ماجرای نیمروز به سانس فوق‌العاده رسید/ پیش‌ بینی مدیر سینما آزادی (+ تیزرهای تبلیغاتی)ا

ماجرای نیمروز به سانس فوق‌العاده رسید/ پیش‌ بینی مدیر سینما آزادی (+ تیزرهای تبلیغاتی)ا

ماجرای نیمروز 1خیرگزاری فارس و فیلم نت نیوز، پنجم فوریه 2017:… در خلاصه داستان این فیلم آمده است:«در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟» از عوامل تولید «ماجرای نیمروز» می توان به فیلمنامه:محمد‌حسین مهدویان و ابراهیم امینی، مدیر فیلمبرداری:هادی بهروز، طراح گریم:محسن دارسنج … 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

«ماجرای نیمروز» به سانس فوق‌العاده رسید/ پیش‌ بینی مدیر سینما آزادی

فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» ساخته محمد‌حسین مهدویان با اقبال بی‌سابقه‌ در سینما آزادی مواجه شد و سانس فوق‌العاده برای آن در نظر گرفته شد.

رضا سعیدی‌پور مدیر پردیس آزادی در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس درباره اعلام سانس فوق العاده برای فیلم «ماجرای نیمروز» گفت: فیلم «ماجرای نیمروز» امروز با اقبال خاصی از سوی مخاطبان سینما آزادی مواجه شد و ما با این اقبال مجبور شدیم سانس فوق‌العاده برای این فیلم در ساعت 12:15 دقیقه در نظر بگیریم.

وی ادامه داد: با توجه به اقبال گسترده‌ای که از این فیلم صورت گرفته به عقیده من این فیلم یکی از پرفروش‌های سال 96 خواهد بود.

سعیدی پور درباره حضور مدیران سازمان سینمایی در سینما آزادی گفت: روز گذشته محمد مهدی حیدریان مشاور وزیر و حبیب ایلی بیگی معاون ارزشیابی و نظارت برای بازدید به سالن آزادی آمدند و از وضعیت سالن‌ها و نوع نظم و حضور مخاطبان در این سالن بازدید کردند.

اولین تیزر فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز»

فیلم نت نیوز، 
لینک به منبع

ماجرای نیمروز 2

اولین تیزر فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز»، دومین ساخته‌ی محمد‌حسین مهدویان در آستانه‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر رونمایی شد.

به گزارش فیلم‌نت نیوز؛ اولین تیزر فیلم سینمایی ماجرای نیمروز ساخته محمد حسین مهدویان در آستانه‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر رونمایی شد. این فیلم هم اکنون در مراحل فنی قرار دارد و قرار است در بخش سودای سیمرغ سی‌و‌پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید.در اولین تیزر ماجرای نیمروز که توسط سجاد پهلوان زاده ساخته شده است، از  گریم مهدی پاکدل در این فیلم هم رونمایی شده است.

در این فیلم مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازی‌فر، مهدی زمین‌پرداز، حسین مهری، محیا دهقانی، لیندا کیانی، امیراحمد قزوینی، امیرحسین هاشمی و جواد عزتی با حضور مهدی پاکدل به ایفای نقش می پردازند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است:«در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟»

از عوامل تولید «ماجرای نیمروز» می توان به فیلمنامه:محمد‌حسین مهدویان و ابراهیم امینی، مدیر فیلمبرداری:هادی بهروز، طراح گریم:محسن دارسنج، طراح صحنه و لباس:بهزاد جعفری و تهیه کننده:سید محمود رضوی اشاره کرد.

همزمان با آغاز اکران‌های مردمی، تیزر متفاوت «ماجرای نیمروز» رونمایی شد

فیلم نت نیوز، 

لینک به منبع

ماجرای نیمروز 1

تیزر جدید و متفاوت «ماجرای نیمروز» ساخته محمدحسین مهدویان به تهیه‌کنندگی سید محمود رضوی همزمان با آغاز نمایش این فیلم در سینماهای مردمی جشنواره فجر رونمایی شد.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، این تیزر با عکس هایی از سحاب زری باف و مجید طالبی توسط حسین جمشیدی گوهری ساخته شده است.

در این فیلم مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازی‌فر، مهدی زمین‌پرداز، حسین مهری، محیا دهقانی، لیندا کیانی، امیراحمد قزوینی، امیرحسین هاشمی و جواد عزتی با حضور مهدی پاکدل به ایفای نقش می‌پردازند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: در محله‌های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیابان‌ها و کوچه‌ها و در پستوی خانه‌ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

محمدحسین مهدویان سال گذشته با فیلم تحسین شده «ایستاده در غبار» در جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

*** 

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

روز جهانی کارگر مجاهدین خلق فرقه رجوییادی از ۱۱۹۲ کارگری که به‌دست منافقین شهید شدند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28326

نقد فیلم منحصر به فرد جشنواره فجر – «ماجرای نیمروز»؛ روایتی خیره‌کننده از تاریخ 

 majaraye_Nomrooz_MKO_MEK_Mojahedin_Khalqفردا نیوز، چهارم فوریه ۲۰۱۷:…  مهدویان با حذف قطب مخالف ماجرا (یعنی سازمان مجاهدین خلق) سعی می‌کند این عدم قضاوت را تا لحظه آخر فیلم حفظ کند. مهدویان این نکته را به خوبی فهمیده که ورود به دنیای اعضای سازمان مجاهدین خلق او را وادار به موضع‌گیری می‌کند، پس او از نمایش آن‌ها چشم‌پوشی می‌کند تا مجبور نشود درباره آن‌ها قضاوتی داشته باشد. به جای آن مهدویان … 

ماجرای نیمروز مجاهدین خلق منافقین فرقه رجویFilm recalling MKO’s reign of terror in Iran screened at Fajr (aka; Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, Rajavi cult, …)

لینک به منبع

نقد فیلم منحصر به فرد جشنواره فجر

«ماجرای نیمروز»؛ روایتی خیره‌کننده از تاریخ

ماجرای نیمروز یک اثر باشکوه است. نه به خاطر کارگردانی منحصربه فردش و نه به خاطر مستندنمایی یک داستان حادثه‌ای. به این دلیل فیلم بزرگی است که ما را به عنوان مخاطب سینما به نوع دیگری از دیدن دعوت می‌کند.

«ماجرای نیمروز»؛ روایتی خیره‌کننده از تاریخ/ فیلمی که به جشنواره فجر آبرو داد

سرویس فرهنگی فردا؛ مازیار وکیلی: ماجرای نیمروز یک اثر باشکوه است. نه به خاطر کارگردانی منحصربه فردش و نه به خاطر مستندنمایی یک داستان حادثه‌ای. ماجرای نیمروز به این دلیل فیلم بزرگی است که ما را به عنوان مخاطب سینما به جور دیگر دیدن دعوت می‌کند.

مهدویان داستان حساس و تاریخی‌اش را چنان نفس‌گیر و با حوصله روایت می‌کند که این داستان‌های بارها شنیده شده را با اشتیاق می‌بلعیم. مهدویان تمام این پازل را با چنان شکوه و دقتی کنار هم می‌چیند که نمی‌توان جور دیگری تصورش کرد. مهدویان به خوبی می‌داند از فرم چگونه استفاده کند تا تماشاگر را روی صندلی میخکوب نماید. نماهای فیلم که انگار یک‌سری نمای گزارشی بی‌کیفیت هستند نه تنها بافت و معماری آن زمان را به خوبی بازسازی می‌کند بلکه به فیلم چنان التهاب فزاینده‌ای می‌بخشد که در سینمای ایران بی‌سابقه است.

مهدویان به خوبی فهمیده برای روایت تاریخ نباید رمانتیک بود. تاریخ یک روایت واقعی است. نباید با تاریخ و روایت آن عاطفی برخورد کرد. مهدویان قبل از اینکه یک مورخ باشد یک راوی است. او سعی می‌کند آن دوران ملتهب را با چنان دقت نظری روایت کند که ما آن را با تمام وجود حس کنیم. تاریخ برای مهدویان نه یک نوستالژی که صرفاً ماده خامی است که باید آن را به تماشا نشست. از دل چنین تفسیری است که بی‌طرفی و عدم قضاوت مهدویان را ملاحظه می‌کنیم.

مهدویان با حذف قطب مخالف ماجرا (یعنی سازمان مجاهدین خلق) سعی می‌کند این عدم قضاوت را تا لحظه آخر فیلم حفظ کند. مهدویان این نکته را به خوبی فهمیده که ورود به دنیای اعضای سازمان مجاهدین خلق او را وادار به موضع‌گیری می‌کند، پس او از نمایش آن‌ها چشم‌پوشی می‌کند تا مجبور نشود درباره آن‌ها قضاوتی داشته باشد. به جای آن مهدویان با تمرکز روی تیم اطلاعاتی به طور کامل حال و هوای آن دوران و نگاه‌های مختلفی را که درباره برخورد با اعضای سازمان مجاهدین خلق وجود داشته را نمایش می‌دهد.

مهدویان موفق می‌شود احساسات را از تمام فیلمش بگیرد و همین عدم احساسات گرایی است که فیلم را تا این حد تکان‌دهنده از آب درآورده. اجرای بی‌تاکید از فجایع تنها یک بازی فرمی ساده نیست، بلکه نشان‌دادن عریان واقعیت است. چند صحنه از فیلم این واقعیت چنان روی سر تماشاگر آوار می‌شود که او نمی‌تواند از زیر بار این فشار راحت بیرون بیاید. برای مثال نگاه کنید به لحظه ترور لیندا کیانی به عنوان یکی از اعضای بریده سازمان به دست خواهرش. یا لحظه‌ای که حجازی‌فر از صدیقیان می‌خواهد چشمان بچه را بگیرد تا کشتاری را که منافقان به راه انداخته‌اند نبیند.

ماجرای نیمروز 1

پس فرم فیلم‌برداری و تدوین فیلم نه یک جذابیت فنی صرف که تنها راه چاره برای بازنمایی تاریخ است. حتی معدود لحظاتی که اعضای گروه احساساتی می‌شوند اصلا روی این احساسات تاکید نمی‌شود. در واقع مهدویان موفق شده با طراحی بصری باشکوه خود عاطفه و احساسات را از تصاویر و روایت تاریخی‌اش بگیرد و آن را مماس با واقعیت آن زمان و حتی امروز روایت کند.از طرف دیگر مهدویان سعی می‌کند تمام دیدگاه‌های آن دوران را نمایندگی کند. از خشونت کاراکتر حجازی‌فر بگیر تا تعقل کاراکتر زمین‌پرداز همه و همه نمایندگان دیدگاه‌های پرآشوب آن دوران هستند.

حالا می‌توان مهدویان را در کنار نعمت‌الله یکی از معدود ایماژیست‌های سینمای ایران دانست که دوربین و طراحی بصری آثارشان صرفاً برای زیبایی نیست. بلکه این فرم کاملاً ارتباط تماتیکی با روایت و داستان آن‌ها دارد و از دل متن است که فرم آن‌ها ساخته می‌شود.

اما ماجرای نیمروز محلی برای درخشش مجدد هادی حجازی‌فر هم هست. او کاراکتر فیلمش را از یک شخصیت محکم فراتر می‌برد و با خشونت و بدویتی که به شخصیت می‌بخشد آن را بدل به یک انسان زمینی کامل می‌کند. یک بمب ساعتی دو پا که هر لحظه آماده انفجار است. مهدویان با رمانتیک‌زدایی از تاریخ موفق می‌شود روایت موثق و درخشانی از تاریخ به مخاطب عرضه کند.

ماجرای نیمروز خیلی فیلم بزرگی است. انقدر بزرگ که این چند صد کلمه گوشه‌ای از دنیای پیچیده‌اش را هم توضیح نمی‌دهد. پس منتظر اکران آن می‌مانیم تا با حوصله و صبر بیشتری درباره این فیلم حرف بزنیم. فیلمی که از همین تماشای اول ابعادش فراتر از سینمای ایران به نظر می‌رسد. فقط می‌ماند یک حسرت بزرگ. حسرتی که باعث می‌شود فیلم مهدویان از یک شاهکار سینمایی کامل یک گام فاصله داشته باشد. و آن حسرت ماجرای عاشقانه‌ای است که در فیلم وجود دارد و با اتمسفر آن ناهمخوان است.

ماجرای نیمروز 2

کاش مهدویان از این روایت شبه رمانتیک چشم‌پوشی می‌کرد تا اثرش همین یک دست‌انداز کوچک را هم نداشته باشد. آن‌موقع می‌شد به راحتی از یک شاهکار بدون اشکال حرف زد. با ماجرای نیمروز کار دیگر فیلم‌سازان برای روایت تاریخ معاصر خیلی سخت شده. حالا دیگر بازنمایی بصری دقیق آن دوران کافی نیست، بلکه فیلم‌سازان باید سعی کنند از این روایت درخشان تاریخی قدمی فراتر روند که خیلی بعید است بتوانند چنین کاری را انجام دهند.

سیانورآغاز اکران آخرین فیلم بهروز شعیبی؛ از امروز سیانور را در سینما ببینید

امکان مینا سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویَرفتار سازمان مجاهدین باعث شد تا هر منتقدی انگِ برانداز بخورد (ریشه مجاهدین و داعش یکی است) 

Kamal Tabrizi 2“Mina’s Choice” gives warnings to families about danger of Daesh: director

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27513

نقد “امکان مینا” و “سیانور” در برنامه “هفت” تلویزیون (فیلم سیاسی چیست؟)ا 

haft-synema-afkhamiخبرگزاری دانشجو، تهران، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۶:…  بهروز افخمی در ابتدای این برنامه شهادت جمعی از زائران اربعین حسینی را تسلیت گفت و بیان داشت: اتفاقی که دیروز افتاد نشان داد خون خواهان حسین (ع) و عزاداران عاشورایی همچنان به انقلاب ۱۴۰۰ سال پیش ادامه می دهند و هنوز آمادگی برای فداشدن و قربانی شدن در راه این انقلاب دارند … 

مجید شریف واقفی

مجید شریف

سعید شاهسوندی، چشم انداز ایران: ادای دین به مجید شریف‌واقفی… 

لینک به منبع

در برنامه هفت مطرح شد:

برنامه هفت سیما افخمیکرم‌پور: خوانش ایدئولوژیک مانع پیشرفت سینمای سیاسی است! / افراد دارای خوانش ایدئولوژیک دشمن جامعه هستند!

کرم پور خطاب به آذر پندار گفت: شما با نگاه ایدئولوژیک خود خوانش خود را می خواهید در همه زمینه وارد کنید. آقای آذرپندار شما و شبه روشنفکرانی که نمی گذارند شماها حرف بزنید دشمن جامعه هستید! با قیچی خود نمی گذارید کسی حرف بزند. همین برخورد شما یکی از معضلات شکل گیری سینمای سیاسی است.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ برنامه سینمایی «هفت» بامداد شنبه ۶ آذرماه با موضوع سینمای سیاسی روی آنتن زنده شبکه سه سیما رفت.

خون خواهان حسین نشان دادند هنوز انقلاب حسینی را ادامه می دهند!

بهروز افخمی در ابتدای این برنامه شهادت جمعی از زائران اربعین حسینی را تسلیت گفت و بیان داشت: اتفاقی که دیروز افتاد نشان داد خون خواهان حسین (ع) و عزاداران عاشورایی همچنان به انقلاب ۱۴۰۰ سال پیش ادامه می دهند و هنوز آمادگی برای فداشدن و قربانی شدن در راه این انقلاب دارند و همچنان با فرزندان ابوسفیان در حال جنگ هستند. شهادت جمعی از هموطنان خود را در عراق به دست گروه داعش را تسلیت عرض می کنیم.

کرم پور: سینمای سیاسی، نقد قدرت است

«هفت» در ادامه در میزگردی با حضور مهدی کرم پور و مهدی آذرپندار به بررسی سینمای سیاسی در ایران پرداخت. کرم پور در ابتدای سخنانش بیان داشت: اساسا زمانی که از سینمای سیاسی صحبت می کنیم، در واقع درباره نقد قدرت صحبت می کنیم. به یاد ندارم در تاریخ سینمای ایران هیچ زمان فرصت و اجازه این داده شده باشد تا نقد حاکمیت صورت گیرد. هرچند سینمای پروپاگاندا و در جهت تبلیغ سیاست های حکومت بوده است و از سوی مقابل سینمایی که کارش غر زدن است، نیز کم و بیش حضور داشته است.

آذرپندار: سیستم فرهنگی ظرفیت برخورد با سینمای سیاسی را ندارد

در ادامه مهدی آذرپندار بیان داشت: کم رونقی سینمای سیاسی دلایل عمده ای دارد که یک بخشیش به حکومت و سیاست های حاکمیتی مربوط می شود. بخش دیگر آن به جشنواره های خارجی و سیاست جشنواره ای مدیران سینمایی مستقر مربوط می شود. چون اهل دردسر نیستند و فیلم خوب را فیلم جشنواره پسند، شاعرانه و لطیف تعبیر می کنند. جشنواره های خارجی نیز به آن دسته از فیلم های سیاسی استقبال نشان می دهند که اساسا فیلم اجتماعی هستند و چند تکه سیاسی نیز در بستر آن بیان شده باشد. نظیر فیلم های جعفر پناهی. از این سو سیستم فرهنگی ما نیز ظرفیت ندارد. بهروز شعیبی با جنس تولیدات قبل خود نشان می دهد به نوعی از سینمای اخلاقی و دینی علاقه دارد، اما به ناگهان با تولید یک فیلم سیاسی مثل «سیانور» از سوی اکثر محافل سینمایی طرد می شود.

در ادامه کرم پور بیان داشت: من این فیلم ها را به عنوان سینمای سیاسی محسوب نمی کنم. بیشتر به سینمای پروپاگاندا شبیه هستند. اما چون بیشتر نگاه هایمان حزبی و جناحی است، حتی ممکن است خوانش دولت ها نیز از یک فیلم متفاوت باشد. چون نگاه به این سینما نگاه سیاسی است نه اینکه فیلم ها، فیلم های سیاسی باشد.

هنرمندان حامی دولت نمی توانند فیلم نقد سیاسی بسازند

آذرپندار نیز پاسخ داد: به هر صورت فارغ از نگاه پروپاگاندا یا علیه حاکمیت به طور کلی به این جنس فیلم ها توجهی نمی شود. گاهی به برخی فیلم ها استقبال زیادی می شود و گاهی به برخی فیلم ها توجهی نمی شود. لذا من فکر می کنم بخشی از معضل به درون محافل سینمایی بازگردد. در ایران بخشی از بدنه هنرمندان در آستانه هر انتخابات همراه دولت ها می شوند و طبیعتا در دوره آن دولت فیلم سیاسی نمی سازند. هرچند در زمان دولت های مخالف نیز زمینه تولیدات سیاسی چندان فراهم نیست، اما باز رونقش بیشتر است.

آذرپندار ادامه داد: بررسی ادوار مختلف جشنواره فجر نشان می دهد نگاه دولت ها به سوژه های سیاسی متفاوت است. مثلا در جشنواره گذشته فیلم «بادیگارد» که به نوعی فیلم سیاسی محسوب می شود و تصویر رئیس جمهور را در فیلمش نشان می دهد، از سوی هیئت داوران نادیده گرفته می شود. یا فیلم «سیانور» و….

دوقطبی سیاسی، معضل سینمای سیاسی

کرم پور با اشاره به فضای دوقطبی سیاسی در ایران گفت: سینمای سیاسی آسیبی دارد که می تواند آن را از عمق به سطح ببرند. امروز وقتی در تاکسی سوار می شوید تحلیل های عمیق تری از سوی عموم مردم درباره مسائل سیاسی می بینید، اما وقتی به عرصه سینما می آید این دوقطبی علیه یا له موضع فیلم، حرف فیلم را قیچی می کند.

این کارگردان افزود: نادیده گرفته شدن «سیانور» از سوی جشنواره ها ممکن است ناشی از سلیقه داوران باشد. من این را قبول ندارم. در همان جشنواره به فیلم «امکان مینا» توجه می شود و در رشته های مختلف کاندیدا می شود.

آذرپندار پاسخ داد: مسئله نوع رویکردهاست. وقتی کارگردان فیلم «امکان مینا» خود ابراز می کند من برای اولین بار یک زن و شوهر را در فیلمم روی یک تختخواب نشان دادم، این فیلم دیگر سیاسی نیست! فیلمی با این همه نما از تهران ۹۴ و ۹۵ و بسیاری از بدیهیات غلط در طراحی صحنه، چطور می شود این همه نامزد می شود؟

در ادامه کرم پور درخصوص استقبال مردم از فیلم های سیاسی بیان داشت: در سال هایی فضای کشور ملتهب است و لذا فیلم هایی ساخته می شود، که مورد استقبال مردم قرار می گیرد. احتمال دارد نمایش مجدد آنها در حال حاضر حتی مورد استقبال کسی قرار نگیرد. مثلا فیلم های محسن مخملباف در دوره ای مورد استقبال زیادی قرار می گرفت که اگر انها را الان ببینید، می گویید این چه فیلم های بدی بودند که استقبال می شدند.

همچنین آذرپندار اظهار داشت: من فکر می کنم این موضوعات و مضامین نیستند که تعیین کننده استقبال فیلم توسط مردم باشند. درواقع نمی توان گفت فیلم های تاریخی یا سیاسی یا اجتماعی الزاما مورد توجه مردم قرار خواهند گرفت یا خیر… . این رویکردها هستند که ملاک انتخاب مردم اند. برای مثال دو فیلم «سیانور» و «امکان مینا» در یک موضوع واحد با دو رویکرد مختلف ساخته می شوند اما برخورد حاکمیت و مردم با فیلم ها متفاوت است.

بایکوت در سینمای سیاسی

در ادامه افخمی بیان داشت: به هرحال نمی توان به نوعی نادیده گرفته شدن را برای فیلم های سیاسی در کشور انکار شد. به نظر نوعی دست پشت پرده وجود دارد که نمی خواهد برخی فیلم ها ساخته شوند. کسی که از جریان طرفدار و حامی دولت فعلی است فیلمی درباره یک مسئله سیاسی می سازد که در بسیاری از رشته ها کاندید می شود و کسی که این نزدیکی را ندارد فیلم بهترش کنار گذاشته می شود. این بیشتر تائید کننده این تئوری ست که برخی نگاه ها و مسائل بایکوت می شوند.

آذرپندار: نمی‌توان هم فیلم اپوزیسیون ساخت هم فیلم برای محرم در تلویزیون!

مهدی آذرپندار با انتقاد از مواضع دوپهلوی برخی کارگردانان سینمای ایران گفت: ما کسی مثل آقای فرمان آرا را داریم که وقتی مخالف حاکمیت است واقعا در همین موضع می ایستد اما برخی فیلم سیاسی با متلک های سیاسی علیه حاکمیت می سازند اما همان زمان فیلم مناسبتی برای ماه محرم برای تلویزیون تولید می کنند. این میانه راه رفتن و دو طرفه بودن بد است. شما در فیلم «پل چوبی» یک داستان عاشقانه را در بستری از سیاست با تیکه های سیاسی روایت کردید. خب بلند بگویید واقعا قصدتان همین بوده است.

کرم پور: خوانش خطی، جناحی و ایدئولوژیک شما دشمن سینمای سیاسی ست!

کرم پور پاسخ داد: شما استدلال های درست می کنید، استنتاج های غلط می کنید. آنچه دیدید را غلط تعریف می کنید. چون شما صرفا خوانش خود را می بینید. این دشمن سینمای سیاسی است. گروه شما و روشنفکران هر دو یک برخورد را دارید. یک نگاه ایدئولوژیک، خطی و جناحی که صرفا خوانش خود را دارد. فیلم «پول چوبی» من اصلا فیلم سیاسی نیست و یک جمله درباره تقلب در آن وجود ندارد. این برداشت شما از فیلم من است. من با همان عقایدی که برای محرم فیلم می سازم، با همان عقاید برای مسائل سیاسی فیلم می سازم. اشارات سیاسی فیلم در بستر یک روایت عاشقانه و برای شکل گیری این درام است.

آذرپندار بیان داشت: من می گویم ما فیلم سیاسی ساختن را بد ندادیم و اگر متلک سیاسی می اندازیم سرمان را بالا بگیریم و بگوییم فیلم سیاسی ساخته ایم. فیلم «پول چوبی» شما پر از متلک، زندانی سیاسی و … است. این قابل انکار نیست. فیلم شما، نظیر فیلم هایی همچون «کازابلانکا»، «بر باد رفته» و… یک فیلم عاشقانه در بستر سیاسی روایت می شود.

کرم پور: شما دشمن جامعه هستید!

کرم پور اظهار داشت: این فیلم هایی که نام بردید سیاسی نیستند. من عقیده دارم وقتی شبه روشنفکران با سانسور خود اجازه اظهارنظر به امثال مهدی آذرپندار نمی دهند، ظلم می کنند و از سوی دیگر تندروها و افراطی هایی را داریم که من کرم پور را هم در دسته روشنفکران قرار می دهند! شما با نگاه ایدئولوژیک خود خوانش خود را می خواهید در همه زمینه وارد کنید. آقای آذرپندار شما و شبه روشنفکرانی که نمی گذارند شماها حرف بزنید دشمن جامعه هستید! با قیچی خود نمی گذارید کسی حرف بزند. همین برخورد شما یکی از معضلات شکل گیری سینمای سیاسی است.

در ادامه افخمی بیان داشت: شاید مبنای تعریف شما از فیلم سیاسی محدودتر است. اما بسیاری از منتقدان و کارشناسان فیلم هایی مثل «بر باد رفته» را سیاسی می دانند. نه اینکه همه فیلم ها سیاسی اند قابل دفاع اند و نه اینکه هیچ فیلمی را سیاسی ندانیم!

کرم پور: سانسور در دو سر طیف حزب اللهی- روشنفکری وجود دارد

کرم پور بیان داشت: مهم جناحی نیست که از آن دفاع می شود. ما درباره یک گونه سینمایی حرف می زنیم. فیلمسازی که فیلم سیاسی می سازد با کمی لرزیدن ممکن است به دام فیلم پروپاگاندا بیافتد. این یک مرزی دارد. البته فیلم پروپاگاندا را نیز فیلم بدی نمی دانم. معتقدم سانسور در دو سر طیف حزب اللهی و روشنفکری وجود دارد و این همان چیزی است که فیلمساز از اظهارنظر دو جریان علیه خودش، می ترسد. من دوسال فیلمم متوقف شد.

وی افزود: حتی جرات نمی کنم فیلمم را در بستر یک اتفاق سیاسی روایت کنم و بگویم آن چیزی که این میان مهم است عشق است. همه گروه های سیاسی باید زمینه را فراهم کنیم که همه درباره همه مسائل فیلم بسازند. و در این صورت احتمال فروش خوب این فیلم ها نیز وجود دارد. هرچند ظرفیت دولت آقای احمدی نژاد در برخی زمینه ها نشان داده شد بیشتر است. حداقل مدیران سینمایی او این را نشان دادند.

تجربه فشار روشنفکران بر سینما

آذرپندار نیز بیان داشت: در دولت قبل فیلم های سیاسی متعددی ساخته شد، حتی تصویر احمدی نژاد در گورستان به نمایش درآمد، اما نه تنها توقیف نشد بلکه مورد حمایت قرار گرفت. اما سانسور در جریان روشنفکری بیشتر است. می خواهید من تجربه بازیگرانی بگویم که با فیلمنامه من مشکلی ندارند اما بعد از صحبت با دیگران به ناگهان روز تولید شانه خالی می کنند و قید بازی در فیلم را می زنند؟!

این منتقد سینما افزود: این شدت از سانسور که در حین تولید مانع از بازی بازیگر شود، فقط و فقط مخصوص نظام های در حال فروپاشی ست. امروز جریان روشنفکری در حال نابودی ست که دست به چنین کارهایی می زند. من آرزو می کنم زمانی برسد که بازیگران بعد از رسیدن فیلمنامه به دست شان برای بازی در آن فیلم آزاد باشند. متاسفانه فشار از طرف کسانی است که اسم خودشان را سینماگر گذاشته اند.

وی ادامه داد: چهارتا نقد علیه یک فیلمساز را با فشار سنگین حین تولید نمی توان مقایسه کرد. من طرفدار شفافیت هستم. می گویم شفاف باشید. با همان نگاهی که برای سینما فیلم می سازند، برای تلویزیون چرا نمی سازند؟ چرا شفاف بیان نمی کنند. برخی مضامین مثل اسیدپاشی در سینمای ایران فرصت فیلم شدن پیدا می کنند اما موضوعاتی مثل حادثه منا یا انفجار در دفتر نخست وزیری بلکل کنار گذاشته می شوند.

کرم پور: ان شاالله به زودی شاهد فروپاشی جریان روشنفکری باشیم!

در ادامه کرم پور بیان داشت: من در این زمینه با شما موافقم. ان شالله به زودی شاهد فروپاشی این جریان باشیم. من خیلی خوشحالم که شما به سینما آمدید و فیلم تان را ساخته اید تا حرف خود را بزنید. به همگی این فرصت داده شود تا آن زمان بتوان گفت سینمای سیاسی رشد می کند.

وی بیان داشت: من فیلم هایی را که در نقد حاکمیت هستند، فیلم های سیاسی می دانم. فیلمی که بر جامعه اش اثرگذار است و حرف مردم را می زند نه حرف دولت ها را یک فیلم سیاسی محسوب می شود.

آذرپندار: «آژانس شیشه ای» فیلم اپوزیسیون نیست

آذرپندار نیز خاطرنشان کرد: این به ساختار حکومت ها هم بستگی دارد. اگر دولت ها برخواسته از دل مردم باشند اشکالی ندارد در حمایت از حکومت نیز فیلم بسازیم. البته راه نقد همیشه باز است. فیلمی مثل «آژانس شیشه ای» به هیچ وجه اپوزیسیون نیست، پوزیسیون است. اما حرف مردم را می زند و نقد می کند و بسیار هم مورد توجه قرار گرفت و موفق بود.

نهایتا افخمی بیان داشت: پس بطور کلی فیلم سیاسی، فیلمی است که رویکرد انتقادانه داشته باشد و نظر به اصلاح داشته باشد.

۶ ماه تمرین برای ضبط پلان- سکانس ۱۴۵ دقیقه ای «جاودانگی»

«هفت» در ادامه با حضور جواد نوروزبیگی، مهدی فردقادری و مارال فرجاد از عوامل فیلم سینمایی «جاودانگی» به گفتگو درباره این فیلم پرداخت.

مهدی فردقادری، کارگردان «جاودانگی» درخصوص این پلان- سکانس ۱۴۵ دقیقه ای گفت: ما ۶ ماه برای این فیلم تمرین می کردیم و فیلم را ۱۲ بار تا انتها ضبط کردیم. این فیلمی که می بینید، یکی از آن ۱۲ بارهاست. برخی پلان ها هم که خیلی دوست شان داشتیم خراب شد و مجبور شدیم کنار بگذاریم. در شب های اول کار کمی سخت بود اما به مرور بهتر شد تا اینکه در شب ششم اولین پلان درست را برداشت کردیم. برای تمرین در این مدت ۶ ماه در دفتر آقای نوروزبیگی اتاق ها را به شکل واگن های قطار تبدیل کرده بودیم و در آن تمرین می کردیم.

فرجاد: قصه کوپه های دیگر را نمی دانستیم

در ادامه مارال فرجاد، یکی از بازیگران این فیلم بیان داشت: حس بازیگران از روز اول این بود که شاید اولین برداشت مناسب باشد و نمی دانستیم که برداشت ها خوب نشده است. قرار بود یک ماه در قطار بمانیم ولی این مدت خیلی کمتر شد. ما قصه واگن های دیگر و خانواده های دیگر را نمی دانستیم و به ما نگفتند به این دلیل که تمرکزمان بر بازی و نقش خود کم نشود. به هر صورت تجربه «جاودانگی»، تجربه تئاتر در سینما بود و این اتفاق خوبی بود.

فردقادری بیان داشت: من تجربه فیلم کوتاهی به همین صورت داشتم که «جاودانگی» نمونه بلند همان فیلم کوتاه است. در آن فیلم به این تجربه رسیدم که بهتر است بازیگران قصه خانواده های دیگر را ندادند تا تمرکزشان از بین نرود و حس کنند که در یک نمایش زنده تئاتر در حال بازی هستند.

وی افزود: قصه ای این فیلم قصه ای بود که به من می گفت نباید کاتی زده شود. چون روایت فیلم شبیه به یک رویاست که ممتد است و بدون هیچ مکثی در حال اتفاق است. چون قصه فیلم درباره پیرمردی است که به او گفته اند ۳ روز دیگر عمرش به پایان می رسد، و به مرور خاطرات گذشته اش می پردازد.

سانس های «هنر و تجربه» باید مختص فیلم های «هنر و تجربه» باشد

فردقادری با انتقاد از شیوه اکران فیلم در گروه «هنر و تجربه» گفت: شاید مهمترین اختلاف سلیقه ما با دوستان مسئول این گروه این باشد که به نظرم فیلم هایی که در گروه های دیگر اکران می شوند نباید به «هنر و تجربه» بیایند. مهم نیست یک سانس به این فیلم ها بدهیم یا ۱۰۰ سانس. یا نگاهمان بحث اقتصادی ست که فکر می کنم با حمایت دولت این نگاه نیست، یا سانس ها باید برای این جنس فیلم های تجربی بماند. از طرفی تبلیغات فیلم های «هنر و تجربه» باید بیشتر شود و مورد حمایت بیشتری قرار گیرند.

فردقادری ادامه داد: وضعیت نمایش فیلم در شهرستان ها کمی دچار مشکل شده است. مثلا در شهر اصفهان سینما سوره متعلق به حوزه هنری است و اگرچه فیلم در سایت سینماتیکت برای اکران در این سینما قرار گرفت، اما هیچگاه به فروش بلیط نرسید و نهایتا از این سینما کنار گذاشته شد. کاش دوستان توضیحی درباره علت این تصمیم شان بیان می کردند.

در ادامه جواد نوروزبیگی، تهیه کننده «جاودانگی» بیان داشت: وقتی مهدی فردقادری فیلمنامه این فیلم را برایم آورد نزدیک به ۵۰۰ صفحه بود فکر کردم بعید است که یک فیلم سینمایی باشد، چون تقریبا ما این میزان از متن را برای یک سریال داریم. اما با آنچه در فیلم «ماهی و گربه» دیدم، علاقمند شدم در این اثر همکاری کنم و تجربه خوبی بود.

این تهیه کننده نیز با انتقاد از شیوه اکران «هنر و تجربه» گفت: من نیز این نقد را به آقای علم الهدی گفتم، این حق بچه های «هنر و تجربه» است که سانس های این فیلم ها را به فیلم های پرفروش ندهند. اما ایشان دلایل خودشان را داشتند که من قانع نشدم. به هرحال فیلمی مثل «فروشنده» در حال اکران در همه سینماها هست و باید سالن های «هنر و تجربه» را وقف همین فیلم ها کرد.

نوروزبیگی ادامه داد: درباره ممیزی فیلم، چون فیلم به صورت پلان- سکانس فیلمبراری شده است امکان سانسور و حذف بخشی از فیلم وجود ندارد. هرچند به یکی دو بخش از فیلم اشکال وارد کردند و من خیلی نگران شدم. اما نهایتا با همکاری و لطف دوستان شورای نمایش چشم پوشی کردند تا اساس فیلم زیر سوال نرود. من بعد از این فیلم به این تجربه رسیدم که حتما بار بعد برای ساخت یک سکانس-پلان به شدت دقت می کنم که درگیر ممیزی نشود.

نوروزبیگی: بلیت های پیش فروش «سلام بمبئی» به اتمام رسیده است

وی درخصوص پروژه سینمایی «سلام بمبئی» نیز که تهیه کنندگی آن را برعهده دارد، گفت: تجربه همکاری با سینمای هند در پروژه «سلام بمبئی» نیز تجربه بزرگی بود و فیلم سختی بود امیدواریم اکران خوب و پرفروشی داشته باشیم. تقریبا تمام بلیط های سینماهایی که پیش فروش شان آغاز شده است، تمام شده اند و به فروش رسیده اند.

نوروزبیگی درباره افتتاحیه فیلم «سلام بمبئی» و بلیت ۳۰۰ هزار تومان آن گفت: تاکنون بیش از نیمی از ۶۰۰ بلیت سالن برج میلاد به فروش رفت. اگر مخاطب احساس کند هم فیلم می بیند و هم برنامه های متنوع دیگر برگزار می شود، استقبال می کند و این اتفاق خوبی است. هرچند دلهره داشتم اما الحمدلله استقبال شد. به هرحال باید بخشی از هزینه های میلیاردی سفر مدعوین خارجی فیلم تامین شود. الان چیزی در حدود ۱۸۰ میلیون تومان از هزینه مراسم از این طریق تامین شده است. برخی دوستان پیشنهاد دادند که دوشب این نمایش را در برج میلاد ادامه دهیم، که من مخالفت کردم و گفتم دردسر می شود.

معرفی یک فیلم: امکان مینا (کمال تبریزی)

https://youtu.be/vB9zXOuNb50

معرفی یک فیلم: سیانور (بهروز شعیبی)

https://youtu.be/qP8qyl2Alko

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27134

آغاز اکران آخرین فیلم بهروز شعیبی؛ از امروز سیانور را در سینما ببینید

sianoorخبرگزاری دانشجو، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۶:… در خلاصه داستان «سیانور» آمده است:پایان یک سکوت طولانی! امیر و هما پس از مدتی یکدیگر را می یابند در حالیکه یک انتخاب بیشتر ندارند، سیانور یا زندگی! و آنها زندگی را انتخاب می کنند. این فیلم به برهه ای از تاریخ سیاسی ایران می پردازد که در سینمای ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته شده است. در این فیلم مهدی هاشمی، هانیه توسلی … 

محمد حنیف نژادعلی جهانی: چهار خرداد سالروز اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق و نقش رجوی 

مسعود رجوی دادگاه شاه بتول سلطانی: ۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

لینک به منبع

آغاز اکران آخرین فیلم بهروز شعیبی؛ از امروز سیانور را در سینما ببینید

سیانور

این فیلم به برهه ای از تاریخ سیاسی ایران می پردازد که در سینمای ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته شده است.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، دومین فیلم بلند سینمایی شعیبی در حالی امروز روی پرده می‌رود که قرار است هانیه توسلی با همراه بهروز شعیبی و سید محمود رضوی تهیه کننده «سیانور» روز چهارشنبه ساعت ۲۰:۳۰ با مردم به دیدن این فیلم در پردیس کوروش بنشینند.

همچنین در در روزهای پایانی هفته نیز دیگر بازیگران فیلم در پردیسهای سینمایی میزبان مخاطبین «سیانور» می شوند. همچنین قرار است در شهرستانها نیز این دیدارهای مردمی با عوامل فیلم ادامه داشته باشد.

همزمان با آغاز اکران این فیلم یکی از پوسترهای فیلم با چهره هانیه توسلی در نقش هنگامه رونمایی شد.

سیانور

در خلاصه داستان «سیانور» آمده است:پایان یک سکوت طولانی! امیر و هما پس از مدتی یکدیگر را می یابند در حالیکه یک انتخاب بیشتر ندارند، سیانور یا زندگی! و آنها زندگی را انتخاب می کنند.

این فیلم به برهه ای از تاریخ سیاسی ایران می پردازد که در سینمای ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته شده است. در این فیلم مهدی هاشمی، هانیه توسلی، حامد کمیلی، پدرام شریفی، بابک حمیدیان، بهنوش طباطبایی، رضا مولایی، فرزین صابونی، فریدون محرابی، سارا توکلی، وحید حبیبیان، وحید رونقی و آتیلا پسیانی به ایفای نقش می پردازند.

عوامل تولید “سیانور” عبارتند از: کارگردان: بهروز شعیبی، نویسنده: مسعود احمدیان، مشاور تهیه: محمد صادق آذین، مدیر فیلمبرداری: علیرضا برازنده، مدیر تولید: شهاب علی بخشی، طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، طراح گریم:فاطمه کمالی و زهرا کمالی، صدابردار: کامران کیان ارثی، تدوین:فرامرز هوتهم، صداگذار:محمد کشفی، آهنگساز:بهزاد عبدی، خواننده تیتراژ:محمد معتمدی، دستیار اول کارگردان: صالح غربی جوان، بازیگردان: علی صلاحی، مدیربرنامه ریزی: علی صابری، منشی صحنه: مرجان تاجیک، عکاس: مهدی دلخواسته، مشاور رسانه ای:بیتا موسوی، مدیر تدارکات: حیدر زرقومی و تهیه کننده: سید محمود رضوی. “سیانور” محصول موسسه سینمایی سیمای مهر است.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26587

رفتار سازمان مجاهدین باعث شد تا هر منتقدی انگِ برانداز بخورد (ریشه مجاهدین و داعش یکی است) 

emkane_Mina_Tabrizi_1ایلنا، تهران، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:…  شما مجاهدین خلق و داعش را کنار هم قرار می‌دهید. یعنی آنها را از یک ریشه می‌دانید؟ درحالیکه بعضی معتقدند مجاهدین خلق دارای ایدئولوژی مشخص بودند اما داعش خود به رفتارهایی انجام می‌دهد اعتقادی ندارد و تنها دنبال وارونه کردن چهره اسلام است؟ تبریزی: کاملاً این دو گروه شبیه هم هستند که دو چهره مختلف و هم‌شکل از یک مفهوم را ارائه می‌کنند. هر دو این گروه‌ها ادعای مذهبی بودن دارند … 

ابراهیم خدابنده مراسم بزرگداشت مجید شریف واقفیبزرگداشت شهید شریف واقفی در دانشگاه صنعتی شریف

لینک به منبع

گفتگوی ایلنا با کمال تبریزی و فرهاد توحیدی؛

رفتار سازمان مجاهدین باعث شد تا سالها هر منتقدی در کشور انگِ مخالفِ برانداز بخورد

امکان مینا سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویَتبریزی می‌گوید: طرز تفکر سازمانی و دستوری از رده بالا به نیروهای پایین‌تر همچنان در جامعه جهانی وجود دارد. یعنی گروه‌هایی در دنیا تشکیل شده‌اند تا افرادی را تربیت کنند که بدون هیچ تفکری فقط به دستور مقامات بالاتر گوش کنند.

کمال تبریزی بعد از ساخت فیلم سینمایی طعم شیرین خیال؛ امکان مینا را براساس فیلمنامه‌ای از فرهاد توحیدی کارگردانی کرد. امکان مینا در ظاهر یک فیلم رمانتیک و عشقی است اما در زیر لایه‌های خود به فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق در ابتدای انقلاب اسلامی پرداخته است.

با کمال تبریزی (کارگردان) و فرهاد توحیدی (نویسنده فیلمنامه) درباره این اثر گفتگو کرده‌ایم.

آقای تبریزی شما همیشه فیلم‌هایی ساخته‌اید که موضوعاتشان دغدغه ذهنی‌تان بوده. طعم شیرین خیال درباره محیط زیست بود که درپی دغدغه‌های محیط زیستی‌تان شکل گرفت. آیا این امر درباره امکان مینا نیز صادق است و این دغدغه از کجا نشات می‌گیرد؟

تبریزی: معنی دغدغه برای من این است که موضوع فیلم مسئله روز باشد. به نظر من امروز این طرز تفکر سازمانی و دستوری از رده بالا به نیروهای پایین‌تر همچنان در جامعه جهانی وجود دارد. یعنی گروه‌هایی در دنیا تشکیل شده‌اند که افرادی را تربیت می‌کنند که بدون هیچ تفکری فقط به دستور مقامات بالاتر گوش می‌کنند. این معضل در جوامع مختلف و در دور‌ه‌های مختلف تاریخی وجود داشته است و در ایران نیز چنین گروه‌هایی فعال بودند که نمونه بارز و معاصر آن دهه ۶۰ است.دهه ۶۰ بیشترین درگیری با یکی از این گرو‌ه‌ها به نام سازمان مجاهدین خلق بود. امروز نیز با وجودآنکه بیش از سی سال از آن زمان می‌گذرد این درگیری همچنان ادامه دارد. از طرفی دیگر گروه‌های دیگری مانند داعش به وجود آمدند و همان رفتارها را انجام می‌دهند. من رفتارهای گروه‌هایی همچون داعش را از طریق رسانه‌ها دیده‌ام اما عملکرد سازمان مجاهدین را از نزدیک لمس کردم. به طور مثال در جریان بمب‌گذاری در یکی از نماز جمعه‌های تهران شاهد انفجار بمب توسط این سازمان بودم. این گروه‌ها دارای تعصبات خشکی هستند که می‌خواهند منویات خودشان را از طریق اینگونه رفتارها محقق کنند. در این راه افرادی را شستشوی مغزی می‌دهند و در اختیار می‌گیرند تا از طریق آنها جنایت‌های خود را انجام بدهند. معمولاً نیز روش آنها ایجاد رعب و وحشت است تا به اهداف خود برسند.

شما مجاهدین خلق و داعش را کنار هم قرار می‌دهید. یعنی آنها را از یک ریشه می‌دانید؟ درحالیکه بعضی معتقدند مجاهدین خلق دارای ایدئولوژی مشخص بودند اما داعش خود به رفتارهایی انجام می‌دهد اعتقادی ندارد و تنها دنبال وارونه کردن چهره اسلام است؟

تبریزی: کاملاً این دو گروه شبیه هم هستند که دو چهره مختلف و هم‌شکل از یک مفهوم را ارائه می‌کنند. هر دو این گروه‌ها ادعای مذهبی بودن دارند و دیدگاه دینی را سرلوحه کارهای خود قرار داده‌اند و رفتار هر دو گروه براساس شستشوی مغزی و تکیه بر احساسات بدون تفکر است. به همین دلیل امروز شاهد هستیم که افراد اروپایی که در جوامع آزاد اروپا زندگی کرده‌اند هم ناگهان به گروه‌های متعصبی همچون داعش می‌پیوندند. ریشه این دو رفتار یکی است و اینکه مثلاً گفته می‌شود افراد با گرفتن پول در گروه‌هایی همچون داعش عضو می‌شوند و بعد خودشان را برای این گروه هلاک می‌کنند بسیار غیرممکن است. اگر شستشوی مغزی وجود نداشته باشد این گروه‌ها نمی‌توانند به اهداف خود دست پیدا کنند و قطعاً اعتقادی به عملیات باید وجود داشته باشد تا انجام شود. همه ما انسان‌ها قابلیت این را داریم که تبدیل به افرادی همچون اعضای گروه مجاهدین خلق و یا داعش بشویم فقط کافیست که این قابلیت تحریک و حساب‌شده آموزش داده شود.

توحیدی: موضوع این فیلم برای من بسیار جالب و هیجان‌انگیز بود زیرا ما نسلی هستیم که بستر زمانی ماجراهایی که در فیلم امکان مینا نشان داده می‌شود را از نزدیک دیده‌ایم. سازمان مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق و سازمان‌هایی از این دست نقشی پررنگی در حافظه‌ی تاریخی ما و تاریخ معاصر دارند. بعد از انقلاب اسلامی و پیروزی آن شرایط به خوبی پیش می‌رفت ولی عملکرد سازمان مجاهدین خلق باعث شد تا شعارهای مردمی که انقلاب کرده بودند و خواستار آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی بودند، به خطر بیفتد. عملکرد این سازمان باعث شد انقلاب اسلامی و حکومت نوپای جمهوری اسلامی به نوعی رادیکالیزه شود و تحقق جمهوریت و آزادی به دلیل عملکرد سازمان مجاهدین خلق به مخاطره بیفتد. انقلاب اسلامی ایران، انقلابی برآمده از حرکت مردم و برای تحقق مردم‌سالاری بود. اما عملکرد سازمان مجاهدین خلق باعث شد تا فضا امنیتی شود و این فضای امنیتی همچنان نیز ادامه دارد. در سال‌های ابتدایی انقلاب به دلیل ماهیت مردمی انقلاب، بین مردم و مسئولان فاصله زیادی نبود و داعیه مسئولان این بود که آنها از بطن مردم هستند و باید در درون مردم باشند و ما شاهد بودیم که ارتباط با مسئولان بسیار آسان بود. معمولاً مدیران رده بالای کشور بدون محافظ رفت و آمد می‌کردند و حرف‌ها‌ را بی‌واسطه می‌شنیدند اما رفتارهایی که سازمان مجاهدین خلق و دیگر سازمان‌های شبیه به این گروه انجام دادند و با بمب‌گذاری‌ها و ترورها فضای ناامنی ایجاد کردند؛ باعث شد بین مردم و مسئولان فاصله بیفتد و فضای کشور تا امروز و در بیش از سه دهه امنیتی شود و هنوز با وجود گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی خواسته مردم از رئیس جمهور منتخب کنار گذاشتن فضای امنیتی است.

به نظر من عملکرد این سازمان نیاز به بررسی دارد و باید سینما فیلم‌های بیشتری درباره این سازمان و تاریخ معاصر کشور بسازد اما متاسفانه تاکنون اینگونه نشده است. این امر هم دلایل زیادی دارد. یکی از اصلی‌ترین دلیل‌های آن این است که معمولاً سرمایه‌گذار اینگونه فیلم‌ها نهادهای دولتی هستند و این نهادها نیز می‌خواهند نگاه خود که یک نگاه رسمی است را حاکم کنند. در امکان مینا با وجود آنکه سرمایه‌گذار فیلم بنیاد سینمایی فارابی بود؛ کوشش ما این بود که از آن قرائت رسمی فاصله بگیریم و بنیاد سینمایی فارابی نیز از این مسئله استقبال کرد. البته حضور افراد حرفه‌ای همچون کمال تبریزی و منوچهر محمدی نیز اشتیاق را برای شرکت در ساخت فیلم بیشتر می‌کرد.

امکان مینا سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویَ

چه دلایلی باعث شد تا مجاهدین خلق به سمت رفتارهای خشونت‌آمیز گرایش پیدا کنند؟ روسای این سازمان در توجیه این رفتارها می‌گویند ما در سرنگونی حکومت پهلوی نقش پررنگی داشتیم اما بعد از سرنگونی نقش ما دیده نشد و در دولت مشارکت داده نشدیم؟

توحیدی: هر حزب یا سازمان سیاسی با هدف کسب قدرت از طریق دنبال کردن مشی خاصی تشکیل می‌شود. سازمان مجاهدین خلق و سازمان‌هایی از این دست از ابتدا با تئوری مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی تشکیل شد. آنها یک تئوری داشتند و معتقد بودند که توده مردم ناآگاه هستند و نیاز به پیشاهنگانی دارند تا سکوت را بشکنند و مبارزه مسلحانه کنند تا در پرتو این مبارزه مسلحانه مردم آگاه شوند. یعنی مبارزات آنها این سوال را برای مردم به وجود بیاورد که افرادی که اینگونه مبارزه می‌کنند چه کسانی هستند؟ بعد بروند راجع به آنها تحقیق کنند و زمانی که مردم این مسئله را ببینند قطعاً به گروه آنها می‌پیوندند. این تئوری متاثر از فضای کلی جهان بود. در دهه‌ای که سازمان‌هایی همچون مجاهدین خلق تشکیل شدند؛ مبارزات چریکی و مسلحانه به شکل‌های مختلف در کشورهای دیگر شکل گرفته بود. از دورانی که چین از اردوگاه سوسیالیسم جدا می‌شود و مایوییسم شکل می‌گیرد و مبارزات دهقانی تبدیل به الگو می‌شود، این الگو به کشورهای دیگر صادر می‌شود و در بعضی‌ جاها همچون آمریکای لاتین موردپسند قرار می‌گیرد. البته آنچه که به عنوان مبارزه مسلحانه و چریکی با هدف نگاه چپ و استیفای حقوق مردم گسترش یافت در آشپزخانه روشنفکران اروپایی قوام یافت و پیامبر مبارزه و جنبش مسلحانه رژی؛ دوبره روشنفکر فرانسوی است. کتاب وی نیز کتاب مقدس جنبش‌های مسلحانه است. ممکن است این رفتار در مقابل رژیمی همچون حکومت پهلوی که همه راه‌های ابراز عقیده سیاسی و مسالمت‌آمیز را بسته بود، توجیه‌پذیر باشد اما واقعیت این است که انقلاب اسلامی حاصل تلاش‌های این سازمان و دخالت‌های آنها نبود و پیروزی انقلاب حتی نظریه آنها را باطل کرد. مردم در طول سال‌های مبارزه به دنبال سازمان چریک‌های خلق و یا مجاهدین خلق نبودند و آنها نتوانستند مردم را متشکل کنند. بلکه نهادی زیرک‌تر و باهوش‌تر که در بین مردم پایگاه داشت باعث شد تا علیه حکومت شاه تظاهرات و انقلاب شکل بگیرد و آن نهاد جایی نبود به جز نهاد روحانیت. مردم نسبت به عملکرد حکومت پهلوی اعتراضات زیادی داشتند و این نهاد روحانیت بود که توانست این اعتراضات را تجمیع کند و به ثمر بنشاند. نهاد روحانیت از بالاترین فرد آن یعنی حضرت امام تا بدنه‌اش در بین مردم جایگاه داشت و مردم این نهاد را به عنوان مرجع خود می‌شناختند. در طول مبارزات نیز کسانی که در اولین صف مبارزه بودند روحانیون مذهبی بودند و سازمان‌دهی تظاهرات کنندگان نیز در مساجد شکل می‌گرفت. به همین دلیل انقلاب ایران یک انقلاب مسلحانه نبود بلکه یک انقلاب مسالمت جویانه و فرهنگی بود و با شعارهایی همچون گل در برابر گلوله و خون بر شمشیر پیروز شد.

در زمان حکومت پهلوی آزادی سیاسی وجود نداشت و اقتصاد و فرهنگ کشور توسط بیگانگان و کشورهای غربی هدایت می‌شد. آرای مردمی نیز جایگاهی نداشت لذا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حاصل انقلاب نیز قرار بود این باشد که آزادی سیاسی، استقلال اقتصادی و فرهنگی و توجه به رای مردمی که همان جمهوری اسلامی بود؛ به دست بیاید. زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شد روشن بود احزابی که دنبال سرنگونی حکومت پهلوی و تشکیل یک حکومت جمهوری اسلامی برآمده از رای مردم بودند، به اهداف خود رسیده‌اند در نتیجه باید هر حزبی فارغ از اینکه قبل از سرنگونی چگونه عمل می‌کرده وقتی انقلاب به نتیجه رسیده باید مشی و روش خود را تغییر دهد لذا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی رفتارهایی همچون مبارزه مسلحانه دیگر مفهومی ندارد. در حالی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و براساس اسنادی که وجود دارد؛ مشخص است سازمان مجاهدین نه تنها این روش را کنار نگذاشت بلکه هرگز به زندگی مخفی خود پایان نداد و به میان مردم نیامد و این رفتار آرام‌آرام یک بی‌اعتمادی عمومی را علیه آنها به وجود آورد. سهم‌خواهی این سازمان از انقلاب اسلامی واقع‌بینانه نبود و اینکه گفته می‌شود این سازمان به دنبال مصادره حکومت توسط روحانیت یا تسخیر لانه جاسوسی دست به رفتارهای مسلحانه زد؛ صحیح نیست. درحالیکه کاملاً مسئله برعکس بود و تاریخ نیز گواهی می‌دهد از سال ۵۷ تا ابتدای سال ۵۹ همه انتخابات‌ها آزاد بود و ما شاهد اولین مجلس برآمده از رای مردم بودیم و حتی حجاب نیز اجباری نبود. حضرت امام نیز تاکید کرده بودند که نهاد روحانیت نباید وارد سیاست و قدرت شود و خود ایشان نیز به قم رفتند. در چنین شرایطی هر حزبی که می‌خواست به قدرت برسد باید خود را در معرض انتخاب قرار می‌داد و رای و نظر مردم را به صورت مراجعه به صندوق آرا و به شکل مسالمت‌آمیز می‌گرفت. رای مردم نیز در صندوق‌های رای تامین می‌شود و طبیعی است اگر از اقبال مردم برخوردار باشند قطعاً رای می‌آورند اما وقتی از اقبال مردمی برخوردار نبودند؛ دلیل نمی‌شود که دوباره به همان روش‌های گذشته روی بیاورند. سازمان مجاهدین خلق وقتی دید که دارای اقبال مردمی نیست به کشمکش با حکومت پرداخت و این کشمکش تا آنجا پیش رفت که چند حادثه مهم همچون انفجار دفتر ریاست جمهوری و حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید رجایی، باهنر، بهشتی و ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری اسلامی رخ داد و بعد از این اتفاقات مشخص شد که این سازمان به دنبال پروژه نفوذ است و در طول‌ چند سال چنین کاری را برنامه‌ریزی کرده و افراد خود را مزورانه در درون بدنه حکومت جای داده تا در زمان مناسب ضربه خود را بزنند. به همین دلیل استفاده از خشونت و اندیشه‌های مبتنی بر خشونت برای به دست آوردن قدرت در این سازمان هرگز تعطیل نشده بود. البته نمی‌توان عملکرد سوء مجریان آن زمان کشور را کتمان کرد که احتمالا در گسترش خشونت‌ها تاثیر داشته است. برخی کارگزاران آن مقطع هم احتمالا اشتباهاتی داشته‌اند در اینکه در برخی موارد خشونت را با خشونت پاسخ داده باشد.

اما کسی که آغازکننده خشونت بود سازمان مجاهدین خلق بود امروز نیز سازمان مجاهدین خلق به دلیل همین پیشینه در بین مردم جایگاهی ندارد و سازمان مرده‌ای است. عملکرد این سازمان در سال‌های بعد نیز به نفرت مردم از آنها دامن زد و فقط به ابزار دستی برای سرویس‌های جاسوسی غرب و دشمنان ایران تبدیل شدند. رفتار این سازمان باعث شد تا سال‌ها هر منتقدی در کشور انگ مخالف برانداز بخورد. از طرف دیگر در طول تاریخ ، مبارزات چریکی مسلحانه جز در کوبا یا نیکارا گوا به ثمره کامل نرسیده است. خرد متعارف بشر روش‌های مسالمت‌جویانه را بیشتر پسندیده، روشی که افرادی همچون گاندی و ماندلا در پیش گرفتند. امروز ابزار کسب قدرت سیاسی دیگر لوله تفنگ نیست.

امکان مینا سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویَ

تبریزی: مبارزه مسلحانه حتی در زمان خودش نیز پاسخ خوبی نداده است. عملکرد این سازمان نیز در دروان تاریخ معاصر این مسئله را تایید کرده است. زیرا مبارزه مسلحانه به نوعی جنگ است که برای هر دو طرف زیان دارد و هیچ وقت دو طرف کامل نمی‌توانند سمت مقابل را از بین ببرند. بلکه باید اسلحه‌ها را کنار بگذارند و با هم صحبت کنند. اگر سازمان مجاهدین خلق در قبل از انقلاب به دلایل مختلف مبارزه مسلحانه می‌کرده بعد از آنکه حکومت شاه از بین رفته است باید یک بازنگری کلی و جدی در رفتارهای خود می‌کرد. درحالیکه این سازمان با ادامه رفتارهای گذشته خود به یک واپسگرایی رسید.

اما ما در این فیلم بیشتر از اینکه شاهد عملکرد این سازمان باشیم؛ شاهد یک داستان عشقی هستیم و وجه دراماتیک فیلم بر وجه سیاسی‌اش غلبه دارد.

تبریزی: از ابتدا اصلاً نمی‌خواستیم یک فیلم سیاسی بسازیم بلکه می‌خواستیم یک فیلم اجتماعی بسازیم که نشان بدهیم سیاست غلط و روش‌های تشکیلاتی چگونه بر زندگی شخصی آدم‌ها تاثیر می‌گذارد و حتی می‌تواند باعث انهدام یک خانواده بشود. امکان مینا یک فیلم اجتماعی است که در آن به سیاست نیز پرداخته می‌شود. می‌خواستیم در فیلم به تداخل دو زندگی عشقی و اجتماعی با زندگی سیاسی بپردازیم. در ظاهر شاید قصه فیلم معمایی‌ست اما در باطن به انسانیت و اخلاق انسانی توجه کرده‌ایم.

اشاره کردید رفتار سازمان مجاهدین باعث شد فضای امنیتی در کشور پررنگ شود اما به نظر می‌رسد رفتار آنها حتی در معادلات سیاسی نیز تاثیر گذاشته و بدبینی را در بین گروه‌های سیاسی ایجاد کرده که تاب تحمل طرف مقابل را ندارند. امروز هم شاهدیم مثلاً زمانی که اصولگرایان به قدرت می‌رسند کاملاً‌ می‌خواهند اصلاح‌طلبان را حذف کنند و اگر اصلاح‌‌طلبان به قدرت برسند به دنبال حذف اصولگرایان هستند. درحالیکه هر دو نظام را قبول دارند و از بدنه نظام هستند؟

توحیدی: اگر رقابت در این حد باشد که زمانی که حزبی به پیروزی می‌رسد رقیب خود را از بدنه قدرت اجرایی خارج کند اشکالی ندارد و یک امر طبیعی است و هدف مبارزه سیاسی این است که من پیروز شوم اما داور در این میان مردم هستند و صندوق رای است که تعیین می‌کند چه گروه سیاسی پیروز شده است. نه اینکه گروهی که بر سر کار است در صندوق‌ها دست ببرد و آرا را بخواهد به نفع خود تغییر دهد. تا سال ۷۶ مبارزات انتخاباتی در ایران یکطرفه بود اما از سال ۷۶ به بعد انتخابات و جناح‌بندی‌های سیاسی پررنگ‌تر شد . مراجعه به آرای مردم معنای واقعی پیدا کرد و مردم قدرت خود را در تعیین سرنوشت‌شان به طور عینی دیدند. حاکمیت نیز به این نتیجه رسیده که به رای مردم احترام بگذارد البته اینکه ما یاد بگیریم شکست را قبول کنیم و به قول معروف ادب شکست داشته باشیم و به رای مردم احترام بگذاریم نیاز به گذر زمان دارد و باید برای آن کار شود.

emkane_Mina_Tabrizi_4

در فیلم به نقش رسانه و خبرنگاران پررنگ و درست توجه شده و سانسور و ممیزی و تاثیر آن در میزان آگاهی مردم روشن نشان داده شده. نبود فضای آزاد رسانه‌ای که در فیلم نیز به آن اشاره شده چقدر در گسترش خشونت و قدرت گرفتن سازمان‌هایی همچون مجاهدین خلق تاثیر داشته است؟

تبریزی: جمله‌ای در فیلم وجود دارد که مهران (میلاد کی‌مرام) می‌گوید و آن این است که باید خبر را درست به مردم بدهیم وگرنه آنها تلاش خواهند کرد تا خبر را از منابع دیگری بگیرند. این جمله به پیشتازی یک فکر در آن دوران اشاره می‌کند. مسئله‌ای که تا امروز نیز وجود دارد و آن جریان آزاد اطلاعات است. در دوره‌های قبل همه نمی‌توانستند به هر اطلاعاتی دسترسی پیدا کنند اما در زمان حاضر که با گسترش اینترنت این دسترسی آسان‌تر شده است و این فکر که ما نباید حرفی را بزنیم یا نگوییم به شدت کهنه شده است و دیگر با فیلترینگ نمی‌توان جلوی اطلاعات را گرفت بلکه فیلتر کردن برای حکومت‌ها فقط هزینه دارد و نمی‌توان با توقیف کردن یک رسانه، یک خبر و حتی یک فیلم، جلوی گسترش آن اندیشه را گرفت بلکه باید با باز کردن فضای اطلاعات و اجازه دسترسی به منابع مختلف اجازه داد تا مردم خودشان دیدگاه‌ها و نگاه‌های درست را بشناسند.

به نظر ساخت فیلم درباره تاریخ معاصر بسیار مشکل‌تر از ساخت فیلم‌هایی درباره تاریخ بسیار دور است. زیرا در دو دهه اخیر فضای شهری بسیار تغییر کرده به همین دلیل کارگردان‌ها تمایلی به ساخت فیلم‌هایی با موضوعات دهه ۶۰ و دهه ۵۰ ندارند. از طرفی دیگر مخاطب نیز وقتی به تماشای فیلم می‌نشیند به جای آنکه به دنبال داستان فیلم باشد به دنبال مچ‌گیری از کارگردان و فیلمساز است. چقدر این گزاره را قبول دارید؟

تبریزی: تا حدودی این مسئله را قبول دارم متاسفانه به دلیل مشکلات اقتصادی در سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های سینما که یکی از آنها ایجاد شهرک سینمایی دوران معاصر است تاثیر گذاشته همچنین شرایط اقتصادی باعث شده تا فیلمسازان به سمت ساخت فیلم‌هایی حرکت کنند که با کمترین امکانات ساخته می‌شوند و این مسئله نه تنها راجع به تاریخ معاصر بلکه درباره فیلم‌های دفاع مقدس نیز وجود دارد و امروز اگر کسی بخواهد فیلمی درباره خرمشهر زمان جنگ بسازد باید این شهر را در جای دیگری بازسازی کند که هزینه زیادی خواهد داشت. به همین دلیل بیشتر فیلمسازان و تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند سری که درد نمی‌کند را دستمال نبندند.

توحیدی: البته تماشاگر حق دارد که فیلم را هرگونه دوست دارد نگاه کند. من به عنوان فیلمساز وقتی به پروژه‌ای ورود می‌کنم حق ندارم تصویری نادرست نشان بدهیم بلکه لذت تماشاگر در این است که همه مسائل را به شکل واقعی و عینی ببیند زیرا به بازنمایی فضای گذشته حساس است و می خواهد ببیند من به عنوان فیلمساز چه بخشی از این فضا را خوب نشان داده و پرداخت کرده‌ام .آیا تصویر ذهنی وی با آنچه می‌بیند انطباق دارد یا خیر؟ اگر انطباق نداشته باشد حق دارد که مچ ما را بگیرد و به نوعی به ما بگوید که دروغ نگوییم.

گفتگو: علی زادمهر

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24087

به بهانه تماشای “امکان مینا” 

Kamal Tabrizi 2عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، ششم مارس ۲۰۱۶:… اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند … 

Kamal Tabrizi 2“Mina’s Choice” gives warnings to families about danger of Daesh: director

لینک به منبع

به بهانه تماشای “امکان مینا”

بعد از تماشای فیلم سینمائی “امکان مینا” در جشنواره فیلم فجر، در حال خارج شدن از سالن سینما فرهنگ، حرفهای مردم را که با هم صحبت می کردند می شنیدم. “مگر ممکن است؟ مگر می شود؟ به یک زن در تهران دستور بدهند که به نفع دشمن جاسوسی کند، شوهرش را با اسلحه بکشد، بچه اش را سقط کند، آخر سر هم سیانور بخورد و او هم راحت قبول می کند؟ این چه جور آدمی است؟ واقعا چه عاید این ها می شد؟ این چه نوع مبارزه ایست؟”

درست است، پذیرش این مسئله جدا مشکل است، خصوصا این که مشاهده کنیم نه تنها چیزی عاید این افراد نمی شود بلکه هست و نیست خود را هم برای هیچ و پوچ در این راه می گذارند. اگر با پدیده “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” که در عوام به مغزشوئی معروف است آشنائی نداشته باشیم چنین ماجراهائی غیرقابل باور می نماید. کسانی که با این پدیده سر و کار نداشته اند اعضای فرقه ها را افرادی محجور و ناقص العقل میدانند، حال آن که اتفاقا این افراد با هوش و تحصیلکرده و در عین حال صادق و فداکار هم هستند.
امروزه در میان دانشمندان علوم انسانی و روانشناسی این پدیده به عنوان “تهدید اصلی هزاره سوم” و خطرناک ترین نوع آسیب اجتماعی، بسا فراتر از اعتیاد، معروف گردیده که اساسا تخریب نهاد خانواده، یعنی اصلی ترین پایه جامعه را هدف قرار داده است.

ایران کشوری است که تجربه سنگینی از بابت این پدیده پشت سر گذارده است، اما متأسفانه به حد کافی به آن پرداخته نشده است. مدتی است که کشورهای اروپائی با مقوله جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی نظیر القاعده و داعش روبرو شده اند. جوان باهوش و تحصیل کرده فرانسوی که هیچ کمبودی ندارد، زندگی راحت در غرب را رها کرده و به داعش می پیوندد تا هر جرم و جنایتی را به نام آرمانخواهی انجام دهد و به کار خودش هم افتخار می کند. در کشورهای اروپائی نظیر انگلستان اخیرا نهادهائی دولتی و امنیتی برای ممانعت از جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی بوجود آمده که با بودجه های کلان فعال شده اند.
برای مقابله با این پدیده شوم خانمان برانداز باید تمامی دستگاه ها فعال شوند. کار اطلاعاتی و امنیتی می بایست در کنار کار آموزشی و فرهنگی انجام گیرد. سیستم های امنیتی در غرب برای دانش اموزان جلسات متعدد ترتیب می دهند و آن ها را نسبت به تهدیدات جذب توسط فرقه های تروریستی آشنا می کنند و به آن ها تعلیم می دهند که چگونه موارد مشکوک را با هوشیاری گزارش نمایند.
کار رسانه، اعم از رسانه ملی و سینما و نشریات و غیره در این خصوص به عنوان آگاهی رسان بسیار مهم است و متأسفانه در این رابطه کم کاری صورت گرفته است. درست است که فرقه تروریستی مجاهدین خلق دیگر توان جذب در داخل کشور را ندارد اما پدیده کنترل ذهن مخرب فرقه ای از بین نرفته و روز به روز ابعاد پیچیده تری به خود می گیرد و “فرقه مجاهدین خلق” تجربه خونباری است که باید به آن در این رابطه پرداخته شود.

خانم مارگارت سینگر در کتاب خود با عنوان “فرقه ها در میان ما” (ترجمه ابراهیم خدابنده) اشاره میکند که رهبران فرقه ای در همه جا هستند. او می نویسد که درست است که همه کس جذب آن ها نمی شود و درست است که کسانی که جذب می شوند همیشه با آن ها نمی مانند، اما به اندازه کافی جذب می شوند و به اندازه کافی با آن ها می مانند تا یک تهدید مخرب عمومی محسوب شوند.

کمال تبریزی کارگردان فیلم امکان مینا در مورد این اثر می نویسد: “باید مراقب بود… لحظه هایی در زندگی عاشقانه هست که می تواند خطرناک باشد! دروغ و خیانت، امکان تغییر مسیر سرنوشت را به دنبال دارند! چهره ها می توانند نقاب های متفاوت باشند! باید مراقب بود!…رفتارهای غیر قابل پیش بینی امکانی جبران ناپذیر را فراهم می کنند! امکانی هراسناک!…امکانی رنج آور!…امکانی که در اختیار یک زن قرار گرفته است!…امکان یک فاجعه!… امکان مینا!

در سایت خبرگزاری فارس مطلبی تحت عنوان “امکان مینا: داستان عشق و غافلگیری / نمایش چهره کریه منافقین بدون شعارزدگی” به شرح زیر آورده است:

“به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی «امکان مینا» ساخته کمال تبریزی داستانی را روایت می‌کند که مربوط به دهه اول انقلاب است. مهران و مینا زوجی جوان که در ابتدا شاهد خوشبختی و سعادت آن‌ها هستیم با مشکلی در زندگی مواجه می‌شوند، آن هم رسوخ عقاید گروهک منافقین در ذهن و فکر «مینا» است. مهران که خبرنگار خبرگزاری است و مدام با دبیرش به دلیل عدم چاپ حقایق مشکل دارد، براثر بمباران منطقه‌ای که همسرش در آن جا مشغول به تحصیل در آموزشگاه دخترانه و آماده‌سازی خود برای شرکت در کنکور است متوجه فعالیت‌های مشکوک وی می‌شود.

اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند هوایی و موشک‌باران و صحبت‌های مردم درون تاکسی به این موضوع بسنده می‌کند و از موضوع اصلی خود که حرکت هدفمند گروه‌های تروریستی است غافل نمی‌شود و فعالیت این گروه‌ها و مراقبت ماموران امنیتی را به درستی روایت می‌کند. فیلمساز اتفاقات آن دوره را به درستی به تصویر می‌کشد و در عین حال به وجه انسانی و عاشقانه اثر هم توجه درست دارد؛ زیرا هسته اصلی قصه عاشقانه این زن و مرد جوان است. فیلم به خوبی روایت این عشق و دلدادگی، شک و خیانت را به مخاطب ارایه می‌دهد.

لحظه بحران‌زای فیلم هوشمندانه و در جایگاه مناسب قرار داده شده است. این لحظه زمانی شکل می‌گیرد که گوشه‌ای از پنهان‌کاری همسر برملا می‌شود و مهران خود را در اتاقی می‌یابد که تمام راز و رمز زندگی مینا برایش روشن می‌شود. واکنش مهران در آن لحظه بسیار درست طراحی شده است اما این شک، دودلی و مخفی‌کاری در وجودش تبدیل به یک زخم عمیق می‌شود.

او با اطلاعاتی که از ماموران به دست آورده است دست به کاری خطرناک می‌زند و خودسرانه همسرش را از خانه‌ای که مطمئن است توسط ماموران شنود دارد، خارج می‌کند. کاری که رفتار او را از مرز رفتارهای درست و متعادل اجتماعی خارج می‌کند زیرا او شرایطی را تجربه می‌کند که هیچ فردی در شرایط عادی آن را تجربه نکرده است. از یک سو همسرش مورد اغفال قرار گرفته و وارد گروهکی تروریستی شده است که برایش هیچ یک از مناسبات انسانی مهم نیست و تنها هدفش رسیدن به مقصود گروهک است و دیگری این که او مورد خیانت توسط همسرش قرار گرفته است و مدت ها پیوستنش به منافقین را از همسرش که به او عاشقانه علاقه‌مند است مخفی نگه داشته است و با تصمیم سرکردگان مجبور به سقط فرزند و از بین بردن همسر (مهران) است.

جای جای رفتارهای شخصیت‌ها به درستی طراحی شده است در بخشی که مهران خود را به گونه‌ای به مینا معرفی می‌کند که گویی سالهاست در گروهک منافقین فعال است، مخاطب بهت‌زده و متعجب می‌کند و به قدری این لحظات خوب کارگردانی شده و بازی‌ها به درستی در ارایه نقش جدید مهران با نام مستعار ساسان ارایه شده که مخاطب برایش باورپذیر است. همچنین در لحظه‌ای که مهران وارد خانه می‌شود و با پس زمینه‌ای که از رفتار مینا و گوش سپردن به صحبت‌های «جاوید» (یکی از سرکردگان منافقین) طراحی شده است مخاطب باز هم غافلگیر شده و احساس می‌کند مینا قصد دارد به عمر مهران خاتمه دهد.

«امکان مینا» در حوزه داستانی چهره کریه و منفور گروهک منافقین را به مخاطب با ظرافت و به دور از هرگونه شعارزدگی به نمایش می‌گذارد و جنایات انسانی این گروهک در دهه ۶۰ را به درستی روایت می‌کند. این فیلم یک بار دیگر مهارت تبریزی را در کارگردانی به رخ می‌کشد. فیلم براساس استانداردهای سینما از جهت نوع داستان، شکل روایت فیلمنامه، نحوه بازی‌گیری از بازیگران، کارگردانی و… ساخته شده است. تیم منوچهر محمدی، کمال تبریزی و فرهاد توحیدی فیلمی پرکشش، پرتعلیق و دارای پایان تکان‌دهنده و دور از ذهن مخاطب را روایت کرده است. فیلم برخلاف آثاری که این روزها شاهد آن هستیم دارای قهرمان است و مخاطب فیلم را تا لحظه آخر همراه می‌کند.”

کمال تبریزی کارگردان فیلم اظهار کرد: “اصلی ترین انگیزه من برای ساخت این فیلم اشاره به موقعیتی است که هم اکنون دنیا درگیر آن است . این روزها جریانات سیاسی خاصی با روش حرکت و رفتار خود، مردم و خانواده ها را هدف گرفته اند. به عنوان مثال جریانی مثل داعش که همه آن ها را مترادف با کشتار و نابودی خانواده ها می دانند از این جمله است. زمانی که طرح این فیلم ارائه شد یاد دهه ۶۰ افتادم که شاید هیچ کدام از مردم دنیا نمی دانستند ما با چنین مشکلی مواجه بودیم اما اکنون این نوع نگرش یک نمونه بارز مانند داعش دارد اما همه مردم جهان باید بدانند مردم ما نوعی از جریان داعش را در آن دهه تجربه کردند و اتفاقات آن دهه مشابه آنچه اکنون در کشورهای همسایه یا گاه حتی شاید کشورهای اروپایی رخ می دهد است.”

منوچهر محمدی تهیه کننده سینما می گوید: “دهه ۶۰ پر از اتفاقات و حوادث است که شاید برای نسل جوان باور برخی موضوعات و اتفاقات آن دوران خیلی عجیب باشد. رجوع به آن دهه پر التهاب بخصوص از دریچه سینمای قصه گو امر جالبی بود و اینکه فیلمی غیر آپارتمانی ساخته شود تا تاثیر مسائل سیاسی بر زندگی افراد دیده شود، از دیگر مسائلی بود که برای من جذابیت داشت. این مسائل از موارد جذابی بود که مرا برای رفتن به سراغ این موضوع ترغیب می کرد و در نهایت تلاش کردیم اثری بسازیم که به شناخت یک دوره تاریخی کمک می کند. عده ای این طور مطرح کردند که چرا حالا این فیلم را ساخته ایم اما به هر حال جریان فرقه گرایی مربوط به هیچ دوره خاصی نمی شود. چه کسی فکر می کرد در این دهه جریانی مانند داعش ایجاد شود؟ واقعا شاید اگر در آن دهه در برابر این جریانات مقاومت نمی شد ما اکنون با چنین پدیده ای در سطح گسترده مواجه بودیم.”

“امکان مینا”، گوشه ای از یک پدیده شوم را به خوبی و با هنرمندی به تصویر کشانده است. به عقیده من این کار باید خصوصا برای نسل جوان، تحصیل کرده و آرمانخواه ادامه دار باشد. این فیلم فوق العاده تأثیر گذار و جذاب تهیه شده و سؤالاتی را در ذهن هر بیننده ای بوجود می آورد که البته شروع بسیار خوبی است.

عاطفه نادعلیان

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11733

در خصوص مستند “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه” 

برای دخترم سمیه محمدیعاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … امید است در ساختن فیلم ها و مستند هایی از این گونه همت بیشتری شود. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تهیه کنندگان و کارگران این مجموعه کمال تشکر را دارم و درخواست میکنم به این کار و روشنگری در خصوص فرقه های مخرب بخصوص فرقه رجوی، که خانواده های بسیاری را دردمند نموده است، ادامه دهند. همچنین از انجمن نجات درخواست دارم تا …

لیبرتی، اردوگاهی فراموش شده (مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی و ایرج مصداقی)

لینک به منبع

در خصوص مستند “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه”

برای دخترم سمیه محمدیمستندی با عنوان “فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه” به کارگردانی مصطفی پایه شناس در مورد خانم سمیه محمدی و خانوادۀ رنج کشیده ایشان از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید که بسیار غم انگیز و در عین حال تأثیر گذار و آموزنده بود. شجاعت کارگردان و مسئولین سیما در پرداختن به مسائل بسیار مبرم و حیاتی که در گذشته از ورود به آنها اجتناب میشد قابل تحسین است.

این مستند بسیاری از حقایق مربوط به مناسبات فرقه ای در درون سازمان مجاهدین خلق را به صراحت بیان می کند و عمق فاجعه اسارت ذهنی اعضا را آشکار می سازد. این برنامه هشداری به همه جوانان و خانواده های ایرانی است که نسبت به فرقۀ رجوی و سایر فرقه های مخرب پیرامون ما هوشیار باشند و فریب شعارهای آزادی خواهانه آنها را نخورند و به وابستگی روانی و سرسپردگی ذهنی فرقه های عصر حاضر توجه داشته باشند.

تهیه کنندگان این مستند با درایت و دانش کافی، تلاش نموده اند اندکی از درد و رنج خانوادۀ محمدی، و سایر خانواده هایی که فرزندانشان اسیر این فرقه هستند، را به تصویر بکشند. به نظر من تأثیر عمومی این مستند از کتاب های بسیاری که در این زمینه نگاشته شده بیشتر است. تجربه فرقه رجوی برای ملت ایران بسیار گران تمام شد و بهای گزافی طلبید؛ از این تجربه باید به نحو احسن برای هوشیاری نسل های آینده بهره برد.

امید است در ساختن فیلم ها و مستند هایی از این گونه همت بیشتری شود. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و تهیه کنندگان و کارگران این مجموعه کمال تشکر را دارم و درخواست میکنم به این کار و روشنگری در خصوص فرقه های مخرب بخصوص فرقه رجوی، که خانواده های بسیاری را دردمند نموده است، ادامه دهند.

همچنین از انجمن نجات درخواست دارم تا سی دی این مستند را تکثیر نموده و به صورت گسترده در اختیار جوانان و خانواده ها قرار دهد تا مانع از به دام افتادن افراد دیگر شوند. همیشه گفته میشود که پیشگیری بهتر از درمان است. انجمن نجات تلاش میکند تا اسرای ذهنی رجوی را نجات دهد، اما مهمتر آنست که کسانی که پتانسیل گرفتار شدن در فرقه رجوی دارند را از این دام برهاند.

با تشکر و با آرزوی نابودی فرقه های مخرب

عاطفه نادعلیان

فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه
An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq

https://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24890

شرکت مسئول سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی در فستیوال بین المللی فیلم فجر

Ebrahim_Khodabandeh_Fajr2016انجمن نجات، مرکز تهران، دوم می ۲۰۱۶:… ابراهیم خدابنده، از مسئولین سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی (مجاهدین خلق) که به مدت ۲۳ سال (۱۳۵۹ تا ۱۳۸۲) به صورت تمام وقت در این فرقه عهده دار مسئولیت ها و مأموریت های متعددی در کشورهای اروپائی بوده است، در تمامی روزهای این جشنواره شرکت نمود و به تشریح و توضیح در خصوص دو فیلم شرکت داده شده به نام های “سیانور” به کارگردانی بهروز … 

لینک به منبع

شرکت مسئول سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی در فستیوال بین المللی فیلم فجر

“سی و چهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر و نوزدهمین بازار بین المللی فیلم ایران ۲۰۱۶” از تاریخ چهارشنبه ۱ اردیبهشت تا دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ هر روز از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب در تهران و در پردیس سینمائی چهارسو برگزار گردید.

در این جشنواره فیلم های متعددی از ۵ قاره جهان، ساخته فیلم سازان صاحب نام و صاحب سبک، همراه با تعدادی از فیلم های برگزیده ایرانی به نمایش درآمد. همچنین صدها تن از افراد خارجی مشهور در صنعت فیلم سازی از دبیران فستیوال های بین المللی و رؤسای شرکت های تولید فیلم و مدیران فرهنگی گرفته تا تهیه کنندگان و کارگردانان و سناریست ها در این جشنواره شرکت و حضور فعال داشتند.

ابراهیم خدابنده جشنواره فجر

ابراهیم خدابنده، از مسئولین سابق بخش روابط بین المللی فرقه رجوی (مجاهدین خلق) که به مدت ۲۳ سال (۱۳۵۹ تا ۱۳۸۲) به صورت تمام وقت در این فرقه عهده دار مسئولیت ها و مأموریت های متعددی در کشورهای اروپائی بوده است، در تمامی روزهای این جشنواره شرکت نمود و به تشریح و توضیح در خصوص دو فیلم شرکت داده شده به نام های “سیانور” به کارگردانی بهروز شعیبی و “امکان مینا” به کارگردانی کمال تبریزی برای شرکت کنندگان خارجی پرداخت که موجب گردید این فیلم ها با استقبال آنان روبرو گردد.

آقای خدابنده ضمن اشاره به تجارب سالیان خود در خصوص مناسبات غیر انسانی درونی در فرقه رجوی، شرکت کنندگان را در دیدارهای حضوری به تماشای این دو فیلم تشویق نمود. شرکت کنندگان وقتی با یک شاهد عینی از درون این فرقه مواجه میشدند که خود مؤید داستان های بیان شده در فیلم های مربوطه است، برای تماشای فیلم ها بیشتر ترغیب میگردیدند. شرح حال خدابنده از درون فرقه تروریستی رجوی برای شرکت کنندگان فوق العاده جالب توجه بود، خصوصا این که این روزها کشورهای غربی و منطقه با معضل مشابهی روبرو هستند.

فیلم سیانور مجاهدین خلق فرقه رجوی

داستان فیلم “سیانور” به قبل از انقلاب اسلامی بر میگردد. روایت این فیلم در خصوص مجاهدین خلق در زمان انقلاب ایدئولوژیک درونی اول در این سازمان یعنی در زمان رهبری تقی شهرام است. داستان این فیلم با ترور دو افسر آمریکائی در تهران آغاز شده و نهایتا به تسویه خونین درونی و سوء قصد نسبت به جان مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف که حاضر نبودند دستور تشکیلات در خصوص تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را بپذیرند ختم میشود. این فیلم در قالب یک درام عشقی، مناسبات تشکیلاتی و درونی مجاهدین خلق و نگرش آنها نسبت به زندگی، عشق، همسر، مادر و فرزند را به خوبی نشان میدهد.

فیلم امکان مینا مجاهدین خلق فرقه رجوی

داستان فیلم “امکان مینا” به بعد از انقلاب و دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران برمیگردد. این فیلم نیز در قالب یک درام عشقی، مناسبات تشکیلاتی مجاهدین خلق در آن دوران و در جریان موشک باران شهرها توسط صدام حسین و خیانت ها و جنایت هائی که سازمان تحت رهبری مسعود رجوی به انجام رساند را به خوبی به نمایش میگذارد. در این فیلم هم نحوه نگرش فرقه رجوی به موضوع خود و همسر و فرزند به خوبی و با دقت به تصویر کشیده میشود.

عوامل و تولید کنندگان فیلمهای مستند و داستانی از آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، سوئد، استرالیا و بسیاری کشورهای دیگر در خلال جشنواره به تماشای این دو فیلم نشستند و در پایان نظرات مثبتی در خصوص تولید این فیلم ها ارائه نمودند. آنان این دو فیلم را بسیار خوش ساخت، حرفه ای، تأثیر گذار، با مضمونی کاملا جدید و البته بسیار ضروری و مهم برای نسل جوان میدانستند. حقا باید گفت که در خصوص مخاطب خارجی این فیلم ها خوب عمل کردند.

نظرات در خصوص این دو فیلم جالب توجه بود:

یک آقای آمریکائی مدیر مؤسسه فیلم برداری میگفت که برخی در آمریکا و در غرب که البته منافعی دارند تلاش میکنند تا سابقه تروریستی مجاهدین خلق و ماهیت خشونت طلب این سازمان را نادیده بگیرند. وی اعتقاد داشت که این سازمان یک فرقه تروریست بوده و همچنان هست.

یک آقای کارگردان فرانسوی دو فیلم نمایش داده شده را بی نقص و حرفه ای توصیف کرد و گفت که بازی بازیگران در نقش هایشان کاملا باورپذیر بود. او گفت که فیلم ها به خوبی احساس لازم را به بیننده میدهند و موفق عمل کرده اند.

یک خانم فیلم ساز آلمانی که اتفاقا با نام “مرضیه” خواننده آشنائی داشت میگفت که مجاهدین خلق در غرب چهره واقعی خود را به نمایش نگذاشته اند و لازم است ماهیت آنان که در پوشش کنسرت ها و میتینگ ها و در پس زرق و برق های تبلیغاتی پنهان شده به همگان نشان داده شود.

یک خانم مدیر از رادیو تلویزیون اسلاواکی نمایش فیلم را برای مخاطبان غربی ضروری دانست و گفت که فیلم های زیادی در خصوص گروه های تروریستی ساخته شده اما کافی نبوده و خصوصا در خصوص این گروه و ماهیت فرقه ای آن کم کاری شده است.

یک آقای مدیر یک شرکت فیلم برداری از کشور نروژ میگفت که مریم رجوی تلاش دارد چهره واقعی سازمان را بپوشاند و به فریب افکار عمومی بپردازد. او سفر مریم رجوی به نروژ را به یاد داشت که تلاش میکرد چهره ای جدا از آنچه که هست به نمایش بگذارد.

یک آقای تهیه کننده از کشور ژاپن میگفت که کشور آنها نیز تجربه خونین و غمباری از عمل یک فرقه تروریستی مخوف داشته است که البته هنوز بعد از گذشت چند دهه از واقعه تروریستی متروی توکیو، زخم های روانی آن بر پیکر ملت التیام نیافته است.

یک خانم استرالیائی سناریست میگفت که این دو فیلم در کمال زیبائی اطلاع رسانی خوبی داشت. او میگفت مشکل فرقه های تروریستی در حال حاضر معضل جدی برای دنیای غرب است که ایران تجارب خوبی در این زمینه دارد.

(پایان)

***

عراق به نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در لیبرتی قول همکاری دارد

ایسنا به نقل از “اشرف نیوز”، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:… و خروج آن از عراق و محاکمه سرکردگانش خواسته همه جناح‌های سیاسی با هر نوع گرایشی است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بنابر اعلام اشرف نیوز، ابراهیم الجعفری طی دیدارش با تعدادی از سرکردگان جداشده گروهک تروریستی منافقی
 
 
ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:… ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق بعمل آورد و خواست عاجل خانواده ها مبنی بر برقراری امکان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را مطرح نمود که با همدردی و قول همکاری ایشان با خا
 
 
انجمن نجات، مرکز تهران، پانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  سنجابی و خدابنده در خلال گفتگوها و دیدارهای متعدد و گسترده خود در طی دو روز کنفرانس، بعد از ارائه توضیحات و گزارشاتی در خصوص آخرین وضعیت فرقه رجوی، بر ضرورت مبرم برقراری ارتباط فوری قربانیان گرفتار در اردوگاه لیبرتی