متن سخنرانی آقای داوود باقروند در جلسه پارلمان اروپا روز 25 فوریه 2015

متن سخنرانی آقای داوود باقروند در جلسه پارلمان اروپا روز 25 فوریه 2015

پیوند رهایی، هفدهم مارس 2015:… دستیابی به دمکراسی و آزادی تنها دلیل موجه درپیوستن افرادی مانند ما به گروهها و سازمانیهایی بود که مدعی مبارزه برای آزادی و دمکراسی بودند زیرا کسب این هدف وقتی دارای ارزش است که بصورت جمعی و با همیاری هم باشد. با این هدف بود که ما بهترین زندگیهایمان را در اروپا و آمریکا و… رها کردیم تا در سال 1979 و حتی زودتر به سازمان مجاهدین خلق ایران با رهبری …

داوود باقروند ارشد پارلمان اروپا

لینک به منبع

متن سخنرانی آقای داوود باقروند عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین خلق و عضو سابق شورای ملی مقاومت ایران در جلسۀ پارلمان اروپا روز 25 فوریۀ 2015

(ترجمه شده به فارسی از اصل انگلیسی)

با ترجمۀ مقدمه و موضوعات در سخنرانی مسئول میز ایران در پارلمان اروپا آقای نیکولای باراکوو نمایندۀ کشور بلغارستان در پارلمان مبنی بر اعلام برنامه و موضوعات دستور جلسه و معرفی سخنرانان

مقدمه و موضوعات جلسه در سخنرانی نماینده پارلمان اروپا از بلغارستان و مسئول میز ایران در پارلمان اروپا آقای نیکولای باراکو:

نمایندگان رسانه های مختلف، خانم ها و آقایان، همه شما به این کنفرانس که توسط اینجانب سازماندهی شده است دعوت شده اید. من نیکولای باراکو هستم. عضو پارلمان اروپا، از گروه میز ایران در پارلمان اروپا.

موضوع اول دستور چهارگانه این کنفرانس می باشد که عبارتند از:

1. نقش فرقه ها در تشدید تروریسم در خاور میانه.

2. ایران و خاور میانه، زمان که همه چیز را در چند سال تغییر داده است

3. موضع میهمانان ما بعنوان شاهدان عینی وقایع چه می باشد؟

4. ایرانیان امروز در چه مرحله فکری قرار دارند؟

موضوع دوم اینکه آیا باید به تقسیم سکتاریستی باور داشت؟

موضوع سوم اینکه آیا ما در اروپا میتوانیم تبلیغات فرقه را تحمل کنیم؟

موضوع چهارم و مهمترین آنها مبارزه علیه تروریسم می باشد زیرا تروریسم تهدیدی است علیه امنیت و آزادی و ارزشهای انسانی.

اما از مهمانان ما:

سخنران اول : آقای داوود باقروند ارشد

سخنران دوم: آقای عیسی آزاده

سخنران سوم: آقای علی حسین نژاد

سخنران چهارم: آقای نیکولای میتوو

سخنران پنجم: آقای خیری حمدان

سخنران اول آقای داوود ارشد از اعضای ارشد جدا شدۀ سازمان مجاهدین خلق ایران و عضو سابق شورای ملی مقاومت ایران

ترجمۀ متن سخنرانی آقای داوود ارشد:

خانمها و آقایان مایلم تشکر خودم را از آقای نیکولای باراکوو نمایندۀ پارلمان اروپا به خاطر دعوت ازما به این کنفرانس ضد تروریستی در پارلمان اروپا یعنی قلب دمکراسی ابراز بدارم که بعنوان سرمشقی بوده است برای افرادی مانند من و دوستانم چه آنها که امروز اینجا هستند و چه برای آندسته از دوستانمان در ایران و سراسر جهان که اینجا نیستند چرا که ماها تا چهار دهه از زندگیمان را برای کسب آزادی و دمکراسی برای میهنمان فدا کردیم.

دستیابی به دمکراسی و آزادی تنها دلیل موجه درپیوستن افرادی مانند ما به گروهها و سازمانیهایی بود که مدعی مبارزه برای آزادی و دمکراسی بودند زیرا کسب این هدف وقتی دارای ارزش است که بصورت جمعی و با همیاری هم باشد. با این هدف بود که ما بهترین زندگیهایمان را در اروپا و آمریکا و… رها کردیم تا در سال 1979 و حتی زودتر به سازمان مجاهدین خلق ایران با رهبری آقای مسعود رجوی که ادعا میکرد بدنبال دمکراسی است بپیوندیم. اما متاسفانه بعدها خودمان را خیانت شده در گرداب یک فرقه تروریستی خطرناک یافتیم. بنابراین ما بسیار استقبال میکنیم از این فرصتی که در قلب دمکراسی بما داده شده تا مسیرمان را دوباره به سمت دمکراسی و آزادی تصحیح کنیم و انشعاب و جدایی خودمان را از این فرقه تروریستی خطر ناک که از داعش و طالبان در منطقه ما حمایت میکند اعلام کنیم.

این روزها همه شاهد پدیده ای جدید هستند که در سراسر جهان بطور خطرناکی در حال گسترش است. با کمال تعجب تروریسمی که سابقا به مناطق خاصی محدود بود در حال گسترش به تمامی جهان می باشد.

تا آنجا که ما شاهد بوده ایم گروههای تروریستی مدتهای مدیدی دوام آورده اند. ولی در دهه های گذشته این تروریسم چهره و تاکتیک عوض کرده و تلاش می کند دمکراسی غربی را فریب بدهد تا بتواند به این جوامع نفوذ کرده و وقتی که موقعیت خود را در این جوامع مستحکم نمود ماهیت واقعی خود را آشکار کند. این سیاست و استراتژی سازمانی بوده است که ما چهل سال قبل به آن پیوستیم. این سیاست رسمی استراتژیک ما بوده است که سیاست های ضد دمکراسی غربی و ضد فرهنگ غربی خودمان را پنهان کنیم تا بتوانیم به قدرت برسیم و وقتی بقدرت رسیدیم چهره خودمان را نمایان کرده و علیه این دمکراسی بجنگیم. این همان چیزی است که ما در جهان شاهد آن هستیم. شما همه اعمال تروریستی آنها را شاهد بوده اید از طرفی نیز فعالیتهای سیاسی آنها را شاهدید، طوری که رهبران آنها کماکان میتوانند به پارلمان اروپا آمده و سخنرانی کنند به امید فریب دمکراسی غربی و با هدف کسب قدرت سیاسی و مالی تا برای مثال در کشور من بعد از اینکه به حاکمیت برسند ماهیت خود را در ضدیت با این دمکراسی بارز کنند. چیزی که عینا امروز در رابطه با داعش اتفاق افتاده است یعنی آنها بعد از اینکه توانسته اند کمک مالی و نظامی بدست آورند حالا علیه همه ارزشهای انسانی و آزادی و دمکراسی برخاسته اند و از هیچ جنایتی برای جنگیدن علیه ارزشهای انسانی، آزادی و دمکراسی در سراسر جهان رویگردان نیستند. این تروریسم حتی به یک منطقه و خاک مشخص محدود نمیشود. آنها همه جا هستند. آنها حتی پایه ای ترین امنیتهای شخصی افراد را مورد تهدید قرار داده اند. حتی افراد بیگناه. آنها به هیچ چیز اهمیت نمیدهند مگر کسب قدرت و البته همانطور که دوست عزیزمان و عضو پارلمان اروپا آقای نیکولای باراکوو گفتند کسب پول که منجر به قدرت میشود. و همه اینها بنام مذاهب مختلف و بطور خاص در این مقطع که مذهب مربوطه اسلام نام دارد. ما برای سالیان مسلمان بوده ایم ولی به هیچ عنوان چنین بربرییتی را شاهد نبوده و درک نمیکینم. چنین خشونتی و اعمال حیوانی تحت هر مذهبی باشد محکوم است.

ما از هر امکانی که در اختیارمان باشد استفاده خواهیم کرد تا ماهیت تروریستی این گروههای تروریستی از جمله همین گروهی که ما از آن جدا شده ایم را افشاء کنیم چرا که آنها از اسلام استفاده میکنند تا مردم عادی را فریب داده و آنها را جذب گروههای خود بکنند و آنها را وادار کنند که هرکاری که خواستند انجام دهند. این گروهها از اسلام استفاده میکنند تا نیروهای خود را برای انجام عملیات تروریستی متقاعد کرده و یا اعمال وحشیانه تروریستی خودشان را توجیه کنند. آنها به نام خدا و اسلام تائید کشتن بدست می آورند تا سر ببرند.. درغیر اینصورت هیچ انسانی نمیتواند چنین اعمال وحشیانه ای را انجام دهد. برای انجام چنین کاری فرد باید قبل از آن انسانیت خود را سرببرد یعنی ارزشهای انسانی خودش را ذبح کند تا قادر به این شناعت گردد. بنابراین رهبران این گروهها برای بدست آوردن پول و قدرت از هروسیله ای استفاده میکنند. آنها از نام خدا، پیغامبران، قرآن و دیگر کتب مذهبی جهت فریب اعضا و بطور خاص جوانان در همه جا در کشور ما و اروپا بهره برداری می کنند تا این افراد را به خشونت وادار کنند.

در گذشته تهدیدات از جانب دولتها بود، برای مثال برای نقض حقوق بشر و… که متاسفانه این امر بطور دراماتیکی تغییر کرده است. دولتها محدود بودند به کشورهای خودشان. ولی تروریسم امروزه به هیچ چیزو هیچ کجا محدود نمیشود. آنها همه جا هستند. بنابراین ما باید به سرعت شیوۀ مبارزه را تغییر بدهیم تا دمکراسی و آزادی و ارزشهای انسانیمان را حفظ کنیم.

ما باید با سرعت عمل، تروریستها و تروریسم را تشخیص دهیم تروریسمی که تغییر ظاهر داده است.

در رابطه با مورد ما آقای رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق در یک بیانیه علنی خطاب به اعضای خود آشکارا فرمان قتل و کشتار اعضای مخالف خودش را در اروپا و آمریکا داده است. این امر شوکه کننده و تعجب برانگیز است که چگونه میشود رهبر یک فرقه دستور علنی قتل اعضای مخالف خودش در اروپا را میدهد؟ او گفته که این اعضای سابق مخالف را در خیابانها و هرکجا که میتوانند دنبال کنند و بکشند. این است چهره واقعی فرقه های تروریستی.

حتی در درون سازمان آنها تماس همه اعضا را با جهان خارج قطع کرده اند. آنها اعضای داخل تشکیلات را از همه امکانات برقراری ارتباط با جهان خارج منع کرده اند. بدینگونه است که آنها میتوانند از اعضای خود برای انجام کشتار و قتلهای شنیع استفاده کنند. هیچ وسیله ارتباطی وجود ندارد. نه تلویزیون، نه اینترنت، نه موبایل نه حتی تلفن یا روزنامه و رادیو… آنها حتی از اخبار روزانه نیز قطع هستند و تنها اخباری که به اعضا می رسد اخباری است که فرقه به آنها میدهد. آنهایی که اعمال قتل و جنایت انجام می دهند آنهایی هستند که فقط می توانند آنچه را که رهبران فرقه و تروریستها بدانها میگویند به اجرا بگذارند. رهبران فرقه برای انگیزه دادن به افرادشان اخباری دروغ در میان آنان پخش می کنند تا آنها هرکاری که میخواهند انجام دهند.

آنها در درون فرقه دادگاه راه می اندازند تا کسانی را که بخواهند کاری جدای از آنچه که رهبران این فرقه های تروریستی میگویند بکنند به محاکمه بکشند و تنبیه کنند. برای همین است که ما اینجا هستیم و انشعابمان را اعلام کنیم تا نقطۀ پایانی بگذاریم به این گونه فرقه های تروریستی که جهان را تهدید میکنند و در سراسر جهان در حال گسترش هستند.

این فرقه یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران متأسفانه مقر اصلی و مرکزی اش در پاریس است. چند سال پیش وقتی رهبر این گروه در فرانسه دستگیر شد به دستور رهبران فرقه افرادی از آن در خیابانهای پاریس و برخی دیگر از شهرهای اروپا دست به خودسوزی زدند. تنها علتی که آنها این اعمال جنایت کارانه را علیه شهروندان فرانسوی و … انجام ندادند یعنی نتوانستند انجام بدهند این بود که رهبران فرقه در دسترس قانون و عدالت بودند. اگر رهبر آنان در دسترس قانون نبود دستور کشتار برعلیه شهروندان فرانسوی و اروپایی داده می شد. ولی چون در دسترس بود و در صورت انجام اعمال جنایتکارانه علیه مردم به دلیل تروریسم مورد محاکمه قرار میگرفت قادر به صدور چنین دستوری نبود. وقتی که رهبری در دسترس قانون نباشد کسی که خودش را در ملأ عام میکشد به راحتی آنرا علیه هر کس دیگر انجام میدهد.. دمکراسی غرب باید این سلولهای تروریستی را شناسایی کرده و رویش انگشت بگذارد و با مبارزه علیه آنها از گسترش آنها جلوگیری کند. فرقه ها از دمکراسی موجود سوء استفاده می کنند تا علیه آن عمل کنند. بنابراین ما از دمکراسی غرب، از مقامات پارلمان اروپا درخواست میکنیم که چشمانشان را به این فرقه های تروریستی که ارزشهای انسانی، آزادی و دمکراسی را در سراسر جهان تهدید میکنند باز کنند.

Another voice of a Free Iran’: Conference


http://youtu.be/Uf_0mTnVZfA

بروکسل فوریه 2015متن بیانیه  “اعلام مواضع اعضای قدیمی و منشعب سازمان مجاهدین خلق ایران”

 آقایان داوود باقروند ارشد، عیسی آزاده  و قربانعلی حسین نژاد، پارلمان اروپا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17160

متن سخنرانی آقای عیسی آزاده در اجلاس پارلمان اروپا ۲۵ فوریه ۲۰۱۵

پیوند رهایی، دوازدهم مارس ۲۰۱۵:…  بیش از سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (mek) بودم بعد از سرنگون شدن شاه ایران و ایجاد یک فضای باز سیاسی نشاًت گرفته از پتانسیل انقلاب به امید تحقق آزادی و دموکراسی در ایران و ساختن یک کشور جدید مبتنی برعدالت و رفاه اجتماعی و آزادی و برابری زن و مرد جذب سازمان مجاهدین خلق شدم و به صورت حرفه ای خودم را دراختیار این سازمان …

عیسی آزاده پارلمان اروپا

لینک به منبع

متن سخنرانی آقای عیسی آزاده از اعضا و فرماندهان قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین خلق ایران در اجلاس پارلمان اروپا ۲۵ فوریه ۲۰۱۵

خانمها و آقایان نمایندگان پارلمان اروپا؛ روز بخیر و با تشکر از دعوت ما به این جلسه پارلمانی و وقتی که در اختیارمان قرار دادید

اینجانب عیسی آزاده که بیش از سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (mek) بودم بعد از سرنگون شدن شاه ایران و ایجاد یک فضای باز سیاسی نشاًت گرفته از پتانسیل انقلاب به امید تحقق آزادی و دموکراسی در ایران و ساختن یک کشور جدید مبتنی برعدالت و رفاه اجتماعی و آزادی و برابری زن و مرد جذب سازمان مجاهدین خلق شدم و به صورت حرفه ای خودم را دراختیار این سازمان قرار دادم. دو و نیم سال پیش به دنبال انتقال از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی در بغداد توانستم به کمک هیأت کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد صفوف این سازمان را ترک کنم. در سال ۱۳۵۹ توسط سپاه پاسداران انقلاب ایران بازداشت و به همراه شش نفر دیگر از دوستانم زندانی شدیم و دوسال را در زندان راور کرمان در دل کویر با کمترین امکانات و سخت ترین شرایط سپری کردم. بعد از ازادی از زندان ؛ سازمان من را رد یابی کرد و با استفاده از کانال های قاچاق من را از کشور خارج نمود . و من مستقیم به بغداد و از انجا به کمپ اشرف منتقل شدم. از سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۹۱ در کمپ اشرف بودم یعنی بمدت ۲۴ سال .سپس بر اساس قرارداد نماینده ویژه سازمان ملل در عراق (یونامی ) من در اولین اکیپ به کمپ لیبرتی در نزدیک فرودگاه بین المللی بغداد منتقل شدم.

خانم ها و آقایان نمایندگان محترم

من بیش از یک سال هم در کمپ لیبرتی بودم و بعنوان مدیر ایمنی در کمپ لیبرتی کار می کردم. من از بدو ورودم به کپ لیبرتی مترصد فرصتی بودم که بتوانم خودم را از اسارت فرقه رجوی رها سازم.تا اینکه در ۲۷ دسامیر ۲۰۱۳ با کمک کمیساریا خودم را از چنگال خونین فرقه رجوی نجات دادم. بعد از یک سال که تحت نظارت صلیب سرخ و کمیساریا در بغداد بودم توانستم با مشقات زیادی خودم را به خاک اروپا برسانم. در طی این مدت هم علیرغم اینکه من در سکوت مطلق و مشغول بازسازی ذهنی و روحی خودم بودم و تحت نظر پزشکان متخصص قرار داشتم این فرقه دست از سرم بر نداشت و با نوشتن چندین فحش نامه و تهمت و افترا دوباره وضعیت روحی من را متزلزل کرد. خوشحالم که امروز در حضور شما این امکان را پیدا کردم که توضیح دهم چرا من و دوستانم از این فرقه جدا شدیم.

خانم ها و آقایان

من بعد از عملیات دیوانه وار فرقه رجوی در سال ۱۳۶۷ مبنی بر حمله به خاک ایران به کمک نیروهای عراقی که بیش از ۱۴۰۰ نفر از همرزمان و دوستانم در آن به قتل رسیدند بنای مخالفتم را با مشی مسلحانه سازمان اعلام کردم و دهان به اعتراض گشودم چرا که این عملیات به غایت کودکانه و باطرحی کاملا خودسرانه توسط شخص آقای رجوی به راه افتاده بود . ولی من خیلی سریع توسط رهبری سازمان سرکوب شدم و صدایم در گلو خفه شد.

در سال ۱۳۷۳ رجوی برای زهر چشم گرفتن از اعضای ناراضی بیش از ۷۰۰ نفر را زندانی و زیر شکنجه و بازجویی های ضد بشری برد و با تهدید و شکنجه و اجبار از همه نفرات اعتراف گرفت که مزدور و نفوذی رژیم ایران هستند. و این برگه های ساختگی مستمسکی بود که افراد را بی محابا شکنجه کنند بطوریکه بیش از ده نفر هم در زیر شکنجه جانشان را از دست دادند. من در آن زمان به عنوان عضو هئیت اجرایی سازمان از این موضوع مطلع شدم و علنا در برابر این موج دستگیری اعتراض کردم که در نتیجه اینجانب را هم دستگیر و زندانی کردند و در طی اسارتم با بدترین شکنجه های روحی و جسمی مواجه شدم.

بعد از چهار ماه مرا به همراه تعدادی از دوستانم به مقر حفاظت شده آقای رجوی بردند و در یک دادگاه که قاضی بازپرس و دادستان و وکیل آن یک نفر یعنی شخص آقای رجوی بود بمدت ده دقیقه بازجویی شدم و من در همان جا در جلوی جمع با صدای بلند در مقابل رجوی اعلام کردم که این اتهام کذب محض است. رجوی لبخندی بر لب زد و گفت نه جرم تو این نیست جرم تو این است که نوشته ای میخواهی از سازمان خارج شوی.

من چند هفته قبل از دستگیری بصورت مکتوب نوشته بودم که دیگر نمی خواهم در این سازمان باشم و میخواهم پی زندگی خودم بروم. این نوشته و اعتراضم به دستگیریهای سال ۷۳ باعث زندانی شدن و شکنجه ام شد ه بود.

در این فرصت کم من می خواهم دلایل انشعابم را از سازمان مجاهدین خلق خیلی مختصر بیان کنم.

یکم. مخالفت با مشی مسلحانه که رجوی معتقد است تنها راه سرنگونی جمهوری اسلامی است. من با هر گونه خشونت و ترور با هر عنوانی که باشد بشدت مخالفم و آنرا بر خلاف اصول و معیار های انسانی می دانم.

دوم.هم سویی و همکاری نظامی و اطلاعاتی آقای رجوی با دیکتاتور سابق عراق صدام حسین در کشتار اکراد و شیعیان معترض که من خودم با چشمان خودم شاهد کشتار اکراد عراقی در شهر ها و شهرک های عراقی طوز خرماطو، سلیمان بگ، خانقین و جلولا و کفری بوده ام.

سوم. راه اندازی خیمه شب بازی تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک و طلاق اجباری.

در سال ۱۳۶۸ رسما توسط شخص آقای رجوی اعلام شد که زنها باید شوهرانشان و مردان هم زنانشان را طلاق دهند. آنها هم که مجرد هستند باید همسری را که در ذهن خود دارند یعنی آرزوی ازدواج را طلاق بدهند و تا ابد خبری از زن یا شوهر نیست.

رجوی عملا از سال ۱۳۶۸ تا کنون همه زنان و مردان را در یک تجرد اجباری قرار داده که این خود منشأ بیماری ها و انحرافات زیادی در بین زنان و مردان این سازمان شده است.

چهارم. دستگیری و شکنجۀ اعضا در زندانهای مخوف رجوی در کمپ سابق اشرف و بعد هم تحویل دادن تعدادی از این اعضا به سازمان اطلاعات رژیم سابق عراق و انتقال آنها به زندان بدنام ابو غریب.

آخر اینکار شنیع رجوی بر خلاف تمام اصول و معیار ها و ارزش ها این سازمان بود.

پنجم. مغزشویی و کنترل ذهن افراد تحت عناوین مختلف. مانند نشست عملیات جاری ؛ نشست دیگ ؛ نشست غسل هفتگی ؛ نشست صفر صفرهفتگی ..نشست صفرصفر ماهانه . . انواع و اقسام گزارش نویسی.

این مکانیزیم دقیقا همان کارکرد کنترل ذهن افراد در فرقه هاست که سازمان هم با همین شیوه و متد ذهن افراد را کنترل می کند بطوریکه توان فکر کردن را از افراد می گیرد.

ششم. قطع ارتباط اعضا با دنیای بیرون.

در فرقه رجوی .اینترنت یک پدیده ناشناخته ای است و مطلقا چیزی تحت عنوان اینترنت برای اعضا وجود ندارد.

داشتن موبایل در فرقه رجوی برای اعضا ممنوع است و هیچ کس هم از اعضای سازمان طرز کار با موبایل را نمی داند. من خودم وقتی از فرقه توسط کمیساریا جدا شدم، وقتی برای اولین بار موبایل را دیدم می ترسیدم به آن دست بزنم .چون در نشست کنترل ذهن به ما گفته بودند که داشتن موبایل حرام است و فرد را فاسد می کند.

روزنامه، رادیو و تلویزین بجز نشریه فرقه و کانال تلویزیونی فرقه مطلقا ممنوع و داشتن آن جرم محسوب میشود.

تعدادی از دوستان خودم صرفا بخاطر داشتن رادیو مورد شدیدترین بازجویی های تشکیلاتی قرار گرفتند.

هفتم. قطع ارتباط با افراد خانواده.

رجوی در چندین سخنرانی علنا اعلام کرده است که هیچ گونه ملاقات خانوادگی وجود ندارد زیرا خانواده ها باعث می شوند که افراد و اعضا یاد خانه و زندگی بیافتند و زمینه خروجشان از سازمان فراهم بیاید. لذا بدترین توهین ها و ناسزاها را نثار خانواده های ما می کرد مثلا می گفت: هر سگ و گربه ای هم پدر و مادر دارد ولی آیا سگ و گربه ای دیده اید که وقتی بزرگ شد سراغ پدر یا مادرش باشد؟ و طوری در نشست های کنترل، ذهن افراد را مسخ کرده اند که همه فکر می کنند خانواده های آنها دشمنان آنها هستند و هر کس هم که خانواده اش برای ملاقات به عراق آمده بود اورا مجبور می کردند که یک مصاحبه تلویزیونی بکند و به خانواده اش فحاشی نماید و به آنها اعلام کند که شما خانواده من نیستید.

هشتم. جلوگیری از خروج اعضا از عراق.

رجوی شبانه روز با روش ها و ترفندهای مختلف تلاش می کند که مانع خروج اعضا از عراق شود. حتی به بیماران دارای بیماریهای صعب العلاج هم اجازه نمی دهد که از کمپ لیبرتی خارج شوند. البته وحشت رجوی علت دارد.. زیرامی ترسد که اعضا وقتی پایشان به دنیای آزاد برسد و با وسایل ارتباطی نوین آشنا شوند و با افراد مختلف در تماس قرار گیرند و دیگر نشست های شستشوی مغزی و کنترل ذهن کارکرد خودشان را از دست داده و افراد از فرقه جدا بشوند.

به همین دلیل الان نزدیک به دوهزار نفر با متوسط سنی ۴۸ در اسارت فرقه رجوی در کمپ لیبرتی هستند. و این افراد با کلکسیونی از بیمار های عجیب و غریب باید تمام وقت در یک کمپ کانکسی عمر خود را سپری کنند. انهم در یک کشورشیعه که هم پیمان جمهوری اسلامی است.

نهم. درخواست فرقۀ رجوی از امریکا مبنی بر تسلیح مجدد آنان… که اکنون آنرا به یک شعار تبدیل کرده اند.

اولا این یک درخواست مضحک و غیر واقعی و در عالم سیاست غیر ممکن است. زیرا دولت عراق فرقه رجوی را یک گروه تروریستی نامگذاری کرده است. و در کجای دنیا چنین رسمی وجود دارد که افراد یک کمپ پناهندگی آن هم موقت را در یک کشور مجهز به سلاحهای سبک و اتوماتیک کنند. جالب این است که رجوی حتی خواستار سلاحهای ضد هوایی برای افراد لیبرتی شده است!

این حرکت رجوی یک ترفند فرقه گرایانه است که می خواهد به این وسیله اذهان اعضا را مغشوش کند. تا کسی به فکر خروج از سازمان نباشد.

دهم. انتقاد ناپذیری رهبری فرقه و نشاندن خودش در جای پیغمبر و امامان. مریم رجوی بارها به ما اعلام کرد ه است که مسعود رجوی فقط به خدا پاسخ گو است و پاسخ گوی افراد نمی باشد هر کس هم غیر از این به مسعود نگاه کند مرتد است. بنابر این، تهمت و افترا وجعل اسناد و پرونده سازی برای افراد ناراضی به کار اصلی این فرقه مبدل شده است و این فرقه در استفاده از امکانات گسترده رسانه ای با خرج پول های هنگفت توان شیطان سازی را دارد.

یازدهم. بی هویت کردن انسانها وبرخورد ابزاری با اعضاء

در سازمان همه اعضا بعنوان دیوار های گوشتی برای حفاظت رجوی هستند. بر اساس منطق فرقه رجوی جان و مال و ناموس و تمام هست و نیست افراد به رهبری تعلق دارد و هیج کس مالک هیج جیز نیست. بنابر این برای محقق کردن این امر خانم رجوی یک دستور العمل داده بود که باید برنامه های بیست و چهار ساعت افراد پر باشد و حتی در طی ۲۴ ساعت یک ساعت هم وقت برای فردی نماند. . بارها این را مطرح کرده است و من با گوش های خودم شنیده ام که باید آنقدر افراد کار کنند تا وقت شب سر به بالش می گذارند مثل آدم های بیهوش بیفتند و فرصتی برای فکر کردن حتی در هنگام استراحت نداشته باشند.

لذا بیگاری کشیدن از افراد تبدیل به یک امر رایج شده است.

در زیر یک نمونه از برنامه های روزانه فرقه را جهت اطلاع می خوانم.

بیدار باش با شیپور ساعت ۵ صبح—– کار فردی و آماده شدن برای صبحانه و رفتن برای کار/۵ تا ۵٫۵ صبح

صبحانه: ۵۰۵ تا ۵٫۴۵ . دستور روز ۵٫۴۵ تا ۶ صبح

کار از ساعت ۶ صبح تا دوازده ظهر —- نهار و تعویض لباس کار ۱۲ تا یک

نشست اجرایی.۱ تا ۲ ———– نشست عملیات جاری (نشست تفتیش عقاید و ذهنها) ۲ تا ۴ – — ورزش ۴ تا ۵ —-نشست دیگ یا جانبی (شکنجۀ روانی افراد با فحاشی و توهین جمعی به او به جرم مخالفت با ضوابط و سیاستهای رهبری و یا اشتباهات در کارش) ۵ تا ۸ ——- شام و اخبار اجباری ۸ تا ۹ شب..نشست غسل هفتگی (بیان فاکتهای جنسی جلوی همکاران فرد تا مورد توهین و تحقیر و تمسخر دیگران قرار بگیرد) ۹ تا ۱۰٫۳۰ . کار فردی از ۱۰۳۰ تا ۱۱ یا ۱۲ شب.

خاموشی یا ساعت خواب با شیپور ساعت ۲۳۰۰ و در برخی قسمتها ساعت ۲۴۰۰٫

هر فرد معمولا یک شب در میان دوساعت هم نگهبانی می دهد

متوسط خواب افراد در ۲۴ ساعت . ۵ ساعت است که در صورت نگهبانی یا هر کار فوری شبانه هم فرصت جبران بی خوابی به فرد داده نمی شود که در این مواقع مجموع ساعات استراحت فرد گاهی فقط ۲ یا ۳ ساعت در روز می شود.

لذا یکی از رویاهای تمام کسانی که اکنون اسیر فرقه هستند یک خواب راحت و بدون شیپور و بدون داد وقال و فریاد برای خواباندن یا بیدار کردن افراد است.

خانم ها و آقایان نماینده

این شمه ای از دلایل مخالفت من با سازمان مجاهدین خلق و انشعاب از این سازمان است.

من می خواهم در اینجا تصریح کنم که هر آنچه خانم مریم رجوی از دموکراسی و آزادی وبرابری زن و مرد می گوید. صرفا یک شعار برای فریب اذهان است.

مریم رجوی هیچ اعتقادی به یک جمهوری سکولار و یک نظام کثرت گرا ندارد. در محتوا او شخص مسعود رجوی را جای خدا قرار داده و اورا ولی امر مسلمین جهان می داند. همان جهان بینی و ایدئولوژی که اکنون در نظام جمهوری اسلامی و نیز گروه تروریستی و جنایتکار داعش هم وجود دارد.

مریم رجوی از بردباری داد سخن می دهد ولی او تحمل یک انتقاد ساده را از یک عضو ویا یک جدا شده ندارد و همه را دشمن خود دانسته و مأمور قتل آنها به دستور همسرش مسعود رجوی است دستوری که خود این فرقه آن را از رسانه هایش با صدای شخص مسعود رجوی پخش کرده است. در حقیقت مریم رجوی می گوید: یا با من یا اینکه همه شما مزدور رژیم ایران هستید.

اما ما معتقدیم که آقای رجوی در سازمان مجاهدین در سال ۱۳۶۴ تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک یک کودتا کرد و تمام معیار ها و ارزش های اولیۀ سازمان را به نفع رهبری بلامنازع خودش تبیین نمود.

لذا ما این سازمان را بعنوان اپوزیسیون به رسمیت نمی شناسیم. و بر اساس نظر سنجی های مختلف، رهبری این سازمان از جمله مریم رجوی فاقد هر گونه حمایت در میان مردم ایران می باشد و بلکه مردم ایران از این سازمان و رهبریش بیزار هستند. این را هر ایرانی که به خارج می آید می گوید و هم چنین ما وقتی از فرقه جدا شدیم و به اینترنت و دنیای آزاد دسترسی پیدا کردیم متوجه شدیم که در نتیجۀ کارکرد های غیر انسانی آقای رجوی این سازمان هیچ پایگاهی در بین ملت ایران ندارد و همه بشدت از اعمال و اندیشه های فرقه گرایانه این سازمان متنفرند.

با تشکر و قدردانی از وقتی که در اختیار من قرار دادید. بسیار سپاسگزارم.

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16896

متن سخنرانی آقای قربانعلی حسین نژاد در پارلمان اروپا

پیوند رهایی،  فرانسه، چهارم مارس ۲۰۱۵:…  آقای حسین نژاد با نشان دادن عکسهای دختر اسیرش در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی و دختر دیگرش در ایران و با اشاره به اینکه رهبران فرقۀ رجوی نگذاشته اند دخترش با او وبا دختر دیگرش دیدار کند و نمایندۀ دبیر کل ملل متحد شخصا نامه او به دخترش را به کمپ لیبرتی برده ولی رهبران فرقۀ رجوی مانع گرفتن نامه از سوی دخترش شده اند، خطاب به نمایندگان پارلمان …

قربانعلی حسین نژاد پارلمان اروپا

لینک به منبع

متن سخنرانی آقای قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در اجلاس پارلمان اروپا در بروکسل

چهارشنبه ۲۵ فوریۀ ۲۰۱۵

آقای حسین نژاد با نشان دادن عکسهای دختر اسیرش در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی و دختر دیگرش در ایران و با اشاره به اینکه رهبران فرقۀ رجوی نگذاشته اند دخترش با او وبا دختر دیگرش دیدار کند و نمایندۀ دبیر کل ملل متحد شخصا نامه او به دخترش را به کمپ لیبرتی برده ولی رهبران فرقۀ رجوی مانع گرفتن نامه از سوی دخترش شده اند، خطاب به نمایندگان پارلمان اروپا گفت: از شما می خواهم که از مریم رجوی بپرسید چرا مانع دیدار و ارتباط خانواده ها با عزیزانشان از جمله پدر با دخترش و دیدار و تماس دو خواهری که در عمرشان همدیگر را ندیده اند می شود؟!..

 

با سلام و سپاسگزاری از نمایندگان محترم پارلمان اروپا بویژه از آقای نیکولای بارکوف نمایندۀ محترم مردم بلغارستان در پارلمان اروپا که با دعوت از ما برای سخنرانی و اظهار نظر در این پارلمان این فرصت را به ما دادند که به نمایندگی از جانب بیش از هزار عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در این نهاد دموکراسی جهان آزاد صدایی دیگر از یک ایران آزاد باشیم.

خانمها و آقایان نمایندگان پارلمان اروپا؛

اینجانب قربانعلی حسین نژاد که سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) با پیوستن به آن به امید آزادی و دموکراسی برای میهنم ایران که پایه ها و اصول اولیۀ این سازمان بود حضور داشتم و کاندیدای این سازمان برای نمایندگی پارلمان ایران بعد از انقلاب سال ۱۹۷۹ بودم و دو و نیم سال پیش به دنبال انتقال از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی در بغداد توانستم به کمک هیأت مانیتورینگ حقوق بشر یونامی صفوف این سازمان را ترک کنم گواهی می دهم و به اطلاع شما و جامعۀ بین المللی می رسانم که این سازمان دیگر سالیان متمادی است که یک سازمان مبارز برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران نیست و رهبری ثابت و لا یتغیر أن یعنی مسعود و مریم رجوی از سی سال پیش تا کنون این سازمان را از اصول و پایه های اولیۀ آن منحرف کرده و آن را به یک فرقه با اعتقادات و اجبارات و تابوهای فکری و ذهنی مغایر با اصول و عرفها و نورمهای انسانی و جهانی تبدیل کرده اند و بدینگونه و با خیانتهای ضد ملی شان پایگاه مردمی این سازمان را در میان مردم ایران در داخل و خارج کشور از میان برده اند.

به عنوان مثال رهبری این سازمان فقط برای حفاظت خودش در عراق و ضمن تلاش و اصرار برای باقی ماندن در آنجا و جلوگیری از فروپاشی تشکیلاتش همچنان از تمام علائق و عواطف و دیدارها و حتی ارتباطات خانوادگی چه با نامه و چه با تلفن و وسایل ارتباطی امروز جهانی در این عصر ارتباطات جلوگیری می کند و در این سازمان تماس افراد با خانواده هایشان و خبر یافتن آنها از همدیگر و استفاده از رسانه ها نه تنها انترنت و تلفن و موبایل و مطبوعات و کانالهای تلویزیونی بلکه حتی داشتن و گوش دادن رادیو و خواندن کتاب و نوشتن آنچه فرد خودش می خواهد هم ممنوع است. وجود این پدیده و فرقه با رهبری و تشکیلاتش و اعمال حاکمیتش بر یک نقطه و موقعیت مکانی که توانسته بیش از ۲ هزار نفر را در آن در دام خود بدون هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون نگهدارد آنهم نه در نقاط دور افتادۀ جهان و دور از انظار جهانیان بلکه در عراق یکی از مهمترین مراکز توجه جهانی و جامعۀ بین المللی مسئولیت بزرگی را مبنی بر نجات افراد این فرقه بر عهدۀ سازمان ملل متحد بعنوان حافظ حقوق افراد انسانی می گذارد.

نمایندگان محترم مردم و جوامع آزاد و دموکراتیک اروپا؛

رهبران فرقۀ (OMPI) حتی مانع دیدار و صحبت من با دختر بزرگم زینب حسین نژاد (۳۶ ساله) که بیست سال پیش سازمان مجاهدین خلق او را در حالیکه فقط ۱۷ سالش بود از فرانسه به عراق و به بخش نظامی خودش فرستاد و در حالیکه هر دو در داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم تنها سالی یک بار در عید نوروز (عید سنتی اول سال ایرانی – ۲۱ مارس) به مدت فقط یک تا دو ساعت به ما اجازۀ دیدار و صحبت آنهم تحت کنترل و مراقبت می دادند که در عید نوروز سه سال پیش حتی این دیدار را نیز از ما دریغ کردند و اکنون من بیش از چهار سال است که دخترم زینب را که هم اکنون در کمپ لیبرتی بسر می برد ندیده ام و از او هیچ خبری ندارم.

دختر کوچکم که در ایران زندگی می کند توانست به عراق آمده و بعد از سی سال و برای اولین بار با من دیدار کند زیرا من توانسته بودم از صفوف این سازمان بیرون بیایم ولی او نتوانست علیرغم تلاشهای کمیساریای عالی پناهندگان و وزارت حقوق بشر عراق با خواهرش که در مقر سازمان یعنی کمپ لیبرتی در بغداد می باشد دیدار کند زیرا رهبران این سازمان مسعود رجوی ومریم رجوی دیدارهای خانوادگی را تحریم کرده اند. این دو خواهر ۳۲ و ۳۶ ساله هر گز در عمرشان همدیگر را ندیده اند.

حدود یک ماه پیش آقای مولادیوف نمایندۀ دبیر کل ملل متحد در عراق نامۀ اینجانب به دخترم زینب حسین نژاد در کمپ لیبرتی را برده و ضمن دیدار با او نامه ام را خواسته به دست دخترم بدهد ولی دخترم مسلما به دستور سران فرقۀ رجوی از گرفتن نامۀ من به خودش خودداری کرده است! من می پرسم آیا دختری که نامۀ پدرش را نمی گیرد و با خواهرش که در عمرش او را ندیده است با آنکه در چند قدمی او بوده دیدار نمی کند به اختیار خودش چنین عواطفی طبیعی خانوادگی را پس می زند؟ یا این نتیجۀ تلقینات و مغزشویی و تحمیلات فکری و روانی رهبران این فرقۀ ضد انسانی است؟..

همچنین اینجانب که از بیش از بیست و پنج سال پیش در فرانسه و عراق در بخشهای سیاسی و روابط خارجی سازمان به عنوان مترجم ارشد همۀ نامه ها و بیانیه ها و اسناد و نوشته ها و کتابهای رهبری و اطلاعیه ها و نشریات سازمان کار می کردم از جمله ترجمۀ بسیاری نامه ها و بیانیه ها و حتی مصاحبه های از قبل آماده شده به زبان فارسی!! به علاوۀ بیانیه های جعلی با ادعای امضای میلیونها عراقی!! که تماما به فارسی نوشته می شدند و من آنها را به عربی ترجمه می کردم!!، شاهد دخالتهای روزمرۀ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) در امور داخلی سیاسی و اجتماعی عراق بودم که بارها از این جهت مورد اعتراض دولت عراق قرار گرفت بویژه در حوادث و بحران اخیر عراق سازمان مجاهدین (OMPI) بارها از گروه بنیادگرای وحشی و تروریستی داعش تحت عنوان عشایر انقلابی یا مردم بپاخاستۀ عراق حمایت کرده است.

خانمها و آقایان نمایندگان پارلمان اروپا؛

باید این واقعیت را بر همگان آشکار ساخت که رهبران سازمان فرقه ای مجاهدین خلق مسعود رجوی و مریم رجوی و دیگر سران این فرقه در عراق و خارجه نه تنها نماینده و سخنگوی ساکنان کمپ لیبرتی نیستند بلکه خود تهدید اصلی آنها می باشند و هر گونه به رسمیت شناختن آنها و گفتگو با آنها همدستی با سران این فرقه در اعمال سرکوب و نقض حقوق و آزادیهای این افراد می باشد. خانواده های دردمند و رنج کشیدۀ این افراد، هم چنان بعد از سالیان دراز از دیدار با عزیزان خود محروم هستند.

حضور مریم رجوی هر از چند گاهی در این نهاد آزادی و دموکراسی اروپا مایۀ تعجب و تأسف ما و همۀ مردم ایران در داخل و خارج کشور می باشد زیرا نه او و نه سازمانش و فرقه اش دیگر هیچگونه پایگاهی در میان مردم ایران ندارند و ماهیت فرقۀ او تفاوت چندانی با ماهیت داعش جز در شعارهای فریبکارانۀ آزادی و دموکراسی که در این پارلمان و مجامعی مانند آن می دهد ندارد بنابراین حضور چنین فردی در این مجامع توهین به سمبلهای آزادی و دموکراسی اروپا می باشد.

من از شما می خواهم که از مریم رجوی بپرسید چرا مانع دیدار و ارتباط خانواده ها با عزیزانشان از جمله پدر با دخترش و دیدار و تماس دو خواهری که در عمرشان همدیگر را ندیده اند می شود؟!.

نمایندگان محترم؛

از شما می خواهیم ضمن تلاش برای متقاعد کردن کشورهایتان که از کشورهای آزاد جهان هستند برای پذیرش ساکنان کمپ لیبرتی به عنوان پناهنده در خاک کشورهایتان بویژه مجروحین و بیماران و نیز آنهاییکه طی دو دهۀ گذشته و یا بیشتر از قبل دارای مدارک اقامت و پناهندگی در کشورهای اروپا و آمریکا می باشند و تعدادشان به نزدیک یک سوم ساکنان بالغ می شود بر فشارهای مشروع و قانونی و بین المللی بر سران (OMPI) برای رها کردن اسرا و گروگانهای این فرقۀ ضد انسانی و آزاد گذاشتن آنان برای تصمیم گیری در مورد زندگی خصوصی شان بیفزایید تا افراد بدون ارتباط با سران این فرقه تک تک به عنوان پناهنده شناخته شوند که از جملۀ مهمترین و مؤثرترین راه کار برای این امر اختصاص دادن محلی در نزدیکی کمپ لیبرتی در عراق و محل اقامت افراد منتقل شده به آلبانی برای خانواده های اسیران این فرقه جهت دیدار با عزیزانشان و اعمال فشار بر سران (OMPI) برای واداشتن آنان به صدور دستور تشکیلاتی جهت دیدار و ارتباط ولو با تلفن و نامۀ افراد با خانواده هایشان و متوقف ساختن تبلیغات و سمپاشی و تهمت زدن علیه خانواده ها و قطع ایجاد فضای منفی علیه عواطف خانوادگی در داخل سازمان و کمپ و در اذهان افراد و امکان دادن به افراد برای استفاده از تلفن و انترنت و رادیو و تلویزیون و روزنامه می باشد چرا که این حق ارتباط با افراد، بسیار بیشتر از اینکه حق رهبران (OMPI)باشد، در درجۀ اول حق ما خانواده های این عزیزان یعنی ساکنان کمپ لیبرتی می باشد. متشکرم.

(پایان)

***

همچنین:

بیانیۀ شماره ۴ (سکوت معنی دار فرقه رجوی در مواجهه با اعلام انشعاب تنی چند از کادرها و فرماندهان ارشد ضمن افشاگریهایشان در پارلمان اروپا)

پیوند رهایی، یازدهم مارس ۲۰۱۴:…  بدنبال اعلام مواضع و انشعاب چند تن از فرماندهان و کادرهای ارشد و قدیمی سازمان مجاهدین خلق و افشاگریهای آنان در سخنرانیها و مصاحبه هایشان در پارلمان اروپا علیه فرقۀ رجوی و رهبری آن و پیوستن بسیاری دیگر از فرماندهان و اعضای ارشد سازمان به آنها و اعلام حمایتشا�

توضیح و معنای واقعی اعلام مواضع و انشعاب گروهی از اعضا و کادرهای قدیمی …

پیوند رهایی، ششم مارس ۲۰۱۵:… ما اعلام می کنیم که دوران تشکلهای اینچنینی که تروریسم را تحت نام مبارزه مسلحانه تجویز و بکار میگیرند نه تنها گذشته بلکه تاریخ اینگونه تشکلها نشان داده که نمیتوان یک حاکمیت را با تکیه به تروریسم و خشونت بوجود آورد که منتهی به دمکراسی شود. تمامی تشکلهای اینچنینی آ

ملاقات هیأتی از انجمن «یاران ایران» با مسئولین سفارت آلبانی در پاریس

انجمن یاران پاریس سفارت آلبانییاران ایران، پاریس، پنجم فوریه ۲۰۱۵:… هیأتی از طرف انجمن «یاران ایران» متشکل از گروهی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق شامل آقایان علیرضا نصر اللهی، قربانعلی حسین نژاد و غفور فتاحیان صبح روز چهارشنبه ۴ فوریه ۲۰۱۵ با مسئولین سفارت آ�