مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت پنجم

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت پنجم

 محموبه حمزه محمدی انجمن نجات، مرکز تهران، دهم ژوئیه 2016:… دخترم سمیه در سال 1998 به عراق رفت که در آن زمان در سن نوجوانی بود و فهمیدم که به سبب تبلیغات و شایعات دروغی که سازمان در کانادا پخش کرده بود به طرف سازمان گرایش پیدا کرده است. بعد از آن فهمیدم که سازمان اقدام به جذب دختران و پسران جوان بین 12 … 

سمیه محمد مصطفی محمدیمصاحبه با آقای محمدی در مورد پخش فیلم اعترافات اجباری سمیه توسط فرقه رجوی

لینک به منبع

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت دوم

مادران،‌ قربانیان فراموش شده – قسمت سوم

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت چهارم

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت پنجم

محبوبه حمزه – کشور کانادا

سمیه محمدی دختر محبوبه حمزه، ایرانی الاصل مقیم کانادا در حالی که تنها 16 سال داشت با فریب فرقه رجوی جذب و به عراق و پادگان اشرف برده شد. او هم اکنون در مقر فرقه رجوی در آلبانی به سر می برد و مادر و خانواده اش از دیدار با او محروم هستند.

آقای مصطفی محمدی، پدر سمیه،‌ پس از اعدام یکی از بستگان همسرش٬ در دهه هفتاد همراه با خانواده از ایران خارج شد. او برای سهولت پروسه پناهندگی٬ کیس هواداری سازمان مجاهدین خلق را انتخاب کرد و از آن پس٬ به دلیل دینی که نسبت به سازمان احساس می کرد٬ در کشور کانادا به عنوان يكی از هوادارن سازمان مجاهدين خلق فعاليت نمود.

اما مشكل از جايی آغاز شد كه سازمان مجاهدين خلق،‌ سميه دختر او را برای يك بازديد سه هفته‌ای به عراق دعوت کرد. سه هفته‌ای كه بعد از 18 سال هنوز پايان نيافته و سميه هرگز به آغوش خانواده و به نزد مادر چشم به راهش باز نگردیده است، داستان به اين جا ختم نشد، محمد پسر ديگر مصطفی محمدی و محبوبه حمزه نيز برای بازگرداندن خواهرش سميه٬ به عراق رفت ولي او نيز در پادگان اشرف ماندگار شد و فرقه رجوی مانع از بازگشت وی به نزد خانواده اش گردید. محمد البته بعد از اینکه در نجات خواهر ناموفق ماند از فرقه رجوی در عراق فرار کرد و به کانادا نزد خانواده اش برگشت.

آقای محمدی می گوید:

“دخترم سمیه در سال 1998 به عراق رفت که در آن زمان در سن نوجوانی بود و فهمیدم که به سبب تبلیغات و شایعات دروغی که سازمان در کانادا پخش کرده بود به طرف سازمان گرایش پیدا کرده است. بعد از آن فهمیدم که سازمان اقدام به جذب دختران و پسران جوان بین 12 تا 20 سال کرده است و با فریب و نیرنگ ویزای آن ها را گرفته و سمیه و جمعی از دوستانش در بین این فریب خوردگان از سال 1998 بودند .

من فقط یک نامه از دخترم در سال 2000 و یکی هم در سال 2003 در ایام عید دریافت کردم.

او هیچ گرایش سیاسی نداشت، ولی سازمان مجاهدین خلق اقدام به فریب جوانان زیر سن قانونی کرد. این در حالی بود که نیروهای کانادایی بعضی از عناصر سازمان را اخراج کرده بودند و در بعضی از روزنامه های کانادایی از مافیای جذب اطفال و اعزام آن ها به عراق خبر دادند. دخترم دانشجو بود و در کانادا تورونتو درس می خواند.

7 روز قبل از سقوط رژیم صدام حسین به عراق رفتم و از دخترم خواستم تا با من به کانادا بیاید ولی عناصر سازمان و نیز بعضی از نیروهای مخابرات عراقی دستوراتی به وی دادند که از چیزی صحبت نکند و او را به مرگ تهدید کرده بودند.

دخترم گریه کرد و پشیمان بود و منتظر بود که حکومت عراق عملی انسانی برای این گروه فریب خورده انجام دهد. دخترم به من گفت که گروه زیادی از عناصر سازمان الان به افسردگی مبتلا شده اند و خیلی از آن ها پشیمان هستند و به دنبال فرصتی برای بازگشت به سوی خانواده هایشان می باشند.

از حکومت عراق می خواهم تا به من در خروج فرزندم از این تنگنایی که در آن وجود دارد کمک کند و من به حکومت عراق تعهد می دهم که دخترم بی گناه است و هیچ فعالیت ضد مردم عراق ندارد جز این که او از طرف مافیای سازمان مجاهدین خلق با خدعه جذب شده است. این مافیا هیچ بویی از انسانیت نبرده است.”

به دنبال تلاش های خانواده محمدی برای نجات دخترشان سمیه محمدی، فرقه رجوی همچون سیاق ثابت دست به ترفندی کثیف زد و سمیه را مجبور نمود تا در تلویزیون این فرقه حاضر شده و به خانواده و مادر خود اهانت کند و انواع تهمت ها را نثار آنان نماید. این عمل شنیع که مدام علیه خانواده ها تکرار می شود خشم و تنفر نسبت به این فرقه جهنمی را بیش از پیش کرده است.

خانم محبوبه حمزه مادر سمیه محمدی در نامه ای به دخترش نوشته است:

“ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻋت ها ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ شب ها ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ و ﻣﺎﺟﺮای ﺗﻠﺦ اﺳﺎﺭﺕ تو

ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭﺑﮕﺬاﺭ ﺣﺮﻑ و حدیث ها ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻳﺎﺑﺪ. ﺧﺴﺘﻪ اﻡ ﺧﺴﺘﻪ، سال های ﺑﺴﻴﺎﺭﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻴﺴﺘﻢ، ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ.

ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ، ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ حزب ها ﻭ گروه ها، نمی دانم، ﻓﻘﻄ اﻳﻦ ﺭا می دانم ﻛﻪ اﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﻧﻪ ﺣﺰبی ﺑﻮﺩ ﻭﻧﻪ ﮔﺮﻭهی، ﻓﻘﻄ اﻭ ﺑﻮﺩ و ﻋﺸﻖ، و اﻭ اﺯ ﺳﺮ ﻋﺸﻖ آﺩﻡ ﺭا ﺁﻓﺮﻳﺪ.

ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ جدایی ﻛﻪ ﻫﻴﭻ مصلحتی ﺩﺭ آﻥ ﻧﻴﺴﺖ و ﻧﻪ حتی ﺑﺮای ﻳﻌﻘﻮﺏ ﻧﻪ ﺑﺮای ﻳﻮﺳﻒ

ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ

ﻣﺼﻂفی ﺣﺮﻑ می ﺰﻧﺪ، ﻣﺼﻂفی می ﺠﻨﮕﺪ، ﻣﺼﻂفی ﻓﻴﻠﻢ می ﺴﺎﺯﺩ، ﭘﻴﺎﻡ می ﺪﻫﺪ.

اﻣﺎ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﻜﻮتی ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮا می اﻧﺪﻳﺸﻢ. ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ

و ﻏﺼﻪ ﺩاﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎی ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ، ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﺖ ﺷﺪﻩ، ﺩﻟﻢ ﺑﺮاﻳﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻋﺰﻳﺰﻡ

ﻧﮕﺮاﻧﻢ ﮔﺮ ﭼﻪ ﺗﻮ ﺭا ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﭘﺮ ﻣﻬﺮ ﺧﺪا ﺳﭙﺮﺩﻩ اﻡ اﻣﺎ می ﺪاﻧﻢ ﻛﻪ ﺩﺭﻛﻢ می ﻜنی ﻭ ﺣﻖ می دهی ﻛﻪ ﻧﮕﺮاﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻳﺮﮔﺬﺭﻧﺪ، ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺨﺖ و ﺗﻠﺦ و ﺩﻳﺮﮔﺬﺭﻧﺪ.

ﻏﺼﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺭا ﺣتی ﺑﻪ ﻣﺼﻂفی نمی گویم

حرف ها ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ، ﻫﻢ اﻭ ﺧﺴﺘﻪ اﺳﺖ و ﻫﻢ ﻣﻦ.

من نه تنها حرف های تو را در کتاب پایان یک توطئه باور نمی کنم بلکه حرفم این است سمیه دخترم لطفا کمی کمتر مهربان باش….

کمی کمتر عاشق باش و نگران ما نباش و عزیزانت را به خدا بسپار….”

دل نوشته خانم محبوبه حمزه به دخترش سمیه محمدی

“دلتنگى هاى بى پایان براى دخترم سمیه

آرام جانم، آرامشم، صبر وقرارم، بى قرارﻳﻢ دلتنگیم

دخترم عزیزم مادرم خواهرم و همه ى هستى ام

سمیه ام تولدت مبارک

سى و پنج سال پیش وقتى که منتظرتولدت بودیم مصطفى می گفت می دانم دخترى در راه است هدیه ى خداوند بزرگ و شکر گزارﻳﻢ می گفتم از کجا می دانی که حالا دختر است می گفت من می دانم دختر است و اﺳﻤﺶ که هم نام اولین زن شهید صدر اسلام سمیه اﺳﺖ و امیدوارم که در نزد خدا و خلق سر بلند و خشنودمان کند و خداوند تو را هدیه ى مان کرد و دل من و مصطفى را شاد کرد در روز هفدهم شهریور سى و پنج سال پیش یکى از زیباترین روزهاى خدا آغوشم پر شد از گرماى تنت و عطر زیباى زندگى و شادى با آمدنت پاﻳش به خانه ى ما باز شد و دخترى از تبار سمیه که خود شهید و شاهدى ست بر این همه ماجرا

دخترکم سمیه ام تولدت مبارک

در روز تولدت از همیشه دلتنگ تریم، تا پاى جانمان ایستاده ایم و از تو حمایت می کنیم و تنها رهایت نکرده ایم، تو شبیه هیچ کسى نیستى، شبیه سمیه ى منى، با آن نگاه گرم و جذاب و گیرا و مهربان.

از خداى مهربان ممنونم که مادر دخترى همچون توام برگزید. سمیه جان روزهاى سخت به پایان می رسد. من تو را از خداوند هدیه گرفتم پس یقین دارم که او دوستدار و نگهبان و نگاهدار توست براى آزادیت دعا می کنم. همراه با مصطفى به اور فرانسه آمده ام تا اعلام کنم که ما بیدى نیستیم که به این بادها بلرزیم. سمیه میوه ى درختى ست که رگ و ریشه ى برگ برگ آن با عشق رشد نموده و عجب نیست از حمایت ﻋﺎﺷﻘﺎنه ات با فیلم و کتاب و پیام هایت در جلوى دوربین این تروریست ها و من شجاعت را در تو می ستایم و به وجودت افتخار می کنم چهره ى زیبا و مظلومت را که می بینم می خندم و گریه می کنم.

گریه هایى از سر دلتنگى و خنده هایى از سر غرور و افتخار که حماسه ساز و پیام رسان عشق شدى.

سمیه محمدى، دختر محبوبه حمزه و مصطفى محمدى که تنها جرﻣﻤﺎﻥ عشق بوده و هست و گناه ﻣﺎﻥ اصرار به آزادى دخترﻣﺎﻥ که این گناهى شد نابخشودنى از دید این سازمان تروریستى و سران از خدا بى خبر آن

و عشق، من و مصطفى و خواهر و برادرانت را بارها و بارها تا مرز جان دادن برده که صد جان فداى تو عزیزم

عشقم سمیه، تو هستى و حضور دارى و در آغوش منى و همراه و همدل من و مصطفى، دست هاى مصطفى را می بوسی ومی شناسی و می دانی که دست هاى مقدس پدرت هرگز به پول و خون و مال و منال و زور و زر و قدرت و جاه و مقام آلوده نشد و نمی شود و این افتخار محبوبه حمزه مادر سمیه و همسر مصطفى محمدى ست که خانواده اى این چنین دارد.

می بوسمت و در آغوش می فشارمت و هزاران بوسه تقدیمت می کنم

تولدت مبارک نازنینم
محبوبه حمزه
١٧ شهریور ٩۴”

«فيلم ناتمامی برای دخترم سميه» داستان زندگی خانواده محمدی است و عمده فيلم، مربوط به صحنه‌هايی است كه مصطفی محمدی از تلاش‌هاي خانواده برای بازگرداندن دو فرزندش به آغوش خانواده ضبط كرده که در مستند مزبور مورد استفاده قرار گرفته است. «فيلم ناتمام براي دخترم سميه» كه جایزه بهترین فیلم سیاسی هفتمین جشنواره سینما حقیقت را از آن خود کرد، به تعبیرکارگردان، دفاعی است از خانواده در برابر فعاليت سياسی جمعی و سازمانی.

تصویر فوق، چهره ناراحت سمیه محمدی را در زمانی نشان می دهد که مسئولین جنایتکار، اعضای سازمان را مجبور می کنند در اعتراض به حضور خانواده ها در مقابل کمپ فرقه رجوی خودنمایی کنند و آنان را آماج توهین ها و تهمت ها نمایند.

میرزایی

***

An Unfinished documentary for my daughter – Trapped in Rajavi cult, Mojahedin Khalq

https://youtu.be/CEb5-ZBuk4k

Let’s stand up together and free our children from Rajavi and the MEK https://youtu.be/Ij0AKRMPJAY

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20355

نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش ( پخش فیلم اعترافات اجباری اسیر سمیه محمدی)

مصطفی محمدی، ریچموند هیل، کانادا، هفدهم اوت ۲۰۱۵:… فیلم ۴ دقیقه ایت را با مادرت محبوبه و مرتضی و محمد و حوریه دسته جمعی تماشا کردیم . خوشحال شدیم . راستی در ان لباس زیبا تر شده بودی . عین لباسی بود که مریم رجوی از بوتیک های شانزه لیره برای خودش می خرد. یعنی نشان می دهد که رجوی چقدر از خروج تو از سازمان و زندان لیبرتی در عراق نگران هست که لباس های نظامی را از تن تو در می اورد …

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015قربانعلی حسین نژاد:  سخنی با منتقدین رجوی. چرا در برابر شکنجۀ یک پدر و دختر جلوی مقر مریم رجوی سکوت کرده اید؟

لینک به منبع

نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش در عراق توسط مسعود رجوی

سلام دخترم

فیلم ۴ دقیقه ایت را با مادرت محبوبه و مرتضی و محمد و حوریه دسته جمعی تماشا کردیم .

خوشحال شدیم . راستی در ان لباس زیبا تر شده بودی . عین لباسی بود که مریم رجوی از بوتیک های شانزه لیره برای خودش می خرد. یعنی نشان می دهد که رجوی چقدر از خروج تو از سازمان و زندان لیبرتی در عراق نگران هست که لباس های نظامی را از تن تو در می اورد و با لباس تلویزیونی و محفلی ، به تلویزیون می اورد که یکی از شیوه ها برای فریب افکار عمومی فرانسه هست .

**

گفتی: شنیده ای که من به اور امده بودم و در انجا فحاشی کرده ام

سمیه جان شنیدن کی بود مانند دیدن . من و خواهرت حوریه به اورسوراز پاریس امده بودیم که چشمت روز بد نبیند ده ها چماقدار رجوی مانند مور وملخ بر سر من و حوریه و وکیل ما ریختند . جرم ما این بود که یک پلاکارد در خواست دیدار و ازادی تو را داشتیم .

الف

ایکاش بجای شنیدن از راه دور و از طریق مسولین که دروغگو هستند ، تقاضا کنی فیلمهای ان روز و ان حمله غیر انسانی و غیر سیاسی مجاهدین را که با دهها دوربین مداربسته پایگاه مریم رجوی ضبط شده است ، به تو و همه نشان بدهند تا مشخص شود چه کسی دروغ می گوید . ؟

میزان تحمل و ازادی خواهی رجوی چقدر است ؟

و اگر ژاندارمها نرسیده بودند معلوم نبود چه بلایی سر ما می آوردند .

سمیه جا ن ، با مقامات کشور فرانسه و پلیس در این زمینه سوال کرده بودم و انها گفته بودند داشتن پلاکارد و اعتراض مدنی حق تضمین شده یک شهروندهست . چیزی که در تشکل مجاهدین و رجوی مفهوم ندارد .

بنابران ما کار غیر قانونی نکرده بودیم . کسانی که تورا در گروگان دارند ، به ما حمله کردند .

بابا جان

در ضمن اگر فحاشی کردم ، که نکردم ، منهم سالها د رمجاهدین بودم و اتفاقا هم صحبت جلال گنجه ای

و مجاهدین از زمان شاه تا امروز بوده ام . بنابراین معلم های خوبی نداشته ام . تو سعی کنی از اینها یاد نگیری.

ب – گفتی : خودت نمی خواهی از پیش مجاهدین درپایگاه لیبرتی بغداد بروی

سمیه جان ، مگر پاسپورت برات صادر شده است ؟ مگر برگه عبور سازمان ملل به توداده اند

دخترم اگر مدرک داشتید و رجوی در روند صدور مجوز برای برگشت به کانادا در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ کارشکنی نکرده بود که تو هم الان مانند محمد در کنار ما بودی ومانند گذشته اخر هفته ها با هم توی حیاط و یا پارکی جمعمان جمع بود و نه ما نگران تو و سلامتی ات بودیم و نه تو زیر فشار زیاد مسولان برای تلویزیون امدن قرار می گرفتی . مصاحبه های تکراری که توسط مسولین نوشته شده و تو مجبوری انرا بخوانی و چه دلیلی بر درستی حرف ما که هیچ کدام از این برنامه ها زنده نیست .

دفعه بعد که تورا خواستند به تلویزیون بیاورند حتما درخواست کن که اولا برنامه زنده باشد

دوما -شماره تلفن همراهت را روی صفه تلویزیون بنویس که اگر کسی خواست با تو تماس بگیرد بتواند .

سوما – یک ای میلی از خودت بگو که اگر خبرنگار مستقلی یا سازمان صلیب سرخی و یا نهاد حقوق بشری مستقلی خواست با تو تماس بگیرد مجبور نشود از طریق مجاهدین تماس بگیرد و انها از طرف تو جواب بدهند . در مصاحبه ات گفتی که ۳۵ سالت شده است و خودت تصمیم می گیری . . حیف که سالهای جوانی تورا ندیدیم ولی چطوری این زن ۳۵ ساله نه تلفن همراه دارد نه ای میل نه به اینترنت دسترسی دارد و نه کسی می تواند وی را خارج از مقرهای مجاهدین بدون همراه تشکیلاتی ملاقات و گفتگو کند .

اینها هست که هر کسی می فهمد نگاه تو در ان مصاحبه ها نشا ن از اجبار تشکیلات به مصاحبه ها علیه من و مادرت هست .

دخترم سمیه

یک بار از خودت پرسیده ای که برای رجوی که میلیونها دلار برای تظاهرات در پاریس و اوردن سیاستمدارانی که همه قبلا کاره ای بوده اند و حالا مثل رجوی هیچ کاره هستند ، هزینه می کند چرا از بردن تو به فرانسه وحشت دارد ؟ چرا ؟ اگر تو واقعا ادمی هستی که به این تشکیلات غیر انسانی مافیایی رجوی باورداری ، خوب در پاریس و یا اروپا و یا در کانادا هم می توانی برای انها عضو باشی

جواب ساده هست . رجوی می داند هر کس از اعضای اسیر نگهداشته شده مجاهدین و بقول رجوی اشرفی ها با دنیای ازاد تماس داشته است ، از رجوی جدا شده است . زیرا یک انسان مسول و با شرف می فهمد که نگاه داشتن شما ها در اشرف و لیبرتی یک بازی ضد ایرانی رجوی برای گرفتن پول ازخارجی ها هست .

دخترم سمیه

من ۲ سال دم در پایگاه اشرف بودم برای ازادی تو و دیگر اسرا تلاش کردم . تو می گویی که وزارت اطلاعات دم در اشرف بوده است .آیا از رجوی پرسید ه ای که مگر قرار نبود رجوی ایران را ازاد کند و رژیم اخوندی را سرنگون ؟

پس چه اتفاقی افتاده است که در سال ۲۰۱۴ پادگان اشرف که قرار بود از انجا به ایران حمله شود ، ازاد شد ه است ومسعود رجوی سرنگون شده و هیچ اثری از وی در این ۱۲ سال نیست . یعنی من اینقدر سوپر من هستم . یا اینکه همین سیاست های ضد خانواده ضد مردمی ضد ایرانی و قدرت پرستی رجوی بود که باعث بسته شدن اشرف شود. خون ان افرادی که هم دراشرف کشته شدند گردن رجوی هست .

ادمی که رهبر هست و نمی تواند از نیروهایش حفاظت کند شکر زیادی می خورد که چنین ادعایی را در ۳۷ سال بعد از انقلاب می کند .

دخترم یک روزی ازاد خواهی شد و به نزد ما و مردم ایران بر خواهی گشت . د رکانادا به فرزندت خواهی گفت که پدربزرگ مصطفی برای نجات تو و دیگر جوانانی که خودش با دست خودش و بخاطر اعتمادش به رجوی به عراق فرستاده بود ، در بیابانهای نا امن اشرف و عراق چه شبهایی را تا صبح چشم به هم نگذاشت .

سمیه وقت ان رسید ه است که یک بار در خلوت خود فکر کنی اگر پدر خونیت مصطفی اینقدر قدرت دارد که اشرفی را که قرار بوده کوه ها بجنبد نجبند را با چند تا بلندگو مانند منارجنبان اصفهان خودمان به لرزه و جنبیدن واداشته است . بنابراین لیبرتی که مانند نواختن رقص بابا کرم هست .

دخترم

من با حوریه حتما به فرانسه بر خواهیم گشت و تا وقتی تو را به اورسوراز نیاورند در انجا خواهم بود .

اگر می بیینی داداشهایت و مامانت هم به اینجا نمی ایند بر ای این است که ما مانند رجوی کسی به ما پول یا مفتی نمی دهد . انها باید در کانادا زندگی را اداره کنند تا ما بتوانیم در عراق و فرانسه برای ازادی تو تلاش کنیم .

در ضمن به رجوی ۳ دلیلی که چرا رجوی و مجاهدین شکست خورده اند را یاداوری می کنم زیرا انها با ادب و فرهنگ ما بیگانه شده اند .

.۱- -این تنها مسعود رجوی هست که بر خلاف سنت کهن ایرانی که احترام به پدرو مادر و بزرگترها واجب است ، به شما ها بی احترامی به پدر و مادر ها را یاد می دهد . این پسندیده یک دختر ایرانی نیست

۲- رجوی در عراق شما ها را دور از مردم عراق نگهداشت زیرا اعراب هم به پدر و مادر خود احترام شدید می گذارند . بنابرای

۳- این چه ادعای مسلمانی هست که رجوی می کند که تورا و شما ها را وادار می کند بر خلاف قران و سنت حضرت محمد به پدر و مادر خود بی ادبی و بی حرمتی کنید . پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنها یا هر دوی آنها نزد تو به پیری برسند، کم ترین اهانتی به آنها روامکن و بر سر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف، سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو. بال های تواضع خویش را در برابرشان از محبت و لطف فرد آر، و بگو پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده. پروردگار شما آگاه است. هرگاه صالح باشید، او توبه کنندگان را می بخشد

سوره اسرا -ایه ۲۳٫

رضایت خدا با رضایت والدین است.

حضرت محمد

سمیه جان

من و مادرت ازتوراضی هستیم زیرا تو در اسارت هستی ودر اسارتگاه گفتار و کردارش ازادی عمل وجود ندارد .

برای دیدن و در اغوش کشیدن تو در کانادا همچنان منتظر فعال خواهیم بود .

پدر و مادرها می فهمند چرا من و مادرت برای ازادی تو به هر کاری دست می زنیم . اگر رجوی کمی انسانیت داشت حاضر نبود هیچ پدر ومادری چشم براه فرزندانش باشد .

ای نامه که می روی به سویش از جانب ما ببوس رویش

پدرت مصطفی محمدی

۱۶ اگوست ۲۰۱۵ – ریچموندهیل – کانادا

لینک فیلم که در سایتهای مجاهدین نیامده است و با زیر نویس فرانسه توسط شورای ضد خلق ایران رجوی تولید شده است اوت ۳ -۲۰۱۵

(پایان)

اور سور اواز مریم رجوی گزارش ویدئویی از تحصن آقایان محمدی و حسین نژاد. شهرک اور سور اواز، مقر فرماندهی مجاهدین خلق

مصطفی محمدی لینک به مجموعه مطالبی از خانواده محمد در مورد سمیه محمدی که توسط رجوی در عراق بعنوان گروگان ممنوع الملاقات است

سمیه محمدی

LET SOMAYEH CHOOSE IN A FREE COUNTRY

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

محموبه حمزه محمدی دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19508

دکتر بنی صدر ضرب و شتم آقای محمدی ، دختر و وکیلش توسط مجاهدین خلق را محکوم کرد

پیوند رهایی، پاریس، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۵:… آقای دکتر بنی صدر ضمن محکوم کردن ضرب و شتم آقای مصطفی محمدی و دخترش و وکیلش توسط افراد مریم رجوی در جلوی مقر او در حومۀ پاریس و توصیه به پیگیری اقدامات قضائی و قانونی در رابطه با آن رهنمودهای لازم حقوقی و قانونی برای پیگیری موضوع اسارت فرزندان این دو پدر در چنگال فرقۀ رجوی را به آنان ارائه داد و گفت: من نیز مثل شما پدری …

دیدار آقای مصطفی محمدی با مشاور ارشد رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیزه در پاریس

لینک به منبع

دیدار دو پدری که فرزندانشان اسیر فرقۀ رجوی هستند با آقای دکتر بنی صدر

مصطفی محمدی حسین نژاد ابولحسن بنی صدر

روز جمعه ۵ تیر ۹۴ برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵ آقای مصطفی محمدی از فعالان و هواداران سابق سازمان مجاهدین به همراه دختر کوچکترش حوریه محمدی و آقای قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین که هر دوی آنها فرزندانشان اسیر فرقۀ رجوی و هم اکنون در زندان لیبرتی در بغداد می باشند با آقای دکتر ابو الحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور منتخب مردم ایران در محل اقامت ایشان در حومۀ پاریس دیدار کردند.

در این دیدار آقای مصطفی محمدی ضمن بیان تاریخچۀ کوتاهی از فعالیتهایش در کانادا و عراق و فرانسه برای آزاد کردن دختر بزرگترش سمیه محمدی از چنگال فرقۀ رجوی در عراق و اعتراضها و شکایتهایش علیه رهبری این فرقه که دخترش را در حالیکه به سن قانونی نرسیده بود از کانادا به پادگان نظامیشان در عراق کشانده و در آنجا نگهداشتند، چگونگی حملۀ قلچماقهای مریم رجوی در نزدیکی مقر او در اورسوراواز فرانسه به او و دخترش و وکیلش و زخمی کردن شدید آنها در حال اعتراض به نگهداشتن سمیه در عراق را برای آقای بنی صدر تشریح کرد و گفت که تحقیقات و تکمیل پرونده در این مورد توسط پلیس و قضائیۀ فرانسه جریان دارد.

وی همچنین دیدار و گفتگویش با آقای برنارد پواگنان مشاور ارشد ریاست جمهوری فرانسه و نتایج بسیار مثبت این دیدار در رابطه با پروندۀ شکایت آقای محمدی در دستگاه قضائیۀ فرانسه علیه رهبران فرقۀ رجوی که مقیم فرانسه هستند را برای آقای بنی صدر بازگو کرد.

آقای قربانعلی حسین نژاد نیز ضمن شرح سوابق اخذ پناهندگی و اقامت خود و خانواده اش از جمله دختر بزرگترش نزدیک سی سال پیش در فرانسه و چگونگی بردن دخترش زینب حسین نژاد بیست سال پیش توسط رهبری فرقۀ رجوی از همین مقر امروزی مریم رجوی در حومۀ پاریس به قرارگاه نظامی سازمان مجاهدین در عراق بدون اجازۀ او به عنوان پدرش در حالیکه هنوز ۱۷ سالش هم نشده بود گفت: رهبران فرقۀ رجوی علیرغم تلاشهای کمیساریا و یونامی و وزارت حقوق بشر عراق مانع خروج دخترم از عراق و حتی تماس او با من و خواهر کوچکترش می شوند و نمی گذارند حتی این دو خواهر که در عمرشان همدیگر را ندیده اند با همدیگر دیدار کنند.

آقای حسین نژاد که خودش از ساکنان کمپ لیبرتی بود و از آنجا توسط هیأت بازدید کنندۀ یونامی بیرون آمده است به شرح مشاهدات خود در درون فرقۀ رجوی و چگونگی و علت قطع ارتباط افراد توسط رهبران فرقه با دنیای بیرون مخصوصا با افراد خانواده شان حتی در داخل تشکیلات سازمان پرداخت.

آقای دکتر بنی صدر ضمن محکوم کردن ضرب و شتم آقای مصطفی محمدی و دخترش و وکیلش توسط افراد مریم رجوی در جلوی مقر او در حومۀ پاریس و توصیه به پیگیری اقدامات قضائی و قانونی در رابطه با آن رهنمودهای لازم حقوقی و قانونی برای پیگیری موضوع اسارت فرزندان این دو پدر در چنگال فرقۀ رجوی را به آنان ارائه داد و گفت: من نیز مثل شما پدری هستم که دخترم بیش از سی سال پیش در چنگال رهبر این فرقه که تعهدش در قبال او یعنی استقلال و آزادی را نقض کرده بود گرفتار شد ولی توانست به توصیۀ من خودش را با آگاهی و اندیشۀ خودش از بند او که خودش را به بیگانه فروخته بود رها سازد و در نتیجۀ این رهایی بود که امروز بعد از طی مدارج عالیۀ تحصیلی یک دکتر و استاد دانشگاه می باشد در حالیکه مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین که همسرش بود وی را از درس خواندن و مطالعه و تحصیل دانش منع می کرد و می گفت: برای چه دنبال درس و تحصیل هستی؟ صبر کن چند ماه دیگر رژیم را سرنگون می کنیم و من می شوم رهبر ایران و تو می شوی بانوی اول کشور!!… و رجوی به این توصیه اش به ترک تحصیل و درس، اول از همه خودش عمل کرده بود! یعنی مطلقا دنبال یادگیری و مطالعه نبود و سواد و معلومات چندانی نداشت.

در پایان، دیدار کنندگان از آقای بنی صدر به علت دادن این وقت و افتخار دیدار با ایشان و از حمایتها و رهنمودهایشان برای آنان و خانواده های اسیران فرقۀ رجوی سپاسگزاری کردند و آقای مصطفی محمدی چند سی دی حاوی فیلم «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه» را که به فرانسه نیز ترجمه شده است برای آقای بنی صدر و دفترشان اهدا کرد.

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه.

***

همچنین:

والنون والقلم …… (تقاضای دیدار مادر “نقشه”ای علیه مجاهدین خلق؟)

برای دخترم سمیه محمدیمصطفی محمدی، هفتم می ۲۰۱۵:… واما بی بوته هایی که خانواده را نقض و پدران و مادران را دشمن نامیده و خائن و مزدور خوانده اند نه تنها جایگاهی در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا نداشته و نخواهند داشت زندان مجاهدین را خائن هایی زندان بانند که خون پدران و مادران را مباح دانسته و تنها پدران و مادران مرده را خانواده ی خویش دانسته که این خون آشامان تاریخ این زمان نه چند رنگ که هزار رنگ و هزار تویند که …
مصطفی محمدی، پنجم می ۲۰۱۵:…  ساکت نبودم و نیستم از پای ننشسته و نخواهم نشست آرام نبوده و نیستم خسته نبودم و نیستم تا پای جان هستم فریاد پدران و مادرانی هستم که سال هاست قربانی فریب و نیرنگ مسعود و مریم رجوی شده اند راه نجات ایران ترور و قتل و غارت و دست در دست شیاطین دنیا و ابر جنایت کارا
مصطفی محمدی، چهارم می ۲۰۱۵: …  و روز پدر دیگری از راه رسید و نه تنها سمیه محمدی بلکه تعداد بی شماری از عزیزان اسیر در چنگال فرقه ی ضد بشری مجاهدین هم چنان دور از خانه و خانواده و دور از سرزمین و کاشانه در آرزوی خانواده و دیدن عزیزانشان هستند و این حقیقتی ست آشکار و غیر قابل انکار. چرا که بارها و بارها دیده شده که عزیزانی پس از …