مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارندبخشعلی علیزاده، انجمن فراق، هجدهم اوت 2020:… زوقایع این چند روز اخیر را با هم مروری بکنیم تا مقداری به عمق آنها پی ببریم. موضوعات اخیر: اول در رابطه با شکست خفت بار آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد. دوم در رابطه توطئه های فرقه رجوی جهت اخراج آقای احسان بیدی از آلبانی.  در هر دو مورد قبلا مختصر صحبت کردیم و مطلب منتشر کردیم ولی قضیه آنقدر مهم است که نمی شود با یک مطلب از روی آن پرید و عبور نمود. آیا این تناقض نیست که یک جریانی مانند فرقه رجوی به خاطر عدم پذیرش انتقاداتی که یک فرد به سیستم آنها دارد، در صدد انتقام گیری و اخراج و حذف فیزیکی منتقد خود باشد؟ آیا این برای افکار عمومی قابل پذیرش است؟ آیا هیچ عقل سلیمی این را می پذیرد که منتقد خود را به هر قمیتی حذف نمائید؟ اگر شما مدعی دمکراسی و آزادی مردم هستید نباید که اینها را در تبلیغات و کردار و رفتارتان به صورت مادی و عملی نشان بدهید؟ مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند 

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارندچرا مریم رجوی به محاق رفته است؟ تاثیر آزادی احسان بیدی بر روابط دولت آلبانی با مجاهدین خلق

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

1- جریانی که مدعی حکومت است ظرفیت یک منتقد را ندارد

بخشعلی علیزاده

آقای بخشعلی علیزاده

وقایع این چند روز اخیر را با هم مروری بکنیم تا مقداری به عمق آنها پی ببریم. موضوعات اخیر:

اول در رابطه با شکست خفت بار آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد.

دوم در رابطه توطئه های فرقه رجوی جهت اخراج آقای احسان بیدی از آلبانی.

 در هر دو مورد قبلا مختصر صحبت کردیم و مطلب منتشر کردیم ولی قضیه آنقدر مهم است که نمی شود با یک مطلب از روی آن پرید و عبور نمود.

شکست خفت بار آمریکا در شورای ملل متحد بر سر ادامه تحریم های سازمان ملل به خاطر ممانعت از فروش تسلیحات ایران یک کیفیت بود که از آن عبور کردیم. شکستی که کمتر کسی آن را باور می کرد. تنها یکه تاز جهان معاصر در مقابل عزم و اراده ملتی شکست و فرو ریخت. بی تردید ترامپ می خواست در روزهای آخر حضورش در کاخ سفید این موضوع را تبدیل به یکی از دستاوردهای بین المللی خود قلمداد نماید ولی همه نقشه های او نقش بر آب شد و توطئه های او و سایر همراهانش تبدیل به شکست گردید.

سازمان مجاهدین خلق، منفورترین در طول تاریخ ایران

فکر می کردند که با بیرون کردن برایان هوک از کاخ سفید یک گام محکم در راستای حرکات ضد ایرانی خود برداشته اند ولی برعکس تصوراتشان دیدیم که همه نقشه ها و توطئه ها بر سر خودشان آوار شد.

اما در رابطه با توطئه فرقه رجوی جهت اخراج آقای احسان بیدی  از کشور آلبانی نیز شاهد بودیم که چگونه فرقه رجوی با تمام ایادی و مزدوران خارجی اش نتوانست ایشان را از حقوق حقه خودش محروم کرده و از خاک آلبانی اخراجش نماید.

نتیجه گیری: ابر قدرت ملتی است که در مقابل زورگویی و باج خواهی یک دولت دیگر ایستادگی می کند و وا نمی دهد. ابر قدرت ملتی است که تمام سختی های روزگار را به جان می خرد و نشان می دهد که هیچ کس در این جهان نمی تواند عزم و اراده ملتی را در هم بشکند، الا اینکه آن ملت خودشان بخواهند در بدبختی و ذلت زندگی کنند. این تجربه بالایی بود برای سایر ملت های جهان. این خبر خوب و خوشی بود برای مظلومین و محرومین جهان به ویژه ملت های مسلمان که  همیشه زیر ضرب ابرقدرت های جهان استثمار و استعمار می گردند.

اما آن روی سکه  فرقه نفاق بود که در تمام تبلیغات روزانه خود تلاش می کند  نشان بدهد جمهوری اسلامی ایران از آنها واهمه داشته و می ترسد.

در موضوع اخراج احسان بیدی، شاهد بودیم که چگونه به خاطر اخراج یک نفر، فقط یک نفر منتقد، چگونه به دریوزگی افتاده بودند. چقدر دلارهای آمریکایی برای این توطئه شان خرج کردند ولی به خواست خدا این توطئه پیش نرفت و رو سیاه شدند، خار و ذلیل گشتند و مثل بوزینه به این طرف و آنطرف می دویدند.

بازگشت آقای بیدی به آلبانی، شکست خفتبار برای فرقه رجوی

آیا این تناقض نیست که یک جریانی مانند فرقه رجوی به خاطر عدم پذیرش انتقاداتی که یک فرد به سیستم آنها دارد، در صدد انتقام گیری و اخراج و حذف فیزیکی منتقد خود باشد؟ آیا این برای افکار عمومی قابل پذیرش است؟ آیا هیچ عقل سلیمی این را می پذیرد که منتقد خود را به هر قمیتی حذف نمائید؟ اگر شما مدعی دمکراسی و آزادی مردم هستید نباید که اینها را در تبلیغات و کردار و رفتارتان به صورت مادی و عملی نشان بدهید؟

در کدام مناسبات و رفتارتان توانستید ثابت نمائید؟ شما واقعا طرف دار دمکراسی و جمهوری خواه هستید؟ در کدام یک از عملکردهای شما این طرز تفکر وجود دارد که ما بتوانیم به آن استناد کنیم؟

جواب: در هیچ کدام از رفتارها و گفتارها و مناسبات شما کوچکترین نشانی از دمکراسی و جمهوریت هویدا نیست، اندازه یک اپسیلون قابل اثبات نیست. واکنش هیستریک فرقه رجوی در این رابطه بیانگر عمق دجالی گری و جنایت های آنان در رابطه با ملت ایران است.

این جنگ ادامه دارد و ما برای روشن شدن افکار عمومی و برملا شدن حقایق تلاش های خودمان را انجام خواهیم داد، بی وقفه و بدون خستگی.

یادداشت از: بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

احسان بیدی مریم رجوی را سر جایش نشاند

لینک به منبع

2- سیاست یک بام و دو هوای دولت آلبانی / جداشده ها خاری در چشم و سند ورشکستگی فرقه رجوی هستند

پیروزی اعضای نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی و بازگشت احسان بیدی به تیرانا، نشان از توان، قدرت و اراده آنها برای روشنگری هر چه بیشتر علیه رجوی و فرقه مافیایی مجاهدین خلق می باشد. شاید درس عبرتی هم باشد برای آن بخش از باند فاسد در درون دولت آلبانی که برای گرفتن پول خون  تلاش می کنند که ضربه گیر خیانت ها و جنایت ها و توطئه های فرقه رجوی باشند.

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، دراینکه فرقه رجوی برعلیه جداشدگان از این فرقه توطئه می کند شکی نیست و خودشان هم به این اذعان دارند ولی نعل وارونه زده و با تهمت و افترا و نسبت دادن نفرات به جاهای موهوم ذهنی و جاهایی که از آنها وحشت دارند تلاش می کنند که این کار ضد انسانی خودشان را توجیه کنند.

پر واضح است که وجود این جدا شدگان به دلایل مختلف خاری در چشم این فرقه ضد ملی است. اولین دلیل اینکه هرکدام از این جدا شدگان سند ورشکستگی خط و خطوط این فرقه هستند و در طی زمان بر جدا شده ها مسلم شده که این فرقه هیچ اعتقادی به ملت ایران نداشته و همه اعمالش برخلاف مصالح ملت و کارش مزدوری بیگانکان است.

دوم اینکه این جدا شدگان شاهدان عینی پوچ بودن ادعاها و مخصوصا بزرگترین دروع آنان یعنی انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک است و وجودشان در اروپا به خصوص تیرانا مردم را نسبت به ماهیت پلید این فرقه هر روز بیشتر آگاه می کند و مشتشان را وامی کند و دلایل دیگر و بی شمار که این فرقه چشم دیدن این جداشدگان را ندارد و نمی خواهد کسی از آنان در آلبانی بماند.

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

اگر چه این فرقه دوست ندارد هیچ کس حتی آنهایی که هنوز از این فرقه مستمری می گیرند در اینجا بماند اما اگرکسی چیزی نگوید و سکوت کند فرق می کند ولی کسی که حرف می زند خب بحث دیگری است.

حالا که فرقه دنبال توطئه و پرونده سازی برای این جداشدگان است در این راستا سال گذشته با کمک بخش فاسد دستگاه امنیتی این کشور بر علیه یکی از این جداشدگان به نام احسان بیدی، توطئه ای سرهم کرد و او را به زندان انداختند.

احسان بیدی قربانی دسیسه های مجاهدین خلق و رژیم فاسد آلبانی

اما نکته مهم اینکه بعد از یکسال که دیگر نمی توانستند بیش از این او را نگه دارد و طبق قانون خودشان باید او را آزاد می کردند. به نوشته سایت ایران آزادی، از چند روز پیش فرقه خیانتکار رجوی به کمک لابی آمریکاییش، دولت آلبانی را تحت فشار گذاشته بود که او باید از این کشور اخراج شود. طرح نماینده سفارت آمریکا به همراه فرقه این بود و به دولت آلبانی گفته شده بود که او را سوار یک هواپیما کرده و به استانبول بفرستند و آنجا ولش کنند که نتواند برگردد و اگر هم برگشت تحت عنوان ورود غیر قانونی می شود او را گرفت و با او به شدت برخوردکرد. اما وقتی سفارت ترکیه از طریق افراد شریف آلبانیایی آگاه شد این کار را نپذیرفت و آنها طرح وحشیانه و ضدبشری دیگری به اجرا در آوردند.

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

صبح روزی که همه منتظر آزاد شدن احسان بودند (پنجشنبه ۲۳ مرداد مصادف با ۱۳ اوت) پلیس به او گفته بود که آماده باش که می خواهیم تو را آزاد کنیم! وقتی که خواسته بودند که او را سوار کنند او اصرار کرده بود که دوستان من می آیند و باید وسایلم را هم آماده کنم که ببرم. وقتی که پلیس فهمیده بود گفته بود قبول وسایل را بیاور ولی ما تو را به اداره مرزبانی می بریم و بعد آنجا آزاد می کنیم و باید الان با ما بیایی! بعد از حرکت دو اکیپ شده بودند و اکیپی برای رد گم کنی از جاده اصلی حرکت کرده بود و اکیپ اصلی که احسان را همراه خود داشت از یک جاده فرعی و نامعقول که تقریبا صعب العبور است احسان را برده بود، اما نه به جایی که گفته بودند بلکه به سمت مرز یونان و از مسیرهای فرعی. در آنجا او را از مرز عبور داده و بعد از طی چند کیلومتر او را رها کرده بودند. دوستان آلبانیایی سریعا به سفارت یونان اطلاع دادند و سفارت یونان گفته بود که این کار غیر قانونی است و ما قبول نخواهیم کرد.

تبانی علیه احسان بیدی . دولت آلبانی و فرقه رجوی

احسان بیدی خود را به منطقه بین مرزی رسانده و چندین ساعت آن منطقه بود. در آنجا از طرف افرادی که از جنگل های آنجا بیرون آمدند مورد حمله قرار گرفت و وسایل او غارت شد. البته احسان به آنها گفته بود هر چه می خواهید ببرید و مهم اینکه به خود احسان آسیبی نرسید. بعد از چند ساعت که پلیس یونان حرکاتی را شروع و پلیس آلبانی هم فهمیده بود تعدادی خبرنگار در راه هستند که از صحنه گزارش تهیه کنند، با مرکز تماس گرفتند که به آنها گفته شده بود او را برگردانید و به او بگویید که اشتباه شده است. فردای آن روز او را به تیرانا برگردانده و آزاد کردند.

یکبار دیگر توطئه  فرقه رجوی در رابطه با اعضای جداشده از فرقه رجوی در آلبانی نقش بر آب  شد و این بار هم تیرش به سنگ خورد و بور و کور سرجایش نشست.

انتهای پیام / فراق

لینک به منبع

مجاهدین خلق مدعی حکومت ظرفیت یک منتقد را ندارند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/به-بهانه-درگذشت-مرجان-،-شهلا-صافی-ضمیر/

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر ، خواننده ای که مسیر درست را انتخاب نکرد

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیربخشعلی علیزاده، انجمن فراق، اردبیل، دوازدهم ژوئن 2020:… اینگونه نبود که همگان فریب این فرقه را بخورند، برخی هم بودند که به سرعت مسیر پیموده شده را تصحیح نمودند و بعد از پیوستن به فرقه رجوی از فرقه جدا شده و به مسیر درست زندگی خود رفتند، مانند «الهه» که روزگاری برای خودش یکی از سرشناس ترین خواننده های ایرانی بود. وی بعد از جدا شدن از فرقه رجوی در یک گفت وگو از علت جدا شدنش از فرقه رجوی و گروهش چنین گفته بود: «برای مجاهدین هنر هم مثل هر چیز دیگری است. اگر بتوانند از آن سوءاستفاده کنند، دریغ نخواهند کرد. غیر از این برایشان معنی دیگری ندارد. آنها هر کس و هر چیز را در راه اهدافشان مورد سوءاستفاده قرار می دهند و این می تواند مردم باشند یا هنر. آنها همان طور که مردم را به راحتی از بین می برند هنر را هم نابود می کنند و البته هنرمند را هم به همراه آنها» . به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر

دروغ گویی در ذات فرقه رجوی استیادی از مرضیه بانوی بزرگ ترانه وآواز ایران که درغربت _ تنهایی وزندان فرقه تروریستی رجوی جان باخت

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر ، خواننده ای که مسیر درست را انتخاب نکرد

به بهانه درگذشت «مرجان» خواننده ای که مسیر درست را انتخاب نکرد جایگاه هنرمندان در فرقه رجوی فقط برای سوءاستفاده است

هفته قبل یکی از اخبارهای مورد توجه افکار عمومی، درگذشت «مرجان» خواننده قبل از انقلاب ایران بود.

وی در اوایل هفتاد سالگی در بیمارستانی در آمریکا به خاطر مشکل قلبی درگذشت. در طول چهار دهه بعد از سرنگونی نظام شاهنشاهی شاهد آن بودیم برخی از خواننده های قبل از انقلاب که به نوعی منافع خود را در تائید و همراهی با فرقه تروریستی و منفور رجوی می دیدند بعد از مدتی در کنار آنان قرار گرفته و شروع به فعالیت های ضد نظام نمودند.

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر

برای نمونه منوچهر سخایی، عماد رام و مرضیه و در نهایت هم «مرجان» و تعدادی چهره های ورزشی و غیره!

اما اینگونه نبود که همگان فریب این فرقه را بخورند، برخی هم بودند که به سرعت مسیر پیموده شده را تصحیح نمودند و بعد از پیوستن به فرقه رجوی از فرقه جدا شده و به مسیر درست زندگی خود رفتند، مانند «الهه» که روزگاری برای خودش یکی از سرشناس ترین خواننده های ایرانی بود. وی بعد از جدا شدن از فرقه رجوی در یک گفت وگو از علت جدا شدنش از فرقه رجوی و گروهش چنین گفته بود: «برای مجاهدین هنر هم مثل هر چیز دیگری است. اگر بتوانند از آن سوءاستفاده کنند، دریغ نخواهند کرد. غیر از این برایشان معنی دیگری ندارد. آنها هر کس و هر چیز را در راه اهدافشان مورد سوءاستفاده قرار می دهند و این می تواند مردم باشند یا هنر. آنها همان طور که مردم را به راحتی از بین می برند هنر را هم نابود می کنند و البته هنرمند را هم به همراه آنها»

ببینید که «الهه» در کوتاه ترین عبارت حاصل تجارب خود را به چه زیبایی بیان نمود. دقیقا دست گذاشته بودند روی اصل قضیه؛ اصل قضیه چه بود؟ اصل قضیه این بود که دیدگاه فرقه رجوی نسبت به هنر و هنرمند چگونه است؟

پاسخ به این سوال کلیدی و حساس باعث تغییر مسیر این هنرمند شده بود، او در مدت خیلی کوتاه متوجه شده بود که تبدیل به یک ابزاری شده است در دستان فرقه رجوی. فرقه در حال سوءاستفاده از نام این هنرمند بود که وی متوجه شد و مانع ادامه این رذالت فرقه رجوی گردید. بعدها هم که برگشت به کشورش و در پایان زندگیش با آرامش تمام سر بر بالین گذاشت و جان به جانان سپرد. اما «مرجان» چه؟ مرضیه چه؟ سخایی چه؟ عماد رام چه؟ و …

متاسفانه این افراد تحت تاثیر شعارهای پوچ و تو خالی فرقه رجوی قرار گرفته بودند و گول آنان را می خوردند. من و سایرین رهایافتگان هم گول و فریب شعارهای فرقه را خورده بودیم که عمرمان را تباه کردیم و تا بفهمیم چه شد عمرمان گذشت. اما مهمتر این بود که بلافاصله بعد از متوجه شدن این مسیر اشتباه سریع به خودمان آمدیم و مسیر زندگی خودمان را خودمان انتخاب کردیم.

اما «مرجان» مسیرش را تصحیح نکرد. از اینکه او رفت و در آمریکا مستقر شد معلوم بود که تمایل ندارد در کنار و نزدیک فرقه رجوی باشد ولی در سالگردهایی مانند ۳۰ خرداد، ۱۷ ژوئن، ۳ ژوئیه، ۱۵ شهریور و ۳۰ مهر برای فرقه رجوی برنامه اجرا کرد. هر چند برنامه هایش عمدتا در حد اجرای یک ترانه بود و سریع صحنه را خالی می کرد ولی فرقه رجوی از همین حضور چند دقیقه ای سوءاستفاده کرده و به اهداف خودش نزدیک می شد. دقیقا همان مفهومی که الهه در گفته هایش مطرح کرده بود (سوءاستفاده).

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر

امیدوارم که سایرهنرمندان کشورمان با دید باز و تفکری روشن به آینده خود نگاه کنند و بدانند که می شود با یک حرکت غلط، تلاش های شبانه روزی خودشان را ضایع نمایند و هدر دهند.

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر 

یادداشت از: بخشعلی علیزاده

لینک به منبع

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر ، خواننده ای که مسیر درست را انتخاب نکرد

***

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جسد-مسعود-رجوی-کجاست-؟-چالش-فرقه-در-درون/

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرونبخشعلی علیزاده، انجمن فراق، بیست و چهارم فوریه 2020:… خبرنگار دیدارش را به دیدار یک خبرنگار دیگر در سال  2003 در عراق و در کمپ موسوم به «اشرف» ارجاع داده است. وی قصد داشت مصاحبه هایی را با افراد مورد دلخواه خودش انجام بدهد  ولی در آن دوره (در مقطع ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵) به کسانی که  اسم آورده  برای مصاحبه خصوصی با خبرنگار را اجازه دیدار نداده بودند. وی معتقد است فرقه رجوی می خواست  با این دیدار آن خاطره بد را از سابقه خود شسته و یک چهره کاریزما از خودش نشان بدهد، لذا چند عضو را آماده کرده بودند که به طور خصوصی با خبرنگار دیدار و گفتگو نماید. اما خنده دارترین موضوع  و در واقع مهم ترین سوالی که در این دیدار می شود این بوده که: «مسعود رجوی کجا زندگی می کند؟» آیا او زنده است یا نه (یعنی به درک واصل شده است؟) . جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون 

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرونادی راما نخست وزیر آلبانی: میهمانداری از مجاهدین خلق حرکتی حقوق بشری بود ولی اکنون به معضلی امنیتی تبدیل شده است

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون

سئوال خبرنگار «نیویورک تایمز» فرقه رجوی را به چالش کشید«مسعود رجوی» کجا زندگی می کند؟ / خبرنگاری که تمام رشته های فرقه رجوی را پنبه کرد

همانگونه که مطلع هستید خبرنگار نیویورک تایمز (پاتریک کینگ سلی) بعد از مدت ها پیگیری و سماجت برای ورود به کمپ اشرف ۳ که دست کمی از زندان گوانتانامو ندارد توانست وارد کمپ شود و دیدار دو ساعته ای طی دو روز متوالی داشته باشد.

جالب اینجاست که این خبرنگار دیدارش را به دیدار یک خبرنگار دیگر در سال  2003 در عراق و در کمپ موسوم به «اشرف» ارجاع داده است. وی قصد داشت مصاحبه هایی را با افراد مورد دلخواه خودش انجام بدهد  ولی در آن دوره (در مقطع ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵) به کسانی که  اسم آورده  برای مصاحبه خصوصی با خبرنگار را اجازه دیدار نداده بودند. وی معتقد است فرقه رجوی می خواست  با این دیدار آن خاطره بد را از سابقه خود شسته و یک چهره کاریزما از خودش نشان بدهد، لذا چند عضو را آماده کرده بودند که به طور خصوصی با خبرنگار دیدار و گفتگو نماید.

اما خنده دارترین موضوع  و در واقع مهم ترین سوالی که در این دیدار می شود این بوده که:

«مسعود رجوی کجا زندگی می کند؟» آیا او زنده است یا نه (یعنی به درک واصل شده است؟)

 

از طرف سوال شوندگان، سکوت و سکوت و باز هم سکوت! فقط به خبرنگار گفته می شود که نمی توانیم در این مورد صحبت بکنیم.

برای خبرنگار قابل هضم نیست، البته برایش جالب است کسی که مدعی رهبری یک جنبشی دارد برای سالیان متمادی از ترس جانش از نظرها پنهان شده و آن وقت می خواهد نقش رهبری کننده یک جنبش را ایفا نماید.

در گزارش خبرنگار نیویورک تایمز آمده است: دو حامی آمریکایی این فرقه یعنی رودی جولیانی و جان بولتون با گرفتن ده ها هزار دلار سخنرانی های چند دقیقه ای برای تجمعات فرقه رجوی در آمریکا و اروپا انجام داده اند. دقت بفرمائید، ده ها هزار دلار.

این موضوع را یکی از معروف ترین خبرنگارهای جهان در حال گفتن است که بسیار حائز اهمیت است. حرف هایش بی دلیل و بی مدرک نیست تا اعتبار روزنامه اش زیر سوال برود و اتفاقا هیچگاه هم از طرف فرقه رجوی این موضوع تکذیب و یا تائید نشده است ولی اگر که دروغ بود تا الان صد بار اصلاعیه شورای ملی مقاومتشان گوش فلک را کر کرده بود.

اما در هر مقطعی عناصر و سران فرقه رجوی به شکل مسخره آمیزی  مدعی شده اند که این افراد معروف سیاسی  که برای فرقه رجوی می آیند و سخنرانی های بعضا آتشین می کنند از حامیان رجوی و راه و آرمان تروریستی اش می باشند.

در حالی که اگر یک بار و فقط یک بار پول این افراد داده نشود امکان ندارد که آنان به نفع فرقه رجوی کلامی بگویند چه برسد که حمایت کرده و بخواهند در اثبات آنان قدمی بردارند.

یک جای دیگر از گزارش این خبرنگار مربوط می شود به سوت و کور بودن محلی زندگی افراد فرقه که به شدت خلوت و خالی از سکنه برایش تداعی شده است. وی می گوید که در طی دو دیدار متوالی از این کمپ کمتر از دویست نفر را دیده است در حالی که عناصر فرقه مدعی بوده اند که تعدادی بالغ بر ۲۵۰۰ نفر در این کمپ زندگی می کنند.

خب جناب خبرنگار نمی شود که پوشک پوشان را جلوی دوربین آورد و جلوی انظار جهانیان گذاشت، این را به چه زبانی باید به شما گفت؟

اما جالب اینجاست که طبق گفته خبرنگار نیویورک تایمز، فرقه رجوی چند تن از افسران سابق ارتش آمریکا را که در عراق سابقا با عناصر فرقه حشر و نشر داشتند و ظاهر قضیه هواخواه این فرقه بوده اند خواستار مصاحبه با این خبرنگار در آمریکا شده اند.

طبق معمول دلارها به حساب بانکی آن افراد سرازیر شده بود  ولی خبرنگار از دیدار با آنها سر باز زده و خواسته بود با افسری  که خودش تشخیص می داد صحبت کند ، لذا رفته سراغ فردی به نام «کاپیتان متیو وودساید»  یکی از افسران سابق نیروی دریایی آمریکا که در بین سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ ناظر بر نیروهای آمریکایی مستقر در کمپ اشرف بوده است. این سروان سابق نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به خبرنگار می گوید: « در زمانی که من در کمپ اشرف حضور داشتم سران، بعد از چندین ساعت و یا چند روز اجازه دیدار خانوادگی به افرادش را می دادند که از جاهای مختلف به عراق می آمدند و می خواستند که با عزیزانشان دیدار کنند اما با تاخیرهای بسیار زیاد و سنگین اجازه صادر می شد، همین افسر سابق نیروی دریایی آمریکا می گوید: شرایط طوری بود که افراد فرار می کردند، شرایط به خصوص برای زنان بسیار سخت تر بود و او شاهد فرار دو تن از زنانی بوده که در آن زمان از این کمپ جهنمی فرار کرده بودند. کاپیتان وودساید، در بیان بسیار جالبی که نشان دهنده حقیقت محض این فرقه تروریستی و آدم کش و جنایتکار است ، اینگونه بیان می کند: «من آن سازمان را کاملا سرکوبگر می دانم ، من متعجب هستم که آنها در آلبانی حضور دارند.»

بله خوانندگان محترم سایت فراق ، همانگونه که می بینید خبرنگار معروف نیویورک تایمز یک لگد محکمی به فرقه تروریستی رجوی زده و آنان را از بالای آبشار به پائین پرتاب کرده است.

اما عزیزان خواننده  خدمت شما به صورت بسیار فشرده از داخل این فرقه جهنمی بگویم زمانی که خبرنگار و یا مثلا یک چهره نسبتا سرشناس قرار است از مقر آنان دیدار و احیانا مصاحبه ای انجام دهد؛ چون این چیزها برنامه ریزی شده هستند، بنابراین آماده سازی های زیاد و بعضا سنگینی دارند. از تمیز و مرتب کردن محل های احتمالی دیدارها گرفته تا اینکه  تعدادی را مشخص می کنند که آماده صحبت و مصاحبه  باشند به ویژه افرادی که از آمریکا آمده و یا در آمریکا خانواده و یا فامیل درجه یک دارند ، و تعدادی مکان های دیگر مثل از اروپا آمده ها که همگی جهت نمایش و خیمه شب بازی است تا  نشان بدهند خیلی مدره بوده و انسان های متمدن و به روزی می باشند.

اگر واقعا کسی مثل این خبرنگار بدون هیچ مسئله ای و بدون هیچ جانبداری و بدون هیچ خصومت و هیچ نشانی از عداوت و کینه  وارد کمپ فرقه رجوی گردد، در همان قدم های اول به واقعیت اصلی و اساسی فرقه رجوی پی می برد و آن اینکه مقر و مکانی که واردش شده  بیشتر شبیه زندان و اسارتگاه پیچیده است و کسانی که در درون این مکان زندگی می کنند بیشتر شبیه به اسرای جنگی هستند تا تعدادی که ظاهرا دنبال اهداف صلح طلبانه باشند.

در خاتمه باید عرض کنم طبق تجربه چندین ساله ای که در مناسبات فرقه داشته ام و از نزدیک مشاهده کرده ام معمولا اینگونه مصاحبه ها و دیدارهای خبرنگاران از مراکز استقرار فرقه رجوی از نتیجه خوب و خوشی برخوردار نمی شود ، لذا اصلا واردش نمی شوند و استقبالی هم از حضور خبرنگاران نمی شود مگر افرادی مثل این خبرنگار که سماجت نمایند و بخواهند دیدار از داخل کمپ داشته و با افراد حاضر در کمپ صحبت های خصوصی انجام بدهند. یعنی در یک کلام این گونه خبرنگاران دردسرهای بزرگی هستند برای این فرقه منحوس و تروریستی.

یکی از اقدام های جالب این خبرنگار دیدار با افراد جداشده از فرقه رجوی بود که در آلبانی مستقر هستند و زندگی سختی را می گذرانند. افراد جداشده برای این خبرنگار روشنگری های بسیار جالبی کرده بودند که خبرنگار نیویورک تایمز نتوانسته بود از کنار آنان بی خیال عبور نماید و در گزارشش به آنان نپردازد.

کاری که این خبرنگار طی دیدارش از کمپ نگهداری اسرای ایرانی در آلبانی  کرد این بود که تمام رشته های فرقه رجوی را پنبه کرده  و آنان را در این مقطع مهم زمانی مفتضح نمود. زیرا رجوی و عناصرش در این مقطع مهم نیاز مبرم به نشان دادن چهره ای مثبت از خود داشتند  که به جامعه آلبانی در قدم نخست و سپس در جامعه اروپا و بعد در آمریکا نشان بدهند که بسیار چهره متمدنانه ای داشته و از حقوق بشر به شدت حمایت و پشتیبانی می نمایند اما ناگهان با دیدار و گزارش این خبرنگار نقشه های پلید آنان نقش بر آب شده و چهره ضد بشری آنان برملا می گردد.

خطاب به سران ضد بشری سازمان مجاهدین خلق می گویم اگر حقوق بشر خوب است و لازم وضروری، چرا مانع از دیدار خانواده ها با فرزندانشان می شوید؟ مگر این کمتری و پایه ای ترین حقوق شهروندی یک انسان در جامعه جهانی نیست؟ از چه چیز واهمه دارید که مانع از دیدار پدر و مادرهای پیر می شوید؟ یعنی اینقدر بزدل و ترسو هستید که جرات نگاه کردن به صورت مادران و پدران پشت شکسته را ندارید؟ تحمل دیدار مادر و فرزندش را ندارید؟

گزارش از: بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

جسد مسعود رجوی کجاست ؟ چالش فرقه در درون و بیرون

به بهانه درگذشت مرجان ، شهلا صافی ضمیر 

لینک به منبع

***

Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO Bakhshali Alizadeh : Memories with Mujahidin Khalq Organisation MKO

شعارهای مضحک رجوی در نیویورکمجاهدین خلق و مریم رجوی از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)ا

همچنین: