ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است

ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است

اسمائیل وفا یغمایی، وبلاگ دریچه زرد، بیست و هشتم ژانویه 2015:… از سال 1373 اجاره خانه سه اتاقه ای که من و طاهر زاده در آن سکنی داشتیم نیز پرداخت شده است .در سال 2001 طاهر زاده بخاطر زندگی مشترک با دیگری بخانه دیگری نقل مکان نمود و من نیز اجبارا به خانه کوچکتری در پاریس نقل مکان کردم واز این تاریخ تا پایان کار (یعنی حدود استعفای من در تیرماه 1384از شورا)، بر اساس …

چرا اصرار دارید خودتان را مضحکە کنید؟

رجوی علیه یغماییاطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویذلّت شاعران و هنرمندان دربار رجوی!

لینک به منبع
لینک به مطلب در پژواک ایران

ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است

حتما این را بخوانید قصه نیست حقیقت است

ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است

اسماعیل وفا یغماییاسماعیل وفا یغمائی

این نوشته برای دفاع از خود یا حمله به دیگری نیست . برای شیر فهم شدن خودم و شاید چند نفر دیگر است.از همه و بخصوص دوستان و رفقای سابق شورائی، و کسانی که میتوانند به من کمک کنند ، خواهش میکنم یاداشت این پیرمرد صد و بیست ساله را که من باشم حتما بخوانید و درباره ام بیندیشید.

نمیدانم شما باور میکنید یا نمی کنید ولی من از روز بیست و پنج ژانویه2015 دانستم تا همین حالا صد و بیست ساله ام و باید بروم شناسنامه ام را عوض کنم. البته چندان هم لازم نیست چون اگر اینطور باشد که هست من بزودی خواهم مرد چون صد و بیست سال نهایت عمر بشر است.

دو سه روز قبل در اطلاعیه و سلسله اسنادی که تحت این عنوان منتشر شد «لینک:فرا خواندن مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد ادعای مرگ‌های مشکوک، طلاق‌های اجباری و کلاهبرداری مالی» منجمله اعلام کردند:

-[….اسماعيل يغمايي كه اكنون در آستان بوسي و چاكري ولايت از اشعار و سروده هاي پيشين خود سراپا نادم شده و مدعي است كه مجاهدين ”جيب زني“ كرده اند ، در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمين كليه مخارج زندگي و سرودن شعر و ترانه و سفرهاي متعدد و متنوع، حتي پول توجيبي ، از مجاهدين دريافت كرده است كه نمونه هايي از اسناد آن ضميمه است.]

فقیر از مقوله آستانبوسی ولایت، نمیدانم کدام ولایت ؟عجالتا میگذرم و اعلام میکنم اگر به دشت کویر میرفتم حتما در استانه ورود به ولایت زانو میزدم و لب نمکین کویر نمک که مرا زاد و پرورد میبوسیدم .همچنین در مورد نادم شدن، اگر لازم بود توضیح میدهم که نادم کیست و چیست ، اما نوشته اند در سه دهه گذشته ، توجه بفرمائید سه دهه گذشته صدها هزار دلار از مجاهدین دریافت کرده است.یعنی به کوری چشم دشمنان و معاندان ما تقریبا میلیونریم خودمان خبر نداریم

اندکی توضیح میدهم صرفا برای عجیب و غریب بودن قضیه و روشن شدن خودم :

نخست در باره طول تاریخی سه دهه گذشته:

الان سال 1393 شمسی است . سه دهه قبل یعنی 1363 شمسی . من فکر میکنم در سه دهه گذشته در:

دهه اول

یعنی از سال 1363 تا 1372 بنده در پایگاههای مجاهدین در فرانسه و شهر هزار و یکشب یعنی بغداد وقرارگاه تشرف و بدیع زادگان و کوه و کمر بوده ام .من نمیدانم و میخواهم بدانم که حضرات چطور در آن دهه به من پول پرداخت میکرده اند؟ یعنی به یک عضو یا عضو تحت برخورد بقول رهبر:

کی؟ کجا؟ و چقدر؟ و توسط کی؟ پرداخت کرده اند

.فقط اینقدر یادم هست دست آخر حلقه ازدواجمان را هم در جلسات طلاق گرفتند و بردند و من در سال 72 با یک ساک سه کیلوئی لباس و شعربه پاریس آمدم. از این دهساله سندی هم منتشر نکرده اند. این از دهه یا بهتر است بگویم نهه اول. برویم سر دهه دوم.

دهه دوم

دهه دوم از سال 1373 شروع و به سال 1383 ختم میشود. مختصات این دهه

*بنده عضو شورایملی مقاومت بودم

*بنده بر اساس اسناد موجود که تمامش هم درست است و حقیقی از دبیر خانه شورا پول دریافت کرده ام

*اجاره خانه مشترک بنده و طاهر زاده را شورا پرداخته یعنی خانه را خانمی از بستگان شورا و مجاهدین اجاره و ما درخانه او زندگی میکردیم و خوش نشین یعنی بقول فرانسویها ابرژه بودیم. بخشی از خرت و پرتهای خانه را هم از خیابان پیدا کردیم و به خانه آوردیم.

دهه سوم

دهه سومی وجود ندارد در حقیقت در سال 1384 من از شورا استعفا دادم (به دلیل دخالت در زندگی خصوصی من و بلیندا و و نه دلیل سیاسی و چیز دیگرکه خود حکایتی است) و از سال 1384 حتی یک سانتیم از مدعیان پرداخت سه دهه دریافت نشده اگر شده همراه با اسناد دریافت دهه اول و دهه سوم منتشر بفرمایند تا آلزایمر این پیرمرد یعنی بنده ثابت شود. این تمام واقعیت است و چنان روشن که نیازی به اثبات ندارد.

حالا برویم سر صدها هزار دلار

من میخواهم اعتماد کامل خود را به این سند که مال یک کمیسیون، از تنها آلترناتیو دموکراتیک انقلابی و توحیدی و الخ… است و خودش فکر میکند ایران را از راستی و عدالت و چیزهای دیگر پر میکند جلب کنم. فرموده اند صدها هزار دلار

نخست باید بگویم ایوالله بابا جدا ایوالله و بعد باید توضیح بدهم صدها هزار دلار یعنی چی؟:

وقتی میگوئیم صدها هزار دلار ابتدایش در ریاضیات، بعد از دویست هزار دلار شروع و به نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه دلار ختم میشود اگر بیشتر بشود باید بگوئیم یک میلیون و بعدهم میلیونها و الخ

فرض کنید من حد اکثر را بگیرم ودر یک دادگاه عدل پس از پیروزی آلترناتیو وبا قاضیان انقلاب کرده و عادل اشرفی در حضور شخص شخیص رهبر و بانو به صحبت بنشینم و بگویم :

باشد نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه دلار پرداخته اید ولی بر اساس اسناد بررسی کنیم که این پول در چه فاصله زمانی با چکهای 2500 فرانکی و حد اکثر 2800 فرانکی پرداخته شده است؟

می خواهم باز هم تاکید کنم تمانم اسناد مربوط به دهه دوم است اگر سندهائی هست که دردهه اول و سوم چیزی پرداخت شده لطفا منتشر کنید که ببینم چطورمثلا در انتهای دهه سوم یعنی وقتی که من بعنوان مزدور از هضم رابع اطلاعات گذشته ،معرفی شدم و اعجاز انقلاب درونی که خدا را سپاس که بیرونی نیست ،باز هم به اذن رهبر و از سر رحمت دلارمیپرداخته اند؟ بگذرم و برو سر اسناد

مختصات اسناد اینهاست

فاصله زمانی سالهای هفتاد و سه تا هشتاد و چهار

برای هزینه شخصی

مقدار پرداخت به ما بعنوان اعضای حرفه ای در خدمت شورا،چکهائی به مقدار 2500 تا2800(من همه را ماکسیمم یعنی دو هزار و هشتصد حساب میکنم یعنی معادل تقریبا430 یورو.و با احتساب فزونی یورو بر دلار حدود602 دلار.یعنی هر ماه 2800 فرانک معادل 602 دلار برای مخارج شخصی پرداخت شده است

برای اجاره خانه

از سال 1373 اجاره خانه سه اتاقه ای که من و طاهر زاده در آن سکنی داشتیم نیز پرداخت شده است .در سال 2001 طاهر زاده بخاطر زندگی مشترک با دیگری بخانه دیگری نقل مکان نمود و من نیز اجبارا به خانه کوچکتری در پاریس نقل مکان کردم واز این تاریخ تا پایان کار (یعنی حدود استعفای من در تیرماه 1384از شورا)، بر اساس اسناد، از تاریخ 3ژانویه 2002رسیدها نشان میدهد به من هفتصد و پنجاه یورو پرداخته شده که حاصل جمع اجاره خانه و مخارج ماهیانه من است. تا قبل از این اجاره مستقیما توسط کسی که در سرژی برای ما خانه را اجاره کرده بود پرداخته میشد و به همین علت تمام رسیدها و چک ها 2500 یا 2800 یوروست. من نیز اسناد پرداخت خود را دارم .

اگر پرداختی هفتصد و پنجاه یورو را به دلار تبدیل کنیم روشن میشود که از سال 1373 هر ماه هفتصد و پنجاه یورو معادل 1050 دلار مجموع هزینه اجاره خانه و شخصی پرداخت شده است.

1050دلار در طول 12 ماه میشود12600 دلار و در طول دهسال میشود 126000 دلار یعنی حدود90000 یورو. که بیش از نیمی از آن اجاره خانه بوده و نیمی از آن مخارج غذا آب و برق بلیط ترن و اتوبوس و بوده است. این تمام حقیقتی است که اسناد حضرات و شرایط زندگی سیاسی من تائید میکند و شما اعلام کرده اید صدها هزار دلار!

برای پرداخت صدها هزار دلار

برای پرداخت صدها هزار دلار با روال ماهی 2800 فرانک و نیز کمی بیشتر از این اجاره خانه یعنی مجموعاماهی1050 دلار من باید تقریبا هشت برابر دیگر از نظر زمانی صبر کنم یعنی تنها در طول هشتاد سال با این روال و اسنادی که شما دارید بایدمن به این پول دست یابم و شما بپردازید

فرضیه ها برای نجات از دیوانگی

در سال 1363 یعنی سی سال قبل من سی ساله بوده ام بنابر این باید از سال 1363هشتاد نود سال دیگر بگذرد یعنی تا سال 1443 شمسی یعنی پنجاه سال دیگر صبر کنم تا این صدها هزار دلار پرداخته شود. چند راه برای حل مساله وجود دارد

الان پنجاه سال بعد است

1-یا باید قبول کنم که الان سال 1443 شمسی یعنی پنجاه سال بعد است و پول پرداخته شده

قبل از تولدم متولد شده ام

2-یا باید من قبول کنم که من پنجاه سال قبل از تولدم یعنی در سال 1282 شمسی در حول و حوش انقلاب مشروطیت و چند سال قبل از پدرم متولد شده ام و از آنزمان تا هشتاد سال بعد این حدود یک میلیون پرداخت شده است.

در هر حال پرداخت شده است

3-یا باید قبول کنم اصلا مهم نیست من متولد شده یا نشده ام ولی در هر حال این پول پرداخته شده است.

حواس پرتی و عصبانیت اطلاعیه دهندگان

4- یا باید قبول کنم که کسی که اینها را نوشته حواسش پرت بوده است و یا چنان عصبانی بوده که تمام مخارج ضبط سرودها و ترانه ها و استودیو و پرداختهای به سایر هنرمندان را بپای من نوشته و با خودش گفته اگر این فلان فلان شده سرود نمیسرود که ما مجبور نبودیم دهها سرود را ضبط کنیم و به دهها نفر از استودیو و خواننده و نوازنده و… بپردازیم خدا کند که اینطور باشد چون در صورتهای دیگر

من قبل از پدرم متولد شده ام

من پیرمردی حدودا صد و بیست ساله ام که قبل از پدرم در سال 1282 متولد شده ام و همزمان در سال 1443 یعنی صد و بیست سال بعد یعنی در سالهای2065میلادی دارم نفس میکشم از حسابدار عزیزو نویسنده مقاله مربوطه و دوستان قدیم شورائی و مسئولین مربوطه خواهش میکنم به این پیرمرد 120 ساله که دارد تتمه عقلش را هم از دست میدهد کمک کنند. از تمام شما ممنونم و میخواهم مقداری هم به این قضیه که چطور شد که شما اینطور شده اید فکر کنید

به مزاحت نگفتم این گفتار

هزل بگذار و جد از او بردار

کمی فکر کنید . حکایت من و شما همانست که نوشتم و خود بهتر میدانید اما میتوانید در کنار خود کسی را بیابید که خرج باز سازی دندانهایش مساوی بیست سال مخارج زندگی من بوده است و ایکاش آنقدر شرف داشتید که درکنار افشای !! اسناد در ابطه با دکتری که از همه زندگی و منجمله پول و مطب و کلینیکش گذشت تا در خدمت انقلاب و ازادی باشد و وکیلی که می توانست اگر به سیاست نپرداخته بود چون همکارانش ثروتمندی اسوده خاطر باشد به حسابدارانتان میفرمودید مخارج یک ماه زندگی ماه تابان و مهر فروزانتان را محاسبه نموده و در برابر چشمان مردم که نه خودتان قرار دهید تا بدانید چه کسی میلیونی می ستاند و خرج میکند و خم به ابرو نمی اورد.نگاه کنید! بر سفره های ضیافت شما و در زیز برق لبخندهایتان به قول شاملو،بر دیسهای بدل چینی تزئین شده با لیمو و ریحان واشتها آورهای رنگارنگ این آخرین بخشهای پیکرهای نسل ماست در انتظار تکه پاره شدن و سرو شدن و به بازی و بازیچه گرفته شدن و خم به ابرو نمی آورید.

بخاد سوگند درچنگ ناراستی و دروغ و بی صفتی ذلیل و اسیرید. به عللش فکر کنید. به آن دستگاه تفکری که شما را از مجاهد خلق با آن زیبائی و شکوه به این حضیض فلاکت و دروغ و سند سازی وتهمت و ناجوانمردی کشاند. دستگاهی که سی سال از تولدش میگذرد و چه چیزی از پیام اولیه باقی مانده براستی چه چیزی مطلقا هیچ چیز، تنها سفره چرمینی از خون و رنج نسل من و ما باقی مانده که در یک سویش دروغ میتازد و در سوی دیگرش بیرحمی و ذلت وسالوس و تهمت و نه نبرد برای آزادی ،بل حفظ خود ومجالس پوک و پر شکوه گدائی ذلیلانه آزادی یک ملت سه هزار ساله از آنان که در نهان تنها به شادی و آزادی خود میاندیشند و نه هرگز هرگز و هزار بار هرگز ، آزادی و شادی ملت ایران. مطمئن باشید هیچ جائی با این روال در تاریخ ایران برای شما نخواهد بود حتی اگر در دروغپردازیها و تهمت ها موفق شویدو حتی اگر با شادی ما را به صلابه تهمت و دروغ بکشید این ما نیستیم که میبازیم هر چندبمیریم.

اسماعیل وفا یغمائی متولد1905 میلادی

تاریخ نگارش مقاله 2065 مطابق با 2015میلادی…

(پایان) 

حمید اسدیان، حسین فرشید، حمید طاهرزادهشعرای چماقدار حسین فرشید، حمید اسدیان و حمید طاهرزاده در
روز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

اسماعیل وفا یغمایی: میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است!

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیزندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !

آقای رجوی! در پیام اخیرتان بسیار شکر خوردید

(مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقAnne Khodabandeh (Singleton): In a democracy we don’t beg terrorists not to kill us – Instead we expect our elected leaders to ensure that such crimes are prevented

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15836

کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به “مزدوران وزارت اطلاعات” و چند سوال

حنیف حیدر نژاد، سایت حیدر نژاد، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۵:… این اطلاعیه چندین سوال ایجاد می کند. پاسخ رهبری سازمان مجاهدین می تواند به شفاف سازی بیشتر کمک کند. عدم پاسخ به این سوالات می تواند نشان دهنده آن باشد که رهبری مجاهدین خواهان روشن شدن “همه حقیقت” نیست، بلکه بر اساس منافع مقطعی خود تنها به انتشار آن بخش از اسناد و اطلاعات مبادرت می کند که به صورت “جهت دهی شده” به …

رجوی و گروگانهانگاهی سریع به پیام یازده آبان ۱۳۹۳ مسعود رجوی

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

لینک به منبع

کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به “مزدوران وزارت اطلاعات” و چند سوال

کمیسیون “امنیت و ضد تروریسم” شورای ملی مقاومتِ مجاهدین در اطلاعیه ای که چهارم بهمن ۱۳۹۳ منتشر کرده است آقایان اسماعیل وفا یغمائی، کریم قصیم و محمد رضا روحانی از اعضای سابق این شورا را “ماموران وزارت اطلاعات” معرفی کرده است که در طول ده ها سال از این شورا مبالغ میلیونی پول و مستمری ماهیانه دریافت کرده اند.[۱] در این اطلاعیه در مورد اسماعیل وفا یغمائی آمده است که او “در سه دهه گذشته صدها هزار دلار بابت تأمین کلیه مخارج زندگی و سرودن شعر و ترانه و سفرهای متعدد و متنوع، حتی پول توجیبی، از مجاهدین دریافت کرده است.” دقت شود! صدها هزار دلار.

در مورد آقایان قصیم و روحانی نیز آمده است که آنها “در مجموع یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار” از شورای ملی مقاومتِ مجاهدین پول گرفته اند.

در این اطلاعیه تصویر برخی رسیدهای دریافت و پرداخت پول ضمیمه شده است.

این اطلاعیه چندین سوال ایجاد می کند. پاسخ رهبری سازمان مجاهدین می تواند به شفاف سازی بیشتر کمک کند. عدم پاسخ به این سوالات می تواند نشان دهنده آن باشد که رهبری مجاهدین خواهان روشن شدن “همه حقیقت” نیست، بلکه بر اساس منافع مقطعی خود تنها به انتشار آن بخش از اسناد و اطلاعات مبادرت می کند که به صورت “جهت دهی شده” به دنبال آن است تا از طریق آنها یک هدف مشخص سیاسی (در اینجا تخریب شخصیت چند مخالف سیاسیِ رهبری مجاهدین) را محقق کند. روشی که در آن با اِعمال قیومیت بجای مردم و خوانندگان، بجای آنها تصمیم می گیرد که کدام بخش از اسناد منتشر بشود یا نشود. روشی که اساسا هدف آن “مانیپولاتسیون” یا دستکاری و سمت و سو دادن به اذهان عمومی بوده و در بطن خود جائی برای قدرت تشخیص و انتخاب آزاد مردم قائل نبوده و به دنبال آن است تا پیشاپیش یک نتیجه گیری مشخص را در ذهن مردم جا بیاندازد.

سوالات:

۱٫ منابع درآمد مالی سازمان مجاهدین و شورای مقاومت ملی ایران چیست؟ بیلان مالی سالیانه این دو تشکیلات شامل ریز پول های وارد شده به حساب های بانکی آن ها و منبع و مبداء آن ها چه می باشد؟ ریز پول های هزینه شده چه می باشد؟

توضیح: احزاب سیاسی یا بنیادهای خیریه وابسته به احزاب سیاسی در کشورهای اروپائی موظف هستند سالیانه گزارش مالی و مالیاتی خود را به اداره مالیات ارائه دهند. معمولا بطور سالیانه یک گزارش کلی مالی این احزاب و سازمان ها برای اطلاع عموم منتشر شده و یا آنانی که مایل باشند می توانند به آن دسترسی پیدا کنند. همچنین خبرنگاران مستقل می توانند در مورد بسیاری از جزئیات پول های وارد و هزینه شده تحقیق کنند. همچنین هر زمان که شک و ظّنی وجود داشته باشد یا اسناد و مدارکی موجود باشد که باعث شک و تردید نسبت به منشاء و منبع عایدی و هزینه ها باشد، ادارات مختلفی می توانند قانونا حساب های بانکی و دفاتر مالی و مالیاتی این احزاب یا سازمان ها را مورد بازرسی و کنترل قرار دهند. البته احزاب، سازمان ها، انجمن ها یا اشخاصی که نمی خواهند تن به این سیستم کنترل دهند، از طُرق مختلف اقدام به پول شوئی کرده یا بویژه تلاش می کنند نقل و انتقالات مالی را از طریق بانک انجام نداده و ردَی از خود باقی نگذاشته و پیوسته به صورت فعال و خلاقانه در جستجوی راه های فرار یا دور زدن از این کنترل ها می باشند. مسلما اگر سازمان مجاهدین خلق مشکلی در این زمینه نداشته باشد و ادارات دولتی در کشورهای مختلف از همه ی “دخل و خرج های” این سازمان، آنهم با تمام جزئیات مطلع باشند، قائدتا نباید با انتشار گزارش مالی و شفاف سازی بیشتر، آنهم برای اطلاع رسانی به “خلق قهرمان ایران” مخالفتی داشته باشد. مسلما سازمان مجاهدین همانگونه در کشورهای غربی مرسوم است می تواند در گزارش مالی خود برای حفظ اشخاص حقیقی که به این سازمان کمک مالی می کنند، اسامی آنها را منتشر نکند.

۲٫ ریز جدول “صدها هزار” دلاری که توسط سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت به آقای اسماعیل وفا یغمائی پرداخت شده است کجاست؟ اگر اینچنین لیستی وجود ندارد، پس چگونه می توان ادعای پرداخت “صدها هزار دلار” به او را باور کرد؟ اگر چنین لیستی وجود دارد، چرا حال که بخشی از این اسناد را منتشر کرده اید، همه اسناد را منتشر نمی کنید؟ آیا از آقای یغمائی که زمانی عضو مرکزیت سازمان و سپس عضو شورای ملی مقاومت شما بوده هیچگاه در مورد پول های خرج شده توسط او که به قول شما بخشی از آن برای “سفرهای متعدد و متنوع” بوده است، گزارش خواسته اید؟ اگر آری، این گزارش ها کجاست، آن ها را منتشر کنید. اگر نه؟ اولا: چگونه می توان ادعاهای شما را باور کرد؟ دوما: چرا پولی که که به قول خودتان متعلق به “خلق قهرمان و برآمده از رنج و شکنج اسیران و خون شهیدان” بوده است را بدون حساب و کتاب به او داده اید؟ این یعنی فساد مالی و بی مسئولیتی. در این زمینه چه توضیحی دارید؟

۳٫ در مورد آقایان کریم قصیم و محمد رضا روحانی نیز سوالات آمده در شماره دو، آنهم عطف به مسئولیت های شورائی آنها به عنوان روسای کمیسیون محیط زیست و کمیسیون ملیت ها تکرار می شود. چه پاسخی دارید؟

۴٫ لیست مقرری و مستمری و پول های پرداخت شده به کلیه اعضای شورای ملی مقاومت را عطف به سوالات آمده در شماره دو و بر اساس موضع و مسئولیت هریک از آنها منتشر کنید. اگر نمی کنید چرا از انتشار آن خودداری می کنید؟

۵٫ جدا از اعضای شورای ملی مقاومت، لیست مقرری و مستمری و پول های پرداخت شده به کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر (چه ایرانی یا غیر ایرانی) که از شما پول می گیرند را عطف به سوالات آمده در شماره دو و بر اساس وظیفه و کاری که به آن افراد محول شده است منتشر کنید. مثلا اشخاصی که در حمایت از شما سخنرانی می کنند، مطلب نوشته یا سایت های مختلف اینترنتی را اداره می کنند. اگر چنین کاری نمی کنید چرا و به چه دلیل؟

۶٫ در اسناد منتشر شده در مورد آقای قصیم و روحانی پول های پرداخت شده “نقد” داده شده است. در اسناد مربوط به مورد آقای یغمائی بجای لغت “نقد” از واژه “پرداخت” استفاده شده، که همان مضمون را دارد. چرا این نقل و انتقالات در سیستم بانکی انجام نشده است، آنهم برای سال های طولانی؟

۷٫ در توضیح مربوط به آقای روحانی آمده است که او در یک “دیدار خصوصی بطور جداگانه و انفرادی با مسئول شورا، درخواست کمک مالی و تأمین زندگی خود و خانواده اش را از «رهبر عقیدتی مجاهدین» به عمل آورد که با سخاوتمندی بسیار پذیرفته شد و به مدت ۲۰ سال ادامه یافت.” آقای مسعود رجوی، «مسئول شورای ملی مقاومت و رهبر مقاومت و رهبر عقیدتی مجاهدین» از کجا به خود اجازه داده که چنین “سخاوتمند” عمل کند؟ مگر تصمیم گیری ها و امورات یک سازمان و تشکیلات که در آن زمان هر روز از پیکرش خون بر زمین می ریخت بر اساس “سخاوتمندی” این یا آن مسئول بوده است؟ چه تعداد دیگر از این گونه تصمیم گیری های “سخاوتمندانه” از طرف مسعود رجوی انجام شده است؟ لیست این تصمیم گیری ها را منتشر کنید تا میزان سخاوتمندی ایشان، باز هم بیشتر روشن شود. اگر لیستی از چنین تصمیم گیری ها را منتشر نمی کنید، دلیل آن چیست؟ همین الان در مورد چه تعداد دیگر از اعضای شورای ملی مقاومتتان سند و مدرک جمع می کنید؟ آیا انتشار این اسناد برای ترساندن بقیه افراد ناراضی و معترض است تا در صورت علنی کردن اعتراضشان، با انتشار اسنادی که از آنها در اختیار دارید به اصطلاح آنها را “بی آبرو” کنید؟

۸٫ در پایان اطلاعیه آمده است اینکه “هزینه هائی که سه دهه توسط مجاهدین تامین می شد، اکنون چگونه و با چه ما به ازائی جایگزین شده است، موضوع بحث جداگانه ای است. اما اقتضای ندامت از تمامی مواضع پیشین و پیدا کردن منابع مالی جدید، در هر مرام و مسلک انسانی، برگرداندن مبالغ دریافتی از مجاهدین بود.” سوال این است: نظر به آنکه شورای ملی مقاومتِ مجاهدین در اطلاعیه های مختلف بر “مزدوری و ارتباط و همکاری” آقایان یغمائی، قصیم و روحانی با وزارت اطلاعات رژیم جنایتکار حاکم بر ایران تاکیده کرده است و نظر به اینکه اطلاعیه اخیر در قسمت پایانی از آنها خواهان بازگرداندن این پول ها شده است، چرا سازمان مجاهدین خلق که خود را جدی ترین مخالف جمهوری اسلامی می داند و پیوسته بر افشای فعالیت های این رژیم در خارج از کشور تاکید می کند، در کشورهای محل سکونت این افراد بر علیه این افراد اقدام قانونی نمی کند؟ اگر سازمان مجاهدین اسنادی در مورد همکاری این افراد (و دیگر جداشدگانِ از این تشکیلات و مخالفین رهبری سازمان مجاهدین) با وزارت اطلاعات رژیم حاکم بر ایران دارد نه تنها وظیفه دارد، که باید بر علیه این افراد اقدام قانونی کند و اکنون که خواهان آن است این افراد پول های این سازمان را به آن برگردانند، باید بجای طرح این خواست در یک اطلاعیه، آنهم با لحنی موعظه گرانه، اقدامات قانونی جدی بر علیه آنها را به اجرا دربیاورد. اگر سازمان مجاهدین چنین اقدامی نکند یعنی ادعاهای این سازمان بی پایه و اساس است و تنها جنبه تبلیغی داشته و قصد آن دارد تا از یک طرف به تخریب چهره این افراد بپردازد و از طرف دیگر “نَسَق کِشی” دیگر اعضایِ شورای ملی مقاومت و دیگر جداشدگان و ناراضیان درونی این تشکیلات را دنبال می کند.

حقیقت را نمی شود لایه لایه کرد و هربار تکه ای از آن را به صورت گزینشی و به میل و صلاحدید خود “به خُورد” افکار عمومی داد. لازمه ی شفافیتِ صادقانه، بازکردن همه پرونده و علنی کردن “تمامی حقیقت” در معرض افکار عمومی است. اگر رهبری سازمان مجاهدین خلق از “تمامی حقیقت” ترس ندارد، باید از علنی شدن هر چه بیشتر جزئیاتِ مسائل استقبال کند و به این پرسش ها و بسیاری پرسش های دیگر پاسخ دهد. در غیر اینصورت ادعاها و اتهام پراکنی های بی پایه و اساس او بر علیه جداشدگان، منتقدین و مخالفین این رهبری، تنها بخشی از یک فریبکاری بزرگ است.

حنیف حیدرنژاد

۶ بهمن ۱۳۹۳/ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۵

http://www.hanifhidarnejad.com

1. فرا خواندن مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد ادعای مرگهای مشکوک، طلاقهای اجباری و کلاهبرداری مالی

***

محمد حنیف نژادشانزدهم آذر سالروز مبارزه با امپریالیسم یا فرصتی برای خودنمایی مجاهدین

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقحنیف حیدر نژاد: نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

همچنین:

یاد داشتی برای دوستان + دیباچه و در باره بلیندا مکنزی

بلندا مکنزیاسماعیل وفا یغمایی، دریچه زرد، بیست و پنجم ژانویه ۲۰۱۵:… من بر سر این ماجرا که می خواهد آرامش اندک زندگی این زن شریف را بر هم زند بدون توجه به اینکه نتیجه چیست تا آخرین نفس و تا آخرین رمق با هرچه بتوانم مبارزه خواهم کرد و به اوباشی (که سالها نان و نمک این زن شریف را خورده، از امکانات مادی او استفاده کرده، خروارها دروغ برای توجیه درخواستهایشان با او گفته و من در صورت لزوم از …

اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا

اسماعیل رفا یغمایی، وبلاگ دریچه زرد، بیست و پنجم ژانویه ۲۰۱۵:…  در این اطلاعیه اشاره شده به اسماعیل وفا یغمائی صدها هزار دلار پرداخته شده است. من امیدوارم این اشتباه تایپی باشد ونیز نویسند ه مست نبوده باشد. من سئوال میکنم: به چه دلیل این صدها هزار دلار پرداخته شده؟ چگونه پرداخته شده؟ من با این پولهاچه کرده ام؟ آیا شارژ این صدها هزار دلار چند میلیون دلار را پرداخته اید و اداره مالیات …

رجویها با سند و ادله رو کردند که آدمها را میخرند!

رضا رجب زادهرضا رجب زاده، انجمن نجات، مرکز مازندران، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۵:…سایت رسمی رجویها مدعی شدند که به اسماعیل یغمایی ؛ کریم قصیم ومحمدرضا روحانی درمقاطع مختلف صدها هزاردلارپرداخت کرده تا بتوانند آنان را درچارچوب فرقه ای به کاربگیرند . رجویها بدین صورت خود دستشان را رو کردند که خود اصالت ندارند وطرف حساب نیستند وکسانیکه به جوال شان میروند صرفا بدنبال دلار و یورو بادآورده …

حمله بی سابقه رجوی به شورایی های منتقد

حامد صرافپور، بیست و ششم ژانویه  ۲۰۱۵:… این حمله بی سابقه (برخلاف ظاهر تهاجمی) دقیقاً از موضع تدافعی، و بیانگر ضعف و وحشت مسعود رجوی از گسترش ریزش و اعتراض در درون شورای ملی مقاومت است. این حرکت، یک خودزنی دیگر سیاسی به پیکر فرتوت فرقه مجاهدین می باشد که (همانند سلسله نشست های سرکوب درون تشکیلاتی موسوم به طعمه) اگر چه شاید چند هفته ای بر شورایی ها …