادر مسعود با انقلاب ایدئولوژیک که نعمتی عظیم برای هر مجاهد است به تأسی از امام علی با ریشه‌کنی ایدئولوژی جنسیت و فردیت فروبرنده با جمع سلطان نصیر باتمام توش و توانم تا آخرین نفس با جنگ مستمر ایدئولوژیک علیه ویروس ولایت بجنگم تا سرنگونی را محقق کنیم و خلق اسیر و دردمندمان را که روزانه پرپر می‌شود ازنحوست کرونای ولایت برهانیم»

دوران پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی، دورانی درخشان از زندگی انقلابی و تشکیلاتی مجاهد صدیق افسانهٔ پیچگاه بود. او پس یورش وحشیانهٔ مزدوران سپاه قدس تحت فرماندهی دژخیم معدوم قاسم سلیمانی در ۶ و۷ مرداد ۱۳۸۸ و ۱۹ فروردین۱۳۹۰ اشرف را صحنهٔ رویارویی با رژیم جنایتکار ولایت فقیه و پایداری در زندان لیبرتی را به‌عنوان «رزمگاه لیبرتی» بخشی از نبرد سرنگونی رژیم آخوندی می‌دانست و در این مورد از جمله نوشته است: «سوگند می‌خورم در رزمگاه میدان جنگ لیبرتی به‌عنوان مجاهد اشرفی سرتعظیم و تسلیم در برابر توطئه‌های رنگارنگ ارتجاع و استعمار فرو نخواهیم آورد و دمار از روزگارشان در خواهیم آورد. هرگز سستی و ضعف و ذلت و تسلیم را نخواهیم پذیرفت. داغ هر گونه سستی و ذلت و زبونی را بر دلشان باقی خواهیم گذاشت تا احقاق حقوق خلق قهرمان و حصول حقوق قانونی و بین‌المللی و امنیت جمعی و الزامات آن، سرسوزنی کوتاه نخواهیم آمد و درسی درخشان با آمادگی تمام به همه توطئه‌های کثیف و خائنانه دشمن چه داخله چه خارجه خواهیم داد. مجاهدین با انقلاب مریم چون الماس و فولاد بر فرق رژیم فرود خواهند آمد.»

قهرمان صدیق خلق افسانهٔ پیچگاه همواره در میدان نبرد ایدئولوژیک پیشتاز و الهام‌بخش بود. او در نقشه‌مسیر سال۹۴ نوشته است: «با جنگ صد برابر ایدئولوژیکی در مداری بسا بالاتر از قبل به‌عنوان مجاهدانی بدهکار هر گونه حائل و مانع پذیرش تعهد و مسئولیت‌پذیری صد برابر را کنار زده و هر گونه سستی و ذلت را به سخره گرفتیم و با پرداخت و فدای تمام‌عیار و بی‌چشمداشت با یگان ۳۱۳ به پیش می‌تازیم تا ریش و ریشه نوادگان ابن ملجم ـ خمینی و ایادی پلیدش را که چیزی جز ظلم و تباهی برای بشریت ندارند برکنیم»

مجاهد کبیر افسانهٔ پیچگاه که زندگی‌اش را وقف آزادی مردم ایران کرده بود، تقدیم جان را جزء کوچکی از فدای یک مجاهد خلق می‌دانست. او سال‌ها پیش در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: «دیگر دادن خون سقف فدای مجاهدین نیست. ما درس فدا و ایتار را از مسعود و مریم در انقلاب عظیم ایدئولوژیک آموختیم و برای هرگونه فدا آماده‌ایم…

برای مجاهد خلق زمان و مکان مفهومی ندارد و برای ما یک ساعت با ۱۰۰سال هیچ تفاوتی ندارد، ما به ‌رهبری مسعود و مریم رهبران عقیدتیمان، پیشتازان رهایی خلقیم و زندگی‌آفرینان این جهانیم … و با سدکنندگان این راه در هر زمان و هر مکان می‌ستیزیم … سلاح خونین هر مجاهد خلق بر زمین نخواهد ماند. بگذار جلادان و جنایتکاران هر روز قتل و کشتار را افزایش دهند، اما ما این دمل چرکین و عفن تاریخ را برای همیشه و همیشه در خاک مدفون می‌سازیم تا دیگر هرگز سر برون نکند»

پیام تسلیت خانم مریم رجوی

یاأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ، ارْجِعِی إِلَی رَ بِّکِ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً

خواهر عزیزم، مجاهد کبیر افسانه پیچگاه، با نفسی مطمئن و قلبی سرشار از عشق و ایمان به سوی رفیق اعلی پرکشید.
مجاهدی سرشار و بی‌قرار برای آزادی مردم ایران و اثباتگر ارزش‌های انسانی و انقلابی مجاهدین که تمام لحظات زندگی پربارش تا آخرین تپش‌های قلب او مبارزه و تعهد بود.
نمونه دیگری از زنان والا و رها که در اوج فروتنی و تواضع، سرسخت و سازش‌ناپذیر در برابر مشکلات و سختی‌ها می‌ایستند و جانانه می‌جنگند. الگوهای ارزشمند اثبات می‌توان و باید که با سخت‌کوشی و تلاش و بی‌آن که دیده شوند، بار سنگین مبارزه را به دوش می‌کشند و تکیه‌گاه و پشتیبان مجاهدان در لحظات سخت نبردند.
افسانه عزیزم، از مسئولان ذیصلاح در شورای مرکزی مجاهدین بود، با یک زندگی سراسرمبارزه و تلاش و پشتکار که هر لحظه‌اش در مجاهدت طی شده بود؛ پر از دست‌آوردهای ایدئولوژیک و رهایی‌بخش، که در گذار خلاق و مداوم از قلمرو ضرورت و اجبار، به قلمرو آزادی و رهایی آنها را کسب کرده بود.
با آرامش و طمانینه‌یی مثال زدنی و بی‌هیچ پیرایه‌یی، آن‌گونه که همرزمانش هرگز فاصله‌یی با او احساس نمی‌کردند.
بی‌تردید ارزش‌های او در یارانش تکثیر می‌شود. و الهام‌بخش زنان و دختران شورشی در نبرد با رژیم تبهکار آخوندیست. و برگی زرین در دفتر تاریخ مبارزات زنان ایران.
او در یکی از آخرین نوشته‌هایش در شب قدر، با دردمندی از مشکلات و شرایط مردم ایران نوشته بود: «یا علی در شبی به دیدارت آمدیم که سراسر خاک میهن اسیر را نکبت و نحوست کرونای ولایت فراگرفته و خلق اسیر، هر روز با بلا و مصیبتی مواجه می‌شوند. حتی از ثروت و دارایی خودشان هم، به‌دلیل حاکمیت آخوندهای پلید، برای نجات جانشان دریغ می‌شود. سوگند می‌خورم… که با تمام توش و توانم تا آخرین نفس… علیه ویروس ولایت بجنگم . ». .
و سرانجام افسانه همان‌گونه که خود بارها خواسته بود مجاهد زیست و مجاهد از این جهان پرکشید، حالا او با جاودانه‌فروغهاست. و در کنار خواهر و برادر مجاهدش ماریا و محمد که در سال۱۳۶۰ در یک روز به دست دژخیمان رژیم به‌شهادت رسیدند.
درود خلق و رحمت خدا بر او باد. او از میان ما پرکشید و در سالگرد قیام به شهیدان جوان و شورشی قیام پیوست. و با قلبی مومن، این پیام مجاهدین را برای آنها برد که مجاهدین از پا نمی‌نشینند تا لحظه رهایی خلقشان و این راهیست پیروز و پررهرو.
فقدان مجاهد پاکباز افسانه پیچگاه را به مجاهدین و به مردم بابلسر و مازندران و خانواده بزرگ مقاومت تسلیت می‌گویم.
روحش شاد و سلام بر او که حق جهاد و مجاهدت را به جای آورد.

لینک به منبع

جنایتکار افسانه پیچگاه مرد

لقب کبیر در مجاهدین به سطح نخود لوبیا تنزل کرده 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اخبار-موثق-از-پاندمی-کرونا-در-کمپ-مجاهد/

اخبار موثق از پاندمی کرونا در کمپ مجاهدین در آلبانی

کرونا در کمپ مجاهدین افسانه پیچگاهانجمن نجات، بیست و دوم نوامبر 2020:… بر اساس اخبار رسیده ، چند روزی است که تعداد زیادی از اعضاء فرقه در آلبانی با بیماری شبیه به سرماخوردگی و بروز تب و لرزهای شدید و پیاپی درگیر شده اند . تیم پزشکی آلبانیایی ، احتمال بروز پاندمی کرونا را داده است و الزام ایجاد قرنطینه در کمپ آلبانی را خواستار شده است . متاسفانه ، مسئولین فرقه رجوی با خیره سری و خودسری ، سعی در تکذیب بروز پاندمی کرونا در بین اعضاء بوده و دستور قرنطینه اعضاء را اجرا نمی کنند . با توجه به سیستم اداره فرقه ای در کمپ اشرف 3 در آلبانی ، احتمال گسترش بیماری در بین کلیه اعضای فرقه بسیار جدی است .. اخبار موثق از پاندمی کرونا در کمپ مجاهدین در آلبانی 

کوید۱۹ جان اسرای اشرف ( ۳ ) را تهدید می کندکوید۱۹ جان اسرای اشرف ( ۳ ) را تهدید می کند

اخبار موثق از انتشار پاندمی کرونا در کمپ مجاهدین ، اشرف 3 در آلبانی

جنایتکار افسانه پیچگاه مرد 

انجمن نجات مرکز تهرانیکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹

به دنبال انتشار خبر فوت افسانه پیچگاه – یکی از مسئولین فرقه در آلبانی – اخبار موثقی مبنی بر بروز و انتشار بیماری خاص که شواهد حاکی از انتشار بیماری کرونا در بین اعضای فرقه رجوی در مقر آلبانی می باشد، به دستمان رسیده است.

کرونا در کمپ مجاهدین افسانه پیچگاه

مرگ افسانه پیچگاه بخاطر کرونا در کمپ بدنام اشرف 3 مجاهدین در آلبانی

بر اساس اخبار رسیده ، چند روزی است که تعداد زیادی از اعضاء فرقه در آلبانی با بیماری شبیه به سرماخوردگی و بروز تب و لرزهای شدید و پیاپی درگیر شده اند .

تیم پزشکی آلبانیایی ، احتمال بروز پاندمی کرونا را داده است و الزام ایجاد قرنطینه در کمپ آلبانی را خواستار شده است .

متاسفانه ، مسئولین فرقه رجوی با خیره سری و خودسری ، سعی در تکذیب بروز پاندمی کرونا در بین اعضاء بوده و دستور قرنطینه اعضاء را اجرا نمی کنند .

با توجه به سیستم اداره فرقه ای در کمپ اشرف 3 در آلبانی ، احتمال گسترش بیماری در بین کلیه اعضای فرقه بسیار جدی است .

از اینرو توجه سازمان بهداشت جهانی، دولت آلبانی و مجامع حقوق بشری را نسبت به آن جلب نموده و از طرف کلیه خانواده هایی که عزیزی را اسیر در چنگال فرقه رجوی در کمپ اشرف 3 در آلبانی دارند از آنان می خواهیم ، هر چه سریعتر نسبت به ورود به کمپ فرقه رجوی در آلبانی اقدام نموده و قبل از بروز اتفاقاتی ناگوار، کنترل اوضاع را بدست گیرند.

اخبار موثق از انتشار پاندمی کرونا در کمپ مجاهدین ، اشرف 3 در آلبانی

جنایتکار افسانه پیچگاه مرد 

***

همچنین: