ماهیت طرفداری فرقه ی رجوی ازارتش آزادیبخش سوریه!

ماهیت طرفداری فرقه ی رجوی ازارتش آزادیبخش سوریه!

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسمصابر ازتبریز ( مضاء محفوظ)، دوازدهم فوریه 2015:…  شما در مراجعه به رسانه های باند رجوی ، روزی را پیدا نمیکنید که شاهد خبرهای مسرت بار؟! آن درمورد پیشرفت های ارتش آزاد سوریه نباشید. درواقع امر، اگر یک جمع ساده ازآمار فتوحات اعلام شده ی رجوی ها که منتسب به ارتش آزاد است ، ارائه دهیم ، اعداد بدست آمده نشانگر این خواهند بود که اراضی ای بمساحت چند بار بزرگتر ازخاک سوریه ی …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIفیگارو: مجاهدین خلق در کنار تکفیریها در سوریه می جنگند
Le Figaro: Mojahedin Khalq (aka MKO, MEK, Rajavi cult) Fight alogside insurgents in Syria

(با تشکر از صابر دریافت شد – ایران اینترلینک)

ماهیت طرفداری فرقه ی رجوی ازارتش آزادیبخش سوریه!

شما در مراجعه به رسانه های باند رجوی ، روزی را پیدا نمیکنید که شاهد خبرهای مسرت بار؟! آن درمورد پیشرفت های ارتش آزاد سوریه نباشید.

درواقع امر، اگر یک جمع ساده ازآمار فتوحات اعلام شده ی رجوی ها که منتسب به ارتش آزاد است ، ارائه دهیم ، اعداد بدست آمده نشانگر این خواهند بود که اراضی ای بمساحت چند بار بزرگتر ازخاک سوریه ی عملا موجود، توسط این ارتش آزاد تصرف شده و لابد حکومت سوریه با آن رئیس جمهور خونسرد وفعالش دارد در کرات دیگر براجنه فرمان میراند!

دیگر اینکه آمارهای ذکر نشده ازطرف سازمان اسبق مجاهدین خلق و بزرگانش که همان رسانه های مسلط جهانی باشند ، نشاندهنده ی آنست که گروهی ازنظامیان سوریه که پیرو حرکات نظامیان کم عقل لیبی هوس کسب حاکمیت را داشته و درایجاد ارتش آزاد و خرابکاری های آن دست داشتند، تدریجا صفوف این ارتش را ترک کرده وبه ارتش رسمی کشورخود بازگشتی دوباره میکنند والبته جای خالی این بازبرگشتگان را افراد تکفیری پرمیکنند وهرروز که میگذرد،غلظت این تکفیری ها چربش بیشتری نسبت به مثلا شبه سکولارهای این ارتش آزاد پیدا میکنند ونتیجه آن میشود که این ارتش آزاد به زوائد داعش ودیگر گروههای تکفیری تبدیل میشوند وعملا درحکم گردان های آنها بانجام وظیفه ی ملی – میهنی ودینی؟! خود میپردازند که دراصل این وظایف بیشتر یک وظایف انترناسیونالیستی وارونه است ( خدمت به امپراطوری سلطه گر جهانی )

برادرتان که صابر ازتبریز باشد، درنظر داشت که مطلب مفصل تری دراین مورد بنویسد و مواد اولیه اش را هم درذهن خود جمع کرده بود که چنین مقدر شد که نوشته ی جالب زیر را در وبگردی خود ملاحظه نموده و مطالب آنرا قویتر ازتراوشات ذهن خود واطلاعات موجودش بداند وآنرا باز انتشار داد!

صابر

مو بورها و چشم زاغ ها در میان داعشی ها چه می کنند؟- زودوست پرسه

شمار جنگجویان اروپائی در سوریه و عراق تا چند هزار نفری تخمین زده می شد. پلیس اسپانیا می گوید ارقام خیلی بیشتر از اینهاست و تا 100هزار اروپائی – حداقل بصورت نوبتی- دوش به دوش شبه نظامیان داعش می جنگند.

تحقیقات پلیس اسپانیا هیاهو برپا کرده است. طبق این تحقیق تعداد جهادگرایانی که از اتحادیه اروپا به سوریه وعراق رفته اند بسیار بیش از آنست که تا کنون حدس زده می شد. طبق این تحقیق بین 30 تا 100 هزار اسلامگرا از اروپا به مناطق جنگی در خاورمیانه رفته اند. روزنامه اسپانیائی » الپائیز» در آخر هفته گذشته بخش هائی از گزارش » پلیسیا ناسیونال» را منتشر کرد و نوشت تا کنون در گزارش های سازمان های اطلاعاتی غربی تعداد » تروریست های جهاد گرا» ی اروپائی فقط 3 تا 4 هزار نفر ذکر می شد .

پلیس اسپانیا در گزارش خود به تفصیل توضیح می دهد «کسانی که اکثرا شیوه بکار بردن اسلحه و مواد منفجره را آموخته اند» چگونه می توانند دوباره به اروپا بازگردند- آنها اغلب با فراریان از مناطق جنگی قاطی می شوند.»

«الپائیز» به نقل از گزارش پلیس می نویسد » این جهادگرایان موقت با در دست داشتن اوراق تقلبی می توانند به اروپا باز گردند».

در این گزارش که پیش از حمله به روزنامه نگاران فرانسوی تهیه شده چنین آمده که این همکاران پیشین شبه نظامیان داعش از چند مسیر به اروپا باز می گردند. یکی از راه هائی که قاچاق چی ها برای باز گرداندن جنگجویان پیشین به اروپا مورد استفاده قرار می دهند «ملیا» شهر «برون بومی» اسپانیاست که در شمال آفریقا در کرانه مدیترانه ای مراکش قرار دارد، مسیر دیگر رفتن به برزیل ، ونزوئلا یا پرو است، با اقامتی کوتاه- وآنگاه بازگشت به اروپا . در این اواخر در مسیر » ملیا» موارد زیادی با » ویزای تقلبی از آلمان » مشاهده و ثبت شده است. کاسبی قاچاقچیان پر رونق است و آنها بخشی از در آمد خود را در اختیار داعش می گذارند. افرادی که برای بازگشت به آنها مراجعه می کنند باید مبلغی بین 6 تا 10 هزار یورو بپردازند. در ماه نوامبر گروهی از قاچاقچیان مادرید که با گروههای دیگر در ترکیه و آمریکای لاتین در ارتباط بودند کشف شدند. آنها افراد را از سوریه و عراق به اروپا می آوردند. این گروه کوچک که فقط 6 عضو داشت و هم اکنون در حبس موقت بسر می برند، ماهی 100 هزار یورو رد و بدل می کرده اند.

بنا به نوشته روزنامه آلمانی «زود دویچر سایتونگ» از میان بازگشتگان از هر پنج نفر یکی حاضر به همگاری با ماموران مرزی بوده و در حدود 200 نفر از بازگشتگان با مقامات امنیتی همکاری کرده و اطلاعاتی از زمان اقامت خود نزد شبه نظامیان داعش در اختیار این مقامات گذاشته اند. اطلاعات بدست امده حکایت از آن دارند که افراد داعش علیه افراد خود نیز نهایت خشونت را بکار می برند. در گزارش پلیس اسپانیا از جمله درج شده کسانی که مظنون به جاسوسی شده اند مورد شکنجه قرار گرفته، تیرباران شده و یا سرشان بریده شده است.

هفته نامه آلمانی «ولت آم زونتاگ » با استناد به گفته مقامات دادگستری آلمان، گزارش داد که دادستان دست کم در دو مورد علیه دو تن که مظنون هستند از تروریست های داعش باشند به اتهام ارتکاب جنایت جنگی اقامه دعوا کرده است. این دو نفر عبارتند از «دنیس ث » از برلن و فارد . اس» الجزائری آلمانی شده مقیم شهر بن. اداره جنائی آلمان اطلاعاتی در دست دارد که نشان می دهند این دو نفر احتمالا در سال 2014 در بقتل رساندن سربازان سوریه و افراد غیر نظامی سوریائی دخیلَ بوده اند .

http://www.swp.de/ulm/nachrichten/politik/Viele-IS-Kaempfer-aus-EU;art4306,3036775

http://www.n-tv.de/politik/Bis-zu-100-000-Dschihadisten-aus-Europa-article14474271.html

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسممحمد سهیمی: چگونگی‌ ظهور داعش و گروه‌های داعش گونه، بخش اول: داعش خوب، داعش بد

وجود این وزن بین المللی صرفا درذهن منجمد شماست!

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15843

هورا برای پدر خوانده بنیادگرایی!

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمتحریریه وبلاگ صدا، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  دیوید لوین از تحلیگران بی بی سی در بنیادگرا بودن شاه درگذشته عربستان مینویسد “ملک عبدالله در طول مدت حکمرانی خود، به ادامه سیاستی پرداخت که عربستان سعودی، از دهه ۱۹۷۰ میلادی تاکنون در حال اجرای آن بوده …

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

پیام تسلیت داریم تا پیام تسلیت!

لینک به منبع

هورا برای پدر خوانده بنیادگرایی!

در پی فوت شاه عربستان، مریم رجوی پیام تسلیتی فرستاد. ارسال این پیام به احتمال زیاد اقدامی از سر ناچاری و به خاطر حفظ منافع حقیر مجاهدین صورت گرفته و دارای هیچ ارزش سیاسی نیست. به مناسبت فوت عبدالله فقط رهبران جهان و روسای دولتها پیام فرستادند و کمتر سازمانی در قد و قواره مجاهدین مرگ ملک عبالله را تسلیت گفت. به نظر میرسد مجاهدین به دلیل کمکهایی که از عربستان دریافت کرده و میکنند ناچار بودند که بالاخره مرگ عبدالله را تسلیت بگویند و گرنه پیام تسلیت مجاهدین، چندان موردی نداشت و چه بسا خودشان هم خیلی راضی نبودند.

پیام تسلیت مریم رجوی، فقط در سایت سازمان مجاهدین درج شده و از انتشار آن بویژه در سایت همبستگی خودداری کرده اند. انتشار این پیام در سایت همبستگی احتمالا می توانست اما و اگرها و نارضایتی هایی را درون شورا و طیف هواداران شورا نیز بوجود آورد. کما این که نامه نگاریهای پر از ابهام مسعود رجوی با سران جنایتکار رژیم نیز مسائل انتقادی چندی را درون شورا برانگیخت.

سوای ناموجه بودن ارسال پیام تسلیت برای ملک عبدالله توسط مجاهدین، محتوا و ادبیات این پیام تسلیت نیز میزان در حد خود، مدیون بودن رهبری مجاهدین به عربستان و نیز بی پرنسیبی او را برملا می­کند. مریم رجوی در پیام خود “با یادآوری مواضع شجاعانه ملک عبدالله در مسائل مربوط به جهان عرب و اسلام و بخصوص مواضع او علیه دخالتهای فاشیسم دینی حاکم بر ایران و سیاستهای ضدانسانی و ضداسلامی این رژیم علیه کشورهای منطقه، ابراز امیدواری کرد که رویکرد مقابله و قاطعیت در برابر این رژیم که ملک عبدالله آن را به درستی «رأس مار فتنه و ریشه همه مشکلات منطقه» توصیف کرده بود، بیش از پیش تقویت شود. رویکردی که نه فقط متضمن دفع شر و شرارت این رژیم ضدانسانی و ضداسلامی از مردم منطقه، بلکه در راستای مقاومت ملت بزرگ و شریف ایران برای رهایی از ستم و جنایت آخوندهای دجال و فریبکاری است که تحت نام اسلام و دین خدا، امروز رکوردار اعدام در جهان و بانکدار تروریسم بین‌المللی است و بدترین جفا و خیانت را اول به مردم ایران و سپس به تمامی کشورهای همسایه و همه مسلمانان جهان کرده است.

ملاحظه می کنید مریم رجوی برای “مواضع” شاه متوفای عربستان با چه هزینه ای ابراز احساسات میکند و آن را “شجاعانه” میخواند! حال آن که همین ملک عبدالله به گزارش آسوشیتدپرس یک قلم در سال ۲۰۱۴ با زدن گردن ۸۳ نفر در عربستان رکوردار اعدام از طریق گردن زدن بوده است.

از توضیح بیشتر و ملال انگیز “مواضع” ملک عبدالله به عنوان شناخته شده ترین ناقض حقوق بشر و رکوردداری او در زمینه اعدام به شیوه گردن زدن، و شاهی که در حاکمیت او اگر زنی جسارت بخرج داد و از قانون او تمرد کرد و خدای ناکرده پشت فرمان اتومبیلی نشست، او را در دادگاه تروریستها محاکمه میکنند، و نیز حاکمی که در تمام اتفاقات تروریستی جهان، حتما تنی چند از شهروندان او دخالت داشته اند، میگذریم و این نکته را یادآور میشویم که ستودن “مواضع شجاعانه” عبدالله که از سختگیرترین و بنیادگراترین رهبران وهابی منطقه است از طرف مریم رجوی، با ادعاهای شداد و غلاظ او در مخالفت با بنیادگرایی، در تناقض آشکار قرار میگیرد و پوشالی بودن این ادعاها را برملا میکند.

دیوید لوین از تحلیگران بی بی سی در بنیادگرا بودن شاه درگذشته عربستان مینویسد “ملک عبدالله در طول مدت حکمرانی خود، به ادامه سیاستی پرداخت که عربستان سعودی، از دهه ۱۹۷۰ میلادی تاکنون در حال اجرای آن بوده است: سیاست گسترش جهانی قرائت بنیادگرایانه آن کشور از اسلام.”

لوین میافزاید “عربستان سعودی در همین چهارچوب، تحت لوای دیدگاهی سخت‌گیرانه، یعنی بنیادگرایی وهابی، میلیاردها دلار حاصل از درآمد نفت خود را صرف درگیری‌های نظامی یا آموزش افراد در خارج از مرزهای خود کرده است … به همین ترتیب در دهه ۱۹۹۰ میلادی، حمایت عربستان سعودی از نیروهای مسلمان در بوسنی و بعدها کوزوو، باعث رواج افراط گرایی در هر دو منطقه شد. در پاکستان هم سیاست بلندمدت عربستان در تاسیس مدارس دینی تندرو، به رواج افراط گرایی بین جوانان در سرتاسر منطقه انجامید. شهروندان ثروتمند و دولت عربستان سعودی، همچنین به حمایت از برنامه‌های آموزشی و شبکه‌های تلویزیونی بنیادگرا در سراسر اروپا، از جمله در بریتانیا پرداخته‌اند … نهایت آنکه پیدایش گروه موسوم به “دولت اسلامی” (داعش) در سوریه و عراق، نتیجه سیاست عربستان سعودی در استفاده از ناآرامی‌های سوریه برای به راه انداختن “جنگ نیابتی” علیه ایران بوده است.

آیا این دروغگویی، فریبکاری و عوامفریبی نیست که مریم رجوی مدعی مخالفت با بنیادگرایی است؟ چون نمیشود که هم مخالف بنیادگرایی بود و هم برای پدر خوانده بنیادگرایی پیام تسلیت فرستاد و با ذوقزدگی برای “مواضع” او هورا کشید. احتمالا یادتان باشد که چند سال پیش مریم رجوی در ماه رمضان بود که پیشنهاد تشکیل “جبهه واحد علیه بنیادگرایی اسلامی در جهان وخاورمیانه” را مطرح کرد، جبهه ای “در برابر افراطی‌گری و بنیادگرایی به‌سرکردگی رژیم ایران و دولت دست‌نشانده‌اش در عراق و سوریه، جبهه ای که تنها راه دور کردن منطقه از جنگهای خونبار فرقه ای است.”

البته ملک عبدالله با سرمایه گذاریهای کلان، بیش از پیش موجبات رشد بنیادگرایی را فراهم کرد و جبهه پیشنهادی مریم رجوی نیز به سرنوشت همان جبهه همبستگی مجاهدین مبتلا شد که الان بعد از قزیب ۱۵ سال حتی یک نفر هم حاضر به پیوستن به آن نشده است.

این با ادبیات خود مجاهدین همان مجازات اتودینامیک جدا شدن از دامن خلق و آویزان شدن به دیکتاتورهای جنایتکار منطقه است. صدام را حتما یادتان هست، زبان مخالفین خود را با کاتر موکت بری میبرید و مخالفین را از بالای بلندی به پائین پرتاب میکرد تا بمیرند، و بعضا قربانی نگونبخت را بایستی چند بار به پائین پرت میکردند تا میمرد. با این حال رهبر عقیدتی میگفت “خون ما با خون اینها” یعنی با خون بعثی ها “در هم آمیخته” است. معلوم نیست که چرا باید خون مجاهدین با خون مشتی بعثی جنایتکار بهم بیامیزد و اساسا چه ضرورتی برای گفتن این حرفها و یا ستایش از مواضع صدام و ملک عبدالله وجود دارد. هر که گریزد ز خراجات شام، بارکش غول بیابان شود!

رهبری عقیدتی در داخل مناسبات هم همین شیوه زشت و مخرب را در پیش گرفت، همه جا وقتی استفاده اش از افراد تمام میشد بیکباره همه بد میشدند: بنی صدر بد بود، قاسملو بد بود، حاج سید جوادی بد بود، لاهیجی بد بود، یغمایی بد بود، شکری بود، آل اسحاق بد بود، متین دفتری بود، قصیم و روحانی بد بودند و کلا هر کس کوچکترین انتقادی به رهبری داشته باشد بد است و مزدور وزارت اطلاعات! آری، همه بدند، حتی کسانی که تمام عمرشان را درون روابط مجاهدین سپری کردند بدند و مزدورند، اما صدام حسین و ملک عبدالله و جان مک کین و جان بولتون و پاتریک کندی و رودی جولیانی و مشتی از هارترین و جنگ افروزترین فراکسیونهای امپریالیسم خوبند!

باری، اخیرا برخی از هواداران رهبری عقیدتی راه افتاده و به منقدین ایراد میگیرند که، چرا به مجاهدین انتقاد میکنید ولی علیه رژیم چیزی نمیگوئید! این برخورد بدیع هواداران، خواه به فرموده باشد یا نه، دو اشکال دارد. اول این که رابطه منتقدین مجاهدین با رژیم ضد مردمی، یک رابطه آنتاگونیستی است، در حالی که رابطه با مجاهدین انتقادی است. منتقدین مجاهدین خواهان سرنگونی تمام و کمال رژیم و جایگزینی آن با بدیلی مترقی و دموکراتیک هستند و برای تحقق چنین آرزویی از هیچ کوششی فروگزار نمیکنند. لذا گفتن این که چرا منتقدین فقط به مجاهدین انتقاد میکنند سفسطه و حرف نامربوطی است. دوم این که مجاهدین روزگاری خود را به اصطلاح انقلابی میدانستند و اصل انتقاد و انتقاد از خود ظاهرا در دستور کارشان بود. کجای اصل انتقاد، برای انتقاد کردن شرط گذاشته و مثلا گفته اگر خواستید به مجاهدین انتقاد کنید باید چند تا لکد هم به رژیم بزنید؟ یک نیروی مترقی باید از انتقاد استقبال کند نه این که مانند شما مرتبا شکوه و شکایت آه و ناله و ننه من غریبم که چرا به ما انتقاد میکنید.

رهبری مجاهدین این را باید بداند که شرایط کاملا عوض شده و زمانی که فریاد میزدند و میگفتند رهبری فقط به خدا جواب میدهد، گذشته است. یک سازمان سیاسی مظابق تعریف تمام رفتارش به عموم مردم مربوط میشود و در قبال ریز و درشت امورات و تصمیم گیریهایش باید پاسخگو باشد. هم مسعود رجوی و هم مریم رجوی باید از جمله جواب بدهند که چرا خون آنها با صدامیان و بعثیهای جنایتکار بهم آمیخته و چرا “مواضع” ملک عبدالله که شناخته شده ترین ناقض حقوق بشر و پدرخوانده بنیادگرایی است “شجاعانه” توصیف میشود؟ یادمان باشد که پاسخکویی به این انتقادها و یا هر انتقاد دیگری از طرف هر کس و در هر زمینه ای که باشد، هیچ ربطی به انتقاد کرددن و یا انتقاد نکردن به رژیم جنایتکار حاکم بر ایران ندارد.

تحریریه صدا

***

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

استراون استیونسون مجاهدین خلق صدام مریم رجوی تروریسمپشت پرده بیانیه تکراری استیونسون (دلقک معزولی که دیگر خنده دار نیست)

رومین نادال علیه مجاهدین خلق فرقه رجویسخنگوی وزارت خارجه فرانسه: این گروه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) بشدت غیردموکراتیک و خشن است

همچنین:

مجاهدین و مکانیسم تکذیب

صدا یادداشت روزتحریریه وبلاگ صدا، پانزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  ما به محتوای آنچه که در اطلاعیه مجاهدین تکذیب شده کاری نداریم و وقتی آنها میگویند صحت ندارد حتما ندارد و ما هم میپذیریم اما این مورد که شما زنان یا زنی را وادار کنید که برای رهبری عربی برقصد آیا عین خلیفه گری نیست؟ آیا مجلس

بدتر از داعش!

مریم رجوی داعش تروریسم پژواک ایران به نقل از وبلاگ “صدا”، سوم دسامبر ۲۰۱۴:… ملاحظه میکنید داعش با همه سیاه رویی و حنایتکاریهایش بالاخره اجازه میدهد دختری خارجی وارد مناسباتشان بشود، ازدواج کند و وقتی هم نخواست آنجا بماند بتواند از داعش جدا شو

اشک تمساح برای کشته های اعمال تروریستی پاریس به دست “عشایر انقلابی”!!

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، یازدهم ژانویه ۲۰۱۵:… به این خانم باید گفت: مگر سازمان تو و شوهرت نبود که در دهه های شصت و هفتاد شمسی دقیقا همین خط مشی ترور و انفجار و کشتار را داشت و هنوز هم به آن افتخار می کند؟؟!! مگر شما شروع کنندۀ ترور و خشونت و مشخصا عملیات انتحاری در دهه های اخیر در منطقه نبودید و قبل از آن خبری از این کارها در منطقه نبود؟؟!! از کی شما این قدر …