مجاهدین بر لبه پرتگاه

مجاهدین بر لبه پرتگاه

مجاهدین بر لبه پرتگاهعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم دسامبر 2020:… بنابراین تنها دستاورد رجوی در چهار سال ریاست ترامپ در دو موضوع خلاصه شد .  یکم : همراهی با امپریالیسم برای گرسنگی دادن مردم ایران و دومین دستاورد بستن راه  دیدارهای خانواده‌ها و زیر فشار قرار دادن جدا شده ها در آلبانی . و حالا دوران ترامپ بسر آمد و رجوی مانده با یک استراتژی شکست خورده بر لبه پرتگاه که هر لحظه ممکن است در دره مرگ سیاسی سقوط کند . رجوی قبلاً در عراق می‌گفت ما زمانبندی میدهیم اگر به مقصود رسیدیم که خب اگر نرسیدیم تمدید میکنیم . در وهله اول باید به رجوی گفت کاندید شما شکست سخت خورد و تا هشت سال آینده از جمهوریخواهان در صحنه سیاسی خبری نخواهد بود . دوم: دست مقامات دولت آلبانی از زیر تیغ دارودسته ترامپ که حامیان فرقه رجوی است خارج میشود و ثالثا راه آلبانی به سمت اتحادیه اروپا باز میشود و این عوامل برای فرقه رجوی خطرناک است. مجاهدین بر لبه پرتگاه

مجاهدین بر لبه پرتگاهمریم رجوی بعد ترامپ . از اروپا رانده، از امریکا مانده

مجاهدین بر لبه پرتگاه

اوج گیری نشست‌های مغزشویی فرقه مجاهدین در آلبانی بعد از شکست ترامپ

رجوی و فرقه مجاهدین خلق بر لبه پرتگاه

 اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق مثل خار در  چشم فرقه رجوی در آلبانی باقی مانده اند

علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 28.12.2020

فرقه رجوی در بدو ورود به عراق و همدست شدن با صدام حسین و خیانت به کشور و کشتار نیروهای نظامی ایران در سال های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ جای پایی برای خود در عراق و در کنار صدام بدست آورد . در همان زمان سیاست خارجی آمریکا و دیگر کشورها بی تفاوتی در قبال گروه مجاهدین بود .بیاد دارم در سال ۱۹۹۱ و در جنگ خلیج اول با اینکه تمام عراق بمباران شد حتی گله های گوسفند به عنوان مثال یک گلوله سلاح سبک هم روی قرارگاه‌های فرقه فرود نیامد . در همان سال رجوی مختصات جغرافیایی قراگاهها و محل استقرار نیرو و ادوات جنگی را به دولت وقت آمریکا داده بود و خود را بیطرف اعلام کرده بود.  ولی آیا این حقیقت بود یا پشت پرده خیانتی در راه بود ؟

مریم قجربا ترامپ هم نتوانست به اهداف پلیدش برسد 

قطعا خیانتی در کار بود چون واقعیت صحنه این بود وقتی کسی به وطن خود خیانت می‌کند به کشور همسایه جای خود دارد . رجوی سالیان کجدار و مریژ این وضعیت را ادامه داد با روی کار آمدن دولت کلینتون فرقه وارد لیست سیاه وزارت خارجه آمریکا شد ولی از آنجایی که رجوی در عراق بود مسئله حادی محسوب نمیشد در سال ۲۰۰۱ و واقعه یازده سپتامبر در وهله اول نقل و شیرینی تقسیم کردند ولی تنها کسی که خوب می‌دانست چه اتفاقی در راه است خود رجوی بود در نشست در قرارگاه باقرزاده عمق درماندگی رجوی را میشد دید. خوب میدانست  دیر یا زود عراق دیگر جای امنی برای فرقه نخواهد بود . سال ۲۰۰۳ از راه رسید و علائم جنگ و تصرف عراق کم کم هویدا شد . رجوی از قبل تمام مختصات جغرافیایی قراگاهها را به ائتلاف داد ولی اینبار کمی فرق میکرد گویا آتش جنگ به فرقه هم کشیده خواهد شد لذا رجوی اول همسر و اکثر سران را از عراق خارج کرد در همان زمان رجوی در نشستی گفت اگر که قرار شد بخاطر اینکه سران و شیوخ عرب حکومت کنند  سر صاحب خانه را ببرن ما بیکار نخواهیم نشست و وارد جنگ با آمریکا میشویم این فقط در حرف بود و بس در عمل حاجی زودتر از همه عراق را به مقصد نامعلوم ترک کرد و به غیبت کبری رفت و از بدو اشغال عراق که مشخص است و  نیازی به تشریح آن  نیست و همگان میدانند آقای ضد امپریالیسم چه خوش‌خدمتی که برای اینها نکرد حتی برای رسیدن به قدرت تمام اطلاعات ایران را به ارتش آمریکا دادند ولی پشیزی قائل نشدند دوران جرج بوش تمام شد و دوران اوباما رسید . رجوی در رویای سرنگونی و رساندن مهرتابان به تهران بود که دید هشت سال اوباما در حال اتمام است در این سالیان رجوی به لحاظ سیاسی یکجانبه به همه می‌پرداخت تمام اسرار وطن را فروخت . رجوی از دمکرات‌ها سرخورده شده بود به همین دلیل از کاندیداتوری کلینتون خشنود نبود و می‌گفت اگر کلینتون پیروز شود خط اوباما را میرود به همین دلیل وقتی دید ترامپ پیش افتاده از خوشحالی ذوق کرده بود و سر از پا نمی‌شناخت چون میدید که تمام حامیان فرقه با ترامپ در ارتباط هستند چه روزهایی بود هر گویم قابل وصف نیست فکر میکردند فردا است که فرقه مجاهدین خلق به عراق برگردد و صاحب تانک و نفربر شود ولی زهی خیال باطل همه وعده و وعیدهایی جولیانی و بولتون سرابی بیش نبود .

پایان رویاهای شیرین فرقه رجوی با شکست ترامپ در ریاست جمهوری آمریکا

بنابراین تنها دستاورد رجوی در چهار سال ریاست ترامپ در دو موضوع خلاصه شد .

یکم : همراهی با امپریالیسم برای گرسنگی دادن مردم ایران و دومین دستاورد بستن راه  دیدارهای خانواده‌ها و زیر فشار قرار دادن جدا شده ها در آلبانی . و حالا دوران ترامپ بسر آمد و رجوی مانده با یک استراتژی شکست خورده بر لبه پرتگاه که هر لحظه ممکن است در دره مرگ سیاسی سقوط کند . رجوی قبلاً در عراق می‌گفت ما زمانبندی میدهیم اگر به مقصود رسیدیم که خب اگر نرسیدیم تمدید میکنیم . در وهله اول باید به رجوی گفت کاندید شما شکست سخت خورد و تا هشت سال آینده از جمهوریخواهان در صحنه سیاسی خبری نخواهد بود .

دوم: دست مقامات دولت آلبانی از زیر تیغ دارودسته ترامپ که حامیان فرقه رجوی است خارج میشود و ثالثا راه آلبانی به سمت اتحادیه اروپا باز میشود و این عوامل برای فرقه رجوی خطرناک است و همین چند مورد خواه ناخواه فرقه را به سمت یا انحلال و یا تصویه درونی ثوق میدهد . فرقه رجوی در این سالیان از همه امکانات خود برای نابودی جدا شده ها در آلبانی استفاده کرد حتی قطع کردن مستمری افراد تا شاید افراد از آلبانی خارج شوند ولی این کید و مکر بجایی نرسید و جدا شده ها مثل خار در چشم فرقه رجوی در آلبانی ماندند و پایداری کردند . آیا با نشست‌های مغزشویی در فرقه مجاهدین این موج از سر رجوی عبور خواهد کرد یا موج پسا ترامپ این فرقه را در هم خواهد پیچید ؟ این فرقه در آخرین ایستگاه خود دستخوش دگرگونی و تلاشی قرار گرفته و راه برون رفتی ندارد و در چند ماه آینده سیل جدا شده ها به عیان دیده خواهد شد.

لینک به منبع

مجاهدین بر لبه پرتگاه

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی،-ترامپ-و-بایدن-از-صدام-تا-ترکی-الف/

رجوی، ترامپ و بایدن – از صدام تا ترکی الفیصل، از بولتون تا جولیانی

رجوی، ترامپ و بایدن . از صدام تا ترکی الفیصل، از بولتون تا جولیانیعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم دسامبر 2020:… رجوی و فرقه مجاهدین خلق مدعی است که ما سیاست جهان را تدوین و تنظیم میکنیم نه با تغییر در راس آمریکا.  به اینها باید گفت یا دیوانه هستید یا متوهم و یا مبتلا به مرگ سیاسی هستید و یا از سیاست روز ان فاصله دارید ولی فکر کنم که بهتر همه در جهان فاز تغییر در جهان را گرفته اید ‌‌. حالا برگردیم به سال ۲۰۰۳ بعد از اشغال عراق توسط آمریکا از این فرقه باید سئوال کرد چرا در آن زمان سیاست را نساختید ؟ رجوی، ترامپ و بایدن 

رجوی، ترامپ و بایدن - از صدام تا ترکی الفیصل، از بولتون تا جولیانیهمراه با چاشنی غلیظ دروغ، تکرار مکررات دوای درد مریم نیست

رجوی، ترامپ و بایدن

سیاستی که رجوی مدعی است، خود می سازد

“سیاست را ما می‌سازیم نه بایدن و نه ترامپ”

پس در بغل صدام حسین ، عربستان و اسرائیل و جولیانی چه می کنی؟

علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 13.12.2020

 علی هاجری

علی هاجری آلبانی

اگر به گذشته برگردیم و موضع گیری های رجوی و فرقه مجاهدین خلق را در خصوص سیاست روز بررسی کنیم خواهیم دید که هزاران بار اعلام کرده چه در نشست‌های درون گروهی و یا مثلاً به نحوی برای بیرون از فرقه باید دید که این موضع گیری بر سر استیصال است یا نه از موضع قدرت!!

آیا این فرقه حشونت طلب متوهم نیست که همیشه چنین خبرهایی را درج میکند . هر انسان سیاسی که با الفبای سیاست آشنایی دارد با شنیدن چنین خبری خواهد گفت که اینها یا دیوانه هستند و یا احمق و یا هر دو اینها . من از گفتار این گروه منزوی زیاد متعجب نشدم چون با این کلمات آشنایی کامل دارم .

رجوی در سال ,،1367و بعد از آتش بس جنگ ایران و عراق مدعی بود که برنده جنگ او بوده و او بوده که پیروزی را به صدام تقدیم کرده اگر همین جمله را تجزیه و تحلیل کنیم خواهیم دید که این رجوی تا چه اندازه به لحاظ سیاسی عقب مانده است چون با همین جمله میگوید که من با کشتن هموطنانم و خیانت به کشورم پیروزی را به صدام تقدیم کردم اگر رجوی کمترین علم سیاست را می‌داشت وارد عراق نمیشد و دست در دست قاتل مردم ایران نمیگذاشت و تا همین امروز از خیانتی که کرده است پشیمان نیست و آمدن به عراق را تایید میکند و در مصاحبه آیی که به اصطلاح سیمای آزادی به مهدی ابریشمچی می‌کند از سیاست جنگ علیه مردم ایران در کنار صدام حسین مهر تایید میزند و میگوید ارتش آزادیبخش در تنور جنگ را گل گرفت و آتش بس اجرا شد در همین اثنا میگوید اگر که سیاست بسیار بسیار  غلط صدام نبود و به کویت نمی‌رفت و در طرف مقابل اگر آمریکا به عراق نمی‌آمد عمر رژیم طولانی نمیشد و تا بکار توسط ارتش آزادیبخش ملی ایران سرنگون شده بود . حالا خوب بنگرید که چطور ابر استراتژیست‌ها سیاست دنیا را غلط و در مقابل سیاست رجوی را درست قلمداد می‌کنند . اگر برگردیم به سال ۱۳۶۹ و عراق به کویت نمی‌رفت آیا صدام بعد از هشت سال دوباره بخاطر شما وارد جنگ میشد و یا حتی اگر آمریکا اقدام به اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ نمی‌کرد چیزی فرق میکرد هرگز این فرقه زائیده سیاست جنگ بود و با پایان  جنگ تمام شده بود و مانده در عراق بر آمده از یک سیاست غلطی بود که رجوی فقط برای حفظ خود در عراق مانده بود .

رجوی و فرقه مجاهدین خلق مدعی است که ما سیاست جهان را تدوین و تنظیم میکنیم نه با تغییر در راس آمریکا.  به اینها باید گفت یا دیوانه هستید یا متوهم و یا مبتلا به مرگ سیاسی هستید و یا از سیاست روز سالیان فاصله دارید ولی فکر کنم که بهتر همه در جهان فاز تغییر در جهان را گرفته اید ‌‌. حالا برگردیم به سال ۲۰۰۳ بعد از اشغال عراق توسط آمریکا از این فرقه باید سئوال کرد چرا در آن زمان سیاست را نساختید ؟ اگر بقول خودتان شما وزنه تعادل قوا در جهان و منطقه بودید چرا همه سلاحها تا آخرین فشنگ را تحویل دادید؟  از بقیه می‌گذرم که برای خوشآمد گویی آمریکاییها چکار که نکردید و تا به امروز هم میکنید .امروز در سال ۲۰۲۰ هستیم در سال ۲۰۱۶ همه کسانیکه در آن زمان درون فرقه بودند میدانند چه بحثها که در خصوص پیروزی ترامپ نکردید و پیروزی محتوم خود را با ورود ترامپ به کاخ سفید می‌دانستید و در ابام هفته  زهرا مریخی نشست‌های مبسوطی اندر باب دولت جدید آمریکا برگزار میکردند سئوال اینجاست که در آن روز چرا نگفتید که ما سیاست را می‌سازیم؟  بیاد دارم شما ترس این را داشتید که خانم کلینتون زمام امور را بدست بگیرد و برای سالیان باز در همان دخمه تاریک خود بمانید و اما حالا با گذشت چهار سال و شکست ترامپ گویا که شکست خود را هم می‌بینید .از این فرقه باید پرسید که شما به چه شکل میخواهید سیاست را بسازید ؟

البته جای تعجبی وجود ندارد چون باید گذران عمر وارد چنین بحثی بشوید حداقل برای سرگرم کردن کودکان کوته ذهن درون فرقه رجوی .یک چیز جالب خواندم در روز هفتم نوامبر بعد از نخست وزیر اسلوونی خانم مریم رجوی پیروزی ترامپ را تبریک گفته اند انشاالله مبارک باشد .اما گریزی بزنیم ساختن سیاست همگان در این چهار سال خوب دیده‌اند که سیاستهای ترامپ چه به سر جهان آورده است ابرقدرت های جهان را آچمز کرد همه شرکتها و دولتهایی که با ایران مراوده داشتند را تحریم کرد و سیاست مخرب خود را به جهان تحمیل کرد از چین تا روسیه و غیره ساختار سیاست جهانی را به چالش کشید و حالا این فرقه مدعی است که ما سیاست را می‌سازیم و نه بایدن و ترامپ بقول قدیمی‌ها که گفتند (سگ داند و پینه دوز که اندرون انبان چیست) حالا حکایت این فرقه مضمحل و فروپاشیده است که میخواهد بااین گفتار صورت خود را سرخ نگه دارد.

لینک به منبع

رجوی، ترامپ و بایدن

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/شهریور-خونین-92-و-اهداف-مسعود-رجوی/

شهریور خونین 92 و  اهداف مسعود رجوی

شهریور خونین 92 و  اهداف مسعود رجوی علی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، شانزدهم سپتامبر 2020:… رجوی دو هدف را دنبال میکرد .هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از آنجایی که رجوی خوب میدانست بخصوص از سال( ۱۳۸۸) که دولت عراق تا سال (۱۳۹۰) دوبار به ساکنان اشرف حمله کرد پس الان هم به این تعداد ممکن است حمله کند به همین منظور برای استفاده سیاسی میخواست از این افراد به عنوان طعمه استفاده کند . در سال( ۱۳۹۱) چند بار به لیبرتی حمله راکتی شد و همچنین در سال (۱۳۹۲) رجوی قبل از  کشتار اشرف در دهم شهریور ۱۳۹۲ گفت عجیب است که چرا حمله روی لیبرتی متمرکز شده در صورتیکه براحتی میشود به اشرف حمله کرد.  شهریور خونین 92 و  اهداف مسعود رجوی

فروردین 90 مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی کمپ اشرف عراقدرگیری های ۱۰ شهریور ۹۲ در پادگان اشرف

شهریور خونین 92 و  اهداف مسعود رجوی

علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 14.09.2020

ده سال پس از سقوط دولت عراق فرقه رجوی کماکان مصر بود که در عراق بماند لذا چندین بار درگیریهای خونینی بین دولت عراق از یکطرف و طرف دیگر فرقه مجاهدین ، که در همین راستا تعداد زیادی کشته و مجروح شدند تا اینکه دولت وقت آمریکا تصمیم به جابجایی فرقه از اشرف در استان دیالی به کمپ سابق آمریکاییها در کنار فرودگاه بغداد گرفت به اسم لیبرتی . عمده اعضای فرقه منتقل شدند ولی در حین جابجایی باز فرقه رجوی مانع تراشی کرد و باز تعدادی در اشرف بمدت صد روز ماندند و پس از صد روز آن تعداد را به لیبرتی منتقل کردند . رجوی نمیخواست اشرف را از دست بدهد لذا تصمیم گرفت حدود 100 نفر را در اشرف مستقر کند آنهم بعنوان حافظ اموال .رجوی در عراق به اندازه کافی قرارگاه و اموال بعد از اشغال عراق جا گذاشته بود و اموال اشرف یک هزارم آن نمیشد پس چرا تصمیم گرفت که 101 نفر را در اشرف مستقر کند؟

رجوی دو هدف را دنبال میکرد .هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم .

هدف دوم از آنجایی که رجوی خوب میدانست بخصوص از سال( ۱۳۸۸) که دولت عراق تا سال (۱۳۹۰) دوبار به ساکنان اشرف حمله کرد پس الان هم به این تعداد ممکن است حمله کند به همین منظور برای استفاده سیاسی میخواست از این افراد به عنوان طعمه استفاده کند . در سال( ۱۳۹۱) چند بار به لیبرتی حمله راکتی شد و همچنین در سال (۱۳۹۲) رجوی قبل از  کشتار اشرف در دهم شهریور ۱۳۹۲ گفت عجیب است که چرا حمله روی لیبرتی متمرکز شده در صورتیکه براحتی میشود به اشرف حمله کرد رجوی چرا این حرف را زد حتما بر اساس شواهدی بوده و یا اینکه خبر داشته است ولی بروز نمیداده و میخواسته رد گم کند . بعد از قتل عام در اشرف و برای فریب کاری سازمان مجاهدین مدعی شد که نیروهای عراقی سر سپرده مالکی و رژیم ایران چندین بار از بالای خاکریز محل استقرار مجاهدین را شناسایی کرده اند و همچنین آب و برق اشرف را قطع کرده اند . اگر اینچنین بوده است که بنظر من بوده چرا رجوی از سازمان ملل و نیروهای آمریکایی کمک نگرفت که این تعداد نیرو را از اشرف خارج کند و به لیبرتی منتقل کند ؟

آیا جان انسانها از مشتی آهن پاره بی ارزش تر بود ؟ رجوی با اینکه میدانست ولی میخواست از خون این تعداد استفاده سیاسی را بکند لذا منتظر ماند و حرفی نزد تا واقعه ( ۱۰)  شهریور به واقعیت پیوست شاید که با ریخته شدن خون این تعداد به مقصود خود یعنی ماندن در عراق را مهر کند . رجوی خوب میدانست که خط خود را به چه شیوه پیش ببرد بعد از قتل عام دستور اعتصاب غذا را صادر کرد تا شاید از این نمد کلاهی برای خود  درست کند لذا تعداد زیادی را وارد این جهنم خود ساخته کرد و نزدیک به هشتاد روز همه را گرسنگی داد و بعضی را راهی بیمارستان کرد ولی در نهایت هیچ چیزی بدست نیاورد و مجبور شد تمام دستگاه شعبده بازی را جمع کند و بعد از مدتی شروع به پخش برنامه ایی با نام ارتش آزادیبخش ملی ایران افشا میکند را از تلویزیون خود پخش کرد که مثلا ما از این توطئه خبر داشتیم و یا اینکه اطلاعات ما از درون ایران بی نظیر بوده و هست . خب اگر حضرات اینقدر اطلاعات داشتید چرا از فاجعه جلو گیری نکردید و چرا باعث مرگ و ناپدید شدن حدود شصت نفر شدید . برای همه کسانی که در این فرقه بودند و هستند خوب واضح است که رجوی کلام اول و آخرش  این بود ما با دادن خون بالا میرویم و با جدا شدن افراد پایین میرویم ، بعد از گذشت حدود 7 سال ببینیم که این فرقه بعد از شهریور 92 و خونهای بعد از آن چقدر بالا کشیده ؟ آیا فرقه در عراق تثبیت شد ؟ آیا رجوی به خواسته خود رسید که دولت آمریکا را متقاعد کند که از عراق اخراج نشود ؟ همه استدلال های رجوی پوچ از آب در آمد و بعد از واقعه اشرف و در پی آن موشک باران لیبرتی فرقه مجبور به فرار شد و از عراق اخراج شد و نام این فرار را هجرت بزرگ نامگذاری کردند و گفتند رژیم در روزهای عاشورا قصد داشته هزاران نفر را برای قتل عام مجاهدین راهی لیبرتی کند . بله همه این اتفاقات از سال (۱۳۸۸) تا آبان ۱۳۹۴ قابل پیشگیری بود ولی این رجوی بود که میخواست از خون اعضای خود تجارت کند شاید که بقول خودش در کنار مرز با دست خالی و روزی که خلق قهرمان ایران انقلاب کنند و فرش قرمز جلوی ارتش آزادیبخش ملی ایران بگسترند و مقدم رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت را گرامی بدارند.

لینک به منبع

شهریور خونین 92 و  اهداف مسعود رجوی

***

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

همچنین: