مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را آتش زد!

مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را آتش زد!

ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، هفتم فوریه 2019:… وزیر خارجه امریکا عجب نامردیه، یعنی واقعآ چشمش را روی تمام خدمات و جست و خیزهائی که مجاهدین در این چند سال از خود نشان دادند، پول های کلانی که دو دستی به همکاران همین آقا تقدیم کرده اند، حمایت هائی که از سیاست های ضد ایران و ایرانی این آقای وزیر و اربابش نموده اند ، اطلاعاتی که از کشور درز داده اند ووو بست و رفت سراغ کسی که نه سیاسی است و نه در دنیای سیاسی وزنه ای، بولتون هم که نامردتر از این یکی اصلآ خم به ابرو نیاورد … 

مسیح علینژاد جایگزین مریم رجوی شد مایک پمپئو و سازمان سیاامروز هر کسی میتواند با مایک پمپئو عکس بیاندازد الا مریم رجوی و مجاهدین خلقش

لینک به منبع

مایک پمپئو مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را آتش زد!

وبلاگ ادوارد 07/02/2019

ادوارد ترمادو

آقای ادوارد تردمادو

وزیر خارجه امریکا عجب نامردیه، یعنی واقعآ چشمش را روی تمام خدمات و جست و خیزهائی که مجاهدین در این چند سال از خود نشان دادند، پول های کلانی که دو دستی به همکاران همین آقا تقدیم کرده اند، حمایت هائی که از سیاست های ضد ایران و ایرانی این آقای وزیر و اربابش نموده اند ، اطلاعاتی که از کشور درز داده اند ووو بست و رفت سراغ کسی که نه سیاسی است و نه در دنیای سیاسی وزنه ای، بولتون هم که نامردتر از این یکی اصلآ خم به ابرو نیاورد، دنیای عجیبی شده، پس از سالها خوص رقصی و خدمت، دست به سینه ایستادن و نقش پادو را بازی کردن یکمرتبه بدون هیچ ملاحضه ای چنین خدمتکار خوبی را به آتش کشید و پرتش کرد توی زباله، عجب نامردی، حتمآ مجاهدین خواهند گفت که او هم مزدور رژیم است، البته با زبان دیپلوماتیک (مماشات)..

دعوت از مسیح علینژاد توسط وزیر خارجه امریکا و عکس گرفتن و پخش آن در رسانه های بین المللی هم برای مجاهدین و هم برای رژیم حاوی پیامی است،یک پیام بد و یک پیام خوب که البته به مزاج مجاهدین خوش نمی اید، این حرکت وزارت خارجه امریکا و ناز ناز کردن علینژاد در واقع مهر تآیید بر موضعگیری کاخ سفید پس از خارج کردن اسم مجاهدین از لیست تروریستی امریکا است که سخنگوی وقت کاخ سفید اعلام کرد مجاهدین هیچگونه نقشی در آینده سیاسی ایران ندارند، به زبان ساده یعنی فاتحه تشکیلات و سازمانشان خوانده شد، پس بهتر آنکه از این پس پولشان را به جنگ طلبان امریکائی ندهند و در جای دیگری خرج کنند، این پیامی است برای مجاهدینی که با افتخار دست به ترور ژنرال های امریکائی زدند و تا قبل از حمله امریکا به عراق باز هم با افتخار تمام از کرده شان دفاع می کردند، بگذریم که پس از سقوط صدام سرود مرگ بر امریکا و سرکوچه کمینه را از سرودهای سازمان حذف کردند در حالیکه سرود مرگ بر امریکا را هفته ای یکبار در مراسم صبحگاه پخش می کردند، اگر چه پس از آن با تمام قوا تلاش کرده اند که سرسپردگی خود را به امریکا نشان دهند اما…..

قبلآ هم نوشتم، خیال خام است اگر مجاهدین فکر کنند امریکائی ها از خون مستآشاران خود چشم پوشی می کنند،مجاهدین با پرونده سیاه خود توقع های گنده گنده دارند و گمان می کردند که با پخش پول و لوس کردن خود می توانند مخ امریکا را کار بگیرند، منطقی است که چه امریکائی و چه غیر امریکائی گروهی که قاتل هموطنان خود باشد را به چشم مشکوک می نگرد و نمی تواند به آن اعتماد کند.

این ملاقات پیام دیگری هم دارد و آن اینکه، رژیم ایران نه آلترناتیوی در خارج از ایران دارد و نه آپوزاسیونی که مورد تآیید و حمایت امریکا باشد، اینکه مجاهدین خود را آلترناتیو رژیم ایران می دانند تنها حرف خودشان است که در بازار سیاسی جهان خریداری نداشته و هنوز هم ندارد، چونکه مجاهدین در میان مردم ایران منفور می باشند و مردم ایران از این جماعت بیزار است، به دلیل تمام اقدامات ضد ملی و میهنی که برای بقای خود انجام داده، از برپا کردن آشوب و بلوا در سی خرداد سال ۶۰ در زمان جنگ گرفته تا رفتن به عراق و خدمت به صدام ضد ایرانی و باز هم در زمان جنگ و تا به اعتراف خودشان درز دادن اطلاعات سری کشور که اقدامی است بر علیه منافع ملی کشور و در هیچ کجای دنیا هم قابل چشم پوشی نیست.

امیدوارم که مجاهدین از این موضوع درس خوبی گرفته باشند و شیره مالی بر سر اعضای گرفتار خود را متوقف کنند چون دیگر بهانه ای بر فریب دادن اعضای دربند ندارند و چنته شان خالی تر از همیشه است، وعده سرنگونی رژیم در آستانه چهل سالگی هم که از سوی بلتون ها سران مجاهدین را به رقص درآورده بود تنها برای تیغ زدن بیشتر بود، این که دروغ نیست، اگر تا چهار روز دیگه شما توانستید رژیم را سرنگون کنید حرفتان درست است در غیر اینصورت؟

*** 

مایک پمپئو مریم رجوی مجاهدین خلق را آتش زدHandling Of Iran Is Juvenile. Mojahedin Khalq (MEK) the darling of Trump Admin

رابطه مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق با کریسمس و سال نو میلادیتروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلق

مریم رجوی و تجاوز مسعود رجوی به زنان مجاهد خلق و روز جهانی منع خشونت علیه زنانگاردین: اعضای سابق مجاهدین خلق مریم رجوی را متهم می کنند که در تجاوزات مکرر مسعود رجوی به زنان مجاهد خلق دست داشته است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/شوی-بهزاد-نظیری-و-مریم-رجوی-طنز-روزگار/

شوی نظیری، طنز روزگار- مریم رجوی شومن های قبلی را به صحنه نفرستاد

 ادوراد ترمادو، وبلاگ ترمادو، سی و یکم ژانویه ۲۰۱۹:… سناریوی این نمایشنامه توسط چند نفراز بازنشستگان فرقه تهیه شده که دیگر سنشان اجازه درست اندیشیدن نمی دهد و به همین دلیل هم تبدیل به طنز شده، در ضمن هیچ چیز تازه ای در بر نداشت، همان قول و وعده های آبکی مسعود رجوی در آن تکرار شده بود که هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد و مریمش را در کاخ … 

مزدور بهزاد نظیری از صدام تا شیوخ عربستان و اسرائیل مجاهدین خلق وطن فروشیکال کنفرانس بهزاد نظیری – نمایش ورشکستگی استراتژیک رجوی

لینک به منبع

شوی نظیری، طنز روزگار

وبلاگ ادوارد،۳۰/۰۱/۲۰۱۹

فرقه رجوی این بار برای اجرای شوی تازه یک شومن جدیدی را به صحنه فرستاد، راستی چرا بهزاد نظیری؟

چرا این بار فرقه رجوی شومن های قبلی خود را به صحنه نفرستاد؟

آیا قبلی ها نمی توانستند این نمایش مسخره را اجرا کنند؟

سالهای سال کسانی که اینگونه نمایش های فرقه را دنبال کرده اند شومن هائی مثل ابریشمچی و سیدالمحدثین را روی صحنه تماشا کرده اند، اما اینبار خانم مریم رجوی به خیال خود با عوض کردن شومن می تواند چرندیات فرقه خود را به مردم یا هواداران خود یا اعضای در اسارت در تیرانا( زندان اشرف ۳) تحمیل کند؟

سناریوی این نمایشنامه توسط چند نفراز بازنشستگان فرقه تهیه شده که دیگر سنشان اجازه درست اندیشیدن نمی دهد و به همین دلیل هم تبدیل به طنز شده، در ضمن هیچ چیز تازه ای در بر نداشت، همان قول و وعده های آبکی مسعود رجوی در آن تکرار شده بود که هر شش ماه یکبار رژیم را سرنگون می کرد و مریمش را در کاخ ریاست جمهوری در تهران می نشاند و با همین ترفند سالها افراد نگونبخت را در تشکیلات خود در اسارت نگه داشت، گویی این بار خانم رجوی برای فرار از پاسخگوئی دست به این کار زده تا از زیر انتقاد شانه خالی کند یا اینکه شومن های قبلی و خود خانم هم متوجه شده اند که هنایشان نزد ایانیان خارج دیگر رنگی ندارد، آقای نظیری البته در سازمان وزنی ندارد و در میان هوادارانشان هم به عنوان یک سخنگو بحساب میاید به همین خاطر هم در آینده فرقه می تواند آسانتر از پاسخگویی شانه خالی کند، گذشته از این محتوای بحث نظیری اوج استیصال فرقه رجوی را به نمایش گذاشت و نشان داد که خودشان بهتر از همه می دانند که در درون ایران پایگاهی ندارند، به همین دلیل هم تمام تفاسیر خود را سوار بر موضعگیریها و سیاست های مایک پمپئو و ترامپ کرده اند و تا خرخره با امریکا رفته اند، از استقبالشان از تحریم مردم ایران و گرسنگی دادن به مردم گرفته تا سیاست های جنگی تلاویو در حالیکه روی سیاستهای امریکا نمیشود حساب بازکرد، البته بعد از هارت و پورت های نظیری همین دیروز به گزارش خبرنگار رادیو فردا، یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگاران گفته است: «نشست ورشو نه ضد ایران است و نه تلاشی برای تشکیل یک ائتلاف». و همین نشان دهنده آن است که مجاهدین هم تحلیل هایشان تو خالی و هم آبکی است، یکی نیست به این جماعت حالی کنه که در زمانیکه در عراق از تمامی امکانات لجستیگی و البته نظامی و مالی اربابتان صدام برخوردار بودید و با دست باز و با پشتیبانی ارتش صدام هر کاری که می خواستید می کردید چه گلی به سرتان زدید که الان در تیرانا دنبالش هستید، البته در گذشته هم خودم در عراق شاهد اینگونه نمایشنامه های آماده باش ووووو توسط مسعود رجوی بودم، مسعود رجوی برای دلخوش کردن افراد مانورهای بزرگی برپا می کرد تا تحلیل های دروغی خود را بهتر در اذهان جا بیندازد، واقعیت این است که در دورانی که در عراق مستقر بودند هم به محض اینکه در درون ایران ترقه ای در می شد دستور آماده باش شب و روز همه را سیاه می کرد، اما این آماده باش ها و مانورهای بزرگ نظامی اتفاقآ ترقه ای بود که توسط رجوی در می شد آنهم تنها برای سرگرم کردن افراد ساده لو، الان هم برای اینکه در تیرانا که اوضاع درونی فرقه خیلی خراب شده به اینگونه چرندیات نیاز مبرم دارند تا به هر شکلی جلو ریزش نیرو را بگیرند اما آخرش چی؟ در ضمن خواهش و تمنای نظیزی از هوادارنشان برای شرکت در تظاهرات هشتم مارس در پاریس برای چیست؟ البته بایستی به این جماعت متوهم گفت که با برگزاری تظاهرات در پاریس نمی توان رژیم را عوض کرد، خواهش وتمنای نظیری هم از این جهت است که خودشان می دانند در خارج هم هوادار آنچنانی ندارد و طبیعی است که در این تظاهرات باز هم مانند سابق از کمپ های پناهنده ها در کشورهای مختلف اروپائی و دانشجویان اروپای شرقی با وعده گردش در پاریس و پول تو جیبی استفاده خواهند کرد تا صورت نامبارک خود را با سیلی سرخ کنند، بهزاد خان برو سر همان کار قبلیت برای خودت بهتره گول اینها را نخور اگر فردا تمام این وعده هائی را داده ای اجرا و عملی نشد به تو گیر می دهند و همه را گردن تو خواهند انداخت.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/نامه-سرگشاده-ادوارد-ترمادو-به-شورای-کل/

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به شورای کلیساهای جهانی (زندان “اشرف ۳ در آلبانی)ا

ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۹:… این فرقه در قاره آزاد اروپا هم اقدام به برپائی زندانی در آلبانی به نام اشرف ۳ نموده و سالهاست که اجازه ملاقات به خانواده های اعضایش با عزیزان خود را نمی دهد، خانواده هائی که بعضآ بیش از سی سال است که عزیزان خود را ندیده اند، اینگونه بیرحمی و اینگونه سنگدلی در کدام دین و آیین الهی وجود دارد که در این فرقه به شدت عقب مانده … 

زندان اشرف 3 در آلبانی گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجویPARVIZ HEIDARZADEH DECLARES HIS DEFECTION FROM THE MEK IN ALBANIA

لینک به منبع

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به شورای کلیساهای جهانی

وبلاگ ادوارد
۲۷/۰۱/۲۰۱۹

اعضای محترم شورای کلیساهای جهانی، عالیجنابان

یک ایرانی مسیحی هستم، اکنون همراه خانواده خود در آلمان زندگی می کنم، قبل از اینکه به اروپا بیایم در اردوگاه مجاهدین خلق ایران درعراق بودم و قبل از پیوستن به مجاهدین، در کمپ اسیران عراقی بودم، در جنگ هشت ساله ایران و عراق سرباز بودم که با تجاوز ناگهانی ارتش صدام مواجه شدیم و در یک درگیری زخمی شدم و به اسارت ارتش صدام درآمدم، دوران اسارت بسیار سختی را گذراندم و در همان کمپ اسیران ایرانی درعراق (در دوران اسارت) از طریق تلویزیون فارسی عراق با سازمان مجاهدین آشنا شدم، رهبران سازمان مجاهدین در برنامه های تلویزیونی خود طوری وانمود می کردند که انسان گمان می کرد اینان ( مجاهدین ) دمکرات ترین و مردمی ترین سازمانی هستند که جهان هرگز بخود ندیده، تبلیغات و صحبت هایشان در سخنرانی ها آنقدر فریبنده بود که به سرعت در اذهان تاثیر می گذاشت و هر کسی که ذره ای در خود جوهر آزادیخواهی داشت جذبشان می شد.

عالیجنابان محترم:

تقریبآ سه سال قبل از پایان جنگ دراردوگاه رمادی عراق توسط کاردینال راجرز و سه اسقف دیگر که از سوی پاپ فقید جان پل دوم برای دیدار ازاینجانب از واتیکان فرستاده شده بودند دیدار کردم.
درآن ملاقات به من گفته شد که واتیکان این فرمان را از عالیجناب پاپ دارد تا برای آزادی من از اسارت اقدام کند ومن پس از آن می توانم درهر کجای دنیا که مایل هستم زندگی کنم. اما متآسفانه در جهالت این پیشنهاد را رد کردم و گمان می کردم که با پیوستن به سازمان مجاهدین به مردم ایران خدمت خواهم کرد، پس از آن هم سه سال دیگر اسارت را تحمل کردم تا زمان آتش بس بین ایران و عراق.

پس از آتش بس بین ایرن و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین پیوستم و ۱۲ سال در تشکیلات فرقه گرایانه مجاهدین بودم، در طول آن سالها درد و رنج روحی که در سارمان مجاهدین کشیدم هزاران بار بیشتر از دوران ۹ سال اسارتی بود که دردست نیروهای عراق بودم، مجاهدین و رهبری این سازمان مخوف که زمانی در لیست سیاه تروریستی امریکا و اروپا قرار داشت که البته در یک بازی سیاسی از لیست تروریستی خارج شد به هیچ عنوان ماهیت مردمی نداشته و تنها برای حکومت کردن تلاش و تقلا می کنند و برای رسیدن به قدرت از هیچگونه عمل ضد انسانی و غیر دمکراتیک فرو گذار نکرده و نمی کنند، مجاهدین در اروپا تلاش می کنند تا نزد مقامات اروپائی خود را آزادیخواه و دمکرات جلوه دهند در صورتی که دردرون تشکیلات خود هرگز به این موضوع اعتقادی نداشته و ندارند،مجاهدین هرگز نمی توانند خود را با دمکراسی تطبیق دهند به دلیل ائدولوژی عقب افتاده و ارتجاعی خود، مجاهدین با نیروی خودشان صادق نیستند چه رسد با مردم ایران.

عالیجنابان محترم:

در درون تشکیلات مجاهدین ظلم و نابرابری بیداد می کند، استسمار افراد توسط مغزشوئی که هر روزه توسط مسئولین روی افراد صورت می گیرد سالهاست که در تشکیلات مجاهدین رواج دارد و کسی در دنیا از مدعیان حقوق بشر به فکر افرادی که در تشکیلات مافیائی مجاهدین گرفتار شده اند نیست، حقوق بشر آلت دستی برای پیشبرد سیاست شده و تنها از حقوق بشر نامی باقی مانده.
رهبری سازمان مجاهدین در درون تشکیلات خود افراد خود را مجبور به طلاق اجباری کرد ه که این مسئله با دمکراسی در تضاد کامل می باشد، همینطور در درون تشکیلات مجاهدین زن و مرد اجازه هیچگونه رابطه ای با یکدیگر ندارند حتی در حد یک سلام، در درون تشکیلات ارتجاعی مجاهدین کسی اجازه ندارد کسی را دوست داشته باشد و رهیری سازمان به صراحت از افراد زیر دست می خواهد که تنها عاشق رهبری باشند که این مسئله باز با دمکراسی در تضاد کامل می باشد، ازدواج در سازمان مجاهدین از سوی رهبری سازمان ممنوع شده و خانواده را لانه فساد می دانند.

عالیجنابان محترم:

امروز خود شاهد هستید که کشور من و مردم کشورم زیر بار شدیدترین تحریم های ظالمانه امریکا قرار دارد و تمامی فشار تحریم ها تنها بر دوش مردم بیگناه ایران می باشد و سازمان مجاهدین که خود را به دروغ آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران معرفی می کند به جای اینکه در غالب آپوزاسیون مرحمی بر زخمهای ملت ایران باشد برعکس با سیاست های امریکا همسو شده و برای به قدرت رسیدن دست به هر کاری زده و می زند، از رفتن به عراق در دوران صدام و در زمانی که کشورم درگیر جنگ با صدام بود و با همکاری با نیروهای صدام، دست زدن به عملیات های گوناگون بر علیه مردم و نیروهای نظامی ایران ، اکنون هم با دنباله روی و حمایت از سیاست های دولت ترامپ در حالیکه اروپا تلاش دارد تا تحریم های ضد انسانی که دولت امریکا بر علیه مردم ایران اعمال میکند را به هر شکلی کمتر کند، این فرقه از اعمال تحریم بر علیه مردم ایران استقبال نموده و با دعوت از سیاست مداران جنگ طلب امریکائی به تجمعات خود در پاریس تلاش دارد تا امریکا را به حمله به ایران تشویق نماید،لازم به ذکر است که در خارج از ایران تنها سازمان ایرانی که هم از حمله امریکا و اسرائیل و هم از تحریم ظالمانه امریکا علیه مردم ایران حمایت می کند همین سازمان تروریستی مجاهدین است که متآسفانه با سؤاستفاده از قوانین دمکراتیک اروپا بطور آزاد برای جنگ افروزی تلاش می کند.

اعضای محترم شورای کلیساهای جهانی:

این فرقه در قاره آزاد اروپا هم اقدام به برپائی زندانی در آلبانی به نام اشرف ۳ نموده و سالهاست که اجازه ملاقات به خانواده های اعضایش با عزیزان خود را نمی دهد، خانواده هائی که بعضآ بیش از سی سال است که عزیزان خود را ندیده اند، اینگونه بیرحمی و اینگونه سنگدلی در کدام دین و آیین الهی وجود دارد که در این فرقه به شدت عقب مانده به امری عادی بدل شده و رهبران آن با نام دین عده ای را در حصار ذهنی آنهم نه در خاک عراق بلکه در اروپا به اسارت کشیده اند؟

این فرقه خطرناک در خاک اروپا سالها پیش اوج وحشیگری خود را به نمایش گذاشت،
بعد از دستگیری خانم مریم رجوی و ۱۶۰ تن از اعضای این سازمان درفرانسه توسط نیروهای امنیتی این کشور به ظن ارتباط با فعالیت های تروریستی برخی از اعضای این سازمان به دستور مسعود رجوی رهبر سازمان و همسر خانم مریم رجوی دست یه خودسوزی در مقابل سفارت خانه های فرانسه در نقاط مختلف جهان و در برابر چشمان حیرت زده مردم اروپا زدند که در رسانه های غربی بازتاب یافت، چند تن از این افراد هیپنوتیزم شده کشته شده و چند تن دیگر زخمی شدند

این گوشه ای از حرکت داعش گونه مجاهدین بود که زنگ خطر در اروپا را یه صدا درآورد اما متآسفانه رهبران اروپا یا متوجه نیستند که چه فرقه خطرناکی را در خاک خود پناه داده اند یا اینکه در برابر منافع حقیقت را سربریده اند، مجاهدین در درون تشکیلات خود هرگز نتوانستند به گوشه ای از دمکراسی پایبند باشند و در درون تشکیلات خود تا توانستند بر اعضای خود ظلم روا داشتند و تمام عقاید سازمانی خود را به دیگران تحمیل نمودند، تشکیلات مجاهدین که پز دمکراسی می دهند،عقب افتاده ترین سیستم موجود در قرن حاضر می باشد، محدودیت ها در درون تشکیلات به حدی است که امروزه در هیچ کشور عقب مانده ارتجائی موجود نیست،از جمله، ممنوع بودن ازدواج دردرون سازمان و حرام کردن آن برای کل اعضاء توسط مسعود رجوی، ممنوع بودن صحبت کردن زنان با مردان،ممنوع بودن صحبت کردن دو مرد یا دو زن با یکدیگر حتمآ بایستی سه نفر باشند که به هر حال یکی از آنان شاهد صحبت ها باشد، ممنوع بودن دوستی و دوست داشتن کسی، همه بایستی تنها عاشق رهبر باشند حتی به فرزندان و پدر و مادر یا خواهر یا برادر خود نبایستی ابرازعلاقه کنند، ممنوع بودن انتخاب لباس و پوشش خصوصآ برای زنان،نوشتن گزارش از درون خود و خواندن آن با صدای بلند در جمع، که این خود شدیدترین تفتیش عقاید می باشد و پس از خواندن گزارش توهین کردن به فرد مزبور به خاطر افکارش، برخورد فیزیکی و تهمت زدن های اخلاقی و پرونده سازی برای به سکوت کشاندن افراد و تهمت وابسته بودن به رژیم ایران با کسی که بخواهد از تشکیلات جدا شود و به زندگی و دنیای آزاد بازگردد و خیلی موارد دیگر منجمله تهدید به مرگ منتقیدن خود در همین اروپا.

عالیجنابان محترم:

مجاهدین خوشبختانه دردرون ایران و در میان مردم ایران به دلیل گذشته سیاه خود هیچگونه پایگاهی ندارند، فرقه مجاهدین ازهمان ابتدا برای دردست گرفتن قدرت و حاکمیت ترور و کشتار را پبشه کرده، از ترور ژنرال های امریکائی در تهران گرفته تا ترور و کشتار دیگر مقامات حکومتی و مردم عادی و بمب گذاری ها و همکاری با ارتش عراق در دروران صدام جنایتکار، همین عملکرد مجاهدین و سلاح کشیدن آنها جامعه ما را به عقب رانده، امروز اما با اینکه در درون ایران هیچگونه پایگاه مردمی ندارند اما مزاحمی بر سر رسیدن مردم ایران به دمکراسی می باشند.

عالیجنابان محترم:

دست باز مجاهدین در اروپا به دلیل ماهیت تروریستی که با ماسک آزادیخواهی و دمکراسی پوشانده اند برای جامعه اروپا بسیار خطرناک و یک تهدید جدی بشمار میاید، مجاهدین با کمک های مالی کلان به احزاب راست و افراطی در اروپا قصد برهم زدن جامعه اروپا را دارند، نمونه آن پرداخت ۸۰۰ هزار یورو به حزب راستگرای vox در اسپانیا بود که هیچ رابطه ای با منافع مردم ایران نداشته و تنها برای این منظور که راستگرایان را در اروپا به قدرت برسانند انجام شده که این هم با عقاید آزادیخواهانه مردم اروپا در تضاد می باشد، لذا دولت های اروپائی و همچنین کلیساهای اروپا بایستی تا دیر نشده دست این جنایتکاران را کوتاه کرده و فعالیت های سیاسی این فرقه خطرناک را محدود نمایند.

با تقدیم احترام
ادوارد ترمادو
آلمان

*** 

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/نامه-سرگشاده-ادوارد-ترمادو-به-پاپ-فران-۲/

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان

ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، چهارم ژانویه ۲۰۱۹:…  عالیجناب: ۱۲ سال در فرقه مجاهدین بودم و در این مدت تلاش بسیاری برای خروج از این دایره شوم نمودم اما درب های سازمان برای خارج شدن بسته بود و هنوز هم اینچنین است، دراین ۱۲ سال پر پیچ و خم روزگار سخت وطاقت فرسائی را گذراندم هیچ روزنه ای برای پا گذاشتن به دنیای آزاد وجود نداشت، در درون تشکیلات مجاهدین همه چیز … 

مریم رجوی مسعود رجوی مجاهدین خلق قاتلین کردها بدستور صدام حسینَAmerica is turning Albania into a safe haven for international Jihadism: an interview with Dr. Olsi Jazexhi

لینک به منبع

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان

وبلاگ ادوارد ۰۳/۰۱/۲۰۱۹

ادوارد ترمادو

آقای ادوارد ترمادو

عالیجناب پاپ فرانسیس، ضمن تبریک خجسته زادروز عیسی مسیح پیام آور صلح و برابری و آزادی سال نو میلادی ۲۰۱۹ را ابتدا به شما و سپس به تمام مردم جهان تبریک می گوییم و امیدوارم که در این سال نو همه صلح دوستان در جهان بتوانند در تمام جهان آتش جنگ و ویرانی را خاموش کرده و صلح و آسایش را در تمام دنیا برقرار سازند که این همانا پیام عیسی مسیح این پیام آور بزرگ صلح و برادری است.

عالیجناب:

اینجانب ادوارد ترمادو از ارمنه ایران هستم که درشروع جنگ هشت ساله بین ایران وعراق درسال ۱۹۸۰ اسیر نیروهای عراقی شدم، مدت ۹ سال را دراردوگاه های اسیران ایرانی درعراق بسربردم و در دوران اسارت نامه های بسیاری برای عالیجناب پاپ فقید(پاپ جان پل دوم) ارسال نمودم وبالاخره پس ازمدتی مورد لطف ایشان قرار گرفتم و دراردوگاه رمادی عراق توسط کاردینال راجرز و سه اسقف دیگر که از سوی ایشان برای دیدار ازاینجانب از واتیکان فرستاده شده بودند دیدار کردم.
درآن ملاقات به من گفته شد که واتیکان این فرمان را از عالیجناب پاپ دارد تا برای آزادی من از اسارت اقدام کند ومن پس از آن می توانم درهر کجای دنیا که مایل هستم زندگی کنم.

برای من ملاقات با مقام های واتیکان آنهم در اردوگاه اسیران و به عنوان یک اسیر جنگی بسیار افتخار آمیز بود و البته غیر قابل باور، اما برایم پیامی هم داشت و آن اینکه هنوز هم انسان های ارزشمندی وجود دارد که درهمین دنیائی که مادیات و تجملات جای انسانیت را گرفته به فکر انسان و انسانیت باشند و برای رفاه مردم تلاش و تقلا می کنند.

عالیجناب پاپ فرانسیس:

کلیسای کاتولیک همیشه در هر گوشه ای که جنگ و خونریزی آغاز شده با دخالت صلح آمیز خود تلاش نموده تا آتش جنگ را خاموش کند و این سیاست را از دیر زمان دنبال کرده و حتی در مواردی هم پاپ شخصآ مداخله نموده تا جلوی کشتار و خونریزی گرفته شود،اما امروز متآسفانه این سیاست کلیسای کاتولیک کمرنگ شده و گوئی مانند گذشته در چنین مسائلی دخالت نمیکند،امروز کشور من ایران تحت ظالمانه ترین تحریم های غیر انسانی از سوی امریکا قرار گرفته و مطمعنآ این تحریم ها اثر مخرب خود را بر مردم می گذارد و نه مقامات حکومتی، اگر چه مقامات امریکائی تآکید دارند که منظور از تحریم ها حکومت ایران است و نه مردم، اما این دروغی بیش نیست و این تنها مردم ایران هستند که بار تحریم های ظالمانه امریکا را بدوش می کشند، آیا واتیکان این ظلم را که بر مردم ایران از سوی عده ای در کاخ سیاه امریکا اعمال شده نمی بیند؟ حتی یک اطلاعیه ساده از سوی واتیکان در رابطه با محکوم کردن تحریم های غیر انسانی علیه مردم ایران می تواند تاِثیر گذار باشد.

عالجناب:

در این میان متاسفانه گروه های ایرانی در همین اروپا هستند که با نام اپوزاسیون و مخالفین جمهوری اسلامی و در پوش مبارزه با جمهوری اسلامی ایران هیزم بیار معرکه شده و برای بدتر کردن اوضاع درونی کشور و برهم زدن همین زندگی تحت تحریم دنباله رو امریکا و متحدان او در منطقه خاورمیانه شده و تلاش می کنند که امریکا را وادار به حمله نظامی به ایران کرده تا شاید از نمد جنگ و کشتار مردم بیگناه ایران کلاهی گیرشان بیاید و دستشان به قدرت برسد، این گروه که مجاهدین خلق نام دارد و فرماندهی آن در اورسورواز فرانسه مستقر می باشد دارای پرونده ای سیاه می باشند که برای به دست گرفتن قدرت در ایران دست به هر جنایتی زده و اولین گروهی بود که پس از انقلاب ۱۹۷۹ در ایران ترور و خونریزی را در جامعه ایران نشرو گسترش داد، این گروه که در دوران صدام دیکتاتورعراق تحت نام اپوزاسیون ایرانی درعراق در زمان جنگ هشت ساله ایران وعراق به مردم خود پشت کرده و تمامی اطلاعات نظامی کشور را به ارتش عراق منتقل می کرد تا سربازان ایران را زیر بمب ها و موشک های عراق نابود کند، در مقابل صدام برای قدردانی از آنان پایگاه، امکانات نظامی و پول نفت مردم عراق را در اختیارشان قرار می داد تا بیشتر و بیشتر در درون کشور دست به شرارت بزنند، پایگاه مجاهدین درعراق به نام اشرف که در واقع مانند زندانی بود که ورود به آن آسان و خروج از آن به سختی عبور از هفت خان رستم می نمود محل سشتشوی مغزی کسانی بود که برای آزادی مردم ایرن با دلی ساده و با این تفکر که این گروه یک گروه دمکراتیک و مردمی است تمام زندگی خود را رها کرده و به این گروه پیوسته بودند بود، شستشوی معزی که توسط سران گروه که امروزه به فرقه تبدیل شده اند همان کسانی را پرورش داد که در سال ۲۰۰۳ در برابر چشمان بهت زده مردم اروپا خود را در خیابان های اروپا به آتش کشیدند و اوج وحشیگری فرقه خود و سران فرقه را به نمایش گذاشتند.

عالیجناب:

۱۲ سال در فرقه مجاهدین بودم و در این مدت تلاش بسیاری برای خروج ا زاین دایره شوم نمودم اما درب های سازمان برای خارج شدن بسته بود و هنوز هم اینچنین است، دراین ۱۲ سال پر پیچ و خم روزگار سخت وطاقت فرسائی را گذراندم هیچ روزنه ای برای پا گذاشتن به دنیای آزاد وجود نداشت، در درون تشکیلات مجاهدین همه چیز تحت کنترل بود، اخباری که برایمان پخش می شد مداربسته و انتخاب شده بود، تلفن وجود نداشت، ازاینترنت خبری نبود حتی نامه نگاری با اقوام ممنوع بود، خروج از قرارگاه ممنوع بود، روزانه نشست های تفتیش عقاید به شیوه گشتاپوئی همه را کلافه کرده بود، سیستم را طوری پیش می بردند که هر فردی برعلیه دیگری خبرچینی می کرد، دراین میان بیشترین استسمار شامل حال زنان بود، زنانی که فریب دروغگوئیهای رهبری سازمان را خورده بودند و تمام هستیشان را در بیابان های عراق به پای دروغهای رجوی ها از دست داده بودند، متآسفانه امروز هم که این فرقه از عراق به آلبانی منتقل شده اعضای خود را به همان شیوه قبل تحت کنترل دارد و حتی به پدران و ماردان اعضای خود اجازه ملاقات با فرزندانشان را نمی دهد و در آلبانی هم زندان دیگری به نام اشرف ۳ بر پا نموده و با دروغ و دغلکاری افراد بیگناه را در درون تشکیلات خود به اسارت گرفته و اجازه هیچگونه ارتباط با بیرون را به آنان نمی دهد، ازدواج در این فرقه سی سال است که از طرف رهبرشان ممنوع شده و حق دوست داشتن از افراد با بهانه های ارتجاعی گرفته شده، از طرف رهبر فرقه مسعود رجوی خانواده لانه فساد اعلام شده و هر کس که حتی در ذهن خود به فکر خانواده باشد از نظر سران فرقه خائن تلقی می شود.

عالیجناب پاپ فرانسیس:

با این توضیحات کوتاهی که در مورد این گروه ضد ایرانی و ضد بشری دادم آیا می توان این گروه را یک گروه یا سازمان انقلابی و یا مردمی دانست؟ و آیا می توان باور داشت که این گروه می تواند در آینده برای مردم ایران دمکراسی به ارمغان بیاورد؟ در حالیکه هزاران بار در همین اروپای آزاد و دمکراتیک اعضائی که مانند اینجانب از تشکیلاتشان جدا شده ایم و اکنون برای آگاهی مردم ایران به این تشکیلات انتقاد می کنیم را تهدید به مرگ کرده اند؟ واقعیت این است که این فرقه در اروپا وامریکا چهره دیگری از خود نشان داده تا بتواند ازآزادی هائی که دراروپا و امریکا وجود دارد استفاده کند و خود را اپوزاسیون رژیم کنونی ایران قلمداد کند، در حالیکه دردرون ایران و درمیان مردم ستمدیده ایران از هیچگونه پایگاه مردمی برخوردار نیست و مردم ایران این سازمان را بکلی طرد نموده اند.
رهبران فرقه مجاهدین ادعا می کنند که از سال ۲۰۰۳ عملیات مسلحانه انجام نداده اند اما بایستی در نظر داشت که اگر حکومت صدام حسین سقوط نمی کرد واگر ارتش امریکا آنان را به زور خلع سلاح نمی کرد آنان همچنان به عملیات های تروریستی خود در درون ایران ادامه می دادند.

عالیجناب:

به عنوان یک مسیحی ازشما درخواست دارم تا برای آزادی افرادی که اکثرآ تمایل به ماندن در تشکیلات مجاهدین را ندارند اما برحسب زور و ترس در تشکیلاتی مخوف گرفتار هستند اقدام انسانی نمایید، متآسفانه فرقه مجاهدین حتی در آلبانی هم زندگی آنان را تحت کنترل خود دارد تا مبادا کسی از این دایره شوم خارج شود،هر اقدام بشر دوستانه ای که از سوی جنابعالی و یا هر کس دیگر دراین مسیر و برای آزادی این افراد که بعضآ بیش از۳۰ سال است که از جامعه عادی دور مانده اند برداشته شود مطمعنآ قابل تحسین است و مردم ایران هرگز این اقدام بشر دوستانه را فراموش نخواهند کرد، جنابعالی به عنوان رهبر اکثریت مسیحیان جهان و به عنوان یک مسیحی صلح دوست بار مسئولیتی را بر عهده دارید که آن هم تلاش برای صلح و آزادی انسان هاست همان کاری را که عیسی مسیح به تمام ما تعلیم داده، قدم گذاشتن در راه عیسی مسیح مهیا کردن آزادی کسانی است که در چنگال اهریمنان گرفتار هستند.

آرزو دارم که در سال ۲۰۱۹ درانجام وظائف خود در راه بثمر رساندن رسالت عیسی مسیح که همانا استقرار صلح و آزادی و برابری درجهان است موفق باشید، با آرزوی سلامتی برای جنابعالی و موفقیت درمسئولیت هایتان و با آرزوی استقرار صلح و آزادی در تمام جهان .

ارادتمند:
ادوارد ترمادو
سوم ژانویه ۲۰۱۹
آلمان

*** 

یک “فرقه سیاسی” مخالف رژیم ایران، که یک کشور در داخل کشور آلبانی خلق کرده است

همچنین: