ماهیت داعش ( عشایر انقلابی رجوی ) آشکارتر میشود!ا

ماهیت داعش ( عشایر انقلابی رجوی ) آشکارتر میشود!ا

Maryam Rajavi Baghdadi MEK ISIS terror Tehranصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، یازدهم سپتامبر 2017:…  باند رجوی که احتمالا بعلت روابط تو درتوی خود با  بقایای ارتش صدام ، اطلاعاتی ازقضیه داشت ، با عجله وارد صحنه شد واعلام کرد که اشغالگران موصل ، کسانی جز ” عشایر انقلابی عراق ” نیستند وچه شادی ها در جریان این خاک پاشیدن بچشم مردم که نکرد! فرض رجوی براین بود که لااقل قسمتی از خاک عراق بدست بعثی های … 

تروریسم را محکوم می کنیم. حامیان تروریسم را هم محکوم کنیم (دو مطلب بیاد قربانیان بارسلون)ا

https://iran-interlink.org

ماهیت داعش ( عشایر انقلابی رجوی ) آشکارتر میشود!

20شهریور1396

تا اشغال عراق توسط آمریکا و متحدانش القاعده ای در عراق وجود نداشت والقاعده ی عراق بعد از این تجاوز بوجود آمد وبا به خاک وخون کشیده شدن لیبی ، سلاح وامکانات زیادی بدست آن افتاد ، قوی تر شد ونامش را به داعش تغییر داد.

زمانی که نیروهای داعش با 500 اتوموبیل وانت به موصل حمله کرد ، براثر اقدامات مشکوک  فرماندهان ارتش 25 میلیارد دلاری عراق که بدست آمریکا ساخته شده بود ، این شهر بسیار مهم ، بسادگی تصرف یک روستا وتقریبا بدون درگیری بدست داعش افتاد!!

باند رجوی که احتمالا بعلت روابط تو درتوی خود با  بقایای ارتش صدام ، اطلاعاتی ازقضیه داشت ، با عجله وارد صحنه شد واعلام کرد که اشغالگران موصل ، کسانی جز ” عشایر انقلابی عراق ” نیستند وچه شادی ها در جریان این خاک پاشیدن بچشم مردم که نکرد!

فرض رجوی براین بود که لااقل قسمتی از خاک عراق بدست بعثی های صدامی خواهد افتاد و اوهم دراین حکومت جدید ” عشایر انقلابی ” سهم شیر را دریافت نموده و بر سر بزنگاه رو به ایران آورده ودولت ایرانی- عراقی خود را خواهد ساخت!

رجوی هرگز ارزیابی درستی ازجناح مقابل ( سوریه ، ایران ، روسیه وحزب اله لبنان ” نداشت وبر عزم جدی وزیرکی آنها اهمیتی نمیداد!

در زمانی که گروههای تروریستی واغلب تکفیری برقسمت اصلی سوریه حکم میرانده ودرعین حال اختلافات ورقابت هایی هم – بسته باینکه توسط کدام کشور ساخته وپرداخته شده اند –  یک افسر بلند پایه ی اطلاعات نیروی هوایی صدام بنام ”  عبدالخلیوالی ” که موثرترین بنیانگذار داعش ومغز متفکر آن بود ، بصورت اشتباهی ازطرف ایادی خودش ( جبهه ی تروریست های  موجود درسوریه وعراق ) کشته شد

آنها دیر متوجه شدند که چه ضربه ی کاری بزرگی برپیکر دشمنان مردم سوریه و … زده ورهبر اصلی خود را کشته اند!

کشته شدن این چنینی این افسر مرموز وبلند پایه ی عراقی ، تئوری ” عشایر انقلابی ” رجوی را زیر ضرب برد وبسیاری دانستند که : ” صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی ”  !

اما خبر با اهمیت دیگری نیز روشن شده که ضمن افشای بیشتر ماهیت بنیانگذاران داعش ، باند رجوی را بیشتر رسوا میکند!

این خبر ابدا ازرسانه های مرتبط با جمهوری اسلامی گرفته نشده ونمیتوان انگ ” جعلی بودن وتبلیغات روانی ” بر آن زد.

توصیه ی اکید من به خواننده ی محترم خبر زیر – به همراه شرح مختصری که فوقا داده شد – را با دقت بخواند وآنگاه درموقعیت مناسب تری دراظهار نظر درمورد ماهیت داعش وسازمان مجاهدین رجوی به قضاوت بنشیند:

” با کشته شدن وزیر جنگ داعش در جنگهای سوریه، اطلاعات تازه ای درباره شکل گیری داعش انتشار یافته است. از جمله مجله آلمانی اشپیگل نوشت:

«داعش» در درون زندان‌های ابوغُرَیب (واقع در ۳۲ کیلومتری غرب بغداد) و بوکا (واقع در شهر ام‌ القصر بصره در کنار خلیج فارس) شکل گرفت؛ یعنی دو زندانی که، پس از حمله نظامی آمریکا و بریتانیا و متحدان‌شان و سقوط حکومت صدام در ماه مه سال ۲۰۰۳ (اردیبهشت ۱۳۸۲) شکل گرفت و آمریکائیان قریب به هفت سال حدود ۳۵ هزار زندانی بعثی را در آنها نگهداری کردند. در این دو زندان سرویس‌های اطلاعاتی غرب تعدادی از زندانیان را که بیشتر افسران اطلاعاتی سابق رژیم صدام بودند، برگزیدند و آموزش دادند. یکی از زندانیان بوکا بنام ابراهیم عواد البَدری السامرایی نیز شناسایی و آموزش داده شد. ابراهیم بدری سامرایی، که فارغ‌التحصیل علوم اسلامی از دانشگاه بغداد بود، یک دهه بعد با نام «ابوبکر البغدادی» رهبر داعش شد و شهرت جهانی یافت !

همچنین ” حلیموف ” وزیر جنگ داعش که در سوریه کشته شد، از نظامیان سابق عملیات ویژه تاجیک بود که پیشتر فرماندهی عملیات ویژه پلیس را در وزارت کشور تاجیکستان بر عهده داشت. پیشتر در ماه اوت وزارت امور خارجه آمریکا به ازای هر اطلاعاتی که منجر به شناسایی بازداشت یا محاکمه حلیموف شود، بیش از سه میلیون دلار پاداش تعیین کرده بود. این در حالیست که پیش از اضافه شدن نام حلیموف در فهرست سیاه تروریستهای تحت تعقیب از سوی آمریکا، وی در پایگاه های آموزش نظامی آمریکا در حال سپری کردن دوره های آموزشی گسترده بود. گفته می شود حلیموف در سال 2002 در پایگاه نظامی باتون روژ در لوئیزیانا در کنار نیروهای ویژه آمریکایی تعلیم دیده است. وی در سال 2008 نیز برای سپری کردن یک دوره آموزشی ویژه دیگر به این پایگاه بازگشت و طی سالهای 2003 تا 2008 در پایگاه نظامی بلک واتر آمریکا نیز آموزش دیده بود. حلیموف در آوریل سال 2015 در تاجیکستان ناپدید شد و بعدها در یوتیوب اعلام کرد به صفوف داعش پیوسته است.”

صابر

*** 

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29886

تشابه اقدام تروریستی داعش با مجاهدین (چرا رجوی ترورها در ایران را محکوم نمیکند)ا 

 علی مرادی، لرستان، ایران اینترلینک، دوازدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  اگر میتوانید نظرتان را صریح و قاطع و بی هیچ زاویه پنهان و حاشیه پردازی را نسبت به این عمیات داعش اعلام نمایید؟ اگر به تعهدات تان به سران امریکا و فرماندهان پنتاگون و وزارت دفاع آن مبنی بر ترک و کنارگذاشتن عملیات خشونت آمیز و مسلحانه و از سرگیری مشی سیاسی و مسالمت آمیز پایبند هستید پس این عملیات را قاطعانه محکوم کنید تا به هویت و … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسم تهرانمجاهدین بزرگترین بازنده عملیات تروریستی داعش در تهران

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

https://iran-interlink.org

تشابه اقدام تروریستی داعش با مجاهدین

تاریخ : ۲۰/۳/۹۶

علی مرادی

آقای علی مرادی

عملیات کور و تروریستی اخیر داعش در مقابل مجلس شورای اسلامی و مرقد امام (ره ) یاد آور عملیات  تروریستی مجاهدین (بخوانید منافقین یا فرقه تروریستی رجوی ) چه در دهه ۶۰ و چه در دوران حضورشان در عراق و در پوشش ارتش رژیم بعث میباشد.

اینکه تروریست ها و اساسا فرقه ها در مبانی فکری و تاکتیک ها و خوی ضد بشری با هم مشترک باشند جای تعجبی نیست اما گاهی برخی گروه ها و جریانات فکری تحت نام اپوزرسیون و مبارزه ظهور میکنند و چند صباحی نیز فعالیت دارند و از آنجا که اهداف خود را تحت عناوینی از آزادی خواهی و مبارزه و ….. اعلام میکنند ناگزیر به رعایت برخی منشور ها و قوانین اخلاقی هستند .از جمله پرهیز از کشتار مردم بی گناه و یا جنگ مستقیم فقط با اهداف و نیرو های نظامی و….  .  اگرچه ممکن است همه در اساس عملیات تروریستی انجام بدهند اما کمتر به کشتار مردم بی گناه میپردازند و یا کمتر بخاطر پیشبرد هدف رذیلانه خود به هر وسیله ای متوسل میشوند که نمونه هایی از این گروه ها در طی سالیان بعد از انقلاب آمدند و رفتند اما اگرچه همه ضد مردم و ضد انقلاب بودند ولی کمتر مورد کینه و نفرت و انزجار عموم جامعه قرار گرفتند که در این مطلب از ذکر نام و هویت آنها خودداری میکنیم .

اما مجاهدین خلق که مردم ایران آنها را منافقین مینامند و با انزجار از آنها یاد میکنند و داعش که اخیرا در طویله مشترک آمریکا – سعودی ساخته و پرداخته شده و پروار شده اند هر دو محصول مشترک این کارخانه هستند و دقیقا چه در مبانی فکری و چه در تاکتیک و کینه هیستریک و ضد بشری با هم تابع نعل به نعل و میخ به میخ با هم مشابه و مشترک هستند .

بهمین خاطر این حقیر که خود زخم عمیق خیانت مجاهدین  را بر تن دارم با شنیدن خبر تروریستی داعش در این  دو مکان مذبور را شنیدم بلافاصله عملیات کور و ضد مردمی مجاهدین در ذهنم تداعی شد و گاهی میخواستم ذهنم را قانع کنم که باز هم کار مجاهدین است اما چون میدانستم دیگر توان و کفایت این کار را ندارند ذهنم بسمت داعش میرفت .

از اشتراک عملیات تروریستی داعش در نقاط ورود بداخل خاک ایران ، آموزش ها ، بکار گیری خانه های امن در استانهای مرزی ، گماشتن نیرو های رابط و پشتیبان . و استفاده از عوامل داخلی و…..

از نمونه های این عملیات تروریستی داعش موارد بسیار زیادی از عملیات تروریستی مجاهدین در دهه هفتاد را میتوان برشمرد که مجاهدین در عراق  تحت نام ارتش آزادیبخش بعنوان زیرمجموعه ارتش عراق فعالیت داشتند که در دورانی در هماهنگی با وزارت دفاع و نیرو های مسلح عراق تیم هایی با نام “عملیات راهگشایی ” متشکل از ۴ تا ۷ نفر را حدودا ۶ ماه آموزش میدادند و بهمراه نیرو هایی که جدیدا از داخل جذب این گروه شده بودند صرفا برای ترور کور و تیراندازی و ایجاد رعب و وحشت بداخل خاک ایران میفرستادند که عموما سرتروریست جنایتکاری بنام مهوش سپری (نسرین ) آنها را فرماندهی و رهبری میکرد و در داخل نیز عناصری خودفروخته و وطن فروش اسباب و وسایل و تجهیزات ترور را برای انها مهیا میکردند و مامن و پناهگاه امن در اختیار انها قرار میدادند . که اسناد و مدارک این تیم ها و ترورها چه در آرشیو های صدا و سیما و نیرو های امنیتی ایران و چه در آرشیو ها گروه مجاهدین موجود است .

اما با ذکر نمونه های کوچکی از اشتراکات و مشابهت های داعش و مجاهدین بد نیست بر موضعگیری های سران این سازمان در مورد دو عملیات تروریستی داعش در مقابل مجلس شورای اسلامی و حرم امام (ره ) تامل و توجهی داشته باشیم و سوال کنیم :

خطاب به رهبر مفقود و مخفی ( مسعود رجوی ) و یار غار سران آل سعود و رفیق فابریک مک کین  مریم رجوی سران مجاهدین عاملین و آمرین تمامی این اقدامات و عملیات تروریستی مجاهدین از دهه ۶۰ تا کنون :

اگر میتوانید نظرتان را صریح و قاطع و بی هیچ زاویه پنهان و حاشیه پردازی را نسبت به این عمیات داعش اعلام نمایید؟

اگر به تعهدات تان به سران امریکا و فرماندهان پنتاگون و وزارت دفاع آن مبنی بر ترک و کنارگذاشتن عملیات خشونت آمیز و مسلحانه و از سرگیری مشی سیاسی و مسالمت آمیز پایبند هستید پس این عملیات را قاطعانه محکوم کنید تا به هویت و موجودیت خود لگدی  محکم کوبیده باشید ، که خود این کار تبعات بدتر و عاقبتی ننگ آلود خواهد داشت .

در این صورت  اول با خود آمریکا در تعارض خواهید بود زیرا ارباب بزرگتان آمریکا خود مولد و سازنده همین داعش است و در حال حاضر از آنها دفاع میکند همچنانکه در موضعگیری اخیرش در این خصوص درونمایه کثیفش را نتوانسته پنهان نماید .

دوم تمام سابقه تروریستی خود را مرور نموده و یکباره تمام پیشینه ضد انسانی خود را بررسی نموده و تازه در می یابید که از نوچه های داعش کنونی بوده و هستید .

و اگر برایتان مقدور نیست خلاف ماهیت جنایت کارانه و خیانت کارانه و خوی ضد بشری خود موضعگیری نمایید با انطباق شکل بر محتوی صریحا از این عملیات دفاع نموده و آنر تایید نمایید .

در هر حالت هم شما و هم داعش باید بیاموزد که هردو:

 آزموده اید در این شهر بخت خویش       بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش

و خطاب هم به سران فرقه تروریستی رجوی و هم به داعش :

اگر چه شرط استخدام و بکار گیریتان در تشکیلات هر دو گروه پذیرش تحمیق و بی مغزی و بی تفکری و خالی الذهن بودن است تا بتوانید برده وار مطیع دستورات باشید اما نیرو های اطلاعاتی ، امنیتی و نظامی و انتظامی ایران با پشتیبانی ملت شریف و بزرگ و مقتدر ایران وجب به وجب خاک ایران را برایتان قتلگاه خواهند ساخت همچنانکه کردند و اردنگی به پوزتان خواهند آویخت . اگرچه آزموده را آزمودن خطاست اما از ضرب شصت های مدافعین حرم و رشادت دلاور مردان ایرانی در قالب مستشار در عراق و سوریه پند بگیرید .

مرگ و پایان حیات خائنان و جنایتکاران فرا رسیده است این را از اربابانتان در آمریکا و آل سعود بپرسید .

نویسنده :  علی مرادی

*** 

Republican Congressman Dana Rohrabacher lobby for MEK and ISISامریکایی ها مسئولیت عملیات تروریستی مشترک عربستان/داعش/مجاهدین خلق را بعهده گرفتند

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانحملات تروریستی داعش در تهران و سکوت مجاهدین خلق در فرانسه

Maryam Rajavi terrorist syriaInternational meeting for ISIL in France (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult)

Rajavi cult attack Peace association in Paris

http://youtu.be/Un-Y8sM9U70

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28940

خاطره ای از دستاورد بزرگ انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی 

 علی مرادی، ایران اینترلینک، ششم آوریل ۲۰۱۷:… صحنه خیلی دردناک و دلخراش بود ، نیما روی صندلی اتوبوس کنار پنجره نشسته بود ، اشکها یش مانند مروارید یک ریز از چشمانش جاری بود ، پدرش الف . ز و مادرش شهین هرکدام با فاصله ای هردو به نیما خیره شده بودند و گاهی نگاهی دزدکی نیز بهم داشتند ، در ابتدا جرات گریه و ابراز علاقه نسبت … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

https://iran-interlink.org

(با تشکر از آقای علی مرادی دریافت شد)

خاطره ای از دستاورد بزرگ انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی

تاریخ : ۱۵/۱/۹۶

ابتدا بد نیست به اهداف انقلاب ایدئولوژیک و بطور خاص بند الف (طلاق اجباری ) اشاره ای مختصر بکنیم .

مسعود رجوی پس از شکست مفتضحانه در”عملیات دروغ جاویدان “و بازگشت تتمه نیروهای شکست خورده و ناامید به قرارگاه اشرف ، درپی راهی برای اینکه نیرو های سرخورده  را سرپا کند ناگزیر با استفاده و پایبندی به اصل تفکر فرقه ای خویش که در هر سرفصل تقصیر شکست ها را گردن نیروهای خود بیندازد و خود را از هرگونه تقصیر و گناه مبرا و تبرئه نماید در نشست معروف به تنگه و توحید به جمع بندی عملیات دوروغ جاویدان پرداخته ودر تفسیری بلاتشبیه اظهار میداشته که من میخواستم برم وارد خاک میهن بشم اما امام حسین پس گردنم راگرفت و گفت برگرد هنوز خالص خالص نشدی . !!!!!

لذا عامل اصلی شکست را وجود روابط زن و شوهری و ازدواج و وابستگی خانوادگی برشمرد و چنین تفسیر نمود که رزمنده مجاهد خلق که زن یا شوهر  داشته باشد قطعا در پشت خاکریز بفکر همسرش میافتد و انگشتش ماشه را نمیچکاند ( این هم از تفسیر های مقدس مآبانه مبارزه به سبک رهبران فرقه ای )

بنابراین تفسیر، طرح طلاق اجباری را در تشکیلات جاری نمود و دستیار و کارچاق کن و آتش بیار معرکه در این بحث انقلاب ایدئولوژیک ( بندالف= طلاق ) مریم قجر عضدانلو بود که بمصداق : مرگ خوبه اما برا همسایه . خودش تازه عروس بود اما با شعار : ازین پس زنانتان بر  شما حرام و بر رهبری حلال میباشند همه زنان را طلاق داد .

از طوفان و تبعات این طلاق اجباری بگذریم و بپردازیم به خاطره ای از خانواده ” الف . ز “

این خانواده که از ایرانیان مقیم امریکا بودند و به سازمان پیوسته بودند ، دارای سن و سال بالایی بودند و در تشکیلات مشغول فعالیت بودند . مرد بنام الف . ز و زن بنام مستعار شهین و دارای یک دختر بزرگ حدودا ۱۷ ساله و پسر خردسال زیر ۶ سال بودند .

این زن و شوهر بطرز عجیبی به همدیگر علاقه داشتند و عاشقانه همدیگر را دوست داشتند و این حق طبیعی آنان بود . من هم بخار رابطه دوستانه و صمیمی که با آقای الف . ز داشتم و از طرفی با خانم شهین در یک یگان بودم همواره در جریان اوضاع و احوال این خانواده قرار میگرفتم .

خانواده از طرفی بدلیل سن و سال بالا و وابستگی به رجوی و تشکیلات توان مخالفت با انقلاب ایدئولوژیک را نداشتند و ظاهرا خیلی ابراز پایبندی به انقلاب و طلاق میکردند و از طرف دیگر عشق پیری که  لامذهب امان از آقای الف ز و شهین خانم بریده بود و گاه و بیگاه در پیچ و خم خیابانها و ساختمانها ، لابلای ماشین ها همدیگر را میدیدند و ابراز علاقه مینمودند و گاها من شاهد گفتگو های مخفیانه آنها برای حدود ا ساعاتی بودم .

آقای الف . ز خیلی شوخ و بذله گو بود و درعین حال از اون آدمای قدیمی داش مشتی ، خراباتی منش و در تنهایی با بنده انقلاب ایدئولو.ژی را به سخره میگرفت و گاهی از اون تیکه های تهرونی به مسعود و مریم هم می انداخت .اما در عین حال به لحاظ شخصیتی خانواده نجیب و ماخوذ به حیایی نیز بودند که به ظواهر پایبند بودند و بناچار برای حفظ رابطه با همدیگر البته در خفا ، پسر خردسالشان را بهانه کرده بودند .

پسر خردسال که نیما نام داشت خیلی شیرین و دوست داشتنی بود ، چنان با محبت و زیبا بود که بقیه بچه ها از جمله خودم نیز بسیار او را دوست داشتیم و این پسر نیز از جدایی پدر و مادرش رنج  میبرد و دائما در این خصوص سوال داشت که چرا مثل قبل پنج شنبه و جمعه ها با مامان و بابا اسکان ( خونه )نمیریم ؟که باباش گاهی به شوخی و جدی اما زیر لبی میگفت برادر بمبی توی اسکان زد و تخریبش کرد .

ناگفته نماند که این بچه ها در تشکیلات دقیقا مانعی برای بند الف و طلاق بودند زیرا وابستگی پدر و مادر به بچه ها موجب میشد تا زن و شوهرها نیز عملا بهم وابسته بمانند و کماکان ابراز علاقه نمایند که در یک کلام انقلاب ایدئولوژیک و طلاق یعنی ” کشک”

جنگ عراق و کویت شروع شد و سازمان به بهانه بمباران  تصمصم گرفت بچه ها را از عراق خارج کند و به اروپا بفرستد .

روزی اتوبوس ها بچه ها را سوار کرده بودند تا از پدران و مادرانشان جدا کنند ، اکثرا خردسال بودند ،

پدران و مادران را نیز برای آخرین خداحافظی با فرزندانشان آورده بودند ، پدران و مادران هیچکدام نمیدانستند فرزندانشان کجا ، چگونه و نزد چه کسی میروند و حق نداشتند سوال کنند .

صحنه خیلی دردناک و دلخراش بود ، نیما روی صندلی اتوبوس کنار پنجره نشسته بود ، اشکها یش مانند مروارید یک ریز از چشمانش جاری بود ، پدرش الف . ز و مادرش شهین هرکدام با فاصله ای هردو به نیما خیره شده بودند و گاهی نگاهی دزدکی نیز بهم داشتند ، در ابتدا جرات گریه و ابراز علاقه نسبت به نیما را نداشتند اما بناگاه بغض ها ترکید نیما زار زار گریه میکرد و مامان و بابا را از حرکت لبانش میشد فهمید ، با با و مامان نیز هرکدام در کنار این پنجره اتوبوس آرام آرام و با ترس و دلهره از مسئولین گریه میکردند و اجازه نداشتند وارد اتوبوس شوند و بصورت نیما از نزدیک بوسه بزنند . فضا سرشار از احساس و عاطفه شد بتدریج همه پدرها و مادر به  حال و روز خودشان و فرزندان بی آینده خود بغض خود را فرو میخوردند تا اینکه هرلحظه شلوغ و شلوغترمی شد و من تلاش کردم کمک کنم تا آقای الف ز و همسرش شهین را کمی آرام کنم و درعین حال مقداری هم بطور عمدی و با هدف هردوی  آنها را به کنار ماشین آیفا که در همان نزدیکی پارک شده بود هدایت کردم و همین که در پناه خودرو قرار گرفتند بی اختیار دست در گردن هم انداختند و بغض گلو را رها کردند و با صدای بلند گریه کردند. و من تنها تلاش کردم که صحنه را طوری از دید دیگران و بخصوص مسئولین پنهان کنم تا مورد غضب قرار نگیرند و پس از آرامش نسبی دوبار هردو نفر را برای آخرین خداحافظی به نزدیک اتوابوس هدایت کردم و اینچنین نیما محصول زندگی مشترک الف .ز و شهین به نقطه نامعلومی کوچ اجباری داده شد .

و این است انقلاب ایدئولوژی مریم و مسعود و طلاق اجباری برای دیگران و ازدواج “ایدئولوژیک “برای خودشان 

علی مرادی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26399

مجاهدین و انتخاب آخرین پیامبرشان ” جرجیس ” (+ انقلاب یا بن بست ایدئولوژیک) 

علی مرادی، انجمن نجات، مرکز لرستان، هفدهم اوت ۲۰۱۶:…  پاراگراف فوق هم نشان میدهد از ابراز نظر ترکی الفیصل و فراخوانش برای سرنگونی نظام ایران قند توی دل مجاهدین آب شده اما با نظر دو پهلویشان از یکطرف بقول وزیرخارجه ایران جناب آقای ظریف اگر دولت عربستان جرات داشت آنرا دیدار حکومتی اعلام میکرد نه یک دیدار شخصی و غیر دولتی . در حالی که نوشته است “برغم اینکه وی هیچ منصبی ندارد ” یعنی ترکی فیصل غلط بیجایی برای  … 

رجوی مجاهدین خلق مزدوری عربستان اسرائیلاین روزهای سیاه فرقه رجوی

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

بن بست ایدئولوژیک با انقلاب ایدئولوژیک

علی مرادی، انجمن نجات مرکز لرستان
لینک به منبع

اما بحث طلاق اجباری از همان آغاز با انگیزه پیشبرد هرچه بهتر خط مبارزه مسلحانه توجیه و تئوریزه شد ، و شخص رجوی بصراحت علت شکست در عملیات “فروغ جاویدان ” مرصاد را وابستگی نیروهای جنگجو به همسرانشان اعلام نمود و لذا تصمیم گرفتند که برای ادامه مبارزه باید طلاق اجباری داد . انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین که در پی ازدواج سوم مسعود رجوی با همسر سومش مریم قجر عضدانلو پی ریزی و شروع شد و از همان ابتدا برای بسیاری از اعضای قدیمی و بسیاری از کادر ها واضح و آشکار بود که این مباحث برای مهار تشکیلات و روح و روان عاصی نیروهایی ست که پس از سالیان زندگی و فعالیت مختلط زن و مرد با هم ، عده ای متاهل و دارای خانواده و زن و شوهر و عده کثیری مجرد بطور روزمره با این فشار ها دست و پنجه نرم میکنند صورت گرفته است . در حالیکه شخص مسعود رجوی در اوج هوس رانی و تنوع طلبی از اشرف ربیعی رها نشده با فیروزه بنی صدر ازدواج نمود و پس از جدایی از وی دیری نپایید که تاب و تحمل مجردی را نداشت و در بین زنان مجاهد انتخاب اصلح نمود و ابریشمچی را وادار به طلاق زنش نمود و النهایه مریم را اختیار کرد .

این طلاق اجباری که بعنوان ضرورت مبارزه مسلحانه اعلام شد تبعات و عقبه هایی داشت که مهار نابسامانی ها و تاثیرات مخرب و انحرافات ناشی از آن برای تشکیلات مجاهدین دشوار بود که مسعود رجوی نه جسارت داشت به اشتباهش اعتراف و از خودش انتقاد کند و نه میتوانست با عواقب مخرب انقلاب ایدئولوژی طی طریق نماید لذا با تولید بندهایی از جمله بند “الف” (طلاق اجباری ) بند “ب” آب بندی بند” ج “مهار جنسی و محرم دانستن همه زنان عالم که ناموس رهبری هستند و بندهای” د” و” ر ” و” ش “و میرفت تا برای بستن شکافها و سوراخ های روزانه تشکیلات تا آخرین حرف از حروف ابجد پیش برود و البته همه این بند ها را تحت نام ضرورت پیشبرد مبارزه مسلحانه و بند “س” یعنی سرنگونی به نیروها حقنه میکرد و هرگونه انتقاد و یا مخالفتی از طرف هر عضو تشکیلات با اتهام عوامل وزارت اطلاعات و سپاه ، عوامل نفوذی نظام ، از نطفه خفه میکرد .

حال به اقتضای شرایط و بن بست های این دوران که مجاهدین و تشکیلات مخوف آنها در آن گیر افتاده اند ، و پاک شدن صورت مسئله مبارزه مسلحانه ، انحلال عملی و تلاشی کامل معجونی بنام ارتش آزادیبخش ، ول معطلی شورای موسوم به ملی مقاومت ، و مضحکه شدن عروسک خیمه شب بازی ، رئیس جمهور مادام العمر همه و همه این مقولات ضرورت واگشت واعلام بن بست انقلاب ایدئولوژی را ایجاب میکند و اگر از دریچه خیر و صلاح خود تشکیلات و منافع سران مجاهدین هم وارد شویم بنظر میرسد که بر خط انقلاب ایدئولوژیک مهر ابطال بزنند و وارد فاز جدید تولید مثل بشوند تا جهت رهایی نیرو ها از فشار های هیستریک غریزی و جنسی و جداسازی جنسیتی به سبک فرقه ها ، و ترمیم نیروهای فرتوت و از کار افتاده و جوانسازی تشکیلات حتی برای آزادسازی مردم آلبانی از لوث وجود دولتمرادن هم که شده ، دولت درسایه یعنی شورای ملی مقاومت را بی هیچ مقاومتی به آفتاب آلبانی ببرند .

و جهت اینکه مریم رجوی نیز آرزوی ریاست جمهوریش را بگور نبرد ابتدا از کمپ پناهندگی آلبانی شروع کند تا تسخیر و تصرف کل خاک آلبانی تمرین ریاست جمهوری نماید . و در عین حال نیرو هایش را از ریاضت چند ده ساله خارج نموده و اجازه ازدواج و تولید مثل داشته باشند و بنظر میرسد این از مهمترین ضرورت های مبارزه است .

علی مرادی

مجاهدین و انتخاب آخرین پیامبرشان ” جرجیس “

علی مرادی، انجمن نجات، مرکز لرستان
لینک به منبع

مقدمتا داستان این ضرب المثل که در میان این همه پیغمبر برجیس را انتخاب نموده را به اختصار اشاره کنم و توصیه دارم. http://etedalpres.ir/2812/ کامل آنرا در این آدرس مطالعه نمایید

اما جرجیس را چرا ضرب المثل قرار داده اند از آن جهت است که در میان چند هزار پیامبر مرسل و غیرمرسل که برای هدایت و ارشاد افراد بشر مبعوث گردیده اند گویا تنها جرجیس پیغمبر صورتی مجدر و نازیبا داشت. جرجیس آبله رو بود و یک سالک بزرگ بر پیشانی- و به قولی بر روی بینی- داشت که به نازیبایی سیمایش می افزود.

با توجه به این علائم و امارات، اگر کسی در میان خواسته های گوناگون خود به انتخاب نامطلوبی مادون سایر خواسته ها مبادرت ورزد به مثابۀ مومنی است که در میان یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به انتخاب جرجیس اقدام کند و او را به رسالت و رهبری برگزیند.

و این ماجرای مجاهدین است که در سراشیبی سقوط و انحطاط و رسوایی ، به عبا و دشداشه آل سعود دخیل بسته اند که از میان آن چه چیز بدست آورند، نیز بخاطر اقبال بلندشان پیشاپیش معلوم است .( حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ) که آل سعود در لابلای دشداشه خود چه هدیه ای برای مجاهدین و مریم قجر به ارمغان خواهند آورد . ؟؟؟!!!!!

مجاهدین در سایت رسوایشان بنام بی مسمای ” آفتابکاران” به نقل از خبرگزاری خلیج آنلاین وابسته به حکومت سعودی با گزینش پاراگرافهایی از آن با کلی ژست و حلوا حلوا کردن دهان خود را شیرین نموده و در پایان حیات ننگین خود توجه خود و نیرو هایشان را به نظر آل سعود جلب کرده اند و خوشحال هستند که خلیج انلاین نوشته است که حکومت سعودی قصد براندازی نظام ایران را دارد .!!!! توفان خنده ها !!! ” تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد بکام کاسه لیسان . “

ذیلا با هم به سرخط و گزیده ای از مطلب خلیج آنلاین پرداخته وبا کمی تعمق دریابیم که مجاهدین در چه موقعیتی و دنبال چه و از چه کسی میگردند و چگونه سوراخ دعا را گم کرده اند .!!!

الخلیج آنلاین متعلق به عربستان روز پنجشنبه ۲۱مرداد در گزارشی از حضور ترکی فیصل در گردهمایی پاریس نوشت: «بنظر نمی‌رسد حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی اپوزیسیون ایران در پاریس تشریفاتی بوده باشد. این شخص که مرد مسئولیتهای سخت توصیف می‌شود قبلاً نقش زیادی در بسیاری از موضوعات حساس که عربستان در طی دهه‌ها درگیر آنها بوده، داشته است.

تا اینجا ریپورتاژ اولیه جهت مهم جلوه دادن خود خبرگزاری و وابستگی آن به عربستان و بزرگنمایی ترکی الفیصل را ملاحظه میکنیم .

این روزنامه می‌افزاید: «به‌رغم این‌که سازمان مجاهدین خلق ایران شیعه است به‌نظر می‌رسد ائتلاف با سازمان مجاهدین خلق ایران راه‌حلی است که در مرحله کنونی سعودی بر روی میز دارد، به‌خصوص که این سازمان موفق شد نزدیک به ۱۰۰هزار نفر را در حضور ترکی فیصل در گردهمایی خود در پاریس بسیج کند.

در این پاراگراف هم خودشان اعتراف و تایید میکنند که اگرچه ما شیعه هستیم اما بیخیال همه این چیزها برای ضدیت و خیانت علیه ملت ایران . ما با داعش بیعت کرده ایم اینکه عربستان است و خیلی هم مهم است و با آمار گردآوری خودساخته ۱۰۰ هزار نفر از سیاهپوستان و حضور ترکی الفیصل را برای ال سعود مهم جلوه مینمایند .

ترکی فیصل در این گردهمایی به صراحت گفت بخاطر مشکلاتی که این رژیم بعد از به‌سر کار آمدن خود در سال ۱۹۷۹ به‌وجود آورده است، او موافق سرنگونی رژیم حاکم بر ایران است.

پس اگرچه تاکنون صدام و بعد از آن امریکا برای سرنگونی نظام ایران هیچ غلطی نکردند وصدام خودش سرنگون شد و امریکا نیز دست به دامان ایران شد اما اینبار توی این همه پیغمبر جرجیس یعنی ترکی الفیصل و آل سعود موافق سرنگونی نظام ایران هستند و این را فارغ از نتیجه به فال نیک بگیریم .

به نوشته این روزنامه ترکی فیصل در خلال حضور خود در گردهمایی اپوزیسیون ایران برای ”سرنگونی رژیم ایران و اتخاذ قاطعیت بیشتر در مقابل این رژیم“ فراخوان داد و به‌رغم این‌که وی هیچ منصبی ندارد اما وی یکی از اعضای خانواده سلطنتی در سعودی است و مطمئناً حضور او در این گردهمایی به‌نمایندگی از خانواده سعودی می‌باشد.

پاراگراف فوق هم نشان میدهد از ابراز نظر ترکی الفیصل و فراخوانش برای سرنگونی نظام ایران قند توی دل مجاهدین آب شده اما با نظر دو پهلویشان از یکطرف بقول وزیرخارجه ایران جناب آقای ظریف اگر دولت عربستان جرات داشت آنرا دیدار حکومتی اعلام میکرد نه یک دیدار شخصی و غیر دولتی .

در حالی که نوشته است “برغم اینکه وی هیچ منصبی ندارد ” یعنی ترکی فیصل غلط بیجایی برای خودش کرده . اما از اعضای خانواده سلطنتی است و حضورش در این گردهمایی به نمایندگی از خانواده سعودی میباشد .

خوب. شترسواری دولا دولا نداره .

جرجیس جان! یا جسارت داشته باش و تماما دولتی و حکومتی حرف بزن و موضعگیری کن و یا اگر دنبال خوشگذرانی رفته ای ازروابط پنهانی خود با مریم و سران مجاهدین دست روکن .

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: «فیصل برای حمله به رژیم ایران فقط به حضور خود در گردهمایی اپوزیسیون بسنده نکرده بلکه با ترتیب دادن دیدارهای بسیاری با شخصیتهای عربی و غیرعربی، مقدمات ورود این سازمان در جزئیات این سیاست را فراهم کرد»

و این هم دلداری مجاهدین به خودشان و احساس نزدیکی و پشت گرمی به سخنان ترکی الفیصل که آنا ن را امیدوار نموده که نه تنها خود ترکی الفیصل بلکه در دیدار با شخصیتهای عربی و غیر عربی مقدمات سرنگونی را فراهم مینماید که خود اعتراف به دخالت آشکار در امور داخلی ایران و دقیقا به ته دیگ خوردن کفگیر هردوطرف قضیه که در این گیرودار منطقه و یارگیریهای جدید در حمایت از داعش و تکفیری ها بی یارو یاور مانده اند و به مصداق : بیاسوته دلان گرد هم آییم . این دو باخته سیاسی نیز به همدیگر دخیل بسته اند .

اندر فوائد حضور ترکی الفیصل در اجلاس مجاهدین همین بس که هنوز همه مجاهدین در مخمصه بکارگیری کلمه “همسر مرحوم ” گیرافتاده اند و در توضیح و رفع و رجوع آن برای نیروهای روحیه باخته خود و افکار عمومی عاجز مانده اند و خفه خن گرفته اند .

تا ببینیم که اینبار جرجیس برای آینده ننگین مجاهدین و رهبر به اصطلاح مرحومشان چه خواهد کرد .

علی مرادی

*** 

Grand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25762

علی مرادی: مطالب رجوی در “ایران افشاگر” بنده را به تفکر، بازنگری و انتقاد از خود وا داشت 

 علی مرادی، انجمن نجات، مرکز لرستان، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۶:… رجوی در این مطلب با برشمردن آماری از فعالیت های اینجانب، بنده را واداشت تا با مروری برکارنامه خود پس از بازگشت به ایران دریابم که در مقابل آنهمه جرم و جنایت ، خیانت و وطن فروشی ، شکنجه های روحی و جسمی علیه خودم و سایر دوستان و هموطنانم که توسط سران رسوای فرقه صورت گرفته بنده کوتاهی و کم کاری کرده ام و جادارد ضمن انتقاد … 

لینک به منبع

پاسخ علی مرادی به ادعاهای نخ نما شده ایران افشاگر

 سایت رسوای ایران افشاگر از ارگانهای فرقه رجوی بار دیگر با تکرار مکررات ادعاهای پیشین ، مجددا علیه اینجانب علی مرادی دست بکار شده و بدون یادآوری جرم و جنایات سران فرقه به ارائه بیلانی از فعالیت های من علیه سازمان منفور رجوی مبادرت نموده است .

درست است که حرف حق را باید پذیرفت حتی اگر از زبان دشمن آدم باشد و برای من نیز چنین است .

فرقه رجوی در این مطلب با برشمردن آمار و اطلاعاتی از فعالیت های اینجانب علیه خود، بنده را به این استدلال و منطق واداشت تا با مروری برکارنامه خود پس از بازگشت به ایران دریابم که در مقابل آنهمه جرم و جنایت ، خیانت و وطن فروشی ، شکنجه های روحی و جسمی علیه خودم و سایر دوستان و هموطنانم که توسط سران رسوای فرقه صورت گرفته بنده کوتاهی و کم کاری کرده ام و جادارد ضمن انتقاد از خودم به فعالیت هایم برای احقاق حق و حقوق پایمال شده خودم در خلال ۱۵ سال ، رنج و شکنجه سربازان و نیروهای اسیر در چنگال فرقه رجوی ، خیانت ها و همدستی های رجوی با دولت صدام در جنگ هشت ساله ، همپیمانی های کنونی با اسرائیل و آل سعود علیه میهنم ایران ،و هزار جرم و جنایت دیگر هرروز به فعالیت هایم بیافزایم و تا آخرین قطره خون به افشای این فرقه بپردازم . و از این جنبه به این مطلب در سایت” رسواگر خویش “با دید مثبت مینگرم و استقبال میکنم . اگرچه فعالیت هایم بیشتراز این آمار بوده و برخی تلاش ها و فعالیت هایم در رسواکردن و افشای هویت و ماهیت فرقه رجوی که چه در این آمار ذکر نشده و چه هنوز رسانه ای نشده بعدا صدایش بگوشتان خواهد رسید و خطاب به شخص رجوی مفقود خواهم گفت : باش تا طشت رسواییتان از بام عالم فرو افتد .

 اما خطاب به افشاگر خواهم گفت : بقول شاعر معروف سوری “نزار قبانی”

عیرتنی بشیب و هو وقار …… یا لیت عیرتنی بما هو عار

ما را به موی سپید سرزنش میکنی که این از وقار من است …… ایکاش مارا به آنچه که عار و ننگ است سرزنش و ملامت میکردی .

لازم میدانم از آنچه که فعالیت های افشاگرانه اینجانب علیه تمام جرم و جنایات سران فرقه علیه میهنم ایران و علیه سربازان مدافع مرزهای کشور درجنگ هشت ساله ، زد و بند ها و ترور دانشمندان این مرزو بوم در پادویی اسرائیل و فریب فرزندان این مردم که توسط سران فرقه رجوی و بدستور شخص رجوی صورت گرفته انجام داده ام با کمال افتخار دفاع نمایم و این بمصداق همان شعر عربی نشانی از غیرت و وطن پرستی من است . اما ایکاش مرا بابت اعتماد ۱۵ ساله و تلاش و فعالیت بی چشم داشت در طی سالیانی که در تشکیلات شما بودم سرزنش میکردید .

لازم میدانم در خصوص نحوه پیوستنم به این فرقه تا لحظه جدا یی را به اختصار و تیتر وار توضیح دهم .

اینجانب در سال ۶۸ در یکی از اردوگاههای اسرای جنگی عراق با ورود و دعوت مهدی ابریشم چی ، جواد قدیری و باقر شعبانی و چند نفر همراهشان در جمع افراد متقاضی پیوستن قرار گرفتم و در پایان توضیحات مهدی ابریشم چی بصراحت گفتم من قصد پیوستن به سازمان شما را ندارم زیرا دارای اعتقادات مارکسیستی میباشم و قصد دارم نزد گرو هایی مارکسیست بروم اما در خلال سالیان اسارت اطلاع دقیقی از انها ندارم . مهدی ابریشم چی در پاسخ گفت ما ارتباط نیرویی با انها نداریم اما میتوانی بعنوان رزمنده به ارتش ازادیبخش بپیوندی و تمام حق و حقوق ایدئولوژی سیاسی شما محفوظ است . من هم با وجوه اشتراک ادعا شده توسط سازمان که اهم آنها مبارزه ضد امپریالیزم بوده موافقت نموده و در یک قرارداد کتبی که سند آن قطعا در تشکیلات رجوی موجود است ملحق شدم . با وجودی که در عمل ادعاها پوچ و توخالی از اب درامد من با تمام رفتار دیکتاتوری تشکیلاتی ، وابستگی ها، انحرافات و سختی ها تحمل کردم تا نقطه سرنگونی صدام و همچنین با وجود امکان مبارزه با امپریالیزم سران فرقه بدون هیچ واکنشی که سالها شعار مبارزه با امپریالیزم میدادند دستور تسلیم و تحویل سلاح به امپریالیزم را دادند و بلافاصله با خیانت به صدام بعنوان صاحبخانه قبلی که آنهم در جهت خیانت به وطن و مردم ایران با وی همپیمان شدند ، این بار بسرعت با قدرت جدید الورود یعنی آمریکا عهد اخوت و نوکری بستند و لذا دیگر آخرین رشته اتحاد من با آنها قطع شد و نه از مقاومت خبری بود و نه از مبارزه با آمریکا ، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ، اما باز به رسم مردانگی در اوضاع بحرانی عهد شکنی نکردم و تحمل کردم تا همه به قرار گاه اشرف باز گردند و رسما به فرماندهانم از جمله اسدالله مثنی ، ژیلا دیهیم و نهایتا فرشته یگانه اعلام جدایی نمودم و تصریح کردم که شما خودتان امرپالیزم را بالای سر ما آوردید که من با آنها هیچ سازگاری ندارم و تقاضا نمودم همانموقع ارتباط مرا با چریک های فدایی ( جریان مهدی سامع ) وصل نمایید و یا ترتیبات انتقال و اعزام من به اروپا را فراهم نمایید تا خودم به آنها بپیوندم و نکته مهم و قابل توجه این بود که یک روز بعد برایم جلسه ای با شرکت عباس داوری ، فرشته یگانه ،منوچهر الفت و حسین مدنی ترتیب دادند که مرا برای ماندن در اشرف قانع کنند که موفق نشدند و بصراحت تمام در حضور همگی اعلام کردم بعد از ۱۵ سال بودن در تشکیلات موسوم به ارتش آزادیبخش که در حال حاضر آثاری از ان نمانده هیچ خیانت وجنایتی مرتکب نشده و نقطه سیاهی روی پرونده ام نیست و اگر ادعایی غیر از این دارید تا همین الان جواب دهم در غیر اینصورت فردای روزگار اگر پایم به دنیای آزاد برسد اعلام میکنم و برای پاسخگویی در انظار عموم رسانه ها اقدام مینمایم . اما در کمال ناباوری در یک روز عصر مرا بصورت سری به منطقه ای بنام اسکان و به یک واحد بعنوان زندانی انتقال دادندکه آنجا سالیان محل زندانیان و افراد معترض و جدا شده بود .

در آنجا بدون هیچ توجهی به خواسته هایم مبنی بر وصل ارتباط با گروه چریک های فدایی و یا انتقال به خارج از عراق بمدت چهار و نیم ماه مرا بصورت زندانی با تمام محدودیت ها و بد رفتاری ها نگهداری نموده و در خلال این مدت زندانی شاهد اذیت و آزار و شکنجه های جسمی و روحی سایر زندانیان اطرافم بودم از جمله یاسر عزتی که توسط پدرش که زندانبان بود صورت میگرفت و لازم به ذکر است که خود نیز متحمل شکنجه های روحی متعددی شده ام اما شکنجه جسمی نشده ام .

زمان در این وانفسا و اوضاع بحرانی عراق در حال گذر بود و من بی آنکه هیچ کس بیرون از این سیم خاردار از من مطلع باشد زندانی بودم و بتدریج از طریق یکی از نگهبانان زندان که خودش نیز تا حدودی بریده و معترض بود فقط بخاطر زن و بچه اش که در داخل تشکیلات بودند شرایط را تحمل مینمود متوجه شدم که سران فرقه رجوی قصد دارند بدون اطلاع از صلیب سرخ و امریکاییها بگونه ای مرموز مرا تحت نام خودکشی و یا …. از بین ببرند که سریع دست بکار شدم و از آنجاییکه من قبلا اسیر جنگی بودم و شماره صلیب داشتم با نوشتن نامه ای بزبان انگلیسی از طریق دوستی !!!!( که این ارتباط نیز بعد ها موجب تعجب و شگفتی حسین مدنی و سران فرقه شد ) نامه را بدست صلیب سرخ در هنگام بازدید از کمپ آمریکاییها ” تیف ” رساندم و صلیب سرخ را در جریان نیات شرورانه سران فرقه رجوی قرار دادم و خواستار خروج از زندان شدم که بلافاصله فردای انروز عده ای از سران فرقه رجوی از جمله حسین مدنی ، منوچهر الفت ، جهانگیر وتعدای دیگر سراسیمه بطرف من شتافتند و اول میخواستند بفهمند من چطوربا صلیب ارتباط برقرار نموده ام و به عناصر نفوذی در تشکیلات خودشان مشکوک بودند اما من با جواب های رد گم کنی گفتم دوستانم که در تیف هستند و قبلا با هم قرار و مدار داشتیم پیگر وضعیتم شده اند .

بدنبال این موضوع در همان روز بلافاصله تماس من را با مهدی سامع رهبر چریکهای فدایی که در شورای موسوم به ملی مقاومت نیز هست وصل نموده و او نیز سراسیمه بدنبال اقناع من بود که به تمام خواسته های فرقه رجوی تن بدهم اما من قانع نشدم و در خلال ۲۴ ساعت مهدی سامع ۳ بار با من تماس گرفت اما هرچقدر توضیح میداد که مرا قانع کند که به خیانت فرقه تن دهم من بیشتر حتی از چریکهای فدایی و شخص سامع بدبین و متنفر میشدم و به وی گفتم من چندین سال است تقاضای تماس با شما را به مسئولین مجاهدین داده ام اما به بی توجهی آنان مواجه شدم . حالا چطور شده که از دیروز تا حالا مرتب در تماس هستی و اینقدر شما اصرار دارید من صم و بکم نزد اینها بمانم ؟؟؟؟

مهدی سامع در پاسخ بمن گفت ما میخواهیم تو فقط نزد رژیم آخوندی نروی چون اهل قلم و سواد و معلومات هستی و بیان قوی داری حتما مورد سوءاستفاده قرار میگیری و علیه سازمان از شما استفاده میکنند . در این گیرو دار بودیم که ناگهان نگهبان زندان مرا صدا زد و گفت سریع آماده شو میخواهیم ترا به کمپ آمریکایی ها ” تیف ببریم ” !!!!

تیف چرا ؟؟؟؟

مگه خودت برا صلیب نامه ننوشتی ؟؟؟

خوب صلیب و آمریکایی ها به سازمان راجع به تو اخطار داده اند و ما را مورد مواخذه قرار داده و میخواهند ترا ببرند نزد خودشان .

در هر حال من با اطلاعاتی که از قصد و اهداف سران فرقه برای سر به نیست کردن خودم داشتم بین بد و بدتر بد را انتخاب کردم و راهی جزاین نیز نداشتم . و عصر همانروز به تیف منتقل شدم و آنجا نیز مهدی سامع یکبار با من تماس گرفت و در خلال این تماسها به بی هویتی مهدی سامع ، سرسپردگی و مزدوریش برای فرقه رجوی پی بردم که حاضر است به هر قیمت مرا که نیروی سازمانش بودم قربانی نماید که در همان تماس با برخورد تندی نظراتم را به وی گفتم و خاطرنشان کردم که شما که نام سازمان چریکها و برنامه هویت را یدک میکشید بخاطر امرار معاش و زندگی در اروپا و خوش گذرانی با پول و جیره مواجب سازمان حاضر هستید به همه کاری مبادرت کنید و این دقیقا بی هویتی شماست و در نهایت با برخورد های تند تماس فی مابین قطع شد و من در یک بازبینی نزدیک به دو دهه فعالیت سیاسی و اعلام انزجار و تنفر از این گروهها تصمیم به باز گشت به ایران گرفتم و در بدو ورود نیز علیرغم شک و شبهات راجع به نظام ایران و دستگاههای اطلاعاتی – امنیتی ، خودم را برای همه چیز آماده کرده بودم و نتیجه عمل را بر ماندن در عراق و وابستگی به فرقه رجوی و سازمان چریکها ترجیح دادم .
لازم به ذکر و تاکید است اینجانب در سال ۸۲ در قرار گاه اشرف با دو تن از برادرانم ملاقات داشتم که در آن ملاقات آنها مرا در جریان واقعیات ایران و زندگی مردم قرار دادند و در این گفتگو ها به عقب ماندگی و فاصله فکری سران و نیرو های سازمان نسبت به جامعه ایران بدرستی پی بردم و تا حدودی تصویر روشن تری برای انتخاب مسیر در اختیارم قرار گرفت که خود این موضوع پیش زمینه ای برای قطع همکاری و ارتباطم با سازمان بود .

خوب در عمل هرچه بیشتر از زمان ورودم به کشور میگذشت چشمم به واقعیتی باز میشد و میخواهم در این مطلب نیز بصراحت و راحت البال اعلام کنم به همان گفتار و عباراتی که در بدو ورود اعلام کردم ایمان و اعتقاد دارم و تحت هیچ زور و اجبار نبوده ومطلقا آنر برای تبلیغ نگفته ام.

قطعا خاک وطن ، شهر و دیار خودم ، هموطنان و اعضای خانواده هزار بار برایم بیشتر از زندان و دروغ و فریب فرقه رجوی و مهدی سامع جاذبه دارد .

در بخشی از مطلب ایران افشاگر به سخنان حسین مدنی اشاره شده که از نحوه پیوستن من به سازمانشان تا جدایی و ورودم به ایران اشاره نموده است .

حال حسین مدنی کی بود : وی از مسئولین سازمان موسوم به مجاهدین بود که سالیان در اروپا بسر میبرده و در زمان بحران جنگ آمریکا و عراق وی نیز در عراق بود و پس از تسلیم شدن فرقه رجوی در برابر نیرو های امریکا حسن مدنی و تنی چند از اعضاء که به زبان انگلیسی مسلط بودند وارد دستگاه روابط فرقه با امریکا شدند و تا حد زیادی در روابط امریکایی ها حل شدند که گاهی تشکیلات به روابطشان با آمریکایی ها در زمینه خوش گذرانی و مشروب خوری مشکوک میشد و حسین مدنی نیز از همین قماش بود . وی به دلیل ارتباطش با امریکا در جریان وضعیت من نیز قرار میگرفت و از ارسال نامه من از زندان سازمان بدست صلیب و از انطریق بدست فرماندهان آمریکایی بسیار سوخته بود زیرا سازمان تعهد داده بود که نیرو های ما داوطلب هستند و هیچ نیرویی در زندان نداریم که نامه من به صلیب و از انطریق بدست افسران آمریکا موجب فروریختن دیوار بی اعتمادی بین دوطرف گردید و نقض قرارداد اولیه سران فرقه با ژنرال اودیر نو فرمانده لشکر ۴ آمریکا که در آنزمان مسئول حفاظت و کنترل مجاهدین بود محسوب میشد که برای سران فرقه بخصوص حسین مدنی که طرف قرارداد بود خیلی گران تمام شد .

حسین مدنی در درگیری های پادگان اشرف خود نیز قربانی اهداف شوم و ضد انسانی رجوی گردید و بهلاکت رسید

حسین مدنی در خصوص وضعیت من که بقول خودش داستان جالبی داشته ام چنین میگوید :

سوابق تسلیم علی مرادی

مجاهد شهید حسین مدنی در مصاحبه‌یی با سیمای آزادی در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۸۳ در باره مزدور علی مرادی گفت:

«…این فرد داستان خیلی جالبی داشت. یکی دو سال بعد از این‌که جنگ ایران و عراق تمام شد، با اصرار و تقاضای مکتوب خودش، از اردوگاه اسیران جنگی در عراق آزادشده و به ارتش آزادی‌بخش آمده بود. در ارتش آزادی‌بخش می‌گفت که کمونیست و مارکسیست است و کسی هم متعرض عقاید و افکارش نبود. وقتی‌که برید، می‌گفت می‌خواهم به خارجه بروم ولی حتی اگر مرا بکشند حاضر نیستم به خروجی تحت کنترل آمریکایی‌ها بروم. ما برایش امکانات تهیه کردیم تا همان‌طور که می‌خواست در محل جدای از یکان‌ها زندگی‌اش را بکند تا وقتی‌که کار قانونی او درست بشود؛ اما بعد از یکی دو ماه خسته شد و به تیف رفت… بعد هم با شگفتی، یک ماه و نیم بعد، علی مرادی سر از تهران و هتل وزارت اطلاعات درآورد و در تلویزیون رژیم دیدیم که در فرودگاه، لدی الورود به ندامت برخاسته و می‌گوید به‌به چه فضای آزادی! و می‌گوید که‌ای دریغ که ”منافقین” در این سالیان، او را از حقایق داخل کشور محروم نگه‌داشته‌اند و به‌جای آن به او گفته‌اند که در ایران سرکوب و اختناق است! حالا اینکه علی مرادی چگونه این‌همه سال نفهمید که در ایران آزادی است، ولی به‌محض ورود به ایران، فضای آزاد را کشف کرد،

در مطلب فوق ملاحظه نمائید که حرف جدید و قابل توجهی برای گفتن ندارد و داستان همان بود که خودم در خلال مطلب توضیح دادم و نکته ای هم در بیانات حسین مدنی آشکار است که بله دقیقا فرقه رجوی در خلال سالیان با شستشوی مغزی و بایکوت خبری و محرومیت از رسانه ها و تلویزیون و تلفن مانع از ان شد که ما حقایق داخل ایران را بفهمیم.

در خلال مطلب ایران افشاگر چنین ادعا میکند :

وی در نقش کمک بازجو برای شکنجه و درهم شکستن زندانیان هوادار مجاهدین در سیاهچالهای دشمن ضد بشری ظاهر و به‌صورت حقارت باری درصدد اثبات وفاداری خود به‌نظام پلید آخوندی است.

در این خصوص لازم بذکر است که نظام حاکم با این عرض و طول و دستگاههای اطلاعاتی امنیتی که شما اینهمه از آن یاد میکنید هیچ نیازی به چنین کاری ندارد و با صراحت تمام اعلام میکنم هرگز در چنین کار و اقدامی شرکت ننموده ام و این گفته سران فرقه و سایت رسوا دروغ محض است .

ضمن اینکه اگرفرض کنیم چنین زندانیانی نیز در زندانهای ایران باشند بنظر بنده قربانیان اقداف شوم رجوی میباشند وبه قربانی بایستی کمک کرد تا به واقعیات چشمش باز شود .و سران فرقه رجوی گویا فراموش کرده اند که خودشان از اصلی ترین شکنجه گران نیرو های خودشان میباشند که جداشدگان که خود نیز قربانیان شکنجه فرقه رجوی میباشند با نشان دادن سند های انکار ناپذیر شکنجه بر تنشان بر این ادعا مهر تایید گذاشتند .

در ادامه مطلب ایران افشاگر چنین آمده است :

پیش‌تر، از او که به دنبال حمله آمریکا و نیروهای ائتلاف به عراق در سال ۸۲ و تغییر حکومت سابق عراق، تاب تحمل سختی‌های مبارزه را نداشت خواسته‌شده بود پی زندگی خودش برود ولی او با خواهش و اصرار خواهان ماندن نزد مجاهدین تا حل‌وفصل مسائل قانونی خودش گردیده بود.

درست گفته اند که آدم های دروغ گو کم حافظه هستند حداقل به تاریخ تحولات عراق توجه کنید و بعدا دروغ بگویید . من که در تمام دوران جنگ و شرایط سخت در کنارتان بودم و حتی در موقعی که روزها و هفته ها از اب و نان و استحمام و آذوقه چندان خبری نبود و هر لحظه امکان کشته شدن و به اسارت رفتن توسط اکراد و سایر نیرو های بدر و…. وجود داشت و در حالیکه در نزدیکی مرز خانقین در سنگر زنان شورای رهبری کیک ها و رولت ها و شیرینی ها و غذا های انچنانی را خودم با چشمان دیدم در آن زمان به رسم جوانمردی در کنارتان ماندم و درست در اوج جشن گرفتن و ملاقات های آنچنانی مژگان پارسایی و فهیمه اروانی با سگ پشمالویش با افسران امریکایی ، زمان مهمانی های آنچنانی و دعوت از ژنرالهای آمریکایی بصرف خورشت فسنجون و درست در اواخر سال ۸۳ اعلام جدایی کردم بنا براین مبارزه ای نبود که من تاب تحملش را نداشته باشم و چطور تاب تحمل نداشتم اما خودم اصرار بر ماندن داشتم تناقض به این بزرگی را کجا پنهان میکنید ؟؟.

و در قسمت پایانی مطلب پاراگراف اخر را از زبان نیرویی با نام سازمان مجاهدین خلق که برای ازادی خلق محرومش و دمکراسی در ایران ادعای مبارزه دارد !!!! تهدید را ملاحظه نمائید .

شک نباید کرد کسانی که این‌گونه در خدمت رژیم جهل و جنایت و غارت و چپاول و در خدمت ماشین سرکوب و کشتار خامنه‌ای قرار می‌گیرند، صدبار از پاسداران و بسیجی‌های جنایتکار رژیم، کثیف‌تر و ضد ایرانی‌ترند و بی‌گمان به‌زودی حساب تک‌به‌تک اعمال جنایت‌کارانه خود را پس خواهند داد.

خوب در پاسخ به این تهدید که در محاکم بین المللی نیز قابل پیگیری میباشد باید خدمت شخص رجوی آن بزدل فرومایه و آن رهبر فراری وتمام سران فرقه رجوی اعلام نمایم .

اول موضوع دعوا را مشخص کنیم : واژه ضد ایرانی را به نظر سنجی بگذاریم ببینیم همکاری با صدام و امریکا و اسرائیل و ال سعود و تروریست های داعش و النصره که مستندات آن در رسانه ها و محافل جهانی موجود و انکار ناپذیر است ضد ایرانی محسوب میشود یا انتخاب آزادنه بودن و یا نبودن در تشکیلات شما که من انتخاب نموده ام ؟ و یا بازگشت به میهنم و زندگی در کنار خانواده و بستگان و همشهریانم ؟ و یا حتی زندگی تحت قوانین حکومتی که توسط همین مردم انتخاب شده که امروزه حتی دشمنان مردم ایران نیز به آن اعتراف دارند و قطعا ممکن است این حکومت ایراداتی نیز داشته باشد یا نداشته باشد ؟ کدام ضد ایرانی محسوب میشود ؟ اگر طرف دوم که من هستم ضد ایرانی هستم با کمال شجاعت برای مجازات ضد ایرانی بودنم آماده ام البته ایران همینجاست که من در آن هستم و نه آن سوراخ موشی که رجوی در ان مخفی شده است . اما اگر در نظر سنجی و در نتیجه گیری عقل سلیم مشخص شد شما ضد ایرانی هستید بنابراین همین خواری و خفتی را که سالیان با ان دست به گریبان هستید و سرنوشت شوم خیانت و پادویی کثیف ترین حکومت ها پاداش ضد ایرانی بودنتان میباشد و بس
در خصوص بکار گیری واژه مزدور و یا اطلاعاتی برای اینجانب که توسط فرقه رجوی استفاده شده نیز چیز جدیدی نیست ولی جای شکرش باقیست و شامل حال من تنها نیست و قبل از بکار گیری این واژه ، سازمان تلاش میکرد که افراد معترض و جداشده را با انگ و تهمت های اخلاقی خراب کند و از آنجاییکه این موضوع در جامعه ایران ضد ارزش بود مورد استفاده فرقه رجوی قرار میگرفت . تا اینکه در سالهای قبل در یافتند که روند خروج و فرار از سازمان در حال افزایش است و به تعداد زیادی تهمت ها اخلاقی چه فاعل و چه مفعول دادند تا اینکه در یک جمعبندی دریافتند که این تعداد از افراد فاسد الاخلاق در تشکیلات کوچک مجاهدین نهایتا راه به سران فرقه میبرد و این فساد اخلاقی احتمالا دو طرف قضیه دارد و احتمالا در بیشتر موارد یکی از طرفهای هر فرد فاسد الاخلاق هنوز در داخل تشکیلات است وگوهران بی بدیل مریم و مجاهدان امروز فاسدان فردایند . بنابراین به کشف و خلق واژه جدیدی بنام مزدور و اطلاعاتی روی اوردند که پس از سرنگونی دولت صدام تا کنون بالای حدودا هزار نفر از تشکیلات ۳ هزار و اندی مجاهدین جدا شده اند که موفق به کسب مقام مزدوری و اطلاعاتی توسط تشکیلات و سران فرقه رجوی گردیده اند بنابریان باید نتیجه گرفت که چه تشکیلات مزدور خیز و مولد مزدور و اطلاعاتی میباشد که یک سوم موجودیت خودش مزدور و اطلاعاتی هستند و درست و دقیق مجاهدان امروز مزدوران فردایند و بقیه نیروها نیز باید در انتظار همین مقام بنشینند .

و کلام آخر :

اینجانب علی مرادی قبلا نیز چه در هنگام جدایی و چه بعد از ان در مطالب و مقالات و مصاحبه های متعددی که داشتم و انعکاسات عمومی داشته اند اعلام نموده و مینمایم که اگر جسارت و شهامت و ذره ای وجدان و شرافت در شخص رجوی و یا مریم و سران فرقه رجوی وجود دارد بیایند تا در رسانه های بین المللی و در هرجایی که هم پخش مستقیم باشد و هم امنیت دوطرف تامین گردد به مناظره بنشینیم و هرکدام به دفاع از نظریات و اهداف خود اقدام نموده ودر خصوص ادعاهای هر دو طرف بحث و گفتگو نماییم . اگر حاضر به این کار هستید شما انتخاب نمایید و من آماده ام . در غیر اینصورت اعلام میکنم ما را از تهدیدات شما هراسی نیست و من میبایست ۲۰ سال پیش مانند اینهمه نیروی صادقی که در اختیار شما بودند قربانی میشدم راستی کسی که از چنگال شما رهایی یافته هنوز باید ترسی از تهدیدات شما داشته باشد؟؟ .

طرف رو به ده راه نمیدادند سراغ خانه کدخدا رو میگرفت !!!

شما قادر به تامین امنیت خود نیستید و از سوراخ پنهان نیز به تهدید میپردازید ؟

زهی بیشرمی و وقاحت.

*** 

مزدور پرویز خزایی مجاهدین خلق ارتش خصوصی صدام حسینسینه چاک دادن های پرویز خزایی مفت خور (+ پرویز خزایی “وروگشته”)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22960

اعدام شیخ نمر وسکوت فرقه رجوی (+ جنایات آل سعود را قویا محکوم میکنیم) 

علی مرادی، انجمن نجات، مرکز لرستان، چهارم ژانویه ۲۰۱۶:… در پی به هلاکت رسیدن زهران علوش مزدور تروریست دست نشانده عربستان در سوریه و دیدار رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه و طبعا مباحث مطروحه در این دیدار پیرامون اوضاع سوریه که در حمایت از تروریست ها هردو کشور منافع و اهداف مشترک دارند ، ضربات مهلک و پی در پی که از ارتش سوریه با حمایت های ایران و روسیه دریافت …

مسعود رجوی عربستان سعودیفرقه رجوی٬ فاحشه سیاسی (گدایی رجوی از مقامات سعودی در ازای ترور در ایران)

اعدام شیخ نمر وسکوت فرقه رجوی

لینک به منبع

کشور عربستان را همه میشناسند ، کشوری که توسط یک خانواده دزدیده شده است و اداره میشود ، کشوری که بوی از دمکراسی نبرده و کمترین آزادی های مردمی و اجتماعی بر آن حاکم میباشد و کشوری که هنوز زنان آن از رانندگی ممنوع و حتی تا چند روز پیش از دادن رای نیز محروم بودند و اینگونه این کشور با دلار های نفتی خود چشم و گوش سازمان های مدافع حقوق بشری و شخصیت های حقیقی و حقوقی را بسته و هیچ دیده بان حقوق بشری از دیکتاتوری این خاندان اعتراضی نمی نماید و این در حالی است اگر در جای دیگر مانند ایران، دستفروشی در خیابان توسط شهرداری جمع آوری و در این بین بساط وی در خیابان می ریزد در آن سر دنیا رسانه جهانی ، بی بی سی و صدای آمریکا و سپس به تبع آن گروه های اپوزوسیون و امثالهم و بخصوص مریم رجوی و فرقه منتسب به وی با دادن انواع بیانیه و غیره از ظلم و ستم نظام تا پایمالی حقوق بشر و نبود دمکراسی و با شانتاژ آن گوش جهانیان را کر میکنند .

دیروز در اخبار آمده بود که شیخ نمر همراه با ۴۶ تن از مخالفین خاندان سعودی در عربستان اعدام ویا گردن زده شده اند و این در حالی بود که این افراد نه مبازه مسلحانه ای را کرده بودند ونه اعمال تروریستی را انجام داده بودند و جرم آنان فقط اعتراض به رژیم آل سعود و نبود دمکراسی در عربستان بوده است و ضمنا این تعداد اعدام آن هم در یک روز نشان از جنایت پیشگی و سرکوب در خاندان ال سعود را نشان میدهد ، با درج این خبر ما شاهد بودیم که تمامی مسلمانان جهان چه شیعه و چه برادران اهل سنت با دادن اعلامیه و بیانیه های مختلف اعدام شیخ نمر را محکوم نموده و انزجار خود را ازاعمال دولت عربستان اعلام نمودند ویا کشورهای اروپایی و امریکا با دادن بیانیه اعتراض خود را اعلام نمودند .

فرقه رجوی که تا دیروز برای زهران علوش سرکرده گروه تروریستی جیش الاسلام اشک تمساح میریخت و با دادن اعلامیه خبر کشته شدن وی را بعنوان رهبر سپاه اسلام و مجاهد بزرگ در بوق و کرنا میزد و در سیمای نفاق برای وی برنامه خاصی تدارک داد و این در حالی بود که زهران علوش بعنوان مزدور عربستان و گروه وی منتسب به عربستان و جزء گروه های تروریستی در کشور سوریه معروف میباشد و فرقه رجوی بنا به وابستگی خود از این تروریست دفاع و وی را مورد ستایش قرار داد . اما اکنون این فرقه در مقابل اعدام ۴۷ نفر در عربستان و همچنین اعدام شیخ نمر که عالم دینی بوده و در بین علما اسلام چه سنی و چه شیعه دارای جایگاه خاص بوده و اعدام وی با واکنش های مختلف در بین علما و مراجع دینی مواجهه گردیده و دولت های جهانی این عمل را محکوم نموده اند این فرقه در مقابل این خبر هیچ واکنشی نشان نداده و در سکوت خبری خود را قرار داده و حتی اقدام به نشر تیتر کلی آن نیز نمی نماید و جالب خبر آتش گرفتن سفارت خانه عربستان در ایران را در سایت و سیمای خود پوشش داده اما چرایی آن را نمی گوید .

زهی بیشرمی به نفاق و دورویی که در این فرقه خود را نشان می دهدوآنان سر خود را مانند کبک در برف فرو برده و گویی هیج اتفاقی نیفتاده ، اما این مخفی کاری و نفاق تا کی میتواند ادامه یابد و تا کی با این روش میتوانند افراد این فرقه را در نادانی و جهل قرار بدهند مطمئنا بزودی واقعیت ها بر روی این افراد گشوده و طشت رسوایی سران فرقه بام خواهد افتاد .

جنایت آل سعود در اعدام روحانی برجسته شیعه شیخ نمر باقر النمر را قویا محکوم میکنیم

لینک به منبع

رژیم جنایکار آل سعود با دنائت و رذالت وصف ناپذیری آیت الله شیخ نمرباقرالنمر روحانی شیعه رهبر شیعیان عربستان را در جوار حرم امن الهی اعدام نمود و بار دیگر دامن هزار بار آلوده حکومت قرون وسطایی و شیوخ پلید سعودی را آلوده تر نمود.

اعدام شیخ نمر در این زمان اما بیانگر حقایقی بود که حکومت سعودی را بیش از پیش رسوا نمود ،‌

در پی به هلاکت رسیدن زهران علوش مزدور تروریست دست نشانده عربستان در سوریه و دیدار رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه و طبعا مباحث مطروحه در این دیدار پیرامون اوضاع سوریه که در حمایت از تروریست ها هردو کشور منافع و اهداف مشترک دارند ، ضربات مهلک و پی در پی که از ارتش سوریه با حمایت های ایران و روسیه دریافت نمودند ، پیروزی جبهه مقاومت در مقابل خط صدور تروریست ، بحران در سوریه و یمن ، ترس از شکل گیری اعتراضات داخلی توسط شیعیان عربستان همه و همه این تحولات بر بطلان اهداف شوم اتحاد امریکایی ، صهینونیستی که به سعودی و قطر و ترکیه دیکته میشود صحه گذاشته که حکومت سعودی را ناگزیر به این واکنش هیستریک و ظالمانه نمود .

در حالی موج محکومیت های بین المللی ،‌حکومت ها ، ارگانهای حقوق بشری ، مراجع شیعه در سراسر دنیا و حتی رهبران اهل سنت و….. نثار حکومت عربستان میشود (ذیلا به نمونه هایی از آن میپردازیم .)

دیده بان حقوق بشر، روز شنبه اعدام آیت الله شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته عربستانی را محکوم و تاکید کرد: اعدام های گروهی، سبب تیره تر شدن \’پرونده پیشاپیش خدشه دار سعودی\’ در زمینه حقوق بشر خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، «سارا لیا ویتسون» مدیر حوزه خاورمیانه در سازمان دیده بان حقوق بشر در این باره گفت: جلسه محاکمه النمر \’ناعادلانه\’ بود و اعدامش نیز تنها به اختلاف های فرقه ای و ناآرامی ها دامن خواهد زد.

آسوشیتدپرس نوشت: النمر پیش از دستگیری در سال ۲۰۱۲، یکی از منتقدان سرسخت کشتار معترضان و مخالف بی عدالتی در عربستان سعودی بود

و این تنها سه نمونه آنهم از واکنش های غیر مسلمانان ، اما موج سراسری محکومیت و ابراز انزجار و تنفر و خشم و کینه از جانب مسلمانان سراسر جهان وصف ناپذیر است.

اما در این میان نقش مجاهدین را بنگرید که اسلام و عدالت ، حقوق بشر و آزادی ومبارزه را که تاکنون اگرچه اعتقاد نداشتنداما زیر علم شان سینه میزدند رها نموده و به تبلیغ علیه افرادی که ساختمان خالی سفارت آل سعود را محاصره نموده اند پرداخته است و تمام رسانه ها و سیمای رسوای خود را روی همین موضوع متمرکز نموده که یاللمسلمین بشتابید آجرهای ساختمان سفارت عربستان در تهران مورد تعرض قرار گرفت .

و دریغ از ذره ای وجدان و شرافت ، اسلام و مسلمانی ، انسانیت و آزادگی که بر همه منافع و مصالح مادی پشت پا بزند و قبای سرسپردگی و مزدوری و پادویی را رها کرده و حداقل بخاطر همرنگ شدن با دنیا هم که شده تلویحا این جنایت را محکوم نماید یا به آن بپردازد .

و خوش بود گر محک تجربه آید بمیان تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد

دنیای آشفته بازار را ببینید که در این وانفسا هرکس دنبال یارگیری خود است و افتراق و اشتراکات چگونه پرده های نخ نما را کنار میزنند و ماسک ها کنار میروند و چه خوب مجاهدین اگر چه سالیان است رسوای خاص و عام شده اند اما با ماهیت ضد میهنی و ضد انسانیشان درست در سنگر سران مرتجع عربستان جاده صاف کن های صهیونیسم قرار میگیرند .

اما درپایان با درود به روان پاک انقلابی روحانی شیعه شیخ نمر باقر النمر برایش علو درجات را نزد خداوند متعال خواستاریم وسپاس خدا را که انسانهای پاک و درستکار با خونشان هم مسیر های مخدوش و مکدر را برای مردم روشن و آشکار میسازند و غبار های آلودگی و ابر های تیره را کنار میزنند .

علی مرادی

***

مصاحبه شبکه “سبلان” با آقایان کرم خیری – اسفندیار پناهی – رضا رجب زاده و علی مرادی

https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

مریم رجوی کشتار یمنمحدثین و حملات عربستان به کشور یمن

پیام تسلیت داریم تا پیام تسلیت!

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسمحنیف حیدر نژاد: جنایتکار خوب، جنایتکار بد!

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمدست به دامن شدن عضدانلو این بار به سعودی

(مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

مزدور هادی روشن روانروزنامه سعودی دست به دامان مسئول جاسوسی «منافقین» شد

بهزاد نظیری مجاهدین خلق فرقه رجویمصاحبه بهزاد نظیری با العربیه سعودی، نماینده اسیران لیبرتی در ژنو؟!

alerabiehالعربیه از طریق سازمان مجاهدین چه هدفی را دنبال می کند؟

عربستان سعودی رجوی را بی پشتوانه میدانداطلاعات عربستان سعودی: مجاهدین خلق در ایران بی اعتبار و در خارج پر از نفوذی اطلاعات ایران هستند

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:

نامه سرگشاده انجمن نجات به خانم لورا بولدرینی. هیئت پارلمانی شما در زمان حضور در تهران با ما دیدار کند

Laura Boldrini Italyانجمن نجات، تهران، یازدهم می ۲۰۱۴: …  همانطور که مطلع هستید یک هیئت ۱۰ نفره از پارلمان ایتالیا به ریاست آقای اتوره روساتو روز شنبه ۳ مه ۲۰۱۴ برای یک دیدار ۴ روزه به تهران آمد. در میان نمایندگان هیئت مربوطه  کسانی بودند که طومارهائی را برای سازمان مجاهدین خلق در جهت محکوم نمودن جمهوری اسلامی
 
 
مزدور مریم رجویایرنا به نقل از لوبلاگ، یازدهم آوریل ۲۰۱۴: … از اعضای پارلمان اروپا برای من تعریف می کرد که مجبور شده بر سر یکی از فعالان این گروه که می خواسته با سماجت وارد دفتر کار او بشود، فریاد بزند تا دست از سرش بردارد! حتی دفاتر پارلمان اروپا نیز در امان نیستند. آنها از اینکه بدون د
 
 
انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، دهم می ۲۰۱۴: …  رجوی افراد جدیدالورود و تازه وارد را به داخل تشکیلات و مناسبات خود وارد نمی کرد و آنها را بلافاصله بعد از یک آموزش کوتاه و دوپینگ ایدئولوژی برای ترور به داخل ایران اعزام می کرد تا اولا سالها در فرقه نمانند و انرژی صرف آنها نکنند دوما دارای اطلاعات
 
 
بچه های سازمان مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیراناانجمن نجات، مرکز تهران، دهم می ۲۰۱۴: …  برخی از جدا شدگان آلبانی معروف به بچه های سازمان هستند  . کسانیکه ، رجوی در بحبوحه جنگ آمریکا در عراق ، آنان را که در سنین کودکی بودند از پدر و مادرانشان جدا کرد و به کشورهای اروپا
 
 
انجمن نجات، مرکز تهران، دهم می ۲۰۱۴: …  طی گزارشات دریافتی از لیبرتی مسئولین فرقه رجوی با مشکلات عدیده ای با نفرات ساکن در لیبرتی مواجه شده اند و به شدت مراقب هستند که از فرار افراد جلوگیری شود و با برگزاری نشستهای  درون تشکیلاتی فشار زیادی را روی نفرات وارد می نمایند . تا نیروها به هیچ و