مارک زدن از نوع مجاهدین خلق (+ باز هم این کوه موش زایید)ا

مارک زدن از نوع مجاهدین خلق (+ باز هم این کوه موش زایید)ا

esmail Mortezaee (Javad Khorasan)بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، ششم ژوئیه ۲۰۱۷:…  بیش از ۹۰ درصد افراد که خودم شنیده ام روی همین سه موضوع مانده اند. خودم همین مشکلات را تجربه کردم و ذهن خودم هم درگیر این چیزها بود. اما یک مشکل دیگر از مشکلات بعد از این مسائل که در این مقاله می خواهم به آن بپردازم و افراد را میترساند و جرات آمدن به بیرون را ندارند مارک زدن است که تبلیغات بغایت هیتلری فرقه … 

اسماعیل مرتضایی (جواد خراسان)اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین که به آلبانی گسیل شده اند + تصاویر

مارک زدن از نوع مجاهدین خلق

ز. ش. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

خانواده های محترم، میخواستم یکی از ترفند هایی که مجاهدین خلق برای جدا نشدن افراد میزنن را بگم که چی هست.

قبل از آن باید بگم که یکی از مشکلات افراد که جدا نمی شوند مسئله سن است که برخی نفرات قدیمی و مسن که تعدادشان هم خیلی زیاد است میگویند که دیگر سن ما بالا رفته بگذار این چند صباح را هم بگذرانیم و تمام شود.

مسئله دیگر امرار معاش است. برخی به دلیل مشکلات مالی بیرون نمی روند. می گویند چکار کنیم از نو زندگی درست کنیم؟

یکی دیگر از مشکلات مسائل خانواده است که از ترس خانواده و اینکه با چه برخوردی مواجه میشوند قید بیرون رفتن را میزنند. ترس از سرکوفت خانواده خیلی دست و پا گیر است.

بیش از ۹۰ درصد افراد که خودم شنیده ام روی همین سه موضوع مانده اند. خودم همین مشکلات را تجربه کردم و ذهن خودم هم درگیر این چیزها بود.

اما یک مشکل دیگر از مشکلات بعد از این مسائل که در این مقاله می خواهم به آن بپردازم و افراد را میترساند و جرات آمدن به بیرون را ندارند مارک زدن است که تبلیغات بغایت هیتلری فرقه رجوی روی فرد انجام میدهد که شاهد این تبلیغات سالها بوده ایم.

بعد از رفتن نفری که جدا میشود، همیشه دست نوشته ای را در نشست ها رو میکنند که این فرد خودش نوشته و اعتراف کرده که مزدور بوده یا اینکه مسائل اخلاقی داشته یا معتاد بوده است؛ و چون این نفر سالها در این فرقه بوده نمیخواهد جلوی دوستانش که سالها با آنها زندگی کرده این مارکها را بخورد.

فرقه همیشه این موضوعات را از طریق سیمای ماهواره ایش یا از طریق سایتش بیرونی میکند که طرف را بغایت میترساند. شاید بگویید به جهنم، بگذارید بیرونی کند، کسی که برایش مهم نیست. ولی این را بگویم که حق بدهید به افراد چون سالها در اسارت بودند و مغز شویی شده اند. فکر میکنند که دنیای بیرون هم همه طرفداران مجاهدین خلق هستند. شاید خنده تان بگیرد ولی همین است و یک نمونه اش خود من هستم. چون با بیرون در ارتباط نیستی که بفهمی که چقدر این فرقه منفور است.

نمونه فاکتهایی از این قبیل مارکها می آورم. نفر مسئولی در فرقه بود که بغایت انسان و چشم پاک بود. بعد از جدایی او در سازمان که ضربه شدیدی برای سازمان بود بخاطر اینکه سازمان جواب نفرات خودش را بدهد که این فرد مورد احترام چرا جدا شده، از قافله عقب نماند و چون حرفی برای گفتن نداشت شروع کرد به سند سازی که او مشکل داشت و مسائل اخلاقی که خودمان بیرون کردیم. این حرف ها برای ما جدید بود که چرا این حرفهای مزخرف را به این آدم خوب میزند. آنجا بود که همه نفرات تنفر شدیدی از رجوی پیدا کردند.

نمونه دیگر این قضیه که الان نفراتی که از سازمان در آلبانی جدا شدند با آنها مواجه هستند مارکهای مختلف از قبیل مزدوری که خود ما هم از این قضیه شاخ در آوردیم که از داخل که دوست داریم سوال کردیم آنها گفتند که این مارکها را به شما میزنند که نفرات داخل بترسند و جرات بیرون آمدن را نداشته باشند.

بقدری علیه نفرات جدا شده سم پاشی میکنند که ادمها ترسیده اند و جرات بیرون امدن را ندارند. مثلا می گویند که این آدمها الان معتاد شده اند، الان در کنار خیابان میخوابند، یا در زندان هستند. این است سازمان مجاهدین خلق. ولی باید گفت با این مارکها و با این تبلیغات دروغین هر کاری کنی الان نفرات در دنیای آزاد هستند. و تو حنایت دیگر رنگی ندارد. روزی را داشته باش که در داخل خودت همین نفرات علیه خودت شورش کنند.

با امید به روزی که نفرات را در بیرون ببینیم و این را بگویم به همه نفرات، هر چقدر هم در بیرون مشکلات مالی و غیره داشته داشته باشید، خانواده ها نمیگذارند که شما در بیرون لحظه ای زجر بکشید. شما چنین خانواده هایی دارید که با گذشت و روی باز مشکلات شما را درک کرده و کمکتان خواهند کرد.

نفرجدا شده در آلبانی تیرانا . ز.ش

ای بابا، بازم که این کوه موش زایید

س. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

سالهای سال رجوی به زور حقنه میخواست به نفرات بفهمونه که شورای رهبری اش کلید پیروزیه. دیگه جوری شده بود که مریم رجوی با پررویی محض بحث آرمانی کردن میزد و اینکه اگه مسعود به قدرت نمیرسه همینه که شورای رهبری درک نشده.

گرچه خودش هم با تموم پاچه ور مالیدگیش فهمیده بود که نفرات این طلاق اجباری رو قبول ندارن و به قول معروف دارن انطباق کار میکنن، چه برسه به بند دال و شورای رهبری اش. برای همین هی نشست پشت نشست، پروژه خونی پشت پروژه خونی (به یک رنج از موضوعات یه پروژه میگفتن).

خوب یادمه توی لیبرتی آخرش مریم رجوی تو نشست های ویدئوئی بالاخره حرف اصلی اش رو بالا آورد که اونم چیزی نبود جز اینکه هر کس این موضوع یعنی شورای رهبری رو آرمانی قبول نداره “مجاهد” نیس. بعد وقتی دید خیلی بی ترمز رفته مث شوهرش تصحیح کرد که نه اینکه نباشه، من میدونم یه سری تضاد ها هست و … دیگه باقیش شر و ور بود.

بعضی ها به بهانه آنتراکت زدن از نشست بیرون

وقتی رفتم بیرون با یکی از دوستام داشتم صحبت میکردم. دوستم گفت بالاخره خانم فهمید که این آدما گوسفند تشکیلاتیش نیستند و نمیشن. خوب اگه قرار بود بشن که توی این سالها شده بودند.

وقتی از آنتراکت برگشتم دیدم شروع کرده به هندونه زیر بغل دادن که شما چه ها و چه ها هستین، شما گوهر بی بدیل هستین (مسعود رجوی واسه خر کردن آدما میگفت گوهر بی بدیل، که فقط واسه خر کردن بود، و گرنه هیچ کس واسش به اندازه سر سوزنی ارزش نداشت).

مث اینکه بهش گفتن که گند زدی همه شاکی شدن. همین حرف دست آویز خوبی شد واسه نفرات. اما این شورای رهبری و بند دال که قرار بود کلید به قدرت رسیدن باشه، همینی که مث آیه قرآن کرده بودنش، یه دفعه دوباره کارگاه رنگرزی رجوی ها بکار افتاد. چطوری؟ یه شب خانم از خواب بیدار شد فهمید که ای بابا این همه سال اسم اشتباه روش گذاشتن واسه اینه جواب نداده. یه شبه از شورای رهبری تبدیل شد به شورای مرکزی، و تمام رده بندی های داخلی معلق شد و همه از سر تا پا شدن کاندید شورای مرکزی. دقت کنید کاندید شورای مرکزی نه عضو اون.

راستی چرا بعد از این همه سال؟ راستی چرا؟

اینجاست که باید تشکر کرد از خانمهایی مثل بتول سلطانی و مریم سنجابی و زهرا میرباقری و بقیه مثل اینا که واقعا با خودشون صداقت داشتند و فهمیدن واقعا فرقه چطوره و اومدن بیرون و راه باقی رو باز کردن. درسته که خیلی حرفها جیره خوارهای رجوی بهشون گفتند ولی راه رو هموار کردن واسه باقی دیگه.

درسته حتی توی اون سطح تشکیلاتی وقتی بیان بیرون باقی میفهمن که چه خبره. بله اینطوری میشه که کوه “انقلاب ساختگی ایدئولوژیک” (شما بخونید طلاق اجباری) موش زایید. طبق معمول همه این سالها این به اصطلاح کوه استراتژیک؛ البته کوهی نبود از اول یه تپه دست ساز بود و حضرات بیشتر مرض خود شیفتگی دارن و خیال میکنن به قول معروف علی آباد شهره.

ای بابا از بس توی حصار خودشون تنیدن و از دنیای بیرون قطع هستن نمیدونن که هنوز کوره دهاته. فکر کنم انشاء الله به همین منوال پیش بریم. به این نتیجه می‌رسند که کلا اسم فرقه رو عوض کنند. بعد آرم رو عوض کنند بعد دیگه برن اونجایی که نادر شاه رفت.

البته خیلی وقته که به این نتیجه رسیدن، چون زن و شوهر اونقدر رو دارن که به زبون نمیارن که البته انشاء الله به اون نقطه هم میرسند.

س. ه. اسیر آزاد شده فرقه رجوی در آلبانی

*** 

مزدوران و شکنجه گران ارتش خصوصی صدام، فعال در کشور آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30078

اوضاع فعلی در فرقه رجوی

Ehsan Bidi Siavosh Rastarز. ش. بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و هفتم ژوئن ۲۰۱۷:…  حال میگویید که چرا فرقه با رفتن این نفرات مخالفت میکند؟ یک علت این است که نمایش و فستیوال ویلپنت فرقه در فرانسه تا چند روز دیگر برگزار میشود و اگر تعدادی که حدود ۱۵۰ نفر هستند و درخواست جدایی دادند بروند مریم رجوی که تمام حیثیت فرقه را در این فستیوال میبیند نمیتواند جواب بیرون را بدهد. بگوید که تعدادی … 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

لینک به منبع

اوضاع فعلی در فرقه رجوی

مقاله ای از ز. ش. جداشده در آلبانی

سلام به خانواده های عزیز.

در مقاله قبلی سر این گفتم که فرقه رجوی قرار است که یک اشرف یا یک لیبرتی دیگر در آلبانی درست کند. ذات این فرقه همین است که نفرات را در سیطره ایزوله خود قرار دهد.

طبق خبرهایی که هست قرار است که این فرقه اعضای خود را به جایی دورتر از شهر تیرانا ببرد تا بتواند، با نرفتن نفرات به بیرون از فرقه، مانع از جداشدن آنها بشود. جایی نزدیک به نیم ساعت یا بیشتر دورتر از شهر، جایی که گفته میشود قبلا پادگانی برای نیروهای ناتو بوده و نزدیک فرودگاه شهر است، جایی که دقیقا تداعی کننده قرارگاه اشرف و لیبرتی است، جایی که میتوانند بیشتر روی نفراتشان سلطه داشته باشند.

خدا را هزار مرتبه شکر می کنم که این توان را به من داد که بتوانم از این فرقه جدا شده و آزاد بشوم، والا باز همان روزهایی که در عراق بودم به سراغم میامد که دیگر تنها فکر برای من مرگ بود. ای کاش دوستانم هم مثل من زودتر به این فکر میافتادند و آزاد میشدند. ولی این امید را دارم که این آرزویم هر چه زودتر به وقوع بپیوندد که این دور نیست.

این را میگفتم که نفرات را به مکان جدیدی میبرند که برای نفرات جداشدن مشکل باشد. نفرات تا آنجایی که اطلاع دارم مدتی است که برای آماده سازیهای مکان جدید به آنجا میروند تا هر چه زودتر از شهر دور شوند. شهری که کابوس مریم رجوی است. شهری که نفرات را به سمت رهائی میکشد.

بسیاری هستند که مخالفتهایی دارند اما اجازه نفس کشیدن ندارند. شنیده هایی که از داخل خود فرقه دارم این است که نفرات اغلب با این موضوع مخالف هستند ولی از ترس جرات بیان ندارند که بگویند. به آنها حق میدهم چون من هم بین آنها بودم و میدانم بیان این مخالفت یعنی چه. از شنیده هایی که از داخل فرقه دارم این است که نزدیک به ۱۵۰ نفر برگه جدایی را نوشته و به مسؤلین فرقه داده اند ولی با مخالفت آنها روبرو شده است.

پس چرا این فرقه به دروغ میگوید که هر نفری که میخواهد جدا شود مشکلی نیست و درهای خروجی بر خلاف درهای ورودی باز است. این است فرقه به اصطلاح دمکراتیک؟ چرا نمیگذارند نفرات اگر نمی خواهند بمانند بروند؟ چرا این ۱۵۰ نفری که به شما عرض کردم باید در داخل فرقه عمر خود را به اجبار از دست بدهند؟ من فقط این تعداد نفر را از داخل فرقه شنیدم که به شما بگویم تعداد خیلی بیش از این است، ولی جرات بیان ندارند.

با سم پاشی که این فرقه در داخل تشکیلات برای نفرات کرده و اطلاعات غلطی که در خصوص بیرون از تشکیلات به آنها داده، نفرات جرات ندارند که این کار را بکنند. نمونه بارزش خود من که با صدها بار فکر فرار و بعد نرفتن، یکهو این امکان برای من پیش آمد که از این فرقه بیرون بیایم.

حال میگویید که چرا فرقه با رفتن این نفرات مخالفت میکند؟ یک علت این است که نمایش و فستیوال ویلپنت فرقه در فرانسه تا چند روز دیگر برگزار میشود و اگر تعدادی که حدود ۱۵۰ نفر هستند و درخواست جدایی دادند بروند مریم رجوی که تمام حیثیت فرقه را در این فستیوال میبیند نمیتواند جواب بیرون را بدهد. بگوید که تعدادی که گفتم رفتند و دیگر چه حسابی روی این فرقه میکنند ؟ او میخواهد از این نمایش خود در فرانسه تا میتواند با پولهایی که خرج میکند بهره سیاسی ببرد ولی این تعداد جداشده تمام بساط او و فرقه را بهم می ریزند.

مریم رجوی میداند که چکار کند چون موجودیت و هویت این سازمان بستگی به این دارد که نفرات را نگه دارد. این است سازمان مجاهدین خلق واقعی که برای بخشیدن به هویت ننگین خودش نفرات را در اسارت نگه میدارد. ولی کور خوانده، دوران قبلی تمام شده، دیگر هر چقدر هم که نفرات را به اسارت بگیری، ما نفراتی که در بیرون هستیم نخواهیم گذاشت که دوستان و عزیزانمان را به زور نگه داری. ما تمام ذهنمان پیش آنها است و ادامه مبارزه مان را در بیرون علیه این لانه فساد انجام خواهیم داد.

به خانواده های عزیز میگویم که درست است که در اینجا حضور ندارید، ولی ما نماینده های شما هستیم و با تمام وجودمان این کار را خواهیم کرد.

فدای همه شما خانواده های عزیز.

عضو جدا شده فرقه در تیرانا آلبانی ز. ش

*** 

تقدیم لیست شهدای ضد امپریالیستی مجاهدین خلق به جان مک کین Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30002

پیامی به دوستان در زنجیرم در فرقه رجوی 

Radicalised Mojahedin Khalq from Iraq to Albaniaژ. ه. بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۷:… راستی، آهای بچه هایی که در غل و زنجیر فرقه رجوی هستید، فطرت پاکیزه انسانی چیست؟ مگر رهایی از قید و بندهای استثماری مسعود و مریم رجوی نیست؟ پس معطل چی هستید؟ یالا قیام کنید. تا کی می خواهید اسیر قید و بندهای بنده ساز باشید؟ مگر شاخص موفقیت روزه همانا تقوای رهایی بخش نیست؟ پرهیز از آلودگی … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیShould we be afraid of Senator McCain meeting with the Mojahedin Khalq (Rajavi cult, MEK, MKO, …) in Albania?

لینک به منبع

پیامی به دوستان در زنجیرم در فرقه رجوی

مقاله ای از ژ. ه. جداشده اخیر در آلبانی

سلام دوستان، دوباره به عید رسیدیم. عید یعنی چه؟ عید به معنی بازگشت، بازگشتی خوش یمن و مبارک، بازگشتی توأم با شادمانی، رها شده از غل و زنجیر رجوی خائن، بازگشتی نو به دامن پاک خانواده با اندیشه و پالایشی نو، پاره کردن غل و زنجیرهای استثماری، استثمار از فرقه مریم و مسعود رجوی، بازگشت به سرشت پاکیزه انسانی.

راستی، آهای بچه هایی که در غل و زنجیر فرقه رجوی هستید، فطرت پاکیزه انسانی چیست؟ مگر رهایی از قید و بندهای استثماری مسعود و مریم رجوی نیست؟ پس معطل چی هستید؟ یالا قیام کنید. تا کی می خواهید اسیر قید و بندهای بنده ساز باشید؟ مگر شاخص موفقیت روزه همانا تقوای رهایی بخش نیست؟ پرهیز از آلودگی و رجس دوران که همانا مریم و مسعود رجوی خائن باشند نیست؟ بخدا ستمکار زمانه ما همین مسعود و مریم رجوی هستند که سالهاست به ما دروغ گفته و تا بن استخوان استثمارمان کرده اند. این رجس و پلیدی را باید کنار گذاشت. باید از آن تبری جست. مگر هدف روزه تمرینی برای صیقل زدن اراده ها جهت رسیدن به تقوای رهایی و آزاد شدن از قید و بندهای رجوی ساز نیست؟

آهای عزیزانی که سالهاست عمرتان را رجوی در جهت منافع خودش هدر داد. ماه مبارک رمضان با ما وداع می کند. باید برای برداشتن غل و زنجیرهای بنده ساز که مسعود و مریم به دست و پای ما تنیده اند رها شد و قیام کرد. عید فطر یعنی عید رهایی، عید پیروزی بر موانع بازدارنده از حرکت بسوی زندگی و پویایی، عید طلب و آرزوی دولت با کرامت آزادی. امیدوارم که این آخرین عیدی باشد که در اسارت و غل و زنجیر رجوی ملعون هستید.

پس عزیزان، تا دیر نشده باید قیام کرد و خود را از غل و زنجیر مسعود و مریم رجوی آزاد نمود. باید به اصل خویش و زندگی خویش برگشت. پس به ستم گردن نگذارید. به سرشت و فطرت پاک رهایی برگردید. هر عید بازگشتی است به اصل و فطرت پاک انسان رها شده از غل و زنجیر برده ساز.

آهای بچه هایی که عمرتان را برای رسیدن به رهایی و آزادی هدر دادید، باید در پایان رمضان خودتان را از غل و زنجیرهای مسعود و مریم آزاد کنید و به فطرت پاک و اصیل انسانی خود برگردید بگذارید تا رها و آزاد زندگی کنید که فطرت انسان جز این نیست.

امیدارم که روز عید فطر، روزی برای رهایی و برگشت همه شما به فطرت پاک انسانی و زندگی عادی باشد.

پس باید همه به پا خیزیم و بنیاد این ظلم و ستم را برکنیم.

ژ.ه. جدا شده از سازمان، ساکن تیرانا – آلبانی

***

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

زهره قائمییک خاطره, اسمش اخراج بود 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29859

اردوگاه کار اجباری رجوی در تیرانا 

Women slaves Mojahedin Khalq Camp Libertyف. ج، بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، یازدهم ژوئن ۲۰۱۷:… با سلام، نماز و روزه قبول باشه، از اینکه به حرفام توجه میکنید، خیلی ممنون، حالا میخوام برم سر اصل مطلب، میدونید، رجوی و مزدوران دست نشانده خودش در تیرانا، میخواهند یک اردوگاه کار اجباری مثل اشرف و لیبرتی در اینجا، برای افراد تحت فرمان خودشون درست کردند و اون موقع که من اونجا بودم، همیشه به خودم میگفتم کی میشه از این جهنم دره … 

زنان برده در کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویبیگاری در اشرف در راستای شستشوی مغزی

لینک به منبع

اردوگاه کار اجباری رجوی در تیرانا

مقاله ای از ف. ج. جداشده در آلبانی

با سلام، نماز و روزه قبول باشه، از اینکه به حرفام توجه میکنید، خیلی ممنون، حالا میخوام برم سر اصل مطلب، میدونید، رجوی و مزدوران دست نشانده خودش در تیرانا، میخواهند یک اردوگاه کار اجباری مثل اشرف و لیبرتی در اینجا، برای افراد تحت فرمان خودشون درست کردند و اون موقع که من اونجا بودم، همیشه به خودم میگفتم کی میشه از این جهنم دره خلاصی پیدا کنم و بطور واقعی جهنم دره بود. چون آب رو باید با اجازه مسئولین فرقه میخوردی و بدون حرف اونا نمیتونستی آب بخوری، باور کن حتی برای رفتن به سرویس بهداشتی باید کلی حساب و کتاب میکردی که مسئولین فرقه بی جهت سر این موضوع به تو گیر ندهند و سوال نکنند که کجا رفتی و چکار کردی.

حالا یک موضوع جالب تر این بود که اینها میخواستند که همین محدودیت هایی که برای افراد خودشون داشتند اعمال میکردند، میخواستند برای شهروندان تیرانا هم اعمال کنند. داستان از این قرار بود که اینها در خیابانی که همه شهروندان در اونجا تردد میکنند، یک درب بزرگ آهنی نصب کردند و اینطوری مسیر عبور شهروندان رو گرفتند. اینها همش با ذهنیت اشرف هست که در اونجا یک درب اصلی به اسم دروازه اسد بود. ولی خوشبختانه با اعتراض شهروندان مجبور شدند درب رو بردارند که این داستان مثل اینکه همچنان ادامه داره و این دعوا بین شهروندان با فرقه رجوی ادامه داره، چون چند بار دیگه این درب رو گذاشتند و برداشتند و الان دقیقا نمیدونم که آیا در این لحظه اون درب هست یا نه؟

واقعا خیلی مسخره است که تو بخواهی همه جا رو قفل و کلید بهش بزنی. میگم اینا اینجا در تیرانا اینطوری رفتار میکنند، حالا شما در نظر بگیرید که خدای نکرده یک موقع اینا در ایران باشند، چه بلایی سر هموطنان خودمون میارند. باور کنید تمام ایران رو تبدیل به یک زندان بزرگ میکنند. همین ایده رو در ایران هم عملی میکنند، که خدا اون روز رو اصلا نیاره. تمامی این حرفهای من، اصلا یک ذره، چیزی خارج از واقعیت نیست و هر چی میگم واقعیت محضه. همین الان خیلی از افرادی که در تشکیلات جهنمی و در این جهنم دره باقیموندند، بخاطر این است که خیلی از افراد، خانواده اینا در این سازمان به اصطلاح ”شهید” شدند و یا مادر و خواهر و برادری که در درون تشکیلات دارند که جزو سران این فرقه هستند و بخاطر اونا مجبورند ادامه بدهند. اگه به خودشون باشه، حتی حاضر نیستند که یک لحظه در این جهنم دره باقی بمونند.

حالا جالب اینجاست که سران این فرقه به این هم اکتفا نمی کنند و دنبال این هستند که یک چیزی شبیه لیبرتی و اشرف که بطور واقعی اردوگاه کار اجباری بود، در اینجا درست کنند و میخواهند همه افراد رو در یک جا سر جمع کنند و دور آنها حصار درست کنند و تمامی ترددات رو تحت کنترل خودشون قرار بدهند و حتی اگه شد کلا ترددات رو ممنوع کنند و آدم ها هر کاری میخواهند بکنند باید در درون همان حصاری که اینها درست کردند، همون جا انجام بدهند.

ولی طنز داستان کجاست؟ اینجاست که اینها در طی این سالیان که در اشرف و لیبرتی بودیم، همش میگفتند که دولت عراق و رژیم ایران ما رو در حصار قرار دادند و اجازه تردد به بیرون رو نمیدهند، که این حرف اساسا غلط بود، ولی حالا با فرض محال حساب میکنیم که حرفشون درست بوده، اما حالا که در تیرانا هستیم و کمیساریا و دولت آلبانی تماما با سازمان هستش و هرچی اونا میگند انجام میده، چرا سران این فرقه دنبال این هستند که یک اردوگاه و زندان مخوف، شبیه اشرف و لیبرتی درست کنند. واقعا آدم میمونه کدوم حرف اینا رو باور کنه، از من که این همه سال در این سازمان و تشکیلات جهنمی بودم بشنوید و مطلقا حتی به یک حرف اینا نباید اعتماد کرد، چون اینو من با تمام وجودم در طی این سالیان لمس کردم، ای کاش که زودتر این رو میفهمیدم و این همه عمرم رو تلف نمیکردم.

در این ماه مبارک رمضان از خدا میخواهم که هر چه زودتر همه افراد از اسارت این فرقه خارج بشند و حتی یک نفر هم پیش اینا نمونه و همه به خانواده هاشون وصل بشن.

امیدوارم که تونسته باشم، تا حدودی یک تصویر از اردوگاه کار اجباری مسعود و مریم رجوی به شما داده باشم. با تشکر از اینکه به حرف هام توجه کردید.

ف. ج. عضو جدا شده از مجاهدین خلق – تیرانا – آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29830

شورای رهبری است یا همان شوربای رهبری؟ بند دال است یا همان بند لال؟

 س. ه. بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نهم ژوئن ۲۰۱۷:… بالای سن همونجایی که با زنش مریم (البته خود مریم هم میدونست که یکی از هزار زن رجوی است) نشسته بود می گفت حرف من آیه قرآن است. گرچه یه بار میشد حضرت محمد واسه داستان زن گرفتنش؛ یه بار میشد امام حسین برای اینکه بگوید همه خفه شن. برای عوام فریبی و تبلیغات جلوی دوربین به اصطلاح رای گیری میکرد که بله ما دموکراتیک هستیم، که … 

مریم رجوی: روابط جنسی شما بخشودنی است ولی جدا شدن از سازمان مجاهدین گناهی نابخشودنی است

لینک به منبع

“شورای رهبری” است یا همان “شوربای رهبری”؟

“بند دال” است یا همان “بند لال”؟

مقاله ای از س. ه. جداشده در آلبانی

رجوی یه عمر می گفت که توی ایران کسی حق اعتراض نداره، مگر در فرقه تو کسی حق نفس کشیدن داره؟ رجوی البته روش نمیشد، وگرنه بالای سن همونجایی که با زنش مریم (البته خود مریم هم میدونست که یکی از هزار زن رجوی است) نشسته بود می گفت حرف من آیه قرآن است. گرچه یه بار میشد حضرت محمد واسه داستان زن گرفتنش؛ یه بار میشد امام حسین برای اینکه بگوید همه خفه شن. برای عوام فریبی و تبلیغات جلوی دوربین به اصطلاح رای گیری میکرد که بله ما دموکراتیک هستیم، که البته همان انتخابات نمایشی اش هم همیشه یک کاندید بیشتر نداشت.

به اشک های تمساح بالای سن نگاه نکنید (منظورم تعیین اولین دسته از زنان شوربای رهبری رجوی است که گفت شما رده تشکیلاتی تون کلفت دومه واسه خر کردنه ما) وگرنه فرقی نمیکرد، همانقدر که از گرده مردها میکشیدن از گرده زنها هم میکشیدن. نشستی که برای چه مردها و چه زنها میگذاشتن آخرش فحش و فحش کاری بود. توی همه نشست ها اینطور تموم میشد که برو حرف آدمها رو اثبات کن. یعنی تا الان که باقی داشتند بهت فحش میدادن، الان خودت به خودت فحش بده. یعنی بگو بله من اشتباه کردم؛ نفهمیدم؛ غلط کردم.

این یه گوشه ای از “بند لال” رجوی است. خودش نمیخواست و نمیتونست بگه لال بمیر. زیر دستاش میگفتن. اون وقت هی مریم رجوی بحث جدید میآورد که ته حرف این بود که چرا آدمها اینقدر بهم ریخته هستند (جنگ اعصاب دائمی که توی مقاله قبلی بهش اشاره شد). کی بود جیگر داشته باشه بهش بگه خودت باد کاشتی معلومه که باید طوفان درو کنی. بعد بیا بگو که چرا و به چه علت.

و اما خود “بند لال” بدرد رجوی خورد. ای بابا خانه از پای بست ویران است. کجاش رو بگیره که باد از جای دیگه در نره. الان جدا شدن دیگه مثل قبل نیست. حتی از کسایی که ۳۰ سال اون تو جوونی گذاشتن پای رجوی. الان کسایی دارند جدا میشن که اتفاقا از بنیانگذاران “بند لال” رجوی بودن. کسایی که یه عمر از طرف رجوی گفتن لال بمیر؛ اره از اونا دارن میان بیرون، چون به اینا به قول کسایی که با کامپیوتر و اینترنت کار میکنن میگن سیستم عامل. الان سیستم عامل باند رجوی داره میکشه بیرون بعد ببینم دیگه چه کاری از دست رجوی بر میاد.

باشه روزی که فقط خود رجوی بمونه و مریم (که یکی از هزار زن رجوی است) اون وقت اگر قرار بود حرف بزنه یا حرفی داشت برای زدن؛ چون اون موقع نه سنی هست نه صدای کف زدن. اون موقع باید بهش گفت طبق بند چهارم تبصره اول “انقلاب ساختگیت” (شما بخونید طلاق اجباری) که اسمش “بند لال” هست باید بهش گفت: لال بمیر و بتمرگ سر جات. همان جمله ای که یه عمر به ما گفتی.

س. ه. اسیر آزاد شده فرقه رجوی

توضیح بنیاد خانواده سحر: رجوی در انقلاب ایدئولوژیک درونی اش بندهای الف، ب، جیم، و دال داشت که “بند دال” مربوط به هژمونی زنان میشد که در میان برخی محافل اعضا به “بند لال” معروف شده بود. یعنی همه در تشکیلات باید لال بشوند. همچنین شورای رهبری در این محافل به “شوربای رهبری” معروف بود. در عراق به سوپ و آش، شوربا گفته می شود.

*** 

خلع سلاح فرقه مجاهدین خلق و تناقض گویی های بی پایان

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویمباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”ا

Debate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29674

انعکاس مقاله سایت “سحر” در رسانه آلبانی 

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… آخرین مقاله “بنیاد خانواده سحر” با عنوان: “قابل توجه جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی: چه باید کرد؟ مستمری پناهندگی اعضای فرقه رجوی به کجا می رود؟” که در وبسایت سحر درج گردید، عینا به زبان آلبانیائی با عنوان: Çfarë duhet bërë me Muxhahedinët në Shqipëri? Ku shkon ndihma financiare për refugjatët e UNHCR-së për anëtarët individualë të “MEK-ut ترجمه و در روزنامه … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانهدف پشت پرده سفر مک کین به آلبانی و و انداختن طناب بر گردن مریم رجوی

لینک به منبع

انعکاس مقاله سایت “سحر” در رسانه آلبانی

مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی برده داری مدرن

آخرین مقاله “بنیاد خانواده سحر” با عنوان:

“قابل توجه جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی: چه باید کرد؟ مستمری پناهندگی اعضای فرقه رجوی به کجا می رود؟”

که در وبسایت سحر درج گردید، عینا به زبان آلبانیائی با عنوان:

Çfarë duhet bërë me Muxhahedinët në Shqipëri? Ku shkon ndihma financiare për refugjatët e UNHCR-së për anëtarët individualë të “MEK-ut

ترجمه و در روزنامه گازتا ایمپاکت GAZETA IMPAKT آلبانی بطور کامل منعکس شد.

لینک به این انعکاس در زیر آورده شده است:

?Çfarë duhet bërë me Muxhahedinët në Shqipëri

لینک به مطلب فارسی در سایت سحر در زیر آمده است:

چه باید کرد؟

لینک به مطلب انگلیسی در سایت سحر بصورت زیر است:

What is to be done? 

بنیاد خانواده سحر
۱۱ خرداد ۱۳۹۶

(پایان)

متن آلبانیایی گزارش:

Çfarë duhet bërë me Muxhahedinët në Shqipëri?

Ku shkon ndihma financiare për refugjatët e UNHCR-së për anëtarët individualë të MEK-ut?

GAZETA IMPAKT-
May 31, 2017

Një çështje humanitare, të cilën organizatat ndërkombëtare humanitare dhe për të drejtat e njeriut fatkeqësisht injorojnë, natyrisht për interesa politikë, është gjendja e ish-anëtarëve të MEK-ut (Muxhahedin-e Halk, Kulti Raxhavi) në Shqipëri.

Sipas një marrëveshjeje të bërë në Gjenevë mes UNHCR-së dhe MEK-ut, të gjitha pagesat e refugjatëve për anëtarët individualë të MEK-ut që janë rezidentë në Shqipëri i paguhen drejtueses së MEK-ut për t’u shpenzuar sipas dëshirës, dhe jo për të paguar anëtarët individualë për mbështetje personale.

Gjatë epokës së Sadam Huseinit në Irak, Masud Raxhavi merrte ndihma për kokë nga qeveria irakiene. Raxhavi e ekzagjëronte numrin e individëve në organizatën e tij në mënyrë që të merrte më shumë para. Edhe ata që jetonin në Evropë dhe Amerikë apo madje edhe të vdekurit përfshiheshin në listë. Anëtarët shkonin në Irak për seanca trajnimi ose takime, dhe mbërritja e tyre regjistrohej, por largimi i tyre jo, dhe duke bërë kështu numri i antëtarëve për t’u paguar rritej.

Në kohën e tanishme, kulti Raxhavi ka përfshirë edhe ata që e kanë tradhtuar organizatën dhe ata që jetojnë jashtë Shqipërisë në listën që i jep UNHCR-së. Në këtë mënyrë, ai merr pagesa shtesë refugjatësh. Kjo gjithashtu do të thotë se ata që janë larguar nga organizata nuk marrin kompensimin për të cilin kanë të drejtë. Në listën e kultit, ka disa që e kanë lënë atë dhe madje kanë shkuar përsëri në Iran, por MEK ende merr ndihmat e tyre. Është e dyshimtë që UNHCR-ja nuk di gjë për këtë.

Përpara se anëtarët të transferoheshin në Shqipëri nga Iraku, kultivi i Raxhavit këmbënguli që anëtarët të nënshkruanin letra duke kërkuar që pagesa e tyre mujore t’i paguhej direkt MEK-ut në vend të atyre si individë. Këto letra ishin në anglisht, kështu që shumica e anëtarëve nuk ishin në dijeni të përmbajtjes së asaj që po nënshkruanin. Dhe sigurisht, edhe ata që u ndanë më pas nga MEK janë përfshirë në këtë skemë. Anëtarë të tillë kishin për qëllim sigurinë dhe lirinë, dhe shkruan e nënshkruan çdo gjë në mënyrë që të shpëtonin nga rrethanat e tyre aktuale në Irak.

Me këtë mashtrim, kulti Raxhavi arriti të mbajë nën kontroll të gjithë ata që dëshironin të largoheshin nga organizata. Çfarë mund të bëjë dikush në një vend të huaj, pa ndonjë lehtësi, pa punë apo para dhe duke mos e njohur gjuhën? Për ata që largohen nga MEK, kulti paguan vetëm gjysmën e shumës në dispozicion të tyre si refugjatë, e cila nuk mbulon as nevojat e tyre më themelore. Ata janë të detyruar të varen nga MEK-u për strehim dhe ushqim. Shpërblimet e disa prej këtyre anëtarëve janë prerë me pretekstin e rremë se ata kanë kontaktuar me familjet e tyre në Iran, gjë që sipas kultit është njësoj me kontaktimin me regjimin iranian.

Mashtrimi tjetër që përdoret nga kultivi Raxhavi brenda organizatës për kontrollin e anëtarëve, është që të vendosë spiunë kudo për të raportuar bisedat dhe veprimet e të tjerëve. Këta individë në Shqipëri marrin më shumë ndihma se të tjerët, edhe pse të gjithë kanë të drejtë për të njëjtën sasi. E njëjta gjë ndodhte edhe në TIPF në Irak për të krijuar dallime mes të larguarve dhe për të krijuar një atmosferë mosbesimi midis tyre.

Me ligj, OKB-ja ose UNHCR-ja nuk kanë të drejtë të kenë ndonjë lidhje të drejtpërdrejtë me organizatat. Asnjë grup nuk mund të konsiderohet si refugjat, veçanërisht nëse është një organizatë politike dhe akoma më keq, një kult terrorist. OKB-ja, KNKK-ja (Kryqi i Kuq) ose ndonjë organizatë tjetër zyrtare ndërkombëtare nuk mund të luajë rolin e mirëbërësit për ndonjë organizatë kundër një vendi që është anëtar i OKB-së. Praktika e bandave amerikane sot dhe e Sadam Huseinit në Irak në të kaluarën, e krijuar nga MEK-u, në të cilën anëtarët konsiderohen individualisht si refugjatë, është e paligjshme dhe kundër rregullave të OKB-së.

UNHCR-ja duhet të merret me çdo refugjat personalisht. Marrëdhënia e UNHCR-së me kultin terrorist Raxhavi është në kundërshtim me rregulloret e brendshme të OKB-së dhe nuk është e pranueshme. Sigurisht në të kaluarën, në Irak, OKB dhe UNHCR-ja e kryen këtë shkelje si në garnizonin e Ashrafit dhe në kampin e Libertës. Edhe në qoftë se refugjatët heqin dorë nga e drejta e tyre për të marrë pagesën e drejtpërdrejtë dhe kërkojnë që ajo të kalojë te dikush tjetër, UNHCR-ja nuk duhet të pajtohet me këtë.

Në kohën e tanishme, sa i përket përparësisë që i është dhënë kultit nga OKB-ja, anëtarët dhe ish-anëtarët janë njësoj nën kontrollin e kultit. Ata janë të gjithë të detyruar t’i binden kërkesave të udhëheqësit të kultit.

Marjam Raxhavi u ka thënë atyre që dëshirojnë të largohen nga organizata: “Mos mendoni se duart tona janë të lidhura këtu në Shqipëri”. Ajo ka theksuar se: “këtu është toka e Pentagonit dhe ne jemi pjesë e Pentagonit, dhe fuqia jonë tani është edhe më e madhe se kur ishim në Irak nën Sadam Huseinin”, dhe duke thënë kështu ajo donte të parandalonte anëtarët të largoheshin nga grupi, në përpjekje për të mbuluar dobësitë e tanishme të kultit të saj.

Edhe njëherë vlen të përmendet se mbajtja ose reduktimi i ndihmës financiare të refugjatëve nga MEK është në kundërshtim me ligjin, veçanërisht kur kulti u kërkon atyre të spiunojnë të tjerët dhe të shkruajnë e nënshkruajnë çfarëdo që u kërkohet për t’u dhënë pagesat.

Situata aktuale në Shqipëri

Prej disa kohësh aktivitetet anti-korrupsion janë përshkallëzuar në vend. Për disa muaj këtë vit, përfaqësuesit parlamentarë të Partisë Demokratike refuzuan të merrnin pjesë në kuvend dhe bojkotuan parlamentin. Ata kërkuan që kryeministri të jepte dorëheqjen para zgjedhjeve pasi ai mund të mashtronte. Parlamenti emëroi kryetarin e tij si President të ri. Ai njoftoi se zgjedhjet duhet të shkonin përpara, por nuk i dha asnjë garanci opozitës. Ambasadorët e Shteteve të Bashkuara dhe të vendeve perëndimore ngulën këmbë se zgjedhjet, me ose pa demokratët, duhet të mbaheshin më ۱۸ qershor.

Në javët e ardhshme u panë disa demonstrime në Shqipëri, pasi demokratët edhe pse u injoruan nga perëndimi, kishin mbështetje popullore. Lajmet e fundit janë se qeveria dhe kundërshtarët kanë arritur një marrëveshje, duke shtyrë edhe zgjedhjet.

Një problem i brendshëm në Shqipëri është korrupsioni. Zëvendësministria e Brendshme shqiptare, Elona Gjebrea është një lobiste e MEK, dhe është gjithashtu e përkushtuar për neokonët në SHBA. Ajo ka vizituar kohët e fundit Mbretërinë e Bashkuar në rolin e saj si koordinatore shqiptare kundër trafikimit. Ajo u ftua në SHBA përpara kësaj, dhe dihet se ajo ndjek politikën amerikane në këtë drejtim. Edhe mediat shqiptare janë të pakënaqura me të dhe pyesin nëse ajo është zëvendësministre në qeverinë shqiptare apo në lobin e MEK-ut, veçanërisht kur zgjedhjet janë përpara.

Më poshtë ndodhet një artikull ku protestohet kundër zëvendësministres së brendshme dhe një tjetër figure politike i cili madje thotë “Unë jam një Muxhahedin”:

Gazeta amerikane Huffington Post ka shkruar gjithashtu për Elona Gjebrenë – përgjegjëse për luftën kundër trafikimit në Shqipëri – e cila i jep mbështetje skllavërisë moderne të Marjam Raxhavit. Kjo gjithashtu është mbuluar nga mediat shqiptare. Ky artikull mund të lexohet në linkun më poshtë:

http://www.huffingtonpost.com/entry/albanias-anti-trafficking-coordinator-elona-gjebrea_us_591c7b35e4b0da7850311cc8?ncid=engmodushpmg00000004

Përkthimi i artikullit të lartpërmendur në mund të gjendet në linkun e mëposhtëm:

Kur qeveria shqiptare e Edi Ramës pranoi të priste MEK-un, u arrit një marrëveshje që nuk do të kishte asnjë kosto dhe asnjë problem për vendin, dhe se gjithçka do të ishte nën mbikëqyrjen e UNHCR-së. Marrëveshja tregon se përgjegjësia për të gjithë anëtarët është e OKB-së, dhe nuk duhet të ketë barrë mbi supet e popullit të Shqipërisë. SHBA i premtoi qeverisë shqiptare se anëtarët e MEK-ut të transferuar në Shqipëri do të ishin nën kontroll.

Çfarë duhet bërë?

Një nga gjërat që mund të bëhet është që anëtarët e mëparshëm të tregojnë në mënyra të ndryshme se ata nuk janë të kontrolluar nga kulti dhe se janë të lirë. Duke bërë këtë, tregohet se premtimi i bërë nga SHBA-ja për qeverinë shqiptare që të gjithë të transferuarit në vend janë nën kontrollin e MEK-ut dhe nuk ka nevojë për përfshirje të drejtpërdrejtë të amerikanëve dhe shqiptarëve, është thyer. E njëjta gjë ndodhi edhe në Irak dhe SHBA-së iu desh të krijonte TIPF-in për anëtarët e ndarë me kosto të ndara.

Ish-anëtarët e MEK në Shqipëri e dinë se megjithëse kulti u ka hequr ndihmat e tyre nga UNHCR, në të njëjtën kohë është shumë i frikësuar nga liria e veprimit të tyre, veçanërisht nga intervistimi në shtyp. Ata madje do të paguanin më shumë nëse ka ndonjë shans për mbulimin e medias në këto çështje. Prandaj, ish-anëtarët mund të inkurajohen që të marrin një rol më aktiv në vend të rolit të tyre aktual pasiv.

Kulti i Raxhavit u ka çuar letra disa ish-anëtarëve duke deklaruar se pagesat e tyre do të priten me arsyetimin se ata kanë kontakt me regjimin iranian, dhe madje i ka botuar këto letra në faqet e internetit të kultit. Këto janë dokumente të cilat mund të përdoren kundër MEK-ut dhe UNHCR-së, dhe madje edhe qeverisë shqiptare që duhet të jetë përgjegjëse për këtë. Kulti Raxhavi i ka shfrytëzuar këta individë për gjithë jetën e tyre, dhe tani nuk pranon t’u paguajë atyre të drejtat e tyre minimale. MEK nuk duhet të jetë ndërmjetësi për këtë pagesë.

Dëshira e ish-anëtarëve është që të themelohet një qendër nën mbikëqyrjen e UNHCR-së dhe qeverisë shqiptare për t’u marrë me refugjatët individualisht dhe jo si grup. Kjo dëshirë duhet të gjejë rrugën e saj në mediat në vend. Ish-anëtarët mund t’i drejtohen UNHCR-së në Tiranë dhe të pyesin pse ekziston kjo shkelje e ligjit dhe pse çështjet e tyre i kanë mbetur kultit për t’u marrë me to. Ata mund të japin rezultatin e aktiviteteve të tyre në media për të informuar opinionin publik shqiptar.

Çdo presion nga ana e ish-anëtarëve në gjuhën angleze ose shqipe në UNHCR – që i ka dhënë në mënyrë të paligjshme pagesat e tyre MEK-ut – dhe në qeverinë shqiptare, veçanërisht në Ministrinë e Brendshme e cila është bërë një lob për kultin, do të jetë e dobishme dhe do të kishte një efekt mbi zgjedhjet.

Kulti terrorist i Raxhavit ka një levë presioni të quajtur Ndihmat e Kombeve të Bashkuara, dhe natyrisht që ish-anëtarët kanë një levë edhe më të dobishme, e cila është opinioni publik dhe situata speciale e kultit në Shqipëri para zgjedhjeve, që mund t’i ndihmojë ata të fitojnë të drejtat e tyre nga MEK. / © Gazeta Impakt

*** 

متن انگلیسی گزارش

What is to be done?
Where does the UNHCR refugee allowance of individual MEK members go?

One humanitarian issue which the international humanitarian and human rights organizations unfortunately totally ignore, of course for political interests, is the situation of former MEK (Mojahedin-e Khalq,Rajavi Cult) members in Albania.

Former members and the UNHCR

According to a deal made in Geneva between the UNHCR and the MEK, the entire refugee allowances due to individual MEK members who are resident in Albania is being paid to the MEK leaders to be spent as they wish and not paid to the individual members for their personal support.

During Saddam Hussein’s era in Iraq, Massoud Rajavi used to receive per head allowances from the Iraqi government. Rajavi used to exaggerate the number of individuals in his organization in order to get more money. Even those living in Europe and America or even the dead were included in the list. Members were brought into Iraq for training sessions or meetings and their arrival was registered, but their departure was not and by doing so the numbers for claiming payments was increased.

At the present time, the Rajavi cult has included even those who have defected the organization and those living outside Albania in the list it gives to the UNHCR. In this way, it receives extra refugee payments. It also means that those who have left the organization do not receive the allowance they are entitled to. In the cult’s list, there are some who have left the cult and even gone back to Iran, but the MEK still gets their allowances. It is doubtful that the UNHCR does not know about this.

Before members were transferred to Albania from Iraq, the Rajavi cult insisted that members sign letters asking for their monthly allowance to be paid directly to the MEK instead of to them as individuals. These letters were in English, so most members are unaware of the content of what they signed. And of course, those who have subsequently separated from the MEK are also included in this scheme. Such members were intent on gaining security and freedom and wrote and signed anything so they could escape their current circumstances in Iraq.

By this trick, the Rajavi cult managed to keep control of everyone wishing to leave the organization. What can someone do in an alien country, without any facilities, no job or money and not knowing the language? To those who leave the MEK, the cult only pays half the amount available to them as refugees, which does not cover even their most basic necessities. They are forced to depend on the MEK for housing and food. The allowances of some of these dissenting members have been cut on the false pretext that they contacted their family in Iran which, according to the cult, is equal to contacting the Iranian regime.

The other trick used by the Rajavi cult, which is always used inside the organization for controlling the members, is to place spies everywhere to report the conversations and actions of the others. These individuals in Albania get more allowances than the others even though everyone is entitled to the same amount. The same thing used to be done in the TIPF in Iraq to create differences between the defectors and generate an atmosphere of distrust amongst them.

Lawfully, the UN or the UNHCR have no right to have any direct relationship with organizations. No group can be considered as refugees, in particular if it is a political organization and even worse a terrorist cult. The UN or the ICRC or any other official international organization cannot play the role of benefactor for any organization against a country which is a member of the UN.  The use of US gangs today, and Saddam Hussein in Iraq in the past, created from the MEK in which the members are considered individually as refugees is unlawful and against the regulations of the UN.

The UNHCR must deal with each refugee in person. The relationship of the UNHCR with the Rajavi terrorist cult is in contradiction to the UN’s internal regulations and is not acceptable. Of course in the past, in Iraq, the UN and the UNHCR committed this breach of rules both in Ashraf garrison and in Liberty camp. Even if refugees rescind their right to receive the allowance directly and ask for it to be passed to someone else, the UNHCR should not agree to this.

At the present time, regarding the advantage given to the cult by the UN, the members and the former members are alike under the control of the cult. They are all forced to obey the demands of the cult leader.

Maryam Rajavi has told those wishing to leave the organization: “do not suppose our hands are tied here in Albania”. She has emphasized that: “here is the land of the Pentagon and we are part of the Pentagon and our power now is even greater than when we were in Iraq under Saddam Hussein”, and by saying so she wanted to prevent members from leaving the group and tried to cover up her cult’s present weaknesses.

Once again it is worth noting that withholding or reducing a refugee’s allowance by the MEK is against the law, particularly when the cult asks them to spy on others and write and sign whatever is wanted to establish the payments.

The present situation in Albania

For some time now anti-corruption activities have escalated in the country. For some months this year the parliamentary representatives of the Democratic Party refused to attend the assembly and boycotted the parliament. They demanded that the Prime Minister resign before the election since he might cheat. The parliament has appointed its speaker as the new President. He has announced that the election must go ahead but has given no guarantees to the opposition. The ambassadors of the US and western countries say that the elections, with or without the Democrats, must be held on the 18th June.

In the next few weeks some demonstrations and even street conflicts are expected in Albania since the Democrats have been ignored by the west but they have popular support and it seems there might even be violent clashes. The latest news is that the government and the opponents have reached an agreement but they did not reveal its contents. There is a possibility that they postpone the elections in order to sort things out beforehand.

One internal problem in Albania is corruption. The Albanian deputy interior minister Elona Gjebrea is an MEK lobbyist who is also devoted to the Neocons in the US. She has recently visited the UK in her role as the Albanian anti-trafficking coordinator. She was invited to the US before that and she follows US policy in this regard. Even the Albanian media is dissatisfied with her and question whether she is a deputy minister in the Albanian government or the MEK lobby, in particular when the elections are ahead.

A link to one example of protest against the deputy interior minister of Albania, who even says “I am a Mojahed-e Khalq”, can be read below.

The American paper Huffington Post has also written about Elona Gjebrea – responsible for countering slavery in Albania – giving support to Maryam Rajavi’s modern slavery. This has also been covered by the Albanian media. This article can be read in the link below.

http://www.huffingtonpost.com/entry/albanias-anti-trafficking-coordinator-elona-gjebrea_us_591c7b35e4b0da7850311cc8?ncid=engmodushpmg00000004

The translation of the above mentioned article in the Albanian press can be reached in the link below.

When the Albanian government of Edi Rama agreed to host the MEK, an agreement was reached that no cost and no problem would ensue for the country and that everything would be under the supervision of the UNHCR. The agreement indicates that responsibility for all the members is with the UN and there should be no burden left on the shoulders of the people of Albania. The US promised the Albanian government that the MEK members transferred to Albania would all be under control.

What to be done?    
                     
One of the things can be done is that the former members show in different ways that they are not controlled by the cult and they are free. By doing this the promise made by the US to the Albanian government that everyone transferred into the country is under the control of the MEK and there is no need for direct involvement of Americans and Albanians, is broken. The same thing happened in Iraq and the US had to establish TIPF for the separated members with separate costs.

The former members in Albania do recognize that although the cult has taken away their UNHCR allowances, but at the same time it is very afraid of their freedom of action, particularly interviewing the press. They would even pay more if there is a chance of media coverage on these issues. Therefore, the formers can be encouraged to adopt a more active role instead of their present passive part.

The Rajavi cult has given letters to some former members stating that their allowances would be cut on the excuse that they have contact with the Iranian regime and has even published these letters in the cult’s websites. These are documents which could be used against the MEK and the UNHCR and even the Albanian government which must be held responsible for it. The Rajavi cult has exploited these individuals for their whole life and now refuses to pay them their minimum rights. The MEK should not be the intermediary for this payment.

The will of the former members is that a center under the supervision of the UNHCR and the Albanian government be established to deal with the refugees individually and not as a group. This wish must find its way into the media in the country. The former members can approach the UNHCR in Tirana and ask them why there is a breach of law and why their affairs have been left for the cult to deal with. They can give the result of their activities to the media to inform Albanian public opinion.

Any media pressure by the former members in English or Albanian on the UNHCR – which has illegally given their allowances to the MEK – and on the Albanian government, particularly the interior ministry which has become a lobby for the cult, will be useful and would have an effect on the elections.

The Rajavi terrorist cult has a pressure lever called the UN allowances, and of course the former members have an even more useful lever which is the public opinion and the special situation of the cult in Albania before the elections which can help them to gain their rights from the MEK.

Please let us know your opinions. 

saharfamily@yahoo.com

Sahar Family Foundation 
May 22nd, 2017 

متن فارسی گزارش

قابل توجه جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی:
چه باید کرد؟
مستمری پناهندگی اعضای فرقه رجوی به کجا می رود؟

یکی از مقولات انسانی که متأسفانه سازمان های بین المللی و حقوق بشری، البته بر مبنای منافع و مصالح سیاسی، در خصوص آن روی خود را گردانده و چشمان خود را بسته اند وضعیت جداشدگان از فرقه رجوی در کشور آلبانی می باشد.

جداشدگان در آلبانی و کمیساریا

خوانندگان سایت سحر در جریان هستند که مستمری پناهندگی تمامی اعضای فرقه رجوی مستقر در آلبانی، بر اساس توافقی که در ژنو  توسط کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCRبا سازمان مجاهدین خلقMKOبوجود آمد، یکجا به فرقه رجوی پرداخت میشود تا رهبران این فرقه هم آنرا به گونه ای که می خواهند صرف نمایند.

در زمان صدام حسین هم رجوی به تعداد آماری که از نفرات تشکیلاتش میداد از مخابرات عراق سرانه می گرفت و به همین دلیل تعداد را بیش از آنچه بود گزارش می کرد و حتی افرادی را از خارج می آورد و وارد لیست می نمود اما خروجشان را ثبت نمی کرد که آمار بالا برود.

در حال حاضر هم اطلاع داریم که خیلی ها که جدا شده یا بر اساس مأموریت در اروپا هستند همچنان نامشان برای گرفتن سرانه در لیست کمیساریا موجود است. در این میان نام حتی کسانی که به ایران رفته اند هم ثبت شده و فرقه سرانه آنها را هم می گیرد. البته بعید است که مسئولین کمیساریا در آلبانی از این موضوع مطلع نباشند.

در این خصوص فرقه رجوی از تک تک افرادی که از عراق به آلبانی منتقل کرده نامه و امضاء گرفته است که آنان ظاهرا خواستار آن شده اند تا مستمری ماهانه شان از طریق “سازمان مجاهدین خلق” به آنان پرداخت شود که این شامل جداشدگان فعلی هم میشود. گو اینکه آنزمان خیلی ها متوجه نشدند محتوای نامه انگلیسی که امضا کردند چه بود. البته جداشدگان در شرایطی که فقط می خواستند هرچه زودتر به آزادی برسند هر نامه دیکته شده دیگری را هم نوشته و امضا کرده اند.

فرقه رجوی با این ترفند همچنان کنترل افرادی که تمایل به جداشدن داشته باشند را در دست دارد چرا که آنان در کشور غریب و بدون امکانات و شغل و دانستن زبان و بدون پول چکار می توانند بکنند؟ البته فرقه تقریبا نیمی از آنچه که حق هر پناهنده است را به نفرات جداشده می دهد که به هیچ عنوان کفاف زندگی شان نیست. می توان مقایسه کرد که برای کسانی که جدانشده اند چقدر هزینه زندگی و درمان و غیره می گردد و به جداشدگان چقدر داده می شود. مستمری برخی را هم به بهانه های واهی از جمله ارتباط با خانواده در ایران که به زعم سازمان ارتباط با رژیم محسوب میشود قطع کرده است.

دیگر ترفندی که فرقه رجوی بکار گرفته، که البته همیشه در درون فرقه نیز برای کنترل نیرو بکار می گرفت، گماردن جاسوسانی در میان جداشدگان است تا گزارش عملکرد دیگران را بدهند و در عوض مبلغ بیشتری به عنوان مستمری، یعنی تنها بخشی از حق خودشان را، دریافت نمایند. همین کار را در عراق و در اردوگاه TIPFهم انجام می داد و میان جداشدگان جاسوس میفرستاد و تلاش می کرد تا بین آنان اختلاف انداخته و جو بی اعتمادی ایجاد نماید.

شاید اطلاع داشته باشید که به لحاظ قانونی، سازمان ملل متحد و کمیساریا حق ندارند با هیچ سازمانی مستقیما وارد مراوده شوند. هیچ گروهی به صفت سازمانی نمیتواند پناهنده محسوب شود بالاخص اگر سیاسی و از آن بدتر تروریستی باشد. سازمان ملل متحد یا صلیب سرخ یا هر سازمان رسمی بین المللی دیگر نباید و نمیتوانند نقش ولینعمتی سازمانی را علیه کشوری از اعضای ملل متحد به عهده بگیرند. استفاده باند های آمریکایی در آلبانی امروز و صدام حسین در عراق سابق از “سازمان مجاهدین خلق” که اعضای آن به صورت فردی پناهنده محسوب می شوند غیر قانونی و خلاف مقررات سازمان ملل متحد است.

کمیساریا باید با پناهندگان تک به تک طرف حساب باشد. ارتباط سازمانی کمیساریا با فرقه تروریستی رجوی خلاف قوانین داخلی سازمان ملل متحد بوده و پذیرفته نیست. البته در عراق هم سالها چه در اشرف و چه در لیبرتی این قانون شکنی از جانب سازمان ملل متحد و کمیساریا صورت می گرفت. حتی اگر پناهنده ای حق دریافت مستمری را از خود سلب کرده و آنرا به دیگری واگذار نماید کمیساریا حق ندارد این امر را قبول و اجرا کند.

در حال حاضر با امتیازی که کمیساریا به فرقه رجوی داده، جداشدگان یا غیر جداشدگان فرقی نمی کنند، اختیار همه پناهندگان ایرانی در آلبانی در دست فرقه است و همیشه و در هر حالتی اسیر فرقه هستند و مجبور می باشند به تمایلات رهبر فرقه عمل کنند. مریم رجوی بارها برای ممانعت از جداشدن اعضا گفته است که “تصور نشود که در آلبانی دست ما بسته است”. او تأکید کرده است که: “اینجا کشور پنتاگون است و ما هم بخشی از پنتاگون هستیم و در حال حاضر قدرتمان از زمان صدام حسین در عراق بیشتر است”، که البته خواسته است به این ترتیب فرار به جلو کرده و نقطه ضعف فعلی خود را بپوشاند.

مجددا تأکید می گردد و باید توجه داشت که قطع حقوق یک پناهنده توسط سازمان مجاهدین خلق کاملا غیر قانونی است، خصوصا اینکه سازمان برای برقراری مجدد این مستمری، فرد را وادار به جاسوسی می کند یا او را مجبور می نماید تا هرچه سازمان می خواهد تحت عنوان اقرار نامه بنویسد.

وضعیت دولت آلبانی

درگیری سیاسی در آلبانی و تظاهرات علیه فساد مدتی است در این کشور بالا گرفته است. نمایندگان حزب دموکرات عملا دیگر در پارلمان حاضر نمیشوند و مجلس را بایکوت کرده اند. میگویند نخست وزیر باید قبل از انتخابات جدید استعفا بدهد چون در انتخابات تقلب خواهد کرد. پارلمان آلبانی سخنگوی مجلس را بعنوان رئیس جمهور جدید کشور انتخاب کرده است. سخنگوی پارلمان میگوید باید انتخابات انجام شود و تضمین به اوپوزیسیون نمیدهد. سفرای آمریکا و کشورهای اروپایی هم عملا میگویند حرکت ادامه دارد و چه دموکراتها بیایند یا نیایند انتخابات انجام می شود. ظاهرا ۱۸ ژوئن برای انتخابات تعیین شده و رسمیت دارد.

در هفته های آینده باید شاهد درگیری و تظاهرات در آلبانی بود چون دموکراتها عملا از طرف غرب کنار گذاشته شده اند ولی آنها نیروی مردمی دارند و بنظر می رسد کار به سرکوب خیابانی بکشد. آخرین خبر اینست که دولت با مخالفین با وساطت آمریکایی ها (نمایندگان سفارت آمریکا و پنتاگون و ناتو و غیره) مذاکره کرده و اعلام نمودند که به توافق رسیده اند. محتوای توافق را اعلام نکرده اند ولی ممکن است انتخابات ۱۸ ژوئن به عقب بیافتد که بتوانند مسائل فی ما بین را قبل از آن حل نمایند.

مسئله ای که در درون کشور آلبانی وجود دارد فساد داخلی آن است. معاون وزیر کشور آلبانی در دولت کنونی خانم ایلونا جبریاElona Gjebreaخودش از لابی های سازمان مجاهدین خلق و همچنین وابسته به نو محافظه کاران آمریکا می باشد. او اخیرا در انگلستان بود چون مسئول مبارزه با قاچاق انسان و مقابله با برده داری در آلبانی است. قبل از آن هم میهمان آمریکایی ها بود و مشخصا حرف آنها را دنبال می کند. اگر به نشریات آلبانی نگاه کنید صدای رسانه ها هم در آمده که آیا این فرد معاون وزیر دولت آلبانی است یا لابی مجاهدین خلق؟ خصوصا اینکه انتخابات در آلبانی پیش رو است.

لینک به یک نمونه از اعتراضهای مطبوعات آلبانی به معاون وزیر کشور که لابی فرقه تروریستی رجوی شده و حتی می گوید “من یک مجاهد خلق هستم” در زیر آورده شده است.

همچنین روزنامه آمریکائی هافینگتون پست مطلبی در خصوص حمایت ایلونا جبریا، مسئول مبارزه با برده داری در آلبانی، از برداری نوین مریم رجوی نوشته که در رسانه های آلبانی هم بازتاب داشته است. این مطلب در لینک زیر قابل مشاهده است.

http://www.huffingtonpost.com/entry/albanias-anti-trafficking-coordinator-elona-gjebrea_us_591c7b35e4b0da7850311cc8?ncid=engmodushpmg00000004

ترجمه به آلبانیائی مطلب فوق در یک رسانه آلبانی را می توان در لینک زیر مشاهده نمود:

با دولت آلبانی برای انتقال نفرات فرقه رجوی توافق شده که هیچ هزینه ای و مسئله ای به آنان تحمیل نشود و همه چیز زیر نظر کمیساریا باشد. قرار آلبانی بر این بوده که مسئولیت این نفرات تماما بر عهده سازمان ملل متحد باشد و نباید هیچگونه نگرانی از این بابت به کشور و مردم آلبانی تحمیل گردد. آمریکا نیز به دولت آلبانی قول داده است که افراد فرقه رجوی را تماما کنترل خواهد کرد.

چه باید کرد؟

یکی از کارهایی که میشود انجام داد این است که جداشدگان بصورت های مختلف نشان دهند که تحت کنترل فرقه نیستند و آزاد می باشند و به این ترتیب قول اولیه آمریکا به دولت آلبانی، که کنترل همه افراد با “سازمان مجاهدین خلق” است و نیازی به ورود مستقیم دولت های آمریکا و آلبانی نیست، شکسته میشود. همانطور که در عراق این قول شکسته شد و آمریکا مجبور شد TIPFرا برای نجات یافتگان تاسیس کند و هزینه آنها را هم جداگانه بدهد.

جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی توجه دارند که اگر چه فرقه مستمری پناهندگی آنان را به گروگان گرفته اما به شدت از آزادی عمل آنان و خصوصا رسانه ای کردن مسائل وحشت دارد و اگر پایش بیفتد حاضر است هزینه های بیشتری هم تقبل کند تا این اتفاق نیفتد. لذا براحتی رویکرد انفعالی و ترس فعلی در میان جداشدگان می تواند به رویکردی تهاجمی و از موضع بالا تغییر یابد.

فرقه رجوی نامه هائی به برخی افراد داده که مستمری آنان را به بهانه ارتباط با رژیم ایران قطع کرده است و این نامه ها حتی در سایت های فرقه هم منتشر شده است. این خودش مدرک جرم علیه فرقه و علیه کمیساریا می باشد و دولت آلبانی هم باید در برابر این قانون شکنی پاسخگو باشد. فرقه تروریستی رجوی پس از آنکه شیره عمر این افراد را کشیده، حالا از پرداخت کمترین حق آنان که به ناحق واسطه آن گردیده نیز امتناع می کند.

خواست جداشدگان ایجاد یک مرکز تحت نظارت کمیساریا و دولت آلبانی است تا به امور پناهندگان به صورت فردی و نه سازمانی بپردازد. این خواسته باید حتما در آلبانی رسانه ای شود. جداشدگان می توانند هر روز به صورت جمعی یا فردی به کمیساریا مراجعه کرده و پاسخ بخواهند و بپرسند که چرا قانون شکنی می شود و چرا با مسئله آنان به صورت گروهی برخورد می گردد. آنان همچنین می توانند نتیجه کار را در اختیار خبرنگاران بگذارند و افکار عمومی آلبانی را متوجه خود سازند.

هر گونه افشاگری از جانب جداشدگان بصورت بیرونی به انگلیسی و آلبانیائی در مقابل کمیساریا که بصورت غیر قانونی مستمری پناهندگان را به رهبری سازمان میدهد و همچنین در مقابل دولت آلبانی و وزارت کشور که به لابی مجاهدین خلق تبدیل شده، می تواند مؤثر باشد. خصوصا اینکه در ۱۸ ژوئن ۲۰۱۷ انتخابات در این کشور برگزار میشود و در حال حاضر دولت بخاطر فساد مالی تحت فشار فوق العاده است.

اگر حرف جداشدگان یعنی اینکه “سازمان مجاهدین خلق” در آلبانی مستمری پناهندگی آنان را به گروگان گرفته و در میانشان جاسوس اجیر کرده در یک نشریه در آلبانی منتشر شود حتما تأثیرش در انتخابات برای دولت فعلی محسوس خواهد بود.

فرقه تروریستی رجوی اهرم فشار مستمری پناهندگی را در دست دارد، و البته جداشدگان هم اهرمی به مراتب کارسازتر یعنی افکار عمومی و شرایط ویژه فرقه رجوی در آلبانی و انتخابات پیش رو را در اختیار دارند که براحتی می توانند سازمان و خواسته های ناحقش را پس بزنند و به حق خود برسند.

ما را از نظرات خود مطلع سازید:

saharfamily@yahoo.com
هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر – ۲ خرداد ۱۳۹۶ 

*** 

Albania’s Anti-Trafficking Coordinator Elona Gjebrea praises Maryam Rajavi for keeping modern slaves in Tirana

Elona Gjebrea përgëzon Marjam Raxhavin për mbajtjen e skllevërve modernë në Tiranë

unhcr logoOpen Letter of 72 former Mojahedin Khalq members in Europe and North America to the UNHCR

احسان بیدی سیاوش رستارزمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال 

داعش امریکایی رجوی مجاهدین خلق 1فوران نارضایتی از دیدار با مک کین در فرقه رجوی (مک کین بجای مسعود رجوی آمد)ا

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکا

عکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیShould we be afraid of Senator McCain meeting with the Mojahedin Khalq (Rajavi cult, MEK, MKO, …) in Albania?

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

در رابطه با امریکایی هاای که برای لابی کردن قاتلین سربازانشان زیر پرچم مجاهدین خلق می ایستند چه باید گفت؟!!

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

McCain Is the MEK’s Newest Fan (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

همچنین:

  • هتل مهاجر بغدادس. د، بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پنجم می ۲۰۱۷:…  اگر رجوی همان زمان افراد را فرستاده بود دیگر ۱۰ شهریور اتفاق نمی افتاد. واقعا نفرات در اشرف برای چه کشته شدند؟ به خاطر فروش لوازم و تجهیزات اشرف؟ خود رجوی بارها و بارها در نشستها گفته بود که پایگاه منصوری در کردستان عراق را خ

    بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سوم می ۲۰۱۷:…  بر اساس اطلاعات واصله از جانب چندین نفر از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی بصورت جداگانه، دیروز هنگام دادن مستمری ماهیانه به آنان، اسماعیل مرتضائی با نام مستعار جواد خراسان نفرات را تک به تک توجیه می کرده که تحت هیچ شرایطی حق ندارند با نفر

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، اول می ۲۰۱۷:… از روزی که پا به عرصه دنیای بیرون گذاشته و از سازمان جدا شدیم اولش در تصورمان این بود که با اندوخته ای که طی این سالیان کسب کردیم دنیا زیر دست ما است و از پس هر مشکل و هر تضادی بر میاییم. صد البته اشتباه میکردیم. موقعی که خود را در بیرون یافتیم و تغییراتی را که ما در خواب هم نمیدیدیم 

  • Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین خلق در مطلبی با عنوان “تشبثات کثیف وزارت اطلاعات آخوندها در لانه جاسوسی رژیم در آلبانی علیه مجاهدین” که در یکی از سایت هایش درج نمود تلاش کرد تا بر موج فزاینده نارضایتی و درخواست برای جدایی در درون فرقه و همچ

     unhcr logoبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:… در نامه ها و گزارشات دریافتی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی به موارد متعدد مسامحه و تخلف از جانب کارکنان و مسئولین کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان در کشور آلبانی، از جمله باز گذاشتن دست سازمان برای اعمال فشار بر جداشدگان و وادار نمودن آنان به جاسوسی بر روی دیگر

     Ehsan Bidi Siavosh Rastarبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:…  روز گذشته فرقه رجوی در آلبانی به سه تن از جداشدگان در تیرانا اعلام نمود که دیگر حق پناهندگی آنان را نخواهد پرداخت چرا که مزدور رژیم ایران شده اند. دلیل این امر را هم ارتباط آنان با خانواده های خود در ایران ذکر کرده و البته برای همین موضوع هم مدرکی ارائه ن

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:…  به قرار اطلاعات بدست آمده از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، موج نارضایتی و مسئله داری آنچنان در میان اعضا شدید است که یکی از مسئولین اعزامی از پاریس ابراز داشته است که آتش باری مسئله دارها در مقرات مجاهدین خلق در آلبانی از جمله مقر مفید خواهر مریم و سایر مسئولین بسی

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:… سه مقاله از یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی با عنوان الف دال با رده M جدید که فردی قدیمی در سازمان مجاهدین خلق است به دستمان رسید که هر سه مقاله را عینا در زیر نقل می کنیم: مدت چند ماهی است که از بعد از رهایی از قتلگاه لیبرتی بمحض آمدن به کشور آلبانی بلافاصله از این ف

    بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم آوریل ۲۰۱۷:…  بر اساس اطلاعات واصله از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی، به دنبال دیدار مریم رجوی با عنصر جنگ طلب و حامی عینی و عملی داعش و القاعده یعنی سناتور جان مک کین آمریکائی، نارضایتی اعضا به اوج خود رسیده و به نوعی تمامی رشته های تشک

    McCain_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cut_Terroristsبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۷:… همیشه گفته اند که یک نیرو یا فرد از ماورای چپ دقیقا به ماورای راست می رسد و این تئوری حداقل در خصوص سازمان مجاهدین خلق به اثبات رسیده است. ظریفی می گفت که تنها زمانی که در طول تاریخ یک ایرانی یک آمریکائ

     Ehsan Bidi Siavosh Rastarبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۷:… بعد از تحقیق از نفرات دیگر فهمیدم که قبلا کمیساریا خودش نزدیک به ۵۰۰ دلار در ماه به نفرات پول میداد و سازمان به دنبال این موضوع بود که این را از دست کمیساریا در بیاورد و خودش پول جدا شده ها را بپردازد و طبق توافقاتی که در ژنو با کمیساریا امضا شد قرار شد که تا م

     بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم آوریل ۲۰۱۷:… همچنین اطلاع رسیده است که مریم رجوی تقریبا پاریس را از مسئولین خالی کرده و همه را برای کمک به وی در حفظ تشکیلات از فروپاشی فراخوانده است. او دارد تلاش میکند تا به هر نحو ممکن زمان بخرد و زمان از هم گسستن فرقه در آلبانی را به عقب بیندازد. واقعیت اینست که خروج کامل از عراق هرگ

     Ehsan Bidi Siavosh Rastarبنیاد خانواده سحر، آلبانی، نهم آوریل ۲۰۱۷:… من یکی از جداشده های مجاهدین خلق در آلبانی هستم که مدت کوتاهی است که آزاد شده ام و الان هم در آلبانی بسر می برم. میخواستم مواردی که در تشکیلات مجاهدین خلق می گذشت را مختصرا برای سایت سحر بازگو کنم. تشکیلات مجاهدین خلق تشکیلاتی است پلیسی و با زیر نظر داشتن نفرات و مارکها

     بنیاد خانواده سحر، نوزدهم مارس ۲۰۱۷:… “بنیاد خانواده سحر” بعد از یک وقفه ۶ ماهه از زمان خروج کامل نیروهای سازمان مجاهدین خلق از عراق مجددا فعالیت خود را در جهت اطلاع رسانی به خانواده ها آغاز می نماید و تلاش دارد با توجه به محدودیت های متعدد، تا حد امکان خانواده ها را در جریان امور قرار دهد. امید است همیشه خبرهای خوب برای …