مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی

 انجمن نجات، مرکز تهران، نوزدهم ژوئن 2016:…  عبارت “مادران، قربانیان فراموش شده”‌ این روزها در اروپا به مادرانی اطلاق می شود که فرزندان شان توسط فرقه تروریستی داعش با نیرنگ و فریب جذب شده و برای جنگیدن به سوریه و عراق و لیبی و یمن و غیره برده شده اند. این کار البته در پس پرده با پشتیبانی دول غربی و همچنین اسراییل و عربستان سعودی و برای منافع خاصی صورت می گیرد. مادران این گروه فریب خورده، در … 

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016مادران، قربانیان فراموش شده

لینک به منبع

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی

 ثریا عبداللهیعبارت “مادران، قربانیان فراموش شده”‌ این روزها در اروپا به مادرانی اطلاق می شود که فرزندان شان توسط فرقه تروریستی داعش با نیرنگ و فریب جذب شده و برای جنگیدن به سوریه و عراق و لیبی و یمن و غیره برده شده اند. این کار البته در پس پرده با پشتیبانی دول غربی و همچنین اسراییل و عربستان سعودی و برای منافع خاصی صورت می گیرد.

مادران این گروه فریب خورده، در شرایط بسیار سختی بسر می برند چرا که هیچ ارتباطی با فرزندان خود نداشته و از اوضاع و احوال آنان بی خبرند. این موضوع توجه بسیاری از رسانه های غربی را به خود جلب کرده و مستند های متعدد و مصاحبه های بسیاری در این خصوص در اروپا تهیه و پخش شده است.

فراموش شده تر از آن مادران، به یقین مادران اعضای دربند فرقه رجوی هستند که حتی به همان اندازه هم توجه جهانی را به خود جلب نکرده اند. آنان کمترین امکان ارتباطی با فرزندان خود را ندارند و نمی دانند عزیزانشان در چه شرایط روحی و جسمی بسر می برند. این در حالی است که آنان از محل فرزندان خود با خبرند و بارها و بارها به آنجا مراجعه کرده اند اما سران فرقه رجوی که پشتشان به همان حامیان داعش گرم است مانع از دیدار آنان با عزیزانشان شده اند.

در این مجموعه قصد داریم به معرفی تعداد معدودی از این صدها مادر دردمند و رنج کشیده پرداخته و مرور مختصری در شرح حال آنان داشته باشیم. از رسانه ها و مستندسازان و اصحاب خبر در هر کجا که هستند تقاضا داریم که این گروه از آسیب دیدگان فرقه ای را دریابند و صدای آنان را به گوش جهانیان برسانند.

——————————————–

Abdollahi-Sorayya

قسمت اول – ثریا عبداللهی – اردبیل

خانم عبداللهی یکی از شناخته شده ترین مادرانی است که فرزندش توسط مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق فریب داده شده و به عراق برده شده است. امیراصلان حسن زاده متولد 30/09/1361 و ساکن اردبیل بود. وی در سال 1380 جهت کاریابی به ترکیه رفت تا برای یافتن کار به آلمان برود که در تور قاچاقچیان سازمان مجاهدین خلق افتاد و با نیرنگ به عراق برده شد.
ثریا عبداللهی در تشریح چگونگی پیوستن پسرش به فرقه رجوی به خبرگزاری مهر گفت: “پسرم در خرداد 81 به همراه دوستش به ترکیه رفت و پس از استقرار در ترکیه طی تماسی به من گفت برای بهبود کارش می خواهد به آلمان برود. از آن زمان تا چند سال از او بی خبر بودم و چون تنها پسرم هم بود از لحاظ روحی بسیار آشفته شدم. تا اینکه پسرم پس از سال ها ظاهرا از آلمان به محل کارم زنگ زد و گفت این مدت در کمپ پناهندگی بوده و وقتی که از وضعیتش پرسیدم گفت:«وضعیتم خوب است در این جا باشگاهی با 200 شاگرد دارم، مربی هستم، خانه و زندگی دارم و می خواهم شما را هم پیش خودم بیاورم.» سال 85 یا 86 بود که دوست امیر را دیدم و گفتم: «تو اینجا چه کار می کنی؟ پس امیر کجاست؟ چرا پیش امیر در آلمان نماندی؟» او گفت: «ما در آلمان نبودیم ما در اشرف بودیم.»”

خانم عبداللهی پس از اطلاع از سرنوشت پسرش، به امید دیدار با فرزندش عازم عراق و پادگان اشرف گردید. ابتدا تصورش این بود که می تواند به راحتی با فرزندش ملاقات کند اما در کمال تعجب مشاهده کرد که مسئولین سازمان با برخوردی به غایت توهین آمیز او را متهم به جاسوسی و توطئه چینی کردند. خانم عبداللهی تا آن زمان کوچکترین شناختی از سازمان مجاهدین خلق نداشت. صحبت با جداشدگانی که از داخل سازمان و پادگان اشرف فرار کرده و در عراق مستقر بودند به تدریج او را با سازمان مجاهدین خلق آشنا کرد. او و تعداد دیگری از خانواده ها تصمیم گرفتند تا در مقابل دروازه پادگان اشرف تحصن کنند و تا زمان دیدار با عزیزانشان محل را ترک ننمایند. تحصنی که تا زمان تعطیلی پادگان و انتقال ساکنان به اردوگاه لیبرتی در غرب بغداد ادامه یافت.

خانم عبداللهی نزدیک به چهار سال در مقابل پادگان اشرف برای ملاقات با فرزندش تحصن کرد ولی مسئولین سازمان نه تنها به او اجازه ملاقات با فرزندش را ندادند، بلکه با انواع تهمت ها و اهانت ها او را راندند. او طی این مدت در ده ها مصاحبه و همایش در بغداد شرکت نمود و به تشریح وضعیت خود پرداخت. خواست او مانند سایر خانواده ها صرفا دیدار با فرزندش و کسب اطلاع از وضعیت او بود.

مسعود رجوی بعد از اطلاع از تحصن خانواده ها گفته بود که تحصن آنان بیش از 20 روز به طول نخواهد انجامید. اشتباه رجوی در محاسبه و ارزیابی قدرت عواطف مادران و خانواده ها موجب شد تا به همت همین خانواده ها یکی از مخوف ترین مقرهای فرقه ای بسته شود. بالاخره مسعود رجوی تحت فشار تحصن خانواده ها که بارها آنان را مستقیما مورد اهانت قرار داده بود، پذیرفت تا پادگان اشرف را ترک کند و نفراتش را به اردوگاه لیبرتی ببرد مشروط بر این که در آنجا دیگر خبری از خانواده ها نباشد. وحشت رجوی از خانواده ها، ماهیت فرقه ای او را بیش از پیش برملا کرد.

قریب به چهار سال تحصن مادران و خانواده ها در مقابل دروازه پادگان اشرف، نمایش یکی از شکوهمندترین جلوه های عواطف مادرانه و انسانی است که قطعا رجوی و رهبران فرقه ای از درک و فهم آن عاجز هستند. حماسه ای که آنان آفریدند به خوبی نشان داد که عواطف یک مادر که حد و مرزی نمی شناسد نیرومندترین سلاح در برابر طلسم فرقه ایست. بی جهت نیست که رجوی و رهبران فرقه ای تا این اندازه از واژه های مادر، خانواده و عاطفه وحشت دارند و به افراد اسیر در فرقه، اجازه ارتباط با خانواده هایشان و خصوصا مادرانشان را نمی دهند.

——————————————————-

 

فعالیت خانم عبداللهی منحصر به تحصن نزدیک به چهار سال در مقابل پادگان اشرف نبود، او علاوه بر فعالیت های تبلیغی در بغداد و تهران، سفری به ژنو داشت و با مسئول حقوق بشر ملل متحد ملاقات نمود. او صدای خود را به گوش احمد شهید و سازمان های مدعی حقوق بشر رساند و در این سفر پرده از جنایت ها و بدرفتاری‌های فرقه رجوی برداشت.
افراد فرقه رجوی که در مقر ملل متحد در ژنو حضور داشتند بارها خانم عبداللهی را تهدید کردند و علنا به وی گفتند «ثریا سر تو را می بریم». به طوری که او مجبور شد به پلیس شکایت کرده و درخواست حفاظت برای خود و خانواده های همراهش را نماید.

——————————————————-

آقای جمیل بصام،‌ یکی از جداشدگان فرقه رجوی که سالیان سال با این فرقه در اروپا و عراق بوده است طی نامه ای به این مادر قهرمان،‌ که در سایت نجات منعکس گردید، احساسات خود را به خوبی بیان کرده است. بخش هایی از این نامه به قرار زیر است:

نامه ای به خانم ثریا عبداللهی

شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲

درود و سلام نثار مادری خستگی ناپذیر و چشم انتظار

حضور فرزند عزیزتان امیر اصلان حسن زاده را در شوی مضحک تلویزیونی فرقه مجاهدین خلق مشاهده نمودم، از یک طرف باعث خوشحالی گردید چون می دانم شما از تماشای چهره اش خوشحال می شوید و از طرف دیگر هم موجب نگرانی گردید که چرا او همچنان باید در آن شرایط و قطع از دنیا و در یک روابط فرقه ‌ای زندگی کند، طوری که حتی متنی که مجبور شده است طبق آن صحبت کند و اعتقادی به آن ندارد را طوطی وار تکرار نماید.

شما تنها مادری نیستید که سوز و گداز خود را با نوشتن نامه‌های زیادی که نوشته ‌اید نشان می‌دهید، صدها و هزاران مادر و پدر دیگر هم مانند شما در اقصی نقاط ایران زندگی می‌کنند که برای دیدن عزیزانشان لحظه‌ شماری می‌کنند.

هیچکس نمی‌تواند آنچه در درون شما از احساسات و علاقه به فرزندتان فوران می‌کند و شما را بی‌تاب می‌سازد را درک کند، مگر خدای ناکرده خودش دچار همین مشکل باشد.
مهم این است که همچون گذشته همانطور که از نامه‌هایتان برمی‌آید یاد و خاطره‌ی پسرتان را زنده نگاه داشتید و همواره جویای وضعیت او هستید. همیشه بعد از هر سختی گشایشی است. می ‌دانیم ادامه این وضعیت برای شما جانکاه است ولی اگر به واقعیت‌هایی که وجود دارد یا در حال وقوع است اشراف پیدا کنید از نگرانی‌های شما به میزان زیادی کاسته می‌شود. برای همین همدردی ما جدا شدگان از این فرقه کثیف، که در این سال‌ها همواره در کنار شما بوده ایم و تا جایی که امکان داشته سعی در همیاریتان داشته ایم، را قبول فرمایید.

جمیل بصام

——————————————————-

نامه خانم ثریا عبداللهی خطاب به فرزندش امیر اصلان حسن زاده اسیر فرقه رجوی در آلبانی که هرگز به دستش نرسید.

اردبیل ـ 19/6/1394

به نام خدای مهربان

فرزند عزیزم

امیرجان، خبر انتقال تو از لیبرتی به آلبانی برای من بهترین هدیه بود. سرانجام از اسارتگاه لیبرتی در عراق رها شدی و به آلبانی منتقل شدی. این یک گام به جلوست چون یکی از گام های رهایی و نجات همیشگی ات از حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی است. من یک مادرم و سرشار از احساسات مادرانه، سال هاست که در تلاش برای رهایی تو از اسارت فرقه سر از پا نشناختم، همه سختی ها، مشکلات و مصایب را با همه ی وجودم تحمل کردم تا تو، فرزند عزیزم را بار دیگر بعد از ۱۴ سال دوری و فراق در آغوش پر مهرم بگیرم هر چند تاکنون موفق نشدم ولی هرگز امیدم را از دست نمی دهم. من یک مادر هستم و حاضرم برای رهایی تو از اسارت فرقه رجوی جانم را بدهم.

عزیز دلم

درسال۱۳۸۱ جهت کاریابی به ترکیه رفتی تا به آلمان بروی که متاسفانه در تور قاچاقچیان و رابطین فرقه خشونت طلب مجاهدین خلق افتادی. من در اواخر دهه هشتاد شمسی برای نجات و رهایی تو به عراق رفتم و نزدیک چهار سال در مقابل سیاه چال رجوی به نام اشرف تحصن کردم و خواستار ملاقات با تو شدم ولی سران فرقه اجازه ندادند حتی یک تماس و دیدار چند دقیقه ای با تو فرزند عزیزم در طی این چهار سال داشته باشم. حال در آلبانی هستی صحیح و سالم و این خبر بسیار مسرت بخشی برای من است.

امیرجانم

از طریق این نامه امیدوارم پیامم به تو برسد شماره تلفنم را نوشتم و بدان که مادرت در انتظار تماست و شنیدن صدای نازنینت بیتاب و بی قرار است و لحظه شماری می کند … در اولین فرصتی که به دست میاری با مادرت تماس بگیر.

از خدای متعال برایت آرزوی رهایی از اسارت فرقه رجوی و رستگاری و خوشبختی دارم. به امید بازگشتت به کانون گرم خانواده مان.

قربانت

مادرت ثریا عبداللهی

————————————————

خانم ثریا عبداللهی و دیگر مادران دردمند و رنج کشیده اسرای فرقه رجوی هم چنان با شعار “پیام ما امید – نوید ما آزادی”‌ به فعالیت های خود برای آزادی فرزندانشان ادامه می دهند. مسعود رجوی در یکی از نشست های صوتی خود با ساکنان اشرف خانم عبداللهی را به اسم مورد اهانت و تهمت قرار داد و این نشانگر آن است که فعالیت های خانم عبداللهی تاکنون مثمر ثمر بوده است.

خانواده ها،‌ قطعا مقدم ترین قربانیان فرقه ها هستند که متاسفانه کسی شرایط خاص آن ها را درک نمی کند. امید است که این مادران هرچه زودتر به وصال عزیزان خود برسند.

میرزایی

(پایان)

*** 

لینک به مصاحبه خانم عبداللهی با رادیو فردا

http://youtu.be/EASsBZe96LE

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24866

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور (+ فرقه رجوی و دورویی) 

 Mojahedin Khalq Rajavi cult families Liberty Feb20165انجمن نجات، مرکز تهران، اول می ۲۰۱۶:… وقتی خانم بهشتی فریاد می زند که من برادرم را می خواهم و تا نجات برادرم از چنگال اهریمنی رجوی از پای نخواهم نشست، وقتی افراد جدا شده خیانت ها و جنایات رجوی را افشا می کنند؛ شرایط بیداری و بصیرت اعضای دربند مهیا می گردد. در آغاز سال ۹۵ خبر رهایی پنج نفر از اسرای رجوی، خانواده نجات را مسرور کرد و این خانواده را در ادامه تلاش برای نجات اسرا و … 

خانواده های گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی فوریه 2016کیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

لینک به منبع

هراس فرقه رجوی از حضور خانواده ها در پشت درب های اردوگاه لیبرتی در سال گذشته و تلاش مذبوحانه این فرقه در ایجاد مانع برای جلوگیری از ملاقات خانواده ها با فرزندانشان، به آن دلیل است که این فرقه با روشهای کنترل مخرب ذهن فرقه ای سالهاست که اعضای خود را در فضایی ایزوله، مسلوب الاراده ساخته است و می داند که بصیرت تنها راه گریز اعضا از دیوارهای حصین اندیشه های فرقه ای می باشد لذا این فرقه با تدابیر بسیار مانع آگاهی و بیداری اعضا می گردد. عدم دسترسی به رسانه ها، اخبار صحیح و زندگی تحت کنترل شدید تشکیلاتی موجب شده که اعضا، گویی در دهها سال پیش به سر می برند. بریدن اعضا از خانواده و تهی نمودن آنها از اکسیر عشق و محبت از آنان انسانهایی ساخته که اجازه ندارند به چیزی جز اهداف رهبر فرقه بیاندیشند. به اعضا القا شده که هدف از حیات آنان خدمت به رهبر و جانفشانی در راه اوست. حربه دیگر فرقه ترساندن اعضا از دنیای بیرون تشکیلات و مجازات اعدام و شکنجه با بازگشت به ایران می باشد. افرادی که سال ها جوانی و انرژی خود را از دست داده اند و بدون هیچ سرمایه و حق بازنشستگی می باشند، از روبرو شدن با دنیای خارج از فرقه بیم دارند . وقتی خانواده ها روزهای پیاپی در شرایط سخت در پشت دربهای لیبرتی فرزندانشان را صدا می کنند و به آن ها می گویند که در ایران خطری متوجه آنان نیست و می توانند به آغوش پر مهر خانواده بازگردند و رافت اسلامی را به آنان نوید می دهند،

وقتی خانم بهشتی فریاد می زند که من برادرم را می خواهم و تا نجات برادرم از چنگال اهریمنی رجوی از پای نخواهم نشست، وقتی افراد جدا شده خیانت ها و جنایات رجوی را افشا می کنند؛ شرایط بیداری و بصیرت اعضای دربند مهیا می گردد. در آغاز سال ۹۵ خبر رهایی پنج نفر از اسرای رجوی، خانواده نجات را مسرور کرد و این خانواده را در ادامه تلاش برای نجات اسرا و رسوا ساختن فرقه رجوی مصصم تر نمود. رهایی آقایان علیحسن خدابنده، محسن طیب زاده، مسعود بخشی زاده ، سید جلال رحیم پور و منوچهر شیرازی به این عزیزان و خانواده هایشان تبریک عرض نموده و آرزومندیم که شاهد رهایی فرزندان این مرز و بوم از قید فرقه تروریستی رجوی باشیم و رنج و اندوه خانواده اسرای این فرقه به شهد رهایی عزیزانشان بیانجامد. امیدواریم که مجامع بین المللی و نهادهای بشر دوستانه دنیا در جهت محکوم نمودن اقدامات ضد بشری و تروریستی فرقه رجوی و نجات اعضای در بند این فرقه مساعدت نمایند.

محمدی

فرقه رجوی و دورویی

لینک به منبع

دورویی تظاهر فرد به داشتن ارزش هایی است که به آن ها باور ندارد و در رفتارهایش انعکاس نمی یابد. ریا نوعی حیله است و با حیله از خود شکلی غیر از آنچه هستند نشان می دهد. فرد ریاکار معمولا دارای یک ترس درونی نیز هست که خود را به شکل و صورتی نمایان می کند که آنچه در حقیقت است پنهان بماند. مثلا وقتی ما از امری احساس خطر می کنیم خود را پنهان می کنیم، می توانیم بگوییم ریا و دورویی هم نوعی پنهان شدن هست یا پنهان کردن حقیقت به دلیل ترس و وحشت، البته همیشه هم به دلیل ترس نیست، گاهی هم برای فریفتن دیگران برای سودجویی نیز هست، پس می بینیم که ریا ریشه در عواملی چون سودجویی، ترس و خلاصه عدم ایمان و اعتماد دارد..

یکی از جدا شده های اخیر فرقه رجوی می گوید که مراسم و مناسک دینی در فرقه رجوی فقط در جلوی دوربین های تلویزیون است و به صورت نمایشی صورت می گیرد. او اشاره می کند که سران فرقه به آنها می گفتند که در هر دین و آئینی باشند برایشان مهم نیست و فقط باید زمانی که به آنها گفته می شود رفتار دینی از خود نشان بدهند.

این سیستم در هیچ یک از ادیان الهی وجود نداشته و ندارد، بلکه در ادیان آسمانی از آن به عنوان نفاق و دورویی یاد می‌شود. ظاهر و باطن همه ادیان الهی یکی بوده و هست، بلکه همگان را نیز از رفتار دوگانه باز داشته‌اند. از میان ادیان الهی می‌توان به اسلام اشاره کرد که کتاب آسمانی قرآن، یک سوره خود را به همین گروه اختصاص داده است. پیامبر خاتم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «بدترین مردمان را، منافقینی (دورویان) می‌یابید که نزد گروهی به گونه‌ای و نزد گروهی دیگر به گونه‌ای دیگر ظاهر می‌گردد».

ریاکارها یا دوروهای متقلب ظاهری نه فقط ادعای شان با رفتارشان متضاد است بلکه ادعای این افراد نیز با باورهای شان یکی نیست. در واقع این گروه از آدم ها ادعا می کنند به مسائلی باور دارند، در حالی که در درون هیچ اعتقادی به آن مسائل ندارند. مثلا این ها نه تنها راستگو نیستند و دروغ می گویند، بلکه اساسا به راستگویی نیز باور ندارند.
دورویی و نفاق یکی از مشخصه‌های فرق انحرافی است به این معنا که آنان در میان مردم یک چهره دارند و در میان خود چهره‌ای دیگر که از دو جهت قابل بررسی است:

۱. جلب توجه مردم
۲. در اقلیت بودن

به سبب باورهایی که دارند در همه کشورهای دنیا در اقلیت هستند، از این‌رو مجبورند ظاهر را حفظ کرده و گفتار و کردار نیکی داشته باشند. این رفتار هنگامی که برای معرفی کردن جریان یا گروهی باشد، چون خلاف واقع نشان دادنِ جریان است، در حقیقت به معنای دورویی و نفاق است.

“ریاکاری” و “دو زبانی” از ویژگی‌های مهم موسسین فرقه‌ها است. در حالی که اعضا در گروه باید راستگو بوده و گذشته زندگی خود و جزئیات آن را برای رهبر بیان کنند، اما در خارج از فرقه باید از افراد دیگر سوء استفاده کرده و آنها را فریب بدهند. پیروان گروه ‌های منافق در برابر رهبر یا تشکیلات فرقه خود، هیچ راز یا سر پنهانی ندارند و باید همه چیز را بگویند. یعنی مانند مرده‌ای در دستان مرده شور؛ در خارج فرقه و تشکیلات نیز باید اسرار و اخبار داخل تشکیلات را از دیگران پنهان کرده و بپوشانند.

فرقه مخرب رجوی دارای سیستم اخلاقی دوگانه بوده و همواره از اعضا خواسته درداخل تشکیلات ذره ای دروغ نگویند و در نشست های مغز شویی به همه چیز اعتراف کنند همچنین همان افراد تشویق می شوند افراد عادی مستعد جذب را گول زده واز آنها سوء استفاده نمایند . کلمه لیبرالیسم در تشکیلات عین دیدن شیطان بود ولی همین سازمان ودر راس آن «مریم رجوی» در یکی از جلوه های بارز این اخلاقیات دوگانه با تمسک و تظاهر به ویژ گی های لیبرالیسم از جمله دمکراسی غربی و آزادی های اجتماعی و فردی، آزادی زنان، انتخابات آزاد به یک فریب بین المللی دست می یازد.

از طریق ارتباطات غیرکلامی می توان افراد دورو را شناسایی کرد. ارتباطات غیر کلامی، دنیایی از کلام را به مخاطب می رساند «بن بست دو سویه» مبحثی در علم ارتباطات است که به خوبی روشن کننده این مسئله است. نظریه “بن بست دو سویه” می گوید: اگر کسی در کلام مطلبی را عنوان می کند ولی رفتار و سکناتش چیز دیگری می گوید، شما به رفتار و سکناتش توجه داشته باشید. نکته جالب آن است که اگر در جایی ارتباطات کلامی و غیر کلامی گرد هم آیند، شما با ۹۰ درصد اطمینان به ارتباطات غیر کلامی توجه کنید.
رهبران فرقه‌ها بر خلاف اولین برخوردهای محبت‌آمیز خود با اعضا، بسیار خشن و خودکامه بوده و کوچک‌ترین مخالفتی با او، عواقب سختی داشته و مجازات سنگینی برای فرد معترض در پی دارد.

رجوی دم از آزادی و دین اسلام می زند در حالی که خودش در تشکیلات سازمان هم زندان انفرادی داشت و هم نفرات را تا حد مرگ شکنجه می کرد آن هم فقط به این جرم که دیگر نمی خواستند با سازمان باشند و می خواستند از راه اشتباه خود برگردند.

وعده‌های پوچ امید به آینده، آرامش و نشاط که درگروه‌های فرقه‌ای به اعضا داده می‌شود؛ نه تنها کوچک‌ترین دستاوردی برای افراد نداشته، بلکه بر عکس فرد دچار آسیب‌های مختلف فردی- در بعد جسمی و روحی- خانوادگی و اجتماعی می‌شود.

فرقه رجوی در این راستا حتی خدا و پیامبر را نیز دستاویز امیال خود قرار می دهد تا شاید با این شکل فریبکاری، دروغ های بزرگ خود را در بین اعضای اسیر توجیه کنند. مثلا وقتی مسعود رجوی در پیام خود به مناسبت ماه مبارک رمضان اشاره به اعضای جدیدالورود و یا کاندیدای عضویت می کرد، کسی که در درون مناسبات سازمان نبوده است فکر می کند که به راستی خبر جدیدی شده و حتما خیل نیروهاست که به سمت قلعه اشرف سرازیر شده است. غافل از اینکه اکثریت قریب به اتفاق نیروهای موجود در سازمان هر کدام با یک ترفند و نیرنگ همچون کاریابی، تفریح، گردش و… به عراق آورده شدند و به یکباره خود را در مقابل عمل انجام شده دیدند که بعد از آن نیز هیچ راهی برای بازگشت نداشتند. چرا که یا به عنوان جاسوس تحویل زندان های مخوف (ابوغریب، فضیلیه و …) عراق می شدند و آنقدر تحت تاثیر تبلیغات سازمان و یا ترس از اعدام و شکنجه و زندان، در صورت بازگشت به ایران، قرار می گرفتند که راه بازگشتی را پیش روی خود نمی دیدند.

فرد ریاکاری که دستش برای همگان رو شده، می تواند آدم خطرناکی باشد. او ممکن است برای بازسازی روابط از دست رفته اش دوباره به رفتارهای ریاکارانه رو بیاورد، اما دیگر نباید گول حرف ها و رفتارهای او را خورد چون یک فرد ریاکار همیشه ریاکار است. حضرت علی (ع) در روایتی می فرماید: “با آدم های دورو، حریص و بخیل مشورت نکنید؛ این افراد نه تنها راه صحیح را به شما نشان نمی دهند، بلکه شما را نیز از مسیر درست گمراه می کنند.” کسانی که از دورویی برای پیمودن پله های ترقی استفاده می کنند موجب می شوند کارایی و بهره وری پایین آمده و در جامعه کارشکنی زیاد شود که این مسئله مانعی برای رسیدن به اهداف است.

خداگو با خداجو فرق دارد

حقیقت با هیاهو فرق دارد

بسا مشرک که خود قرآن به دست است

نداند در حقیقت بت پرست است (مهدی سهیلی)

استفاده از دروغ و ریا، روش اصلی دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی و جز لاینفک تشکیلات و مناسبات فرقه ای و تروریستی آنها می باشد، بنابراین حرف ها، ادعاها، اخبار و …. خلاصه هر چیزی که آن ها به بیرون می دهند آلوده به این روش بوده و قابل اعتماد نیست.

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند (حافظ)

محمدی

*** 

https://youtu.be/tpaXueZ9WAc

بهزاد معزی مجاهدنی خلق فرقه رجویاز “دریوزگی قلم به مزدان فرقه رجوی” تا “نمونه فریبکاری تبلیغاتی مجاهدین خلق”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24763

فرقه رجوی و تهدید جدا شده ها 

Ehsan Bidi Siavosh Rastarانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۶:…  تحت تاثیر اندیشه های فرقه ای، اعضای بریده از فرقه ها  هراس خروج از فرقه و رویارویی با دنیای خارج از فرقه را دارند و این جاست که باید مجامع بین المللی  و حقوقی دنیا به رسالت های بشر دوستانه خود عمل کرده و به کمک اعضای جداشده از فرقه ها بیایند تا این افراد بتوانند در شرایط مناسبی با زندگی خارج از فرقه روبه رو شده و با برخورداری از حما یتهای بین المللی بدون … 

احسان بیدی سیاوش رستارمعامله هیلاری کلینتون با آلبانی تضمین میکند که اعضای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) همچنان تروریست بمانند.

لینک به منبع

فرقه رجوی و تهدید جدا شده ها

اسارت در افکار و القائات فرقه ای به گونه ای است که برای رهایی از آن باید نخست حصارهای ذهنی را درهم شکست و سپس برای خروج از حصارهای فیزیکی چاره ای اندیشید. چنانچه عضو فرقه نتواند از اندیشه ها و باورهای فرقه ای رها شود هرگز نخواهد توانست از موانع فیزیکی عبور کند و از فرقه خارج شود و هیچ عامل خارجی هم نمی تواند موجب رهایی او شود. فرقه ها تلاش می کنند که عضو فرقه دچار تردید و شک نسبت به اصول القایی فرقه نشود و فرصتی برای اندیشیدن به واقعیات نیابد. رهایی اعضای فرقه ها از قیود ذهنی و فیزیکی فرقه نیازمند همت و تلاش روشنفکران و بشر دوستان سراسر دنیاست که فضایی بدون فشار روانی و جسمی، به منظور  بیداری و آگاهی اعضا فرقه ها ایجاد کنند و به عضو فرقه کمک کنند که بتواند موانع ذهنی را کنار بزند. 

تحت تاثیر اندیشه های فرقه ای، اعضای بریده از فرقه ها  هراس خروج از فرقه و رویارویی با دنیای خارج از فرقه را دارند و این جاست که باید مجامع بین المللی  و حقوقی دنیا به رسالت های بشر دوستانه خود عمل کرده و به کمک اعضای جداشده از فرقه ها بیایند تا این افراد بتوانند در شرایط مناسبی با زندگی خارج از فرقه روبه رو شده و با برخورداری از حما یتهای بین المللی بدون ترسی از تهدیدهای فرقه، زندگی جدیدی را شروع کنند. با این کار از توسعه و تقویت افکار و اندیشه های فرقه ای و آسیب ها و تهدیدهای فرقه ها در سطح دنیا جلوگیری می شود همچنین گامی در جهت مبارزه با تروریسم و بنیاد گرایی است.

فرقه مجاهدین خلق از جمله فرقه هایی است که از هر شیوه ای برای جلوگیری از خروج اعضا بهره می گیرد و به ابزارهای تهمت، تهدید، شکنجه، قتل، پرونده سازی .. متوسل می شود. در سال های گذشته خبرهای بسیاری راجع به آزارهای فرقه مجاهدین نسبت به جداشده ها را شنیده ایم که نمونه دردناک آن سناریوی قتل مسعود دلیلی می باشد.

بر اساس توافق سال ۲۰۱۳ که بین وزیر خارجه سابق آمریکا هیلاری کلینتون و نخست وزیز وقت آلبانی سالی بریشا صورت گرفت تاکنون تعدادی از اعضای مجاهدین از اردوگاه لیبرتی در عراق به تیرانا منتقل شده اند. در طی این سه سال افرادی از این فرقه جدا شده اند ولی ازگزند فشارها و تهدیدهای فرقه در امان نبوده اند. آقای احسان بیدی بارها اعلام کرده که فرقه مجاهدین او را تهدید به قتل کرده اند. از آنجا که اعضای فرقه مجاهدین بدون رعایت شرایط پناهندگی و به عنوان وابسته به مجاهدین خلق به آلبانی منتقل شده اند قادر به دریافت خدمات پناهندگی نیستند و برای ادامه زندگی مجبورند که از فرقه مجاهدین خارج نشوند. و افرادی که در آلبانی از این فرقه جدا شده اند علاوه بر آنکه تهدید به قتل شده اند بدون مسکن و هیچ گونه امکانات مالی می باشند و بعضی از جدا شده ها در اثر فشارهای مالی مجبور شده اند که به کمپ فرقه در آلبانی بازگردند.

خانواده اعضایی که به آلبانی منتقل شده اند خواهان فراهم شدن شرایط برای ملاقات با فرزندانشان هستند تا بتوانند قدمی در جهت رهایی عزیزانشان از قید این فرقه شیطانی بردارند. خانواده اعضا بارها از مجامع بین المللی استمداد نموده اند که امکان ملاقات برای آنان میسر شود. خانواده ها از نهادهای بشردوستانه و سازمان ملل تقاضا دارند که اعضای جداشده فرقه مجاهدین را حمایت مالی و جانی نمایند تا جدا شده ها مجبور نشوند تحت فشار های مالی و امنیتی، بار دیگر به اسارت این فرقه درآیند.

محمدی

*** 

احسان بیدی تیرانا سازمان مللFormer MEK member Ehsan Bidi staged a sit-in outside the UNHCR office in Tirana, Albania where he has refugee status.

Albanians should be wary of Mojahedin Khalq activities in their country

Logo_Peoples_Mujahedin

Albania’s UN Ambassador to the Prime Minister in 2012: Don’t take Mojahedin Khalq

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیA list of some MEK agents trained by Saddam’s Republican Guard now operating in Tirana (In Persian)

فائزه محبت کار فرقه رجوی Faezeh Mohabatkar, Saddam’s Privat Army commander now working for Mojahedin Khalq Terrror group in Tirana

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Albanian Mafia are getting closer

Iranian resistance group MKO to move to Albania (aka Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, …)

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultCan Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe?

Anne Khodabandeh (Singleton Baghdad university)Khodabandeh: It would be wrong to ignore the Mojahedin in Albania

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

Anne Khdabandeh Cults and Terror (Open Minds)Pros and cons of the Prevent strategy (Counter-terrorism Policy)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24425

نامۀ گروهی از جداشدگان مجاهدین در اروپا به کمیساریای آلبانی در اعتراض به قطع حقوق جداشدگان 

 Ehsan Bidi Tirana UNHCRپیوند رهایی، دوم آوریل ۲۰۱۶:… با توجه به نکات فوق ما امضا کنندگان این نامه از دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در تیرانا پایتخت آلبانی می خواهیم که با حفظ استقلال خود به عنوان یک سازمان حقوق بشری بین المللی تحت تأثیر القاءات، تحریکات، شانتاژها، تهمت زنی ها و باجگیریهای دروغین رهبران این فرقۀ مافیایی علیه جدا شدگان از آن قرار نگیرد و با خلع ید از رهبران و مسئولان اعزامی این فرقه به آلبانی در دخالت در امور و … 

احسان بیدی تیرانا سازمان مللتحصن اعتراضی آقای احسان بیدی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تیرانا (آلبانی)
نماینده سازمان ملل در آلبانی به پناهندگان سیاسی: یا برگردید به فرقه تروریستی رجوی و یا بروید سفارت ایران

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانامتن ترجمه مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

لینک به منبع

نامۀ گروهی از جداشدگان مجاهدین در اروپا به کمیساریای آلبانی در اعتراض به قطع حقوق جداشدگان در آن کشور

دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در تیرانا – آلبانی

با سلام و احترام؛

ما گروهی از جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق ایران که از قرارگاههای آن سازمان در عراق (اشرف و لیبرتی) بیرون آمده ایم و اکنون پناهنده و مقیم کشورهای مختلف اروپا هستیم تأسف و تعجب خودمان از نحوۀ برخورد کمیساریای آلبانی با آقای احسان بیدی و چند نفر دیگر از جداشدگان از سازمان مجاهدین در آلبانی مبنی بر قطع کمک مالی به آنان و گرفتن مسکنشان و آواره کردن آنان را ابراز می داریم، زیرا با توجه به تجارب و شناختی که ما طی سالیان متمادی حضورمان در داخل تشکیلات این سازمان داریم مطمئن هستیم که تمامی این برخوردها حاصل توطئه ها و نقشه های فریبکارانۀ رهبران این سازمان در عراق و فرانسه علیه جداشدگان فعال افشا کنندۀ ماهیت فرقه ای این سازمان و رهبری آن می باشد که متأسفانه امروز یک نمونه از آن توسط دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد که باید حامی حقوق پناهندگان و مجری کنوانسیونهای ژنو باشد به اجرا در می آید.

لازم به یادآوری است که رهبری این سازمان در دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا و کانادا نیز دست به چنین تحریکات و توطئه ها و تلاشهایی برای تأثیرگذاری بر ارگانهای مهاجرت و پناهندگی این کشورها علیه جداشدگان فعال زده است که به جز موارد انگشت شماری در تمام آن کشورها با بی توجهی و در برخی موارد هم حتی مانند فرانسه طی اظهارات سخنگوی وزارت خارجه اش و حمایتهای کتبی و شفاهی رسمی از جداشدگان با واکنش تند و با توصیف این سازمان به عنوان یک فرقۀ خشونت طلب تروریستی که اعضای خودش را هم سرکوب می کند روبرو شده اند.

عوامل این فرقه در برخی کشورها از جمله فرانسه بارها دست به حمله و ضرب و جرح علنی جدا شدگان زده اند که انبوهی پروندۀ تعقیب و پیگرد قانونی در مراجع امنیتی و قضائی این کشورها دارند.

رهبر این سازمان مسعود رجوی در یک پیام صوتی دو سال پیش خود که توسط رسانه های رسمی سازمان پخش شد همۀ جدا شدگان از فرقه اش را به قتل در خیابانهای اروپا تهدید کرد.

در سال ۲۰۰۳ نیز به دنبال متهم شدن رهبری سازمان مجاهدین در فرانسه به تلاشهای تروریستی و نیز پولشویی، پلیس فرانسه طی یک یورش به مقر رهبری آن در حومۀ پاریس رهبر این فرقه در خارج مریم رجوی را به همراه تعدادی از بالاترین مسئولان آن دستگیر کرد و مبلغ ۱۱ میلیون دلار پول نقد پنهان شده در آن مقر را ضبط نمود که علیرغم آزاد کردن آنها هنوز هم پرونده شان در دادگستری فرانسه باز می باشد.

همچنین تعدادی از رهبران سازمان به جرم ارتکاب جنایات در عراق و همکاری با رژیم سابق عراق در کشتار عراقیان بویژه کردها و سرکوب قیامهای آنان تحت تعقیب دستگاه قضائیۀ عراق قرار دارند که سازمان با انواع ترفندها برخی از آنان را توانسته از عراق خارج و از جمله به آلبانی اعزام دارد.

با توجه به نکات فوق ما امضا کنندگان این نامه از دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در تیرانا پایتخت آلبانی می خواهیم که با حفظ استقلال خود به عنوان یک سازمان حقوق بشری بین المللی تحت تأثیر القاءات، تحریکات، شانتاژها، تهمت زنی ها و باجگیریهای دروغین رهبران این فرقۀ مافیایی علیه جدا شدگان از آن قرار نگیرد و با خلع ید از رهبران و مسئولان اعزامی این فرقه به آلبانی در دخالت در امور و مأموریتهای کمیساریا به کمکهای مالی و معیشتی خود به همۀ افراد اعزام شده به آلبانی از جمله جداشدگان از این فرقه با برخورد با تک تک آنها به عنوان افراد پناهجو ادامه دهد. با سپاس قبلی از اقدامات شما در این رابطه.

گروهی از اعضا و مسئولان جدا شده از سازمان مجاهدین خلق ایران (MKO) در اروپا

رونوشت به:

– کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در ژنو

– شورای حقوق بشر ملل متحد – ژنو

– کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ – ژنو

– دفتر نخست وزیر آلبانی – تیرانا

– سفارتخانه های آلبانی در اروپا

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24090

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟ 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده، هافینگتون پست، ششم مارس ۲۰۱۶:… این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین  … 

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult?

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

مسعود خدابنده – مشاوران استراتژی خاورمیانه      

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cult

کشور آلبانی در شرق اروپا واقع شده و در سال ۲۰۰۹  درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را نموده است. به عنوان فقیرترین کشور اروپا و داشتن بالاترین میزان فساد، کار بسیار زیادی باید صورت گیرد تا این کشور ۳ میلیون نفری در اتحادیه اروپا پذیرفته شود.

دیدار اخیر وزیر خارجه آمریکا جان کری نشانگر اینست که اقداماتی در این رابطه در حال انجام شدن است. ولی کوشش های آلبانی برای ایجاد اصلاحات و تقویت وضعیت سیاسی، امنیتی، قضائی، و کشوری بعد از سالها دیکتاتوری، اگر این کشور تهدید رسیدن مجاهدین خلق از عراق را نادیده بگیرد یا به آن توجه لازم را نداشته باشد، میتواند کاملا به هدر برود.

آلبانی مقصد انتقال سازمان بدنام مجاهدین خلق به داخل اروپاست. مجاهدین خلق که در حال حاضر در عراق مستقر هستند بر اساس توافقی که با آمریکا در سال ۲۰۱۳ صورت گرفته است در حال انتقال به آلبانی هستند.

از دهه ۱۹۸۰ مجاهدین خلق توسط صدام حسین کمک مالی شده و برای اقدامات تروریستی در کوششی برای تغییر رژیم در ایران آموزش دیده اند. بعد از سقوط وی در سال ۲۰۰۳، مجاهدین خلق خود را متحد ارتش آمریکا نشان دادند. در خلال دیدار سناتور کری از آلبانی، مجاهدین خلق به عنوان گروهی که از ارتش آمریکا برای عملیات در خاورمیانه حمایت نموده و علیه تروریسم جنگیده است معرفی گردید. علاوه بر آن این گروه از رهبر سابق صدامی ها یعنی عزت ابراهیم و اخیرا از تروریست های القاعده و داعش در عراق حمایت کرده است. تمامی دولت های بعد از سقوط صدام حسین در عراق مکررا خواستار اخراج این گروه از کشورشان شده اند، ولی مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی که خود یک فراری تحت پیگردهای قانونی است، به پیروان خود دستور مقاومت خونین را داد.

حتی اگر آنان بخواهند به میل خود خارج شوند، آژانس پناهندگان ملل متحد جهت یافتن کشور ثالث برای پذیرش آنان با مشکل روبروست. به نظر میرسد اگر چه کشورهای غربی به وضوح از فعالیت های بعضا خشونت آمیز آنان علیه ایران بهره برده اند، و گروه را به طور مشخص به عنوان خاری در چشم طرف ایرانی در طول مذاکرات هسته ای بکار گرفته اند، ولی مجاهدین خلق آنقدر کثیف هستند که غرب نمیخواهد حتی به عنوان پناهنده میزبان آنان باشد.  

در جهت تشویق کشورها برای پذیرفتن مجاهدین خلق، وزیر خارجه سابق آمریکا هیلاری کلینتون، نخست وزیر آلبانی سالی بریشا را در سال ۲۰۱۳ متقاعد کرد که صرفا ۲۰۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق را به عنوان اقدامی بشردوستانه بپذیرد. این روند به اجرا گذاشته شد، ولی در حال حاضر در سال ۲۰۱۶ آلبانی انتظار میرود که تا ۳۰۰۰ نفر از این افراد را بعد از اینکه رئیس جمهور رومانی ترائیان باسسکو از پذیرش آنان در سال ۲۰۱۴ اجتناب کرد پذیرش نماید.

این توافق توجه چندانی را چه در داخل آلبانی و چه حتی در رسانه های جهان که نسبت به تروریسم و جرائم سازمانیافته حساس هستند جلب نکرد. بخشی از علت این امر آن است که انتقال افراد در گروه های کوچک، مثلا حدود ۲۰ نفر در هر نوبت، صورت میگیرد چرا که کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR مجبور گردیده است تا در برابر خواسته های مسعود رجوی تسلیم شود تا مانع از تهدید به خشونت گردد. رجوی اعضائی را که اجازه میدهد تا انتقال یابند مشخص میکند که اغلب دارای هویت جعلی هستند. او اطمینان حاصل میکند که با هر گروه از اعضای عادی مجاهدین خلق چند مراقب که آنان را تحت کنترل داشته باشند و مانع از جداشدن آنان گردند همراه باشند. به منظور اجرای این برنامه برای جابجائی مجاهدین خلق از عراق، مقامات ملل متحد مجبور شده اند تا به انتقال پناهندگان تحت این شرایط تن بدهند، اگرچه حتی مشخص است که وضعیت اعضای مجاهدین خلق در این سازمان شرایط برده داری نوین می باشد.

زمانی که این افراد به آلبانی میرسند، رهبران مجاهدین خلق مسئولیت آنان را بدست میگیرند. اگرچه ایالات متحده مبلغ ۲۰ میلیون دلار به آژانس پناهندگان ملل متحد برای کمک به اسکان مجاهدین خلق کمک مالی نموده است، و طبق گفته مقامات وزارت خارجه آمریکا این کشور به  دولت آلبانی کمک های امنیتی و اقتصادی برای توسعه و بازسازی ظرفیت های فیزیکی برای اسکان این پناهندگان را داده است، اما هیچ یک از این امکانات متوجه فرد پناهنده نیست. در تیرانا مجاهدین خلق محوطه یک دانشگاه متروکه را تصاحب کرده اند که تازه رسیده ها را در آنجا تحویل گرفته و همان شرایط ایزوله کردن و کنترل های فرقه ای را برقرار می نماید که البته همیشه شامل حال اعضا گردیده است. آنچه که به عنوان یک ژست بشر دوستانه آغاز شد به انتقال جمع بزرگ یک گروه تروریستی به اروپا بدل گشت. سازمان مجاهدین خلق دارای شرایطی در آلبانی است که فراتر از قوانین است. درست به همان صورتی که در عراق مشاهده میگردید.

این عمل پناهندگان را دور از دسترس مقامات آلبانی قرار میدهد و از آنجا که آنان در معاشرت با جامعه آلبانی آزاد نیستند، هجوم بیش از یک هزار تروریست آموزش دیده به طرز هوشمندانه ای از دید ناظران پنهان مانده و از مباحثات دور نگاه داشته شده است.

بهرحال اگر چه به نظر میرسد که مجاهدین خلق به نوعی در سکوت موجودیت خود را حفظ کرده اند، شهروندان آلبانی حق دارند بپرسند که آیا پناهندگان جدید تهدیدی واقعی برای زندگی شهروندی، امنیت و امید آنان برای عضویت در اتحادیه اروپا بحساب نمی آیند.

برای پاسخ به این سؤال، ما باید بپرسیم که چرا دولت عراق اینقدر مصر است که آنان را از کشور خود اخراج کند و چرا سایر کشورهای غربی به شدت از پذیرش آنان اجتناب می ورزند.

به عنوان یک سازمان جنائی و خشونت طلب، مجاهدین خلق همیشه در جائی که قدرت قانون ضعیف است به تلاش می پردازند – در کشورهائی مانند عراق و آلبانی که میخواهند از گذشته آشفتگی و مشکلات خود بیرون بیایند. در چنین شرایطی مجاهدین خلق میتوانند با اقدامات جنایتکارانه و خشونت آمیز خطرناک باشند.

به عنوان تبلیغات چی ها و مانیپوله گرهای ماهر، رهبران مجاهدین خلق هیچ ابائی از ارتباط با مقامات دولتی، دلالان قدرت، و رسانه ها و رشوه دادن به آنها ندارند. واضح است که مجاهدین خلق همیشه از امکانات مالی خوبی برخوردار بوده اند. اعضای سابق مجاهدین خلق همچنین گزارش کرده اند که رهبران سازمان در حال حاضر با اشتیاق مشغول برقراری ارتباط با دسته های مافیائی آلبانی هستند. مجاهدین خلق با این گروه ها برای منافع مشترک کار میکنند همانطور که با رژیم صدام حسین کار کردند. در دراز مدت، اگر سازمان مجاهدین خلق در آلبانی شکل بگیرد – با تبانی پنهان با محافل سیاسی که از سابقه فرقه ای و تروریستی آنان سود می برند –می توانند در تیرانا آنچه که در پاریس مقدور نیست را انجام دهند. 

سازمان سیا کشور آلبانی را دارای فساد بالا ارزیابی کرده است که به یک مشکل ملی بزرگ بدل گشته است که شامل قاچاق مواد مخدر، پول شوئی و قاچاق انسان می باشد. به این صورت موقعیت کشور است که آنرا برای سازمان های جنائی بین المللی جذاب می سازد و در نتیجه مشکلات بسیاری برای آژانس های اعمال قانون بوجود می آورد. آلبانی ضرورتا به عنوان دروازه اروپا برای دیگر نقاط جهان عمل میکند.

حال، در حالیکه راههای مختلف به ترکیه، سوریه، و عراق تحت شدیدترین نظارت های امنیتی قرار دارند، فرماندهان تروریست ها از هر گروه مزدور میتوانند بدور از انظار در تیرانا آموزش و حمایت لجستیکی دریافت کند. یک گروه تروریستی زیر زمینی چه مکانی بهتر از تیرانا میتواند برای برقراری یک کمپ آموزشی پیدا کند؟ این مکان در اروپاست، ولی داخل اتحادیه اروپا نیست و لذا زیاد تحت نظارت جامعه بین المللی نمی باشد.

بعد از تغییر فضای سیاسی به دنبال توافق هسته ای بین ایران و کشورهای ۵+۱، مجاهدین خلق به دنبال دوستان جدید و حامیان جدید هستند. این گروه در حال حاضر خود را متحد ارتش آزاد سوریه کرده و کمک هائی به جنگجویان سعودی ها علیه شیعیان یمن ارائه میدهد. سازمان مجاهدین خلق دارای بیش از ۴۰ سال تجربه در فعالیت های تروریستی است. تهدید واقعی از جانب این گروه تنها به این محدود نمی شود که آنان میتوانند مجددا در آلبانی مسلح شوند، بلکه آنان میتوانند از گروه های دیگر نیز جهت دادن تعلیمات دعوت نمایند.

نگرانی این است که مجاهدین خلق گسترش یافته و برای معامله با هر گروه تروریستی دست باز دارند.

این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین خلق فرقه ایست. این بدان معناست که پیروان در برابر دستورات رهبران حتی اگر مخالف میلشان باشد مقاومت نخواهند کرد. لذا تهدیدی وجود دارد که آنان برای فعالیت های مختلف جنائی بدون اینکه رضایت واقعی آنها شرط باشد مورد استفاده قرار گیرند. در حال حاضر نمونه هائی از افرادی وجود دارند که توسط مجاهدین خلق از غرب اروپا به داخل آلبانی قاچاق شده اند و برای فعالیت های پول شوئی مربوط به آلمان فعال گردیده اند.

بهر صورت، پناهندگان همچنین میتوانند به شدت آسیب پذیر باشند. دلیل دیگری که آنان می بایست مورد توجه قرار گیرند این است که مجاهدین خلق یک نیروی نظامی از بین رفته است، متوسط عمر جنگجویان ۶۰ سال می باشد و بسیاری بعد از سالها تعلیم و تنبیه در بیابان های عراق با مشکلات عدیده جسمی و روحی دست به گریبان هستند. ولی در حالیکه این واقعیت در خصوص اکثریت آنان وجود دارد، هنوز بسیاری از آنان که در جذب و آموزش تروریست ها مهارت دارند، کسانی که میدانند چگونه دیگران را برای مأموریت های انتحاری آماده سازند، میتوانند مهارت های خود را به سادگی به تروریسم جهانی در جهان امروز منتقل نمایند.

همه اعضائی که وارد آلبانی میشوند با مجاهدین خلق نمی مانند. یک جمع رو به گسترش جداشدگان وجود دارد – حدود ۲۰۰ نفر تا امروز – که به گروه پشت کرده اند و می خواهند به نزد خانواده های خود و زندگی عادی بازگردند. جالب است که ایالات متحده از این جمع اعضای سابق حدود ۸۰ نفر را به دقت انتخاب کرده تا در آمریکا پناهنده شوند. آنان مصاحبه های سختی را پشت سر گذاشتند تا اطمینان حاصل شود که مجاهدین خلق را کاملا رد میکنند و دیگر تهدیدی به حساب نمی آیند. برخی دیگر تحت شرایط مشابهی در کشورهای اروپائی پذیرفته شده اند ولی مابقی در شرایط دشواری در آلبانی باقی مانده اند.

با توجه به مخاطرات بسیار بالا، مقامات آلبانی می بایست مانع از ایجاد یک پایگاه مخفی تروریستی در خاک اروپا توسط این سازمان بشوند. در اولین قدم می بایست اعضای مجاهدین خلق را از منبع رادیکال کننده شان دور نمایند. اگر این اتفاق نیفتد، مشکل به سادگی به جای این که حل شود جابجا شده است.

مقامات تیرانا باید مطمئن شوند که با تمامی پناهندگان تازه رسیده به صفت افراد برخورد میشود، و نه کسانی که به رهبر مجاهدین خلق تعلق دارند. به آنان باید حمایت و کمک مالی و اقامتی داده شود چرا که افراد حق دارند آینده شان را خودشان تعیین کنند. تجربه عراق در حال حاضر نشان میدهد که زمانی که این افراد به لحاظ فیزیکی از فضای تحمیلی بوجود آمده توسط رهبران مجاهدین خلق و فشار همقطاران دور میشوند، به سرعت در می یابند که تعهد آنان به تروریسم از بین می رود و روند بازسازی آنان میتواند آغاز گردد. 

وقتی آنان با خانواده های خود تماس میگیرند کمک بزرگی به این بازسازی میشود. نمونه های بسیاری در خصوص اعضای سابق هست که توانستند از فرقه جدا شده و زندگی جدید و موفقی را از نو شروع کنند. برخی در حال حاضر در کشورهای اروپای غربی زندگی میکنند زیرا خانواده شان آنجاست که توانسته است به آنان کمک کند. برخی به ایران بازگشته اند – اگر چه ایران مایل به بازگشت آنان نیست – که در آنجا شامل عفو و سپس ایجاد یک زندگی عادی تحت نظارت ملل متحد و صلیب سرخ جهانی گردیده اند. برخی دیگر در حال حاضر در کردستان عراق زندگی میکنند و دارائی های خانوادگی شان را از ایران به آنجا منتقل کرده و کسب و کار راه انداخته اند.

زمانی که آنان از فشارهای زندگی فرقه ای خارج شوند میتوانند از طریق سازمان های حقوق بشری زندگی خود را سامان بدهند. همانطور که مقامات صلیب سرخ جهانی یک بار به نویسنده گفتند: “به عنوان افراد، ۳۰۰۰ نفر چیزی نیست، ما هر سال میلیون ها نفر را سامان می دهیم. ولی به عنوان یک گروه، نه ما و نه هیچ سازمان دیگری نمیتواند به آنان کمک کند.” این یک گزینه است که دولت آلبانی نمیتواند نادیده بگیرد، اگر هیچ اقدامی صورت نگیرد خطر همه چیز را تهدید خواهد کرد.

صفحه توئیتر مسعود خدابنده

www.twitter.com/ma_khodabandeh

*** 

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

Massoud Khodabandeh: Will President Rouhani meet genuine human rights advocates halfway?

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgMassoud Khodabandh, Huffington post Nov. 2015:
Syrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser