مجاهدین خلق ایران و جامعه بی طبقه توحیدی رجوی

مجاهدین خلق ایران و جامعه بی طبقه توحیدی رجوی

مالک بیت مشعل تیرانا آلبانی نجات یافته از مجاهدین خلقمالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، هفتم می 2019:… مجاهدین خلق ایران و جامعه بی طبقه توحیدی رجوی. قبلا در اشرف كه بودم و ديدار ما با هم زیادتر بود و از حال واحوال اون با خبر بودم و پيگري ميكردم . او گفته بود كه من مدتی الان سردرد دارم و هر چی ميگم يا دارو می دهند ،اصلا تاثير نداره و احساس ميكنم كه روز به روز دردهایم بيشتر ميشه و هر دكتر كه در سازمان ( تشکیلات فرقه مجاهدین خلق )  بود رفتم ولی چاره ای نبود كه نبود و نشد و هر بار محمد حمادی را می دیدم و از حال و احوالش سوال ميكردم ، می گفت حالم بدتر شده و هر روز هم بدتر میشود.

مجاهدین خلق ایران و جامعه بی طبقه توحیدی رجویمجاهدین خلق ایران، فرقه مریم رجوی در آلبانی

لینک به منبع

خاطره ای از جامعه بی طبقه توحیدی رجوی

(مجاهدین خلق ایران و جامعه بی طبقه توحیدی رجوی)

مالك بیت مشعل ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 06.05.2019

با عرض سلام به هموطنان عزيز

خاطره ای از اسلام رجوی و جامعه بی طبقه توحیدی را برایتان تعریف می کنم ،يكی به اسم محمد حمادی بود، يادش بخير ، تومور مغزی داشت كه فوت كرده و به رحمت خدا رفته است.
چون همشهری و بچه محل بودیم ، محمد حمادی بچه اهواز بود و فاميلهايش همه همسايه ما بودند . وقتي او را قلعه اشرف ديدم  او را شناختم  .

محمد حمادی در مقر 15سابق مقر آرش بود  و اين خاطر اي كه برايتان تعريف مي كنم  فكر كنم ارديبهشت 93 بود.  زمانیکه در قلعه اشرف اسیر بودیم و  بعد اين همه كار و تلاش و چه ضرب ها در بدن نخورده بود كه نگو.

بعد مدتی ما اومديم ليبرتی . قبلا در اشرف كه بودم و ديدار ما با هم زیادتر بود و از حال واحوال اون با خبر بودم و پيگري ميكردم . او گفته بود كه من مدتی الان سردرد دارم و هر چی ميگم يا دارو می دهند  ،اصلا تاثير نداره واحساس ميكنم كه روز به روز دردهایم بيشتر ميشه و هر دكتر كه در سازمان ( تشکیلات فرقه مجاهدین خلق )  بود رفتم ولی چاره ای نبود كه نبود و نشد.
و هر بار محمد حمادی را می دیدم و از حال و احوالش سوال ميكردم ، می گفت حالم بدتر شده و هر روز هم بدتر میشود، او می گفت ، حرف های من را باور نمی کنند که مریض هستم، به من ميگویند به خاطر استرسه .طبيعيه .هوا گرمه .هواسرده زياد .گرم نگه دار و …

من گفتم خب درخواست بده که ببرند پزشک های عراق تا تو را ویزیت کنند. ان موقع حفاظت با امريكا بود و تردد فرقه مجاهدين به خارج از قلعه اشرف ازادانه تر بود.

محمد حمادی گفت بابا صد بار گفتم و هم نوشتم  كه ديگه زبونم مو در اورد. من اولش باور نكردم كه نميبرند بيرون ،بهش گفتم اينطوري نيست عزيز تو بايد ياداوري كني كه فراموش نكنند.
خلاصه مدتي گذشت كه ليبرتي اومديم .يكي از بچه ها منو ديد و گفت .همشهريت را ميبيني .اين نفر هم دوست بود وخيلي نزديك بود .گفتم كي ،گفت محمد حمادي ديگه ،گفتم مگه چشه من مدتيه نديدمش .گفت بابا اصلا طوري ديگه شده وكلا دعوا با مسولين ميكنه وانگار كمي حالش بد شده .گفتم ممنون . اون موقع او مقر  دوازده بود . به بهانه ورزش دويدن بيرون از مقر رفتم مقر اونها كه پانزده ي سابق وهفت الان هستش ،رفتم ديدنش واز يكي پرسيدم محمد كجاست .گفت رفتن امداد مركزي .گفتم خيره انشالله .گفت نه محمد نفر همراه اونا هستش كسي نبود وهمه ورزش رفتن فقط محمد بود ورفتش .گفتم باشه سلام برسون و بگيد كه جهاد اومد اون موقع اونجا اسمم جهاد بود .بعد مدتي نشست بود  كه همه افراد مقرات اومدند يعني لايه ي ما عضوها ،شروع كردم به نگاه كردن وهرچه نگاه كردم ديدم محمد كه دراونجا ممد صداش ميكرديم .خيلي ذهنمو گرفت .يه روز پنج شنبه كه بعد از ظهرها فوتبال و به اصطلاح كلوپ و فيلم كه فيلمهاي سه ساعته ميشه چهل و پنج دقيقه نشون ميدادن ومشغول بودن .من رفتم مقر اونها . و دوزاريم افتاده بود كه اون تك الان و توي بنگال هستش و براي كلوپ يعني همون سالن غذاخوري هم بود .جمع شدند ومشغول  و محمد توي بنگال هستش. من رفتم مسقتيم بنگال هوا تاريك شده بود. وقتي منو ديد پريد ومنو بغل كرد و شروع به گريه كرد.منم كه فشارش ميدادم .بهش گفتم .ببين من بدون اجازه اومدم ديدن  تو .اشكاتو پاك كن و بشين وتعريف كن چي شده .

گفت.الان چهارماهه كه بيچارم كردند .خودشون نميبرند .من بهشون گفتم اشنا در عراق دارم فقط تلفن بديد من تماس بگيرم و با پول اونها و حفاظت خودتون ،منو ببريد براي بغداد به دكتر متخصص ببينه وضعيت سرم بلاخره چي هست .اينها همش ميگن تهديد و نميزارن بريم بيرون همه ارتش كه اونجاس رژيمي هستن وخطرناكن و نميشه ريكس كرد واز صبح تا شب نفر به پا گذاشتن برام .منم بهشون گفتم باشه منم ميشنيم تو بنگال فقط براي دستشويي و توالت  ميرم و ميام كه خيالتون راحت باشه من جايي نميرم .والان من خودم بخاطررفتار اينها زنداني كردم .و با من چپ افتادند و خيلي دارند اذيت ميكنند ومنم نشستم الان توي بنگال .

من هم از ترسم كه نفهمند من بدون اجازه رفتم ديدن اون وقول وقرار باهم گذاشته بوديم كه حرفي نزنيم ونگيم همديگروديديم .فقط تنها كاري كه ميتونيستم بكنم خودخوري كنم  .بله اشنايان وعزيزان خودشون را ميبرند وبخاطرش كلي جنگ وتليغات ميكنند وتبديل به جنگ سياسي ميكنند وطبل ميزنند ،ولي براي ديگران كه گول خورده توي اين مرداب افتاده بوديم .نبايد اصلا انسان نگاه كرد يا دلسوزي كرد. بچه ي فرقه مجاهدين بله.نفرات يك تشكيلات بله و … اما بقيه نه .

براي انها همه چي فراهم واماده هستش فقط كافيه لب تر ميكردند همه چي ميتوانند داشته باشند و رسيدگي هم بشه .بله اين انسانيت جامعه ي بي طبقه ي توحيدي هستش كه من ديدم وديدم .خدا لعنتشون كنه كه بعدش همين تومور باعث مرگ محمد حمادي شد.

*** 

… 

سوز و گداز مریم رجوی مجاهدین خلق ایران از افشاگری جداشدگان از فرقه رجویسوز و گداز مسعود رجوی از فعال شدن اعضای جداشده در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/براستی-واژه-مزدوری-برازنده-فرقه-رج/

براستی واژه “مزدوری ” برازنده فرقه رجوی است

مالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، سوم دسامبر ۲۰۱۸:… و اما رجوی بیگانه با وطن ! تو اگر راست میگی که ایرانی هستی و دموکراتیک و هزار حرف دیگه که یک پاپاسی ارزش نداره ایرانی ها رو دور خودت جمع کن نه اینکه روز به روز اون مثلا شورای ملی که شورای رجوی هست نفراتش کم تر نشوند هرچه ادم ملی و وطن پرست هرجا می فهمند که حرف با عمل رجوی یکی نیست خودشون را از بند … 

Maryam Rajavi US lobby for terrorismUS Making Big Mistake by Relying on MKO (MEK, NCRI) Info

لینک به منبع

براستی واژه “مزدوری ” برازنده فرقه رجوی است

مالک بیت مشعل

مالک بیت مشعل

مالک بیت مشعل ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۰۲٫۱۲٫۲۰۱۸

تازگی ها فرقه رجوی توی شبکه مجازی از دیدار هیاتی از پارلمان اروپا با مریم قجر خبر داده است. تجربه فردی بنده ثابت کرده که گربه های خارجی واسه رضای خدا موش نمیگیرند.

هنوز در اردوگاه مرگ لیبرتی اسیر چنگال فرقه بودیم که مسئولین فرقه و تلویزیون رجوی خبر از ورود یک هیئت بلند مرتبه( خنده حضار البته بعد دلیل خنده را برای شما میگم ) از نفرات کنگره امریکا را دادند. آمدند و رفتند بعد گفتند که با آنها نهار خوردیم و…

بعد از چند وقت رجوی به اصطلاح نشست صوتی گذاشت و خودش به زبان خودش گفت که  آقایون تورسیلی و تدپو و… آمدند و  هزاران دلار براشون اب خورده از پول توجیبی و بهترین هتل و سایر هزینه ها. همه می گفتند آخه کی میاد شب عید واسه رضای خدا بیاد عراق. خنده حضار اونجا بود توی اون نشست که نفرات با خنده میگفتند یک قرمه سبزی خوردن آقایون چقدر خرج برداشت.

و اما رجوی بیگانه با وطن

تو اگر راست میگی که ایرانی هستی و دموکراتیک و هزار حرف دیگه که یک پاپاسی ارزش نداره ایرانی ها رو دور خودت جمع کن نه اینکه روز به روز اون مثلا شورای ملی که شورای رجوی هست نفراتش کم تر نشوند هرچه ادم ملی و وطن پرست هرجا می فهمند که حرف با عمل رجوی یکی نیست خودشون را از بند رجوی آزاد میکنند.  هرکدام هم دنیایی حرف دارند سر این مدت که گول رجوی را خورده اند.

نمیتونی به همین راحتی به همه مارک بزنی یک نگاه به عملکرد تو کامل برای هر فرد بیطرفی مشخص است که چه خبره. تو اگر ایرانی هستی که نیستی ؛ این همه ایرانی به قول معروف آدم حسابی توی خارج از کشور هستند چرا نمیتونی اینها رو دور خودت جمع کنی به جاش میری میشی دُم اجنبی افتخارت شده تعظیم کردن و پابوسی از کسانی که حتی توی کشور خودشون هم اسم و آوازه خوبی ندارند.

هیچ مشکلی نیست. تو بچسب به همین خارجی ها شاید یک جزیره‌ای واست پیدا کنند که بری اونجا حکومت کنی به همین تعداد گول خورده که برات باقی مونده است.
ولی رسیدن به ایران و سوار گرده مردم شدن و سلطنت کردن رو بگور میبری و این غلط کاری اضافی هست واست و خیلی زیادیه

تو فقط فارسی بلدی صحبت کنی این دلیل بر ایرانی بودن نیست ایرانی واقعی وطن پرست کسی هست که سینه خودش رو سپر میکنه جلوی کسی که بخواهد به وطنش دست درازی کند ولی تنها هنر تو و شوهرت اینه که خون همین ایرانی های وطن پرست رو ریخته اید آن هم شانه به شانه نیروهای عراقی و هزاران هزار وطن فروشی دیگر
پس بچسب به دم همین خارجی ها، براستی واژه “مزدوری ” برازنده فرقه رجوی است.

*** 

American_Support_For_Terrorist_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_BackfiredMembers of anti-Iran terrorist group MKO along with its guests from the US and its regional allies in its annual gathering in Paris

همچنین
http://iran-interlink.org/wordpressfa/خاطرات-مالک-بیت-مشعل-واقعا-مغز-شویی/

خاطرات مالک بیت مشعل : واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟ قسمت سوم

مالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۸:… واقیعت این است که من وقتی در داخل سازمان می شنیدم که می گویند در سازمان مجاهدین افراد ” مغزشویی ” می شوند ، خنده ام می گرفت و از خودم می پرسیدم مغزشویی چیست؟ آیا یک دستگاهی هست که آدم را با آن مغزشویی می کنند یا اشعه ای هست و خلاصه … 

شستشوی مغزی در سازمان مجاهدین خلقCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

لینک به منبع

خاطرات مالک بیت مشعل : واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟ قسمت سوم

مالک بیت مشعل ـ تنظیم و ویرایش از تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۸٫۱۱٫۲۰۱۸ 

در قسمت قبل توضیح داده بودم که سازمان مجاهدین در واقع ما را در تشکیلات سازمان به خبرچین و جاسوس یکدیگر تبدیل کرده بودند که باید در طول روز و شب دنبال موضوعی برای خبرچینی و جاسوسی از دوست و همرزم خودمان می گشتیم تا روز بعد در نشست مغزشویی مطلبی برای بیان جلوی مسئول نشست میداشتیم. نکته دیگر را که در ادامه می خواهم به آن بپردازم این است که واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟

واقیعت این است که من وقتی در داخل سازمان می شنیدم که می گویند در سازمان مجاهدین افراد ” مغزشویی ” می شوند ، خنده ام می گرفت و از خودم می پرسیدم مغزشویی چیست؟ آیا یک دستگاهی هست که آدم را با آن مغزشویی می کنند یا اشعه ای هست و خلاصه به آن می خندیدم  درحالیکه واقعا خودم مغزشویی شده بودم و  متوجه نبودم و چنین افرادی را که از مغزشویی در سازمان مجاهدین می گفتند و می نوشتند به تمسخر می گرفتم و می گفتم این حرف های قلمبه سلمبه چی هست می زنند، مغزشویی یعنی چی؟ مگه میشه انسان را مغزشویی کنند؟

اما بعد ها به مرور و تا عمق استخوان متوجه شدم این  حرف واقعی هست و در فرقه مجاهدین ” مغزشویی” وجود دارد. باورکنید  که تازه فهمیدم که معنی مغز شویی چی هست و  با انسان چه می کند و چگونه  احمق های بی مروت با روح و روان و مغز آدم ها در تشکیلات فرقه بازی می کنند . بنابراین  از مغزشویی صحبت می کنم ، چرا که این بلا بر سر خودم آمده است ، چرا که وقتی فرد وارد تشکیلات سازمان می شود در همان ابتدا او را از سایر نفرات جداسازی می کنند و بعد از مدتی تنهایی و دیدن و گوش کردن نوارهای سخنرانی های مسعود رجوی و مریم رجوی  تحویل مسئولینی می دهند که کارشان همین است که هم جسم فرد را با کارپوشال بی جان و هم روح و مغز آنها را در نشست های تفتیش عقیده با اسم های رجوی ساخته ” دیگ ” ، ” عملیات جاری ”  و ” حوض ” خسته و بی اراده کنند.

همانطور که در دو قسمت قبلی اشاره کردم من از کسانی بودم که از گذشته آشنایی با سازمان مجاهدین خلق نداشتم و فقط شنیده بودم که صدام حسین یک شبکه تلویزیونی فارسی بازکرده  است و فرقه مجاهدین هم در آن برنامه و ترانه می گذارند. درهمین حد ، و اصلا باسیاست هیچ رابطه ای نداشتم واصلا نمی دانستم سیاست یعنی چی . اتفاقا وقتی وقتی اینها می فهمیدند که ما تعدادی هستیم که اصلا آشنایی با فرقه و تاریخچه اش و رهبران گذشته و فعلی اش نداریم ، بهتر می توانستند در مسیر مغزشویی با دروغ و نیرنگ ما را فریب بدهند و به همین دلیل مسولین ویژه تشکیلاتی ایدولوژیکی برای من و افراد مشابه می گذاشتند.
من خودم وقتی که به پاکستان رسیدم  به مقر انها رفتم، چرا که مسئول پیک مجاهدین به من گفته بود که راه حلی برای رفتن من به اروپا دارد. او گفته بود  که سازمان مجاهدین من را به صورت قانونی از  پاکستان به عراق می برند و بعد از سه ماه بگویم که می خواهم به فرانسه بروم و آنجا هوادار شما باشم و آنها تو را به اروپا می فرستند ، خیلی سریع و قانونی و نه اینکه قاچاقی باشد و به این ترتیب راحت به اروپا می روی . من هم در این حال و هوا بودم که از ایرانشهر به پاکستان رفتم . در مقر سازمان فرشته شجاع از عراق با من تماس گرفت و با من صحبت کرد و وقتی دید من ازفرقه هیچی نمی دانم از همان پاکستان روند مغزشویی را آغاز کردند . فرشته شجاع به مسئول مقری که من بودم گفته بود که برای من  ویدئوهای مخصوص که سخنرانی های مسعود رجوی و مریم رجوی هم جزلاینفک آن بود گذاشتند و  تا روزی که از پاکستان حرکت کردم ،این فیلمها هر روز گذاشته میشد. این فیلم ها و ویدئوها بیشتر از اینکه با فکر و اندیشه انسان سرکار داشته باشد روی احساس و شور فرد سوار می شدند ، ان چنان که فرد بیشتر درگیر احساسات می شد تا تفکر و  اندیشه . از نشست های سیاسی خبری نبود .

یادم هست برای اولین بار نشست با دوملعون، یعنی مسعود رجوی و مریم رجوی ، را گذاشته بودند ، از چند روز قبل می گفتند که نوار ویدئویی مهمی را برای شما می خواهیم بگذاریم و فرد را در حال انتظار کنجکاو به اینکه آن نوار ویدئویی چه خواهد بود می کردند. بعد در پله بعدی  چنان شب و روز از این نشست مسعود رجوی  و مریم رجوی تعریف می کردند که حد و حساب نداشت که یبله مسعود رجوی و مریم رجوی بهترین رهبران دنیا هستند و در توجیه اینکه چرا در عراق هستند پاسخ می دادند به خاطر اینکه رهبر تاریخی مجاهدین یعنی امام علی علیه السلام  در عراق هست.

ادامه دارد

*** 

همچنین: