مجاهدین و سابقه حمایت از جنایت کاران

مجاهدین و سابقه حمایت از جنایت کاران

کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم ژانویه 2015:… از سال 1372 به بعد، در سازمان مجاهدین، شاهد گسترش ورود افراد معتاد و قاتل و حتی افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت بودیم. یکی از همین حمایت ها که در درون سازمان مجاهدین با واکنش بسیار شدیدی روبرو شد، حمایت مجاهدین از چند جنایتکار بود. دقیقا بخاطر ندارم در چه سالی بود، ولی فکر کنم سال 1387 بود. در شهر خرمآباد 3 یا 4 نفر را که متهم به تجاوز و قتل …

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

مریم رجوی و سخنرانان اجاره ایگرد همآیی بزرگ ایرانیان؟ کدام ایرانیان؟
(Screen shot from Rajavi cult website, The Grand Gathering of Iranians? Where are they?)

لینک به منبع

مجاهدین و سابقه حمایت از جنایت کاران

در یک مطلب افشاگرانه خواندم که مجاهدی در سایت رسمی خودشان، درگیری بین سارقین مسلح بانک با نیروهای انتظامی را درگیری مسلحانه انقلابی خوانده اند و با خوشحالی آن را پخش کرده اند.

لینک افشاگری این مطلب:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15054

و
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15051

البته اولین مورد نیست که مجاهدین از جنایتکاران حمایت می کنند، حمایت از جنایت کاران، روی دیگر سکه حمایت مجاهدین از گروه های تروریستی مثل داعش است. از قدیم گفته اند، کبوتر با کبوتر باز با باز، ریشه حمایت مجاهدین از جنایتکاران، در فرهنگ و ایدئولوژی مجاهدین است. فرهنگ حاکم در سازمان مجاهدین، یک فرهنگ لومپنی بازاری است.

روزهای اولی که وارد سازمان مجاهدین شدم، اولین موضوع شوکه کننده ای که با آن روبرو شدم، لحن حرف زدن مجاهدین بود، بخصوص هر چه سابقه افراد زیادتر بود، لحن لومپنی حرف زدن در آنها شدیدتر و غلیظ تر میشد. این فرهنگ، چنان در سازمان مجاهدین قوی بود که حتی افراد تحصیل کرده و یا افرادی که از طبقه متوسط رو به بالا هم به مجاهدین پیوسته بودند، تلاش می کردند فرهنگ لومپنی را یاد بگیرند و شکل حرف زدن خود را هم مثل لومپن ها بکنند و افرادی که هنوز فرهنگ انسانی خود را حفظ کرده بودند، مورد تحقیر این قشر قرار می گرفتند.

از سال 1372 تا سال 1380 سازمان مجاهدین پروژه ای را به نام راهگشایی شروع کردند، این پروژه 8 ساله که بسیار خونین و خشن بود، با مضمون عملیاتهای تروریستی در خاک ایران چه در شهرها و چه در مرز ایران و عراق، ایجاد ناامنی بکند. در اولین نشست توجیهی که برای شروع این عملیاتهای تروریستی توسط مسعود رجوی برگذار شد، استدلال این بود که با ضربه زدن و ترور مستمر نیروهای انتظامی و شخصیتهای نظامی و سیاسی ایران و بازگشت همین نیروها به خاک عراق، وضعیت ناامنی را ایجاد بکنند که این الگویی برای جوانان ایران(منظور جنایتکاران و قاتلین و سارقین) باشد که آنها بعد از عمل جنایتکارانه شان به عراق فرار کرده و نزد مجاهدین بیایند. دقیقا از همان روزها بود که مجاهدین شروع به تبلیغ برای اعدامی ها کردند. یکی از این موارد، مربوط به عکس اعدام یک جوان بود که به یک دختر بچه تجاوز کرده و او را به شکل فجیعی به قتل رسانده بود. جامعه ایران، به شدت به این عمل جنایتکارانه واکنش نشان داد. اما مجاهدین این فرد را به عنوان یک قهرمان نشان دادند و بدون این که از جرم او حرفی بزنند، از او حمایت کرده و برایش اشک می ریختند. حتی مریم رجوی(خانم برگزیده) عکسهای این فرد را در کنفرانس ها و سخنرانیهایش، نشان همه میداد تا با آن دولت ایران را محکوم بکند.

من همیشه اعدام را محکوم کرده و آرزو دارم که حکم اعدام در ایران لغو بشود. اما یک جنایتکار باید در یک دادگاه عادلانه محاکمه و مجازات بشود.

از سال 1372 به بعد، در سازمان مجاهدین، شاهد گسترش ورود افراد معتاد و قاتل و حتی افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت بودیم. یکی از همین حمایت ها که در درون سازمان مجاهدین با واکنش بسیار شدیدی روبرو شد، حمایت مجاهدین از چند جنایتکار بود. دقیقا بخاطر ندارم در چه سالی بود، ولی فکر کنم سال 1387 بود. در شهر خرمآباد 3 یا 4 نفر را که متهم به تجاوز و قتل چند دختر بودند، اعدام شدند. سازمان مجاهدین با انتشار گسترده این خبر و حمایت از آنها این جنایتکاران را به مانند قهرمانان ملی معرفی می کرد. اما وقتی که اعضای رده پایین مجاهدین، متوجه جنایت این جنایتکاران شدند، موج شدید اعتراضی در درون مجاهدین شکل گرفت. چنانکه مجاهدین مجبور شدند که از حمایت علنی این جنایتکاران دست بردارند.

مجاهدینی که اینچنین از جنایتکاران حمایت می کنند، در عوض تشنه به خون منتقدین خود هستند. در آخرین پیام مسعود رجوی که در آن دستور قتل و ترور همه منتقدین و در رأس آن جداشدگان، را می داد، نشان می دهد که مجاهدین افرادی دمکرات و آزادیخواه نیستند، بلکه افرادی لومپن و جنایتکار هستند که اموراتشان را با قداره بندی و قتل و ترور پیش میبرند و قطعاً بدیهی است که همین مجاهدین از جنایتکاران و تروریست‌ها به عنوان افراد انقلابی یاد بکنند. بله، از کوزه همان برون تراود که در اوست.

“پایان”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15380

واقعیت پشت صحنه قتل عام ۱۲ ژورنالیست در فرانسه چیست؟

کریم غلامی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۵:…  اشاره می کنم. در کشوری که تروریستها از خاک همان کشور در آزادی کامل “آزادی بیان” دیگران را تهدید به قتل و ترور می کنند و از طرف سیستمهای قضایی و امنیتی این کشور، هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. بطور مسلم تروریستها دست خود را برای عملی کردن این ترورها باز می بینند. مسعود و مریم رجوی، رهبران گروه تروریستی سازمان مجاهدین، در کشور فرانسه …

مریم رجوی داعش تروریسم گروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد

لینک به منبع

واقعیت پشست صحنه قتل عام ۱۲ ژورنالیست در فرانسه چیست؟

این روزها خبر قتل عام ۱۲ ژورنالیست در فرانسه یک شوک قوی را در جامعه جهانی ایجاد کرده است. طیفهای مختلف جامعه، واکنش های مختلفی را برانگیخته است. بعضی ها احساس همدردی می کنند و بعضی گروه های ضد خارجی از این خبر استفاده کرده و موجی برعلیه خارجی ها در کشورهای اروپایی راه انداخته اند و بعضی ها هم سکوت اختیار کرده اند، زیرا با این گرایش فکری تروریستی هم جهت و هم فکر هستند. اما واقعیت پشست صحنه این عمل تروریستی چیست؟ قطعا کشور فرانسه یک کشور آزاد و دمکراتیک است با آزادی بیان و تفکر و مذهب. اما بنظر می رسد که رهبران کشورهای اروپایی بخصوص فرانسه، تعریف دقیقی از آزادی ندارد. احتمالا رهبران فرانسه فکر می کنند که هر کسی آزاد است که در فرانسه به هر شکلی که دوست دارد زندگی بکند. مثل آزادی عمل تروریستها در فرانسه با قتل عام ۱۲ ژورنالیست.

این نکته را هم باید یادآوری بکنم که رهبران دولت فرانسه از تهدید گسترش تروریسم و آزادی عمل آنها بی اطلاع نیستند. زیرا دائما این تهدید توسط گروه های فکری مختلف گوشزد شده بود. ما به عنوان جداشدگان، همیشه این تهدید را اعلام کرده بودیم، چه از طریق نامه نگاری به رهبران کشور فرانسه و اتحادیه اروپا و چه با مقالات افشاگرانه، آزادی عمل تروریستها را به اطلاع عموم رسانده بودیم. به عنوان مثال، مقاله “گسترش تروریزم در غرب”

http://iran-fanous.de/gholami%2016.html

و یا نامه به رییس جمهور فرانسه

http://iran-fanous.de/gholami%2023.html

 اشاره می کنم. در کشوری که تروریستها از خاک همان کشور در آزادی کامل “آزادی بیان” دیگران را تهدید به قتل و ترور می کنند و از طرف سیستمهای قضایی و امنیتی این کشور، هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. بطور مسلم تروریستها دست خود را برای عملی کردن این ترورها باز می بینند.

مسعود و مریم رجوی، رهبران گروه تروریستی سازمان مجاهدین، در کشور فرانسه در آزادی کامل همه را تهدید به ترور می کنند (فرامین جدید مسعود رجوی فراری، قتل و کشتار و خونریزی بیشتر

http://iran-fanous.de/gholami%2020.html

 آخرین فرامین مسعود رجوی برای ترور مخالفان رسماً از خاک فرانسه منتشر می شود و دولتمردان فرانسه هیچ اقدام و واکنشی نشان نمی دهند. فردا روز است که چماق داران و سگهای زنجیری سازمان مجاهدین با کلاشینکف در خیابان های اروپا اقدام به کشتار جداشدگان و منتقدین خود بکنند. سازمان مجاهدین، از روز اول ظهور داعش بطور رسماً در رسانه ها خود از این گروه تروریستی اسلام گرای افراطی حمایت کرده و آن را قیام دهقانان، خوانده و چه در عمل و چه در تبلیغاتش از آن حمایت کرده است.

گسترش تروریسم در اروپا، تماما حاصل بی عملی دولت های اروپایی در مقابله با گروه های بینادگرایی مثل سازمان مجاهدین و داعش است. این روزها خیابان های آلمان نیز شکل بسیار زشتی به خود گرفته است. همه جای آلمان مملو از اسلامگرایان افراطی با آن چهره های زشت و پلید، گشته است و معلوم نیست امروز و یا فردا همین افراد با کلاشیکف در خیابان های آلمان، اقدام به قتل عام مردم این کشور بزنند و در نهایت هشدار مجدد و صدباره به دولت های کشورهای اتحادیه اروپا، همین الان نیز برای مقابله با گسترش تروریسم در اروپا دیر شده است. تا جامعه جهانی شاهد فاجعه جدیدی مثل و یا بدتر از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نشده، اقدام کنید. دست و پای گروه های تروریستی و پلیدی مثل مجاهدین و داعش، را دوباره به زنجیر بکشید تا این جامعه بتواند در آسایش و امنیت و آزادی بیان زندگی بکند.

“پایان”

***تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقAnne Khodabaneh  (Singleton): In a democracy we don’t beg terrorists not to kill us
(Open letter to President Hollande)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15305

نامه سرگشاده به مسئول حقوق بشر اتحادیه اروپا (دستور مستقیم رجوی بر قتل منتقدین در اروپا را جدی بگیرید)

کریم غلامی، ایران فانوس، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  مسعود رجوی خواهان اعدام منتقدین خود شد:  مسعود رجوی، خواهان اعدام تمامی کسانی است که به روش های فرقه گرایانه و تروریستی او انتقاد می کنند. این شامل همه احزاب ایرانی موجود در خارج از ایران و تمامی افراد مستقل سیاسی که در خدمت سازمان مجاهدین نیستند، در راس این لیست اعضای جدا شده از این فرقه تروریستی هستند. در بیانیه ۲ نوامبر …

رجوی شورای ملی مقاومت ایرج مصداقی 5مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی

لینک به منبع

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به مسئول حقوق بشر اتحادیه اروپا

با احترام،

اینجانب کریم غلامی یکی از اعضاء و مسئولین سابق سازمان مجاهدین هستم که به مدت ۲۵ سال عضو این سازمان بودم. من در ماه می سال ۲۰۰۹ توانستم از سازمان مجاهدین فرار کنم و به کشور آلمان پناهنده شوم. همانطور که سازمان مجاهدین یک سازمان فرقه گرای تروریستی است و ۴۰ سال سابقه خشونت و ترور در ایران و اروپا دارد، رهبر این سازمان مسعود رجوی، به جرم ترور تحت پیگرد می باشد و همچنین در ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۳ پلیس ضد تروریسم فرانسه در یک یورش گسترده به پایگاه های مجاهدین، مریم رجوی و تعدادی از مسئولین این سازمان را دستگیر کرد. مجاهدین با دست زدن به اعتصاب غذا و اقدام به خودسوزی، پلیس فرانسه را مجبور به آزادی تمامی دستگیر شدگان کردند. قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس، پرونده ای را تشکیل داد، ولی متاسفانه در تاریخ ۱۶ سپتامبر سال جاری، قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس، پرونده ۱۷ ژوئن را مخطومه اعلام کرد. این پرونده با سئوالات بسیار زیادی که پاسخ داده نشده بود و هنوز در پرده ای از ابهام باقی مانده، بسته شد.

سازمان مجاهدین به رهبری مسعود و مریم رجوی، یک سازمان فرقه گرای تروریستی است. اگر بندهایی که آن را مهار کرده است باز شود، اقدامات تروریستی خود را چه در اروپا و چه در ایران گسترش خواهد داد. چنانکه مسعود رجوی در تاریخ ۲ نوامبر سال جاری در بیانیه ای، خود با اشاره به بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن و باز شدن این بندها، تاکید بر کشتار و خون ریزی بیشتری کرده است. بیانیه او را می توان به ۳ قسمت تقسیم کرد:

۱٫ مسعود رجوی خواهان حکم اعدام و قصاص در ایران است:

در ایران افرادی زن ستیز با پاشیدن اسید بر صورت زنان به آنها آسیب جدی رسانده اند که این اقدام غیر انسانی چه در ایران و چه در جهان، مورد انزجار عموم مردم و دولت ها قرار گرفت اما مسعود رجوی این اقدام غیرانسانی را به دولت ایران نسبت داد و خواهان اعدام و قصاص مجرمین شد. هر چند که این اقدام اسید پاشی یک امر غیر انسانی است، اما اعدام مجرمین نیز یک عمل غیر انسانی دیگری است که در کشورهای متمدن سالیان است که لغو شده است، زیرا هیچ کس حق گرفتن جان انسان دیگری را ندارد.

۲٫ مسعود رجوی خواهان کشتار سران حکومت ایران شده است:

مسعود رجوی در این بیانیه، خواهان اعدام تمامی سران حکومت ایران و تمامی کسانی که در ارگانهای این دولت کار می کنند شد. یعنی این لیست شامل اعضای پارلمان و ارتش و پلیس و کارمندان دولت و کارمندان رادیو تلویزیون نیز شده است. با این حساب، اگر به تمامی خواسته های مسعود رجوی پاسخ داده شود و احکام او اجرا شود، باید نصف مردم ایران را اعدام کرد.

۳٫ مسعود رجوی خواهان اعدام منتقدین خود شد:

مسعود رجوی، خواهان اعدام تمامی کسانی است که به روش های فرقه گرایانه و تروریستی او انتقاد می کنند. این شامل همه احزاب ایرانی موجود در خارج از ایران و تمامی افراد مستقل سیاسی که در خدمت سازمان مجاهدین نیستند، در راس این لیست اعضای جدا شده از این فرقه تروریستی هستند. در بیانیه ۲ نوامبر، مسعود رجوی با نشان دادن عکس های جداشدگان، دستور قتل آنها را دوباره صادر کرد. اعضای جداشده از این فرقه تروریستی، سالیان است که با افشای جنایات و خیانت های این فرقه، چهره واقعی آن را در معرض عموم قرار داده اند.

سازمان مجاهدین، یک تشکیلات فرقه ای است که اعضای آن هیچ اختیاری برای تصمیم گیری ندارند. ایرانیانی که درون این فرقه اسیر هستند، سالیان زیادی است که از هر گونه دسترسی به رسانه های جمعی محروم بوده اند. اعضای این سازمان، از ابتدایی ترین امکانات مثل رادیو، تلویزیون، تلفن، اینترنت و روزنامه محروم هستند. اخباری هم که به اعضای این گروه داده میشود، تحریف شده و دست چین شده است. به همین دلیل، اعضای این فرقه هیچگونه آگاهی نسبت به حق و حقوق خود و قوانین بین المللی ندارند که بتوانند آزادانه و آگاهانه تصمیم بگیرند.

رهبران این فرقه، با اختناق و سرکوب شدید از درون و شانتاژ علیه تمامی اعضای جدا شده از این فرقه، ترس شدیدی در درون تشکیلات ایجاد کرده اند که اعضای این فرقه از ترس مجازات جدا شدن، این فرقه را ترک نمی کنند. اعضایی که میخواهند جدا بشوند، با مجازاتهای شدیدی روبرو میشوند، مانند برگزاری نشست های مغز شویی و ضرب و شتم افراد در این نشست ها و در ادامه، زندان و شکنجه و حتی مواردی بوده که افراد ناراضی سربه نیست و اعدام شده اند.

من به عنوان یکی از جداشدگان از فرقه مجاهدین، در رابطه با خطر این فرقه تروریستی به شما هشدار می دهم که بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن، دست این فرقه را در اروپا باز می گذارد تا به جنایات و ترور خود شکل جدیتر و خونین تری بدهد.

با احترام مجدد، کریم غلامی

عادل اعظمی: فرمان قتل مزدوران و آداپتاسیون (از دفتر خاطرات یک لیبرتی نشین) – طنز

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15086

گذری بر وقایع مهم در سال ۲۰۱۴ و عملکرد مجاهدین

کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام دسامبر ۲۰۱۴:… عصر روز ۲۷ ماه یونی، مجاهدین در یک خیمه شب بازی در ویلپنت با حضور تعداد زیادی از مردم جهان به غیر از ایرانیان، به سخنرانی فارسی مریم رجوی گوش فرا دادند و بدون اینکه بفهمند او چه می گوید، برای او کف زدند و هورا کشیدند و برایش پرچم تکان دادند. کمی به پشت صحنه نگاه بکنیم. دو ماه تبلیغات و خرج پول های کلان و دعوت مردم جهان به غیر از …

لینک به منبع

مجاهدین در سال ۲۰۱۴

گذری بر وقایع مهم در سال ۲۰۱۴ و عملکرد مجاهدین

۱ـ شروع حملات داعش در عراق و به خطر افتادن جان اسیران در لیبرتی:

در روزهایی که خطر داعش گریبان عراق را گرفته بود و هر روز اخبار کشتار مردم بی دفاع به گوش می رسید و ایرانیها بخصوص جداشدگان نگران حال اسیران در لیبرتی بودند، سازمان مجاهدین رسما از داعش دفاع می کرد و آن را قیام دهقانان بر علیه دیکتاتوری دولت عراق می خواند و از طرف دیگر سازمان مجاهدین بهتر بگویم مسعود رجوی، مدعی بود و هنوز هم هست که دولت ایران پدر خوانده تروریسم در جهان است و همه گروهای تروریستی به نوعی مرتبط به دولت ایران است و چندین ارگان دولتی مثل “جهاد سازندگی” و “سپاه پاسداران” و “وزارت اطلاعات” و “سپاه قدس” و … کارشان در ارتباط با تروریسم و “صدور بحران” به سایر کشورها می باشد. گروه های تروریستی اسلامگرا که از طرف سازمان ملل هم به عنوان گروه های تروریستی شناخته شده اند، مثل القاعده و طالبان و سایرین تماما بطور ایدئولوژیک با دولت ایران متفاوت و بهتر بگویم متضاد هستند. تمامی این گروه های تروریستی پیرو وهابیت هستند و بشدت با شیعه گری دشمنی می کنند. حال چگونه می توان دولت ایران با ایدئولوژی اسلام تشیع را پشتیبان و عامل اصلی شکل گیری گروه های تروریستی با ایدئولوژی وهابیت شد. این جمع زدن فقط و فقط از ذهن بیمار مسعود رجوی ترشح می کند که در یک کینه کور می خواهد تمام مشکلات ایران و جهان را به گردن جمهوری اسلامی بیندازد.

۲ـ اعلام مرکزیت سازمان مجاهدین:

در اکتبر سال جاری سازمان فرقه گرای مجاهدین، خبر تشکیل مجدد شورای مرکزی سازمان مجاهدین را اعلام کرد و مسعود رجوی در یک پیام آن را تبریک گفته و گویا از شنیدن آن خبر شوکه شده است. در این بیانیه، مسعود رجوی اعلام کرده است که ماموریت شورای رهبری به پایان رسیده است و از آنجایی که استدلال انحلال شورای رهبری و تشکیل شورای رهبری متشکل از زنان سرنگونی جمهوری اسلامی ایران بود و از آنجایی که هنوز دولت ایران سرنگون نشده و خانم برگزیده هم به تهران نرسیده است، می توان تایید کرد که بله با یک شکست مفتضحانه، ماموریت شورای رهبری به پایان رسیده است. نتیجه دیگری که از این می توان گرفت، این است که انحلال شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق کار اشتباهی بوده و تشکیل شورای رهبری متشکل از زنان، از آن هم اشتباه تر. البته مسخره ترین حرف مسعود رجوی در این اطلاعیه این بود که ادعا کرده از شنیدن این خبر شوکه شده است، بقول قدیمها مرغ پخته هم خنده اش می گیره. همه به خوبی می دانند که در سازمان مجاهدین هیچ اتفاقی و هیچ تصمیم گیری بدون اجازه مسعود رجوی صورت نمی گیرد و البته این بازی مسخره اخیر هم از ابداعات خود مسعود رجوی است.

۳ـ پیام خشونت طلبانه ۱۱ آبان مسعود رجوی:

کلیت صحبت های مسعود رجوی فراری در این ویدئو دستور قتل و کشتار و خونریزی بود. اگر توجه کرده باشید، این ویدئو تمامی افشاگری های ما جداشدگان را تایید می کند، مگر ما نگفته بودیم که مسعود رجوی فرمان قتل تمامی جداشدگان را داده است، در این ویدئو با نشان دادن تصویر تک به تک ما جداشدگان، مجددا حکم قتل و ترور ما را داده است. مگر ما نگفته بودیم که مسعود رجوی با داعش هیچ فرقی ندارد، حال ببینید که در این ویدئو چگونه دستور ترور تمامی مخالفین و منتقدین را می دهد. او که خود باعث و بانی کشته شدن اسیران در اشرف است و هنوز دنبال قربانی کردن بقیه است، خون آنها را به گردن دیگران می اندازد و با شعار قصاص و یک جان در مقابل یک جان، خواهان کشتار دیگران است. این ویدئو، نشان بارزی از شکست مسعود رجوی فراری است که برای خالی کردن عقده هایش دستور قتل و ترور را صادر می کند.

۴ـ بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن:

مجاهدین با جار و جنجال اعلام کردند که پرونده ۱۷ ژوئن بسته شد و ادعای پیروزی در این پرونده را هم داشتند. متاسفانه این پرونده با سئوالهای بسیار زیادی که بی پاسخ مانده است، بسته شد و اینکه چرا تعدادی اقدام به خودسوزی کردند و چه کسی به آنها دستور داده بود. البته همه می دانیم که بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن یک مسئله سیاسی بود تا مجاهدین اجازه بدهند بقیه اعضای باقی مانده در لیبرتی، به اروپا منتقل شوند. همانطور که در یک زد وبند سیاسی نام مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا خارج شد تا مجاهدین پذیرفتند از اشرف به لیبرتی نقل مکان بکنند.

۵ـ شروع مجدد اعزام اسیران در لیبرتی به اروپا:

در اردیبهشت سال ۹۲ (آپریل ۲۰۱۳) اولین گروه از مجاهدین اسیر در لیبرتی به کشور آلبانی منتقل شدند. هر چند طی یک سال گذشته سازمان مجاهدین تلاش کرد که در این کار سنگ اندازیهای زیادی بکند و اعضای خود در آلبانی را همچنان در اسارت نگاه دارد، اما خوشبختانه این روزها شاهد خبر خوشحال کننده انتقال تعداد بیشتری از اعضای اسیر در لیبرتی به آلبانی هستیم، هر نامی که برایم آشنا بود خوشحالم می کرد که او از تراژدی عراق جان سالم بدربرده و توانسته به دنیای آزاد برسد. هر چند که هنوز رجوی چنگالهای تیزش را در گوشت و تن آنها نگه داشته است.

۶ـ خیمه شبازی ویلپنت:

۷- عصر روز ۲۷ ماه یونی، مجاهدین در یک خیمه شب بازی در ویلپنت با حضور تعداد زیادی از مردم جهان به غیر از ایرانیان، به سخنرانی فارسی مریم رجوی گوش فرا دادند و بدون اینکه بفهمند او چه می گوید، برای او کف زدند و هورا کشیدند و برایش پرچم تکان دادند. کمی به پشت صحنه نگاه بکنیم. دو ماه تبلیغات و خرج پول های کلان و دعوت مردم جهان به غیر از ایرانیها، وقتی ما جداشدگان شروع به افشاگری کردیم، مزدوران باند رجوی در رسانه هایشان شروع به لجن پراکنی علیه ما کردند. پر واضح است که افشاگری های جداشدگان دقیقا به هدف خورده است. مزدبگیران باند رجوی در سراسر اروپا اقدام به جمع آوری پناهنده های افغانی و آفریقایی و کشورهای اروپای شرقی برای پرکردن سالن ویلپت کرده بودند. از یکی از مزدبگیران شنیده بودم که می گفت، برای پناهنده ها برنامه ویژه دارند که آنها را با اتوبوس و با تضمین کنترل نشدن خط مرزی و کاملا امن به پاریس می برند، برای آنها هتل ۳ ستاره می گیرند و یک روز گردش در پاریس.

۸ـ ماه رمضان و مهمانی های آنچنانی مریم رجوی:

فرانسه کشوری است که در آن پناهنده های بسیاری زندگی می کنند که به لحاظ معیشتی مشکل زیادی دارند. در طول سالیان زیادی که مریم رجوی در پاریس است، از سال ۱۳۷۲ به این سو، من به یاد ندارم که مریم رجوی حتی یکبار مهمانی افطار داده باشد که در آن فقرا و پناهجویان نیازمند شرکت کرده باشند. در مهمانی افطاری که خانم برگزیده راه انداخته بود، به جز دار و دسته و چماق داران مریم رجوی، تعدادی مهمان عرب آن هم نه از نوع فقیر بلکه افراد ثروتمند و شناخته شده وجود داشت. این گونه مهمانی ها و خرج کردن از کیسه خلیفه و یا خیمه شب بازی ویلپنت، نمونه بسیار خوبی است که به این نتیجه برسیم، مردم ایران (خلق قهرمان) برای این باند جنایت کار اهمیتی ندارد، نه مشکلات آنها و وضعیت زندگیشان.

“پایان”

***

همچنین:

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت هفتم)

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و هفتم دسامبر ۲۰۱۴:… بعد از این که مجاهدین عقب نشینی کردند، من به مقر فرماندهی برگشتم تا به همراه حسین ابریشمچی به قرارگاه برگردم، ولی حسین به من گفت که تعدادی از نفرات باقی مانده اند تا دنبال فرد گمشده ای بگردند. داستانهای متناقضی در رابطه با گم شدن آن فرد شنیدیم. ولی هرگز نفهمیدم که داس�

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به رییس جمهور فرانسه (مسعود رجوی و دستور قتل منتقدین در فرانسه)

کریم غلامی، ایران فانوس، پانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  مسعود رجوی خواهان اعدام منتقدین خود شد: مسعود رجوی خواهان اعدام تمامی کسانی که به روش های فرقه گرایانه و تروریستی او انتقاد می کنند، شده است. این شامل همه احزاب ایرانی موجود در خارج از ایران و تمامی افراد مستقل سیاسی که در خدمت سازمان مجاهدین نیستند که در راس این لیست ا�

پایان راه مسعود رجوی و فرقه مجاهدین

کریم غلامی، ایران فانوس، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۴:… سازمان مجاهدین که آخرین روزهای حیات خود را طی می کند، سازمانی که ادعا دارد نزدیک به نیم قرن سابقه دارد و مبارزه کرده است، سابقه ای که خالی از خیانت و جنایت و خودفروشی و وطن فروشی، نیست. مسعود رجوی که هنوز در دوران دایناسورها (مثل داعش و القاعده و … ) باقی مانده حتی در حد می